عواقب نامه نگاری

اینم بی ربط به موضوعی که دیروز تعریف کردم نیست.
یادمه در ادامه یواشکی خوندن مجله زن روز زمان شاه ، به این مطلب تو خبرهایی از گوشه و کنار جهان برخورد کردم و برام موضوع خیلی جالب و مهیج بود.
نوشته بود که زن و شوهری سر یه مسئله با هم دعواشون میشه و خانم روش قهر رو در پیش میگیره طوریکه آقاهه هر کاری میکرده خانم از سر آشتی باهاش در نمیومده و به قهرش ادامه میداده و از اونجایی که بعضی مواقع و شاید اکثر مواقع لازم بوده با آقا صحبت کنه ترفندی بکار میبره و همه خواسته هاش رو می نوشته و به آقا میداده جالب کارش هم این بوده که بعضی از این کاغذ ها خیلی عاشقانه هم بوده!!!!:wink و چه بسا که خصوصی ترین خواسته هاش رو توش بیان میکرده. مثلاً می نوشته:
- عزیزم میشه امشب ظرفها رو تو بشوری من خیلی خسته ام.
- عزیزم آشغالها دوروزه که مونده قبل از اینکه بو بگیره بذارش دم در.
- زیپ لباسم رو خودم نمی تونم بالا بکشم میشه کمکم کنی؟
- شیطون اینقدر به غذا ناخنک نزن.
این ماجرا ادامه پیدا میکنه چیزی حدود ۱۵ سال و خانم هم از سر آشتی در نمیاد و هم چنان به قهرش ادامه میده با وجودیکه آقا جواب هیچکدوم از این نامه نگاری های خانم رو نمیداده ودر آخر فقط در جواب تمام این نامه ها یک نامه می نویسه و میده دست خانم با این مضمون:
- عزیزم من طلاق می خوام!!!!.:confused
خدا رحم کرد موضوع ما با پس دادن خودکار فیصله پیدا کرد وگرنه که الان طلاق و طلاق کشی داشتیم.:tounge


نظرات شما


  1. طلا در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    فرید…#grin


  2. طلا در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    سلام جیگر…صبح به خیر…#heart


  3. طلا در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    بهت فقط زنگ می زنم…ممنون از جوابت#kiss


  4. نگار در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    #grin چه باحال اینم یه جورشه دیگه


  5. طلا در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    همین الان داشتم فکر می کردم خوش به حال اونایی که قهر می کنن. اخه این همخونه مگه می شه باهاش قهر کرد..در این جور مواقع بیشتر از من سگ می شه#sick …حالا نگو خدا روشکر که قهر نمی کنیم .گر نه به قول تو حالا حالاها طلاق و طلاقکشی داشتیم#yawn


  6. صدف در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    یه چیزی خواستم بگم بعدن به خودت می گم تنهایی بخندیم#grin من اگه قهرمون ۴ساعت بیشتر طول بکشه از تنبیه فیزیکی استفاده می کنم تا بیاد اشتی کنه#grin


  7. Neginak در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    چه باحال بود ویولت جون
    اگه تلفنی هم قهر کردین از چت کردن تو یاهو استفاده کنین! شکلک هاش کار سازه! زودی آشتی می کنین!!!!برای ما که کار سازه!!!!
    #kiss


  8. نگار در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    ولی من قهر مهر حالیم نیست من نمیتونم حرف نزنم #grin


  9. رزا در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    #surprise


  10. Neginak در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    vili joonam mersi ke be weblogam omadi! alan ye axe bahal didam gozashtam akhare postam age khasty bia bebin man ke dahanam va moond!!! boooos


  11. بهار در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    سلام#flower
    ۱۵ سال؟#surprise چقدر صبوری به خرج دادن.
    ویولت جون خوبه شما کوتاه اومدی عزیزم. واااایییییی. من یکی که طاقت نداشتم بیام اینجا از ماجراهای قهر و نامه نگاری بخونم.
    البته امیدخان هم چون بهمنی هستن فکر نکنم طاقت قهر داشته باشن. همه بهمنی ها رئوف و مهربونن#tongue


