وابستگی

هفته پیش با امید قرار گذاشتیم بریم سینما،”جهت فضولها بگم فیلم کارگران مشغول کارند.”:teeth
با وجودیکه سینما نزدیک محل کار امید بود ولی قرار شد بیاد بالا دنبال من باهم بریم سینما، ساعت حدود دو بهم زنگ زد که مجبورم برم جلسه ممکنه زیاد طول بکشه اگه اینجوری شد اشکال نداره آژانس بگیری بیای دم سینما؟ منم با اطمینان گفتم نه خودت رو نگران نکن خیالت راحت من میام.:smug
ولی از خدا پنهون نیست از شما هم پنهان نباشه بعد قطع تلفن از اضطراب اینکه شاید مجبور شم تنها برم … بیرون روی گرفتم.:sick
اون روز هم بارون میومد چه بارونی! با خودم گفتم زنگ بزنم آژانس ماشین بیاد اگه یک کم بالاتر یا پایینتر ماشین رو نگه داره چه خاکی به سرم بریزم؟:sad اون که مثل امید با ملاحظه نیست تازه اصلا به شرایط جسمی من وارد نیست امید تحت هر شرایطی حتی اگه ترافیک باشه و جا پارک پیدا نکنه وقتی ببینه از در اومدم بیرون دنده عقب میگیره میاد جلو پام نگه میداره یا اگه نتونه اینکار رو بکنه خودش از ماشین پیاده میشه کیفم رو میگیره و کمک میکنه تا دم ماشین برم و سوار شم اگه رفتم دم سینما درست جلوی در پیاده ام نکرد چیکار کنم؟ اگه تو خیابون بخورم زمین چه خاکی به سرم بریزم؟ اونم تو این بارون!:confused
همه اینها سبب شد که حالم بریزه بهم و با توالت قرارداد ببندم.:cry
هی اومدم به روی خودم نیارم و با اعتماد به نفس عمل کنم دیدم خودخواهی اون بنده خدا رو از چند تا خیابون فاصله ایی که با سینما داره تو این بارون و ترافیک بکشم دم شرکت و دوباره برگردونم سر جای اولش ولی خوب با اضطراب خودم چیکار کنم؟:oh
گفتم الا لله یه اس- ام- اس میزنم ببینم چی میشه! نوشتم: میگما بدجوری بارون میاد فکر نکنم آژانس ماشین داشته باشه بفرسته خودت بیای بهتره!!!!!!:thinking
نتیجه این شد که خودش علی رغم تمام خستگی پا شد اومد و رفتیم سینما.:hug
تو راه کلی از این احساسم و وابستگی شدیدی که بهش پیدا کردم حرف زدم، شاید حل شه.:whew
وابستگی اصلا خوب نیست حتی اگه طرف ظرفیتش رو هم داشته باشه.:loser


نظرات شما


  1. . در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    #grin


  2. بهار در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    سلام خانوم#flower
    راستش اینو که خوندم از خودم بدم اومد که همش دعا میکنم بارون بیاد با چتر زیر بارون راه برم. نمیدونستم اینقدر دردسر سازه…
    با خط آخر هم کاملا موافقم ولی بعضی وقتا نمیشه کاریش کرد.


  3. مه سا در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    #grin


  4. مه سا در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    #smug


  5. نگار در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    #grin


  6. نگار در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    وابستگی خوب نیس ولی خوب ولی همه یه جورایی وابستگی دارن به کسی و فقط تو نیستی پس نگران نباش#kiss


  7. Nathaniel در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    اصولاٌ ما زنها برای اینکه احساس کنیم یه مرد پشتمونه…ناخودآکاه به خودمون تلقین میکنیم که بهش وابسته شدیم. اینطوری آدم احساس میکنه یه کوه پشتشه. من این احساس رو دوست دارم.


