ویلی آرنولد

با یه دست کلید انداختم به در آپارتمان و با شونه هلش دادم جلو و رفتم تو در حالیکه با یک دست پتویی که تو طول زمستون ازش استفاده میکردم رو گرفته بودم، صبح یهو ویرم گرفت که پتو رو جمع کنم ببرم بالا تحویل مامان بدم اول خواستم زنگ بزنم شهروز(برادرم) بیاد زحمتش رو بکشه ولی یهو احساس آرنولدی بهم غلبه کرد و با خودم گفتم: خودم میتونم و پتو رو زدم زیر بغلم یه طبقه بردمش بالا.:smug
وقتی شهروز چشمش بهم افتاد در حالیکه با چشمای قد نعلبکی شده نگاهم میکرد زمزمه کرد::hypnoid
بابا آرنولد، دونده، جهنده، رونده:sick…!!!!
با دماغی بالا گرفته:nottalking پتو رو انداختم رو مبل و گفتم خوب مگه چیه؟ خودم دیگه میتونم کارام رو بکنم.
. . .
صدای زنگ تلفن بلند شد با شتاب قدم برداشتم به سمت تلفن.
شهروز در حالیکه داشت روزنامه ورزشی می خوند: بدو، برانکو، می خواد بپرسه تمریناتت تموم شده و وقت داری تو این روزای آخر به تیم ملی ملحق بشی یه وجه ایی واسه ایران کسب کنی؟:thinking
من::teeth:eyelash


نظرات شما


  1. نگار در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    #grin اول


  2. نگار در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    بابا ارنولد ویلی چطوری #hug #hug


  3. یکی مثل همه در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    سلام
    و سلام به همه عشقم


  4. یکی مثل همه در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    #applause


  5. ویولت در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    به یکی مثل همه:
    اینجوری میگه بقیه فکر میکنن با منی ها#grin میگن من همه عشقتم#silly انوقت تو دانی و امید#winking #rolling #rolling
    به ـ:
    حالا اگه پاشدن اومدن چیکار کنم#winking تو جوابگویی؟#grin
    به مهرداد:
    ایمیلت به دستم نرسیده#sad


  6. ویولت در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    امروز خوب نیستم غلط نکنم زدم انگشت کوچولو پام رو شکسته ام#cry
    راحت شدی چشم خوردم؟#grin #winking
    #heart


  7. راحله در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    چقدر زیباست تجلی اراده انسانی که نمی خواهد تسلیم محض باشد و چه زیبا تر است لطف خداوند متعال که به بندگان صاحب اراده اش نظر خاص دارد و به ید قدرت خود ایشان را می نوازد. ویولت عزیز سلامتی ات مبارک و پاینده باد


  8. نخل در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    ویلی جون سلام
    امروز دیگه نتونستم حرفی نزنم و عهد خودم را شکستم بهت تبریک میگم واقعاٌ عالی بود احسنت به این روحیه آرنولدی
    #applause #applause #applause #applause #applause #applause #applause #applause #applause #applause #applause #applause #applause #applause #applause


  9. بی تا در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    #party


  10. ساتین در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    به یکی مثل همه:
    #heart #blush #blush


  11. آنا در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    بابا آرنولد ….
    #party #applause


  12. ساتین در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    وای ویولت عزیز قربونت برم ببخشید ما رو#rolling #rolling
    می دونم ما رو درک می کنی#heart


  13. ساغر در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    #hug #hug #hug #applause #applause اخ عزیزم عزیز عزیزم چقدر خوشحالم کجا هستند روزنامه ها ما هم یه آرمسترانگ داریم (البته مریضی اون دور از جون تو) منظورم غلبه بر بیماری است دوستت دارم بوی زندگی را از خط خط نوشته هات می بینم ما شاالله لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم اینم برای اینکه دیگه کسی چشمت نکنه قربونت برم خیلی برات خوشحالم عزیزم#party #kiss #kiss #kiss #grin


  14. ساتین در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    ویولت جون واقعا خوشحالم. دعا می کنم هر روز یه پیشرفت جدید داشته باشی#kiss #kiss


  15. همین الان زنگ می زنم خاتون برات اسپند دود کنه#hug
    چه بلایی سر انگشت پات اومد؟#thinking


  16. نسیم در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    سلام باز هم صبوری و ورزش#flower


  17. نسیم در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    راستی به برانکو گفتم به جای دایی پخمه تو را دعوت کند


  18. الهام۱ در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    آرنولد کیلویی چنده
    تو اون خانمه تو فیلم ؛ اینکردیبل ؛ = شگفت انگیران هستی البته این یک کارتونه ولی بامزه است


  19. ریحانه در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    #heart عالیه!


