افسرده شدم

رفتم تو فاز افسردگی حسابی.
از همه چی و همه کس دلزده شدم، اول از همه از کارم، دیگه دلم نمی خواد کار کنم واسه چی همش باید نگران آینده باشم حساب صنار سه شاهیم رو داشته باشم؟ دیروز رفتم یک مغازه از یک گوشواره بدلی خوشم اومد با خودم گفتم جهنم و ضرر تا هشت هزار تومان هم بود می خرمش! رفتم تو و قیمت کردم، چند باشه خوبه؟ بیست و دوهزار تومان!!! :eyebrowاز لحاظ مالی چپم قرص بود واسه خریدش ولی بازم منصرف شدم گفتم خوب که چی این همه پول بدم بابت یه گوشواره اونم بدلی درسته الان پول دارم ولی شاید چند سال دیگه که کار نمی کنم و احتیاج به خرید دارو داشتم و پولی در بساط نبود باید بشینم حسرت و افسوس این خرجهای عطینا رو بخورم… عصبانیم، چقدر باید اینقدر حسابگر باشم دلم می خواست خدا یه ذره بی خیالی بهم میداد… شاید همه چی از پنج شنبه گذشته شروع شد که واسه کاری باید میرفتم بیرون اینقدر هوا گرم بود که کولر ماشین هم جواب نمیداد دیگه قاتی کرده بودم مرتب هوار می کشیدم و غر میزدم و به زمین و زمان و بد و بیراه می گفتم آخر سر هم امید یه شیشه آب یخزده برام خرید که نصفش رو خالی کردم رو سرم و بدنم و ریختم رو صندلی ماشین که می شینم یک کم خنک شم!! :sillyناهار رفتیم یه پیتزا فروشی بعد ناهار رفتم دستشویی بیشعورهای الدنگ چراغ توالت سوخته بود و عوضش نکرده بودن وقتی بهشون اعتراض کردن گفتن همین الان سوخته!!!:angry مردیکه عوضی یالقوز نکرد بیاد عوضش کنه هیچی رفتم توالت و یک کم در رو باز گذاشتم نور بیاد چون من تو تاریکی درست عین گربه ایی می شم که سبیلهاش رو زدن و تعادل نداره، شیر آب رو که باز کردم ته کفش شروع کرد به سر خوردن و پاهام از هم باز شد حالا چشمم هم جایی رو نمی دید با جیغ امید رو صدا کردم، اومد تو و زیر بغلم رو گرفت از جام بلندم کرد ولی چون در رو کامل بسته بود دیگه ظلمات کامل بود و هیچی نمی دیدم گفت من گرفتمت نترس پات رو صاف کن گفتم پام رفته تو کاسه توالت گفت :sickخوب درش بیار گفتم چشمم نمیبینه نمی دونم پام رو باید کجا بذارم!!! دردسرتون ندم وضع مفتضحانه ایی بود از در توالت که اومدم بیرون با جیغ و فریاد فحش و کشیدم به جون صاحب رستوران تا رفتم سر میز نشستم که این همه پول می گیرید خیر سرتون یه لامپ بزنید تو اون توالت خراب شده تون…:angry
شنبه به امید میگم من همیشه اینقدر بداخلاق و غرغرو وجیغ جیغو هستم؟ میگه نه عزیزم تو همیشه خوب و مهربونی پنج شنبه از همیشه بهتر!!!!!!!!!!!!!:surprise


نظرات شما


  1. چکامه در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    وقتی آدم عصبیه ، همه چیز باهاش لج می کنه . بهتره خودت رو آروم کنی


  2. شوالیه در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    دوم


  3. شوالیه در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    این امید چی می‌کشه از دست تو!


  4. آلما در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    سلام ویولت عزیز
    امیدوارم همیشه خوب و خوش باشید و از این اتفاق ها که عصبانیتون میکنه براتون نیفته. در مورد خرید هم بهتون بگم بهتره که هرچی دوست دارید بخرید. از کجا معلوم چند سال دیگه اینقدر پولدار باشید که افسوس بخورید که چرا اون روز اون گوشواره رو نخریدید؟
    پایدار و سربلند باشید#flower


  5. شوالیه در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    #flower
    اصلا یه معامله!
    تو بشین اینجا بنویس همه‌ی ما بهت حقوق بدیم
    اینجوری هم ما راضی‌ایم هم خدای ما#smile #heart


  6. هیچ کس در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    حسابگری نشونه امید است
    و این حالت نشون می ده که امید دارید
    در آینده …
    و عصبانیت به مانند زلزله همه چیز را بهم می ریزه و هیچ کس غیر از خودمون نمی تونه جلوی اون را بگیره#winking #winking #winking


  7. شوالیه در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    فکرشو بکن!
    انگاری می‌خوایم یه مجله روزانه بخریم!
    تازه هم می‌تونیم سریع نظر بدیم هم می‌تونیم نظر بقیه رو بخونیم
    تو هم دیگه الکی غصه نمی‌خوری و نمیگی که از همه دلزده شدی!


