

دیروز آخرین آمپول رو زدم حالا باید ببینم چقدر میتونه تو بهبود حالم موثر باشه خود دکترم گفت اگه دیدی کمکت نکرده بلافاصله باید بخوابی بیمارستان و پالس کورتن بگیری. با تحقیقاتی که در مورد این دارو داشتم فهمیدم که فرقش با تزریق کورتن در اینه که این آمپول غدد فوق کلیوی بدن رو به کار میندازه که کورتن اضافی ترشح کنن و این کورتن مترشحه سبب میشه التهاباتی که در سطح اعصاب مرکزی اتفاق افتاده و منجربه نرسیدن پیامهای عصبی به اندامها میشه رو کاهش بده خوب بالطبع مقدار این کورتن خیلی خیلی پایینتره نسبت به اینکه روزی یک گرم کورتن اضافی و کمکی وارد بدن بشه و دیگه بدن قبول زحمت ساختنش رو به خودش نده این آمپول اینقدر به بدنم فشار آورد و عوارض ایجاد کرد بخاطر همین سوخت و ساز کورتنی بوده در حال حاضر بد نیستم ولی خوب و عادی مثل قبل حمله هم نیستم شاید به مرور بهتر بشم فعلا یه دو هفته ای صبر میکنم ببینم میزان کمکش چقدر بوده اگه دیدم اثر چندانی نداشته میرم بیمارستان.
حالا که ماحصل قضیه رو براتون گفتم بذارین یه صحنه خنده دار از خودم رو براتون تفسیر کنم شاید حال خرابم رو یه درصد بتونین تصور کنید، من سرکار که میام معمولا مانتو نمی پوشم چون شرکت هواش گرمه با اورکت از بیرون میام و اونو که در میارم یه پیراهن بلند زیر باسن تنمه با شلوار یه روسری هم تو سفرم از ابیانه خریدم که به نظر خودم خوشگله ولی بشدت زرزریه و پولکیه و مدل روسری دهاتی هاست اونم چون به پیراهنم میاد سرش میکنم روز اولی که اینا رو پوشیده بودم همکارم میگفت خانم ویولت یه آهنگ گیلکی هم برات بگذاریم دیگه کامله:regular!! خندیدم و گفتم آره والله یادش بخیر اون موقع که رقص گیلکی هم میکردم و سینی برنج بالا مینداختم !حالا که سینی برنج که سهله هیچی نمی تونم بالا بندازم:shades!!!.
خلاصه منو با این شکل و شمایل تصور کنید. وقتی آمپول میزنم به شدت بدن درد میگیرم و احساس میکنم کمرم خالیه و مال خودم نیست تو شرکت در حالیکه دستم رو کمرم بود و به جلو هلش میدادم که کمک بشه تو راه رفتنم و به قول خودم اگه یهو کمرم خالی شد با دستم بتونم بالا تنه و پایین تنه ام رو بهم وصل نگه دارم:embaressed!!!راه میرفتم خوب طبیعیه وقتی کمرم رو هل میدادم جلو شکمم هم باهاش میومد جلو:omg! پایه چپم هم که خوب بالا نمیاد واسه همین که نکشمش رو زمین سنگینیم رو میندازم طرف راست بدنم که کج بشم و پایه چپ بیاد بالا به زمین گیر نکنه:confused! در نتیجه مثل خرچنگ کج کج راه میرم:teeth!!!!حالا این منظره قدم رویه منو وسط شرکت تصور کنید وقتی هم رو صندلیم میشینم شروع میکنم زیر لب ناله کردن و گردن و شونه و بازوهام رو مالیدن که درد بدنم کمتر بشه:confused!!!!
حالا شما قضاوت کنید اهالی محترم شرکت که این وبلاگ رو نمی خونن میخوان بفهمن من چمه؟ واسشون درد و دل هم نمیکنم که چه مرگمه و عوارض دارومه:sad! چی فکر کن بهتره؟حامله است:omg؟ زمین زیاد شسته؟کیسه برنج جابجا کرده؟ معتاده؟ یابه قول یکی از خواننده ها ایدز داره:cry؟آخه بابا چه مرگشه؟اینم با این شکل و شمایل رشتی وارانه:teeth.
ویولت
سلام اول شدم
سلام اول شدم
خوب من تونستم بالاخره عکست را ببینم خیلی خوشگل بودی
انشالله ویولت جان خوب می شه برامون چکسما می رقصی
به هادی:
هادی جان بودم؟!!!!!بابا عکسه جدیده تاریخش به یه سال هم نمیرسه بی انصاف!
سلام ویولت جان.امیدوارم زودتر خوب بشی و هرچی دوست داری برقصی!میگم من از اولش عضو اورکات نشدم و به نظرم خاله خاله بازی اومد اگه میشه عکست رو برام ایمیل کن ببینمت.اگه دوشت داشتی و حالش بود.
