اقدام ملی

حالا که آبرو و حیثیتی جهانیمون یک کم گوگولی شده:hypnoid خوبه از گوگول :toungeبخوایم که لوگوی نوروز رو بذاره تا لااقل از این طریق و با نشون دادن آیین های قشنگ باستانیمون خودمون رو تو جهان مطرح کنیم.:applause
آدرس ایمیلتون رو اینجا وارد کنید.
امید پیاده ام کرد بره ماشین رو پارک کنه بیاد دنبالم از جایی که واستاده بودم موقعیت سوق الجیشیم رو بررسی کردم ببینم میتونم بدون کمک کسی برم تا دم مغازه یا نه؟ از تو خیابون که من واستاده بدوم با شیب و یک پله متصل میشد به پیاده رو دیدم حالم بدتر از اونیه که بتونم اون شیب رو رد کنم :eyebrow ترجیح دادم واستادم تا امید بیاد، از بخت بد ماشینی که بهش تکیه داده بودم راننده اش اومد و می خواست از پارک در بیاد. حالا چیکار میکردم؟ چه جوری میرفتم کنار تا اون رد شه؟:hypnoid فاصله من و ماشین یک پل آهنی گنده بود با فاصله گشاد گشاد بین آهن هاش میترسیدم جم بخورم عصام از فاصله آهنها بره پایین و معلق شم با احتیاط نوک پا نوک پا نیم متری اومدم عقبتر اونم گذاشت دنده عقب.با پررویی هرچه تمامتر شروع کردم فرمون دادن بهش :smugاونم رو اعتماد من که هوای خودم رو دارم با خیال راحت شروع کرد به عقب اومدن (موقعیت رو طوری در نظر بگیرید که اون داشت سر پایینی دنده عقب می گرفت)…بیا…بیا…هوپ:hand درست پنج سانت مونده به خودم گفتم هوپ :nailbiting با دست اشاره کردم که حالا برو.:eyelash
شانس آوردم راننده قابلی بود و نیم کلاجش خوب بود وگرنه اگه عقب میزد که تیر تپر شده بودم.:tounge


نظرات شما


  1. ندا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    اولللللللللل#grin


  2. - در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    #flower


  3. نخل در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    سوم
    از اول صبح همه اش توی فکرت بودم ولی یک کم کار پیش اومد غافل شدم


  4. نسیم در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    راننده خوبی هستی و فرمانده بهتری#flower


  5. یاس در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    ۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵


  6. یاس در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    امان از دست تو.به این امیدخان بگیم که دیگه تنها ولت نکنه کنار خیابون.لابد یه روز دیگه میاد میبینه رفتی وایسادی وسط چهارراه و عین این افسرا برای حرکت ماشینا فرمون میدی.
    #kiss #hug


  7. ندا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    #rolling خیلی باحال بود ولی من امروز وقتی داشتم میومد شرکت تصادف کردم قشنگ جلو ماشینم جمع شد آخه تو اتوبان یه دفعه ماشین جلوییم که ۱۲۰ میرفت زد رو ترمز #worried منم معلومه نتونستم جمعش کنم #worried #worried اگه کمربند نبود الان قیافم بی ریخت شده بود#sick ولی خوب بخیر گذشت الانم بابام برده ماشین نشون بده #sick
    من نمیدونم این چه قانونی که از عقب هر کی بزنه مقصره#angry #angry شاید جلویی همینطوری بود #angry
    خلاصه اینم از این نظر پشت نظر تو زندگیم #angry
    راستی عجب توهمی اول شدم ولی درسته صبح اونطوری شد ولی خوب خیره چون شانس دارم اولللللل شدم#silly #silly #rolling


  8. ندا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    ولی یاس راست میگه امروز فردا امید میاد میبینه پشت کامیون نشستی #rolling و فکرش بکن امید اومدنی یه دفعه ترمز دستی رو هم میکشی ایول#rolling


  9. ندا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    راستی کی داستان کلفت و اون یکی دختر رو تعریف میکنی دلمون آب شد وگو وگو ویلی وگو ..کامل وگی جاهای باحاشو خلاصه نگو #winking #silly #smug


