بالاخره تموم شد

:loserبالاخره شاخ غول شکسته شد و فیلمنامه رو بستم.:whew
خیلی سریعتر از اونچه که تصورش میرفت کار رو تموم کردم:teeth نوشته ها رو تحویل آقای رنجبر دادم که تغییرات فنی رو روشون اعمال کنه و اگه لازمه صحنه های نوشته شده رو جابجا کنه. یکبار نوشتم و به خیال خودم قصه رو جمع کردم ولی وقتی واسه آقای رنجبر فرستادمش در جواب ایمیلی دریافت کردم با نکات کاملا منطقی که بخشیش رو اینجا میذارم. مجبور شدم پیراهنی رو که با الگو مورد نظرم دوخته بودم از اول همش رو بشکافم و دوباره بهم بچسبونم مشکل اینجا بود که پارچه جدید در اختیار نداشتم پارچه ، آستین و یقه همون بود که بود :o hو این دیگه همش بستگی به هنر خودم داشت که چه جوری میخوام این اجزا رو کنار هم بچینم و یه داستان معقول استخراج کنم.:thinking


ویولت ‌عزیز
سلام و دورد بر شما
همة متنهای ارسالی را خواندم. خسته نباشی. از من خواسته ای تا آنها را در قالب فیلمنامه بیارایم. بسیار خوب. سمعاً و طاعتا!
اما مطلب به این آسانی هم نیست که گمان کرده ای! آنچه خواندم، خاطراتی بود پراکنده که در باب آن توضیح‌هایی می‌دهم و خواهش دارم به آن دقت کافی را داشته باشی؛ به خصوص عبارت‌هایی را که برایت سیاه و یا رنگی می‌کنم. و آنچه مرقوم می‌دارم مربوط می‌شود به همین خاطراتی که اخیراً خواندم و ماجراهای بعد از طلاق.
۱- در تعریف داستان آمده: داستان عبارت است از شرح رویدادها به ترتیبِ توالی زمان. خاطرات ارسالی ـ عمده‌اش و نه همه ا‌ش ـ توالی زمانی ندارد؛ یعنی اینکه می‌توان برخی را پس و پیش کرد و در روایت نقصان و کمبود ایجاد نشود. به عبارت بهتر، در داستان، رویدادها می‌باید ضمن داشتن توالی زمان، ضرورتِ بودن را هم دارا باشند و جز در جای خود معنا ندهند.
۲- این نکته‌ی مهم را به یاد داشته باش که ما نمی‌خواهیم زندگیِ (ش. ر) را روایت کنیم، بلکه بر اساس خاطراتی که ایشان از زندگی به یادش مانده، می‌خواهیم داستان دختری به نام مونا را روایت کنیم که قسمت‌هایی از آن روایت ـ و نه لزوماً عین همان خاطره ـ برگرفته از خاطراتِ خانم (ش .ر)است. اگر آمادگی روانی آن را داشتی که داستانی این چنین بنویسیم، روایت داستان از جانب تو دست یافتنی و بعضاً سهل الوصول خواهد بود. می‌دانم که در این مورد پیشتر به توافق رسیده‌ایم. اما وفادار ماندن در عمل کارگشا خواهد بود. ماجرای مادر هومان (در داستان مادر مانی) را به یاد داری که از درون مانعی داشتی تا درباره‌اش بیشتر بنویسی. منظورم از آمادگی روانی، کنار آمدن با این نوع موانعی درونی است می‌تواند داستان را برای مخاطبش جذاب و قابل پیگیری نماید.
۳- در ادبیات داستانی چند هزار ساله‌ی بشری، عنصری هست ازلی و ابدی. این عنصر در هرگونه‌ی روایتی (اعم از کلاسیک، مدرن، پسا مدرن و…) اگر باشد، مخاطب روایت را پیگیری می‌کند، و اگر نباشد، خمیازه‌ای می‌کشد و از برابر آن کنار می‌رود. آن عنصر جاویدان این است: بعدش چه خواهد شد؟ اگر مخاطب در خلال داستان این پرسش طلایی در ذهنش زنده بود، داستان را پیگیری می‌کند تا جواب پرسشش را بیابد. و اگر برایش مهم نبود که بعدش چه خواهد شد، داستان را رها می‌کند. امروزه به این عنصر جاویدان می‌گویند: جذابیت = گیرایی.
