بازم فیلمنامه :)

لطفا اینجا رو بخونین و برام کامنت بذارین :loser
پیوست:از دوستان عزیز و همه کسانی که مثل من برای اول شدن خیز برداشتن و ضایع شدن معذرت می خوام ویولت عزیز:love هم حالش خوبه و چون سه شنبه و پنج شنبه و جمعه تعطیل بوده چهار شنبه رو هم تعطیل کرده تا کارهای فیلمنامه رو انجام بده زحمت آپ کردن وبلاگ رو هم آقا امید کشیده و مشکل پیش آمده هم از طرف آقا امید بوده(صد بار به ویولت گفتم به آقا امید کار نسپار نتیجش همین میشه دیگه:teeth)که با تلاش من(فرید:love:love)این مشکل حل شد.
یه جوک باحال هم بگم:
یه روز به یه …. به جای عرق آب میدن …. بعد از نیم ساعت شروع به عربده کشی می کنه:surpriseبعد بهش میگن بابا اون که بهت دادیم عرق نبود آب بود میگه دیگه دیر گفتید منو گرفته:surprise


نظرات شما


  1. یاس در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    وای هول شدم اووووووللللللللللل


  2. یاس در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    یعنی میشه واقعا اول باشم
    #surprise #smug


  3. یاس در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    #hug


  4. یاس در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    #hug


  5. یاس در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    عزیزم این پستت رو ۲ بار فرستادی


  6. نلی در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    دوم#grin


  7. یاس در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    پس واقعیه.واقعا اول شدم چون نفر دومی هم اومده#party


  8. نگاه در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    ای من چندم شدم #surprise


  9. بی تا در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    با دوستهای مجازی و البته امید خان گل دور یه میز تو یه رستوران یا یه جای دیگه نشسته باشی و با یه لبخند تصویر فید بشه.میدونی من در تو هر چی دیدم مثبت بودم برای همین دوست دارم آخر فیلمت هم مثبت تموم بشه.چون از طریق وبلاگ نویسی هم به فیلمنامه نویسی رسیدی بد نیست اینجوری تمومش کنی.تازه شاید اولین فیلمی بشه که به وبلاگ نویسی توجه کرده باشه.
    شدیدن منتظر دیدن فیلم هستم#heart


  10. نگار در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    چی رو بخونیم؟#thinking


  11. نگاه در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    من یه جاده که پر درختای سبز هست و تو داری توش راه میری از پشت سر .. یعنی با امید رو به جلو رفتن ( امید تو نه ها .. امید دیگه #rolling


  12. bahareh در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    be nazare man chon dastan bar asase vaghiat hastesh mitone ba 1 neveshteye ghashang ke binande on moghe befahme ke dastane zendegi vaghei bodeh va … .#hug


  13. قربونت برم ! آخر همه داستانا که یجور نیست….


  14. نگار در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    بهتره خوب تمومش کنی مثلا ازدواج کردی بجه دار شدی و خلاصه با همه چی کنار اومدی اینطوری بهتره فیلم هندی که نیس که آخرش با غم تموم شه بدون غیر آدمای سالم آدمایی هم هستند که مریضند وممکنه فیلم تو رو نگاه کنند و به حال خودشون غصه بخورند و دردشون تازه بشه پس اگه خوب تموم شه امیدی میشه هر چند کوچولو برای همه #heart


  15. #grin اول اول هورااااااااااااااا!


  16. #sad پس چرا جلوی نظراتت نوشته شده صفر ؟ من و بگو گفتم اول شدم . نگو ضایع شدم#rolling #cry


  17. مهر در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    فرزانه جان منم می خواستم همین اشتباهو بکنم ولی وقتی اومدم دیدم چههههههه خبرهههههههه #grin


  18. مهر در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    با سالم شدن و درست کردن یک انجمن شاد برای بدست آوردن روحیه بیماران به اسم خودت و تحت پوشش قرار دادن بیماران و مشاوره با اونها #kiss #heart #eyelash #hug


  19. نرگس در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    #thinking
    استفاده ابزاری از وبلاگ حرام است حرام!
    باید روش فکر وکنم#winking


  20. نرگس در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    باید روش فکر وکنم#winking
    ولی اینکه بشی یکی از فعالان بیماری ام اس که برای همدرداش روزنه ی امیدیه.


  21. نرگس در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    چرا اینجوری شد دختره#thinking


  22. nazanin در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    akharesh hale violet khoob misheeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee…………………


  23. سلام


  24. ویولت جان من آخرش رو خوب تموم می کنم که مردم از دیدن فیلم حال کنن.


