

عکسی که تو اورکات گذاشتم و متعاقب اون اظهار نظرهای شما دوستان سبب شد دوباره این گفتگو برام یادآوری بشه و نوشتنش رو بی ضرر دیدم.
ببینید عکسی که گذاشتم به این خاطر نبود که تایید بگیرم چقدر ناز و تودل برو… :regularغیره هستم تنها و تنها هدفم این بود که خوانندگان عزیز ارتباط روحی بیشتری با نویسنده این مطالب برقرار کنن چون من یه آدمی هستم که دارم روزنگاری میکنم و کاملا از خودم و اتفاقات شخصی زندگیم مینویسم و خیلی خیلی کم پیش اومده که به حوادث روز دورو برم اشاره کنم چون هدفم از وبلاگ نویسی این نبوده پس خواننده حق داره بدونه نویسنده این سطوری که بعضا هرروز مطالعه میکنه چه تیپی یا چه شکلیه و اگه انتظاری که با خوندن نوشته ها درش ایجاد شده با دیدن عکسم برآورده بشه به نظر من اشتیاقش به دنبال کردن مطالب خیلی بیشتر میشه وهمینطور بالعکس من خودم بهتر از هرکس میدونم که آدم خوشگل آنچنانی نیستم که طرف با دیدنم دهن باز بمونه یا بگه جل الخالق:angel!!!یه صورت کاملا معمولی دارم که بعد برخورد اول اگه کسی بخواد جذبم بشه بیشتر فکر کنم بخاطر اخلاق و نوع برخوردم باشه تا زیبایی چهره ام پس یه وقت سوءتفاهم نشه که با گذاشتن عکس قصدم گرفتن تایید بوده ماشالله اینقدر اعتماد به نفس دارم و به نقصان چهره ام هم آگاه هستم که اگه کسی به روم بیاره هم بهم برنخوره:tounge.!!!
میریم سر مکالمه ای که میخوام تعریف کنم و برای خودم جالب و یاد آوری کننده دلنشینی بود.
یه روز با امید رفته بودیم یکی از این باغات اطراف تهران همینطور که منتظر بودیم سفارشمون رو بیارن یهو امید بی مقدمه گفت.
امید: می دونستی تو آدم خیلی خوشبختی هستی؟
من که خنده ام هم گرفته بود: چطور همچین نتیجه گرفته ای؟ با این همه بلایی که سرم اومده:regular!
امید: نه جدی میگم خیلی خوشبختی برای اینکه تا الان دو تا آدم تو زندگیت بودن که به مفهوم واقعی عاشقت بودن و هستن:regular.
این حرف امید خیلی تو فکر بردم دقیقا یاد مکالمه دزیره و ژوزفین تو کاخ مالمزون افتادم که ژوزفین به دزیره گفت برام جالبه که دو نفری که اینقدر در تغییر تاریخ موثر بودن(ناپلئون و شوهر دزیره که پادشاه سوئد شد اسمش یادم نیست بنادوت؟) عاشق تو بودن در صورتیکه تو حقیقتا اونقدر زیبا نیستی.
حالا حکایت منه، البته نه امید و نه هومان هیچکدوم تاریخ ساز نیستن!!! ولی لااقل من هم مثل دزیره بیچاره حقیقتا اونقدر زیبا نیستم که دونفر اینقدر عاشقم باشن:regular.
پیوست یک: خدایا شکرت برای این عشق و قدرتی که بهم دادی که بتونم این احساسات قشنگ رو ایجاد و حفظشون کنم.
پیوست دو: تو مطلب دیروز یادم رفت یادآوری کنم که من ۸۰% اطلاعات دارویم رو مدیون خانم دکتر کردی هستم که همیشه سریع و کامل و با حوصله جواب تمام ابهامات منو داده.ممنونم کردی جان
ویولت
سلام . ویولت جان عزیزم می شه عکست رو بزاری تو وبلاگت آخه من نتونستم از اورکات ببینمش .
سلام خانومی! این حس خوبیه که داری…چون عشق نعمتیه که سراغ همه نمیاد.پس کلی خوش خوشانت باشه که دو نفر عاشقت بودند.در ضمن پیدا کردن کسی که تو رو دوست داشته باشه خیلی سخت تر از پیدا کردن کسی هست که تو دوستش داشته باشی.این یه ضرب المثل چینیه که معنیش اینجوری میشه.فرقش زیاده…پس بهت تبریک میگم…بابا این عکست چی شد؟ نمی خوای ببینیم؟! دلمون ضعف رفت از بس تعریفت رو شنیدیم!
