فیلمنامه

اینروزا سرم خیلی خیلی شلوغه.
شلوغی و گرفتاری بدی هم نیست، شاید بعضی ها بدونید بعضی ها هم نه.
آقایی باهام تماس گرفتن از بنیاد سینمایی فارابی و پیشنهاد همکاری در نوشتن یک فیلمنامه رو بهم دادن یکبار هم با هم قرار گذاشتیم و همدیگه رو دیدیم.
من که خیلی خوشوقت شدم از دیدنش ولی در مورد ایشون شک دارم:thinking چون زدم ضبط صوتشون رو شکستم.:waiting
خلاصه ایشون کلی هندونه زیر بغل من گذاشتن که تا الان که در خدمتتونم دارم به سختی حملشون میکنم :o hو گفتن قلم(یا همون کیبورد) گیرایی دارید :teethو قابلیت نوشتن و پرداختن اونا. قرار شد برای شروع من چند خط بنویسم براشون و ایشون نظر بدن همینکار رو هم کردم و مورد موافقت واقع شد.
حالا دارم به سرعت مینویسم روزی چند صفحه قراره :whew فیلم بشه برای سینما می خوام از نوشته های قبلیم هم استفاده کنم به نظر شما کدوم از نوشته هام قابلیت تبدیل به یه صحنه از یک فیلم رو داره مثلا من خودم اینو پیشنهاد میدم.
راستی توضیح اینکه دارم شمه ایی از زندگی خودم رو به روایت تصویر درمیارم.
حالا یا فیلم میشه یا نمیشه در هر دو صورت برد با منه چون یه تمرین قوی برای نوشتنه با نظر کارشناسی نفر دیگه اگه موفق بودم خدا رو چه دیدی شاید کتاب نوشتم برام دعا کنید.:love
ممکنه واقعا نرسم هرروز آپ کنم نگرانم نباشید حالم خوبه.


نظرات شما


  1. عطیه در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    اول #devil


  2. نگار در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    #flower


  3. امید در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    #devil


  4. عرش در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    چرا چهارم


  5. ارام در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    پنجمممممممممممم#winking


  6. عرش در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    به ویولت یا امید
    لطفا ایمیل تون رو چک کنید منتظر هستم


  7. مهدیس در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    ای بابا هفتم شدم


  8. عطیه در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    سلام ..میدونی من تصمیم داشتم یه کم باهات قهر کنم.. نمیگم نتونستم چون دقیقا چند دقیقه پیش یکی لز دوست جونام بهم زنگ زد و من که قرار بود در یاس فلسفی فرو برم و احساس تهناییم خفه ام کنه گفتم بی خیال امروزم خوش باشیم تا فردا !!! بعد هم گفتم بیا آن بشم اگه نفر اول بودم یعنی با ویولت آشتی اگر نه با ویولت قهر #devil !! حالا در کمال ناباوری اول شده بیدم #grin ببینم اسم اینو چی میشه گذاشت ؟ خودم آخر انرژی + هستم اوهوم #smug ضمنا هیچی نشده سر خودتو شلوغ نکنااااااااا!! یادت نره اول وبلاگ بعد فیلم نامه # ….یک خبر دیگه بنده هم نمونه کار اولیم قبول شده eyelash خدارو چه دیدی شاید همین روزا اسمم رو بالای یه گزارش توی روزنامه دیدی #eyelash !!!


  9. عرش در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    با اجازه از ویولت خانم
    بزرگی می گفت :
    دوستم برای ما تعریف می کرد که چگونه دو بار گرفتار مصیبت بزرگی شد. بار اول دختر پنج ساله اش را که بی اندازه دوست میداشت از دست داد. دو ماه بعد خداوند دختر کوچکی به او داد که در نخستین روز تولدش در گذشت. این دو مصیبت بالاتر از قدرت و توانایی او بود . خودش اینطور تعریف می کرد :
    خواب و آرام نداشتم و غذا از گلویم پایین نمی رفت. اعصابم بقدری تحریک شده بود که اعتماد بنفس را در من کشته بود به چند پزشک حاذق مراجعه کردم . یکی قرص خواب آور و دیگری مسافرت تجویز کرد. هر دو دستور را بکار بردم ولی نتیجه ای نداد مثل این بود که بدنم را میان منگنه ای گذاشته و هر لحظه لبه های فولادین آن بهم نزدیکتر میشد. اگر شما در زندگانی گرفتار ناراحتی های عصبی و اندوه شده باشید بخوبی میتوانید حال مرا بفهمید.
    اما خدا را شکر که یک پسر چهار ساله برایم باقی مانده بود و هم او مشکل مرا حل کرد. یکروز عصر که در دریای غم و اندوه دست و پا میزدم بطرفم آمد و گفت : بابا جون. نمخواهی یک قایق چوبی برایم بسازی ؟ حقیقتش را بخواهید در آنموقع حوصله هیچ کاری را نداشتم اما پسرم با همان سن کمش بقدری سمج و لجوج بود که بالاخره مرا بکار وا داشت.
    ساختن این قایق چو بی سه ساعت طول کشید و چون کارم تمام شد دریافتم فقط این مدت که مشغول تهیه قایق بودم ساعات آسودگی خاطر من در آن چند ماه اخیر بوده است.
    این کشف مرا از اندوه و نگرانی رها نید و پس از چند ماه تازه برای اولین بار توانستم بدقت فکر کنم .
    در یافتم ( وقتی انسان بکاری سرگرم است که احتیاج بفکر و نقشه دارد نگرانی به سختی در او نفوذ میکند. )