  20. ساتین در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    ویولت انگشت پات چی شده؟#sad #surprise


  21. آورا در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    ویولت جونم مواطب باش همه انرژیهاتو یه دفعه مصرف نکنیا.


  22. ساتین در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    چرا از فرید خبری نیست؟


  23. شراره در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    خواستن توانستنه#applause #party


  24. بهار در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    سلام#flower
    خدارو شکر که بهترین#heart
    امیدوارم انگشت کوچیکه به روی خودش نیاره و چیزیش نباشه#grin
    در مورد تیم ملی هم ایکاش میشد بعضی ها رو عوض کنن#sad
    حالا ویولت و بهار نداره یکی شون هم باشن کلی برای تیم مفیده#blush #tongue


  25. خیلی عالیه پس ممکنه برین آلمان!!!#silly #kiss


  26. رکسانا در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    سلام
    #applause #applause #heart بارک ا…. خیلی بابا..#winking #grin !
    ویولت عزیزم. چند وقته کامنت نمیذاشتم چون حالم چندان روبراه نبود. ..امروز دلم نیومد .مدتی است که سرگیجه دارم. نمیدونم نمیدونم آخرش چی میشه.#sad
    ولی با شادی تو شادیم#grin #flower #heart


  27. memol در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    بابا این کاره ….#hug
    البته همه شمسی ها همینجورین … کی می شه روزی رو ببینیم که کمئ و تخت جابجا می کنی ! ها ؟!!!!! #thinking #grin


  28. neginak در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    ghorboonet beram khoshhalam ke rooz be rooz behtar tar mishii miboosamet mohakammmmmmmm#kiss muaaaaah


  29. یاس در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    سلام چقدر خوشحال شدم #eyelash #heart


  30. سارا در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    خیلی بامزه بود … #grin #laugh


  31. لیلا در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    #grin #applause


  32. ساتین در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    ویولت حتما برای انکشت پات دکتر برو عجیبه منم انگشت پام مصدوم شده چند روزه حتما مسری بوده#winking


  33. Asal در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    #rolling


  34. Asal در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    پس وعده دیدار ما آلمان#winking #grin


  35. sara در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    ویلی جان تو روخدا اگه قراره بری تیم ملی،برو جای علی دایی! بلکه به خاطر تو از فوتبال خداحافظی کنه#grin
    ولی خوشگل خانوم خیلی خوشحالم که…که انگشت پات مصدوم شده#tongue
    نه ببخشید خوشحالم که هر روز بهتر از دیروزی عزیزم…جدی میگم#heart #kiss


  36. ریحانه در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    چرا اینجا همه علیه علی دایی حرف میزنن؟
    آقای گل به این گلی!
    ویولت یه چیزی بهشون بگو دیگه


  37. یه دوست در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    #applause #applause #applause
    مولظب پات باش زودتر مداواش کن تا بتونی قدمهات رو محکم و استوار برداری
    ایشالله خدا خودش حفظت می کنه . ادامه بده #heart


  38. مه سا در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    سلام. آفرین! #flower #heart #flower #applause #flower


  39. پاییز در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    #grin
    پس ویلی لطفا واسه مسابقه های تیم ملی واسه من بیلیت مجانی بفرست#grin


  40. gadfly در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    خوب حالا بالاخره نتیجه مذاکراتتون با برانکو چی شد؟ به توافق رسیدید؟#winking


  41. ویلی جون کاملا احساست رو درک می کنم.
    خیلی خوشحالم عزیزم.
    خیلی مراقب خودت باش#kiss


  42. ولی از حق نگذریم
    چه مـــــــی کنه این ورزش#grin


  43. لاکو در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    اِ نگفته بودی به فوتبالیست شدنم علاقه داریااا..داداشت لوِِ ِ ت داد#grin ….اون اس ام اس قبلی چقدر قشنگ بود
    #flower


  44. غزل در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    ویلنولد!!!


