بوی خوش تخمه!

قیافه ام اینروزا بیشتر شبیه کوهنورد هاست تا کسی که مشکل جسمی داشته باشه!:eyelash
وقتی سوار آسانسور شدم تو آیینه نگاهی به خودم انداختم، یک کوله روی پشتم روسری که از پشت گره زدم که تکون خوردن بالهای روسری حواسم روموقع راه رفتن پرت نکنه! عینک آفتابی که بالا رو موهام زدم که کار تل رو هم انجام بده و نگذاره موهام بیاد تو چشمم ! شلوار تا زده که زیر پام گیر نکنه با یک جفت کفش اسپرت و عصایی در دست.
(فقط وقتی سرکار میرم و بعضی مسیرها رو باید تنها طی کنم و چه بسا به مشکل بر بخورم عصا دستم میگیرم که شاید از زمین خوردن بیشتر جلوگیری بشه وگرنه در حالت عادی که با کسی هم باشم عصا دستم نمی گیرم.)
در آسانسور که بسته شده نفس عمیقی کشیدم، عجب بوی خوشی! یعنی بوی چی بود؟ سعی کردم از حافظه ام کمک بگیرم و بیاد بیارم این بو مال چی میتونه باشه اینطوری یک تمرین حافظه هم انجام دادم!
آهان بوی تفت دادن و بودادن تخمه ای بود که یک عالمه آبلیمو وگلپر و نمک بهش زده باشن آخ جون!:hug
به طبقه هم کف رسیدم و از آسانسور پیاده شدم دم نگهبانی شلوغ بود و یکی از صاحبان مغازه که خارج از برج مغازه داره پیش نگهبان وایستاده بود با صدای بلند از مسئول برج خداحافظی کردم که یهو همون آقای فروشنده گفت:
- سلام عرض کردم خانم رحیمی!!!!
- سلام از بنده است،(با خنده) ای بابا شما هم دیگه منو می شناسید؟:hypnoid اونم با اسم درست؟:eyebrow
- همه برج شما خانم محترم و متشخص رو می شناسند! فقط من نیسنم، انشالله حالتون بهتره؟
- بله بهترم، ممنون از احوالپرسیتون.
- من تو این مدتی که تشریف نداشتید مرتب از آقای…(یکی از کارمندها) احوالپرس شما بودم خوشحالم که برگشتید…
برام خیلی جالب بود که منو می شناخت و دروغ نگم با برخوردی که کرد و آشنایی که داد حسابی به خودم بالیدم و احساس غرور کردم این ام اس داشتن هم بدجور واسه من معروفیت آورد ها.:smug:tounge


نظرات شما


  1. نفیسه در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    پس فقط ما نیستیم که در نبودت دلتنگت می شیم!#flower


  2. نفیسه در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    آخ جون اول!#surprise


  3. فرید در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    #heart #kiss #hug #grin


  4. ملیک بابا در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    چهقدر مطبوعه که هم آدم رو بشناسند و هم به نیکی . پایدار باشی .
    شاد زی


  5. فرید در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    #yawn


  6. Neginak در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    ghorbioon doost maroofam beram nakheyr khanoom be khatere khoshtipie ke hame mishnasanet hala oniam ke to gofty ellat dovom ke nagi man ghalat migam! akh manam delam tokhme khasttttttttttttttt hala nesfe shabi az koja biaram????#eyelash #flower


  7. سهیلا در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    حالا تخمه چی شد؟#grin #tongue #smug


  8. بهار در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام خانوم کوه نورد#flower
    خوشحالم که خوبی خانومی. #flower
    من هم کنجکاو شدم که: تخمه چی شد؟#tongue


  9. کوهنوردی هم عالمی داره#kiss موفق باشی


  10. نسیم در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    میبخشی ویولت لباس وهنوردی بوی تخمه تفت داده و معروفیت ام اس چه نو ع جناسی بودند#rolling


  11. ساتین در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    بابا کوهنورد ارتفاعات رفیع برجهای تهران. من جای تو بودم می رفتم دنبال بوی تخمه.


  12. پریچهر در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    I am very happy because of your good feeling in nowadays.


