چشم عقابی!!

امید: بابات حالش چطوره؟ بهتر شدن؟ چشمش خوبه؟
من: آره خوبه خوبه چشماش هم خوبه این دفعه اگه گوشه خیابون واستم حتما میبینتم:tounge!!!.
امید: چه فایده دیگه اون دفعه باید میدید که ندید:confused.
من: بله؟؟؟؟مثل اینکه خیلی ناراضی. من که واست کارت تبریک نفرستادم دیدی که با وجودیم که اصرار داشتی نیومدم سرکوچه واستم دوباره ببینمت خودت سریش بازی دراوردی اومدی دم در شرکت:whatchutalkingabout.
امید: خوب من میخواستم ببینم راحت بودی اونشب بعدش مشکلی پیش نیومد در کل نگرانت بودم دیگه:embaressed.
من: آهان پس لطفا یه پرسشنامه به این عنوان که “آیا از سفر خودت راضی بودید؟” بده برات تایپ کنن از این به بعد هرکی رو سوار کردی بهش بده پر کنه که خیالت هم راحت باشه دیگه گرفتاری های بعدیش هم برات پیش نیاد:wink.
شلیک خنده جفتمون و کوتاه آمدن تو کل کل کردن یه موقع یه چیزا میگه مرغ پخته هم خنده اش میگیره خوبه خدا اگه چیزای دیگه ام رو گرفت این زبون رو برام حفظ کرد که از پس بنده های زبون درازش بر بیام:teeth.
پیوست: آدرس نسیم تو کویر ام-اس عوض شده حتما نوشته هاش رو بخونید عجیب باهاش همذات پنداری میکنم وفتی میخونم چی نوشته از ترسهاش و عشق و دوست داشتن انگار یکی حقیقت عریان زندگیم رو با سیلی میزنه تو گوشم تا مدتها گیج و منگم هفته دیگه اگه زنده بودم و تو مود نوشتن در این مورد و احساسهای مشترک خودم با نسیم که واقعا بهش(منظورم نسیمِ) افتخار میکنم مینویسم. کسی کتاب عشق ژنرال به قلم دافنه دوموریه رو خونده؟ این کتاب رو موقع نوجوانی و وقتی فارغ از تمام این مشکلات بودم خوندم ولی عجیب به دلم نشست حالا درد ودل های نسیم من و دوباره برد تو همون حال و هوای کتاب به خاطر نسیم هم شده سعی میکنم خلاصه کتاب رو به یاد بیارم و اینجا بنویسمش.
راستی عکسم رو تو اورکات گذاشتم اگه میخواید ببینید چون ممکنه برش دارم فک و فامیل زیاد دیدم تو دوستایه بچه ها نمیخوام لو برم، اینم بگم و برم هرکی چه اینجا تو کامنت دونی چه از طریق ایمیل خواسته تو اورکات دعوتش کنم من دعوت کردم ولی خیلی ها موافقت یا همون accept رو انجام ندادن به حساب بی توجهی من نگذارید خودتون از دست دادینش اینم بگم کلاه آشپزی سرم نیست:omg از حموم اومدم حوله پیچیدم دور سرم آی کیو ها:tounge تو رو خدا نظرتون رو بگید یه عکس کاملا اتفاقی بدور از هر پیرایش و بزک دوزکه میخوام ببینم چقدر شبیه عکس بچگیمه که واسه تولدم گذاشتم و بخصوص نوشته هام هستم از امید هم نترسید اونش با من:teeth .
یه چِیز دیگه اینم روش تا میتونید خلیج عربی کلیک کنید که خلیج مون همیشه فارس بمونه و موتور های سرچ دیونه شن از این کلمه توجه کنید که صفحه اروری که میاد یه ارور معمولی نیست باید دگمه سرچ اون پایین رو دوباره فشار بدید.
اینم لینک پتیشن اعتراضی به این موضوع.با تشکر از هاله گلم.
ویولت


نظرات شما


  1. محسن در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    اول… میگم من از اورکات خیلی وقته که اومدم بیرون اگه میشه عکست رو برام ایمیل کن.


  2. محسن در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    دوم! مثل اینکه این پست رو دوبار فرستادی!


  3. محسن در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    تا سه نشه بازی نشه! سوم!


