زندگی هنری!

بازم ادامه اون شب بارونی!چقدر اتفاق افتاد ها:teeth
امید بازم از ماشین پیاده شد چیزی بخره ولی اینبار بدون کاپشن من:wink وقتی سوار شد و خواست ماشین رو راه بندازه.
من: نه الان نریم یکم صبر کن.
امید: واسه چی صبر کنیم؟ خدا شلنگ آب و باز کرده زودتر برسیم خونه بهتره.
من: نه حس امشب همون حسیه که سکانسش رو نوشتم. می خوام حس بگیرم.:eyelash
امید: ای بابا حالا وایستیم تو این بارون که تو حس بگیری:ohعجب گیری افتادیم ها، هی میگن زندگی زناشویی هنرمندا دووم نداره واسه همینه دیگه بی ربط نمی گن.:nottalking یه شب که مجبور شی واسه حس گرفتن خانم زیر بارون بمونی فرداش میبری محضر طلاقش میدی.:waiting
من::laughing


نظرات شما


  1. مهدیس در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    #party


  2. عرش در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    #grin


  3. مهدیس در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    بازم اول شدم بابا چه سریالی شده این شب بارونی#laugh


  4. مهدیس در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    حالا حس گرفتی یا نه؟#winking


  5. نلی در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    آخه آقا امید دلت می یاد؟!#grin #laugh


  6. طفلک امید#thinking


  7. ویولت در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    به مهدیس:
    بی ذوق نذاشت حس بگیرم #nottalking گاز داد رفت#cry


  8. ویولت در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    میشه یکی منو پینگ کنه؟#eyelash


  9. یاس در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    زیر ۱۰#smug


  10. یاس در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    زیر ۱۰#smug


  11. یاس در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    #surprise


  12. یاس در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    به امید:
    #nottalking


  13. مهدیس در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    ببین ویلی جون امید به ادامه زندگی مشترک علاقمنده هنوز وگرنه میذاشت حس بگیری#grin


  14. نگار در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    ای هنرمند حس چیز خوفیه منم دارم تمرین میکنم#hug


  15. مهدیس در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    راستی ویولت جون سریال شب بارانی ادامه داره یا این قسمت آخرش بود؟#eyelash


  16. سانی در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    سرما می خوردی خوب #kiss دوستت داره که نخواسته سرما بخوری


  17. آرش در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    #rolling


  18. خودم در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    به قول سهراب زیر باران باید رفت چون شدیدا فاز میده به آدم#rolling


  19. ویولت در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    به مهدیس:
    فکر کنم تموم شد#eyelash #silly


  20. بهار در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    سلام#flower
    میگم ویولت جان اگه این هنرمندان لاهیجان زندگی میکردن احتمالا کار محضر دارا سکه بوده آخه اینجا همش بارونه.
    برم ظهر بیام پیوست با خبر خوش بخونم#smile


  21. دلشونم بخواد! واه واه


  22. ساتین در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    حس بچمو خراب کردن


  23. فرید در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    امید جرات داری طلاقش بده#angry ببین اگه همین فرداش خودم نبردمش محضر عقدش کنم#grin #grin #grin #grin


  24. ساتین در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    نمی تونی فرید جون#winking


  25. ساتین در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    مردا حس و احساس سرشون نمیشه که خواهر#worried


  26. نگار در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    طلاق امید ندی ها خواستگار زیاد بیده#grin


  27. ویولت در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    به فرید:
    طبق قوانین باید سه ماه و ده روز صبر کنی#eyelash بعدشم حتما تو این مدت پشیمون میشه خودش#smug


  28. مهدیس در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    فریدو ببین از اب گل آلود چه ماهی میگیره.#rolling


  29. ماجراهای تو و امید خودش یه پا فیلمه هاا…


  30. ساتین در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    منم بخاطر عده بود که گفتم نمی تونی فرید خان#smug


  31. اخه کی دلش می آد ویلی به این #flower رو طلاق بده آخر بی لیاقتیه #silly
    حالا همش به کنار طفلک فرید و بگو که باید ۳ ماه و ۱۰ روز صبر کنه ویلی این قانونه تبصره هم داره ها که…. #tongue


  32. یاس در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    بابا جدی نگیرین.امید عاشقتر از این حرفاست.ویلی اینقدر رو امید تاثیر میزاره که حالا میبینین دوروز دیگه امید میره تو حس و ویلی باید حرص بخوره.
    من هی میگم آخرش این پسر مظلوم ازراه بدر میشه ها.#thinking


  33. ارام در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    به امید بگو اگه من ازت طلاق نگیرم تو عمرا نمیتونی منو طلاق بدییییییییییییی#laugh #laugh
    چقدر دلت خواست برو تو حس #party