  8. نیما در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    جالبه دیروز من هم همین مشکلاتو داشتم#yawn


  9. همه گاهی آب و روغن قاطی میکنن و از همه چی حالشون بهم میخوره . طبیعیه. سخت نگیر. بابام همیشه وقتی که مامانم بداخلاقی میکرد ، میگفت مال سر ماهشه . مراعاتش کنین . منم فکر میکردم که بخاطر حقوق سر ماه بابامه و میگفتم تو سر ماهته چرا اون بداخلاقی میکنه ؟!


  10. ویولت در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    شوالیه خدا بهت رحم کنه اولین نفری بودی که پرم به پرت گرفت#devil
    کامنت تکراری هرکی بذاره حذف میکنم#nottalking


  11. ًرویا در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    سلام ویولت جونم .امیدوارم بهتر بشی.وقتی عصبانی میشی ،بعد که کمی آروم شدی به چیزهای خوبی که داری و دیگران در حسرتش هستن فکر کن.اینطوری کمتر میری تو فاز افسردگی.البته سخته ولی بااراده ای که تو داری شدنیه.#kiss
    کاش به جای اینکه همش به فکر این باشیم تا پول جیبمون رو ببریم بالا کمی به شعور و فرهنگمون که داره روز به روز سیر نزولی میکنه اهمییت میدادیم.(منظور اون صاحب مغازه س
    مثل اینکه فراموش میکنن وجود مشتری است که باعث رونق کسب اونا میشه و باید به مشتری و نظرش احترام گذاشت.)


  12. arashl در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    eyval,ajab javabi#applause ,ama violet khanoom adam ke asabi mishe hame chi mirize be ham.doa mikonam zoodtar az in halat kharej beshid#flower 1


  13. حسابگری برای یه زندگی خیلی لازمه عزیزم.
    همه ماها باید حسابگر باشیم تا بتونیم خودمون و زندگی مون رو بگردونیم.
    تو ۶ میلیارد آدم رو کره ی زمین یکی میشه پاریس هیلتون.بقیه میشن نازنین و ویولت#blush
    از بابت اون رستورانه هم خیلی ناراحت شدم.#sad اما حرف امید یه عالمه به دلم نشست.خدا حفظش کنه برات.


  14. - در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    منم این روزا حسابی بی انگیزه ام. هزار تا کار عقب افتاده دارم عملا هیچ کار مفیدی نمی کنم! ۳ تا امتحان مهم دارم که تا ۳-۲ هفته دیگه باید بدم و هیچی ازشون بلد نیستم و خوندن هر کدوم حداقل یک ماهی وقت میخواد. سر کارم ۱۰ تایی پروژه و کار انجام نشده دارم، باید زبانم رو سریع تکمیل کنم، خونم آشفته و در هم بر همه(از کمدها گرفته تا کابینتهای آشپزخونه در هم و بر هم و پنجره های کثیف و ….)، چند تا اسناد و مدارک هست که باید بخونمشون، واسه ۴ نفر باید کادو بخرم که تو این گرما واقعا فکر گشتن تو خیابونا لرزه بر اندامم میندازه!، ……. سرتو درد نیارم …. با این همه گرفتاری و یه ۶-۵ مورد دیگه که نگفتم تا دلت بخواد الافم و از صبح تا شب حتی یک کار مفید هم نمی کنم! #sick #yawn #sad


  15. - در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    راستی ویولت جان از فیلم نامه ات دیگه هیچی نگفتی ….. در چه مرحله ایه؟#flower


  16. دختر افتاب در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    سعی می کنم یه ذره بفهمم چقدر برات سخته و عصبی بودنت… ویلی وقتی مطلبت رو خوندم فقط شخصیت امید عزیز جلو رشد می کرد و …..
    مطمئنم خدا رو به خاطر وجود امید شکر می کنی….. #flower #heart #kiss