  10. ارام در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    فعلن ۱۰ تا برم بخونم.#flower


  11. ارام در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    خدا بهت رحم کرد. اگه نمیتونست ترمز کنه چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    مواظب خودت باش.#heart #flower


  12. عرش در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    خوب است فکر جالبی است#applause #grin


  13. پاییز در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    بالا خره کدوم اقدام ملی بود؟
    گوگل یا فرمون دادنه تو؟#grin
    من امروز صبح از خواب پاشدم بعد مدتها یاد کلمه ی تیر تپرافتادم هی واسه خودم تکرار می کردم .اومدم دیدم این جا نوشتی نگو داشتی تیر تپر می شدی به من الهام شده بود#grin


  14. پاییز در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    الان نحسی ۱۳ منو میگیره.
    یه پیا م بهداشتی:#grin
    ترجلحا از خلال دندون استفاده نکنید!


  15. ندا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    #angry ویلی تو که گفتی ۱۰ به بالا را حذف میکنی بابا این پائیز روی منو سفید کرد#silly


  16. پاییز در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    اصلاح می کنم: ترجیحا*#worried


  17. پاییز در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    ندا حسودیت شد به من الهام شده بود ویل داره تیر تپر میشه#grin این حرفو میزنی.فقط اومدم یه سلام نا قابل بکنم برم#grin #flower
    من همیشه مسواک می کنم#grin


  18. unicorn در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    baba milimetri farman midi#applause #applause


  19. پاییز در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    اینم به خاطر ندا خانوم#grin
    فعلا ۵ بار دیگه می تونم نظر بدم#grin
    بر می گردم! حتما!!!#worried #kiss


  20. unicorn در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    be paeez:
    khaheshan dige az in elhamat barat enzal nashe ke ………..#nottalking


  21. در قابل بودنت توی رانندگی حرفی نیست.


  22. آفرین#hug غیر از این از تو بعید بود.


  23. صبا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    بابا ویولت تودیگه کی هستی #applause
    این دخترا روی مارو سفید کردن #thinking فقط مراقب باش البته چاره دیگه ای هم جز این نداشتی که فرمون بدی وگرنه#sick #sick تقصیر این امید خانه که تنهات میزاره دیگه#angry #angry آبجی هر جا میری من ماشین ندارم ولی حاضرم کولت کنم ببرما#angry
    وای چه رمانتیک ویولت روی دوشم تو خیابون تصور بکن#rolling کلی بهمون میخندن#rolling #rolling #silly


  24. پوف شانس نداریم که!
    حال امید خوبه حالا#nottalking #grin


  25. ویولت در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    امروز عجیب دلم شور میزنه چرا؟ نمیدونم#worried ندا حواست رو جمع کن پرت به پرم نگیره#grin البته یکی دوتا ی دیگه هم همینطور#devil
    امروز اصلاْ آدم صبوری نیستم#silly


  26. پاییز در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    وای!
    داشتم ارشیو تو می خوندم یادم رفت بیام نظر بدم#grin
    من که کارو زندگی ندارم#grin
    یک پیام بهداشتی:
    وقتی دلشوره دارید کپسول روغن ماهی بخورید #grin برای درد مفاصلم خوبه#thinking


  27. ارام در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    شوخی میکنی !!!!#surprise یعنی چی که صبور نیستی.
    همیشه صبور هستی بودی خواهی بود.#kiss #heart


  28. ارام در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    به دلت بگو شور نزنه خبری نیست. همه چیز به خیر و خوبیه.#kiss


  29. صبا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    ویولت خانم برا دل شورت یه آیه الکرسی بخون خیلی آرومت میکنه وبلا هم رد میکنه #winking #grin
    اینم برای ثوابش مینویسم بزا توهم یه ثوابی این وسط ببری چون میدونم اهل دلی میگما اگه خواستی پاکش کن با اجازه :چون دیدم حرف اقدام ملی از این چیزاس یه چیزم من بگم همه دیدیم چی شده حرم پدر و مادر امام زمانمان پس ماکه کاری نمی تونیم بکنیم برا تسکین دل امام زمانمان و تعجیل در ظهورش صلوات#flower