  4. سانی در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    سلام با آرزوی سلامتی برای تو و پدر بزرگوارت. این عکس که عکس یه آقا پسر بود!!! کجا باید می رفتیم؟ همون صفحه که باز شد عکس یه آقایی بود! در هر صورت شاد باشی و پایدار


  5. سانی در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    خودم اول شده بودم نمی دونم چرا نیومد نظرم


  6. رویین در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    :) )


  7. مهدی در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    nice to see you


  8. آدم در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    بابا بنده خدا سانی راست میگه دیگه، لینک داده به صفحه اول اورکات که تعداد سرکاریها رو بشمری؟!
    رفتم واسه اسم ویولت هم سرچ کردم، چقدر زیاد بودن! خلاصه آدرس پروفایل خودتو بده ما رو اینقدر سر ندوون!


  9. بی تا در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    من که نتونستم عکستو ببینم..زبون درازی هم خیلی فاکتور مهمیه..


  10. آدم در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    آها، بلاخره پیدات کردم. بیخود زحمت نکش دیگه!
    به بقیه هم فعلا نمیگم تا به اندازه من برن سرکار!


  11. مریم در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    ما که هرچی اینجا بود نتونستیم باز کنیم.فکر کنم بخوام پیدات کنم باید هر دومون یه مقوا بنویسم بندازیم گردنمون؟!


  12. آدم در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    در ضمن آبجی جون از عکست تعریف نمیکنم چون بعدش لابد باید جواب آقا امید رو هم بدم!
    ولی آنرا که عیان است، چه حاجت به بیان است؟ فقط من اون خال رو نتونستم ببینم! لابد چشمم از اون راننده بنده خدا ضعیفتره، نه؟


  13. hadi در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    salam violet [jan migam in addresse orkutet ra bede na safheye avalesh ra


  14. man در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    آی ..ملت !!!!!!همه سر کاریم:d


  15. ویولت در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    به سانی:
    شایعه پراکنی نکن مرد کدومه؟من دو تا دوست مثل تو داشتم دشمن نمی خواستم!!
    به همه:
    بابا به خدا آدرس صفحه اول بود بذار درستش میکنم الان


  16. پرند در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    همه جوره ماهی!!


  17. حسن در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    سلام علیکیم!
    من که یه چند هفته میشه نرفتم اورکات. اما انگار واجب شد روزه ام رو بشکنم!
    از اینکه همه(ملت سابق) رو گذاشتی سر کار کلی کیفور شدم!
    خلیج هم باشه مال اونایی که لیاقتش رو دارن. خلایق هر چه لایق!


  18. مسعود در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    سلام …..این هنوز مورد داره ..اون آدرس PROFILET نیست ..از رو اسمی که به ORKUTدادی SEARCH کن و آدرس اون بگذار … با اود LINK هر کس می ره تو PROFIL خودش …موفق پیروز …خداحافظ


  19. ویولت در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    ba esme violet R search am konid


  20. ویولت در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    دیگه خل شدم درست شد؟


  21. مهستا در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    ویولت جان یه کم دیگه از آقا امیدت تعریف کنی همه وبلاگستان عاشقش می شنا…


  22. این یک زن است در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    عکس نازتو، توارکات قبل از اینکه اینجا بگی دیدم.
    خوشگلیه دیگه :)


  23. حسن در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    سلام علیکم
    من که نتونستم برم تو اورکات. از بیخ!


  24. سلام ویولت جان. عکستو که دیدم… بعدشم بعضی وقتا بیچاره امید از دست زبون تو بعضی وقتا ام بیچاره تو از دست زبون امید p:


  25. خوشگلی عزیزم که این همه دل بردی(چشمک)


  26. سانی در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    من که ندیدم آخر این عکستو برام ایمیل کن لطفا خیلی دلم می خواد روی ماهتو ببینم


  27. هیلا در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    ویولت جون چقدر ماهی !!!!!
    ماهی نه ها! ماه <:
    آبجی بیشتر تعریف نمیکنم.. و تق تق تق !
    حالتت شبیه بچگیت مونده (: یعنی شخصیت صورتت همونه .. خندت و چشمات X: که الهی چشم نخوره ننه!