  13. منتظر بودم بگی رفتم پائین تخمه خوران #grin


  14. ویولت در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    احتمالا یکی تخمه خورده بوش رو تو آسانسور ول داده#sick
    من که تخمه ایی پیدا نکردم#rolling


  15. فرید در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    نخیر اگه بخاطر بیماریت بود خوب پس چرا کسی دلش برای من تنگ نمیشه#thinking نه خداییش نا شکری نمیکنم این پیر زنای محل که دو روز من و نمی بینند بدجوری دلشون واسم تنگ میشه#rolling
    ولی خیلی شیطونی#rolling اولش میاد کلی از تیپش میگه بعد خانم محترم و متشخص بعد اون پایین می نویسه این ام اس داشتن هم بدجور واسه من معروفیت آورد#winking تازه خوبه باهات هم صحبت نشده اگه یکساعت باهات هم صحبت بشه اونموقع دیگه هر روز دلش برات تنگ میشه#heart


  16. فرید در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    میگم شایدم یکی اصلا تخمه نخورده ولی بویی که ول داده بوی تخمه می داده#grin
    حالا زود باش بگو ببینم به جز تو کسی هم تو اسانسور بوده یا نه؟#smug


  17. ریحانه در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    ویولت جون این شمایی که ام اس معروف کردی گلم،نه ام اس شما رو!#hug


  18. نازی در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    بوی تخمه …..بوی کوه …بوی ….!


  19. 22 در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    تخمه نکته ی انحرافیش بود#surprise
    #grin #heart


  20. ًرویا در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام بنفشکم.خوبی؟#kiss
    اینها که گفتی ،همه چه شود.#grin
    چند تا جوک (ببخشید اگه تکراریه #blush )
    به غضنفر میگن کامپیوتر بلدی؟
    میگه :ای…. تا حدودی
    میگن خوب حالا کامپیوتر رو روشن کن!
    میگه:اووووووو نه تا این حد!!#tongue


  21. ًرویا در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    یه بنده خدایی با خوذش میگفت عجیبه،عجیبه !
    ازش میپرسن چی عجیبه؟
    میگه ۱۰۰ هزار تماشاچی -۲۲ بازیکن-۳ تا داور !!!
    میکن خوب این کجاش عجیبه؟
    میگه این عجیبه که گنجشکه همه رو ول کرده ری..ه ذو من!!!#grin


  22. ًرویا در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    ذو=رو #blush


  23. آخیشششش ! عقده ای شدم از بس از دیروز تا حالا نمی شد پستهای جدیدت رو باز کنم #yawn


  24. امید در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    #blush


  25. ای معروف ٬ ای هنر پیشه ٬ ای جیم جارموش#grin امضا بده دیگه#hug


  26. ًرویا در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    غضنفر میره رستوران ،گارسون میخواد بزارتش سر کارش.
    میگه :غذای امروز (( کوجمو تو نو تیا پو فو سا خار ینو گلاسه)) با (( لیمو )) است !
    غضنفر میگه:(( کو جمو تو نو تیا پوفو ساخارینو گلاسه )) با چی؟
    #tongue


  27. ویولت عزیز دلم پست قبلیتم تازه خوندم . تو واقعا دختر با اراده و دوست داشتنی هستی و بخاطر خوبیهاته که همه تورو همیشه بیاد دارن و نه بخاطر ام اس .


  28. ویلی جون مگه خانم رحیمی همون خانومه توی برجتون نیست که خیلی شباهت به تو داشت؟
    خانم رحیمی در واقع اسم مستعاریه که استفاده کردی؟


  29. بهار در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    #laugh عجب بوی خوشی میداد نه ؟ ولی ویولت جان معمولا کسی از بو دادن کسی خوشش نمیاد … ناراحت نشیا ولی فکر کنم از خودت بوده چون تو فکر بودی یادت رفته یا همزمان که وارد آسانسور شدی یهو در رفته … اشکال نداره ما به کسی نمیگیم #laugh #heart #kiss #hug قوربونت برم #hug …


  30. ویولت در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    به بهار:#surprise #thinking
    به فرید:
    #heart تنها بودم تو آسانسور#eyelash


  31. #applause #kiss


  32. الهام در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    جسارته خانومی ولی این نمیتونه فقط مال مریضیت باشه.آدم باید اخلاقشم خوب باشه که تحویلش بگیرن


  33. memol در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    من فکر کردم الان اون صاحب مغازه ( احتمالاْ بقالی ) میاد یه مشت تخمه می ریزه تو جیبت که تو راه برگشت از کوهنوردی بی کار نمونی …. #grin
    باور کن تا آخرش هی منتظر بودم که این جوری شه …. چرا نشد ؟#thinking #silly