  30. ساتین در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    گاهی روزها آدم درجه تحملش پائینتره


  31. ویولت در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    به پاییز:
    اتفاقاْ صبح یه کپسول روغن ماهی خوردم#smug افاقه نکرد#cry


  32. ساتین در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    مواظب ماشینها باش ویولت ایندفعه شانس آوردی اما از هر ده تا راننده شیش تا شون خیلی چیزارو بلد نیستن بخدا


  33. unicorn در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    Saba:az yadavaritoon mamnoon…#flower


  34. ارام در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    کسی میدونه وبلاگ زیتون چرا اینجوریه؟؟؟ اگه کسی آدرس جدیدشو داره لطفن برام بنویسیه.#kiss


  35. unicorn در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    Violet e khastani !oon 2taye dige kie ……#worried uni ke nist han?#eyelash


  36. شبنم در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    اونم شانس آورد که تو خوب بهش فرمون داده بودیا :‌) بیچاره لابد کلی حرص خورده . اگر خیلی راننده قابلی بوده باشه حتما کلی خون خونش رو خورده که چرا تو بهش فرمون میدی :‌) …شاد باشی …شبنم


  37. ساتین در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    آدرسش عوض شده آرام جان می تونی از لینک همین وبلاگ ویولت استفاده کنی


  38. بی تا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    ای داد نزدیک بود ها. دختر جان حالا تو فرمون نمیدادی نمیشد#winking


  39. فرید در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    وایسید من میدونم دلشورت برای چیه الان درستش میکنم#smug
    ویولت میخواستم بگم نگران من نباش من حالم خوبه#grin


  40. ساتین در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    ای فرید شیطون#rolling


  41. مه سا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام. خب خدا رو شکر! خیلی دلم واستون تنگ شده !!!#eyelash


  42. پاییز در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    خوب ویل حالا که دلشورت با روغن ماهی از بین نرفت می تونی یه قرص کلردیازپوکساید بخوری تا بر طرف بشه یا بری یه کم ورزش کنی تا اندورفین تو بدنت ترشح بشه .این جوری هم اضطرابت از بین میره هم شاد میشی#grin
    حالا بیا این شعر رو بخون که از وب لاگ نگین شیراز کش رفتم تا یه کم دلت باز بشه بخندی#smug (می بینی چقد به فکرتم#flower #eyelash )
    گفتم که: ای پری رو … رد کن شمــــــــاره ای تو
    گفتا :بکش خجالت ء گم شو … چکاره ای تــــو؟!
    گفتم : اسیر عشقم … مـــــــــــــــــجنون و مبتلایم
    گفتا: مگر تو دیدی ء گیسوی چـــــــــــون طلایم ؟
    گفتم که: وای … آری … بیرون ز روسری بود!!!
    گفتا به خشم : حقت ء حقا کـــــــــه تو سری بود!!!
    گفتم :مگر چه کردم ؟ دور از ادب چــــــــه گفتم ؟
    گفتا : که املی تو… بس کن… همین کــــــه گفتم
    گفتم :دلت محبت ءبا من چـــــــــــــــــــــرا ندارد؟
    گفتا: سرت ببینم … روغن چــــــــــــــرا ندارد؟!!!
    گفتم که :خـــــانه ی دل ءبی توست تنگ و تاریک
    گفتا کـه :نیست ابروت ءهشتی و پاک و باریک !!!
    گفتم : که درد عشــــــقی ء هرگز چشیده ای تو؟
    گفتا : تمـــــــــــــام عمرت ء تکنو شنیده ای تو؟!!!
    گفتم : شماره ای گــــــــــــل … ای حوری زمینی
    گفتا: ایمیل من راء در خواب اگــــــــــــر ببینی !!!
    گفتم : چـــــــــــــــرا به عشقم ءوقعی نمینهی تو؟
    گفتا: کـــــــــه بوی “مک لین” اصلا نمیدهی تو!!!
    گفتم : ترحمی کن مجنون بینـــــــــــــــــــــــوا را
    گفتا: چراغ نفتی ء امشب گرفته مــــــــــــــــا را!!!
    گفتم : تفاوت ما… خندید و گفت جــــــــــــــانم …
    سر کـــــــــــار در زمینی … من اوج کهکشانم !!!
    از خواب خوش پریدم ء آن گفتمان ســـــــــــر آمد
    نومید و بور گشتم … گویی جهان ســــــــر آمد…
    #rolling #rolling #rolling
    #grin


