

شنبه اولین روز رسمی شروع مدرسه برای دوردونه بود. دیشب تلفن زنگ خورد و مامان گوشی رو برداشت کم کم توجه ام به مکالمه مامان جلب شد.
مامان: بابات گفته هشت میاد؟ هنوز نیومده؟
…
مامان: الهی قربونت برم حالا چرا گریه می کنی؟ مامانت کجاست؟
…
مامان: نترس عزیزم برو بالا خونه خانم فلانی.
…
مامان: در قفله؟ گریه نکن عزیزم.
…
مامان: خوشگلم آخه خونه ما دوره دو ساعت طول میکشه برسم اونجا، حالا من همینطور باهات حرف میزنم تا بابات برسه خونه باشه؟
دیگه مثل فشنگ از جام پریدم از تصور اینکه بچه تو خونه با درب قفل شده تنهاست داشت دیونه ام میکرد:oh با عجله رفتم گوشی رو از دست مامان گرفتم.
متوجه شدم مامان دوردونه رفته کلاس و قرار بوده باباش تا ساعت ۸ خودش رو برسونه خونه ولی نیومده بچه هم تا دیده عقربه ساعت داره ۸ رو نشون میده و هنوز تنهاست فوری گوشه تلفن رو برداشته و زنگ زده خونه ما دوباره از اول تمام ماجرا رو برای من تعریف کرد و وقتی رسید به اونجا که باباش قرار بوده بیاد خونه و هنوز نیومده و اون تنهاست زد زیر گریه.
من: گریه نکن عزیزکم ببین امروز مدرسه ها باز شده و همه بچه ها رفتن مدرسه.
دوردونه با هق هق: خوب؟
من: پدر و مادر هاشون همه ماشین هاشون رو برداشتن رفتن تو خیابون که واسه بچه ها مداد و دفتر بخرن.
دوردونه: خوب؟
من: خوب ماشین بابای تو هم مونده پشت ماشین بابای بقیه بچه ها مجبوره آروم آروم طوریکه با بقیه تصادف نکنه بیاد خونه الانم رو پل سیدخندانه داره میاد.:kiss
دوردونه: تو از کجا میدونی رو پله؟
من: میدونم مطمئن باش.
گریه دوردونه متوقف شد و تو هین حرف زدن من، شهروز با موبایل مامان بابای دوردونه تماس گرفت و …
دوردونه شب بهم زنگ زد و گفت تو راست میگفتی بعد حرف تو بابا زود اومد خونه از کجا میدونستی رو پله؟:thinking
من: می دونستم دیگه.:smug
دوردونه: وقتی بابا اومد خونه یه اخمی بهش کردم که نگو.
من::rolling
از تصور اینکه بچه چه وحشتی رو تجربه کرده و اگه خدای نکرده وقتی تنها بود برق میرفت موهای سرم سیخ میشه.:nailbiting
حالا حق دارم خواهر شوهر گری کنم یا نه؟:nottalking
مثل اینکه اول شدم
دوم
#yawn
#rolling
مثل اینکه همه خواب موندند
با این حساب من سوم شدم#grin
آخی طفلکی دردونه . اما بهت نمیاد خواهر شوهر گیری در بیاری#winking #heart
سلام ویولت عزیز
خواننده وبلاگت هستم و لذت می برم از این همه شور و انرژی .
تا به حال مطلبی ننوشتم ولی امروز از همه کسانی این وبلاگ را می خوانند خواهش می کنم برای دوست خوبمون عسل که اصلا حالش خوب نسیت دعا کنند هرچه زودتر به جمع شاد ما برگرده
http://mylittlehoney.blogfa.com/
خواهر شوهر#eyelash مثل اینکه قرار بوده برادر جنابعالی به موقع برسن#grin #grin
دوردونه خودش چرا با اونا تماس نگرفته بود؟؟
حالا چرا خواهرشوهر گری؟! مگه نه اینکه داداشت قول داده بود و دیر کرد؟ دیگه چه ربطی به عروس بیچاره داره؟!
