بازم سرگیجه

اینروزها اصلا حال و روز خوبی ندارم وقتی به آرشیو پارسال رجوع میکنم میبینم حال جسمیم مثل قبل بیمارستان رفتنمه و به نوعی کورتن لازم شدم.
پاهام سفته و از زانو خم نمیشه همین هم سبب بد راه رفتنم میشه مثل این غولها تاپ تاپ راه میرم و نمی تونم نرم قدم بردارم حتی واسه راه رفتن معمولی بدم نمیاد دستام رو مثل بندباز ها از دوطرفم باز کنم که تعادلم بهم نخوره! جدیدا هم که این سرگیجه داره داغونم میکنه سوار ماشین که میشم از گاز و ترمزها میخوام بیارم بالا، مسواک که میزنم فشار مسواک رو فک و دندونهام دچار سرگیجه میکنتم! این سرگیجه من از نوعی نیست که هرکدوم شما ممکنه یکبار تجربه اش کرده باشین احساس میکنم یه چیزی تو سرم وله و سر جای خودش نیست که با هر حرکت کوچک سرم مثل نگاه کردن به چپ و راست، از جاش تکون میخوره و سبب سرگیجه ام میشه.
امید وقتی چشای بیحالم رو می بینه طبیعیه که نگران شه ولی چه توضیحی میتونم بهش بدم؟ کسی غیر خودم نمی تونه این حالت ها رو درک کنه اینروزها خیلی بداخلاق و عصبانیم پاچه هرکی دم دستم باشه میگیرم بچه های شرکت و حتی رییسم هم بی نصیب نمودن!!امید تنها محبتی که میتونه بکنه و انجامش میده اینه که کاری به کارم نداشته باشه و حرف باهام نزنه (خلاصه خیلی مواظب باشین که دَم پَرم نیاین:embaressed!.
با بعضی از بچه های دیگه که ام-اس دارن صحبت میکنم میبینم اونها هم هرکدوم به نوعی دارن یه حال بد رو میگذرونن پس اپیدمیه؟ شاید مال تغییر فصله؟ عوض شدن دما و هوا این اثر رو رومون گذاشته و تا بدن عادت کنه وقت میبره؟. باید برم دکتر دلم نمی خواست باز کورتن بزنم تازه باد و بودم خوابیده بود ولی باز روز از نو وروزی از نو میشه.
دیشب کانال چهار از دکتر نبوی دعوت کرده بود برای صحبت در مورد ام-اس از چگونگی و درمان این بیماری چند نکته تو حرفاش برام جالب و تازه بود یکیش این بود که گفت مهاجرت تو ایجاد این بیماری نقش داره یعنی اگر زیر ۱۵ سال مهاجرت بشه بچه مستعد گرفتن بیماری به نسبت گستردگی در کشور مهاجر پذیره و بالای ۱۵ سال طبق گستردگی کشور مبدا است توضیح میدم متوجه شین مثلا در کشور سوئد شانس ابتلا به بیماری ۱۲۰ به ۱۰۰۰ است:omg(خیلی زیاده نه؟) تو ایران آمار دقیق ندارن حالا اگه بچه ای موقع مهاجرت مثلا به سوئد زیر ۱۵ سال باشه ریسک گرفتن این بیماری مطابق کشور سوئد میشه( قابل توجه سارای عزیزم که ساکن سوئد) یه چیز جالب دیگه این بود که گفت تو ایران تو استانهای آذربایجان، کردستان، کرمانشاه و اصفهان فراوانی این بیماری بیشتره که ممکنه بخاطرنوع کارخانجات اطراف شهر باشه البته اینو با قاطعیت نگفت خیلی از چیزهایی که گفت خودم قبلا میدونستم و خوشحال شدم که اطلاعاتم در مورد بیماریم اینقدر زیاده. آهان یه چیزه دیگه اینو هممون میدونیم ولی همیشه با شک بیان میشد ایندفعه گفت کاملا اثبات شده که استرس عامل اصلی عود بیماریه بازم تاکید کرد هنوز هیچ دارو قطعی برای درمان کشف نشده.
اینم بگم چون خودم احساس میکنم تو حالت حمله بیماریم، اگه نشونه جدیدی تو خودتون می بینید یا نشونه های قبلی بدتر شده اگه میخواید بدونید حمله است یا نه باید این حالتها ۲۴ ساعت تو بدنتون بمونه مثلا من که دچار سرگیجه میشم، صبحها خوبم و مشکل خاصی ندارم ولی بعدازظهر ها که دیگه خسته از کارم این حالتهام تشدید میشه پس نمیشه گفت حمله جدید به چشم و گیجگاهمه چون ۲۴ ساعت طول نمیکشه ولی انقباض پاهام و بد راه رفتنم دیگه دائمی شده اینو میتونم به بدتر شدن حالم ربط بدم.
ویولت


