بعد سرم زنون!

خوب نمی دونم اینم بگم یا نه؟:thinking باشه میگم.:embaressed
یه پارچ دوغ خورده بودم و دیگه زانوهام یارای نگه داشتن بدنم رو نداشت قبل اینکه از سفره خونه بیایم بیرون رفتم توالت چون توالتش فرنگی بود و استفاده ازش برام راحت.
رسیدیم درمونگاه امید پرسید قبل تزریق نمی خوای بری توالت؟ گفتم والله خیلی دلم میخواد ولی توالتش ایرانیه و می دونم نمی تونم اصلا تو این وضعیت ازش استفاده کنم.:whew
باسلام و صلوات تزریق انجام شد.
من: امید خانم پرستار رو صدا کن زود سوزن سرم رو بکشه! دارم میترکم.:sick
خانم پرستار اومد.
من: اینجا توالت فرنگی نداره؟ با این وضعیت نمی تونم برم ایرانی.
پرستار: نه نداره برو سرپایی کارت رو بکن!!!!!(تو دلم :مگه میشه؟:oh)
امید: یکم یواشتر بذار دستت رو بگیرم مطمئنی تنهایی از پسش بر میای؟:eyebrow
من: چاره چیه باید یک کاریش بکنم دیگه یک دقیقه دیگه دیر برسم خرابکاری شده.:hypnoid
با عجله وارد دستشویی شدم از هولم در رو هم قفل نکردم اینقدر عرض توالت کم بود که دماغم به دیوار گیر میکرد:nottalking!!!!( بعدا امید گفت واسه خاطر این توالت هم شده باید دماغت رو عمل کنی کوتاه شه!:laughing)
وقتی خیالم راحت شد و خواستم پاشم اینقدر جا تنگ بود و منم مختصر سرگیجه ایی داشتم تعادلم رو از دست دادم و از پشت معلق شدم، باز جایه شکرش باقی بود که توالته تنگ و تُرُش بود خیلی جایه مانور نداشت و تو کاسه اش سقوط نکردم.:nailbiting
امید: چی شد؟:surprise
من: هیچی سقوط کردم.:yawn
امید: میتونی پاشی خودت؟:question
من: نه فکر نمی کنم هیچ جا دستی نداره که بهش تکیه کنم.
امید: خیلی خوب اگه اجازه میدی بیام تو کمکت. خوبه به عقلت رسیده در رو قفل نکنی( دیگه خبر نداشت از هولم قفل نکردم:smug) ببین اصلا خودت رو نگران نکن من هیچ توجهی به وضعیت ظاهریت ندارم:nottalking دستم رو از لای در میکنم تو آستینم رو بگیر بلند شو خوبه؟:thinking
من: الهی قربونت برم اولا که هیچ جام معلوم نیست مثل کسی ام که افتاده تو یه مبل گود و نمی تونه خودش رو بکشه بالا بعدشم باشه تو فقط منو نجات بده به گند و گو.. کشیده شدم.:confused
نیروی کمکی رسید و بلند شدم و بعد یه آبکشی مانتو جاهایی که به زمین کشیده شده بود وبه خیر و سلامت رفتم بیرون.:angel


نظرات شما


  1. ناشناس در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    #grin


  2. مهدیس در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    میخواستم اول شم#cry


  3. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ناشناس جون این حرفا چیه سوتفاهم شده واسه مهدی عزیز.
    خودت میدونی که عشق منی#heart #smile #smile


  4. سوم#devil


  5. ویولت چرا منو ضایع کردی#angry #brokenheart


  6. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    به دماغ دراز:
    چرا فکر میکنید از نامه تون ناراحت شدم؟#thinking
    اصلا هیچ چیز بد و ناراحت کننده ایی تو نوشته تون نبود بخدا کارم خیلی زیاده نمیرسم تند تند جواب ایمیل بدم#cry
    رحم کنید بابا#sad


  7. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    به ترنم:
    من ماجرایه آشناییم با امید رو کامل شرح دادم میتونی تو ماه فوریه ۲۰۰۴ اگه اشتباه نکنم#thinking بخونیش هیچ ربطی به اینترنت نداره


  8. راستشو بگم از خوندن این نوشته ناراحت شدم…#brokenheart


  9. ناشناس در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ویلی جون من می گم کار کار انگلیسهاست!!! می خواستن من اول نشم آقا مهدی رو فرستادن!! در ضمن آقا امید فقط یک چند صد دفعه ایی بعد از من دوم شدی!! اینکه دلخوری نداره…#grin


  10. دیدی ویولت داری حرکات غیر اسلامی انجام میدی#grin


  11. الهام در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    سلاااااااااااااااااااااااااااممممممممم
    مگه نگفته بودی دو هفته مرخصی میری …. منو بگو که گفتم نیستی دیگه به اینجا یکی دو بار سر زدم امروز که اومدم دیدم که آخ جون ۴ تا پست نخونده پیش رو دارم
    الهی که همیشه خوش باشی عزیزم


