


زیر لب دندون قروچه می کنه و می غره ” مردیکه الدنگ! فک کرده من کیم؟”
با خودش فک می کنه یه رابطه مثل یه گیاه یا درخت باید ریشه های قوی داشته باشه تا جون بگیره و با هر ناملایماتی زرد و خشک نشه.
وقتی ریشه اش سست باشه با هر تکون و جابجایی ممکنه خشک شه….قوی نیست…به بادی بنده…اونوقته که نارضایتی میاد،دلخوری…و بدتر از اینها عدم امنیت عاطفی.
دیگه همه چیز رو به خودت می گیری و در ازا هر جواب “چرایی” قبل اینکه دنبال یه پاسخ درست و درمون باشی ،خودت رو زیر سئوال می بری.ولی تو این لحظه است که همیشه بدهکاری… بدهکار اون.
اونوقت در طول ۲۴ ساعت،۲۵ ساعتش رو دلخوری و غمگین… مگه غیر اینه که ایجاد یک رابطه تلاشی ه برای شاد بودن و قشنگتر دیدن زندگی؟ ولی حالا که برعکس شده
همه اینا رو می دونه و میدونه درسته… ولی چرا با هر زنگ تلفنی یا روشن شدن صفحه موبایلش،دلش آشوب میشه به امید اینکه اون باشه و هنوزم منتظره… منتظر یه عذر خواهی و فراموش کردن همه این موارد بعضا منطقی!!!

از در مطب خارج میشم و وارد راهرویی که چند نفر بیمار به انتظار نشستن میشم…
وقت نیست… برای همین فقط شالم رو انداختم رو سرم و مانتو نپوشیدم و بازوهام لختن!!!…میزنم بیرون تا بیمار بعدی داخل شه… نگاه پر از پرسش و تعجب بیمارهای دیگه و همراهانشون رو روی خودم حس می کنم… احتمالا از خودشون می پرسن،کی انقلاب شد که ما نفهمیدیم؟
یه همچین مواقعی از بیمار بودن و متعاقب اون ویلچر نشینیم راضیم.
پ.ن:وقتی تو اون هیری ویری یادم بود که ریکوردرم رو دربیارم و سئوالی رو که می خوام از دکتر بپرسم و ضبط کنم برای استفاده در برنامه رادیویی ام… بخودم ایمان میارم که ذاتا یه گزارشگرم.
پ.ن: دیگه به جوابهای یک دختر خانوم نیازی ندارم-فقط آقایی که داشتن بکارت براش مهم باشه لطفا برام شماره بذاره
اضافه شد:
جواب این سئوال رو من برای یکی از برنامه های رادیویی ام می خوام نه شخص خودم.
پس کامنت گذاشتن یا چت کردن و جواب دادن به دردم نمی خوره…اگه کسی با پخش صداش مشکلی نداره برام شماره بذاره تا تماس بگیرم باهاش.
آقا هم مورد نیازه ولی فقط در حالتی که داشتن بکارت همسرش براش مهم باشه و علتش رو بهم بگه.

سلام
من نمی دونم شما کی هستید و افتخار آشنایی نداشتم تا حالا
ولی اول اسمتون توجه ام رو جلب کرد چون همنام یکی از دوستان صمیمی من هستید
بعد که اومدم تو صفحه تون و عکستون رو دیدم ،موهای کوتاهتون توجه ام رو جلب کرد چون خودمم موهایی به شدت کوتاه دارم و این خود یه جسارت زنانه است
دیدم ۴۶ نفر دوست مشترک داریم…پس دوست بودنمون بی ربط نخواهد بود….نقاط اشتراک زیادن
به خودم جسارت و اجازه دادم تا ادتون کنم…امیدوارم بپذیرید.

اول از همه روز زن و روز مادر بر تمامی متعلقانش مبارک و خجسته.
محوریت این برنامه بر مبنای گرامیداشت این روز و هم چنین نیم نگاهی به نمایشگاه کتاب از دید یه کتاب خون و کتاب خر ه!!! عادیه.
نظر،انتقاد یا پیشنهاد؟
لینک کم حجم شده در mediafire -برای من فیلتر نبود امروز-اگه مشکلی بود بگید جای دیگه آپ لود کنم-حجم ۸٫۴۵
لینک کم حجم شده۳۲ بیت با سایز۱۳٫۵
لینک حجم اصلی حجم ۵۳٫۳
پ.ن: توجه کنید که خودم به تنهایی با کمک دوست عزیزم امیرحسین تاج بخش دارم برنامه رو می بندم….خوشحال میشم انتقادات سازنده تون رو بشنوم تا در جهت بهتر شدن کارم بکار ببندم.
اضافه شد:
اگه دوستانی تو دانلود لینکهای بالا مشکل دارن تو فضای وبلاگ یه فایل ۳۲bit آپلود کردم…اینو در صورت داشتن مشکل دانلود کنید.

با آرزوی بهترینها


چند وقت پیش تو بوق و کرنا کردن که ایها الناس اگه می خواید اس ام اس های تبلیغاتی نگرید به فلان شماره پیامک بزنید،دیگه ارسال نمیشه…
منم که شاکی این مورد زوری بودم همینکار رو کردم.
ولی اگه شما وقعی دیدید منم مشاهده کردم.
گفتم شاید نگرفتن یا حالیشون نشده!!! دوباره ارسال کردم…
و نتیجه اینکه امروز با صدای گرفتن یه اس ام اس تبلیغاتی دیگه از خواب ناز بیدار شدم.

آره باید تموم میشد…
ولی دلتنگ دلتنگم …
می ترسم طاقتم کم شه …
همه جا رد پای تو…
آخر قصه است…نمونده راه برگشتن
.
.
.
علیرضا بلوری- یاد تو