  45. سلام ویولت عزیز
    من به خاطر روحیه خوبت بهت تبرک می گم.یک شعر هم در مورد ام اس توی وبلاگم زدم اگه دوست داری بخونش .در مورد ایمیلی که گفتم جواب سوالاتت ر و در مورد کتابم گفته بودم .خوب اگه دوست داری آدرس یک محلی رو که مشخص باشه مثلا یک بیمارستان یا یک کتاب خونه رو برام بفرست من کتاب رو به اون آدرس می فرستم .چون مسافت ها طولانی است . خلاصه کلام این که من اهواز زندگی میکنم.آرزومند سلامتی و شاد کامی شما


  46. هیلا در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    خواستی بری منو با خودت ببر#eyelash


  47. ویولت در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    در مورد انگشت کوچیکه پام بعدا میگم#grin اینجا دشمنانی وجود دارن که به هر ترتیبی می خوان مانع پیوستن من به تیم ملی بشن حتی به قیمت قلم کردن پام#grin #eyelash


  48. arashl در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    poste ghablitoon vaghan ziba bood.va inke az inke khoobin jedan khoshhalam va inke doa mikonam hamishe khoob bashiod va khoda berankotoono baratoon hefz kone#flower 1


  49. گلی در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    بیام آلمان هستی دیگه؟؟#winking


  50. #rolling #rolling من فکر کنم با انگشت شکسته هم بهتر از اون علی دایی بی خاصیت بازی کنی#applause


  51. سجاد در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    اینجا کجاست؟
    ایرانه یا تهرانه؟


  52. sara در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    به ولنتاین: آخ قربون آدم چیزفهم#winking
    ببخشید ویلی جان نزن که رفتم#worried


  53. خودم در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    ویلی ار هالیوود زنگ زدن برا ترمیناتور ۵ دنبال هنر پیشه میگردن معرفیت کنم
    #party راستی از این معاون خبری نیست غلط نکنم داره یه کارایی میکنه


  54. هستی در ۸۵/۱۰/۰۳ گفت :

    میدونی با این پست منو یاد برادرم انداختی که از این حرفها کلی بار من میکرد و الان پس از سالها دوری حس می کنم هیچ چیزی جای اون دوران رو پر نمی کنه ..موفق باشی عزیزم ..


  55. ساتین در ۸۵/۱۱/۰۳ گفت :

    برای کامنت ۴۷#rolling
    ویولت مواظب این رقبای بد جنس باش#grin


  56. زیتون در ۸۵/۱۱/۰۳ گفت :

    ما باهاتین ویولت رضازاده#hug
    راستی انگشتت ممکنه عین سی با شده باشه. هر وقت انگشت‌کوچیکه‌ی پاش به مبلی چیزی گیر می‌کنه از جا در می‌ره. ما اولین بار فکر کردیم شکسته. اما دکتر گفت باید یه مدت با جوراب تنگ تو خونه راه بره.
    بین خودمون بمونه از بس پاش گنده‌ست. فکر کنم ۴۸ کوچیک پا#laugh موقع راه رفتن شست پاش می ره تو…
    #tongue


  57. uni در ۸۵/۱۱/۰۳ گفت :

    #party #applause


  58. سلام ویولت جان می شه گفت دورا دور وبلاگت رو دنبال می کنم و بعد از دو سال و اندی بالاخره کامنت گذاشتم ! از یافتن این همه شادی و نزدیک شدن به تندرستی برایت بسیار خوشحالم . #kiss #kiss #kiss #kiss


  59. ماشالله ارنولد#applause
    میگم آرنولد خونه هم سیستم داری؟ اگه داری بیا یاهو تا یه خوده بچتیم.#heart


  60. مژده در ۸۵/۱۱/۰۳ گفت :

    البته از درون آرنولد هستی و امیدوارم همیشه باشی و بهتر از اون و قوی تر از اون هم باشی ولی از نظر ظاهر خدا به دور ……….! #grin


  61. سلام
    من یک پیشناد دارم چطوره یک مسابقه بر پا بشه توی هر شهری جدا گونه برای اون هایی که ام اس دارن .یک جایزه ویژه به نفر ات برگزیده بدن .من فکر کنم خیلی ها استقبال کنن.