  17. پوپک در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    امان از این مردای زبل ناقلا با اون زبونشون . این جور وقتها من میگم اوه اوه ببین بقیه وقتها چجوریم که الان میگه بهتر از همیشه ام#laugh


  18. بهار در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    سلام #heart … ویولت عزیز ما تو هر حالتی که باشه حتی نهایت غر زدن قابل تحمل … مطمئن باش … عصابتم خورد شد سر هر کی دوست داری خالی کن … امد هم که همیشه امادست #grin … تو فقط تو خودتنریز #grin #hug


  19. مونا در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    خستگی پیش میاد#hug
    با یه استراحت کوچولو رفع میشه#kiss
    از حرف آقا امید کلی خندیدم#grin


  20. این افسردگی مقطعیه ویلی جون. نگران نباش


  21. ساتین در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    ویولت می تونم بفهمم.فکر کنم همه بعد مدتی احتیاج به تغییر دارن.ضمنا اکثرا تو کشور ما شغلمون خلاقیت و تنوع طلبی مونو ارضا نمی کنه و بهد یه مدت آزاردهنده است. این مواقع با احوالاتی که تعریف می کنی معمولا موقعیه که آدم به یه نقطه عطف تو زندگیش داره نزدیک میشه امیوارم یک تغییر خوب تو زندگیت اتفاق بیفته.


  22. ساتین در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    بهد=بعد


  23. ساتین در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    حالا تعریف کن ببینیم امید نجات دهنده وقتی اومد تو تو در چه وضعیتی بودی؟#winking #grin


  24. ویولت در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    به ساتین:
    فکر می کنی یکی که سر توالت ایرانی نشسته و پاهاش به دو طرف باز شده و از رو سنگ توالت لیز خورده رفته کنار. تو چه موقعیتی می تونه باشه؟#thinking


  25. ویولت در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    در یک اقدام نچندان جوانمردانه پست های دو روز قبل رو برداشتم چون فکر کردم واسه چی باید من همه چیم رو بازگو کنم؟#thinking واسه چی هان؟ چه مزیتی واسه من داره ؟#worried


  26. صدف در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    الان قوانین مورفی به شدت صدق می کنه!منم اعصاب ندارم.از کار هم خسته شدم.ولی در مقابل همه مشکلات مدیون نیشم هستم که همیشه بازه#grin


  27. صوفی در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    ویولت جان
    فکر کن اگر امید هم در همان اوضاع شروع می‌کرد به انتقاد کردن از اوضاع و کلی غرغر هم او اضافه می‌کرد چه می‌شد. بنابراین خیلی عصبانی نباش و خدا را شکرکن اقلا کسی در کنارت هست که تو را درک می‌کند و لااقل او عصبانی نیست. از این احوالات هم برای همه پیش می‌آید. بعضی وقتها صبر آدم کم می‌شود.


  28. زم بور در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    نمی دونم چرا باید از همه بدموت بیاد اصلا چی میسه اینجوری می شه….چرا ام اس می گیریم…چرا زنده ایم چرا نیستیم…چرا همه یه هو بی معرفت میشن چرا یه هو معرفت ها گل می کنه…..؟؟
    اما وقتایی اینجوری می شیم داریم دق می کنیم…از همه بدمون میاد دنیا واسمون تنگ می شه…….یه راه داره….یه یا علی بگیم سرمون رو بگیریم رو به اوستا کریم….نگاش کنیم…خودش همرو از چشامون می خونه….راهش فقط همینه….
    کمک کن خدا…..که همه چیز تویی….!!


  29. زم بور در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    خیلی وقت تو وبلاگتم…همین جوری دارم پست ها تو می خونم…قشنگ…خسته نشدم…احتمالا تن تن(همون تند تند خودمون)سر بزنم بهت…العان باس برم خونه که ناهار و مهمون و…..اگه دیر شده باشه می گم بیان سراغ تو….ها ها ها…..!!