در دویست سال اخیر، کارشناسان ادبیات داستانی این عنصر جاویدان را تجزیه و تحلیل کردند تا بفهمند که یک داستان چگونه روایت می‌شود که مخاطب می‌خواهد بداند بعدش چه خواهد شد؟
اولین علتی که آشکار شد، این بود: شخصیت اصلی داستان می‌باید دارای قصد باشد و ادامه‌ی داستان پیگیر این نکته است که شخصیت اصلی به قصدش می‌رسد و یا نه. این قصد هم می‌باید در اوایل روایت برای مخاطب آشکار شود. همین موضوع داستان را هم برای مخاطب معلوم می‌کند. و در همین‌جاست که مخاطب می‌تواند تصمیم بگیرد که داستان ارزش دنبال کردن دارد یا نه. پس قصد شخصیت اصلی می‌باید چیزی باشد که برای بیشتر مخاطبان مهم باشد، و به نوعی قصد درونی خودشان باشد.
در فیلمنامه‌ی «پرواز با بال‌های شکسته» قصد مونا چیست؟
در مرحله‌ی بعد، کارشناسان این را دریافتند که شخصیت اصلی اگر بدون مشکل و دردسر به قصدش برسد، داستان لطفی نخواهد داشت. از این بحث، ضد قصد یا مانع قصد بیرون آمد. یعنی شخصیت اصلی می‌باید قصدی را در اوایل داستان برای مخاطب علنی کند و او را علاقه‌مند سازد تا پیگیر قصد باشد و در مرحله‌ی بعد این قصد با مانع یا موانعی برخورد کند و عملی شدنش به تردید بیفتد.
در فیلمنامه‌ی «پرواز با بال‌های شکسته» ضد قصد یا مانع قصد مونا چیست؟
در فیلمنامه‌ی «پرواز…» صحنه‌ای هست که مانع قصد است: مونا قصد دارد با مانی ازدواج کند، اما پدر مونا مخالف اوست. حالا ما می‌خواهیم بدانیم که مونا چگونه از این مانع عبور می‌کند.
همچنین در مورد ضد قصد هم نمونه‌ای در این فیلمنامه هست: مونا گمان دارد با مانی خوشبخت خواهد شد، اما در ادامه‌ی داستان پی می‌برد که او فاقد شرایط یم خوشبخت کننده است و با چیزی ضد قصد خودش مواجه می‌شود.
می‌بینی که برای دوره‌ی مونا و مانی هم قصد داریم و هم ضد قصد. اما در دوره‌ی مونا و امید چی؟ در دوره‌ی پس از طلاق، قصد مونا چیست؟ و چه چیزی مانع و یا ضد قصد اوست؟
خاطرات که می‌گوید: مونا طلاق گرفت و بیماریش شدت یافت و دوره‌ای را در انزوا گذراند. آیا قصد مونا این بود که بیماریش شدت یابد؟ یا اینکه در انزوا زندگی کند؟
به نظر می‌رسد که قصد مونا غلبه بر ناراحتی‌های روحی و روانی ناشی از طلاق و بیماری باشد. اما این قصد با چه مانعی مواجه شده است؟ من مانعی ندیدم. این نکته‌ی مهمی است که قسمت دوم روایت را دچار کندی و کسالت کرده است. همین‌جاست که می‌باید برای داستانی شدن خاطره، مانعی را بتراشیم و سرِ راه مونا قرار دهیم تا به آسانی به قصدش نرسد.
بخش بعدی،مشکلات حرکتی موناست و چه روزگار سختی را می‌گذراند. در این بخش قصد مونا حرکت کردن و به خود متکی بودن است. مانع قصد او هم پله‌ها و پست و بلندی است. یعنی شخصیت داستانی مانع قصد او نیست، بلکه ناهمواری مکانی مشکل اوست؛ که با کمک عابران و رهگذران و خویشان برطرف می‌شود. پس چندان مانع دشواری نیست؛ و همین، این بخش را برای مخاطب کم جذابیت می‌کند.


نظرات شما


  1. نگار در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    #grin


  2. فاطمه در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    اول … اول !!!