  12. مهدیس در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    خوبه درو قفل نکرده بودی وگرنه نیروی کمکی نمیتونست زود برسه#grin


  13. مهتاب در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    منو باش از ساعت ۹ پشت در بودم که اول بشم که یه نامه فوری رسید تا اونو جواب بدم از دستم در رفت#cry #cry


  14. مژگان در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    #rolling بازم این امید شد فرشته نجاتته هااااااااااااااا


  15. مهتاب در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    خوبه امید بودها وگرنه اون آقا رزمی کاره رو باید صدا میکردی میومد بلندت میکرد اونم که همیشه در دسترس و اینا دیگه#rolling #winking


  16. #kiss #heart #kiss #heart #kiss #heart #kiss #heart #kiss #heart


  17. مهدیس در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    #angry حرصم میگیره که تو درمونگاه (که احتمال اینکه کسی نتونه از توالت ایرونی استفاده کنه خیلی زیاده )نباید یه دونه توالت فرنگی باشه#angry


  18. افرا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    امان از این توالت های ایرانی!هی این شکلک خمیازه ات چه خوشکله. بگو دهنش زیاد وا نکنه قورباغه ای چیزی میپره توش.


  19. شبنم در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ویولت جون این توالتا مخصوصه و به سفارش دکترای جراحی پلاستیک ساخته شده که مریضاشونو اونجا تو تنگنا قرار میدن و به فکر عمل بینی میوفتن . وگرنه فکر نکنی یه وقت به فکرشون نرسیده برای یه همچین مرکز درمانی میبایست توالت فرنگی بذارن #rolling … شاد باشی … شبنم


  20. مهسا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    #winking


  21. شیدا خاتون در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    امید زورو شده بود؟#silly


  22. #heart #flower #hug


  23. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام..الهی که عاقبت به خیر شی..بابا تو دیگه کی هستی…من دارم میرم..درست شد…..هورا..برات سوغاتی هم میارم#heart #kiss


  24. ویولت فکر کن درو قفل می کردی اونوقت امید باید سوپر من میشد و…#grin


  25. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    این مطلب رو که نوشتی یاد یه خاطره افتادم..یه دفه در زمان دانشجویی رفته بودیم یه سالن برا اجریا تئاترمون..من جیشو هم طبق معمول جیشم گرفته بود..با یکی از بچه ها رفتیم دستشویی..اون رفت توی یکی از توالتها منم رفتم تو یکی دیگه..درم قفل کردم..بعد که کارم رو انجام دادم..اومدم در و باز کنم دیدم نمی شه..هر چی زور زدم دیدم نخیر..حالا هی داد میزدم زهره..زهره من این تو گیر کردم…اون بیچاره هم هر کار کرد نتونست درو باز کنه..در همون حال یه سوسک خوشگل مامانی از نخ سیفون آویزون بود..به چه گندگی..از یه طرف در..از یه طرف هم سوسکه..خلاصه که دوستم نامزدش رو صدا کرد..اونم اومد از بالای توالت که سقف نداشت..من ۴۰ کیلوئی رو کشید بالا#blush ..این بود خاطره من از جیش کردن#devil


  26. ساتین در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    آخی #worried


  27. پیشگو در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    #rolling
    باز خوبه در رو قفل نکرده بودی…


  28. آورا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    واقعیتش ناراحت شدم. افسوس خوردم بابت این درمانگاهها که امکانات ندارند. وخوشحال که امید در کنار تو هست و من کمتر نگرانتم. #hug


  29. هاله در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    #sad


  30. مهدیس در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    اولش که خوندم ناراحت شدم ولی بعدش کلی خوشحال شدم از اینکه با مسائل به این خوبی برخورد میکنی این واقعا قابل تحسینه#heart


  31. عیبی نداره بابا منم انقدر توی دستشویی از این اتفاقات تهوع انگیز برام افتاده، تازه هیشکی هم نبوده نجاتم بده! تازه می تونستی زنگ بزنی به اون همکارت که یه بار توی توالت دیدتت بیاد نجاتت بده چون در مورد اون که آب از سرت گذشته .D:


  32. هیلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ویولت جون یک راهی برای ایستاده دسنشویی کردن هست .. سایتش نمیاد بالا نمیدونم چرا؟.. اما یک انیمیشن برات میفرستم با ایمیل . فکر کنم بشه با مقوا خود آدم هم این وسیله رو درست کنه.