  43. sara در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    شیطون خانوم خودمی تو#hug #kiss
    گوگولی من#surprise #grin


  44. ساتین در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    من از این اصطلاح تیر تپر تو خیلی خوشم میاد ویولت#heart


  45. ویولت در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    ساتین جونم تیر تپر رو تو سریال زیر آسمان شهر به کار میبردن منم چون خوشم اومد افتاد تو دهنم#grin #eyelash


  46. - در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    حالا من یه همکار داشتم که به جای تیر تپر میگفت تیر تپور! که به نظرم با نمک تر میاد.


  47. بی تا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام ویولت جان من همیشه وبلاگتو می خونم ولی فقط یه بار نظر گذاشتم
    من پریروز مسمویت داریی داشتم و نمی تونستم راه برم تمام مدتش به تو فکر می کردم با خودم می گفتم که من می دونم خوب میشم ولی تو چی میکشی من واقعا با تمام وجود تحسینت می کنم و خوشحالم که یه زنم #heart #kiss


  48. فر-ایزدی در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    از دست تو و این کارهات.اما همین باحال بودنته که ملتی رو هلاکت کرده دوست جونم.خیلی مراقب خودت باش.


  49. فرید در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    راندهه نیم کلاجش خوب بوده ولی عقلش خوب کار نمیکرده #sick #thinking
    من اگه جای اون رانندهه بودم هی ماشین و الکی عقب جلو میکردم تا تو هی بهم فرمون بدی#grin #smug


  50. پاییز در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    ویلی خانوم تیر تپر رو تو سریال این پنج نفربه کار بردن اولین بار(محض اطلاعت عمومی>#grin


  51. شهلا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    اوخـِـــــــــــی
    #kiss
    فدات برم من
    #hug
    بابا مقاومت
    #applause


  52. ویولت در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    پاییز جونم قربونت برم که هی اطلاعات منو زیاد میکنی#blush ممنون عزیزم#kiss


  53. صبا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    ویولت دخالت نمیدکنما ولی این پائیز خانم یکمی زیاد تر از ۱۰ تا کامنت گذاشته#angry


  54. صبا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    نمیدکنما:نمیکنم#surprise


  55. خوشم میاد از این پررو بازیت#heart


  56. شهره در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام ویولت عزیز خیلی مراقب خودت باش. برات در کنار امید روزهای بسیار خوب و خوشی رو آرزو دارم. سبز باشی.#flower #flower #heart #kiss #hug #hand


  57. صدفی در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام…خب من همیشه وبلاگتو می خونم…پس شانس آوردی که تو این روزها یه راننده درست و حسابی گیرت افتاده بود وگر نه هیچیییییییییییییییی#grin


  58. خوشحالم که خوبی خانمی #kiss


  59. غزال در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    ویولت عزیزم سلام…خوب منم شدم یه پایه واسه خوندن بلاگ شما…راستی مجله رو نگرفتی؟…معروف شدیا(چشمک)…اتفاقا چند روز پیش رفتم میل زدم به گوگل…جوابش هم اومد…تشکر کرده بودن(چشمک)…


  60. آورا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    خدا نکشتت… حرص بخورم یا بخندم؟


  61. ویولت در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    به غزال:
    عزیزم منم خوشحالم از آشناییت چون نمی تونم تو پرشین کامنت بگذارم اینجا برات می نویسم مجله رو دیدم و به واسطه مجله این هفته برادر هام بعد دو سال لاپوشونی شدید من پی به وجود وبلاگ بردن#cry خود مصاحبه مال شمارههای خرداد ماه ولی این هفته فقط اشاره کرده بود به اون مصاحبه و عدل برادرم خریده بودش به مامان نشون داده گفته عکس ویولت رو واسه چی انداختن#thinking
    بچه ها میشه خواهش کنم یکی این کامنت رو تو وبلاگ غزل کپی پیست کنه؟#heart