نظرات شما


  1. سلام ویولت عزیزم. از اینکه می بینم نسبت به وضعیت فیزیکی خودت احساس خوبی نداری ناراحت شدم. امیدوارم زودتر این مرحله تموم بشه. همونطور که خودت هم گفتی استرس و ناراحتی های روحی وعصبی خیلی تاثیر داره پس لطفا تا اوجا که می تونی آرامشت رو حفظ کن و اگه فکری ذهنت رو مشغول می کنه یا با مشکلی درگیر هستی تو خودت نریز.
    برات آرزوی بهترینها رو دارم.


  2. شهره در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    ویولت گل چیزی نمیشه گفت بجز بهترین آرزوها برای تو .


  3. سانی در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    عزیز نگران نباش چیزی نمیشه شاد باش و پایدار منم تو پاییز و این فصل این حالت برام رخ میده الان سه تا پاییزه که اینجوری میشم با این تفاوت که پاییز اول نمی دونستم به خاطر چیه؟


  4. mahidoodi در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    ممممممم…….کورتن بده پروتن مصرف کن!


  5. مهاب در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    سلام… تو که با اراده ات بیماری رو شرمنده کرده ای، این فصل نیز بگذرد… ولی هوای رئیس خوبت رو داشته باش. با بهترین آرزوهای سلامتی، شاد زی


  6. mahab در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    سلام… تو که با اراده ات بیماری رو شرمنده کرده ای، این فصل نیز بگذرد… ولی هوای رئیس خوبت رو داشته باش. با بهترین آرزوهای سلامتی، شاد زی


  7. آزاده در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    ویولت عزیزم امیدوارم که زودتر خوب بشی. ولی واقعا فکر کنم اپیدمیه. خاله منهم هفته پیش بالاخره مجبور شد کورتن بزنه. ولی اگه احساس میکنی به کورتن احتیاج داری زودتر بزنی بهتره. نذار خدای نکرده حالت بدتر بشه قربانت


  8. رویین در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    ویولت عزیز امیدوارم هرچه زودتر خوب و سلامت بشی …


  9. رویین در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    ویولت عزیز امیدوارم هرچه زودتر خوب و سلامت بشی …


  10. دنیز در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    سلام
    من نیز حال عمومی ام نسبت به قبل بدتر شده عضلات پا گردن دستام چشام بدجوری اذیتم میکنه. بدتر از همه چشام که دیگه واویلاست.وقتی پایین رو نگه می کنم خیلی بدجوری میشه.یه تار مو که به صورتم میخوره چنان جزی تو سرم بپا میکنه وحشتناک. گوشام هم که انگار عفونت شدید کرده و بد جوری گرفته.ولی هیچ سعی نمی کنم به حمله ربط بدم.بااین حال وروزم طوری رفتار می کنم ومی گم میخندم که هیچ که نمی تونه باور کنه چه رنجی در درونمه.
    ویولت عزیزم من خیلی چیزها را ازتو یاد گرفتم بازم سعی کن به مشکلات غلبه کنی. تو میتونی اینو مطمئنم. پسعی کن عزیزم.