  33. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    موبایل و کیفم بیرون دست امید بود نمیشد زنگ زد از کسی کمک خواست#sad


  34. هستی در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    دماغتو عمل کردی بعی یک عکس از خودت بزار#grin #winking


  35. بی تا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    #sad #sad آخه چرا اینقدر بی توجهی میکنن به موقعیت یه مریض#angry #angry


  36. آدم در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    این قضیه «آستینم رو بگیر» خیلی مشکوک بود ها! #thinking نکنه ترسیدین دستتون به هم بخوره، باز چونت کبود بشه #grin
    ولی تا این روحیه رو داری غم نداری. ایول #applause #flower


  37. نونوش در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    چرا آستین!!!!!!!!!!!!
    تا دست مونده چرا باید آستین رو گرفت؟
    جواب بده ویلوت این سوال برای همه پیش اومده؟؟///////////#tongue #devil #devil #eyelash #grin #winking #winking


  38. #brokenheart #heart سلام
    خیلی کیف می کنم می بینم اینجوری با هر چیزی با حال برخورد میکنی…
    قدر امیدو بدون
    موفق باشی


  39. arashl در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    salam.pas serom tazrigh mikonid.khoobe,ishala be zoodi khoob mishid.badam daste agha omid dard nakone.bebinid cheghadre pesara mahan#eyelash


  40. شیما در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام ویولتم
    شیما جونت اومد دوباره#grin
    در ضمن کی گفته دماغت بزرگه؟؟؟؟#angry عجبا هرچی دلشون میخواد میگن مردم ( راستی ما کوچیک امید آقام هستیم#tongue )


  41. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    خواستم قضیه رو به سبک اسلامی تعریف کنم#eyelash
    #rolling
    وگرنه که کت و شلوارش به نجاست کشیده میشود#sick دست و میشد شست ولی اطوشویی…#thinking


  42. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    آدم خدا خفه ات نکنه#winking
    چقدر خوشحالم از دیدن دوباره کامنتت#applause #hug


  43. فرید در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    اگه اجازه بدی بیام تو کمکت بعد دستمو از لای در می کنم تو بعد تو آستینم و بگیر بلند شو#surprise #surprise #thinking
    این امید هم آخرِ حجب و حیاست خداییش دیگه بیش از حد پاستوریزست#rolling #rolling
    راستی ویولت چرا نمی شه سر پایی جیش کرد من در مسائل فنی خیلی واردم می خوای اینجا توضیحاتی در این مورد ارائه دهم تا هم شما و هم دوستان عزیز استفاده بنمودندی؟#grin


  44. شیما در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    هیشکی منو دوست نداره#sad
    انگار نه انگار منم میام نظر میدم#cry


  45. شیما در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    وبلاگمم که نمیاااااااااااااااااای#brokenheart


  46. میشا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    می دونی ویولت جان #heart گاهی احساس می کنم درسته که خدا یه چیزایی رو ازمون می گیره اما عوضش چیزای دیگه ای بهمون می ده که اگه تو اون وضعیت نبودیم هیچ گاه بهشون نمی رسیدیم و قدرشونو نمی دونستیم#heart #hug (متوجه منظورم که شدی؟)#thinking /البته این پاداش هم فقط ماله کسایی هست که یه دل پاک و بزرگ مثل دل تو دارند.#heart #heart #kiss #kiss
    من به شخصه خیلی چیزا ازت یاد گرفتم و برای همین از راه دور یه بوس گنده می کنمت#kiss #kiss #kiss #kiss #kiss (کار دیگه ای ازم برنمی یاد)#blush
    همیشه شاد باشی


  47. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    فرید بامبی میخوای بگو رودرواستی نکن#nottalking
    توضیح فنی اینجا بدی پا میشم میام سیاه و کبودت میکنم#angry
    سرم شلوغه سربسرم نذار#silly


  48. شیما در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    وبلاگت قات زده واسم#worried


  49. شیما در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    من دارم میرم خونه. بای بای#kiss #heart #flower


  50. #sad #worried #cry


  51. سلام ویولت جان.نگرانت بودم.اومدم حالت رو بپرسم.میلاد بانوی آب و آیینه بر تو مبارک:)#flower


  52. بهار در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام
    اینکه اینجا به فکر همه افراد با شرایط جسمی متفاوت هستند هیچ شکی نیست#sad
    توی محل کار ما یه وسیله آوردن(اسمشو نمیدونم) که روی توالت های ایرانی(آزاد) قرار میگیره و تبدیل به فرنگی میشه. قابل جابجاییه.


  53. فرید در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ویولت جان من بخاطر خودتون گفتم وگرنه من که اینارو بلدم#grin #grin


  54. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    به بهار:
    آره خیر سرشون#nottalking از اونا هست تازه حداقل کاری که می تونستند انجام بدن این بود که دستگیره مخصوص به دیوار پرچ کنن که در صورت ضرورت آدم دستشو بگیره بهش معلق نشه#sick
    حالا فکر نکنین درمانگاه درپیتی بودا نه#worried درمانگاه آموزشی دانشگاه بود#sick


  55. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    حتی عمل زیبایی دماغ هم توش انجام میدن#worried دندانپزشکی رادیولوژی… ولی دریغ از کمی امکانات رفاهی#cry


  56. پشمک در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ای بابا…………#winking #applause #heart #kiss


  57. Asal در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    واقعا که با این امکاناتشون#angry
    باید از اون وسیله ها که میشه رو توالت ایرانی گذاشت بخری وقتی امید میاد دنبالت جایی برید بزاری پشت ماشین در مواقع ضروری استفاده اش کنی
    #rolling


  58. نونوش در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    روز زن بر همه زنان این دنیای مجازی مبارک بادددددددددددداااااااااااااااااا#party #party #party #party #party #party #party #party #party #party #party #party


  59. سارا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    از این خصوصیتت خیلی خوشم میاد که هرچقدر هم برات سخت بوده باشه یه ماجرا ولی یه جوری تعریفش میکنی که آدم نمیتونه نخنده#heart


  60. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ویولت جان روز زن به تو و همه دوستان مجازی مبارک باد
    نونوش جان حالا کی هست ای روز؟ امروز یا فردا؟#blush


  61. نگار در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ویولت عزیز روز زن بهت تبریک میگم. امیدوارم به همین زودیها شاهد سلامتی تو باشیم.