  25. بابا چی رو بخونیم و کامنت بزاریم اینجا که چیزی نیست ؟!! مال همه این طوریه یا فقط من نمی بینم . بچه ها یکی بگه موضوع چیه؟


  26. مهر در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    فرزانه جان ۲ بار پستش تکرار شده . توی دومی روی اینجا کلیک کن . #winking


  27. محسن پ در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    ریتمیک بخون :) )
    آخر فیلم
    بچه بغل
    خونه ی شوهر
    #grin


  28. الهه در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    من آخرش را میذارم تا بینندگان خودشون تصمیم بگیرند آخه همه ی فیلمهای ایرانی همینطوره #kiss


  29. ارام در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    ویلی جان چون در وبلاگ همش از امید حرف زدی و در فیلم هم همینطور. پس باید مثبت تمومش کنی با یک صحنه که با دکتری صحبت میکنی و نوید بهبودی رو بهت میده و اشاره به اینکه همه اینها لطف خدا و تلاش خودت برای بهتر شدن بوده (تقویت روحیه در همه حال) #heart #kiss #hug #applause


  30. ارام در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    منظور از امید شخص امید نیست بلکه خود امید (نگاه مثبت) است. #heart


  31. احمد در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    سلام ویولت جان
    یک خبر تو وبلاگم هست در رابطه با دختری که به خاطر اهانت به قرآن کریم شبیه کانگورو شد اگه خواستی برو به وبلاگم و اون را بخوون!


  32. احمد در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    راستی یادم رفت اگه دیدی فونت متن من خوانده نمی شه این مطلب زیر را ادامه بده!
    Doostane aziz agar font-e- matn khandeh nemishavaed az menoye view gozinehy encoding-.unicode ra entekhab konid


  33. ساتین در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    فقط نفهمیدم ربطش به فیلمنامه شما چیه؟


  34. ساتین در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    من اینجا رو که کلیک می کنم وبلاگ امیدو می بینم با آخرین پستش راجع به توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی#silly


  35. سارا در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    ویولت عزیزم خودت بهتر میدونی که الان زندگیت چطوریه اما به نظر من یه نگاه پر امید به افق؛در کنار آقا امید میتونه پایان قشنگی برای آدم امیدواری مثل تو باشه.#heart


  36. سر فرصت میخونم #eyelash و بر میگردم#winking


  37. #surprise واااااااااااااااااااااااا
    این که نشون میداد هیچ جی کامنت اینجا نیست#silly پس اینا از کجا اومدن#laugh
    از هولم که اول بشم سلام یادم رفت#tongue


  38. راستش من دیشب تا دیر وقت بیدار بودم ویولت عزیز. واسه همین نمی تونم ببینم چی نوشتین . حتی چشام دوتا کامنت میبینه.
    آخ خاک و چوگ#cry
    راستی عزیزم منهم با تو همدردم خیلی سخته آره راست میگی.درکت میکنم ولی خط ششم رو نتونستم خوب متوجإه بشم#rolling
    دوستون دارم
    راستی .اینو جدی میگم.امیدوارم هرچه زودتر کار فیلم نامه تموم شه و مارو از اعتیاد خودت بیرون بیاری#yawn


  39. ببخشید.
    منظورم اعتیاد نخود بود#grin


  40. مهدیس در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    اول


  41. مهدیس در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    #rolling می خندم که ضایع نشم#silly


  42. سعید در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    سلام
    هورا چهل وسوم#winking


  43. مهدیس در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    فرزانه توام مثل من از هول اول شدن ضایع شدی.#worried


  44. ای بابا واقعاْ کم خواب دارم .آخه دوتا ژست رو به جاش دوتا کامنت در کرده بیدم
    ببخشید#cry


  45. نلی در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    آخرشو باید خوب تموم کنی. مثلاً اینکه حالت بهبود پیدا کرده و در حال تحت پوشش گرفتن بیماران ام اسی و انرژی مثبت و امید دادن به اونها هستی..#kiss


  46. کم خوابی
    دو تا پست


  47. مهدیس در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    من از فیلمایی که آخرش به درک و برداشت بیننده بستگی داره خیلی خوشم میاد .پس اون جوری تمومش میکردم.#smile


  48. بابا یکی بگه چه خبره
    همه دارن درباره آخر فیلم نامه کامنت میزارن.واقعاْ توی پست چیزی نوشته شده؟


  49. غزل در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    #grin #party اول


  50. پانی در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    امروز اینجا اولی زیاد داره
    امیدوارم اخرش خوب خوب تمام شه هم تو فیلم هم واقعیت#flower


  51. من خودم میگم چه خبره
    لطفاْ
    (((((( اینجا ))))))
    رو کلیک کنید و بخونید#worried


  52. خودم در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    من فکر میکنم اگه میخوای آخر فیلم خوب تموم شه . یعنی به مخاطب آخرش حس بی مزه گی و یا اینکه بهتر ازاینم مشد دست نده ( مثل اکثر فیلمهای ایرانی ) باید یه طوری فیلم نامه رو بنویسی که اولا آخرش قابل حدس نباشه و بعد هم خیلی صادقانه و رک یا بهتر بگم واقعی با مخاطبت صحبت کنی . همونجر که هست و چیزی نباشه که از مخاطب بخواد پنهان بمنونه و باعث بشه که اون بشینه فکر کنه و در نتیجه آخر ماجرا رو حدس بزنه . یعنی برای دنبال کردن ماجرا فقط به روایت تو گوش کنه و نه روایتی که خودش برای فهمیدن اصل مطلب توی ذهنش دنبال میکنه . به نظر من اکثر فیلمهای ایرانی یه جوری مخاطب رو دست کم میگیرن و اونرو در جریان تمام جوانب ماجرا قرار نمیدن.#flower