#yawn
یا علی نه!#worried #worried
#hug ۱۳ شدم با حال بود
نه بهت نمیاد!#grin
حق داری
ببینید تورو خدا امروز اول خوندم بعد گفتم بنویسم این هم نتیجش#nottalking
زیاد سخت نگیر ویولت عزیز بلاخره باید تنهایی رو تجربه کنه.درسته که براش زود بوده اما مطمین باش همیشه برخوردهای اول با تنهایی برای همه سخته. تو که این همه خوبی داری چرا خواهر شوهر گری؟#heart
راستی حق با شیرین خانم و ساناز خانمه#silly
کاملا حق داری ویلی جون … فقط یه سوال چقدر برجک عروس بیچاره رو نشونه می ری #winking #flower
راستی خوبه اونجا اینجا نیست وگرنه دردونه الان پیش مامان باباش نبود چون اینجا بچه کمتر دوازده سال اگه تنها خونه بمونه بچه را میگیرند
#flower
راستی حق با شیرین خانم و ساناز خانمه#silly
به دختر آفتاب:
ظاهرا من برجک همه رو نشونه میرم#silly شاکی ازم زیاده#rolling مسئله اینه که چون خیلی رکم زبونم تلخ به نظر میاد#cry
به همه؛
بچه دیگه شماره موبایل بلد نبوده بگیره فقط شماره ما رو حفظه
بعدم با ترافیک روزهای اول مدرسه زیاد دور از انتظار نیست که شاهنگ دیر کنه البته گناه اونم ماست مالی نمیشه#nottalking ولی مادرش هم میتونست یه جلسه کلاس نره نمی تونست؟#worried
کلاس دانشگاه نبوده که کلاس زبان بوده#nottalking
#smile اول اعلام کنم که آمدم
بعد………
خیلی ایرانیها اینجا سر این موضوع گیر افتادند چون خیال میکنند اینجام ایرانه
سلام ویولت جونم خوبی؟
به نظر من برای یک بچه تو این سن خیلی زوده که تو خونه تنها بمونه.من خودم یکی دو بار از روی اجبار و برای یک ربع یا حداکثر نیم ساعت دخترم را تنها گذاشتم ولی هزار جور دلهره داشتم و بهش یاد دادم با تلفن خونه مدام به موبایلم زنگ بزنه.مامان دوردونه هم اگر یک موقع مجبوره خوبه اینکارو بکنه…ولی به هر حال توی هلند نباید بچه زیر ۱۲ را تو خونه تنها گذاشت و همسایه های فضول اگر بفهمند بچه ای مدام تنها میمونه حتما به پلیس گزارش میدن#worried
خوشم اومد فکر نمیکردم ویولت خانم هم از کره در بره
ویلی جون هم من تو را دوست دارم هم اونی که بجای من کامنت میزاره#winking #rolling #eyelash #heart #hug #kiss
سلام…
من هم ۳ تا دوست دارم که دچار ام اس شده بودند و حالا خدا رو شکر میکنم که خوبن. بهر حال انسان خوب میتوونه یه دوست خوب باشه برای کسی که واقعا دنبال دوست خوبه. حالا سالم باشه یا بیمار، فرقی نمیکنه. یکی از بهترین دووستام که هر روز با هم حرف میزنیم کاملا معلووله.
بهر حال برای همه آروز میکنم به بهترین ها برسند
به امید دیدار
سام..
اخی نازیییی ب لاخره این دردونه رفت مدرسه #grin
اره حق داری ! ولی بهت نمیاد #tongue
راسی این لینک رو هم بیبین :
http://www.sonycard20.com/news/news_item.asp?NewsID=660#brokenheart
باور کن آدم دلش نمی خواد دیر برسه به بچه اش اما گاهی دست خودش نیست .وقتی هنوز مجبور بودم مرتب دکتر برم و خیلی هم معطل می شد م دخترام رو گذاشتم خونه ی همسایه و با همسرم رفتیم و از بس معطل شدیم گل چه به خانم همسایه گفته بود شاید مامی جانم مرده که اینقدر دیر کردن#sad .البته اون موقع گل چه ی خیلی کوچولو بود#kiss
#devil آی آی آی خواهر شوهر#grin به افتخارش … #applause #applause #applause
#winking ویلی جون تو هر کاری بکنی حق داری!! #heart نگران نباش کسی به تو چیزی نمیگه.
چه معنی داره مادر بره کلاس بچه خونه تنها بمونه!!!!#worried شاد باشی.#heart
آخی … طفلکی … دلم براش سوخت
baradaretoon dir kardana.be khanoomeshoon che?#thinking .ama har chi violet khanoom bege#winking 1
زیاد سخت نگیرید!
وای خیلی بده#worried منم خاطره های بدی ازین تنها موندم تو خونه دارم. خصوصا اگه به قول تو برقا بره یا مثلا یه سوسکم سروکلش پیدا بشه#silly !
مرسی عزیزم#kiss #flower
وای وای عزیزم جیگرم #kiss عصبانی شدنت هم باحاله #hug کاش خواهر شوهر من بودی #winking
اااااااااااااااا…………..
به جای این حرفها بهش میگفتی بزرگ شده و ترس زیاد خوب نیست.
خب همیشه که ماما ن و بابا نیستن.