  10. نگار در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    بنظر من که فکر عالی هستش تازه اگه خودت هم بتونی بازی هم بکنی هم چه بهتر من که لحظه شماری میکنم که اون فیلم را ببینم#flower


  11. مهدیس در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    ویولت جون تبریک#hug موفق باشی #kiss


  12. ارام در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    ببین ما در صورتی اجازه بهت میدیم که هر روز آپ کردنت تعطیل نشه!!#grin اگر قراره که یک فیلم نامه بنویسی و ۶ ماه آپ نکنی ما ناموافقیم.#laugh . موفق باشی. نازنین#heart #kiss #hug


  13. شیرین در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    عالیه! حداقل باعث میشه خودت را محک بزنی، اینطور نیست؟ در ضمن یادآوری خاطرات تلخ، کم کم تلخی اونها را کم می‌کنه و فقط خنده برات می‌مونه. به امید موفقیت تو ویولت عزیز#flower #flower #flower


  14. مهدیس در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    ویولت جون در مورد پیشنهادی که به من دادی هم چشم #eyelash حتما این کارو میکنم.#heart


  15. مهدیس در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    لطفا از آپ نکردن حرف نزن که دلم می گیره.#brokenheart


  16. م.ز. در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    همون که پیشنهاد کرده‌اید خیلی سینمایی است.


  17. نرگس در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    اینارو مینویسی حسودی میکنن بهت دیگه#grin


  18. اهمممممممم ما کجا بیاییم برای گرفتن امضا؟؟؟#blush


  19. ویولت بهت تبریک میگم مدتها بود میخواستم بهت بگم سعی کن یه کتاب بنویسی


  20. ساتین در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    حالا ضبط صوت مردمو چی کار داشتی؟#laugh


  21. ایمان در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    چه عالی#party تبریک می گم ویولت جون#kiss .این نوشته ای که خودت انتخاب کردی خیلی با مزه اس. کاشکی می شد جریان اون بغل کردنتم توسط یکی از همکارات بنویسی#grin فقط حیف که غیر اسلامیه#yawn


  22. مانیا در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    #party تبریک می گم#kiss ببینم می تونی روی داریوش مهروجویی رو کم کنی یا نه#winking


  23. یه بار دیگه هم نوشتم و پرید#worried
    نوشتم ویلی جون حالا خودتم توی این فیلم بازی می کنی؟
    در ضمن اسم فیلم رو چی می خوای بذاری؟


  24. شقایق در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    #kiss


  25. سعید در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    سلام
    اگه قراره به خاطر فیلمنامه نویسی هر روز آپ نکنی لطفا از خیرش بگذر .اصلا نمی دونم بنویس ولی شبها بنویس .خلاصه یه جوری فیلم نامه بنویس که وبلاگ نویسی یادت نره..آخه اول لب بودکه بعددندون آمد#sad


  26. پانی در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    tabik dar zemn ba aram movafeqam bad violet on qesmat koli khob ageh film #rolling
    ba arezoi movafaqyar emzai man yadet nareh ma ham poz midim dostemon fimnameh nevis shodeh#nottalking #kiss


  27. بهار در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    سلام#flower
    امیدوارم نتیجه خوبی بگیرین.#heart
    آخر فیلم یادتون نره بنویسین با تشکر از وبلاگهای ….. و….. و…


  28. ویولت جان موفق باشی .


  29. ساتین در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    یه ماجرا که باید حتما تو فیلم باشه ماجرای اولین ملاقات تو و امیده.ضمنا نمیشه که آپ نکنی#nottalking


  30. رز سفید در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    به به ویلی معروف می شود.ویلی جونم یه امضا می دی؟
    من با اجازه ات لینکت رو تو وبم گذاشتم#winking


  31. باران در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    من امضا می خوام!!!تو امضا گرفتنم خودم اولم!!!اوهوم#grin