  62. سحر در ۸۵/۱۱/۰۳ گفت :

    اگه خواستی بری آلمان منم با خودت میبری؟ #eyelash #heart


  63. فرید در ۸۵/۱۱/۰۳ گفت :

    بله بنده خودم هم از نزدیک شاهد این آرنولد بازیها بودم#smug
    ۵ تا پله رو مثل فشنگ اومد بالا#surprise #silly
    این آرنولد بازیهاش من رو هم انداخت تو دردسر#sick


  64. فرید در ۸۵/۱۱/۰۳ گفت :

    به کامی:
    #rolling #winking
    به ساتین :
    خوبم ساتین جان ممنون از احوال پرسی هات#hug #heart


  65. یاسمن در ۸۵/۱۱/۰۳ گفت :

    ویلی جون از این که خوبی خوشحالم…#heart


  66. دارا در ۸۵/۱۲/۰۳ گفت :

    #rolling #rolling #rolling
    ایول!!


  67. ساده در ۸۵/۱۲/۰۳ گفت :

    اینا همش زندگیه!!!!! اگه می خواستی اینا را از زندگی جدا کنی، دیگه چی می موند؟


  68. شبنم در ۸۵/۱۲/۰۳ گفت :

    #rolling وای خدا مردم از دست این برادرت… خیلی بانمک بود …شاد باشی …شبنم


  69. bahareh در ۸۵/۱۲/۰۳ گفت :

    #laugh #applause


  70. ًرویا در ۸۵/۱۲/۰۳ گفت :

    سلام شاه ماهی آرنولد#hug #party #heart #grin


  71. kam5iz در ۸۵/۱۳/۰۳ گفت :

    #smile


  72. #rolling
    بابا ویلی آرنولد امضا بده#grin


  73. برید اونور باستید تو صف#applause
    بابا من نفر اولم دیگه#sad
    ویلی من اول امضا میخوام#heart
    هول ندید دیگه#grin


  74. ساتین در ۸۵/۱۳/۰۳ گفت :

    احوال خانوم ورزشکار چطوره؟#heart #kiss


  75. نیما در ۸۵/۱۳/۰۳ گفت :

    از لحاظ تو کار فیلم بودن که شبیهین! میترسم فردا پس فردا فرماندار تهران هم بشی! (آرنولد فرماندار کالیفرنیاس!)


  76. #kiss همین طوری دلم تنگ شده بود #tongue


  77. خودم در ۸۵/۱۳/۰۳ گفت :

    ویلی آرنولده به سفر میرود#rolling


  78. اسرافیل در ۸۵/۱۳/۰۳ گفت :