  62. بمیرم الهی


  63. نونوش در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    به طلا
    فردا ، نمیدونی؟#silly


  64. نونوش در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ویولت
    شرکت شما چی کادو میده؟#laugh #laugh #laugh #laugh #laugh
    از این نظر که ببینم جاهای مختلف چی کار میکنن. ایده بگیریم#tongue


  65. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    شک داشتم……اخه از تقویم خبر ندارم….مرسی#kiss


  66. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    سال اول به من ربع سکه دادن…سال دوم جارو برقی دیواری با ۲۵۰۰۰ تومن (یکی نیست بگه تو ویولتی می پری وسط)#devil


  67. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    به شما چی کادو دادن نونوش


  68. نونوش در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    والا با اجازه ویولت
    به ما هرسال نیم سکه میدن . بجز پارسال که کارت هدیه پارسیان به ارزش ۵۰۰۰۰ تومن . ولی امسال دوباره این طور که بوش میاد نیم سکه میدن . در ضمن هر سال کیک هم میدن به همه هم آقایان هم خانمها.
    طلاجون الان ویولت میاد منو و تو رو میزنه.
    درو#grin #grin


  69. ساناز در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    میگم ویولت جون مرسی که سرافرازم کردی میگم دفعه دیگه خوب دوغ زیاد نخور #sad که حالت بد بشه .#kiss لطفا بیشتر مواظب خودت باش


  70. ساناز در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    راستی روز زن هم مبارک باشه ویولت خوشگله#flower #flower #flower #flower


  71. سوگلی* در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    سلاممممممممممممممممممم…


  72. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    شما وضعتون انگاری از ما بهتره…..تازه اگه بدونی که شرکت ثروتمندی داریم ما…در عوض یه جیزای دیگش بهتره..امسال هم اگه ربع سکه دادن برش می گردونم و می گم: دهه چرا به نونوش نیم سکه میدین به من ربع سکه#nottalking ….همونجا جیغ میزنم تا حقم و بگیرم#devil


  73. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    به ما کوفتم نمیدن#angry
    فقط جاش باشه کولی میدن#silly
    قراره به مناسبت اونروز یه ساعت آسانسورا رو خاموش کنن آقایون خانومها رو کول کنن تا پایین برج#rolling


  74. لیلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    چه دستای زیبائی داری خانم گل .امیدوارم همیشه شاد باشی .


  75. دماغ دراز در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام ویولت عزیز
    خوب بهتر شد حالا دیگه خیالم راحته .
    میگم که اگه در رو هم میبستی بازم مشکلی نبود مطمئن باش امید خان در رو میشکستن و خودشون رو به شما میرسوندن #grin
    اگه تو با اون دماغ مشکل داری پس من چی بگم ؟ البته من یه راه مناسب برای کوتاه کردن دماغ توی لوگوی وبلاگم دارم که اگه یه روز آدرس گذاشتم میتونی بیای خودت ببینی .
    درضمن منم پیشاپیش روز زن رو به شما و همه دوستان تبریک میگم #flower


  76. مهدی در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    به ناشناس من واقعا عذر (عضر؟) می خوام فکر کردم منظور آقا امید شما بوده
    ولی به هر حال من هنوزم سوالم جواب نگرفته#blush #blush #blush #blush #blush #blush #angry #blush #blush


  77. #laugh عجب مصیبتی….
    حالا این بیمارستانی که میگی اسمش چیه کجاست ؟ #thinking
    ایم ماجرا من یاد یه خاطره میندازه البته شاید خیلی ربطی نداشته باشه ها…
    یه دفعه #heart ازم پرسید فرض کن تو دسشویی هستی یه سوسک گنده و پر دار هم اون تو هست..میاد رو پات چیکار میکنی ؟
    اگه کسی جز من خونه نباشه منو صدا میکنی یا نه ؟
    از یه طرف هی من میگم خودم یه کاریش میکنم و با بدبختی میام بیرون از یه طرف اون میگه نه ..فرض کن اینقدر ترسیدی که نمیتونی تکون بخوری #grin آخرش گفتم اگه هیچ راهی نباشه تو رو صدا میکنم…
    گفت من میام پشت در میپرسم بیام تو یا نه ؟
    #grin
    من گفتم آره بیا تو
    گفت …من نمیام میترسم از سوسک #surprise #tongue
    البته همش شوخی بود و در حد حرف #eyelash
    بازم به من سر بزن ویولت جون…
    واسه این وبلاگمو از پرشین بلاگ منتقل کردم به میهن بلاگ که تو بتونی بیای….منتظرم #kiss