  62. ویولت در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    به صبا:
    عزیزم من مدیر وبلاگم و ۳۳ سال سن دارم و مطمئنن شعورم میرسه که به کی باید تذکر بدم پس لطفا اینجا رو با مهدکودک عوضی نگیرید


  63. ساتین در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    کدوم مجله؟


  64. الهام۱ در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام ویولت جون
    می بینم که امروز بی حوصله ای
    آخه حیف نیست دختر به این گوگولی ای امروز اخلاقش مگسی باشه … ( گوگولی تجمع همه صفتهای خوبه #heart ) امیدوارم مشکلت هرچی هست حل شه تا دوباره خوش اخلاق بشی #smug
    (جاخالی دادم ترکش بیحوصله گی ات بهم اصابت نکنه )#kiss


  65. ندا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    ویولت جونم میدونم به فرید قول دادم دیگه نیام ولی اومدم بگم #cry که من پیامت را به غزال رسوندم#hand #kiss #kiss #kiss


  66. غزال در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    ویولت خوبم داشتم آرشیوت رو می خوندم…رسیدم به مطلبی که در رابطه با خطوط پارس آن لاین نوشته بودی…متوجه شدم#winking از ندای مهربون هم تشکر می کنم…خیلی زحمت کشیدی…در هر صورت متاسفم که اون مجله باعث شد خیلی از آشناها به وجود بلاگی پی ببرن که خصوصی بوده و درد و دل…به نظر من هم باید یه اجازه ای چیزی در مورد مطالبشون بگیرن!


  67. ویولت در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    به ندا:
    خیلی ممنون#heart
    به ساتین:
    همشهری جوان تو صفحه گزارشش اشاره کرده به مصاحبه ایی که با من انجام دادن#worried


  68. پاییز در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    #grin
    این الان شد تازه ۹ تا!
    ویلی جون خودم قربونت بشم که منو ضایع نمی کنی#kiss #heart
    این صبا از اون اولش با من چپ بود#winking
    آی لاو یو! ویل#flower
    به روز یه خروسه پول نداشت زن بگیره گالینا بلانکا می خره!#grin


  69. صبا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    به پائیز :
    منو ویلی دوستیم اصلا دوست داره پوست کلم بکنه کی گفته ضایعم کرده #angry #angry #grin
    قربون ویلی خانم عصبانی برم که حال نداره #winking #winking #flower
    خسته نباشی خانم من که دارم میرم خونه #kiss


  70. صبا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    راستی ویلی الان داداشات فهمیدن میخوای چی کار کنی به خاطر همین ناراحتی #cry حالا همه چی میخوننکه#worried #worried


  71. unicorn در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    #applause khaste nabashi Paeez!!!#applause


  72. unicorn در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    Violet e khastani jaryan inghadr jeddie#worried #sad


  73. آرش در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    #smile صحنه خیلی اکشن بودا !!!


  74. مهر در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام . #rolling #rolling #rolling #rolling
    وای چقدر خندیدم از این هوپ و تیر تپر شدنت . تجسم کردم حالتتو . خیلی باحال بود .
    #kiss #hug #kiss #hug


  75. عاطفه در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام ویولت جون
    امیدوارم که خوب و خوش باشی، من یکی که دنده عقب رو اصلا خوب نمیرم، البته دلیل داره که راهنمایی کشفش نکرد #winking
    جالبه بهت بگم من هر روز میام جلو گل فروشی ویولت. همیشه هم یادت می افتم.
    شاد باشی #kiss


  76. غزل در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام. خوشحالم با وبلاگ شما آشنا شدم. اشکالی نداره لینک شما رو بگذارم؟