  11. دنیز در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    سلام
    من نیز حال عمومی ام نسبت به قبل بدتر شده عضلات پا گردن دستام چشام بدجوری اذیتم میکنه. بدتر از همه چشام که دیگه واویلاست.وقتی پایین رو نگه می کنم خیلی بدجوری میشه.یه تار مو که به صورتم میخوره چنان جزی تو سرم بپا میکنه وحشتناک. گوشام هم که انگار عفونت شدید کرده و بد جوری گرفته.ولی هیچ سعی نمی کنم به حمله ربط بدم.بااین حال وروزم طوری رفتار می کنم ومی گم میخندم که هیچ که نمی تونه باور کنه چه رنجی در درونمه.
    ویولت عزیزم من خیلی چیزها را ازتو یاد گرفتم بازم سعی کن به مشکلات غلبه کنی. تو میتونی اینو مطمئنم. پسعی کن عزیزم.


  12. دنیز در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    سلام
    من نیز حال عمومی ام نسبت به قبل بدتر شده عضلات پا گردن دستام چشام بدجوری اذیتم میکنه. بدتر از همه چشام که دیگه واویلاست.وقتی پایین رو نگه می کنم خیلی بدجوری میشه.یه تار مو که به صورتم میخوره چنان جزی تو سرم بپا میکنه وحشتناک. گوشام هم که انگار عفونت شدید کرده و بد جوری گرفته.ولی هیچ سعی نمی کنم به حمله ربط بدم.بااین حال وروزم طوری رفتار می کنم ومی گم میخندم که هیچ که نمی تونه باور کنه چه رنجی در درونمه.
    ویولت عزیزم من خیلی چیزها را ازتو یاد گرفتم بازم سعی کن به مشکلات غلبه کنی. تو میتونی اینو مطمئنم. پسعی کن عزیزم.


  13. مریم در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    سلام عزیزم …میدونی من تمام پارسالااز عدم تعادل بشدت رنج میبردم.بعد عید کرتون زدم حالشو بردم ملی کلی کار عقب مونده داشتم که گذاشتم برای حالا که خنک میشه.خلاصه از ۱۰ مهر دوباره با کمر درد شدید مواجه شدم کم کم به پام زد و یه پام رو رو زمین میکشیدم.القصه در عرض ۵ روز تا وقت از دکتر بگیرم خودش خوب شد می تونستم بدوام!!!!!!پس قضیه فصله!الان دکتر بهم قرص برای کمرم و آمپول ضد التهاب بهم داده.ما که سر در نیووردیم.تو هم روحیت و نباز .یادت باشه همیشه چی گفتی…اگه میشه کورتون استفاده کن .یه جوری میشه دیگه!راستی دیدی من در مورد استرس راست می گفتم.دیشب دوست داشتم تو هم برنامه رو میدیدی که دیدی.منو از حالت بی خبر نزار .بالاخره.خدا یه فکری برای ما میکنه.ینی مجبوره چون من دست از سرش ور نمی دارم.دوست دارم.میبوسمت.


  14. فقط میتونم دعا کنم برات. همین.


  15. nc در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    به اندازه آبی بودن قلبم برات دعا میکنم :*


  16. حسن در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    سلام
    حالم گرفته شد ویولت جان.به خدا گاهی بیشتر از اینکه به یاد خودم باشم به تو دنیز و پیمان و بقیه فکر می کنم .مخصوصا تو.
    امیدوارم که حالتت گذرا باشه. من که خوشبختانه هر بلایی سرم اومده یه چند ماه بعد خودش رفع شده.امیدوارم که تو هم همینطور باشی.
    خوب دیگه! بعضی وقتا باید خودش رو نشون بده! که یعنی ما هم هستیم!بذار خوب خودنمایی کنه ببینیم چند مرده حلاجه!
    برای تو و بقیه و خودم آرزوی سلامتی دارم.


  17. فرنو در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    ویولت عزیز امیدوارم این حالت گذرا باشه و هرچه زودتر به وضعیت بهتری برسی. کمتر به بیماریت فکر کن و از هر استرس و تنشی دوری کن. برایت آرزوی سلامتی و تندرستی رو دارم.