  32. ویولت! من فکر کنم هنر نوشتنت با یادآوری خاطرات تلخت شکوفا تر شده و گذشته هات بهت قدرت و اعتماد به نفس بالایی دادند اگه خاطراتتو در گام اول هنریت رو کنی انگیزه هات برای کار بعدی کمتر میشه به نظر من بهتره که با استفاده از وجود گذشته ات به نوشتن مطالب جدید و نو بپردازی و از تم های تکراری در اولین کارت خودداری کنی. من فکر میکنم نویسنده کتاب بامداد خمار فقط یک کتاب نوشته اما با گذشت سالها از چاپ اول این کتاب هنوز جزء پرفروشترین ها به حساب میاد به علت همون سادگی نگارش و نو آوری داستان#smug در ضمن حرفه هنری جدیدتو بهت تبریک میگم امیدوارم این کار دریچه ای جدید در زندگیت بوجود بیاره که بتونی از تمام استعداد هات به شکل پویا تری استفاده کنی #applause #flower


  33. دختر صحرا در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    ویولت جان خیلی بهت تبریک میگم و من مطمئنم که تو خیلی موفق خواهی شد و ایشون اشتباه نکردند قبلا هم بهت گفته بودم قلم شیرینی داری #applause ما را از نوشته های قشنگت بی نصب نکن


  34. شبنم در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    قرار نیست نو که اومد به بازار کهنه بشه دل آزار هاااااا. باید قول بدی هر روز آپ کنی . من به امید وبلاگ تو هستش که کانکت میشم . تازه برای ثابت کردن اینکه همیشه حالت خوبه میتونی هر روز فقط بنویسی حالم خوبه هم ما خوشحال میشیم هم اینکه روح زنده ی وبلاگتو تر و تازه نگه میداری من همیشه که ۵ شنبه جمعه ها وبلاگتو بار میکنم (با اینکه میدونم چیری ننوشتی) دلم خیلی میگیره #sad


  35. صدف در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    چقدر حال کردم داری فیلنامه می نویسی و کمی هم حسودیم شد#devil موفق باشی


  36. بی تا در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    جه خبر خوبی.باور کن من همیشه میخواستم بهت پیشنهاد بدم یه کتابی جیزی بنویسی.حالا میبینم آدم مربوطه اش بهت این پیشنهاد رو داده.زنده باد ویولت فیلمنامه نویس#hug


  37. پریچهر در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    سلام ویولت جون
    من خودم چون نوشتن رو خیلی دوست دارم بهت تبریک میگم.اگه کمکی از دست ما بر اومد ،حاضریم.
    به نظرم اون قسمت که تازه با امید آشنا شدی و رفتین یه جائی که خونه پیش خریدی رو ببینین و تو ترسیدی به نظرم میتونی ازش یه فیلمنامه مهیج-جنائی!! در ژانر وحشت در بیاری.
    تبریک میگم-هزار بار


  38. پریچهر در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    ضمنا من هم با شبنم موافقم


  39. نلی در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    واااااای چه خوب بهت تبریک می گم ویلی جون. کم کم داره بهت حسودیم می شه هااا.
    ایشالا که در همه حال موفق و سرحال باشی دوست عزیز


  40. ویلی جون یه کتاب گذاشتم تو وبلاگ که خیلی قشنگه حوصله داشتی برو دانلود کن هر چند سرت شلوغه … حلالمون کنید ما راهی تعطیلات تابستونی شدیم #flower


  41. نورا در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    افرین ویولت جون نوشتن خیلی به ادم کمک میکنه حتی شاید در مواردی بیشتر از وبلاگ نوشتن خیلی عالیه دیگه با این کار همه جوره میری به جنگ سختی ها هوررراااااااااااااااا


  42. arashl در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    besiyar aali.ishala in shorooe ye movafaghiyate jadid bashe#laugh #flower ama agar gharar shod dar morede ms benevisid lotfan harfe dele hamaro made nazar gharar bedid ke midoonam hatman in karo mikonid.ishala ke hamishe movafagh bashid


  43. بچه شر در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    اول:سلام
    دوم:فکر کنم دیگه جدی جدی باید فکر یک عینک دودی باشی
    سوم:انگشت کوچیکه منم بگیر
    موفق باشی#flower


  44. ویولت در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    ممنون از همگی حالا لحظه های خنده دار تو عکس العمل بقیه با این قضیه پیش اومده که می نویسم مثل امید و برادرم و…#grin
    اسم فیلم رو هنوز مشخص نشده ولی خودم یه اسم توپ تو نظرمه#winking
    آرش جان قراره فیلم داستانی باشه در مورد فردی که تو اوج توانایی و جوونی گرفتار این بیماری میشه با تمام مشکلاتی که براش پیش میاره یعنی دقیقا موقعیت خودم فیلم روند داستانی داره پس مسلما نمیشه انتظار داشت که مشکلات بطور مستند بیان بشه فقط نگاه گذران به مشکلات داره


  45. ویولت در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    بعدم گفتم فعلا قدم اوله شاید هیچ تهیه کننده ایی پیدا نشه که ریسک ساختنش رو قبول کنه.
    فقط خیلی خیلی جالبه که خوابم داره تعبیر میشه
    از ته دل آرزو میکنم خواب دوستان خوبم که خبر از برگشت سلامتیم داشت هم هر چه زودتر تعبیر شه#hug #heart