  77. پاییز در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    ببینم ویل تو چرا وقتی دپرسی با ناراحتو عصبانی هستی این تو نمی نوبسی چرا؟فقط حرفای خنده دار میزنی؟یه کم درددل نمیکنی؟
    مثلا می خوای به ما روحیه بدی؟#thinking #sad
    ببخشید فضولی کردما
    آخه چند وقته حالت گرفتس#sad #kiss


  78. talla در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    من مخلصتم در بست……..از دو قدمی تو رد شدم ولی ندیدمت……..تهران بودم…….امید جون چطوره؟سلام مخصوص برسون


  79. talla در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    همید ادرسش چی بود؟


  80. #applause
    باریکلا .باریکلا
    باریکلا #applause


  81. مریم... در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام
    ازین کارا زیاد نکن اگه راننده ناشی بود چی؟
    اگه ازی نایی بود که یه دختر میدید حول میکرد که…#grin


  82. ویولت چرا برای پست های قبلی ات نمیشه کامنت گذاشت#sad
    من دو روز اینترنت ندارم حالا میخواستم برای پیشینه ی ویولت گپی زده اشم.
    به مامانت بگو اگه هنوز اون نجالات رو داره من یه آدم دیوونه ی شناسم که به قیمت خوب می خره#grin


  83. کامنت اسم خنده دار: #rolling #rolling #rolling #rolling


  84. یه جوک بی مزه و تکراری : به تر که میکن نظرت درباره ی نوشابه چیه؟
    #surprise
    ترکه میگه والا خب آب داره . گاز هم داره. اگه برق هم داشت خیلی خوب بود#rolling #rolling


  85. یه روز یه آبادانی از اسارت بر می گرده. از تلوزیون می رن ازش خاطراتش رو بپرسن. آبادانی میگه آره بعثی ها ما رو هم شکنجه ی جسمی می دادند و هم شکنجه ی روحی #devil از می پرسند چه جوری شکنجه روحی تو و می دادند؟ آبادانی یه آهی میشه میگه: پدر سوخته ها جلو چشای ودم عینک ریبونم رو شکستند.#rolling #rolling


  86. میگم من جوک کم بلدم چه جوری میتونم خط قرمز تو رو رد کنم و یازده تا کامنت بذارم#angry


  87. کامنت هفتم. #yawn


  88. کامنت هشتم #hug #sad


  89. کامنت نهم #kiss #angry


  90. کامن دهم #eyelash #devil


  91. کامنت یازدهم #party #party #party #party #party #party #party #party #party #party #party اینم یازده تا
    بذار به اون فرد ریش اون فرد مشخص بخدم #rolling #rolling #rolling


  92. وای چقدر کامنت یازدهم من غلط غلوط داره #rolling #rolling #rolling
    سیزده همی نومی نویسم تا کامنت هام حس نشه #tongue


  93. پشمک در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    جیگرت و دیونه………………#silly #tongue #heart #kiss


  94. یاسی در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    سلاااااااااااااااااااااااااام ویولت جونم…(موسم خرابه نمی تونم از این آیکونا بفرستم!) می گم شما که می ترسی از رو پل رد شی چرا نمی ترسی که ماشین رو تا ۵ سانتی بیاری عقب!!!!!!!!!!!!!!
    شااااااااااااااد بااااااااااااااااااااااشی


  95. لیلا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    در مورد درخواست لوگوی نوروز در گوگل اوامرتون اطاعت شد #kiss راجع به پست امروز هم تروخدا بیشتر مراقب خودت باش#heart دیگه اینکه نمیدونی الان با چه مکافاتی به وبت اومدم به جای وبت سر از وب گروهی دانشگاه ازاد تنکابن دراوردم#cry دیروز هم هرچقدر ادرس تو رو میدادم وارد وب نسیم(کویر ام اس )میشد!#thinking نمیدونم مشکلی پیش اومده؟!


  96. مهستا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    ای میلم رو وارد کردیدم ویولت جان در ضمن راهنمای رانندهه وارد بیده عزیزم#hug


  97. تنها در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    با سلام.
    بابا اعتماد به نفس.ایول.
    میگما بد نیست بعضی وقتا به ایمیل مردم جواب بدی.
    یا علی.
    با آرزوی پرواز همیشگی در لحظه سبز خدا.