  8. ساغر در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    اتفاقا به نظر من وابستگی برای اقایون خیلی شیرینه چون احساس قدرت رو توی وجودشون تقویت می کنه بعدشم هر احساسی دو طرفه است چه عیبی داره من مطمئنم که اونم وابسته به احساس مثبت و مهربون شماست البته امید اقا و ویولت خانم مهربون ما عشقشون عشق واقعی که توش زحمات خیلی شیرین مگه نه خوشگل خانم#heart #kiss #flower


  9. ارام در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    #surprise مگه تو هنوز برای راه رفتن نیاز به کمک داری؟؟؟
    منو بگ
    و که فکر میکردم با تزریق اون دارو….. حالت خیلی بهتر از قبل شده#sad
    امیدوارم زود زود سلامتی که من فکر میکنم رو بدست آوردی.#heart
    راستی وابستگی اصلن خوب نیست. شاید بیشتر این دو دوتا کردن ها به خاطر این بود که دلت میخواست با امید بری نه!!!!#tongue


  10. ارام در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    جمله ناکامل است ببخشید.
    بدتس بیاری#heart #kiss


  11. آخر آخرش این بود که میخوردی زمین آسمان که به زمین نمیومد از این همه استرسی که به خودت وارد کردی بدتر که نبود
    سینما که میری جای منم خالی کن#flower


  12. ارام در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    بدست بیاری#heart #kiss


  13. ارام در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    من نمیدونم چرا اینقدر غلط غلوط مینویسم#surprise


  14. ناشناس در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    #angry بازم دیر شد!!!!
    در ضمن خانمی قرداد نه قرارداد!!!!#winking


  15. یاس در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    اول اینکه ما که فضول نسیتیم
    بعد هم دیدی گفتم معرفت و عشق به جنس شلوار نیست.اصلا شلوار پارچه ایها اغلب اینطور با مرامن.#eyelash


  16. رزا در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    از عهده ی اینم بر میایی هیچ کاری نیست که با تلقین درست نشه…مخصوصا اگه ویولت باشه#winking
    #heart


  17. پرند در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    #applause #heart #heart


  18. سلام ویلی جونم.#hug #kiss
    خوبی؟این روزا حالت بهتره؟آره؟خب خدا رو شکر
    ببینم ویلی کم فکر و خیال داری تو حالا همینت مونده بشینه غصه اینم بخوری که وای وابستگی بده و من چه کنم و آخ وای.آره؟#thinking بابا خانومی حرفت درست قبول داریم همه اما عزیز دلم امید خان این کارا رو اونقدر با عشق و از سر رضایت برات انجام داده و میده که تو هیچ وقت این احساس بهت دست نده.مطمئن باش اگر هر کسی به غیر از آقا امید بود تو هیچ وقت اینقدر کاراتو راحت بهش نمیگفتی.بعدشم خب توام جور دیگه اونو وابسته کردی جیییییییییییگر.#winking مگه نه؟پس برابرید با هم.#smile
    دیگه از این غصه ها نخوریا خب؟#hug
    منم عین خودتم داداش بنده خدام شده آژانسم و مدام از این ور به اون ور.
    اما خب در مورد جمله آخرت موافقم اما نه در موارد خاص.#smile
    دوست دارم.#hug #kiss


  19. ویولت در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    غلط هام رو نمی تونم درست کنم سرعت اینترنت در حد لاک پشت#sick پس ببخشید


  20. نسیم در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    درست میشه #flower


  21. Neginak در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    baba vabastegi chye dokhtar ? koli bayad khoshhal bashi ke yek nafar be in khoobi dary ke poshtet vaysadeh va hamishe bahate koli khoshhal bash(mese hamishe) va koli az voojoode ham lezat bebarin miboosamet! vay man koli hol shodam rootbam kamtar az 50 dshode!


  22. لئون در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    حالا که وابسته شدی!!لا اقل ازش خوووووووووب استفاده کن!


  23. نلی در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    سلام ویلی جون
    منم با نظرت موافقم اما گاهی اوقات تقصیر خود آدم نسیت ناخوداگاه این وابستگی بوجود میاد


  24. همش درسته ولی گاهی ناچارا توی شرایط وابستگی قرار می گیریم!#worried


  25. Neginak در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    manam ba aram movafegham hatman too delet yejoorayee mikhasty omid biad donbalet ke baham berin injoory ye hale dige mide:) hamishe khandoon bashy aziaam ziadam fekro khial nakon:)


  26. نگار در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    راستی میخواستم از فرید عزیز تشکر کنم#heart #kiss