  46. بچه شر در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    راستی ایول خشونت (در باب شکستن ضبط)همینطوری پیش بری می شی بروسلت (ترکیب بروسلی و ویلت)#winking


  47. بچه شر در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    غلط نامه:
    ویلت=ویولت#blush #blush


  48. عطیه در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    نظرتون درباره ی متوقف کردن جنگ بر سر اول دوم شدن چیه ؟ اگه میدونستم زودتر از اینا اول میشدم ویلی #winking


  49. عطیه در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    خواب دیدی خیره مادر …خدا همه ما بازیگرای صحنه زندگی رو پیروز کنه #winking


  50. عاطفه در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    ویولت جان تبریک میگم
    به نظر من که همه نوشته هات قشنگه و گیرایی خودش رو داره، همین گیراییه اونه که باعث میشه هر روز سر بزنیم و ببینیم چه حرف تازه ای برامون داری.
    موفق باشی.


  51. پشمک در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    اول که داری الکی معروف میشی هااااااااا#silly
    بهدش هم نگفتی اصل موضوع فیلم چیه؟
    بعدش هم یادت باشه ما مخطبان اصلی تو هستیم!یعنی چی که هر روز آپ نمی کنم؟!ای بی معرفت ………..هرکی مهم میشه این جوری میشه؟#brokenheart #cry #nottalking


  52. ویولت در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    به عرش و نگار قلابی در کامنت های دیروز:
    کی گفته آقایون چون نمیتونن لوازم آرایش استفاده کنن نمی تونم قیافه شون رو شاد نشون بدن و… مجبورن شب تو کوچه بخوابن؟#yawn #worried
    آقایون هم میتونن با همیشه اصلاح کرده و تمیز و شیک پوش بودن و ادکلن زده بودن قیافه مثبتی از خودشون بسازن نه اینکه پیرهن بی اطو با صورت نتراشیده و بو گند عرق و …#sick
    اینجور مرد صد در صد جاش پشت در خونه است#devil


  53. نگاه در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    خیلی خوبه.. کلی طرفدار داری از همین الان#applause


  54. عطیه در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    به ویولت کامنت ۵۲:
    آقایون هم میتونن با همیشه اصلاح کرده و تمیز و شیک پوش بودن و ادکلن زده بودن قیافه مثبتی از خودشون بسازن !!!!!!!!!#winking
    می بینم که داداش امید بدجوری اثر مثبت داشته ها!!! #grin همه که برادر امید نمیشن #devil #smug #tongue


  55. نگین در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    موفق باشی#flower


  56. ویولت در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    به عطیه:
    ما همش کل کل مون سر همین اثر مثبته#winking


  57. مه سا در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    سلام…ما رو هم تو فیلم بازی میدین؟!#grin ولی دلمون واست تنگ میشه….#brokenheart


  58. شبنم در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    راستی ویولت جون کی میتونه جرات کنه نقش تو رو بازی کنه؟ پس بنابراین ممکنه فقط فیلمنامش چاپ شه و پرفروش شه چون فکر نمیکنم کسی بتونه جا پای تو بذاره #grin


  59. ویولت در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    به شبنم:
    هدیه تهرانی خوبه؟#winking #grin
    به مه سا:
    مگه قراره برم بمبرم#sick


  60. ویولت جان مثل اینکه “همه” می خواستن بگن کتاب بنویس ها! اما دیگه اون آقاهه زودتر گفت#devil فکر می کنم اگه بیشتر بر تصویر متکی باشه تا دیالوگ خیلی حرفه ای میشه#smile منتظر خبرهای خوب خوب هستم#heart


  61. یاسمن در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    آخ جون من که خیلی خوشحالم…


  62. شبنم در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    ویولت جون امیدوارم همه فکرای خوب به سراغت بیان و همیشه موفق باشی … شاد باشی…شبنم


  63. سلام#kiss
    مثل اینکه ویولت خانوم ما داره کارش به جاهای باریک می کشه#grin خوب برات دعا می کنم خدا رو چه دیدی یه روز فیلم نامه نویس بزرکگ اومد و ما خواستیم ازش امضا بگیریم#laugh
    #flower #flower #heart #flower #flower


  64. ملینا در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    همینه دیگه میخوای معروف شی و کم پیدا #cry


  65. ملینا در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    به نظره من اولین روزی که با ایمد اشنا شدی بهترین و جذابترین قسمته فیلمت میتونه باشه! #heart
    البته اگه میخوای کلا در مورد مشکلاتی که سر راه بیماری ام اس هست فیلم نامه بنویسی موضوعش فرق میکنه ! #eyelash #heart


  66. ملینا در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    ایمد = امید #blush #blush #blush