    نقدی بر زیتون و وبلاگش
    =============
    سلام
    مخاطب من زیتون است و خوانندگانش …
    تا حالا وبلاگ زیتون رو خوندید ؟ (حتما خوندید دیگه)…. کامنت ها و نظرات وبلاگش رو چطور؟ اونها رو هم خوندید ؟
    من حدود یکسال و نیم و الی دوسالی هست که وبلاگ زیتون رو می خونم. وبلاگش
    بد نیست معمولیه.. چیز هایی که توش مینویسه بعضی هاش بدرد بخوره و
    بعضا مطالبش مطلقا بدرد نخور .. فقط واسه سر گرمی یا اینکه فقط وبلاگش رو بروز کرده باشه مینویسه ..
    اکثر چیز هایی رو که مینویسه خاطرات هست (حالا راست و دروغش رو من نمی دونم) و به همین خاطر برای خودش یه شخصیت درست کرده (که ممکنه شخصیت واقعیش باشه و یا اینکه ساختگی )… اما شخصیتی که درست کرده چیز جالبی از آب در نیومده ! ( ازین لحاظ که با رفتارش متناقضه)
    اون یه دختره ( و متاهل) و خیلی معمولی مثل بقیه مردم عامه … همون چیز هایی که اونا میگن زیتون هم میگه . هرچی دغدغه خاطر مردم عامه هست زیتون هم اونا رو بیان میکنه ..اکثر مطالب بدرد بخور وبلاگش هم اجتماعی هست و از این لحاظ ارزشمنده…
    اما به نظر من مثل مردم عامه از این چیز هایی که میگه زیاد چیزی سر در نمیاره و فقط بلده غر غر کنه …بگه این بده اون کار بده این خائنه اون فلانه …
    اما اگه بهش بگی راهکارت چیه هیچی نمی فهمه .. مثل یه راننده تاکسی که سیاست خارجی ایران در قبال آمریکا رو مسخره میکنه ( آخه تو چی حالیته مردک ؟ تو از پشت پرده چه خبر داری ؟ )
    حالا من اصلا حوصله ندارم که نقد شخصیتی کنم چون ممکنه این شخصیتی که ساخته اصلا دروغی باشه
    اما این نوشته من فقط به خاطر کار اخیر زیتون هست ( منظورم سانسور کردن نظراتش هست)
    حالا ممکنه شمایی که دارین این نوشته رو میخونین با نظر اتی که من تا حالا از شخصیت زیتون گفتم مخالف باشین اما اصلا در این مورد که زیتون یه آدم دو رو هست نمی تونین با من بحث کنید… چرا ؟ برای اینکه خودتون می تونید برین ببینین
    این زیتون خانم عزیزی که دم از آزادی بیان و آزادی اندیشه و این حرفا میزنه به نظر شما چرا باید نظرات مخالفش رو سانسور کنه ؟
    شاید جواب بدین یا خودش جواب بده که خوب کاری میکنه که فحش ها و حرف های رکیک رو پاک می کنه… خوب قبول .. اما نظرات مخالف که محترمانه بیان شده چرا دیگه از دست تیغ سانسور زیتون در امان نیستن ؟
    آزادی اندیشه یعنی چه ؟ یعنی اینکه مقدسات بعضی ها را به تمسخر بگیریم ؟
    تا به حال خودتان شاهد بوده اید که چندین مرتبه زیتون اینکار را انجام داده … از حضرت محمد که مقدس برای چند صد میلیون نفره تا امام خمینی که حالا کار ندارم که امام محترم و مقدس هست یا نه … اما بهر حال عده زیادی به امام و افکارش احترام میزارن …
    - به تمسخر گرفتن یک اندیشه یعنی خفه کردن آن اندیشه از جانب کسی که هیچ قدرتی ندارد
    - کشتن و ترور صاحب اندیشه و پیروانش یعنی خفه کردن آن اندیشه از جانب کسی که قدرت دارد
    می بینید ؟ فقط ظاهرش فرق داره اما باطن کار یکیه !!!
    و زیتون خانمی که خودش رو مدافع آزادی اندیشه میدونه در واقع نوع اول خفقان اندیشه رو اعمال میکنه ( البته اعتقاد هم دارم که زیتون خودش متوجه نیست و اصلا معنی آزادی اندیشه رو نمی فهمه ! )
    حالا اگر باز هم در این مورد با من موافق نیستید دیگر در مسئله رعایت آزادی بیان توسط زیتون نمی توانید با من مخالفت کنید چون خودتان می توانید آنرا شاهد باشید که زیتون نظرات مخالفش را سانسور میکند
    اگر چندی قبل از این نظرات پست های زیتون رو میخواندید پر بود از نظرات مختلف اعم از تعریف ها و تمجید ها . چاپلوسی ها و پاچه خواری های حال بهم زن و همچنین نظرات مخالف محترمانه و مقادیری فحش و حرف های رکیک ….
    اما خودتان هم اکنون میتوانید مشاهده کنید که نظرات وبلاگ زیتون را فقط پاچه خواری های حال بهم زن و تعرف ها و تمجید ها تشکیل میدهند… دیگر نه خبری از فحش ها هست و نه خبری از نظرات مخالف محترمانه …
    مثلا من خودم با نام مستعار “خانم طلا” نوشتم : وای عزیزم چقدر قشتگ مینویسی !
    ( وتایید شد ) و با نام مستعار اسرافیل نوشتم چرا نظرات رو سانسور میکنی ( و تایید نشد!)
    کما اینکه خودتان هم میتوانید این مسئه را امتحان کنید… نظر مخالف بدهید ببینید توسط نویسنده وبلاگ تایید می شود یا نه !!!
    ( هرچند ممکنه الان تایید کنه برای اینکه ضایع نشه و من ضایع بشم… اما خوب دیگه دیر شده زیتون جان چهره واقعی شخصیتیت (چه واقعی و چه ساختگی ) حداقل برای مخالفان نظراتت بر ملا شده و من این رو دارم برای کسانی مینویسم که تا حالا با دقت به تو نگاه نکردن )
    به نظر من خیلی تهوع آوره که آدم یه چیزی بگه و یه چیزه دیگه عمل کنه . به نظر من خیلی تهوع آوره که آدم از اکبر کنجی دفاع کنه و بعد نظرات مخالفش رو سانسور کنه
    حالا اگه عمدی این کار رو میکنه که میشه آدم دو رو ! و اگه تحمل نظرات مخالف رو نداره و به این دلیل سانسور میکنه میشه همون مسئله ای که گفتم.. یعنی زیتون اصلا آزادی و بیان و این چیزا حالیش نیست فقط چون یه عده ای میگن این هم میگه !
    بهر حال زیتون جان اگر وبلاگ میزنی و مطلب مینویسی باید تاب و تحمل نقد شدن و مخالفت رو هم داشته باشی.. وگرنه میشی دقیقا مثل همون کسانی که خودت بهشون خرده میگیری …
    حالا ممکنه بعضی از دوستان تو دلشون به من بخندند که چرا اینقدر مسئله رو جدی گرفتی ؟!!!
    خوب … نمی دونم دقیقا چرا … شاید به این خاطر که یک ذره احساس خفه شدن صدا رو تجربه کردم و خواستم که فریادی بکشم ( حالا آدم یه ذره در اندازه خیلی خیلی خیلی کوچیک میفهمه که امثال اکبر گنجی چه زجر روحی میکشن !!! )
    ویا شایدم به این خاطر که من وبلاگ زیتون رو دوست داشتم ( که حدود ۲ سال اونو میخوندم) و به خاطر این کار زیتون خیلی ناراحت شدم و فهمیدم که اینم دروغ میگفت
    زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
    شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
    والسلام
    - زیتون جان این را هم برای تو مینویسم هم برای چند تا از وبلاگ های وبلاگستان !