قدرش رو بدون که برای خیلی ها دست نیافتنیه !
در نازی . نمک ات که شکی نیست ولی در مثل دزیره بودنت هست. هم خوشگل تری هم خوشبخت تر. اون طفلی که…
سلام علیکم
با این حرفا نمی تونی نظر ما رو برگردونی!
آخه حرف مرد یکیه!(چشمک)
کاری به بقیه چیزا هم نداریم!
ویولت جون اسم ارکاتتو بده که منم ادد کنم !
من هم نتونستم عکسو ببینم.کاش می ذاشتی توی وبلاگت.
سلام… زیبایی سیرت همیشه برتر از زیبایی صورت بوده و هست ،و مطمئناً خوانندگان وبلاگ برتریهای اشاعه انرژی های مثبت، و انتقال شادی و شادابی را به مخاطبین احساس می کنند. من نیز شاکرم که از این روزنگاریها و تجارب صاحبخونه مهربان، و کامنتهای دوستان بهره مندم. شاد زی
اگه قطره بهت نساخته خوب کردی که قطعش کردی.من جزو ارکات نیستم.لطف می کنی که می خواهی دعوتم کنی.با کله می آیم.
سلام ویولت جون اینه که خیلی خوبه آدم باطنش اینقدر زیبا باشه که مجذوب شدگانش رو به این خاطر عشق ابدی نگه داشته به همین خاطره که شما دو عاشق صادق داشتی… موفق باشی
من هم با نظر امید موافقم ………..اسم شوهرش برنادوت بود عزیزم
سلام.مرسی.من تونستم عکست رو ببینم.چقدر چهره ات بشاش و دوست داشتنیه.امیدوارم همیشه همینطور باشی.
سلام سلام وای امروز چقدر دیر شد اومدم اینجا مگه باز می شد این صفحه؟ خوب خوشگلی همه دوست دارن مگه بده؟ شاد باشی و پایدار
وای خواهش می کنم قابل نداشت.
ولی غوغا کردی ها …
سلام امیدوارم خوب باشی…
من که نمیتونم اورکات ببینم اینجا!!!!
در ضمن سیرت ادمها بر روی قیافشون همیشه تاثیر گذاره.
سلام ویولت جان…تو زشت هم باشی ما روحیتو میخوایم!!خودتو میخوایم چیکار!!!در ضمن مقاایسه ی جالبی کردی اون شخصیت هم برنادت بود.فیلمشو دیدی؟
ویولت گلم برات میل زدم با عکس ولی یادت نره منم عکس میخوام چون تو اورکات نیستم . پس منتظرم. میبوسمت هزار تا مراقب خودت باش.
ویولت عزیزم اسمش برنادت بود ژان باتیست برنادت
سلام ما که آخرش نتونستیم عکس شما رو ببینیم می شه یه راهنمایی بکنید
ویولت عزیز سیرت زیبات هستش که دو نفر رو شیفته ات کرده. همیشه شاداب باشی.
یه عالمه گریه با بغض
من عکستو ندیدمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
سلام خانوم
بابا ما که گیج شدیم
سر صحبت با زبون بی زبونی میگی من الم من بلم آخرش که میرسه اونجور میگی … چطور تصورت کنیم موندیم؟!
loooooooooooooooooool
گرچنین جلوه کند مغبچه باده فروش
خاک روب در می خانه کنم مژگان را
ببخشید اسم اون شخصیت ژان بابتیست برنادوت بود و هست. منتها در ترجمه های بد به صورت برنادت و یا نامهای ناقص دیگری نوشته شده
پسر مردم راست گفته دیگه …تو این دوره زمونه کی دیگه معشوق میمونه مگه اینکه واقعا با عرضه باشه؟
چه زود در مورد امید و هومان نتیجه گرفتی؟!
در ضمن حالا که بازم در مورد عکست گفتی، به اون جملت که گفتی «از امید نترسین اونش با من» خیلی میاد! طفلی امید. D:
ما که عکستون رو ندیدیم. هرچند که اینطور که نشون میده همون شکلی هستی (عین گل) ولی خب خودتون رو هم ببینیم بد نیست. نوشته هاتون هم خیلی جالبه.. در عین حالی که به خاطر مریضیتون ناراحت شدم و دعا کردم که هر چه زودتر خوب بشید از نوشته هاتون و نحوه نوشتنون هم خوشم اومد. مادر من هم یه چیزی تو مایه های ام اس داره ولی نه به این شدت. به هر حال نوشته های فوق العاده جالب و همچنین قشنگی دارید. به خاطر قلم قشنگتون بهتون تبریک میگم…
عکست به این خوشگلی …