پس خواهر شوهری موقوف؟!#thinking #smug #nottalking
مثل فشنگ از جات پریدی؟#surprise
خدا رو شکر ترکشاش به من نگرفت#winking
ببین من فکر کنم این وسط مسطا یه نقشی داشتما باز برداشتی من و سانسور کردی؟خسیس حالا چی می شد اسم منم این گوشه موشه ها میاوردی یه بار از من نوشتی اونم هر چی سوتی من تو اون دو هفته داده بودم و کسی نفهمیده بود برداشتی نوشتی آبرو برام نذاشتی تازه اون هم در دوران مصدومیت بودم و نتونستم از خودم دفاع کنم#rolling
ولی جا داره این وسط یه تذکر به زنداداشت بدی اگه به قول تو خدایی نکرده برق می رفت اونموقع تا آخر عمرش این صحنه رو فراموش نمی کرد خواهر کوچیک من وقتی بچه بود خونمون دزد اومده بود دیگه از اون شب به بعد حتی دیگه دستشویی هم تنها نمی رفت #sick
#laugh
هنوزم حق نداری#grin
ویلی جان منم یه همچین تجربه ای رو وقتی ۶ ساله بودم داشتم البته خیلی بدتر.#sad
من یادمه هنوز به دنیا نیومده بودم که یه شب یه دونه ؛جن سم پشت رو دیدم البته مادرم دید بعد واسم تعریف کرد#worried
فرید راست میگه حذفش کردم#silly یه روزم بخوام یه قسمتی رو حذف کنم کلی شاهد دارم که تذکر بده#cry
داشتم با فرید حرف میزدم که صحبتای مامان و دوردونه رو شنیدم به فرید گفتم قطع کن ببینم این بچه چی داره میگه حواسم به حرفات نیست#worried
خوب شد فرید؟#eyelash
نه اصلا ویولت جان تقصیر برادر شما بوده که دیر رسیدن و دوردونه جون تنها مونده.امیدوارم سال تحصیلی سرشار از موفقیت داشته باشه کوچولو#kiss
یه ذره خوب شد#eyelash
بابا به خدا انقدر که تو و مانیا من و سانسور می کنید این صدا و سیما فیلماش و سانسور نمی کنه#silly
ای ول آق فری خوب از فرصتها استفاده می کنی#applause و ویولت خانم#smug
عمه شدن هم خوبه ها نه؟؟؟
دلم خواست !
ویولت جان من کامنت پست قبلیت رو الان خوندم (واین وب جدیدو نیگا)#grin
سلام ویولت گل#heart ما حالاها تنها می مونیم البته مامی جان می گه تنها نیستین دوتاتون با همید و حواس من هم همیشه پیش شما دوتاست#silly #grin #applause
به کوچک:
من که طعم خاله گری رو نمی چشم#sad ولی عمه بودن عالیه#hug
به فرید:
#smug گفتم دیگه قهر نکن#heart
نگار من دیگه قاط زدم آخر
i love you ya na i love you?#rolling
#blush
خیلی خیلی هم حق داری. کاشکی یه کلید زاپاس داشته باشین و بتونین این زمان ها به داد بچه برسین
chera khahar shohar gary??? boro be dadashe khodet daava kon ke be moghe naresideh hala mamanesh che kelsy mireh???? #thinking
آخی طفلی … خیلی بده اینجوری بشه
حالا چرا می خوای تلافیش را سر عروس بیچاره دربیاری #grin
به الهام:
چون خوارشوهرم#devil
به صدف:
کلاس زبان#worried
خب . می بینم که پیشگو هم شدی . آخرش هم بچه رو (و ماها رو )گذاشتی تو خماری و نگفتی از کجا فهمیدی باباش رو پله بدجنس. دستت درد نکنه یه فال هم واسه من بگیر.#applause
سلام
چه جوری دلشون ام این کار رابکنن .از دست این آدمای …..خوب نمی تونستن نگهش دارن چرا اصلا بچه….
اه سرم درد گرفت#angry #angry #angry حیف شما خواهر برای اون داداش.اون زن داداشتونم حقشه هر چی سرش بیاری.#angry #angry #angry #angry #angry #angry
(خوب نقش عصبانیا را بازی کردم.#devil خداکنه هیچ بچه ای هیچ وقت ناراحت وتنها نشه)
چشم .فقط به خاطر تو.#smile
ویولت جون خدا عمرت بده خواهر شوهر بازی درآر ما هم یاد بگیریم #devil …شاد باشی …شبنم
نه اگه راست میگی عمه باش. چرا باباش تاخیر داشته تا ۸ نیومده!
این یه نمونه بود، منتظریم نمونه بعدی هاش رو هم یادمون بدی#grin
حق که داری ولی جرات!!#sad ما که نداریم چون زن برادر مربوطه درسته قورتمون می ده #grin
ویولت جون میدونی اگه اینجا بودن پلیس چه بلایی سرشون میوورد .اینجا بچه رو تا سن ۱۲ سال قانونن نباید تو خونه تنها گذاشت. منم وقتی بچه بودم نه تنها تو خونه تنها میموندم تازه از برادر کوچیکترمم مواظبت میکردم
میگما ویولت جونم چه خوب سر نی نی ها رو گول می مالی !#kiss
یاد زمان بی خیالی ها به خیر
سلام ویولت جان . خواهر شوهر بازی؟!#thinking چطوریه!؟ ولی خوب سخت نگیر .
به منم سر بزن خوشحال میشم#kiss
بله عمه جون حق داری#kiss
خوب اگر بشه از چنین نیروهای سیاهی در چنین راه هایی استفاده کرد خیلی خوبه#grin ولی خوب معمولا نمیشه#winking
قضیه ارباب حلقه هاست و فلسفه حلقه
سلام ویولت جان صبح خوبی را شروع کن#flower
وسط این همه دوست … دیگه جایی واسه من نمیمونه …. مثل همیشه برات دعا می کنم …