  53. ویولت عزیز اینو از طرف خدودم میگم:
    اینکه از ما نظر خواستی خیلی ممنونم
    .آخر فیلم نامه یه طوری تموم شه که اگه مثلاْ من هم ام.اس.گرفتم زندگیرو مثل شما تموم شده نبینم.بابا بخدا منهم آدمم.ویولت جون دستم به دامنت یه جوری تموم نشه من از زندگیم بیزار شم .تورو خدا #worried #cry .ویولت.تورو خدا#cry
    #winking #flower
    بازم مثل همیشه تمومش میکنم
    دوستون دارم


  54. مهر در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    به مورال تیچر و اونهایی که نمی تونن پست رو بخونن :
    روی اینجا که کلیک می کنید اینها نوشته شده توی وبلاک امید :
    من راه تو را بسته , تو راه مرا بسته
    امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم .
    پ . ن : ویولت عزیز امروز خونه س. از من خواست از طرفش این متن رو بنویسم :
    « اگه شما بخواین فیلمنامه رو بنویسین , آخرش رو چطوری تموم می کنین؟ »
    لطفا توی وبلاگ خودش براش کامنت بذارین تا روز شنبه که میره سر کار اونارو بخونه :)


  55. راستی این یادم رفت بگم .ایشا لله که مشکلی واستون ژیش نیومده باشه که خونه موندین.ما نگران شما هستیم#surprise #worried #flower #thinking


  56. ویلی جان من فقط و فقط به پایان خوب فکر می کنم.
    خواهشا غمگین و حالگیری نباشه.
    نمی دونم یه چیزی که نوید بهبودی بده. یه چیزی که امیدوار کننده باشه.#kiss
    نمی گم بهبود کامل که غلو بشه ولی چیزی که امید بهبود بده. خوشم نمیاد از فیلمایی که اخرش غمگین و ناامید کننده هست.


  57. به مهر
    دستتون درد نکنه که متوجهمون کردین ولی یکم .یکم کوچولو دیر بود
    واقعاْ اونو واسه من نوشتین#blush
    بازم ممنونم


  58. فکر می کنم اگه آخرش شاد باشه فیلم فارسی (فیلمای زمان فردین) می شه . اگر هم غمگین باشه (فیلم هندی) .
    بهتره یه پایان مثل یه زندگی واقعی داشته باشه . منتظر و امیدوار به آینده . یه پایان معلق که تکلیف آینده توش معلوم نیست اما پره از انرژی مثبت و نگاه به افق روشن آینده که قراره خودت و امید رقم بزنینش .
    شاید این واقعی ترین پایانی باشه که بشه براش رقم زد.


  59. سرگذشت یک پسر در دانشگاه قزوین:
    سال اول : ()()
    سال دوم: ( o )
    سال سوم: ( O )
    سال چهارم: ( () )
    شانس آورد فوق لیسانس نبود!!!#surprise


  60. راستی ممنون از ((مهر )) عزیزم برای راهنماییش.
    و ابراز همدردی با همه کسانی که مثل من ضایع شدن و فکر کردن اول شدن


  61. یه جوک مودبانه :
    آقاهه (همون تر…خودمون) از یکی می پرسه : ببخشین قبله کدوم طرفه ؟
    نشونش می ده . می گه (( خیلی باید برم؟))


  62. مهر در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    به فرزانه و مورال :
    بابا بیشتر از این خجالتم ندین #blush
    به جوک جوک :
    من چون مثل همیشه دوزاریم کجه نفهمیدم یعنی چی . لطفاً توضیح بدهید. #sad


  63. یاس در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    عزیزم من اگه جای شما بودم با همین وضع جسمانی+ یک ازدواج عاشقانه وموفق + یه بچه کوچول موچول + شروع یک زندگی عادی مثل همه زندگیا
    چون اینجور تموم کردن بیشتر به واقعیت نزدیکه#hug #heart #kiss


  64. کوروش در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    اول!!!#yawn


  65. کوروش در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    #angry #nottalking #brokenheart


  66. مهر در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    کوروش جان واقعاً‌ شما تا الان خواب بودی . #sick
    بعدم با این وضع چه دلی خوش کرده بودی که اولم شدی . الهییییییییی #laugh #grin


  67. نیکی در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    اول برای اولین بار
    ویولت جان این ژستت دوبار پابلیش شده
    بعد هم نظرمون رو راجع به چب بگیم؟امید یا نوشتش؟ اولین بار بود نوشتهاش رو خوندم والا آخرین پستش عالی بود اما جوابش همون مرغو و تخم مرغ هست #grin


  68. نیکی در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    آقا من اعتراض دارم قبول نیست ؟؟اینجور که نمیشه من اول نشدم کهمه سر کارند دیگه؟؟؟
    ویولت جون بزار بیننده ها خودشون پایان فیلم تو رو بسازند ….یعدا باز ادامه می دی و یولت ۲ رو می سازی ؟؟؟اینجور بش فکر کن