  30. سارا در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    اینبار دیگه نمی دونم چی بگم ویولت #worried


  31. امیر در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    من که اصلاْ عصبانی نمیشم#grin ولی اگه خدای نکرده هم عصبانی بشم(خیلی کم پیش میاد)هیچ مودل نمیتونم جلوی خودمو بگیرم..واسه خنده هم که شده باید یه چیزی رو نابود کنم.حالا از استکان بگیر تا ضبط صوت
    -
    پیشنهاد میکنم کتاب ((چهار اثر فلورانس اسکاول شین ترجمه گیتی خوشدل-نشر پیکان)) رو بخونی..شاید کمی کمت کنه…
    موفق باشی#flower


  32. امیر در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    مودل همون مدل هست#grin


  33. رها در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    ویولت عزیزم، دورت بگردم. هممون تو این روزای گرم دلگیر گاهی دچار این حالتها می شیم. عصبانیتهای تو هم دلیل محکم داشته و خوب این حسای منفیت موقتا قشنگیهای زندگی و وجودتو از چشمت دور کرده اند. تو یکی از قهرمانهای زندگی من هستی. دقیقا به خاطر همین مشکلاتت و برخوردهای تحسین برانگیزی که با اونا می کنی. جدا و از صمیم دلم برای موفقیت تو و امید نازنین دعا میکنم. خدا امید عزیز رو همیشه برای تو و تو قهرمانمو برای اون نیگر داره. #heart #flower #kiss


  34. یه دوست در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    ویولت گل حق داری عصبانی باشی
    حسابگری خوبه ولی بعضی چیزها وقتی زمانش بگذره دیگه لطف نداره . حالا اگه نخواستی گوشواره بخری به جاش یه چیز دیگه می گرفتی که خوشحالت کنه .بعدش هم یه پیشنهاد اقتصادی : چرا یه سرمایه گذاری بلند مدت نمی کنی که در آینده خیالت راحت باشه یه آب باریکه داری . می فهمم تو داری این همه زحمت می کشی که مستقل باشی و با ابن شرایط پول اضافه ممکنه نداشته باشی که سرمایه گذاری کنی ولی چه اشکالی داره از خونواده ات وام بگیری و خورد خورد بهشون پس بدی ولی در عوض برای روز مبادا یه چیزی داشته باشی مثلا یه آپارتمان نقلی که اجاره اش بدی
    در ضمن حق توه هر پستی رو که خواستی حذف کنی برای تو وجودشون فایده نداره ولی مطمئن باش ما ازش خیلی استفاده کردیم .
    زنده و پاینده باشی خانم گل#heart


  35. نسیم در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    منم همینطورم


  36. ساتین در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    کدوم پستها رو برداشتی با معرفت؟من که دارم همشونو می بینم#thinking


  37. آزاده در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    ویولت جان سلام
    کتابی رو که امیر گفته بخونی بد نیست یه فصل داره ( قانون بخشش و توانگری ) این خانم عقیده داره تو باید به شهود احترام بذاری یعنی اگه کلا ۱۰۰۰ دلار داری و دلت یه پالتو ۱۰۰۰ دلاری خواسته همون روز باید بخریش قانون هستی از دست رفتن این پول را برات جبران می کنه .
    البته من با کل این حرف موافق نیستم ولی تا یه حدودی چرا .
    یه جمله تو این کتاب هست که خیلی به دلم نشسته ،‌نوشتم زدم به دیوار :
    چرا نگران باشم ؟شاید هرگز پیش نیاید .


  38. ویولت در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    به آزاده و امیر:
    خیلی ممنون قبلا خوندم ولی تازگی ها نه
    به یک دوست:
    طبیعت آینده نگر من نمیذاره که اینکار رو نکنم واسه همین یک حساب آتیه دارم که ماه به ماه بهم حقوق میده و ۲ دونگ از یه آپارتمان که امیدوارم به کل تبدیلش کنم#smile
    خوب همین آینده نگری ها سبب میشه که واسه خرید کردن برای دلم دست و دلم بلرزه#sad
    به ساتین:
    تو حافظه کامپیوترت مونده بعداْ حذف میشه#devil


  39. مانیا در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    ویولت جون ممی دونی چیه؟ بیش تر از این که حالت تو توی این نوشته آدم رو تحت تاثیر قرار بده صبوری امید متاثر می کنه آدم رو/


  40. مانیا در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    این ممی دونم یه میم ش مال ویولت جون م بود بقیه اش مال می دونی چیه#silly ببخشیدا گیج می زن م فی الواقع!