  78. دماغ دراز در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام ویولت عزیز
    خوب بهتر شد حالا دیگه خیالم راحته .
    میگم که اگه در رو هم میبستی بازم مشکلی نبود مطمئن باش امید خان در رو میشکستن و خودشون رو به شما میرسوندن #grin
    اگه تو با اون دماغ مشکل داری پس من چی بگم ؟ البته من یه راه مناسب برای کوتاه کردن دماغ توی لوگوی وبلاگم دارم که اگه یه روز آدرس گذاشتم میتونی بیای خودت ببینی .
    درضمن منم پیشاپیش روز زن رو به شما و همه دوستان تبریک میگم #flower


  79. راستی ویولت جون #kiss
    اگه میشه لینک منو بردار از تو وبلاگت….بعضی آشنایان اینجا رو میخونن ..تو هم وبلاگت معروفه ماشالله #grin
    البته این لینک من آدرس قبلیمه اما به هرحال برش دار #heart ممنون میشم


  80. فرید در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ویولت فکر کنم این کورتون داره کم کم اثراتش رو نشون می ده #sick
    چیزه…#grin
    ام………نمی دونم منظورمو می فهمی یا نه#smug
    بابا منظورم همون صفر قلی خانِ دیگه#rolling #rolling #rolling


  81. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    به یاسمین:
    یه بار من به این مصیبت دچار شدم پرده حموم رو پیچیده بودم دورم و یه نفس جیغ میزدم#cry یکی بیاد به دادم برسه از تعریف کردنش هم مشمئز میشم#worried #sick


  82. وحید در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام
    ماجرای جالبی بود.
    اگه من اونجا بودم تا یه هفته میخندیدم#grin


  83. سجاد در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    اه اه !!!!ویلی#sick چقدر #sickبو میدی #sick


  84. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    آره فرید دقیقا تو همون حال و هوام#winking خودتو به پا ولی بهتر شدم#party


  85. یاسمن در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ویولت واقعا راست میگی تو مطالب ناراحت کننده رو هم به خنده دارترین وجه مینویسی…#rolling


  86. واقعا که با این مریض داریشون نوبرشو آوردن! مواظب خودت باش ویولت جون.


  87. نونوش در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    این بلایی رو که یاسمین گفت سر من اومده.
    یعنی یکبار صبح زود اومدم شرکت حدود ساعت هفت ونیم بود. خلاصه گفتیم تا کسی نیومده ما هم بریم رفع حاجت. تابستون بود کفش تابستونی پوشیده بودم. ولی با جوارب ناز ک مشکی. خلاصه مشغول انجام کار بودیم که احساس کردم داره به پام آب میپاشه. فکر کردم شلنگ نشتی داره و پام و داره خیس میکنه. سرم و پایین کردم و یکدفعه روی پام یک سوسک سیاه سیاه و به بزرگی یک بند انگشت دیدم. انچنان جیغی زدم و همانطور که شلوار نصفه پایین بودم شلنگ و نمیدونم کجا پرت کردم و اومدم بیرون. حالا هم گریه میکردم هم مونده بودم چیکار کنم اخه هر وقت سوسک ببینم اگه رو چیزی باشه پرت میکنم دور. خلاصه مونده بودم پام چیکار کنم. نتیچه این شد که پا و جوراب و کفش شستم و زیر خشک کن گرفتم.
    تاز ه شانس اوردم توالت ما زونونه مردونه جداست. وگرنه آبروم میرفت.
    این بود خاطره من #rolling #rolling #sad #sad #sad


  88. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    #laugh #laugh #laugh
    dastshooie tang nadide boodam,vali otagh porov dide boodam ye bar raftam lebas porov konam oonghadr jash tang bood dashtamo ke bordam bala lebaso tanam konam
    chasbid be lamp#yawn


  89. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    به نونوش و یه دوست #rolling


  90. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    الانه که سر و کله ناشناس پیدا شه#thinking


  91. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    به مهدی:
    من خودم به شخصه با اشنا شدن با دیگران مشکلی ندارم حساسیت پنهانکاریم از این جهته که همه چیز زندگیم تو دوریه و وقتی با کسی روبرو شم اون همه چی رو در مورد من میدونه ولی من هیچی ازش نمیدونم #worried و این اصلا احساس قشنگی نیست#yawn


  92. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    too in garma che shans avordid aghaye omid lebase astin dar pooshide boodan#grin


  93. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    همیشه هم آدمهای بی جنبه و فضول سریش زگیل و حرف مفت زن زیاده بخصوص در دنیای مجازی نت و دلم نمیخواد که از این بابت هم واسه امید خدای نکرده مشکلی پیش بیاد


  94. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    به یه دوست:
    اون تحت هر شرایطی کت و شلوار و بلوز استین بلندش ترک نمیشه#sick
    منکه موندم تو کارش#thinking


