



تو روزهای قرمز تقویم، یک زن بیشتر از هر زمان عادی دیگه ایی به توجه و محبت احتیاج داره
وقتی میگه دوستت ندارم دقیقا یعنی اینکه خیلی دوستت دارم،دیونه تم
وقتی با دندوندونهای بهم فشرده میگه برو در پس اون غیض(غیظ؟) داره ملتمسانه میگه نرو ... نوازشم کن.
اشتباه میگم؟

به مامان میگم طالبی داریم؟ پاسخ مثبته. میگم هوس کردم. میشه یه ظرف بهم بدید بخورم...
با اشتیاق و لذت چنگال حاوی طالبی رو فرو می کنم تو دهانم!... کاشکی همه هوسهای زندگی به سادگی خواستن یه کاسه طالبی و خوردنش بود.
دلم یه لیوان بزرگ آب یخ می خواد که توش یخها بغلتن و جرینگ جرینگ صدا در بیاد از برخوردشون به جداره لیوان.آب یخ رو هرت بکشم و زیر دندونهام قرچ قرچ یخها رو بجوم ... تشنه مه، عطش دارم ... عطش حضور تو.
پ.ن: روزه نیستم.

به شنیدن این موزیک و تجسم خنکی و رطوبت فضا و بوی نمک ... تاریکی و پیچ های جاده احتیاج داشتم.
از شب آهنگها:
"
لطفا به آهنگهای این بخش وقتی که فرصت کافی دارید و میخواهید لذت ببرید و تمام حواستون به شنیدن موسیقی است، گوش بدید. وقتی که در تخت خود قبل از یک چرت دلچسب ظهرگاهی یا بعد یک عشقب.از.ی شبانگاهی هستید. هنگامی که به یاد خاطرات گذشته یا در رویاهای آینده به سر میبرید. پشت فرمان ماشین در یک جاده نم زده، یا شاید هم وقتی که نیمه شب زیر نور شمع، گیلاسی شر.اب در دست دارید، اون زمان “آوای شر.اب” رو بشنوید … "
jesse Cook

گرفتارم و دارم ميرم مسافرت.احتمالا هفته ديگه رو نيستم.لپ تاپم رو مي برم ولي نميدونم وقت بکنم وبلاگ رو به روز کنم يانه.
نگرانم نباشيد همه چيز خوب و آرومه
.

بهم میگه: چقدر امشب خوشگل شدی.
بی تامل میگم : من همیشه خوشگلم فقط دیدنش چشم بصیرت می خواد.
مطمئنم الان خیلی هاتون فکر می کنید پیف پیف چه خودشیفته! ولی چرا وقتی به حقیقتی خودتم واقفی بخوای شکسته نفسی کنی و به اصطلاح بخوای تعارف کنی و بگی نه! چشماتون قشنگ می بینه....
من غیر عادیم یا تو نوعی؟