  34. ارام در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    ببخشید: هر چقدر دلت خواست برو تو حس #blush


  35. سلام سلام سلام.
    من دوباره پیدام شد :)
    خوب من به جات حسابی حس گرفتم اون شب. همچین حسی گرفتم که وقتی رسیدم خونه مجبور شدم تا دو ساعت کنار شومینه وایسم. :) )


  36. شبنم در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    میگم این آقا امیدم بهترین قسمت زندگی هنرمندا رو میخواد حفظ کنه ها :‌)…شاد باشی …شبنم


  37. gadfly در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    خوبه وا نستاد وگرنه الان به جای خندیدن باید می اومدی ماجرای فردای روز بارونی رو تعریف می کردی.(محضر و این حرفا دیگه)#grin البته ببخشیدا من از راه رسیده نرسیده صمیمی شدم.


  38. ویولت در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    اگه می خواست طلاقم بده منم از حرصم یه محضر انتخاب میکردم طبقه پنجم بی آسانسور#nottalking می گفتم حالا اگه مردی بغل کن ببر بالا طلاقم بده#sick #laugh


  39. صدف در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    این امید داره بلبلی می کنه#thinking البته اگه حس تایتانیک می گرفتی بدش نمیومد#grin


  40. ساتین در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    آفرین ویلی#applause


  41. فرید در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    ۳ ماه و ۱۰ روز؟#surprise
    ولی خوب نگرانی نداره فقط باید دعا کنیم که ۱ بارون دیگه بزنه#grin
    امید تو هم نگران پله ها نباش ۱ افغانی اجاره می کنیم میگیم اینو ببر بزار طبقه پنجم بیا#devil


  42. فرید در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    یاس من اگه تورو نکشتم حالا هی بیا با اسم من کامنت بزار#silly


  43. سلام ویولت عزیزم.#hug
    خوشحالم که میبینم عصات رو جمع کردی.وای خیلی خیلی خدا رو شکر#hug #kiss
    این شب بارونی چقدر ماجرا داشته ویلی.امیدوارم همیشه همه روزو شبات پر از خاطرات شاد شاد باشه که بیای اینجا برامون بگی و ما هم ذوق کنیم#smile
    دوست دارم.#kiss


  44. به فرید:
    پسر بیا برو اینقدر آتیش نسوزون.ببینم تو خیال کردی میتونی میونه اینا رو بهم بزنی؟#thinking
    بابا انرژی نذار الکی.نا کام میمونی.#winking


  45. گلی در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    امییید چرا احساسات یه هنرمند رو جریحه دار می کنی؟؟؟؟#nottalking ایشون هنرمند بیده هنرمند..راستی فرید دیگه نمی خواد بنویسه؟چند وقتیه نیسش


  46. سلامم.خوبی؟// وبلاگه زیبایی داری……….سعی میکنم به وب های دیگه ات هم سر بزنم…اینشالا.. هر چه زود تر خوب بشی …………ممنون میشم پیشه منم بیایی..ممنون#hand


  47. لیلا در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    #rolling این امید هم با تمام مظلومیتش خوب حاضر جوابه#smug بابا به اون هم حق بده اول اون کاپشن تنگ و ترش رو تنش کردی بعد هم میخوای زیر بارون نگهش داری صبوری هم حدی داره #silly


  48. لیلا در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    فرید تو هم فقط منتظر فرصت باش#laugh


  49. نگاه در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    اولش مرسی که سر میزنی خانمی #kiss #flower
    بعدشم این حس گرفتن تو تو روز بارونی هم داستانی داره ها.. # یا حس گرفته بودی یا در حال حس گرفتن بودی.. laugh #rolling #rolling


  50. نگاه در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    فکر کنم فوران حس داشتی #rolling


  51. یاسی در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    سلام ویولت جونم#heart
    می گم تو هم خوب داستان رو قسمت بندی می کنیا!خوب همشو شت سر هم تعریف کن ..#silly
    بعدشم که شما تو ماشین بودی که! حالا چه ماشین حرکت کنه چه نکنه…چه فرقی تو احساس شما داره ؟#grin #grin .#thinking
    شاد باشییییییییی#hug #kiss


  52. ویولت در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    به یاسی:
    می خواستم چشمام رو ببندم صدای قطرات بارون رو بشنوم و سکانسی رو که نوشتم تو ذهنم باز سازی کنم یه جورایی می خواستم اون حس رو مزه مزه کنم که بی ذوق نذاشت#nottalking
    اگه راه میوفتاد دیگه همش حواسم میرفت به پاییدن جلو واینکه عابر تو خیابون نباشه نبینیمش بزنیم بهش… دیگه نمی شد حس گرفت که#worried


  53. راس می گه دیگه#laugh


  54. یاسی در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    #blush شرمنده ویولت جونم
    #hug


  55. هستی در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    سلام من تازه به وبلاگ نویسی روی آوردم خوشحال میشم که بهم سر بزنی .