  3. مینا در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    سوم


  4. سحر در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    چهارم


  5. نگار در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    میگم حالا تو فیلم نامه که تو ایران فیلمش درست میشه چطوری امید بغلت میکنه؟ ا#grin


  6. مهزاد در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    خسته نباشی…#flower


  7. یک نفر در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    رتبه زیر ده؟؟؟ اینجااااااااا؟ #surprise


  8. sadaf در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    yeaaaaaaaaah belakhareh nye bar ham zood oomadam khob khanomi khasteh nabashy


  9. عرش در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    #hand


  10. رزا در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    #hug مبارکه ویولت جون…ایشاللا همیشه موفق باشی خانوم…پس نقش من کجای فیلم بود؟#thinking


  11. یک نفر در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    پیشنهاد:در قسمت امید
    قصد: بغل کردن تو
    ضد قصد: وزارت ارشاد
    #grin


  12. سعید در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    سلام
    هفتم#laugh
    خسته نباشی خانم دستت درد نکند من که از امروز تو خیابونها فقط دنبال سینما میگردم تا فیلم شما را برم#applause
    این شاخه#flower هم برای تبریک اتمام فیلمنامه.


  13. ارام در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    ۱۳ شدم.


  14. ارام در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    #applause #party مبارکههههههههههههههه
    ویلی جون تبرییییییییییییک
    دست مریزاد. موفق موید#heart #kiss


  15. arashl در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    tabrik migam violet khanoom,khaste nabashid#applause #flower 1


  16. ارام در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    بخش با مزه ماجرای ویلی بغل کردن امید و بقیه کارکنان خیر#tongue است. ولی مونا قراراه اینو چه جوری اجرا کنه؟#surprise #winking


  17. #party #flower مبارکه


  18. خیلی خوشحالم که بالاخره به خوبی تموم شد عزیزم.
    راستی واسه من یه پیراهن خوشگل و مامانی میدوزین.آخه پیراهن من همش …است.#grin
    دوستون دارم#flower


  19. آوا در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    خسته نباشی#applause #applause #applause پس دیگه هر روز اینجا رو آپ می کنی و غیبت موجه نداری#heart باز هم مثل همیشه همونطور که هستی بهار باشی و پر امید امیدوارم آخر فیلمنامه یه روز تغییر کنه و سلامتیت رو به دست بیاری #smile پس به امید اون روز #flower


  20. آوا در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    ضمنناْ داشتم فکر می کردم که چقدر خوبه که شکلک #applause اینجا هست چون ویولت مهربون و صبور همیشه #applause داره #flower


  21. سلام ویلی جونم.#hug
    وای چقده دلم تنگ شده بود برات.نمیدونی#hug
    حالت خوبه؟این روزا بهتری ویلی؟از خودتم بگو برامون.درمانت و این حرفا.باشه؟
    خیلی از نوشته های خوشگلت عقب موندم.باید برم یه دل سیر بخونم.
    میرمو باز میام.
    دوست دارم.


  22. فرید در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    ویلی جون بهت تبریک میگم #heart #kiss #flower واقعا خشته نباشی#winking اسمی هم که برای فیلمنامه انتخاب کردی خیلی قشنگه
    پرواز با بالهای شکسته به زودی در سینماهای تهران و شهرستانها #party #smug


  23. مهر در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    سلام . خداوکیلی خسته نباشی . من از نوشتن کلاً‌ بدم می آد . چه برسه به فیلمنامه که اینقدرم طولانیه . #kiss #applause #flower


  24. مهر در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    فرید ژان الان چی ژدی تو رگ که می گی خشته نباشی . #rolling


  25. ساتین در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    خوشحالم که تموم شد.خسته نباشی


  26. مهر در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    فرید ژان الان چی ژدی تو رگ که می گی خشته نباشی . #rolling


  27. سانی در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    با عرض تبریک و آرزوی سلامتی و پرواز با بالهای نشکسته #flower


  28. ویلی جونم مبارکه#kiss
    امیدوارم فیلم اونجوری که تو دوست داری ساخته بشه عزیزم و باعث خیر بشی و کاری برای بچه های ام اس انجام بدن#heart


  29. سجاد در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    به به.احوال خانوم آگاتا کریستس.شاید هم جوان کتلین رولینگ.شاید هم ژوزه ساراماگو#grin
    زود باش دیگه بابا.میخوام همین شنبه فیلم رو پرده باشه که بتونم برم نصف قیمت ببینم ها.البته اگه شما دعوتنامه بفرستید که مجانی ببینم که مزید امتنان است#grin