  79. ساتین در ۸۵/۱۳/۰۳ گفت :

    راجع به کامنت شماره ۷۸:
    #thinking


  80. آبرنگ در ۸۵/۱۳/۰۳ گفت :

    وای ی ی ی ی ی
    سلام(گرمای وجود).بالاخره تونستم بیام.
    هر دفعه یه مشکلی پیش میومد.
    این همه امید!آدم و به وجد میاره.
    بعد این همه امید چه جای خوابیدنه!
    آبرنگ بلند شو برو وبلاگت و آپ کن.#devil
    سبز سبز باشی.عین همیشه.
    اونم از نوع چمنیش.


  81. DdDdDdD در ۸۵/۱۳/۰۳ گفت :

    نمی خوای اپ بکنی ویلی جون؟#thinking #thinking #thinking


  82. مه سا در ۸۵/۱۳/۰۳ گفت :

    کجایید؟ خمار شدیم بابا!! #yawn #sad #brokenheart


  83. آزاده در ۸۵/۱۴/۰۳ گفت :

    #kiss آخخخخخخخخخخ
    یه عالمه دلم واست تنگ شده بود
    این امتحانا که نمی ذاره درست و حسابی بیام نت
    شاد باشیییییییی#heart


  84. صنم در ۸۵/۱۴/۰۳ گفت :

    سلام ویولت جون یه تشکر بزرگ و یه معذرت بزرگتر واسه این ۹ ماهی که با نوشته هات تو یه دنیای دیگه رفتم بهت بدهکارم.خوشحالم که بلا خره شرایطم طوری شد که میتونم باهات ارتباط بیشتری داشته باشم.
    برات ارزوی بهترینها رو دارم


  85. صنم در ۸۵/۱۴/۰۳ گفت :

    ارزوی بهترینها رو برات دارم#kiss


  86. ملی پوشان پیروز باشید٬ خرم چون گل …#grin