  27. فرید در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    ویولت فکر نمی کنی وقتش رسیده که دو تا عصا بگیری دستت؟
    یکی از دلایلی که پاهات رو ضعیفتر می کنه همین وابستگی هستش تو فکر می کنی اگه ۲ تا عصا بگیری دستت اعتماد به نفست میاد پایین و وابسته به عصا میشی
    ولی وابستگی به عصا بده یا وابستگی به دیگران؟#worried
    من ۴ سال پیش وضیتی به مراتب بدتر از داشتم وقتی دانشگاه قبول شدم ماتم گرفته بودم چه جوری برم دانشگاه که منو ببره کی منو بیاره ؟پله های دانشگاه رو چی کار کنم ؟
    حتی به سرم زده بود که دانشگاه رو بیخیال بشم اون موقع ها با ۱ عصا میرفتم ولی مثل تو حتما باید یکی کنارم بود وگرنه تا دم در هم نمی تونستم برم یعنی از اینکه عصا بگیرم دستم بدم میومد با همون یه دونش هم مشکل داشتم یه لحظه یاد اون جانبازی که همسایمون هست افتادم که تو سرما و گرما با ۲ تا عصا هر روز میرفت دانشگاه و میومد به خودم گفتم من چیم ازین کمتره الان که دانشگاه قبول شدم بهترین فرصت هست که از این وابستگی در بیام ۲ تا عصا گرفتم و دانشگاه ثبت نام کردم از هقته بعدشم دانشگاه رو شروع کردم با تمام سختیهاش هیچ وقت یادم نمیره ۲ طبقه پله رو دقیقا نیم ساعت میکشید بم بالا هر چند قدمی که میرفتم باید وایمیسادم و خستگی در می کردم#grin ۱ روزای اول که همش می خوردم زمین در ماه فقط ۲۰۰ تا۳۰۰ هزار تومن پول آزانس می دادم
    حالا بگذریم تو ۲ ترم کلی خرج کردم و کلی بدبختی کشیدم حتی ۱ واحد هم نتونستم پاس کنم چون هر ۲ ترم موقع امتحانات بخاطر مشکلاتی نتونستم شرکت کنم #worried
    حالا بگذریم که الان نمی تونم حتی با ۲ تا عصا هم راه برم ولی اصلا پشیمون نیستم که چرا ۲ ترم وقت خودم و تلف کردم این همه راه و رفتم و اومدم کلی خرج کردم تونستم به خودم ثابت کنم که اگه کاری رو اراده کنم می تونم انجام بدم بعدش هم که نتونستم برم دانشگاه ناراحت نبودم چون تا اونجا که می تونستم تلاشم رو کردم #smug
    به هر حال تو وضعیت خودت رو بهتر می دونی هر کسی صلاح خودش رو بهتر می دونه امیدوارم این وابستگیها انقدر زیاد نشه که برای انجام کارهای کوچیک مثل دستشویی و حموم هم احتیاج به کسی پیدا کنی این وابستگیها اعتماد به نفست رو میاره پایین ترس از تنهایی راه رفتنت باعث میشه تحرکت کمتر بشه و در نتیه پاهات روز به روز ضعیفتر از قبل بشه #sad
    ولی من که می دونم بخاطر چی با آزانس نرفتی کلک کی می خوای دست ازین اسکروچ بازیها بر داری#tongue
    حالا کارگراش مشغول چه کاری بودن؟#thinking #smug


  28. من گی خیچ جا کامنت نمیذارم.خالا یکی اینجا بذارم نمیرم یه وقت #hug


  29. #flower


  30. آتش در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    سلام ویلوش.چه طوری؟ خوبوش؟!#tongue میگمااا چرا به وبلاگ من سر نزدین هیچکدوم؟؟ #brokenheart بچه دلش بشکنه…عقده ای بشه معتاد شه جواب جامعه رو کی میخواد بده؟!!#worried منتظرماااا(همگی بدویین بیاین که معتاد شدم رفت!!#grin )…خوب فیلا بای


  31. ساتین در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    منم همیشه مواظبم وابسته به کسی نشم چه جسمی و روحی اما گاهی پیش میاد دیگه


  32. ساتین در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    ویولت حالا تو که عذرت موجه اون خانومهای رو بگو که با داشتن تن و دست و پای سالم انگار اگه شوهرشون نیاد دنبالشون نمی تونن قدم از قدم بردارن#sick


  33. ساتین در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    از کی تاحالا آژانسها تو بارون ماشین ندارن؟#winking


  34. وابستگی داریم تا وا بستگی!