  41. ًرویا در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    گفتم یه چیزی اینجا کم شده!!!!!!!!!!!!!!#thinking #devil #grin


  42. یه دوست در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    مثل اینکه زیره به کرمان بردم #blush #grin
    بابا من اوج شاهکار آینده نگریم این بود تازه خودم از پسش برنمیام و تلاش خونواده تا حالا به جایی نرسیده . اگه وقتی می خوام کاری بکنم پولش رو نداشته باشم شدید افسرده پاچه گیر می شم حالا این کار اصلا شامل خرید لباس و اینا نمیشه از اینا راحتتر می گذرم و منتظر میمونم یکی از خونواده برام کادو بگیره#devil
    خلاصه که ببخشید از این پیشنهاد خام به ویولت کاردان#blush
    شاد باشی#heart


  43. ساتین در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    عجب خنگولی هستم برم اسپند دود کنم برای خودم#grin


  44. پشمک در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    چی بگم گفتن اینکه به روی خودت نیار و محکم باش هم بی خودیه.هر چیزی ظرفیتی داره آدم هم همین طور!#thinking
    من با پوست و گوشتم میدونم چی میگی #kiss ولی باز هم به روی خودت نیار مگه غیر از این هم میشه!!!!!!!!!!!!!!#hug #tongue #grin #winking #kiss #kiss #kiss #kiss #kiss


  45. تینا در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    سلام ویولت
    منم مثل تو همش فکر فردا رو میکنم واسه همین همیشه وقتی دلم یه چیزی می خواد سعی می کنم جلوی خودمو بگیرم .ولی راستش بعضی واقتا خوبه که به خاطر دل خودتم که شده چیزایی رو که دوست داری بخری .مثل من که هفته قبل بعد از گرفتن حقوقم رفتم کلی برای خود خرید کردم اون موقع داغ بودم نفهمیدم بعدش که اومدم خونه حساب کتاب قسطامو که کردم دیدم تا آخر ماه فقط ۲۷۰۰۰ تومن برام می مونه#cry ولی دیدم عوضش بعد از مدتها به خودم رسیدم واسه همینم کلی ذوق کردم.#tongue


  46. ندا در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    سلام ویلی جون خوشبحالت که یه همچین عشقی داری
    با اجازت یه چند جمله ای دارم برای مونا که دیروز در مورد حجاب یه چیزایی گفته بود:مونا جان عزیزم کسی نگفت شما بنز نخر بخر ولی درشو قفل کن
    اینی که میگن حجاب داشته باش اینه چون همه که چشم پاک نیستند
    شما ماشین میگیری درشم قفل میکنی باخیال راحت میشینی سر جات
    تا اون دزدی که مبادا نشنیده که باید چشماشو درویش کنه ماشینتو ندزده#winking


  47. افسردگی ناشی از بی پولی! درد مشترک! فرق نداره به خاطر چی پول لازم داشته باشی! اما همیشه لازم می‌شه!#worried


  48. پرهام در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    در مورد لینک قبلیت من دیر رسیدم اما جدا نمی دونم چی میشه . بنظر من عصبانیت آدم از کسی که نزدیکه و خیانت کرده خیلی بیشتر از آدم دور هستش چون اعتماد داری و اگه بخواد به همسرت تجاور کنه …. !!!
    در مورد این لینکت کدوم رستوران بود اگه رفتیم بگیم شما همون رستورانی هستی که همیشه چراغ دستشوییش سوخته؟؟


  49. ویولت در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    می خوش تو میدون سلماس یوسف آباد#nottalking


  50. رامین در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    سلام
    هر که در این بزم مقربتر است جام بلا بیشترش میدهند
    من قبلآ هم اینجا اومدم… نوشته هاتون جالب هستند
    براتون آرزوی شادکامی و سلامتی روزافزون دارم..
    همیشه با خودم این بیت رو تکرار میکنم چون آرومم میکنه:
    اگر نبود ما منش میلی
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی
    تا سلالمی دیگر


  51. لیلا در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    دختر خوشگل دیگه کم کم دارم به این نتیجه میرسم که این امید گل گلاب انسان معمولی نیس فرشته ایست در جسم انسانی #flower ولی از اونطرف خدائیش با همه غر زدنات تو هم خیلی دوس داشتنی وماهی #heart #kiss


  52. نازیلا در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    سلام ویولت جون
    اینکه آدم تو خرج کردن حساب کتاب کنه و به عبارتی حسابگرانه خرج کنه خیلی هم خوبه. چرا میذاری یکچنین خصوصینت خوبت تو را ببره تو فار افسردگی؟ آدمی که الان بیخیال است بعدا یهو با مخ میخوره زمین جوری که هیچ کس نمی تونه جمش کنه!