  69. سلام ویلی جون.
    خوبی خانوم؟خوبه خوب؟#smile خونه موندی که به کارات برسی و حسابی استراحت کنی نه؟خیلی خوب کردی.
    عزیزم به نظرم چشاتو ببند بعد با خودت فکر کن که اگر بخوای سرنوشتتو خودت رقم بزنی و همه چیز دست خودت باشه چه کار میکنی؟یعینی بعد از همه این جریانا فرصتی بهت داده شده که خودت تعیین کنی.بعد دقیقا همون چیزی که میخوای و همونی که دلت میگه روی کاغذ بیار و بکنش آخر قصه….خیلی قشنگ میشه به خدا.یعنی تو اون چیزی که انتظار داری رو برای خودت رقم میزنی.میدونم که قشنگترین و شیرینتر پایانو برای خودت آرزو داری پس همونو بنویس….مثلا تو با وجود همه سختیها با یه عشق راسخ و محکم ازدواج میکنی .لازم نیست دیگه وارد خصوصیات زندگیه مشترک جدیدت بشی اما میشه با یه حرکت سریع مثلا ۳۰ساله.(۳۰ سال گذشت#smile ) بیننده رو ببری به ۳۰سال بعد زندگیت.صحنه با تو که فقط کمی پیر شدی ولی سرحال و سر پایی شروع میشه.بعد همسرت از توی حیاط خونه داد میزنه ویلی پس چی شد این چایی خانوم خانوما؟و تو سینی چایی رو برمیداری و میری توی خیاط.یه حیاط که پر درخت سیب و گیلاسه .بعد میری جلوتر و سینی رو میذاری پایین .شوهرت با نگاهی عاشقونه و لبخندی زیبا ازت تشکر میکنه…زنگ در و بعد ورود پسرت و عروست و نوه هات.#smile و بهدم دختر تازه عروست و داماد گلت.همه گل و شیرینی و کادو دستشونه…اونروز تو با شوهرت که همراه همیشگیت بوده توی این سالهل به بدرقه بچه ها میری .بوس و ماچی راه میافته.باز صدای زنگ در خونه .میری درو باز میکنی و اگه گفتی چی میبینی؟#winking بلهههههههه همه برو بچه های وبلاگی بعد از کذشت این همه سال با دسته های گلو شیرینی دم در خونه ات هستم.همه و همه.منتها همه ۳۰ سال بزرگ شدن .همه بچه دارن و لباشون خندونه.میری جلو و یکی یکی با همه دست میدی و روبوسی میکنی.جالب اینجاست که همه رو با اسم وبلاگی صدا میزنی.مثلا امشاسپدان جوجو سانی گیسو کمند مادر سپید خودم(سحر) منم دعوتما.. و و و همه میان توی خونه.میزی چیدی وااااااااای عین گل.ماه.خودت ماه ترو خوشگلتر از همیشه.میدونی چرا همه اونجا جمعند؟بگم؟آخه اونروز تولد ۶۳ سالگی ویولته….وای چقده ذوق میکنه بیننده.به جان خودم این عین وافعیته#hug


  70. وای ویلی بامبی نزنی تو سرم که چقده حرف میزنی تو.#worried #eyelash ولی به جون خودم نشد کمتر.#smug


  71. پریسا در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    آخر فیلم با سلامتی وازدواج با امید تموم بشه.


  72. arashl در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    oonjoori ke too vagheiyat be payan reside,vagheiyato mineveshtam


  73. مانیا در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    اگه بخواد به قول معروف الکی هپی اند بشه که آبکی در میاد. ولی با پایان غمگین و حالگیریم مخالفم. همونجوری که تو واقعیت هست به نظرم بهترینه که واقعیتم نه به طور کامل تلخ و عمگینه نه متاسفانه خیلی شیرین.#kiss


  74. سانی در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    براساس انچه که هست و واقعیته تمومش می کنم. ترجیحا شاد و نه غمگین
    موفق باشی#smile


  75. خوب اونم خوندم نمی شد اون چار تا کلمه رو هم اینجا بنویسیو نریم اونجا#grin حالاااااااااااااااااااا
    باید فکر کنم بعدا می گم#grin #kiss


  76. سجاد در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    فرید سوتی!!!!تو اول مینویسی یه ۴ نقطه،بعدش مینویسی ترکه اینجوری شد؟برو یه فکری بکن به حال خودت که الان غیرتی میشم
    #grin


  77. با سلام
    وبلاگ جالبی دارید. از شما دعوت می کنیم به حمع گرم و صمیمی ما در انجمن وبلاگ نویسان ایران زمین ملحق شوید .
    سایت انجمن وبلاگ نویسان ایران http://www.iranianawp.com
    وبلاگ انجمن http://www.iranian-aw.persianblog.com/
    نشریه هفتگی انجمن http://www.iranianawp.co
    در انتظار دیدار شما در انجمن هستیم.
    روابط عمومی انجمن وبلاگ نویسان ایران


  78. مهتاب در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    وبلگ جالبی داری اگر دوست داشتی سری هم به من بزن شاید خوشت بیاد.


  79. افرا در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    خب نشون بده ه با یکی دوست شدی و خوشبختی و به آرامش رسیدی مثلا صحنه آخر رو بزار که تو با امید داری قدم میزنی و یه دختر ک مامانی هم دستتون گرفته!
    #hug


  80. دلم براش تنگ شده


  81. عرش در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    آق فرید جالب بید.