  12. پریچهر در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    تو فیلم ) Golden Eyeیکی از فیلمهای جیمز باند با شرکت :پیرس برازنان ) یه خودکار میدن به جیمز باند برای دفاع شخصی که اگه پشت سر هم دوبار شاسی شو فشار میداد و بعد پرتش میکرد،منفجر میشد.
    #surprise #surprise
    مواظب باش امید از این خودکارا نخره!!#devil #devil


  13. BaHaar در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    اینجور وقتهاست که ادم باید خودشو بزنه به بسوادی #winking


  14. sadaf در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    ye kary nakon omid bereh vardaste MAHDAVY KIA . rasty chera to hich chy nanveshty? dar moredesh hameh veblogha ye chizi neveshatan ke baba benvis mikhaim ye khoordeh bekhandim ( morajeeh shavad be maman niloo va faraz


  15. نگار در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    مرسی ویلی عزیزم اره اومدم #heart


  16. ویولت در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    به صدف:
    عزیزم خط مشی من اینه که به حوادث دور و برم تا حد امکان کاری ندارم چون خودم اینقدر ماجرا دارم که نخوام بقیه رو سوژه نوشتن بکنم
    بعدشم به من و تو چه اگه هم واقعا اینکار رو کرده یک مسئله کاملا شخصی و به خودش و خانواده اش ربط داره مگه نه؟#smile بعدشم هرکی تا یه اسم و رسمی بهم میزنه فورا بقیه می پیچن به پروپاش که مثلا بی حیثیتش کن امثال این ماجرا تو دنیای پی زوری وبلاگستان هم کم نیست#winking
    به پریچهر:
    اتفاقا استثنا این فیلم جمیز باند رو تا آخر دیدم و برخود لرزیدم#grin


  17. dokhte iran در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    salam faghat mikhastam dar javabe sadaf shomare 14 begam ye pesari age ashegh bashe va khodesh eshghesh o entekhab kardeh bashe hich vaght injoori baese shekaste ghalbe eshghesh nemishe
    nemidoonam in footbalist ha va honarpishe ha va gheire kie hastan ke adam inghadr oona ro bekhad bozorg jelve bede, har dokhtari bayad esghe khodesh barash ghahreman bashe


  18. فرید در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    قبلا تهدیدات لازم رو انجام دادم خودش می دونه اگه همچین اشتباهی رو بکنه ۲۴ ساعت بعدش چه اتفاقی میوفته#smug


  19. یاس در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    هاااااااااااااا.با خانومهائی مثل شما(و البته یه کمی هم خود من)با ید همین رفتار رو کرد که متوجه کارهاشون بشن.
    حالا هم پاشو.پاشو تا دیر نشده یه زنگ به امید خان گل بزن و هر جور که میدونی بهتره عشقت رو بهش ابراز کن.پاشو دیگه#smile


  20. ندا در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    ۱۵ سال #surprise مگه میشه#surprise تو یه خونه #surprise تو ایران#surprise


  21. باید ببینیم خدا به کی رحم کرد؟؟#winking #rolling


  22. ندا در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    به کی فرید


  23. ویولت در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    ندا جان باز آی کیو به خرج دادی من کجا نوشتم تو ایران بوده که کله چرخون شدی؟#thinking
    به یاس:
    چشم#blush


  24. طلا در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    داشتم ؛یک سکانس از زندگی خودم؛ رو می خوندم (مال زمانیه که من نبودم) …اشک تو چشام جمع شد…خیلی دوستت دارم ویولته عاشق…شما حق همدیگه اید…ما مخلصیم#flower


  25. آورا در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    چه زن و شوهر بینمکی. مخصوصا زنه#yawn
    خودت که خوبی؟


  26. پشمک در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    #grin #heart #hug
    #rolling #rolling #rolling
    ببخش……….باید برم#sad


  27. سوگلی در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    #hug #heart


  28. مهزاد در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    عجب حوصله ای داشته این زن …من که فکر نمی کنم یک روزم وام بیارم لال شدن برام خیلی سخته!#grin #tongue


  29. مهزاد در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    منظور از وام …دوام بید جیگر !#blush #kiss


  30. ندا در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    جیگرم من فقط پرسیدم که از تعجب که تو ایران#surprise


  31. ویولت در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    به ندا:
    جیگرم#surprise من همون اولش نوشتم تو خبرهایی از گوشه و کنار جهان خوندم#tongue