  35. پشمک در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    موافقم وابستگی بده……………..آدم احساس بی مصرفی میکنه.روز به روز ادم تنبل هم میشه ولی باید به موقع هم کمک گرفت .
    این دوتا با هم فرق دارن.#hug #kiss #heart


  36. ویولت در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    به فرید:
    کاملا با حرفات موافقم ولی الان جوری شده که هرجا امید باشه خیالم راحته چون میدونم هر مشکلی باشه برام حل میکنه حتی شاید باور نکنی وقتی اون هست حتی اگه توالت ایرانی هم باشه با خیال راحت میرم(کسانی که مشکل منو داشته باشن میدونن توالت ایرانی چه مرگیه#sick ) چون میدونم حتی اگه اونجا بخورم زمین می تونم بدون هیچ خجالتی ازش کمک بخوام حتی اگه تمام لباسام به گند کشیده شده باشه#cry و در چنین وضعیتی کسی رغبت نکنه طرفم بیاد#worried … همه اینا درست ولی امید هم آدم با تمام شرایط انسانی اگه یه زمانی نباشه چه خاکی باید تو سرم بریزم منظورم از وابستگی اینه#sad


  37. یاس در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    به فرید:
    #applause #flower #applause #flower #applause #flower #applause


  38. یاس در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    به ویولت:
    همین موضوعات هست که میگم تو باید هرچه زودتر عروسش بشی.#party


  39. آتش در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    #surprise یعنی جهشی میره بالااااا!!! بابا طرفدااار…بابا وبلاگ!! منم موافقم وابستگی خوب نیست منم وقتی بعد عمل جراحی کمرک بریس میبستم خیلی به مامان وابسته بودم…طفلک شبام نمیخوابید که اگه خواستم پهلو به پهلو بشم کمکم کنه!#sad #blush


  40. Asal در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    مسئله ظرفیت هم نیست بلکه برای شخص وابسته خیلی سخت میشه وقتی طرفش نتونه تو شرایطی کنارش باشه خوبه باز خودت متوجه هستی و میخواهی حلش کنی


  41. آتش در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    اه الان جواب کامنت قبلیمو خوندم! چرا نمیتونی تو پرشین بلاگ کامنت بذاری؟!#thinking #thinking ؟!


  42. شهلا در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    و به همین دلیل من میخام …
    برایت ایمیل می فرستم و در آنجا می نویسم#winking


  43. صدف در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    حالشو ببر!امیدهم از حال کردن تو حال می کنه#heart


  44. ریحانه در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    من چوب وابستگی رو خوردم!
    نکن اینکارو دختر گل!
    فدای تو!


  45. یاس در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    به آتش:
    هااااااا این ویلی از اول هم همینطور بوده.هاااا ای از همون اول هم نمیتونسته تو پرشین کامنت بذاره.هاااااااا همی ای منو مجبور کرد که وبلاگمو از پرشین ببرم تو بلاگفا.ایه#smile


  46. ندا در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    سلام ببخشید دیر اومدم#blush
    آخه خیلی سرم شلوغ بود#yawn
    با ساغر جون کاملا موافقم حرف کاملا روانشناسانه ای گفتند ایول#applause #applause #thinking واما حرفهای آقافریدگل :فریدخان امید وارم ازحسادت نباشه#winking ولی فرید راست میگه یک کم استقلال بد نیست البته کم کم ولی به قول بعضی ها بااین وابستگی باید دیگه عروس امید شی نه#winking
    خداونت اینها را میدانسته که گفته شمارابرای آرامش هم آفریدیم (زن ومرد) و بین شما انس و الفت ایجاد کردیم #party #flower آره عزیزم
    ویلی جون امروز هم مراقب خودت باش توی این برف#hand


  47. ندا در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    آقا امید :
    ببخش نمی یام تو وبلاگ خودت ولی واقعا خدا خیرت بدهد من خودم مادرم مشکل جسمانی دارد بماند چی ولی میدونم چقدر آدم فکرش پیش عزیزشه که تنها نمیتونه جایی بره#flower


  48. ویولت در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    به آتش:
    با خطی که من دارم برای اتصال به اینترنت تو هیچ وبلاگ پرشینی نمی تونم کامنت بذارم
    به یاس:
    #rolling


  49. ندا در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    آقا ۴۶ را اصلاح کنم : خداوندعز وجل
    راستی این یک کی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟#thinking ازخودش نقطه در کرده هاهاها#thinking
    یا لا هر کی هستی اعتراف کن#angry


  50. ویولت جونم خدا این امید خان رو برات نگه داره و ایشالا هم یه درمانی برای درد تو پیدا بشه و راحت شی از شرش