  82. مهر در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    فرید خیلی باحالی مرسی #rolling #kiss #applause


  83. پشمک در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    #hug #kiss #heart به ویولت…………نه امید یا فرید؟!#silly


  84. ثمانه در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    آخش یابد واقعی باشه مثل همه بقیه اش. خوب و خوش در کنار آقا امید با امید به آینده بهتر و مثل همیشه سرشار از انرژی.بوس بوس


  85. مونا در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    #flower


  86. شبنم در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    #grin


  87. نگاه در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    ای عسلی کو پس ؟#thinking


  88. بابا اینجا چرا بحث ازدواج داغه انقدر#worried البته منم موافقم که فیلمنامه ات هم باید انرژی مثبت بده . اما فکر کنم جالب نباشه یه داستان رئال رمانتیک تموم بشه#smug ویولت عزیز آخرش هر چی که میشه تو خوشحالی و زندگی رو دوست داری#party


  89. #surprise #rolling نخیرم! برای اینکه متفاوت باشه باید پایانش دو نفر به هم نرسن یا لااقل یکی توش تیکه پاره بشه! اگه همه با هم عروسی کنند پس چه تنوعی داره؟!#devil



  90. یاسی در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    سلام ویولت جونم#hug
    من هر چقدر فکر کردم به هیچ آخری نرسیدم..می دونی چرا ؟ چون که من که خواننده ی این وبلاگم زندگی واقعی شما رو ‌‌؛ویولت خانوم ….#heart #heart هر روز پی گیری می کنم پس هیچ وقط مثل یه داستان بهش فکر نکردم که آخرش رو بخوام تصور کنم… البته به سلامتیه کامل جسمیت که خیلیا دوست دارن آخر داستان باشه فکر کردم ولی نه به عنوان پایان یه فیلمنامه که به عنوانه آغاز همه چیز ! به نظرم واقعیت بهترین چیزه و اونم اینه که جریان زندگیت با اتمام فیلمنامه تموم نمیشه پس آخر این فیلم هم باید نا مشخص باشه و داستانو بکشونی به زمان حالی که توش هستی … مثلا اینکه کسی میاد و بهت پیشنهاد نوشتن فیلم نامه رو می کنه …….شایدم پیشنهادشو رد کردی#silly #silly
    ببخشید زیاد شد#hug
    شاد باشی #heart #kiss #hug


  91. یاسی در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    #surprise #surprise #surprise وقط؟؟؟؟؟؟؟؟؟#worried #worried #worried
    منظورم وقت بود#blush


  92. دلا در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    به نظر من قضیه باید همونجوری که در واقعیت اتفاق افتاده پیش بره و تموم شه.


  93. شیما در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    فرید جان مطمئنی که تو جکت نگفتی طرف ترک بوده؟؟#surprise #rolling


  94. شیما در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    وبلاگ امید آقا واسم باز نمیشه#sad


  95. ایم جوکه هم که اصلاٌ تابلو نبود .آخه اصلا قومیتش معلوم نبود . #grin


  96. فرید در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    به شیما :
    از کجا فهمیدی طرف ترک بوده؟#winking
    شیما جان پست امروز آقا امید رو مهر تو کامنت ۵۴ کپی کرده امید هم عجب کارای عجیب غریبی می کنه نمی دونم چرا اونها رو تو همین جا ننوشته#yawn


  97. تمومش نکن مثلا یه جوری همرو بزار تو خماری .مثلا تجیم کن که تو فیلم اون دختره(‌ که خودتی )‌داره یواش یواش دور میشه یا مثل فیلم بر باد رفته رو پله ها نشسته. خلاصه یه جوریش کن که اگه خواستی دوباره اوامش بدی جا داشته باشه


  98. الان دیدم یاسی هم همین و گفته تقریبا.


  99. مونا در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    ۱۰۰#hug #kiss #heart


  100. بنظر من واقعیت هرچی که هست همونجور تموم کن یه ابهامی بذار . یذار بیننده بمونه تو خاری هر جوری خودش خواست نتیجه بگیره!


  101. ملینا در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    ایرانی تمومش کن.#winking


  102. اون خماری بود نه خاری!


  103. Ocean در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    I would finish it this way:
    The last scene should show you sitting behind your computer reading your comments and feel so happy to see all the supportive comments, in mean while, Omid calls you and asks you if you are ready to go out for dinner. he says he has a good surprise for you. You write about his call in your web log and ask readers what can be his surprise for me? then you get ready and go out and the movie ends. The people who watch the movie should guess what would be the surprise. I think this makes it really cool and let audience to think about it!