  28. gita در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    violete azizam
    man to webloge jadid nasim raftam kavire m,s
    ama har kari kardam nashod safaye payaamha baz beshe,man khaili nazarha dashtam, chera in tore??????


  29. مژده در ۸۳/۰۴/۰۹ گفت :

    امروز قسمت زیادی از آرشیوتو خوندم از خودم خیلی خجالت کشیدم..منم بیماری مرموزی داشتم که بوسیله انرژی و این حرفا خوبش کردم البته با تلاشها ی خودم ولی روحیه تو یه چیز دیگه است ویولت.واقعا بهت تبریک میگم…من همیشه هر وقت یادت میفتم دعات میکنم خانمی.


  30. مژده در ۸۳/۰۵/۰۹ گفت :

    اولا که ایشالا همیشه خنده بلب!بعدشم اصلا سنت به قیافت نمیاد…راستش من تصورم کمی فرق میکرد…یذره تپل مپلی تر تصورت میکردم…امیدوارم یه روز اون صورت بشاشتو ببوسم.یوهووووووووووو


  31. سلام خوشگل تر خانم! خوبی؟
    خوشحالم که حال پدر هم خوب و روبراهه.
    دوست داشتم عکست رو تو ببینم ولی متاسفانه من عضو ارکات نیستم و نمی دونم چطور می شه عضو شد!


  32. سلام خانم خوشگله! راستش کامنتت رو دیر دیدم.من هر روز یه سر اینجا میزنم و دیگه باهات زندگی می کنم!خودم کمتر وقت نوشتن دارم چون دو عدد جوجه بد جوری وقتم رو می گیره و امروز فرداست که خودم رو از یه برج بندازم پایین از دستشون!!! البته جوجه بزرگه ۱۲ سالشه!کوچیکه هم ۴ سال و در اوج شیطنت.مواظب خودت باش عزیز


  33. مهستا در ۸۳/۰۵/۰۹ گفت :

    به بچه ها بگو عکستو که دیدن بزنن به تخته


  34. مهاب در ۸۳/۰۵/۰۹ گفت :

    سلم… پروکسی+اداره+فیلتر+اورکات= ندیدن آنچه شوا دیده اید!؟ :(
    در مورد خلیج همیشه فارس نیز… فعلاً بماند. شاد زی


  35. مهاب در ۸۳/۰۵/۰۹ گفت :

    سلم… پروکسی+اداره+فیلتر+اورکات= ندیدن آنچه شوا دیده اید!؟ :(
    در مورد خلیج همیشه فارس نیز… فعلاً بماند. شاد زی


  36. مهاب در ۸۳/۰۵/۰۹ گفت :

    اصلاحیه: ۱- سلام ۲- شما ۳- از این اشکالات شرمنده ام، تقصیر سرور اداره هست. شاد باشین


  37. چرا تو هیچ وقت پیش من نمیای ؟؟؟


  38. سلام :) خدا این زبون رو ازت نگیر … راستی کاش عکس رو توی آلبوم میزاشتی


  39. ویولت جان ،چطوری ؟ می گم اگه ما خانوم ها این زبون رو هم نداشتیم که دیگه کلاهمون پس معرکه بود.


  40. من اول عکستو دیدم همش با خودم فکر می کردم اون چیه رو سرش گذاشته :) ) . خوبه نوشته که فضولیم گل کرده بود


  41. kay fdhl khasegary aziz
    akhe man ye pinedozak ham darama
    shayad az omidet behtar nabashe vali delbarie baray khodesh .faghat bayad ye kam sabr kony albate na ke pinedouzake felan!!!!!!!!!
    rasty tarafay ma sar nemizany ?