  98. سارا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    این کلمه تیر تپر خیلی برام جالب بود #grin #eyelash همیشه وقتی می خوای به ماشینی تکیه بدی اول چرخاشو پنچر کن که نتونه زود حر کت کنه #grin


  99. مهزاد در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام ویولت گل …حالا این جوری امید خان بیشتر مواظبته دیگه تنهات نمی زاره#eyelash #kiss


  100. اهری در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    من صدم شدم ۱۰۰٪ ۱۰۰


  101. رابعه در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    مثل همیشه پستت عالی بود#heart #hug


  102. نازمهر در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    بابا آفرین به این اعتماد به نفس.#kiss
    کم نیاری یه وقت ویلی جون#tongue


  103. میترا در ۸۴/۰۶/۱۲ گفت :

    تورو خدا یه خورده بیشتر مراقب خودت باش


  104. Neginak در ۸۴/۰۷/۱۲ گفت :

    Violet jooni mersi ke ino gozashty inja dar zemn khodam jegare in farmoon dadaneto beram dooooste azizam:P#hug #hug


  105. پاییز در ۸۴/۰۷/۱۲ گفت :

    #yawn
    من امروز داشتم نیم کلاج تمرین می کردم
    خدارو شکر کن که اون راننده من نبودم#grin


  106. شیدا در ۸۴/۰۷/۱۲ گفت :

    ویولت عزیز هیچ می دونی باید به خودت افتخار کنی؟!
    مدت کمی نیست که نوشته هات رو می خونم منتها اولین باره که کامنت می زارم…
    دختر من با چارستون سالم اینقدر محکم و امیدوار نیستم.
    خوشحال باش که اگه چیزی از دست دادی چیزهایی بدست آوردی…
    و امیدوارم که به همین زودی سلامتی کامل هم به جمع اون جیزها برگرده.. تا از اینی که هستی کامل تر شی
    موفق باشی


  107. سجاد در ۸۴/۰۷/۱۲ گفت :

    خوب بیچاره اگه میزد که خیل هواداران تو کله شو از جا در آورده بودن،به جاش توپ بسکتبال گذاشته بودن#grin


  108. صبا در ۸۴/۰۷/۱۲ گفت :

    امروز چطوری عروسک خانم بهتری#hug


  109. با سلام
    یک شعر در مورد بیماری خودم وخودت ودیگران . البته با تقدیم احترام .
    حبیبم جامه ای خوشرنگ دارد
    لبانی غنچه و بس تنگ دارد
    عجب آهنگشادی در نگاهش
    جهان را آن گهر در چنگ دارد
    به گاهی مهربان ودلنواز است
    به گاهی یک دلی چون سنگ دارد
    بگو راضی به ماه بی شباهت
    غلامی خسته ودلتنگ دارد
    این شعر بی ارتباط با بیماری ام اس
    نمی باشد بلکه ره اوردی از بیماری میباشد. در ضمن اگر این شعر مورد پسندت بود دستور بده یکی دیگر میفرستم


  110. رزا در ۸۴/۰۷/۱۲ گفت :

    ویلی هر وقت دلم می گیره یاد تو میفتم و سعی می کنم مقاوم باشم…راستی به نظر تو مشکل جسمی تحملش سختتره یا روحی؟!


  111. ساتین در ۸۴/۰۷/۱۲ گفت :

    مجله رو خریدم


  112. الهام در ۸۴/۰۷/۱۲ گفت :

    سلام ویولت جان . لینکت رو گذاشتم تو وبلاگم . اشکالی که نداره.


  113. آره منم مجله روهمیشه می خریدم از تابستون! این هفته تا اون عصای معروفو صفحه ی بنفشو دیدم گفتم ویولته! فلش بک خوبی بود!!#rolling
    ===
    جریان تیرتپر مال دایی هژیر هاست.همون سه تا خنگی که مهران غفوریان داییشون بود#grin #eyelash