

انتخابات با همه دلهره ها و تشویش هاش تموم شد و نتیجه هم معلوم. کار ندارم که چقدر نتیجه انتخابات برامون خوشایند بود یا نبود، چقدر فرصت سوزی شد یا نشد !
چیزی که مهمه اینه که فعلا تنها شانس و راه پیشرومون همینه و نه چیز دیگه کسانی که تو رده سنی من باشن و یه چیزایی از انقلاب و دهه شصت و جنگ و تنش ها و لرزشها و ترسها بطور کامل یادشون باشه میدونن که نسل من بیشتر از هرچیز احتیاج به آرامش و ثبات داره به حساب هرچی میخواین بذارین ولی من یکی حاضر نیستم این آب باریکه آرامش روحیم رو با هیچ چیز دیگه عوض کنم من مال نسلیم که دیگران برای سرنوشتم تصمیم گرفتن و از گوهر وجودیش خرج کردن واسه تصمیمی که خودشون بدون مشورت با اون گرفته بودن. حالام سرمو انداختم پایین و دارم زندگیم رو میکنم شرایط برای از کشور رفتنم هم کاملا مهیاست ولی اینکار رو نمی کنم چون عادت کردم خودم رو با شرایط تطبیق بدم، زیادی احمقم نه؟
دیروز گیج و منگ بودم با وجودی که نتیجه همه چی رو شاید بطور کامل نه ولی نود درصد می دونستم چی میشه امید کاملا همه چی و شرایط رو برام حلاجی کرده بود و سبب شد باردیگه به دانش سیاسیش ایمان بیارم.
شاید ظاهر قضیه اون چیزی نباشه که من فکر میکردم و دلم میخواست بشه ولی خوب تو هر انتخاباتی یکی برنده میشه و مسلما گروه مقابل مغبون به هیچ احدالناسی اعتراض ندارم و در اینجا رو هم تخته نمی کنم!!!:wink و به نظرو رای گروه مقابل احترام میگذارم پس دلیلی برای رکود و رخوت و زانوی غم به بغل گرفتن وجود نداره ما هستیم چون هنوز زندگی ادامه داره .
پیوست:چون نمی خواستم برای هیچ کس احیاناً دردسری درست شه پست اضطراب از آینده رو با کل کامنت هاش برداشتم.:embaressed