  67. یه نما هم ماهی دودی بچپون داخل کار


  68. ملینا در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    اگه بازیگر میخوای رو من حساب کن #grin
    سیاه لشگرم بود ملالی نیستاااا#eyelash
    مثلا جای اون پل هواییه بازیکنم که یه بار دمه چالش خوردی زمین #grin #kiss


  69. لیلا در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    وای ویولت جونم این که خیلی خوبه موفق باشی #kiss راستی این پست (قویترین مرد شرکت هم بد نیس واسه تبدیل به یه صحنه از فیلم#winking #laugh )اما از شوخی گذشته نوشته هات همه جذابن ولی حتما یه ادم وارد باید تشخیص بده کدامش مناسب تبدیل به یه صحنه از فیلمه
    #party


  70. خیلی خوبه ویولت گل#hug #applause موفق باشی .مامی جان گفتن کسی جواب سوالتون رو نداده و ما می دیم:اون پستی که با آقا امید آشنا شدید و اون فکر کرده با عصا سن شما بالاست!!!#grin #devil و اون پست که رفتین سیب زمینی آدم قبلی رو خوردین#rolling


  71. سلام
    بابا آفرین#heart #kiss
    خوشمان آمد…
    یادت باشه بلیط فیلمتو به ما هم بدی!
    موفق باشی


  72. شیما در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    سلام ویولت جووونم#heart
    من غلط بکنم برم دانشگاه و تورو یادم بره گلی#kiss
    تازه برگشتم پیشت و دیگه نمیرم#tongue
    دوست دارم . نوشته هاتم خوندم دیگه معروف شدی و فیلم نامه مینویسی و بعدشم کتاب و…. کاش وقتی دیده بودمت ازت امضا میگرفتماااااا#sad
    #grin #flower


  73. RahiL در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    تبریک #flower


  74. sadaf در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    be nazare man ashenaeyt ba omid kheili jalebeh ya maslana oon majeraye sose pizza ke hesbi hal kardam vaghty khoondam


  75. sadaf در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    majeraye oon french fries dozdit ham bad nist


  76. ویولت در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    اون قضیه سیب زمینی سرخ کرده آره شاید جالب باشه واسه یه فیلم.
    ولی مشکلات فردی که دست به گریبان با ام-اس نشون نمیده#worried
    فقط مشکلات یه آدم شکمو ودله رو نشون میده#grin #winking


  77. ASAL در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    in vaghan alie behet tabrik migam googoolam.bye#flower #kiss #heart #flower


  78. ویولت جان !ممنون ازینهمه توجهت به کامنت ۳۲#worried راستی چه نوع ادوکلن میتونه آدمو شاد نشون بده؟#grin


  79. تیلا در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    ویولت جونم حسابی گامباته گوداسای#kiss


  80. مونا در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    سلام#eyelash من اومدم(به روایتی گوریل انگوری وارد میشود#surprise )
    اول:خوشحالم که خوشحالید#hug
    دوم:اگر فیلم شد اومد رو پرده ی سینما یه بلیط از سهمیتون واسه منم کنار بذارید#smug
    سوم: امید وارم انقدر وقت کم نیارید که مجبور شید از وقت وبلاگتون براش بذارید#kiss
    چهارم:در مورد سوالی هم که پرسیدید دوباره میرم ارشیوتون رو با دقت می خونم بهتون نظرم رو میگم#winking
    پنجم:امیدوارم همیشه سر مشغولیهاتون مثل این خوب باشه#applause
    ششم:ببخشید انقدر مورد داشت #sick اخه ممنوع الکامنتم کردید#grin
    مونا#flower


  81. Asal در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    به به مبارک باشه#flower ؛صحنه های رمانتیک شو بیشتر کنی حتما فیلم میشه#winking #grin البته یادت نره فرید و سانسورش کنی تا تهیه کننده ها راضی به ساختش بشن#devil #rolling


  82. مونا در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    یه ترکه زنگ میزنه اداره پلیس:
    ترکه:اگای پلیس#grin بدبخت شدم#sad دنده ی ماشینمو فرمونو پدالو همه رو دزد برده#surprise
    پلیس:اقا شما ترکی؟#thinking
    ترکه:بله#applause چطور مگه؟#eyelash
    پلیس:پس لطف کنید برید جلو بشینید#devil
    #silly #tongue #kiss


  83. ویولت در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    به عسل:
    #rolling می خوام کلا فرید و امید رو حذف کنم#devil پشت صحنه همدیگه رو جر واجر کنن#rolling
    به نگار غلابی#surprise یا همون قلابی#smug :
    پیشنهادت خیلی جالبه بیشتر برام توضیح بده که دوزاری کج منم بیفته یعنی چه جوری بنویسم که لوش ندم؟واسم پیشنهادت رو ایمیل بزن.
    بعد ببین هم فیلم بشه هم وبلاگ هم کتاب دیگه همه یه جورایی اینطوری میشن ها#sick از من گفتن بود#smug


  84. پورج در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    خیر باشد…
    گاهی اینجا می آیم و می خوانم. درباره ی کاری که داری با فارابی می کنی هم، شاید یک ای میل برایت فرستادم و وصیتی کردم…


  85. ارام در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    ببین هنوز کارتو شروع نکردی وقت نداری به ما سر بزنی بعدا که خدا داندددددددد#sad


  86. ارام در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    راستی من نفهمیدم امید خان از اینکه سوم شده عصبانی شد یا از اینکه عشقش میخواهد فیلم بازی کنه!!!!!!!!!