  34. memol در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    ویلی راستی یه سوال فنی ….
    ببینم اگه یکی ام. ار. آی بده و احتمال وجود ام .اس دیده نشه کافیه ….
    یعنی منظورم اینه که مطمئن ترین راه همین ام . ار . آی …. که اگه تو این رد بشه دیگه خطری نیست … برای همیشه … یا نه بعد ها ممکنه باز لازم باشه ؟#smug


  35. مانیا در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    خیلی ها ام اس دارند و معروف نیستند دلیل معروفیت تون یه چیز دیگه هست وگرنه من خودم خود خود اصل ام اس هستم(اول اسمم ام هست و اول فامیلیم اس)!!!! اما حتا یه تیکه هم معروف نیستم


  36. ویولت در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    به ممول:
    نه اگه با ام ار ای که چیزی نشون نمیده باز شک ابتلا به ام اس وجود داشته باشه باید آب نخاع آزمایش شه#sick اون حرف آخر و قطعی رو میزنه ولی اگه تو ام ار آی وجود ام اس محرز شه دیگه احتیاج به تست آب نخاع نیست
    ممنون مانیا جون#kiss #heart


  37. ساتین در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    فرید جون ما که دلمون برات تنگ میشه چرا اینو میگی؟#eyelash


  38. فرشته در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    امیدوارم هر روز بهتر و بهتر بشی. دوستت دارم.


  39. سارا در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام .. آدرس شما رو از وبلاگ آقا مهرداد گرفتم … مطمئن باشین هیچ وقت بیماری باعث محبوبیت نمیشه … اون یه چیز دیگه ست که در وجود شماست .#smile


  40. زیتون در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام ویولت جان.
    (راستی خیلی وقته به فرید خان هم یادم رفته سلام کنم#flower )
    خیلی خوشحالم که خوبی کوهنورد خانم#heart .
    دیدن این اقای نیک ژویسک منو هم از خودم شرمنده کرد. ولی عین این مجسمه‌های نیم‌تنه‌ی زیبا می مونه. نه؟ چه روحیه‌ای! ماشاالله…
    بوی تخمه‌ رو همچین قشنگ تعریف کردی که هوس کردم#tongue
    ویولت جون همیشه‌ی همیشه خوب باش. اوکی؟#grin
    زیتون به این لوسی نوبره والله#silly


  41. سلام ویلی جون#winking
    اون چیزی که می خوام بنویسم نقد نیست. در واقع تشابه رفتار و منش دو فرد محبوب در دنیای مجازیه که یکی وبلاگ نویس قهاریه و یکی چت باز باحال و با سوادیه


  42. فرید در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    ویلی جون خودش و لو دای که لا اقل می گفتی یه نفر دیگه هم تو آسانسور بود که می نداختیم گردن اون#grin #winking
    به ساتین:
    مرسی ساتین جان لطف داری#hug


  43. فرید در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    به زیتون :
    سلام از منه زیتون جان #heart #eyelash


  44. از کجا میشناختت؟#thinking


  45. با حرف نوید در پیام شماره ۱۵ موافقم#winking


  46. سارا در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام ویلی جون می گم این تخمه چی شد ؟ #grin


  47. بخشید منظورم فرید بود#rolling
    از بس که حواسم جمع #laugh
    با عذر خواهی از ایشون(فرید) البته که نامشون را اشتباهی گفتم#winking


  48. ساتین در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    آدم از دیدن عنوان این پستت یاد فیلم عطر خوش زن می افته و آل پاچینو جون#heart #winking


  49. طلا در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    ویولت عزیزم سلام..در اینکه تو ادم خوشتیپ و خوش پوش و ناناسی هستی شکی نیست…و مهمتر از همه اینها شعور توست که احترام همه رو بر انگیخته ..اجازه؟ من بهت غبطه می خورم…در مورد پست پایینی من موندم چی بگم..جز اینکه شاکر باشم..همین و بس#heart ..(ببین ویولت اینهمه ازت تعریف کردم بعدا جبران کن)


  50. ندا در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    خوشحالم که بهتری#grin