سلام،امید که این دوره نیز بگذرد. ولی حق با همکارات بود، اگه وبلاگ رو می خوندن، فکر اولشون رو تإیید می کردن. اینقدر خوب حالاتت رو توصیف می کنی که آدم فکر می کنه خودش هم مبتلاست، البته یه آموزش همگانی هست،برای اوانی که مبتلا هستندِ یا با ایشون رابطه دارند. پست امروز بی امید بود، باید جبرانش کنی. شاد زی
سلام
اونطورها هم که فکر میکنی بدک نیست. بعدشم همه اونطوری که میگی فکر نمیکنن. من هم برای اولین بار که یک خانم مبتلا به ام اس رو دیدم، چون تا اون موقع چیزی در موردش نشنیده بودم، حدسی که زدم یه مشکل عصبی بود تا این تفسیرای عجیب!
در ضمن بهت نمیاد که اون مرحله بعد از نشستن رو اجرا کنی!!
سلام اول هفته ات به خیر…میگمها قیافت با این تعاریف دیدنیه فقط من ربطش رو با خرچنگ نفهمیدم…لابد خنگم دیگه؟!
الهیییی!
قربونت برم. چه روحیه ای داری آدم حض می کنه بخدا.
راستی من هم دوست دارم عکست رو ببینم (گفته بودم که عضو اورکات نیستم برای همین نمی تونم اونجا عکس خوشگلت رو ببینم.)
اتفاقا بذار فکر کنند حامله ای اونوقت بیشتر تحویلت هم می گیرن
امیدوارم این آمپولها کمک کنه هر چه زوذتر خوب شی و دیگه نری بیمارستان.راستی اون قطره را هنوز می خوری؟من هر شب می خورم و خوب می خوابم.
به همه:
آره حامله بی شوهر هم عالمی داره بخصوص تو ایران(شکلک هر چی دلتون خواست!!!)فرمایشی میفرمایید ها
خاله رو رو رو
عدس پلو
قیمه پلو
چند ماهه داری؟
خاله چرا نمیزایی؟
خوشحالم که بهتر داری میشی رقص قاسم آبادی هم می کنی نگران نباش شاد باشی
سلام علیکم
الهی بمیرم که همش به خاطر گرمای هواست!(چشمک)
حالا اگه با این وضع جرابت رو وسط شرکت ببینی برش می داری یا نه؟!
امیدوارم که این آمپولا اثر کنن و بهتر بشی. ایشالله!
سلام علیکم
الهی بمیرم که همش به خاطر گرمای هواست!(چشمک)
حالا اگه با این وضع جورابت رو وسط شرکت ببینی برش می داری یا نه؟!
امیدوارم که این آمپولا اثر کنن و بهتر بشی. ایشالله!
ویولت عزیز گاهی اونقدر جالب این نوشته هات رو شرح میدی که نمی شه جلو خنده رو گرفت. امید وارم همیشه خوش باشی و شرایط برات آسون تر بشه. البته از ما همیشه حرف است و از شما عمل.
در ضمن امیدوارم وضعت اونقدر خوب بشه که لزگی برقصی! قاسم آبادی که سهله!
سلام ویولت عزیز امیدوارم که نیاز به خوابیدن تو بیمارستان نداشته باشی و همین آمپولها حالت رو خوب کنه عکست رو ندیدم البته یه دونه قبلی که از نمای دور گذاشته بودی یادمه در چه رخ شما واضح نبود ولی شبیه نوشته هات بودی حتما چهره خوبی داری البته نتونستم با عکس بچگی شما مقایسه کنم چون جدیده رو ندیدم به هر حال موفق باشی و به امید روزی که بیای اینجا بنویسی آقایان خانوم ها دیگه ویولت کج و مج نیست(از این کج و مج ناراحت نشی به زبون خودت گفتم) من که از ته قلبم امیدوارم و میدونم خیلی ها که اینجا میان هم همین امید رو دارند
بمیرم برات!
امیدوارم هر چه زودتر حالت خوف شه!
ویولت جون..خیلی خوشم میاد در مورد بیماریت این همه آگاهانه برخورد میکنی:)
در مورد اون حرفی که امید بهت زده بود که از زیتون یاد بگیر دو ساعت نشستم رمز گشاییش کردم:) منظورش اینه که بابا زودتر بله رو بهش بدی و همینطور طبقهی بالای خونهی مامانت اینا ببری بشونیش:)) حالا امید به خاطر دومی نیاد بزندم:))))
سلام گلم. اول اینکه که این بنده شرمنده عضو اورکات نیستم و نمیتونم جمال بی مثال عزیز دلم رو ببینم. یه فکری بکن خلاصه. دوم اینکه این ایام هم میگذره خانمم. بلاخره دوره این داروها هم میگذره و حالت بهتر و بهتر میشه و کاساجوک هم میرقصی. ببین کی بهت گفتم؟
امیدوارم زودتر خوب بشی قربونت
وااااااااااااای ویولت جونم چه ماهی ممنون . خدا حفظت کنه جیگررررررررر
این حسن هم لزگی دوست داره ها ولی قاسم آبادی بهتره)چشمک(
انشاء الله که زودتر خوب بشی…
salam kheili ba mazeh bood hala khob hamele bashy mageh chie?