  87. یاسی در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    سلام ویولت جونم#hug
    طبق معمول اول مهر به بعد دیر رسیدم#devil
    تبریییییییییییییک برای فیلمنامه#party #party خوندن آرشیو لازم شد دیگه#silly
    در ضمن می گمااا اگه نقش ا.ل فیلم یه وبلاگم داشته با شه که تو وبلاگه همه دوسش دارن و اینا هم بد نمی شه #grin همین الانم یه چیزی به فکرم رسید
    نمی دونم بگم یا نگم ؟#thinking
    شاد باشیییییییی#heart #heart


  88. ویولت در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    بگو یاسی#hug
    پورج جان وصیتت رو بکنم میشنوم#smug


  89. رزولت در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    ویولت جان،میتونی داستان رو از اونجا شروع کنی که یه دختر خوشگل و شاد و تحصیل کرده و پول دار(مشخصات ام اسی ها#grin ) که همه پسرها موقع دیدنش سنکوب می نمودند و دخترها بهش حسودی میکردند(نیم نگاهی به اوائل فیلم مالنا #winking ) ناگهان دچار ام اس میشه و ورق زندگیش بر میگرده،پسر های دورو بریش دیگه نمی خوان رابطه عاشقانه باهاش داشته باشند و میگن از نظر من مشکل جسمی تو هیچ اشکالی نداره اما مامانم با ازدواجمون مخالف هستش!.وقتی دنبال کار میگرده کارفرمایان یه جوری دست به سرش میکنن و… .
    تاتی پاتی رفتنش تو خیابون موجب متلک پرونی عده ای میشه .مشکلاتی که تو معابر و خیابون ها داره و موقع خستگی و اسپاسم هر جائیکه باشه مجبوره بشینه و مردم بهش چپ چپ نگاه میکنن،وقتی زمین میخوره عکس العمل مردم چطوری میشه،اینکه تو ازدواج مشکل داره و از عواقبش میترسه(یادت میاد اون اوائل با امید رفته بودی کوههای تهران و به زمین خورده بودی و بعدش این فکر به سراغت اومده بود که اگه خانومهای دوستان امید اونجا بودند تو چه حالی پیدا میکردی و پیرهن امید خان رو با گریه هات خیس کردی و … خسته شدم بقیه اش رو خودت سر همش کن#tongue


  90. ویولت در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    مرسی روزولت جونم#hug
    بذار قرار داد رو امضا کنم اونوقت میگم چه جوری شروعش کردم#winking


  91. رابعه در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    ویولت عزیز انشاالله موفق باشی
    مثل همیشه#kiss #hug


  92. رابعه در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    مواظب خودت هم باش#smile #eyelash


  93. flor در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    hatman barat doa mikonam ke movafagh bashi khanoom gol#flower


  94. یاسی در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    دوباره سلام#hug
    اولا مرسی که اومدی اون طرفا خیلی خوشحالیدم… بازم بیا#heart
    بعدشم که یهو به ذهنم رسید مثلا داستان اینطوری باشه که طرف یه سی دی آرشیو به دستش می رسه ( منتها نه به عنوان کادو تولد به عنوان کادوی سلامتی) و بعد از هزار دودلی که آیا برگرده به خاطرات قبلیش یا نه ؟ می ره و اونا رو می خونه و هر اتفاق به خاطرش میاد و میره به اون زمان و ادامه داستان…..#silly
    البته این چیزی بود که همون لحظه به فکرم رسید و اصلا قصد فوضولی نداشتم…… #flower
    شاد باشییییییییییییییی#heart #kiss


  95. Ocean در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    Good for you. I am sure that you will be successful!