  53. مهیار در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    ببین قضیه شنبه هفتم مرداد رو چرا پاک کردی من اومدم ادامه اش رو بخونم دیدم نیست خب اگه نمیخواستی بنویسی از اول نمینوشتی من که اومده بودم بقیه اش رو بخونم پس بقیه اش رو اگه می تونی بذار


  54. مامان آیسان در ۸۵/۰۹/۰۵ گفت :

    لابد به خاطر گرما بوده ویولت جون. گرما مخ همرو از کار میندازه


  55. RahiL در ۸۵/۱۰/۰۵ گفت :

    همه از این روزا دارن! خوبیش اینه که می گذره! #smile


  56. مهتاب در ۸۵/۱۰/۰۵ گفت :

    داشتم فکر میکردم اگه این وبلاگا نبود ما چجوری خودمونو سرگرم می کردیم#thinking


  57. #grin #grin #kiss


  58. avan در ۸۵/۱۰/۰۵ گفت :

    ye pishnehad, vaghti garma ziade va garmete nahar va sobhane ye chize kheili sabok mesle salad bokhor bedone sose charb, ye kami miveye khonak mesle hendone ta shab ke yekami hava khonaktar beshe, shayad asaresho bad az emtehane in pishnehadam bepasandi, dige aslan onghadr garmet nemishe ke kalafe beshi, kalafegi ye meghdare ziadesh male garmaye daronite ke ba khordane ghazahaye charb ya sangin ya hata kami Carbohydrate shadidan afzayesh peyda mikone. Think about it.


  59. سلام#grin بابا بیخیال #grin
    حالا ویلی جون میگم خوب شد چراغ سوخته بودااااااااا….#grin وگرنه…#rolling #blush


  60. شبنم در ۸۵/۱۰/۰۵ گفت :

    به خدا خیلی این امید خان گله … ویولت خوشگلم حتما با بودن امید خان زودی این حالت هم میره پی کارش. خوبه که میتونی اعتراض کنی. خیلیا که حق اعتراض به صاحب رستوران رو هم از خودشون سلب کردن … شاد باشی …شبنم


  61. خیلی وقته میام بت سر میزنم
    خیلی اوقات نظر نمیدم
    خیلی باحال شدم که الان نظر دادم
    خیلی نوشته هات و دوست دارم
    خیلی اینجا خوشگله
    خیلی خوشحال میشم یه کامنت از تو تو وبم باشه


  62. ویولت در ۸۵/۱۰/۰۵ گفت :

    به آوان: عزیزم آخه مشکل یکی دو تا نیست که اگه هندونه بخورم دیگه قید بیرون رفتن رو باید بزنم چون یه بند توالتم بعدشم من شبش شام نخورده بودم صبح هم یه نون پنیر و چایی دیگه سبکتر از این امکان داره؟
    به شبنم:
    کاری که من کردم اعتراض نبود که. کشتمشون#winking


  63. فرید در ۸۵/۱۰/۰۵ گفت :

    ویولت جان من با اجازت یه پیوست به این پستت اضافه کردم #flower


  64. سلام دوست من ویولت
    یکی از اشعار خودم راخدمتتان تقدیم می کنم
    من وبلاگ را به روز کرده ام
    به وبلاگ من سر بزنید پشیمان نمی شوید
    ___________
    مینای بشکسته
    ——————-
    نگار من ، نگار من
    خبر آمد که اندر کوی مشتاقان
    به روی مرکبی رهوار، با رخت سپیدی رهسپار کوی امیدی
    شنیدستم نشاندی در دل سنگت ، در آن صندوق پولادین ناپیدا
    دو صد شور و شعف از عشق ، این زیباترین مهجور انسانها
    تو ای مینای بشکسته
    نگه کن در پی ات آنــســـوی شـــادیــهــا
    همانجایی که قلبی می تپید از شوق
    اینک ساکت وتنها ، بدور از شوق و شادیها
    یکی خاموش می گرید و می نالد
    چــه نـا لـــیدن
    که همچون شمع می سوزد به سودایی
    $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
    شعری زیبا نیز را به شما هدیه می کنم
    $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
    نشود فاش کسی، آنچه میان من و توست
    تا اشارات نظر، نامه رسان من و توست
    گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
    پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
    روزگاری شد و کس، مرد ره عشق ندید
    حالیا چشم جهانی نگران من و توست
    گرچه در خلوت راز دل ما، کس نرسید
    همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست
    گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ارنه
    ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست
    این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
    گفت و گوئی و خیالی ز جهان من و توست
    نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
    هرکجا نامه ی عشق است، نشان من و توست
    سایه زاتشکده ی ماست، فروغ مه و مهر
    وه از این آتش روشن که به جان من و توست
    #################### این شعر زیبا از هوشنگ ابتهاج است


  65. سایت خوش رنگی داری