  95. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    khob ehtemalan ishoon tarjih midan garma ro tahamol konan vali joloye shoma shik bepooshan#smug


  96. سجاد در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ویلی جان!!!اینا لازمه ی یه مدیریت قویه#grin


  97. مهتاب در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    عزیزم میدونم وضعیت سختی داری ولی بازم شاکر خدا باش بخاطر داشته هات – ………… دلم نمیخواد ناشکری کنم وقتی میام اینجاو میخونم از خاطرات روزانه ات خداروشکر میکنم که لااقل از نظر روحی مشکلی نداری و بیماریت باعث نشده که روحیه ات بهم بریزه خدایا شکرت و بازم شکرت و بارم شکرت


  98. نونوش در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    به ویولت :
    من حاضرم زندگیمو همشو برای تو بگم . بعد تو هم همه چیز منو بدونی.
    بعد قرار بزاریم همدیگرو ببیندیم.
    باشه؟#laugh #laugh #thinking #thinking #grin #grin


  99. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    کت شلوار همراه با ته ریش همیشگی#thinking


  100. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    #grin


  101. ویولت در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    قلبم واستاد تا ۱۰۰ شدم#smug چی میکشید واسه اول شدن#thinking


  102. سجاد در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    نونوش خانوم.اینجا وبلاگ ویلی یه ها!!!!نمیخواد بنویسی به ویولت#silly


  103. نونوش در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ویولت جواب منو ندادی؟ زندگیمو بگم؟
    میدونی امید ت تو نظر من چه شکلیه؟قیافهشون توی نظر من شکل این آقای خواننده ترک هست مهضون(نمیدونم درست نوشتم دیکتشو یا نه).
    فکر کنم به ایشون شبیه باشه. نه؟
    درست گفتم؟#silly


  104. نونوش در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    به آقا سجاد.
    روم به دیفال اشتباه شد.شما ببخش.
    نادونی کردم. شوما به جونمردیتون ببخشید.#eyelash


  105. باران در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام ویولت جان درسته که یه جوری تعریف می کنی که ادم اون لحظه ریسه می ره اما وقتی یه لحظه خودشو تو اون شرایط می ذاره#sad
    از ته ته ته دلم برات ارزوی سلامتی می کنم عزیزم#kiss
    راستی روزتم مبارک.#flower


  106. سجاد در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ویلی یه جوک بگم؟کوچولوه.#kiss


  107. مهدی در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    به ناشناس من واقعا عذر (عضر؟) می خوام فکر کردم منظور آقا امید شما بوده
    ولی به هر حال من هنوزم سوالم جواب نگرفته#blush #blush #blush #blush #blush #blush #angry #blush #blush


  108. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    man pishnahad mikonam ke aghaye omid kerevat (albate deraz avize tazieni)ham bezanan
    hala in bar shans avordand ke dashtshooi koochik bood kerevat mahdoodeye vasi tari ro tahte pooshesh gharar mide#grin #tongue


  109. سجاد در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ترکه میره خواستگاری.وقتی برمیگرده میگن چی شد؟میگه ۶۰-۶۰٫میگن یعنی چی؟میگه هرچی من گفتم اونا ۶۰ نشون دادن هر چی هم اونا گفتن من ۶۰ نشون دادم


  110. سجاد در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    خیلی ممنون که اجازه دادی#grin


  111. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    khanoome violet man dastam jezghale shod shoma mikhandid#thinking


  112. بهار در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام دوباره
    اومدم بگم:
    روزتون مبارک. #flower #flower #flower
    به امید سالهای بهتر و قشنگتر.
    تعطیلات هم خوش بگذره.


  113. سجاد در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    خیلی ممنون که اجازه دادی#grin


  114. نونوش در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    روزممممممممممممممممم
    مبارکککککککککککککککککک
    روزم مبارکککککککککککککککککککک#party #party #party #party #party #party #party #party #party #party


  115. نونوش در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    روزتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
    مبارککککککککککککککککککککککک
    روزت مبارک#party #party #party #party #party #party #party #party #party


  116. نونوش در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    چه خوشگل شد؟
    نه


  117. مریم در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ۱۱۷!!!!!!!!!!#grin #eyelash


  118. باران در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    اااا نونوش جون روز شما هم مبارک#flower
    اصلا روز همه خانوما مبارک#flower


  119. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    manam hazeram begam?1
    man hodoode 99 salo khordeime 7 8 ta bache daram az shohare 6omam albate oonaye dige ham chandatai daram bejoz shohare 21omam ke teflak moshkel dasht#yawn
    navehamo ke nemishnasam har ki too khiaboon behem mirese mige navame manam ghabool mikonam#grin


  120. باران در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    یار فسیل شده!!!(به گفته خودت)#grin ببین من تو فامیلاتون نبودم#tongue
    ای وای راستی حکومت نظامی تموم شده من دارم واسه خودم جولون می دم!#devil


  121. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    dige joonam barat bege vasate meidoon shoosh too karton zendegi mikonim va tahte poosheshe komite emdad hastim#grin