سلام مطمئن باش با اراده ای که داری خوب میشی
راستی من که نتونستم عکستو تو ارکات ببینم ولی کوچولوییهاتو دیدم .
راستی اینقدر پشت رشتیها حرف نزن (خندة دندونپزشکی)
سلام.می دونم که بی ادبیه اینهمه جا رو توی نظرات اشغال کنم و این شعر رو بنویسم.ولی خوب حالا به هر حال ….
تو این روزا،تو این دوره زمونه
برا آدم دیگه عشق نمی مونه
تو این روزا تو این شهر رو خیابون
غم و غصه شده درد بی درمون
مردم با هم دوست نمی شن،آدما با هم جور نمی شن
این دلای کینه توز،دیگه صاف و پر نور نمی شن
تو ادراه ها توی بانک،توی شهرداری
تو موسسات،توی دادگستری
کیه که دلش برای مردم بسوزه
کیه که شلوارو با نخ بدوزه؟!!!
(یکی نیست بگه آخه قافیه کم میاری چرا شعر میگی؟)
تو اداره ها،بی زیرمیزی،کارت محاله حل بشه
گرفتن یه امضا بدون کلکل نمی شه
تو این شهر غریب و تاریک،بدون فانوس
معنی نداره معرفت،مرام و ناموس
علافی و بی کاری شده کار
بی بندوباری،بی عاری شده عار
رنگ و ریا هر کی نداشته باشه
له می شه زیر پاها،میشه لاشه
پول قرض می دی فردا یارو می کنه بامبول
شرخری شده راه پس گرفتن پول
تو مترو،می چپونن مردمارو،مثل خر
آریا بی آریا،اینجا شده قوم بربر
دود اگزوزا شده هوای مردم
تترا اتیل سرب،شده قسمت هر خُم
موتوریه جفتک می زنه،گاز میده می ره
زنه نفرینش می کنه،جزّ و جگر بگیره
سوسوله بوق بوق می زنه،دختررو بلند کنه
دختره ناز ناز می کنه،پسررو تیغ بزنه
پلیسِ باتوم به دست می دوه دنبالشون
بی خبر از صدتا دزد،ریخته توی خیابون
دختر پسرا رو بگیریم،دزدا رو بی خیالش
یه پولی از این غنیمت،اون یکیارو ولّش
باباه تو اداره دنبال کاروباره
نه بابا کار نداره،فقط فکر نهاره
آبجیه تویه خونه،شب تا صبح و صبح تا شب
پشت گوشی تلفن،با اون بگپ با این بگپ
مامانه ریموت بدست،پای کانال ماهواره
از حرفای اهورا،نقل و نبات می باره
(البته ما نه آبجی داریم نه ماهواره!!!)
تو این همه آدما،کی فکر ساخت و سازه؟
آقازادشم توی چت،پیِ دخترِ نازه
یا توی اورکات،مشغول چشم چرونیست
دنبال یه، دختر چشم بادومیست
تو چت همه دنبال جی اف بازی
کارخونه ی آی دیه دختر سازی
تو هر رومی صد تا پسر یه دختر
دختره هم خودش پسر،این دیگه بدتر
وبداراشم که کباده ی همت می کشن
برای پیغام به هم دیگه هی منت می کشن
(این آخری رو غلط کردم گفتم!)
اجازه بی اجازه،ایرانه بازه بازه
این یارو گوش درازه، دنبال نفت و گازه
آی هوار هوار،گرفتن خلیج فارسو از ما
کی به کیه،رجالمون رفتن به حال کمّا
آی آدما آی ریش دارای پشمالو
خلیجمونو بلعیدن، این عربای گامبالو
لم دادی پشت کامپیتر،گوگل رو می ترکونی؟
عرضه داری،پاشو بیا،تظاهراتْ خیابونی
من نمی گم بمب گوگل بده بده
من نمی گم وب نویسی اخه اخه
باید بری تظاهرات اگه خیلی مردشی
باید بری سازمان مللْ،اگه خیلی مُردَشی
اینجوریاست رسم و رسوم آدمی
اینجوریاست همبستگی مردمی
گوگولی مگولی،هپه ی انگور بشی
تو آب نمک بخوابی،تا مثل من شور بشی
دلگیر نشی از حرفای داداش سیا
یه قری بده و بدو و بیا
والا جماعت ایرونی فکر کنم اول میرن تو نخ حاملگی:)
امیدوارم داروها نتیجه مثبت داشته باشه
سلام ویولت عزیز ، امیدوارم هرچه زودتر خوب و سلامت بشی…
ویولت جان
خیلی دلم میخواست که چهره دختری رو که اینقدر شجاعت داره ببینم.خوشحالم که بالاخره موفق شدم.همونطور که فکر میکردم صورت خوشگل و مهربونی داری و البته شیطون.وقتی بدون آرایش این هستی ببین آرای وارای کنی چی میشی.امیدوارم همیشه این روحیه شاد و این لبخند دوستداشتنی رو حفظ کنی.امیدوارم بتونم یه روز از نزدیک ببینمت.راستی امید حق داشته واقعاجوونتر از ۳۰ به نظر میرسی حدود ۲۶ سال