  30. بهار در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    #smile #hug


  31. ویلی جونم امیدوارم از این به بعد فیلمنامه های دیگه ای هم از تو ببینیم عزیزم.
    در ضمن لطفا توی پست بعدی یه امضا از خودت اسکن کن بذار اینجا که بعدا برای گرفتن امضا مجبور نشیم تو صف واستیم#silly


  32. صدف در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    ما فیلم می خوایم یاللا#cry


  33. یاس در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    به سلامتی


  34. یاس در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    #flower #flower #flower #flower #heart #heart #heart #party #party #party


  35. ویولت در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    میشه خواهش کنم یکی منو پینگ کنه#smug


  36. آوا در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    باشه ویولت جونم می دونم که هنوز خیلی کار داری همین که به یادمونی و بهمون سر می زنی خودش یه دنیاست#flower


  37. مهتاب در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    تبریک ویولت عزیزم به امید موفقیتهای بزرگتر و والاتر
    پینگت کردم عزیزم.#kiss


  38. شبنم در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    ویولت جونم هر چی بیشتر درباره فیلمنامه مینویسی بیشتر جذبش میشم و مشتاق برای دیدنش. زود زود بسازنش دیگه :‌) …شاد باشی …شبنم


  39. شبنم در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    در ضمن پینگت هم کردم … شاد باشی …شبنم


  40. سلام. چقدر سخته فیلمنامه نوشتن . منم میخوام ببینم کی درست میه فیلمت خیلی باید ج}الب باشه


  41. بهناز در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    تبریک خانوم خیلی عالیه ادم یک کارو تموم میکنه موفق باشی


  42. راحله در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    اتمام چنین مهمی قطعاً جای تبریک و شادباش دارد…انجام کاری که دیگران از آن عاجزند بسیار لذت بخش است و این لذت بر نگارنده عزیز ما زمانی گوارا خواهد بود که فیلم را بر پرده سینما ببیند البته در دوران ساخت از انتخاب هنر پیشه تا اتمام مونتاژ حضور سناریستی دقیق چون سناریست ما الزامی است.
    جماعت…اینقدر به فکر بغل کردن نباشید…اصل موضوع مهمتر است..اینکه دوست عزیز ما نشدنی را انجام داده…اگر نظر آقای رنجبر را بخوانید متوجه خواهید شد مقصود حقیر چیست.


  43. یلدا در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    تبریک میگم به خاطر تموم شدن فیلمنامه.. البته ادم وقتی که وبلاگ مینویسه دیگه براش نوشتن در قالبهای دیگه سخته.. در ضمن من چهلم شدم و این خیلی خرسند کننده است که توی یه وبلاگ با این تعداد ویزیتور شدم چهلم.. #grin


  44. پژمان در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    سلام
    یه پیشنهاد برا هنر پیشه ها:
    لیلا حاتمی و شوهرش مناسب نیستند؟
    #thinking اینجوری مشکل بغل کردنم حل میشه ها#rolling
    #flower منتظر اکران فیلم هستم


  45. ارام در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    پینگ؟#thinking حالا ایییییی که وگفتی یعنییییییییی چه؟


  46. یلدا در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    #laugh حالا میبینم چهل و سوم شدم. ولی خب کاچی به ز هیچی. بازم بهتر از صد و پنجاهمین نفره…


  47. یاس در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    ببخشید اشتباه شد اون بالائی یاسه نه آرام.#blush #tongue


  48. یه روز رشتیه میخواسته بره مسافرت به پسرش میگه هر وقت که مادرت با یه مرد دیگه اومدن خونه یه گندم بنداز تو این گونی … بعد از یه مدت رشتیه زنگ میزنه خونه پسرش گوشیو بر میداره میگه انبار غله بفرمائید.#laugh


  49. رشتیه اکس میزنه میره خونه میبینه زنش تنهاس میگه عجب توهمی!#surprise


  50. ارام در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    به فرید: غلط نکنم این چند روزه کار دست خودت دادی؟! این گرد نخود چیه که میری سراغش بچه!؟!؟#devil


  51. پژمان در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    #blush
    فکر نمی کنید اسم :
    پرواز با بالهای خسته
    مناسب تر باشه؟#flower


  52. زن گدا در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    سلام خانم جان آب قران که گفتم خوردی یا بیام به زور خوردت بدم هان هان هان؟#thinking


