SMS بی تربیت

با مامان و دوردونه واستاده بودم تو آشپزخونه و داشتم آخرین جوکهای دریافتی! رو واسه مامان تعریف میکردم( البته با احتساب اینکه یه جفت گوش فضول متعلق به دوردونه شنونده بود:thinking) که یهو دوردونه گفت منم یه جوک تعریف کنم؟ گفتم بگو عزیزکم:hug.
دوردونه: یه روز دوتا دوست داشتن با هم حرف میزدن یکیشون میگه، می خواستم درس بخونم نذاشتی می خواستم سرکار برم نذاشتی می خواستم زن بگیرم نذاشتی دوستش میگه با منی؟ اون یکی جواب میده نه با کو*گشادمم.!!!!
من که غش کردم از خنده:rolling حالا نه بخاطر جوک بخاطر فسقلی که با لحن بچه گونه اینو تعریف کرد ولی قیافه مامان دیدن داشت:hypnoid.
مامان:اول:surprise و بعدش :angryبه به بی تربیت دیگه نشنوم از این حرفا بزنیا اینو کی واست تعریف کرده:confused؟ از کجا شنیدی:nottalking؟
دوردونه در حالیکه برخورد مامان حسابی زده بود تو ذوقش و بغ کرده بود:confused: دایی جون رضام از رو موبایل واسه مامانم خوند:cry.
:regular


دیدگاه ها خاموش