  96. نیکی در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    خوبه تبریک می گم اون متنو خوندم خیلی ناراحتت شدم عزیزم بوسسسس


  97. ساناز در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    سلام…نمیدونم بقیه اینو گفتن یا نه ولی به نظر من جالب ترینش همون بود که همکارتون گفت بیا بغلم و اون جریان زیپ باز!!#winking #laugh


  98. ببینم انگار فرید نیست اصلا وقتی تو یه سری از کامنت ها نباشه آدم به چشماش شک می کنه#thinking
    فریییییییییییییییییییییییییید زنده ای ؟؟؟؟وقتی نباشه این کامنت ها یه چیزی کم داره#grin
    این واسه ویولت#kiss این واسه بارون که انگاری اونم نیست#kiss اینم واسه فرید که وقتی نیست آدم فکر می کنه مرده#flower


  99. Asal در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    به قاصدک۲۰۲۰ :
    زبونتو گاز بگیر#nottalking


  100. Asal در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    #grin #flower


  101. گلی در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    سلام….وای ویلی کاش بشه


  102. الهام در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    بابا تبریک ، پس دست به قلم شدی جدی جدی #grin
    ایول … یه کتابم بده بیرون دیگه
    #kiss


  103. خودم در ۸۴/۰۶/۰۷ گفت :

    ویلی من امضا میخوام#grin #applause #flower


  104. فکر نکونم بین این همه مطلب نظر منو بتونی بخونی در هر حال سلام


  105. شهلا در ۸۴/۰۷/۰۷ گفت :

    #hug به به به
    خانم گل ما هم فیلمنامه نویس شدند#applause
    #kiss همیشه پیروز باشی که لیاقتت این است…#heart #kiss #flower


  106. علی در ۸۴/۰۷/۰۷ گفت :

    توقلبت قلب عاشقهای دنیاست.


  107. مامان آیسان در ۸۴/۰۷/۰۷ گفت :

    #applause


  108. عطیه در ۸۴/۰۷/۰۷ گفت :

    اگه کتاب نوشتی قول میدم بدارمش توی کتابخونه همه بخونن……به هر حال کتابداری گفتن…عطیه ای گفتن #eyelash #grin


  109. نگار #angry #angry


  110. نگار در ۸۴/۰۷/۰۷ گفت :

    #grin حقته


  111. یلدا در ۸۴/۰۷/۰۷ گفت :

    به به مبارکه.. انصافا هم قلم خوبی دارید (همون کیبورد) ولی یه سختی ای که داره اینه که آدم وقتی وبلاگ مینویسه دیگه نمیتونه مطلب جدی بنویسه دوست داره همش عامیانه بنویسه. منم چند بار تا نصفه داستانی که میخواستم بنویسم رفتم بعدش قاط زدم اساسی. انشالله تو یکی موفق باشی دختر عمو. راستی به نظر من اون صحنه رو به تصویر بکش که داشت باد می اومد شما و امید هم ایستاده بودین بعد امید سر شما رو گرفت توی بغلش فکر کنم این صحنه از همش بهتر تر باشه…. فیلم در ایکی ثانیه مجوز میگیره #grin


  112. نگاه در ۸۴/۰۷/۰۷ گفت :

    ایول.. جذبه….#laugh


  113. سمیرا در ۸۴/۰۷/۰۷ گفت :

    سلام…من اولین بار نیست که میام اینجا…تقریبا زیاد میام…ولی خوب اولین بار هست که کامنت میذارم…واقیتش اینه که همیشه وقتی موفقیتی به دست می آوردی یا از چیزی شاد میشدی واقعا خوشحال میشدم…این بار هم خیلی از این موفقیتی که در حال تجربش هستی شادم . سرحال باش و خندان


  114. ویولت نکنه از حالا می خوای دیگه آپ نکنی پس تکلیف ما ها چی میشه#worried


  115. شادی در ۸۴/۰۷/۰۷ گفت :

    سلام.من تازه با وبلاگتون اشنا شدم و هرروز سر میزنم ،اما نمیدونم چرا نظر من ثبت نمیشه؟#sad ،همیشه شاد باشی#smile #flower


  116. مطمئناْ فیلمنامه نویس خوبی می شی …#eyelash


  117. عشقست فیلمنامه!
    فقط توش سید و حاجی هم دو سه تا منفجرکن ما اینجا حال کنیما!!
    تو سینما هم رو اسمت لیزر میندازیم همه بشناسندت!خوب؟!#rolling #applause #flower


  118. میترا در ۸۴/۰۷/۰۷ گفت :

    بابا حسابی معروف بودی داری دیگه معروف ترم میشی و منم به همه پز میدم که ببینین این دوست منه. #winking


  119. سلام ویولت عزیز.. نمی دونی چقدر خوشحالم کردی که به وبلاگم سر زدی.. در مورد اونکه گفتی باید بگم امیر مهر گاو هم هست که دیگه هیچی .. منفجر شدم از خنده…. خلاصه که خونه خودتونه.. تشریف بیارین خوشحال میشیم.. البته از خوشحال هم یه چیزی اون ور تر…. موفق باشی عزیز… فعلا


  120. #flower #heart #blush


  121. آورا در ۸۴/۰۷/۰۷ گفت :

    کلی داره دوستمون جهانی میشه ها!!!