  51. ویولت در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    چه پست عالی و فهیمانه ایی گذاشتم#grin می دونستم اینقدر به نکته خوش پوشیم توجه میشه این قسمتش رو بیشتر می کردم#winking وای مردم از خوشی و خوش تیپی#silly #rolling
    ولی خداییش هزاری هم با حالتر از این بودم که تو برج ما ۱۰۰۰ بار بهتر و جیگر تر از من هست#eyelash (به قول امید میگه ساعت ۵ اینجا جیگر فروشی باز میشه#laugh ) باز بخاطر وضعیت خاص جسمیم که به چشم میام و بخاطر سپرده میشم حالا سر و زبونم هم سبب میشه به دل بشینم#grin


  52. هاله در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    از حرف فرید از خنده مردم (بوئی که یارو ول داده بوی تخمه می‌داده!)
    من همیشه می‌گم بادوم زمینی همون بو رو می‌ده، دیگه الان متخصص (فرید) این تظریه رو تائید کرد. :)
    خوش‌حال‌ام روحیه‌ات مثل همیشه قوی و خودت خوبی ویولت جان. خدا رو شکر.


  53. نازنین در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام خانم کوهنورد.
    ایشالا قله سلامتی رو فتح کنی.#kiss


  54. . در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    #flower


  55. کیاوش در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام خوشحال میشم به من یه سر بزنی


  56. از خواندن وبلاگت واقعا و بدون اغراق لذت بردم.شاید موضوعاتی که مطرح شده خیلی با سلیقه‌های من جور نباشد اما روحیه فوق‌العاده باارزشی در این وبلاگ دیدم که قابل ستایش است.به من سر بزن از اینکه دوستی با این همه شور و نشاط و به این توانایی و قدرت داشته باشم بی‌اندازه خوشحال می‌شوم.


  57. سلام جیگر خوش تیپ حوشمل من#hug #kiss
    آخ نگو که دلم تخمه تفت داده خواست یهو.#hug


  58. مه سا در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام. بالاخره موضوع تخمه چی شد؟! #grin#grin


  59. نیلوفر در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام!
    تازه به وبلاگتون اومدم.خیلی جالبه!هم وبلاگ وصفحه بندیشُ وهم خودتون!
    امیدوارم موفق باشید. و با این امیدتون مطمئن هستم به جاهای خوبی می‌رسید!
    فقط یک نکته!
    نمی‌دونم به حجامت اعتقاد دارید یا نه؟؟گرچه مهم نیست که اعتقاد هم داشته باشی!مهم اینه که خوب شی.
    اگر خواستی جوابم رو بده.منتظرم تا کمکت کنم!
    باقی خداوبس
    #heart #heart #heart #heart #heart


  60. arashl در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    farmoodin khanoom rahimi?#winking 1


  61. وقتی هدفمان را از دست می دهیم مجبور هستیم سعی مان را چند برابر کنیم


  62. RahiL در ۸۵/۰۶/۰۴ گفت :

    ایشالا که هر روز بهتر از دیروز ! #heart


  63. مژده در ۸۵/۰۷/۰۴ گفت :

    شما با این تیپ ها سر کار میرین ؟!
    #tongue #tongue


  64. ساتین در ۸۵/۰۷/۰۴ گفت :

    خوش یحالتون ما باید مثل خواهر زینب ها بریم سرکار#cry


  65. بیتا در ۸۵/۰۷/۰۴ گفت :

    ویولت عزیزم خوشحالم که برگشتی و از اینکه انقدر با روحیه هستی بهت حسادت میکنم. کاش همه مثل تو باشن.
    زندگی مانند یک بوم نقاشی سفید است. هرچه بر روی آن بکشی همان میشود.میتوان رنج و نفرت را بر روی آن نقاشی کنی و از طرف دیگر می توانی نقش عشق و شادی و خوشبختی را بر آن بکشی.
    شکوه و عظمت انسانی تو در همین آزادی خلاصه می شود.
    دلیل اینکه در این دنیا این همه رنج و عذاب وجود دارد این است که آدمها نادان هستند و نمی دانند بر روی این بوم چه چیزی را نقاشی کنند.
    #winking


  66. طلا در ۸۵/۰۷/۰۴ گفت :

    من فقط به خوشتیپی تو اشاره کردم پس این نکته انحرافی است
    ۱- من و دست انداختی که به حسابت می رسم#devil
    ۲- خوش به حالت شد نه ازت تعریف کردم؟ یالا حق الزحمه من رو بده#grin