  42. سلام ویولت خانم اتفاقا من هم از علاقه مندان کارهای خانم دافنه دوموریه هستم اون کتابها دختر عموی من راشل بارها و بارها خوندم واقعا قدرت شخصیت سازی بی نظیری دارد


  43. سلام ویولت خوشگلم..خوبی عزیز دلم…..وای نمی دونی لااقل پنج ساعت از این دوروزم را صرف خوندن پستهای ارشیوت کردم..عالی بود عزیزم……موفق باشی..راستی لینکتونو به وبلاگم اضافه میکنم..بای بای..بوس بوس


  44. زورق در ۸۳/۰۶/۰۹ گفت :

    برای من هم ایمل بزنید:)


  45. آرش در ۸۳/۰۶/۰۹ گفت :

    با سلام. من مدت ۴ ماه است که پیوند مغز استخوان زده ام. در صورتی که شرایط پیوند را دارید اصلاً از آن نترسید.پیوند مغز استخوان، عمل باز نیست که نگران باشید.بوسیله دستگاه سلولهای بنیادی یا آنچه را که نیاز دارید را از خون خودتان یا بستگان درجه یکتان می گیرند و پس از شیمی درمانی دوباره به خودتان تزریق می کنند.من در وبلاگم از بیمارستان شریعتی و پیوند نوشته ام.سلامت باشید.(به آرشیو هم سر بزنید)


  46. آرش در ۸۳/۰۶/۰۹ گفت :

    با سلام. من مدت ۴ ماه است که پیوند مغز استخوان زده ام. در صورتی که شرایط پیوند را دارید اصلاً از آن نترسید.پیوند مغز استخوان، عمل باز نیست که نگران باشید.بوسیله دستگاه سلولهای بنیادی یا آنچه را که نیاز دارید را از خون خودتان یا بستگان درجه یکتان می گیرند و پس از شیمی درمانی دوباره به خودتان تزریق می کنند.من در وبلاگم از بیمارستان شریعتی و پیوند نوشته ام.سلامت باشید.(به آرشیو هم سر بزنید)


  47. سلام مورچه امید! مطلب بالا رو که سر در نیاوردم.در مورد خلیج فارس عینه مطلبت رو گذاشتم


  48. کردی در ۸۳/۰۷/۰۹ گفت :

    ویولت عزیز
    در مورد عارضه ای که در مادرت ایجاد شده باید بگم که یکی از عوارض لیپیتور یا آترواستاتین که یک داروی کاهش دهنده کلستروله اینه که گاهی باعث ایجاد دردهای عضلانی می شه. همه ما وقتی بعد از مدتی شروع به ورزش می کنیم روز بعدش دچار گرفتگی عضله می شیم چون این ورزش ناگهانی توی بدن ما اسید لاکتیک تولید می کنه و در ضمن ممکنه که عضلات ما هم آسیب ببینن و مقداری مواد التهابی ازاد کنن. این درد یکی دو روز بعد خوب می شه . اما اگه همین فرد لیپیتور بخوره دردش دیرتر خوب می شه مثلا در عرض یه هفته. اما یه نگرانی بزرگتر هم هست خود لیپیتور ممکنه به عضلات بدن صدمه بزنه و باعث آزاد شدن یه ماده به اسم میوگلوبین بشه میوگلوبین همون ماده ایه که باعث می شه ما ماهیچه ها رو قرمز ببینیم. میوگلوبین آزاد شده می ره توی خون و از اونجا می ره به طرف کلیه و ممکنه به کلیه آسیب بدی برسون و باعث تیره شدن رنگ ادرار بشه پس به محض ایجاد درد عضلانی شدید بیمار بایدبایدباید به پزشکش خبر بده وسریعا ازمایش ادرار بده از اینجا به بعد تصمیم با پزشک بیماره. خشکی پوست ناشی از لیپیتور هم به خاطر کم شدن سطح کلسترول وتری گلیسرید بدنه که هرچند زیاد شدن اونها برای عمل قلب ضرر داره ولی وجودشون برای محافظت از دیواره سلولهای بدن لازمه و کاهش شدید اونها می تونه خشکی پوست وخارش ایجاد کنه که البته با استفاده از کرمهای چرب کننده که به نظرم بهترین اونها کرمهای دارای وازلینه می شه این حالت رو تسکین داد.
    و اما در مورد خودت باید بگم که تتراکوزاکتاید باعث می شه که سطح یه ماده به اسم َACTH در بدن بالا بره این ماده رنگ دانه های پوستی (ملانینها) رو در بدن زیاد می کنه و پوست مخصوصا جوشها وخالها پررنگ تر می شن.


  49. روزبه در ۸۳/۰۷/۰۹ گفت :

    بابا همه جوره توپی به خدا …کارت درسته