  56. Asal در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    همیشه گفتن تا سه نشه بازی نشه ،امید بنده خدا دیده اول کاپشن بوده، دوم اینه دیگه از ترسش گازشو گرفته رفته که به سومی نرسه #rolling


  57. Asal در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    ویلی جونم حسو همیشه قبلش میگیرن که صحنه رو بهتر بتونن توصیف کنن و بنویسن تو بعدش میری تو حس؟#thinking بعدشم منظورت کدوم صحنه بود؟#grin


  58. ویولت در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    آخه دوباره دارم فیلم نامه رو باز نویسی میکنم همون صحنه اول آشناییمون#blush


  59. سجاد در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    حرفه گرفتن ویلی باشه من پایه ام#grin


  60. ساتین در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    تو هم مثل من وقتی بغل دست راننده بشینی بیشتر از راننده جاده رو می پائی؟#grin


  61. ویولت در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    به ساتین:
    آره متاسفانه#sad
    سجاد تو کجا بودی؟#grin


  62. مونا در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    #rolling
    راست میگن دیگه آخه شما هم روز آفتابی رو ول کردید تو روز بارونی می خواید حس بگیرید؟#silly
    همچنان منتظر ما بقیه ماجراهای اون شب#surprise #grin هستیم#tongue


  63. مونا در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    ویولت این آپارتمان بلنده هست تو ASP می خوان تو پنت هووسش یه محظر بزنن گویا هنوز آسانسورش هم راه نیوفتاده#devil نظرت چیه؟وقت بگیرم؟
    اگر الان هم مشکلی ندارید بهتر از الان وقت بگیرم که واسه ۳ ۴ سال آینده برسید#yawn
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    به … می گن بلندترین برج ایران اسمش چیه؟
    میگه:آزادی#surprise
    می گن :پس میلاد چیه؟#thinking
    میگه: پههههههههه(تابلو شد کیه؟#grin )فکر کردی اگر آزادی لنگش رو ببنده ازونم بلندتر میشه#smug


  64. منهتن در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    آخه !
    این امید چی میکشه.#worried


  65. ارام در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    ویلیییییییییییی #surprise نمیدونستم امید نمیتونه جلوی ماشین توی خیابونو هنگام رانندئگی ببینه #laugh #rolling که این مسئولیت سنیگن به تو محول میشه تا به کسی نزنین#surprise
    اشاره به کامنت ۵۲


  66. منهتن در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    خیلی خوشحال شدم توی وبلاگم نظر دادی.
    من توی چند تا پست قبل کامنت گذاشته بودم اما چون ایمیلم رو وارد نکرده بودم ثبت نمیشد.
    وبلاگ قبلی من دبیرستان دانشوران بود.من از وبلاگ فرزانه(جزیره) با وبلاگ تو آشنا شده بودم.
    باز هم میگم خیلی خوشحالم کردی به من سر زدی.#heart


  67. سلام مهربانانه….خانم منشی چشم های سگه چه رنگی بود…قهوه ای…..!!!
    قهوه ای)قهوه ای…………………..
    آدم های هنری مثل یک قسمت ازیک داستان یایک فیلم ویایک نمایش هستندکه توسط یک خواننده یا یک بیننده بد/بدخوانده یادیده می شوند….به دیداری دوبارامیدوار


  68. یاسمن در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    وای مردم از خنده از دستت…#rolling


  69. نگار در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    #rolling خبیلی بامزه بود


  70. سجاد در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    همین جاهام و در خدمتگذاری حاضر،فقط خدا رو شکر دیگه کالسکه چی نمیخوای ایشالا فعلا فعلاها


  71. arashl در ۸۴/۰۷/۱۰ گفت :

    #laugh #laugh #laugh #applause ۱


  72. #heart #heart #heart
    ویولت عزیز همیشه شاد و سلامت در کنا ر عزیزانت باشی… هر روز با خبر سلامتی تو شاد میشویم؛ شهرزاد و گلکش؛


  73. نگاه در ۸۴/۰۸/۱۰ گفت :

    من آخرررررررررررررررررررررررررررررررر#grin


  74. نگاه در ۸۴/۰۸/۱۰ گفت :

    به خاطر آخر شدن یه حسی گرفتم که نگو #grin #rolling


  75. نگار در ۸۴/۰۸/۱۰ گفت :