  53. الهام۱ در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    سلام ویولت جون
    حالا کی متن فیلمنامه رو میذاری تو وبلاگ؟#eyelash


  54. نگاه در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    ای خسته نباشی خانمی.. #kiss #heart #flower


  55. ویولت در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    به الهام۱:
    به محضی که آخرین تغییرات روش اعمال شه و آماده ارائه بشه#smile


  56. فرید در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    به آرام :همش زیر سر این ویلیه آخر منم مثل امید معتاد کرد#cry امان از رفیق ناباب #cry ننه کجایی ببینی گل پسرت رو معتاد کردن#cry
    به آنجلینا ویلی :
    مگه من مردم که به دیگران میگی ینگت کنن لپت و بیار جلو خودم پینگت کنم #kiss #kiss #kiss #smug


  57. خسته نباشی گلم
    دستت درد نکنه
    #flower #flower #kiss #kiss


  58. پشمک در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    #thinking #thinking #thinking #tongue #tongue #tongue #surprise #surprise #surprise #kiss #heart #hug


  59. پشمک در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    من که نفهمیدم تموم شد یا بازم باز نویسی می خواد؟
    در ضمن فکر نمی کنی اسمش یه کمی تکرار مکرراته؟
    بگرد یا یه نظری از ماها بخواه ودر آخر یه اسم با مسما و تک و خاص براش انتخاب کن.
    اسمش و عوض کنی بهتره#kiss


  60. فرایزدی در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    به سلامتی!#kiss


  61. سجاد در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    فرید جون منم پینگ می کنی؟#sick


  62. ویولت در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    به پشمک:
    ویولتی در جلد مونا چطوره؟#winking
    سوای شوخی اگه کسی نظری در مورد اسم داره بگه خوشحال میشم بخونم#heart من این اسم رو از محسن(اسپشیال من) وام گرفتم#smile


  63. ساتین در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    فرید خیلی باحال بود#rolling


  64. نگاه در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    اسمش بزار یک ویولت رفیق باز در اینترنت #rolling
    تازه اونم چه رفقایی مث ما#devil


  65. بازم سلام ویلی جونم.
    چقدر خوشحالم که بالاخره کاری رو که دست گرفته بودی به خوبی و با موفقیت تمومش کردی.خیلی بهت تبریک میگم.خیلی#hug .این چند نکته ای هم که جناب رنجبر اشاره کردن من مطمئنم با داریت خودت به زیبایی حل میشه.برات از صمیم قلب آرزوی موفقیت بالاخص توی این راه دارم.
    ویلی بی صبرانه منتظر خوندن و بعد هم دیدن فیلمنامه ی زیبای تو هستم.زودتر بذارش توی وبلاگ.#smile با اجازت ویولت جون صحبتی با فرید داشتم.
    به فرید جون:
    فرید عزیزم سلام.مدتی که نبودم متاسفانه از نوشته های زیبا و قدرتمند تو هم دور موندم.
    فرید واقعا بهت تبریک میگم که اینطور تونستی پشت بیماری رو به خاک بمالی و نذاری ذره ای به روحیه و این فکر زیبات آسیت بزنه.جدا آفرین فرید جان.خیلی مردی پسر#kiss .من مطمئنم پیش درگاه خدای مهربون خیلی مقربی که اینطور آزمایشت کرده خیلی دوست داره خیلی زیاد.#smile
    #smile


  66. راستی ویلی جونم اسم داستان هم قشنگه اما کلمه شکسته یک آن ذهن آدمو درگیر ناتوانیه عمیقی میکنه.به قول دوستان با بالهای خسته بهتره انگار.یا بالهای نارمئی.نمیدونم….#smile
    ویلی حتما از وضع الانت و پیشرفت درمانت بگو برامون.خب؟مرسی.#kiss


  67. #applause #flower #hug #kiss


  68. فرید در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    به سجاد:
    #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick #sick


  69. بادا بادا مبارک بادا ایشاالله مبارک بادا!#party #party #party #party #applause #applause #applause


  70. الهام۱ در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    به فرید:
    آخرین قسمت سریالت چی شد پس ها ها ها ها


  71. الهام۱ در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    به ویولت :
    چه دروغگوی قابلی شدی ماشاله #flower
    ( راجع به اینکه قراره فیلمنامه رو بعد از اتمام تغییراتش اینجا بذاری#smile )


  72. یاس در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    آره ویلی جون اسمشو عوض کن.
    یه اسم به عنوان پیشنهاد میگم:
    یاس
    نه تکراریه ونه تو ذوق بزن و ساختگی.