  32. ندا در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    ok #kiss


  33. memol در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    عزیزم … میشه لطفاْ یه ماچ به من بدی .
    عزیزم میشه لپتو بکشم ….
    عزیزم میشه همیشه فقط من تو وبلاگت نظر بزارم …
    عزیزم ….
    آهان .! عزیزم میشه اینقدر امید اذیت نکنی …
    ودر آخر عزیزم من کوک نیستم .#grin
    (نمی دونم چه ربطی داشت یهدفعه اومد تو ذهنم )


  34. فرید در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    من فکر کنم تندیس طلایی آی کیو رو امسال ندا و پشمک ببرن#rolling
    ویولت این امید هم خیلی مشکوک میزنه من فکر کنم اینم میرفته مجله زن روز رو زیر زمین خونشون یواشکی می خونده#thinking
    امید داستان اون کلفت فرنگی رو هم می خوندی یا نه؟#smug


  35. ندا در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    فریدددددددددددد#angry
    بیا مسنجر کارت دارم برا من حرف در میاری نه#angry


  36. ندا در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    پوست اون کلت میکنم همه بهت بگن کچل خان#angry
    اصلا نه سیبیلت میکنم جاش گل میکارم#angry


  37. لئون در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    همه چیزی میمیره حتی روابط تا وقتی هستن باید ازشون خوب استفاده کرد


  38. ویولت در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    فرید تو داستان کلفت فرنگی رو مگه خوندی؟#grin نکنه ساتین برات تعریف کرده#winking راستی ساتین کو؟#thinking


  39. gadfly در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    والا این آقا فکر کنم مورد داشته. ۱۵ سال اینجوری زندگی کرده با طرف؟!!!! من بودم که روز اول نه، حالا فوقش روز دومم نه، دیگه روز سوم میبردم طلاقش میدادم#sick


  40. #rolling #rolling
    بابا فکر نکنم داستان واقعی باشه
    ولی امروز هم میگم دم امید گرم#applause


  41. لیلا در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    نکنه شیطون گولت بزنه تو هم پونزده سال به نامه نگاری ادامه بدی ؟!!!#silly


  42. ندا در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    فرید#angry


  43. فرید در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    نه نخوندم ولی می توم حدس بزنم داستانش چیه#grin #smug
    اتفاقا اوندفه از ساتین پرسیدم جریان کلفت فرنگی چیه گفت برای بچه ها خوب نیست#grin #surprise
    ساتین هم دیروز باهام تماس گرفته بود گفت کامپیوترم مشکل داره


  44. نیکو در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    ویولت عزیزم سلام
    ماشاا.. شما خیلی تو نخ مردم میرین هااا..
    آخه چیکار زندگی زناشوییه دوتا آدم اونم از اون سر دنیا داری که بعد از هزار سال بیای واسه خودت آپ کنی ؟؟
    دوست داری منم یه صد سال دیگه تورو آپ کنم ؟
    ولی در کل خیلی با حال بود و با حالی..
    انشاا.. که همیشه اینطور مشت باشی.


  45. تا حالا ما فکر می کردیم شما ازدواج نکردین!!!#blush


  46. سحر در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    سلام من نمیدونم چرا برای شما هرچی میفرستم بعدا نمیبینمش؟#thinking #sad


  47. به نظرم مرد خیلی طاقتش زیاد بوده.
    من بودم همون سال اول طلاقش می دادم#devil


  48. در ضمن ویلی جون تو و امید کی عروسی کردین ما بی خبر بودیم؟#grin


  49. هر وقت می‌یام اینجا با لبخند می‌رم :) )))))


  50. خودم در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    آقا اونهائی که موافقن امسال جییییییگگگگگگگگررررررررررررر طلائی رو بدیم به فرید اعلام کنن #rolling #rolling مرایمم میزاریم روز تولدش همه دعوتن به صرف نون و جیگر #rolling جهنم و ضرر خرج مهمونیم با من #smug محل مهمونیم باید ویلی انتخاب کنه . بال ماسکه که جور نشد . امسال یه جیگر پارتی را بندازیم . هرکی موافقه اعلام کنه . کسائی که آماده همکاری هستن هم بگن #devil #rolling


  51. خودم در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    ویلی مجسم کن پوست کله فریدو کندن به جای سیبیلاشم گل کاشته ندا #rolling #rolling #rolling #rolling


  52. ری را در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    سلام
    دلم براتون تنگ شده بود
    تو که بی معرفت نبودی
    ری را قالبش رو عوض کردم
    تولد دوبارشه منتظرتم بیا


  53. عسل در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    سلام ویولت جان. راستش من مشهد زندگی می کنم و یه دکتری اینجا هست که با ورزش و کلاسهای یوگا و مدیتیشن خیلی طرفدار داره. یکی از دوستای ما که ام اس داشت و حمله های شدید بهش دست می داد و کلی هر هفته باید پول آمپول می داد تو این کلاسا درمان شد. کاش تو هم مشهد بودی و یه امتحانی می کردی.