  122. مهدی در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ببخشید دومیش نمی دونم از کجا اومده #surprise #thinking #silly


  123. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    baran jan fekr nemikonam vali agar moshtaghi bedooni shenasmato biar boro tahe saf#winking


  124. نونوش در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    من گشنمه؟#blush #blush


  125. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    va albate az mashinemoon begam ke ye forghoon darim albate oonam modatie panchar karde pool nadarim bedim panchargiri#sick


  126. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    be nonoosh:lotfan be poste ghabli morajee konid#grin


  127. نونوش در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    من هم منظورم همون بود.
    اخه من الان از اون چیزهایکه میپیچن توی یک چیز دیگه و پنچشنبه ویلوت خورده میخوام.#nottalking


  128. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    نونوش تو خیلی کارت درسته بابا…مایه داری..ما رو بگو که زمین تشکمه و اسمون پتوم#sick


  129. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    اوخخخخخخخخخخ….ببخشید..منظورم یه دوست بود


  130. فرزانه در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام . آدرس بده ما هم بریم این توالته ببینیم دماغمون عمل نمی خواد؟
    مثل همیشه با حالی . خوشحال می شم بهم سر بزنی .خیلی وقته اسمت توی میل باکسم نیست.


  131. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    والا تو ده ما از این چیزای عجیب غریب که شوما سوارش مشین…چی بود؟..اهان فرغون نیست و لذا ما از الغ استفاده می نمائیم. نقطه سر خط


  132. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    na torokhoda be man ke adrese dastshooi ro nade mitarsam majboor sham chand bar aghab jolo konam ta rad sham#grin #surprise


  133. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    الغ همان الاغ می باشد#blush


  134. نونوش در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    طلا چرا همچین حرفیو زدی؟
    من که هنوز نخوردم فقط میخوام.
    #cry #cry #cry
    وگرنه تشک منهم زمینه اونهم از نوع سنگیش


  135. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    #grin tala joon olaghatoon sefr kiloometran?


  136. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    مشخص شد که یه دوست خانوم بالای ۷۰ کیلو گرم خالص وزن دارن


  137. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    به یه دوست:
    اره عزیزم تازه از تو کمپانی در اومدن


  138. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    akh akh noonoosh jan gofti sangi yade noon sangak oftadam havase barbari kardam rasti in lavashia keya pokht mikoanan?


  139. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    به نونوش:
    بابا من که گفتم منظورم تو نبودی#sad


  140. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    به یه دوست:#surprise


  141. نونوش در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    طلا جون بعدش فهمیدم
    راستی ویولت کوشش؟
    مشکوک میزنهاااا
    من گفتم.#devil #devil


  142. باران در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ادرسو به من بدین من با کمال شهامت حاضرم برم!مطمئنم رد می شم!اما قول نمی دم بتونم بیام بیرون!#sick


  143. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ویولت داره دنبال چوب می گرده بزنه تو ملاجمون#worried


  144. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    baran jan mohem too raftane ke ezterarie biroon omadanesh mohem nist ziad#grin


  145. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    na tala joon kar bishtar azina bikh peida karde be choob kefayat nemikone#surprise


  146. باران در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    یه دوست جون پس من می رم تو زحمت بیرون اومدنش با تو!#eyelash
    #grin


  147. سلام…ویولت جان .عجب دردسری شد این یک لیوان دوغ مردم شتر با بارش میخورن هیچ مشکلی براشون پیش نمیاد#rolling
    راستش خودم حال بهتری ندارم چند روزی که زونا#cry شدم….هی خواستن به روی مبارک نیارم نشد که…دکترو یه عالمه دارو که همشون مشکل تنفسی ایجاد میکنند اما چاره چیه باید استفاده میکردم آخه زونا یه بیماری ویروسه از خانواده ابله مرغون که نهفته است و بعد از یک استرس یا خواب بد یا بوجود میاد راستش خودم با این امراض نهفته موندم چیکارکنم… تنفسم بد شده…و لی خدارو شکر یه پرستار کوچو لو دارم که این روزها خیلی کمکم میکنه….اومدم اینجا یه کم انرژی بگیرم
    #heart #heart #heart #heart #hea


  148. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    پس با یه شیش لول برمیگرده هممون رو سوسک می کنه#grin


  149. سافی در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    من اومدم


  150. باران در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    #surprise سافی؟؟؟


  151. گندم در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام.اولین بارمه که نظر میدم.ولی همیشه خواننده بودم.برات همیشه دعا می کنم.دوست دارم.


  152. مهدی در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    داشتم آرشیوتو میخوندم که باسه ترنم گفته بودی خیلی عالیه مخصوصا قسمتهای آشنایت با امید توهم مثل نوشی دنبال یه ناشر بگرد من که میگم کشش کتاب شدن رو داره #smug


  153. سافی در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    خوب ساعت کاری تمام شد
    ما هم بریم خونه.
    ویولت بهت خوش بگذره.
    فکر کنم از فردا نیستی.#hug #laugh #flower


  154. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    دویستیاش صلوات..