  73. مرجان در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    بهت تبریک میگم .


  74. آنا در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    خسته نباشی . منتظریم ببینیم کی این فیلم ساخته میشه .


  75. ارام در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    #thinking یک اسم:#thinking
    آهاننننننننن. خوب اسمش رو بذار
    ام اسی که گرفتار مونا شد #laugh
    چطوره؟ این رفتار خوب تو با ام اس یعنی همین به خدا.#hug #kiss


  76. نیکی در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    عزیزم ناامید نشو این تجربه اول توست بازم تلاش کن دفعه اول هست کسی انتظار نداره تو یکهویی برنده اسکار بشی؟


  77. یاسی در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    سلام ویولت جونم#heart
    خسته نباشی#hug من از این قصد و مانع قصد و …. خیلی خوشم اومد#thinking خیلی جالبه .فکر نمی کردم اینقدر کار سختی باشی#party
    اسم هم به نظرم بستگی داره کی نقش رو بازی کنه ! اگه با (ش) هم شروع بشه بد نیست#grin #winking
    شاد باشی#flower #kiss #flower


  78. مونا در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    سلام…(تصمیم گرفتم ازین به بعد سلام نکنم#surprise چون انقدر طولانی کامنت می ذارم#tongue که یه کلمه هم یه کلمه است#smug )
    اول که اومدم تو وبلاگ با خودم گفتم:#eyelash عجیبه پس چرا ویلی انقدر کوتاه آپ کرده#thinking (بعیده#grin )که بعد دیدم#silly
    این مشکلاتی که من دیدم به نظرم یکی دیگه بنویسید بهتره#yawn البته اگر من می نوشتم آقای رنجبر زحمتشون کمتر میشد#smug چون فقط جاهایی از فیلم نامه رو که درست بود بهم می گفتن#surprise که طبعاْ از مشکلات فیلم نامه ی شما کمتر بود#tongue
    حالا فهمیدم که چرا اسم من رو برای شخصیت اول داستان انتخاب کردید#eyelash واسه ی اینکه دیگه نتونید تو فیلم نامه حرفی از مونای واقعی بزنید#thinking البته این دلیل دومی#grin اولیش همونیه که اول بهتون گفتم#yawn
    بابا چی کار به این مونای بخت کور دارید(همین رو گفته بودید؟#thinking )نمی ذارن مردم زندگیشون رو بکنن#nottalking حتماْ باید جلوی این بنده ی خدا مانع بذارید؟#thinking
    و اینکه مونا#heart #surprise #rolling چه طوری از این مانع عبور می کنه…من پرش با نیزه رو پیشنهاد می کنم#winking
    بابای من همیشه ساز مخالفه#nottalking اگر اینی که من میبینم بابامه#surprise من میترشم#sick میگم هی اینجا مونا رو شوهر دادید #eyelash طلاقشو گرفتید#yawn نمی گید بچه هوایی میشه#surprise
    خوب و اما حساب شما ۱۶ تا مونا هر کدوم۱۰۰هزار تومان که به عبارتی میشه ۱۶۰۰
    #smug لطف می کنید هر چه سریع تر می ریزید به حساب که شنبه چک دارم#surprise
    بازم میام#smug


  79. مونا در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    حساب کتابام اشتباه شده#yawn
    به یه …میگن:به انگیلیسی بگو نخست وزیر#eyelash
    …میگه: first and under#smug


  80. نگاه در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    ای وای من اینا رو که نحونده بودم . تعجب کردم پستت کوتاه بود #laugh مونای بیچاره رو که خفه کردی #rolling


  81. مونا در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    به نگاه:دقیقاْ کدوم مونا رو میگید؟#grin


  82. خودم در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    ویلی جان به لین مناسبت من از خودم مقدار معتنابهی تبریک در وکنم #party #party پیشنهاد وکنم به همین مناسبت یه بالماشکه از خودت در وکن . راستی این ش ر کی میتونه باشه#thinking اگه میشناسیش سلام بهش برسون #grin