  54. ساناز در ۸۵/۳۰/۰۱ گفت :

    دلم واسه خانومه سوخت!!!یاد خودم افتادم یعنی ولی هنوز خوشبختانه کسی صداش در نیومده!! پس تا کار به جای باریک نکشیده بجنبم!!#devil #grin


  55. نگاه در ۸۵/۳۱/۰۱ گفت :

    خطر از بیخگوشت گذشت #laugh #grin #rolling


  56. فائزه در ۸۵/۳۱/۰۱ گفت :

    سلام..خیلی خوبه شوهرش ۱۵ سال از دست حرفای زنش راحت بوده./وبلاگ زیبایی دارید امید وارم همیشه شاد باشید#flower


  57. ناهید در ۸۵/۳۱/۰۱ گفت :

    سلام
    حالا نوبت اینه که از خودت عشق دروکنی.#heart


  58. memol در ۸۵/۳۱/۰۱ گفت :

    خودم جون :
    جیگر طلایی امسال که سهله !!! این آقای جیگر تنها مدعی دریافت نشان جیگر طلا می باشد … #tongue
    نون و جیگرم پایه ام …. نوشابه هم می دی ؟
    ببینم معاون به این راحتی ها قبول نکی ها … نون و جیگر خالی نه …! نوشابه و پیازم بزاره بغلش …. قبول ؟!#silly #party


  59. شادی در ۸۵/۳۱/۰۱ گفت :

    همیشه این رنگ بنفش دوست داشتنی وبلاگت تو ذهنمه


  60. شادی در ۸۵/۳۱/۰۱ گفت :

    آخه ویولت جان تو اگر قهر هم می کردی
    صد سال هم حرف نمیزدی فایده نداشت
    دو روزه این بلاگت جلوی امید لوت میداد
    #rolling


  61. بانو در ۸۵/۰۱/۰۲ گفت :

    سلام
    به من سر بزن. آپم.


  62. عزیزم خیلی بلایی ها !!#grin #kiss


  63. دارم می رم یه ایمیل برات بنویسم حتما بخون و جوابش رو بهم بده


  64. مامان میگه : اگه دو طرف سر طناب رو #angry کشن بالاخره ژاره می شه.خوشحالم زود خودکارو به امید ژس دادی.#flower


  65. فرید در ۸۵/۰۱/۰۲ گفت :

    بابا سیبیلارو زدم#devil خفم کردین#cry #cry #cry
    با پارتی جیگر موافقم#smug #surprise فقط اگه جای جیگر پیتزا باشه بهتره#winking #sick


  66. یاسمن در ۸۵/۰۱/۰۲ گفت :

    ویولت جونم سلام میدونی چند تا پستت رو نخونده بودم؟ چند روز بود که وبلاگت برام باز نمیشد. این بود که همه رو یه جا خوندم. از راهنماییت برای اون ام اسیه! تا قهر خودکاریت با امید تا سینمت رفتنتو… خلاصه یه دفعه کلی خوش به حالم شد که همه رو خوندم. قدر امیدو بدون همه مردا بلد نیستن چطور آتیش خشم خانوما رو ماموش کنن این یه هنره. خدا برات نگش داره…#heart


  67. آزاده در ۸۵/۰۱/۰۲ گفت :

    سلام ویولت عزیز
    چند روز بود نتونستم بیام پیشت
    خیلی دلم برات تنگ شده بود
    #flower #kiss #heart


  68. دیشب رفتم یه رستورانی اسمش ویولت بود#heart
    کلی اونجا به یادت بودم#kiss
    به جات غذا هم خوردم#grin #grin
    #sick #sick داشتم می ترکیدم دیگه#sick