  51. شبنم در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    ویولت جون راست میگی وابستگی زیاد خیلی آدمو اذیت میکنه. از نظر فکریا . خدا امید خان رو حفظ کنه و به خودت سلامتی زود زود زود بده …شاد باشی …شبنم


  52. فرید در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    ویولت من منظورم این نبود که که اگه جایی می خوای بری تنها برو خوب اونروز منم اگه جای تو بودم همین کارو می کردم توی اون بارون به نظر منم کار درستی نبود بخوای تنها بری و اینکه میگی اونروز از ترس تنهایی رفتن بیرون روی گرفتم هم کاملا درک می کنم منم خودم مواقعی که استرس داشتم همین حالتو داشتم همه حرفا و چیزایی که می نویسی رو خیلی خوب درک می کنم منم می تونستم بیام مثل بچه های دیگه بگم خوشحال باش از اینکه کسی مثل امید یا برادرت رو داری که همیشه پشتت هستند و بدون هیچ منتی کمکت می کنن منم خیلی خوشحالم از اینکه امید یا برادرت بدون هیچ منتی این کارو برات می کنن #smile
    آدمهایی با شرایط من و تو خوا نا خواه وابستگی رو دارن منم خودم خیلی کارا هستش که مجبورم از کسی کمک بخوام#worried من منظورم اینه که تا جایی که می تونی سعی خودت رو بکن که از وابستگی در بیای وقتی که همون اوایل بهت پیشنهاد دادم بجای ۱ عصا ۲ تا عصا مچی بگیری بخاطر همین بود که این ترس از زمین خوردن و تنهایی راه رفتنت بریزه و انقدر به کسی وابسته نشی من که نمیگم هر روز خودت تنها پاشو برو سر کار بیا که اصلا کامنت قبلی منم جواب همین سوالی بود که پرسیدی دیگه که اگه یه روزی امید یا برادرت خدایی نکرده مشکلی براشون پیش اومد و نتونستن بیان دنبالت حداقل بتونی تنهایی بیای سر خیابون یه ماشین بگیری بیای خونه
    چیزایی که من گفتم بخاطر این نبود که بترسونمت به قول رابینز ترس از رنجها خیلی هم خوبه به آدم انگیزه حرکت میده
    اصلا هم به این فکر نکن که اگه اینجوری بشم چی میشه اگه این نباشه چی میشه؟ هیچی نمیشه نمونش خوده نسیم وضعیتش خیلی هم از تو سختتره با اینکه رو ویلچر میشینه و کسی رو هم نداره که هر جا می خواد بره کمکش کنه ولی نه تنها خودش به تنهایی میره سر کار میاد با اون وضعیت مسافرت هم میره#applause چند وقت پیش به تنهایی رفت مشهد و تنهایی اومد تهران حالا هم می خواد بره بندر عباس#grin
    یا من چند وقت پیش با خانمی آشنا شدم که وقتی با همسرش میرفتن زنجان تو راه لاستیک ماشین می ترکه و چپ میکنن و مرده هیچ چیش نمیشه ولی زنه از کمر به پایین قطع نخاع میشه و بعد از اون هم مرده گیر میده که میخواد طلاقش بده#angry ولی چون مهریه اش زیاده نمی تونه این کار و بکنه و انقدر گیر میده به زنخ که خودش طلاقش رو بگیره ولی زنه با تمام این مشکلات و با اینکه رو ویلچر میشنه الان داره کار می کنه و منت همسرش رو هم نمیکشه و با همه ی این حرفا روی مردرو کم کرده #smug من خودم می دونم کار کردن برای یه آدم قطع نخاع چقدر سخته چون نشستن طولانی مدت باعث زخم بستر و مشکلات دیگه ای میشه که ….#worried
    حالا فهمیدی که ترس از رنجها و خود رنج زیاد هم بد نیست آدم و از تنبلی در میاره#winking
    تو هم از هیچی نترس ۲ تا عصا یا واکر بگیر روزایی که تو خونه هستی تو حیاط یا خونه به تنهایی قدم بزن یا وقتهایی که با کسی میری بیرون به جای اینکه بازوی دیگران رو بگیری خودت با عصا راه برو طرف هم کنارت باشه و هواتو داشته باشه که نخوری زمین تا هم ترست بریزه هم اینکه کم کم کم خودت رو از وابستگی زیاد در بیاری هم اینکه پاهاتاز اینی که هست ضعیفتر نمیشه#hug #flower #heart #kiss