  104. sara در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    #rolling چه جوک باحالی…ایول#applause
    اینم واسه ویولت جوووووونم:#kiss #kiss #kiss #kiss #kiss #kiss #kiss #kiss #kiss #kiss #kiss #heart #heart #heart #heart #hug #hug #hug #hug #hug


  105. sara در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    امیدوارم کارای فیلمنامه هم به خوبی پیش بره#heart


  106. ندا در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    ویولت عزیز …خیلی وقته که خواننده وبلاگت هستم و اولین بار است که کامنت میذارم#smile ویولت جان به نظر من هیچ کس از فردای خودش با خبر نیست پس اتمام فیلمنامه کار درستی نیست چون زندگی ادامه داره…از اونجا که چند سالیت نویسنده مجلات و روزنامه ها هستم به نظرم بهتره که تفکر بیننده رو بر انگیزی تا بعد از فیلم هم به فکر فرو بره…مثلا آخر فیلم خبر مرگ جوون سالمی رو بهت بدهند و تو به فکر فرو بری…اینجوری همه حس میکنند که ادم با یک بیماری سالها میتونه زنده باشه ولی در یک آن هم میتونه از دنیا بره….شاد باشی و خوشبخت


  107. لیلا در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    به نظر من منطبق با واقعیت کنونی زندگیت …..در هاله ای از ابهام اما توام با امید و شور زندگی #eyelash #heart


  108. دم باریک در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    آخر فیلم ؟؟#thinking یه مدلی که معلوم نشه منظورت دقیقا چی بوده #smile البته نه مثل قومیت جوک آقا فریدمون !!#grin


  109. رابعه در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    سلام ویولت#smile
    راستش به نظره من آخزش خوب باشه
    همه منتظره یه پایان خوبن البته نباید از روال منطقیش خارج شه
    واقعیت رو بگو منتها مثل همه نوشتهات دلپسند و انرژی بخش باشه
    خیلی ها نوشته های تو دلگرمشون می کنه
    همه منتظریم
    در ضمن خسته نوشتن نباشی #hug #heart #heart


  110. هیلا در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    بنظر من با احساس امید و افق روشن تموم شه#heart همینطور که الان هم هر روزت همینطوریه


  111. هیلا در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    .. چون دارین فیلم درست میکنین که یک مفهومی رو برسونین و بنظرم اینکه تو این فیلم بیننده ببینه که با وجود مشکلات ٬ اگه شخصی من وجودش قوی و با ایمان و عاشق باشه میتونه بهشون غلبه کنه


  112. هیلا در ۸۴/۰۴/۰۸ گفت :

    ocean خیلی قشنگ همین احساس رو رسونده (۱۰۴)


  113. #hug بابت لینک ممنونم ویلی جونم #kiss


  114. ویلی جان !ظاهرا فرید داره رو دستت بلند میشه#grin دیگه نگران وبت نباش طرفدارای فرید روز به روز بیشتر میشن #smug


  115. بیاید همه باهم در این شبها ی خوب
    ساده صدایش بزنیم کار سختی نیست
    التماس دعا
    ………………………..
    آمدم……………..آمدم
    با نفس هایم…با قد م هایم…..
    آرام…آرام…
    نه خسته بودم از روزگار…نه گلایه ای در دل ….
    همه را در این” دنیای خاکی”….به خاک سپردم…
    راهی دیارت شدم …گرچه” لایق” نبودم…
    عاشق بودم….سر شار از تو…
    تلاقی نگاهم در نگاهت…
    هر آن چه بودم …هر آنچه هستم را از یادم برد…………….
    باران بود که می بارید…باران …
    زانوانم سست شد….در نگاه تو سجده کفر است!!!
    اما بدان من کافر در گاه تو هستم…
    به سجده نشستم…
    در آغوشت غرق شدم….کفر میگوییم؟ بگذار بگوییم…
    گفتند: بخوان….!!!!
    گفتم :چه؟
    گفتند: در مقاوم” او” باید بخوانی…
    زیارت عشق….زیارت عشق
    زبان بند آمد… لهجه شکست…!!!!!
    سر بدامنش گذاشتم….
    نوازش دست تو بود…خودت بودی…
    صدایت بود….گفتی:صدایم کن…
    هر آنچه که قلبت می گوید…
    نه زیارت می خواهم….نه لهجه…نه زبان…
    من و تو از یک صدایم………….
    با من بگو….از” خودت” بگو…
    ” مرا ساده بخوان…”سادگیت” را می خواهم
    من گفتم: بگذار خاموش بمانم…
    نگاهم را بخوان….نگاهم با تو حرفها دارد
    این روزها ” دردمند” فراوان است …بگذار” من” خاموش بمانم
    نگاهم را به قربانی بپذیر……………………………
    و… تو آمدی …دستانم را گرفتی….مرا …مرا به در وازه بهشت بردی


  116. شب است و سکوت است و ماه است و من
    غم و غربت و هجر و دوری یار است و من
    ——————————-
    یاد کامنت ریا کارانه آقا فرید گل توی پست قبلی افتادم و گفتم شما عزیزان رو مخصوصاْ ویولت عزیز رو تو این شب حسابی دعا کنم
    #sick
    بابا به خدا دوستون دارم#flower #heart


  117. راستی یادم رفت از خودم تعریف کنم:
    مصرع دوم فی البداهه از خودم گفتم#sick #applause #winking
    دوستتون دارم


  118. ویولت عزیز من یکی خیلی واسه همه و مخصوصاْ خوب تموم شدن فیلم نامتون اونطوری که بیشتر خوشتون میاد دعا کردم#sick
    #blush
    دیگه وقت خوابه
    دوستون دارم


  119. محسن در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    ویولت جان من اینجوری قصه رو تمومش میکنم:قصه ما به سررسید ،کلاغه به خونش نرسید.