  83. ویلی جان تبریک که یه مرحله رو پشت سر گذاشتی#applause معمولن اسم شخصیت ها یه معنا رو می رسونه که بی ربط با داستان نیست. معنی کلمه مونا چیه؟ فکر میکنی یه اسمی مثل رها سحر هستی یا اسمی که موازی مفهوم داستانت باشه چطوره؟


  84. خودم در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    با اجازه صاحب خونه
    به فرید#grin #devil #kiss #applause


  85. ندا در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    ویولت جونم خسته نباشی
    #flower #flower #flower #kiss #kiss #kiss #hug #hug #party #party


  86. Asal در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    سلام ویولت جان
    خیلی بهت تبریک میگم #kiss #flower
    انشاالله که همیشه تو همه کارهات موفق باشی…
    در مورد پیشنهاد اسم ،کامنت ولنتاین و دیدم که اسم پیشنهادی رهاش به نظر من خیلی به اسم قشنگ فیلمنامه ات میاد#thinking


  87. سلام
    بهت تبریک و خسته نباشید میگم#flower
    به نظر من که اسم زیبایی انتخاب کردی..اما باز فکر می کنم اگه چیزی به ذهنم رسید میگم#tongue البته اگه مثل اون دفعه فکر کردنم طول نکشه#winking
    راستی میشه یه ذره موناش#kiss رو بیشتر کنید!!!
    یه سوال با اینکه میدونم شاید زوده واسه پرسیدنش..اما میشه تقریبا بگید کی فیلمش اماده پخش میشه؟#thinking میخوام حساب کنم ببینم اون موقع هستم یا نه!!!
    #eyelash هر روز بهتر از دیروز#eyelash (امضای موقت#blush )


  88. مهدیس در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    تبریک میگم ویولت جون#flower


  89. رابعه در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    تبریک به خاطره این پیروزی
    مسلما وقتی خستگیت در میاد که نتیجه کارت رو رو پرده سینما ببینی
    لحظه به لحظه زندگیت پر از شادی و موفقیت باشه#hug


  90. سلام وبولت عزیز
    چقدر خوشحالم بازم نوشته هاتو میخونم و باز هم از روحیه مثبتت انرژی میگیرم .
    گفته بودی از نوع ارتباط من با سارا چیزی دستگیرت نشد … راستشو بگم این به ارتباط خیلی خاصه من خودمم هنوز در شوک هستم نمیتونم بیشتر درباره اش توضیح بدم هر چه بیشتر بگم غیر قابل باورتر میشه همینقدر هم که گفتم غیر قابل هضم هست چه برسه کل ماجرا رو تعریف کنم …
    جناب آقای همسر چطورند ؟#flower
    به سلامتی فیلمنامه هم تمام شد ! حالا کی بازیش میکنی ؟
    کار کار خودت ها ! نزاری یکی دیگه بیاد همه چی رو خراب کنه ! #kiss #kiss


  91. مرسده در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    من که آخر از کار شما سر در نیاوردم


  92. لیلا در ۸۴/۰۶/۰۹ گفت :

    نازنینم انسانها به اسامی معنا میبخشند نه اسامی به انسانها #heart البته این نظر منه و مطمئنم هر اسمی که به شخصیت جذاب ویولت سنجاق بشه زیباترین انتخابه #flower


  93. منم بهت تبریک میگم
    #eyelash
    امیدوارم در تمامی مراحل زندگیت استوار محکم و موفق گام برداری#flower #flower #flower #flower


  94. sara در ۸۴/۰۷/۰۹ گفت :

    بهت تبریک میگم عزیز دلم#hug
    این نکاتی هم که آقای رنجبر گفتند واقعا جالب و منطقی بود#smile
    موفق باشی#kiss #heart


  95. maryam در ۸۴/۰۷/۰۹ گفت :

    ویولت جون:ی حالا ما کی بریم فیلم رو ببنیم و پز بدیم؟:)


  96. مریم در ۸۴/۰۷/۰۹ گفت :

    ویولت عزیز! با همه وجود آرزو میکنم که پایان قصه ویولت واقعی(ش.ر) رضایت خاطرت تموم شه .راستی اگه به امید خدا این فیلم نامه فیلم شد ، یه نسخه سی دی شو میفرستی اینجا تا من هم ببینم#thinking خیلی کنجکاوم!
    شاد باشی


  97. کیمیا در ۸۴/۰۷/۰۹ گفت :