    #grin زیاد حس نگیر جیگر من اخرم#hug


  76. ساتین در ۸۴/۰۸/۱۰ گفت :

    هیچکدومتون زیادی حس نگیرین مگه من مرده ام؟#grin


  77. نگاه در ۸۴/۰۸/۱۰ گفت :

    حالا معلوم میشه کی بیشتر تو حسه #rolling #grin


  78. مونا در ۸۴/۰۸/۱۰ گفت :

    بچه ها با عرض معذرت ولی خواهش می کنم خواهش می کنم دوباره این بازی ها رو سر آخر شدن در نیارید#angry
    اول اینکه تا شنبه که بخواد اینجا آپ بشه کلی مونده #yawn
    دوم اینکه یه کار نکنید که بعدش پشیمونی بهبار بیاره#nottalking
    ویولت بارها گفته از این کارتون ناراحت میشه#thinking


  79. نسیم در ۸۴/۰۸/۱۰ گفت :

    امید خسته بوده و سردش میشده اینو گفته تو کوتاه بیایی#hug


  80. پیشگو در ۸۴/۰۸/۱۰ گفت :

    راست میگه طفلک دیگه… خب یه کم مراعات کن تو هم #silly
    جدی ها، این حس گرفتن هنرمندا هم برای همسراشون حسابی میشه دردسر… همسر هنرمند داشتن هم بد دردیه، بد دردی #winking


  81. مونا در ۸۴/۰۸/۱۰ گفت :

    کی هی اینجا رو پینگ می کنه؟#thinking


  82. محسن پ در ۸۴/۰۸/۱۰ گفت :

    #flower


  83. ASAL در ۸۴/۰۸/۱۰ گفت :

    خدا ….این امید هم شیطونه ها ….خودمونیم.!#flower #kiss #thinking #smug


  84. یه نفر در ۸۴/۰۸/۱۰ گفت :

    سلام ویولت جونم
    وبلاگه خیلی خیلی خوبی داری
    من با اجازه لینکتون کردم


  85. سلام بر ویولت خانم گل دوست عزیز و بسیار گرامی .
    ممنون از لطف بی کرانتان .
    همه ی نوشته هات رو خوندم
    همیشه با امید و نیرومند باشی
    زیاد مزاحم نمیشم .
    امیدوارم که همیشه سلامت و شاداب باشید .
    به همه با صدای بلند سلام کنید.


  86. #laugh #laugh #laugh #laugh


  87. اونم سه طلاقه!!!#devil


  88. مژگان در ۸۴/۰۸/۱۰ گفت :

    #grin اگه زندگیم هنری نباشه دوام داره ؟؟


  89. #blush #blush #blush #blush #blush


  90. منم آخر!!!!!#grin
    #laugh #laugh #laugh #laugh


  91. من اولممممممممممممم هوراااااااااا


  92. به فرید: تو کار و زندگی نداشته بیدی عین بختک افتادی تو زندگی ویولت هان؟#grin #devil


  93. آدینان در ۸۴/۰۹/۱۰ گفت :

    سلام من اصلا دنبال چیز دیگه ایی میگشتم اما نمیدونم چی شد سر از اینجا در آوردم اما در مجموع آب نطلبیده مراده خیلی خوشم اومد هم از عنوانت هم از طراحیت هم از قلمت امیدوارم مشتریت بشم گو اینکه بعید به نظر میاد چون خیلی بی حوصله تر از این حرفهام


  94. رزا در ۸۴/۰۹/۱۰ گفت :

    خوب تو ماشین بودین زیر شلنگ خدا نبودین که خیس بشین این اقا امید هی غر می زده!#tongue
    #heart


  95. طنین در ۸۴/۰۹/۱۰ گفت :

    خوبی ویولت جان؟
    زیر باران باید رفت هنرمند !#flower


  96. عاطفه در ۸۴/۰۹/۱۰ گفت :

    ویولت عزیز سلام
    حالا این حس که گفتی یعنییی چهههه؟
    خودمونیم این آقا امید هم خیلی با نمکه. خدا هر دوتونو حفظ کنه.
    شاد باشید.#kiss


  97. گیسو در ۸۴/۱۰/۱۰ گفت :

    ای وای فیلم تو هم بارون داره؟
    والا من تا حالا فیلم ایرانی ندیدم که توش از بارون استفاده نکرده باشن آخ نا سلامتی ما همیشه تو ایران کمبود بارندگی داریم چطور میشه تو فیلما تا صحنه را می خوان رمانتیک کنند شر شر بارون راه میندازن؟
    ویولت جان بیا و تو یه نفر پیش قدم شو و بدون بارون تمومش کن واقعی تره ها…