  120. آدم در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    سوال سختیه. ولی اگه من بودم در وهله اول سعی میکردم پا به آینده نگذارم و هرطور هست همینجا توی زمان حال تمومش کنم. شوخی نیست و کم با احساسات آدم درگیر نمیشه!


  121. آزاده در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    ویولت عزیز
    خیلی وقته هر روز به وبلاگت سر می‌زنم و روحیه قوی و عشق به زنده‌گی را در تو تحسین می‌کنم. به نظرم مثل دنیای واقعی‌ات فیلمنامه را تمام کن: اینکه واقعیت زنده‌گی را می‌پذیری ولی سعی می‌کنی اونطور که می‌خواهی زنده‌گی کنی. اینکه هیچ معجزه‌ای قرار نیست اتفاق بیفته و معجزه خود تویی که چه با عصا و چه بی عصا همان راه را میری. گیرم با عصا یک کم بیشتر طول می‌کشه و بیشتر انرژی می‌بره. اینکه چون فکر نمی‌کنی بازنده‌ای، پس نمی‌بازی. اینکه چون فکر نمی‌کنی امیدهای زنده‌گیت تمام شده، امید را پیدا می‌کنی.
    به‌هر حال مطمئنم تو خودت بهترین پایان را می‌دانی.
    دوست ندیده تو!


  122. armin در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    joke khobi bood,
    vali aghallan torkeh dovvom roo ham noghtechiin mizashti (motmaenni khodet ham tork nisti??)
    yaadeh yeh joki oftaadam, torke daashte yeh mosaabeghe sii soal bargozaar mikardeh, va tarafe moghaabel baayad baa solaash mifahmide manzoore torke chii hast, azash miporseh tu jiib jaa mishe, torke mige na jibet maasti mishe
    kalmaeyeh morede nazar maast boodeh


  123. armin در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    joke khobi bood,
    vali aghallan torkeh dovvom roo ham noghtechiin mizashti (motmaenni khodet ham tork nisti??)
    yaadeh yeh joki oftaadam, torke daashte yeh mosaabeghe sii soal bargozaar mikardeh, va tarafe moghaabel baayad baa solaash mifahmide manzoore torke chii hast, azash miporseh tu jiib jaa mishe, torke mige na jibet maasti mishe
    kalmaeyeh morede nazar maast boodeh


  124. مانیا در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    سجاد :
    اتفاقا منم به فرید گفتم که تابلو بازی دراورده ولی میشناسیش که#winking ! ماشالا از رو نمی ره که#grin یه جوری منو پیچوند که مثلا خودمم نفهمیدم#silly


  125. afshin در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    ووووووووووو جه وب لاگ خوبی داری همه دخترن#heart خیلی هم خوشکل درست کردی #applause


  126. سلام وبلاگ خوبی بود میشه با هم تبادل لینک کنیم


  127. فرید در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    مانیا اتفاقا تنها کسی که فکرشو نمی کردم متوجه بشه سجاد بود ولی با اون هوشش اولین کسی بود که فهمید#sick


  128. من در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    یه جور بنویس که بعدا ۲ و ۳ شو هم بتونی بسازی
    مثلا بازگشت مونا …


  129. نیکی در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    دست شما درد نکنه خوب ما رو ضایع کردین


  130. مونا در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    به من:مگه قصه ی دراکولاست؟#thinking


  131. arashl در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    mona emrooz hamash on boodiya#thinking 1


  132. مونا در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    به آرش ال:پس فکر کردی واسه ی چی مدرسه نرفتم#smug #tongue


  133. arashl در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    khoobe,farda ke tatile,shanbe ham ke madresat tatile,pas in 2rooze hastim dar khedmatetoon#winking 1


  134. ببین اولا اینکه من هیچ علاقهای به رنگ مسخره بنفش ندارم.همچنین پست های از اون مسخره ترت.و اینکه یه عده آدم علاف و بیکار اینجا سر اینکه (یا شایدم ته اینکه) کی اول بشه سر و دست میشکونن.به هیچ کودوم از اینا کار ندارم.اما واسه چندمین بار ازت میپرسم اسم اون دکتر لعنتیت چیه؟و آدرسش رو میخوام.این همه بهت میل زدم اما معلوم نیست واسه چی جواب نمیدی.نمیدونم حالا رو چه حسابی.به این آدمای دور و ورتم بگو خودتون و مسخره کنید.