  18. سلام بر ویولت عزیز دل برادر
    من هم از این سر گیجه ها یک هفته ای مدام داشتم
    خیلی خیلی بد است
    آدم حس میکنه که یه هو داره می اوفته
    موضوع آقای طالبی خیلی شیرین بود .
    تو محل خدمت من یه آقایی بود که نام فامیل اونها از اونجا که تو کار خرید تخمه بودند
    تخمه خر بود .
    برای شما آرزوی سلامتی و شادابی میکنم .


  19. پرند در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    امیدوارم هر چه زودتر خوب بشی و سرحال. مواظب خودت باش.


  20. sarah در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    salam khanomi, motasefam ke ehsas khastegi va narahati mikoni, amma khob rast migi abo hava kheili tasir migzare, aksaran to in modat hame ona ke ms daran haleshon badtare, abji manam daghighan harsal hamin mah dochare hamleha sangin mishe, yeki ham tarafa eyd, faghat ziad khodeto khaste nakon, va rohiato mesle hamishe shado khandon negah dar. Omidvaram zodtar halet behtar she. ghorbanat.


  21. محمد در ۸۳/۰۶/۰۸ گفت :

    من که کاملا عصبی و ناراحت هستم
    اصلا شرایط رو درک نمیکنم
    لطفا برای دوستم دعا کنید


  22. مواظب خودت باش عزیز.


  23. آدم در ۸۳/۰۷/۰۸ گفت :

    آبجی جون بد به دلت راه نده که بقول خاله خانباجیا، من دلم روشنه. بادمجون بم و این حرفا؟! میگی نه برو دوباره آرشیوتو مرور کن!
    انشالله به زودی حسابی راه میفتی و دوباره از داستانای مدیریت پارتی و رقص و برنامه ها مینویسی.


  24. آدم در ۸۳/۰۷/۰۸ گفت :

    درضمن خوب شد این مطالب پست قبلیتو نوشتی و مارو روشن کردی. چند وقت بود دنبال عامل تنبلی و بی حالی خودم میگشتم! حالا که گفتی فهمیدم که ام اس ممکنه از طریق وبلاگ هم سرایت کنه!!
    برم به حوا بگم که من بیتقصیرم و تنبل نیستم. D:


  25. بی تا در ۸۳/۰۷/۰۸ گفت :

    ویولت عزیز امروز اولین باره که اینجا میام…امیدوارم این حال بدی که توش هستی زودتر تموم بشه


  26. هیولا در ۸۳/۰۷/۰۸ گفت :

    ویولت جون دیگه نبینم غرغر کنیها. هیچ چیزی به هیچ چیزی ربط نداره. اگه بازم بشنوم میام می‌خورمت ها ( شوخی کردم، حال ما هم گرفته شد. بهتر میشه، باور کن، فقط از این فکر و خیالا نکن هرچند که سخته )


  27. نسیم در ۸۳/۰۷/۰۸ گفت :

    ویولت عزیز باید با بی خیالی طی کرد من یه ام اسی میشناسم که توی یکی ازروستاهای فارسه ۲۴ ساله دیپلم نه اینترنت داره نه کار نه دوست و نه عاشقی کرده گاهی که نق میزنم یاد اون میفتم وساکت میشم امیدوارم همه ام اسی ها هرچه زودتر خوب بشن


  28. از خودم می پرسم آیا می شود من هم پر بگیرم از زمین تا آسمان آفتابی؟


  29. مینو در ۸۳/۰۷/۰۸ گفت :

    سلام … من چند وقتی هست که وبلاگت رو میخونم و چندی پیش به طر اتفاقی با دکتری برخورد کردم که از طریق طب اسلامی این بیماری رو مهار کرده و بیماران زیادی داره … خوشحال میشم اگه دوست داشته باشی در موردش بیشتر باهم صحبت کنیم … البته اگه مایلید …


  30. پریوش در ۸۳/۰۷/۰۸ گفت :

    سلام و صد سلام.مرتبا میام و متنهایتان را می خوانم.وقتی امید واریدو از لحاظ جسمی موقعیت بهتری دارید خوشحال .و در غیر این حالت ناراحت میشم.در هر صورت برایتان ارزوی شادیهای پایدار را دارم…وبدرود