  53. ویولت در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    به فرید: #hug #kiss خودمونیم چقدر حرف از خودت دروکردی#thinking #winking


  54. شراره در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    موناس عزیز! آرزو میکنم هرچه زودتر این بیماری ریشه کن شود. ژدر من هم سالیان سال دچار بود. فقط صبور و بردبار باشد. ناراحتی و غصه ها و چه کنم چه کنم برایت سم است دخترجان. فعلا


  55. سلام ویولت عزیز…امیدوارم هر روزت با امید و همراه امید باشه البته از نوع امید#winking
    اما این وابستگی ها گاهی اوقات خیلی سخته برای من که اینجوره یه مدته آنچنان وابسته به همسر گرامی شدم که…………….وقتی برای کار باید چند روزی نباشه انگاری برام دنیا به آخر رسیده#cry
    خودم از این وضع خیلی دلخورم اون بنده خدا هم خیلی دلش میخواد من متکی بخودم باشم اما خب نمیدونم چرا هر سال که میگذره داره بدتر میشه
    #sad


  56. ASAL در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    سلام…عزیزم…چه فرید مهربونی….#flower کلک خوب امید رو کشوندی اونجا ها..!#kiss #applause #smug


  57. arashl در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    omide aziz chetoran?#winking 1


  58. چی بگم؟#sad خب چون بارون بود کار خوبی کردی گفتی امید بیاد اما ویلی اینهمه استرس از آدم با جراتی مثل تو بعید نیست؟ نهایتان به آژانس می گفتی که حالت بده شماره ماشین رو می گرفتی و می گفتی بیاد دم در نگهداره! البته رابطه تو و امید از نوع وابستگی نیست اما فکر کن اگه امید یه هفته بره مسافرت و نباشه تو می خوای بیرون روی بگیری؟؟#sick اون ویلی که من دیدم جسورتر از این حرفاس#winking


  59. باور کن ویولت جان به همون خدایی که می پرستیم چنان از این عشق و علاقه پاکتان سرمست می شوم که از طرف تو خدا را بابتش شکر می کنم.خدا اگر نعمت سلامتی رو ازت گرفته به جاش نایاب ترین نعمت رو تقدیمت کرده.من عشق های آبکی و هوس آلود این دوره و زمانه رو عشق نمی نامم. به همین دلیل عشق میان تو و امید ور نایاب می دونم.برای تمام لحظه های قشنگ با هم بودنتون آرزوی دوام و شیرینی دارم.#flower #flower #flower


  60. سجاد در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    پس سینما رفتی؟#yawn


  61. نازمهر در ۸۴/۰۹/۱۱ گفت :

    ویلی جونم مگه نه اینکه تو خوب شدی؟
    ترس از چی؟ یه خورده اعتماد به نفس داشته باش دختر#angry


  62. یکی مثل همه در ۸۴/۱۰/۱۱ گفت :

    سلام ویولت ،
    و سلام به روی ماه عزیزم ،
    خوب راستش منم موافقم وابستگی خیلی سخته اما ما انسانها بخواهیم و نخواهیم وابسته میشیم ، به مال و خانواده و خیلی چیزهای دیگه ، اما گاهی بعضی وابستگی ها نمود بیشتری پیدا میکنه ، اما این وابستگی نباید طوری باشه که انسان خودشو فراموش کنه و از چشم طرف مقابل خودشو ببینه ، این قسمت سخته مطابق میل کسی شدن برای نگه داشتن و یا داشتنش که به نظرم مرز باریکیه بین خود فراموشی و خودخواهی ، عشق باید رهایی بیاره و انسان باید آزادانه بخواد ………..
    واسلام علیکم و رحمه الله
    #blush


  63. یه دوست ایشالله در ۸۴/۱۰/۱۱ گفت :

    #rolling سلام بابا ای ولله خیلی بخدا تو با حالی کاش منم مریضی مثل تو بودم تا امیدم نا امید نمیشد#rolling


  64. یه دوست در ۸۴/۱۰/۱۱ گفت :

    آفرین آقا فرید من یکی که با حرفات موافقم . می خوام یه چیزی به حرفات اضافه کنم آدم اگه بدونه به عزیزترین فرد زندگیش هم وابسته نیست و در هر شرایطی می تونه از پس زندگیش بربیاد از عشقش بیشتر لذت میبره#smug ویولتی رو هم که من از این نوشته ها شناختم غیر از این نیست .brokenheart #heart #heart