  135. مونا در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    به مدیز (مدیر؟) کافی شاپ:
    عزیزم ویولت از دوشنبه ساعت حدوداْ ۴ دیگه ایمیلش رو چک نکرده.
    احتمالاْ شنبه بعد از خوندن ایمیلتون در اسرع وقت بهتون جواب میده#flower
    ——————————-
    به آرش ال:
    نه خیرم ازین خبرا نیست به دلتون صابون نزنید#winking
    ببینم می تونی یه کاری بکنی بامبی خورم ملس شه#thinking


  136. arashl در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    ghorboonet dadash,sorathesabe ghahveye man cheghadr shod?baghiyasham baraye khodet


  137. arashl در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    ey baba,hala taklife man ke be delam saboon zadam chi mishe mona?#cry #winking 1


  138. به کافی شاپ مسخره:
    شما که نمی تونی یه دونه ((( ر))) درست تایپ کنی اونوقت اومدی اینجا ابراز وجود میکنی.مثلاْ مدیرم هستی؟#rolling


  139. عزیزای گل اسپشالی :
    یه دعا میکنم امیدوارم شما آمین بلندی بگین:
    خدایا حس حسادت رو در تمام انسانها ریشه کن کن.زیرا انسان را به قهقرا می کشاند و کور میکند #flower #grin #winking


  140. anne sherli در ۸۴/۰۵/۰۸ گفت :

    سلام جوکت خیلی باحال بود ولی قرار نبود کسی اقلیت خاصی رو نام ببره میدونم نمی خواستی این کارو کنی چون اول جاشو خالی گذاشتی بعد هواست نبوده بار دوم نام بردی فکر نکنی من ترکم ولی اگر هم بودم اصلا ناراحت نبودم چون آدما از هر اقلیتی هم خوبش هست هم بدش مهم اینه که از دو اقلیت خوب و بد کدوم باشی #heart #flower


  141. #flower
    سلام
    عزیز
    چون واقعی است. آخرشو باید بذاری به عهده تماشاچی. از اون داستان هایی که آخری نداره
    موفق باشی


  142. راستی این نوشی و جو جه های ش که اپ نمی شه چرا کنار وبلاگت علامت آپ شدن می آد؟ اگه کسی ازش خبری داره بگه
    مرسی


  143. فرید در ۸۴/۰۶/۰۸ گفت :

    ویولت به نظر من آخرش رو مثل تایتانیک تمومش کنی خیلی خوب میشه مثل جک که آخر فیلم میره زیر آب دیگه بیرون نمیاد امید هم آخر فیلم بره زیر آب و…..


  144. arashl در ۸۴/۰۶/۰۸ گفت :

    mona kartesh tamoom shod#laugh


  145. سلام
    من فکرام رو کردم (عجب تلاشی#tongue ) ،به نظر من میشه آخرش رو رسوند به زمان حال!!!یعنی پایان فیلمنامه به همینجایی برسه که تو داری فیلمنامه رو مینویسی…نمیدونم منظورم رو خوب رسوندم یا نه#thinking
    امّا خوب فیلمنامه نوشتن هم آغازش سخته،هم وسطش هم پایانش
    امیدوارم که موفق باشی#flower


  146. سوران در ۸۴/۰۶/۰۸ گفت :

    بگذار فیلمنامت آخر نداشته باشه که …


  147. دم باریک در ۸۴/۰۶/۰۸ گفت :

    ویلی جونم مرغ—دریایی راست میگه اینطوری خیلی باحالتره #eyelash اوهوم !


  148. Asal در ۸۴/۰۶/۰۸ گفت :

    به این زودی رسیدی به آخرش؟!!!خب آخرش میرسه به همین الانی که توش هستی دیگه#thinking
    میتونی یه کم آینده ترو نشون بدی یعنی اینکه آخرش این باشه که نویسنده موفق و معروفی شدی#applause امید هم برای همیشه در کنارت هست البته اینو با ازدواج نشون نده خیلی کلیشه ای میشه؛ تو حرفها و رفتارها و برخوردها نشون بده …


  149. فراری در ۸۴/۰۶/۰۸ گفت :

    من فک میکنم امید آدم و تو آدم تر از اون…


  150. ساهره در ۸۴/۰۷/۰۸ گفت :

    سلام خوبید #heart #grin


  151. ساهره در ۸۴/۰۷/۰۸ گفت :

    امید وارم کارا همون جور که می خواهید ژیش بره
    خداحافظ


  152. من میگم بهتره آخرش یه جوری تموم شه که تو با بیماریت کنار اومدی و اصلاٌ که انگار وجود نداره و بدون توجه به اون داری زندگیتو میکنی و لی این یه جوری نشون داده بشه که مثلا تو بر بیماری غلبه کردی و شکستش دادی ولی اون با اینکه از بین نرفته ولی قدرت نداره < یه چیزی مثل همزیستی مسالمت آمیز#blush


  153. من میگم بهتره آخرش یه جوری تموم شه که تو با بیماریت کنار اومدی و اصلاٌ که انگار وجود نداره و بدون توجه به اون داری زندگیتو میکنی و لی این یه جوری نشون داده بشه که مثلا تو بر بیماری غلبه کردی و شکستش دادی ولی اون با اینکه از بین نرفته ولی قدرت نداره < یه چیزی مثل همزیستی مسالمت آمیز#blush


  154. پس اینجا هیچی نگم دیگه؟؟ باشه میرم کامنت بذارم


  155. حالا مثلا جوک گفتی از دلمون در بیاری ؟ چندان مالی هم نبود . شوخی کردم با حال بود#winking


  156. مونا در ۸۴/۰۷/۰۸ گفت :

    آخر#smug


  157. سعید در ۸۴/۰۷/۰۸ گفت :

    سلامی پس از غیبت صغری
    ویولت خانوم یواشکی لینکو گذاشتی/ یک هیچ به نفع شما.
    امیدوارم فیلنامه عالی بشه.