  122. مه سا در ۸۴/۰۷/۰۷ گفت :

    خدا نکنه…


  123. مه سا در ۸۴/۰۷/۰۷ گفت :

    این رو به جواب ختنوم ویولت گفتما… راستی از بازیگرای هالیوود استفاده کنید هااا…


  124. مه سا در ۸۴/۰۷/۰۷ گفت :

    خانوم ویولت… اشتباه تایپی بود #tongue


  125. خوشحالم…امیدوارم هر روز موفقیت بیشتری ازت ببینیم…موفق باشی#flower #flower #flower


  126. هیلا در ۸۴/۰۸/۰۷ گفت :

    ویولت جون اگه معروف شدی برای من از امین حیایی امضا بگیر


  127. عطیه در ۸۴/۰۸/۰۷ گفت :

    یکی بود یکی نبود مردی بود که زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .وقتی مرد همه می گفتند به بهشت رفته است .آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت.
    در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی کیفیت فرا گیر نرسیده بود.استقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد.دختری که باید او را راه می داد نگاه سریعی به لیست انداخت و وقتی نام او را نیافت او را به دوزخ فرستاد.
    در دوزخ هیچ کس از آدم دعوت نامه یا کارت شناسایی نمی خواهد هر کس به آنجا برسد می تواند وارد شود .مرد وارد شد و آنجا ماند.
    چند روز بعد ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه ی پطرس قدیس را گرفت:
    این کار شما تروریسم خالص است!
    پطرس که نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسید چه شده؟ابلیس که از خشم قرمز شده بود گفت:آن مرد را به دوزخ فرستاده اید و آمده و کار و زندگی ما را به هم زده.
    از وقتی که رسیده نشسته و به حرفهای دیگران گوش می دهد…در چشم هایشان نگاه می کند…به درد و دلشان می رسد.حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو می کنند…هم را در آغوش می کشند و می بوسند.دوزخ جای این کارها نیست!! لطفا این مرد را پس بگیرید!!
    وقتی رامش قصه اش را تمام کرد با مهربانی به من نگریست و گفت:
    ((با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی… خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند))
    پائولو کوئلیو
    #flower


  128. دم باریک در ۸۴/۰۸/۰۷ گفت :

    میگم این دوستای بلاگرمون یکی یکی دارن معروف میشنا ! اول نوشی بعد ویولت #smile تبلیک میگم ویولت جونم #kiss


  129. طنین در ۸۴/۰۸/۰۷ گفت :

    ویولت جان سلام
    امیدوارم در این مورد هم موفق باشی عزیزم …
    #heart


  130. دماغ دراز در ۸۴/۰۸/۰۷ گفت :

    سلام ویولت عزیز . نمیدونم منو یادت هست یا نه ؟ ولی امیدوارم حالت خوب باشه و از اینکه مدتیه کمتر اینطرفا میام شرمنده گرفتاریه دیگه خیلی هم خوشحال شدم شنیدم قراره بنویسی . راستی خانوم اگه تونستی و وقت شد حتما منو از حال خودت با خبر کن ببینم اوضاعت چطور شده اگه به خوبی پیش رفته باشی الان دیگه باید خیلی بهتر از گذشته باشی پس منتظرت ایمیلت هستم .


  131. یاسی در ۸۴/۰۸/۰۷ گفت :

    فردا به این امید از مدرسه میام که نوشته باشی#hug #hug
    بنویس لطفا#flower #kiss #heart


  132. علی در ۸۴/۰۸/۰۷ گفت :

    سلام منم به نوعی باشما همدردم البته نوع بیماری من فرق داره به هر حال خوشحالم اینجا رو دیدم ……واسم دعا کنید


  133. الهام در ۸۴/۰۸/۰۷ گفت :

    دلمون باره نوشته هات تنگیده حسابی #sad


  134. کوچک در ۸۴/۰۸/۰۷ گفت :

    تبریکات !#eyelash


  135. mehr در ۸۴/۰۹/۰۷ گفت :

    man mikhastam vase oon link e class e aval nazar bezaram chera nashod? fekr konam man o to ham sennim. manam sale enghelab class e avval boodam o khanoom e khosh tippi dashtim. man tamam e eshgham in bood ke did bezanam kei short e khanoom maloome #rolling


  136. نگار در ۸۴/۰۹/۰۷ گفت :

    ویلی جون راستی اگه فیلم شد ما همه را بذار واسه سیاهی لشکر#tongue #hug #flower


  137. #flower
    #flower #flower
    #flower #flower
    #flower #flower #flower
    #flower #flower #flower
    #flower #flower #flower
    #flower #flower #flower
    #flower #flower
    #flower #flower
    #flower #flower
    #flower
    #flower


  138. نگار در ۸۴/۰۹/۰۷ گفت :

    اگه اپ نکنی خیلی بد میشه#brokenheart


  139. نسیم در ۸۴/۰۹/۰۷ گفت :

    افرین به نوشتن ادامه بده


  140. نگار در ۸۴/۰۹/۰۷ گفت :

    صد و چهل سر راست


  141. بابا معروف . بابا سینما . هنوز هیچی نشده دیگه ویولت رو نمی شه پیدا کرد#applause