  31. فندق در ۸۳/۰۷/۰۸ گفت :

    سلام ویولت باجی.
    اصلا انگار این یکی دو روزه همه جا اوضاع خرابه منم دیروز و امروز تو شرکت کلی دردسر داشتم. با یکی از کارمندا دعوای مفصلی کردم و تقریبا داشتم اخراجش میکردم.
    ولی فکر کنم موضوع به ماه گرفتگی مربوط میشه.
    اوضاع بد جوری قمر تو عقرب شده.
    میگم امشب به ماه نگاه کن ببین چه شکلی میشی. ;)


  32. یه چند تا بامبی بزن به اطرافیان، مطمئن باش بهتر می‌شی :( ((


  33. علی در ۸۳/۰۷/۰۸ گفت :

    سلام
    امیدوارم که حالت بهتر بشه و روز به روز این امید و عزت نفسی که داری بیشتر بشه.
    دوست عزیز به خدا توکل کن و از اون کمک بخواه مطمئن باش یاریت خواهد کرد.به منم سر بزن خوشحال میشم.


  34. ندا در ۸۳/۰۷/۰۸ گفت :

    ویولت جان من نمیفهمم چرا نمیری انرژی درمانی . این که ریسک نیست چیزی برای از دست دادن وجود نداره شاید خیلی چیزهای بیشتری بدست بیاری نمیدونم . بهر حال برات آرزوی سلامت و شادی دارم


  35. پگاه در ۸۳/۰۷/۰۸ گفت :

    سلام عزیزم
    تو که اون همه به من روحیه دادی چرا الان خودت……….
    امیپدوارم زودتر ایم حالتهات رفع بشه
    مواظب خودت باش


  36. bahareh در ۸۳/۰۸/۰۸ گفت :

    azizam havaye inja ro shad kon ta khodet ham shad beshi fekr konam tasir dashteh bashe . hich moghe omideto az dast nadeh . movazebe khodet bash


  37. ویولت جان ناراحت شدم از اینکه گفتی حال خوبی نداری .در مورد استرس هم تو خیلی از بیماری ها نقش موثری داره .امیدوارم هر چه زودتر بهتر بشی .


  38. سلام ویولت عزیز خدا بد نده …ناراحتم کردی امیدوارم مشکلت به خاطر همین تغییر فصل باشه امیدت رو از دست نده دچار استرس هم نشو دوست دارم همیشه همون ویولت سر حال و امید به آینده باشی برات دعا میکنم مخصوصا این شبها مطمئنا این مشکل رو برطرف میکنی… موفق باشی


  39. avan در ۸۳/۰۹/۰۸ گفت :

    خوب هستی خوب می مونی …موقتی همش… بدون که هر کی یه دردی داره منتها تو اسم مال خودت رو می دونی… بقیه نمی دونن… مواظب خودت باش


  40. سلام خانم ویولت براتون آرزوی سلامتی و شادکامی دارم.


  41. سایه در ۸۳/۰۹/۰۸ گفت :

    سلام اینجا همه چی یه رنگی و یه جوریه رنگش آبیه و دیگه نمیدونم فقط این رو میتونم بگم که همه ما یه جوری یه جاهایی یه بیماری داریم تو که خوبه می دونی چیه و داری باهاش مدارا میکنی ولی خیلی از ما حتی راه آروم کردنش رو هم نمیدونیم زندگی بشر پره از درد ولی محبت می تونه بهترین تسکین دهنده دردها باشه دوستت دارم به امید روزهای سبز و آبی تری


  42. سایه در ۸۳/۰۹/۰۸ گفت :

    سلام اینجا همه چی یه رنگی و یه جوریه رنگش آبیه و دیگه نمیدونم فقط این رو میتونم بگم که همه ما یه جوری یه جاهایی یه بیماری داریم تو که خوبه می دونی چیه و داری باهاش مدارا میکنی ولی خیلی از ما حتی راه آروم کردنش رو هم نمیدونیم زندگی بشر پره از درد ولی محبت می تونه بهترین تسکین دهنده دردها باشه دوستت دارم به امید روزهای سبز و آبی تری