  155. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    bebakhshid man zede goloole taname#smug #tongue


  156. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    #grin shomaha be fekre khodetoon bashid


  157. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    اوکیییییییی#rolling


  158. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    tala jan chera zhaponi harf mizani?1


  159. سانی در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    بعد با اون مانتو نشستی تو ماشین امید؟؟؟؟؟ یادم باشه قرار شد ببینمت با امید بودی توی ماشینش نیام!!!#sick


  160. ارام در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    #grin #winking #heart #kiss


  161. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    مگه نمی دونستی…من یه رگم جاپنیه#sick .از اسمم پیداست#grin


  162. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    rooze zan baraye khanoome violet ye manto va baraye aghaye omid ye ro mobli baraye mashineshoon migirim#grin


  163. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    man shenide boodam japan badaljate ghashangi dare na tala#thinking


  164. طلا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    من که خودم نشنیدم…#yawn …حالا هم دیگه رخصت بدین ما بریم..وقت خوابه..واکاهاما…………..یعنی خدافظ#devil #heart #kiss


  165. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    manam miram
    taze man ke nistam farda khodetoon bayad javabe khanoome violeto bedid ke ghanoon shekani kardid#devil


  166. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    dehaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa
    bachehaye sheitoon#thinking


  167. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    #worried khanoome violet ina mano eghfal kardana


  168. پاییز سرخ در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ویولت نازنین و عزیزم روزت مبارک…#hug #heart #kiss #flower


  169. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    #grin rasti manam roozet mobarak khanoomi#hug


  170. ye doost در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    eslah mikonam roozet be roozetoon#grin


  171. مهسا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    خانوم خانوما میشه به وبلاگ من هم سر بزنید….تازشم این صفحه کامنت ها هم که میخواد باز شه باید یه ۲۰ دقیقه ای سوت بزنیم #winking #tongue #tongue


  172. مهسا در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    خانوم خانوما میشه به وبلاگ من هم سر بزنید….تازشم این صفحه کامنت ها هم که میخواد باز شه باید یه ۲۰ دقیقه ای سوت بزنیم #winking #tongue #tongue


  173. سجاد در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    یه سوالی که واسه من پیش اومد اینه که مگه امید اینجا رو نمیخونه که تو با قیافه موفقیت آمیز نوشتی که نمیدونستش که از هولم در رو قفل نکردم#thinking


  174. نوشته ات مورد داره#grin


  175. از این روز تا روز بعد که دوباره بنویسی چقدر دیر می گذره! کاش روزی دو بار می نوشتی!


  176. حمید جون در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام.
    فکر نمی کنید جریان کامنت گذاشتن توی این وبلاگ داره یه خورده بی مزه میشه؟ آخه انگاری مسابقه دارین میدین که کی اول بشه کی دوم؟
    البته من به نظرات همه احترام میذارم و مطمئن هستم متوجه حرفهام میشین.
    ویولت عزیز. فقط میتونم بگم از خوندن نوشته هات لذت می برم. همین.
    #flower


  177. بهاره در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    نازی ویولت جون


  178. #brokenheart



  179. نسرین در ۸۴/۰۴/۰۵ گفت :

    ویولت جان،گاهی وقتها به این روحیه قوی و بالایت حسودیم میشه!!…الهی همیشه با روحیه و قوی و استوار باشی.


  180. ویولت جون آقا مهدی راست میگه..تو هم ئنبال یه ناشر باش…….#hug


  181. و خیلی خیلی ممنون که لینکمو برداشتی آخه مامانم هم اینحا رو میخونه #blush


  182. حالا خوبه تو پرده پیچیدی دورت….این #heart همش به من میگفت نه مثلا اصلا اصلا نمیتونی تکون بخوری #surprise #grin


  183. فرید در ۸۴/۰۵/۰۵ گفت :

    آزادی به همه مبارک#party
    دیگه تا ۲ هفته از دست ویلی راحت شدیم#party #party از فردا چت روم آزاد خط قرمز هم نداریم#party #party


  184. فرید در ۸۴/۰۵/۰۵ گفت :

    هورااااااا#party #party #rolling #rolling


  185. آدم در ۸۴/۰۵/۰۵ گفت :

    ممنون از نظر لطفت به ما #smile
    ولی اون قضیه کامنتهای گریه آور خودمو یادم نیومد، کٍی بوده؟! #thinking


  186. ناشناس در ۸۴/۰۵/۰۵ گفت :

    ویلی جون دیدی ما چی می کشیم برای اول شدن و ۱۰۰ شدن!!! تازه من دیروز نبود وگرنه امکان نداشت ۱۰۰ بشی#kiss


  187. کوزه در ۸۴/۰۵/۰۵ گفت :

    #flower #heart


  188. باز هم این ناجی افسانه ای#grin


  189. #party #party مبارکا باشه ویلی جونم #hug دارم خودمو می کشم ب۵ می زنم امروز می نویسی یا مرخصی شروع شد