    خانوم خوشگل من خیلی وقته که اینجا رو می شناسم گاهی می ام می خونم اما فکر نکنم هیچوقت نظر نوشته باشم . مرسی از اینکه لطف کردی و به وبلاگم امدی همیشه موفقیتت رو خواستارم .قربانت کیمیا


  98. نگار در ۸۴/۰۷/۰۹ گفت :

    اخر#grin


  99. مهدیس در ۸۴/۰۷/۰۹ گفت :

    نگار باز آخر ؟؟؟؟؟یه کار نکن منم بیام تو خط مثل اون بار بشه#grin


  100. مهدیس در ۸۴/۰۷/۰۹ گفت :

    ولی ۱۰۰ شدنم بد نیست
    #eyelash


  101. نگار در ۸۴/۰۷/۰۹ گفت :

    فکر کنم ایران تعطیله اوکی میتونی بیا منم هستم #grin


  102. مهدیس در ۸۴/۰۷/۰۹ گفت :

    واقعا فکر کنم تعطیله ولی واسه چی؟#thinking


  103. مهدیس در ۸۴/۰۷/۰۹ گفت :

    مهدیس به مکتب نمیرفت اگه هم میرفت تعطیلی میرفت#silly


  104. نگار در ۸۴/۰۷/۰۹ گفت :

    ایران کی تعطیل نیس هر روز خدا تعطیله اونوقت میگن ما چرا جهان سومیم #grin


  105. هیلا در ۸۴/۰۷/۰۹ گفت :

    ویولت جون حالا که کارت تموم شده و امیدوارم عالی شده باشه #kiss من که اصلا فیلم نامه نویس نیستم . اما به عنوان یک بیننده .. دو جور فیلم میشه تصور کرد .. یکی اینکه هیجانات و وقایق بیرون از تو جذاب باشه(عین فیلم های اکشن #tongue ) .. و یک جور دیگه که وقایق درون تو در حال بیان باشه . که فکر کنم دومی جذاب تر باشه . فیلم آملی رو نمیدونم دیدی یا نه؟ خیلی فکر کنم ایده بده . توش یک سری ریزه کاری هایی داره که لحظه لحظه فیلم رو دوست داشتنی میکنه . در ضمن یک روند بیرونی و کلی هم داره . یعنی جفت این حالتها موازی پیش میرن . خیلی حرافی نمودم #grin


  106. هیلا در ۸۴/۰۷/۰۹ گفت :

    .. مثلا ببین هر پست تو ، توی وبلاگ چقدر جذابیت داره؟ برای اینکه اتفاقات ریز و بامزه ای میگی و احساست رو هم دربارش منتقل میکنی. هر چند یک فیلم روند کلی داره . اما این طور صحنه ها باعث میشه بیننده شخصیت داستان رو نزدیک و همدرد خودش بدونه . و همین ارتباط احساسی جذابیت ایجاد میکنه . اگر نه فرض کن چمیدونم .. مونایی که بیننده با روحیاتش آشنا نیست به عشقش برسه یا نرسه .. جذابیتی نداره اگه روحیات مونا رو لمس نکرده باشه.بیننده باید خودشو جای اون بذاره و با خنده هاش بخنده و … میدونی #grin


  107. #kiss #heart #flower #applause #party


  108. گیسو در ۸۴/۰۷/۰۹ گفت :

    تبریک#heart #kiss


  109. یاسمن در ۸۴/۰۷/۰۹ گفت :

    اول کامنت میزارم بعد میرم که متنتو لبخونم میترسم اشکان بیدار شه…#heart


  110. Ocean در ۸۴/۰۷/۰۹ گفت :

    Hi violet Jaan,
    Congragulations. I know it must have been very hard for you to go through all the memories especially the bad ones and try to write them down. That needs lots of strenght and courage. You are my hero. I wish you the best . I have learned a lot from you and thank you for that.
    Love,
    Ocean


  111. محسن در ۸۴/۰۸/۰۹ گفت :

    خسته نباشی گلم .بهت تبریک میگم .امیدوارم همیشه موفق باشی ویولت جان.(پرواز با بال شکسته)چه جالب


  112. نسیم در ۸۴/۰۸/۰۹ گفت :

    خوب خداراشکرکه تموم شد حالا مونده فیلمش


  113. خودم در ۸۴/۰۸/۰۹ گفت :

    چرا این بازه


  114. مهدیس در ۸۴/۰۸/۰۹ گفت :

    آخر#grin