شبهای عزا

خیلی سالها پیش، شاید اون وقتی که دبیرستانی بودم … شبهای تعطیلی مثل این شبها جمع میشدیم خونه مادربزرگم و نوه ها میزدیم تو سر و کله همدیگه.
مامان بزرگ خدا بیامرزم اعتقاد داشت توی این روزا بخصوص عاشورا هیچ کاری نباید کرد چون گناه داره.
حالا تصور کنید جلو کسی که حتی غذا پختن و حموم رفتن رو تو این روزا گناه میدونه ما تخم جن ها می شستیم به ورق بازی کردن و تخمه شکوندن … خوب چیکار میشد کرد ما هم همون روزا رو داشتیم برای دور هم جمع شدن … فکر کنم همین کله خرابی نوه هاش هم خون به جیگرش کرد!!!.
یادمه یکی از همین روزا نشسته بودم پای تلفن و به صحبتهای اونور خط می خندیدم، مادربزرگم در حالیکه ملبس به پیراهنی سیاه جلوم نشسته بود و در حالیکه فکّش رو تو دستهاش می فشرد بهم نهیب زد ” نخند بچه، دهنت کج میشه.”:angry
امروز جلوی آیینه داشتم صورتم رو در زوایا مختلف نگاه میکردم که با حالتی متفکر رو به مامان کردم و گفتم:
” خدا بیامرز مادرجون طفلک هی گفت نخند دهنت کج میشه ها … من گوش نکردم … نیگا راست راستی کج شده.”:confused
پیوست: یک سئوال مهم دارم این عکسهای خوراکی که من میذارم واقعاً بچه هایی که خارج کشور هستند و یا دسترسی به این چیزها ندارن رو ناراحت می کنه؟اگه اینطوره تا الان رو معذرت می خوام و دیگه نمیذارم و اگه نه که بازم عکس هست بذارم.:teeth
***********
آلیوس جان سبب خیر شدی مادر:love این خبر رو هم لطفا بخونید.
عمق فاجعه وقتی بیشتر میشه که تو فرناز رو از نزدیک می شناسی و می دونی اصلاً … زندان:surprise … چی بگم.
خدا بهشون و بهمون رحم کنه.:praying


نظرات شما


  1. BaHaar در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    اول .. اول تا بعد نظر !!‌ #tongue


  2. BaHaar در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    اول .. اول تا بعد نظر !!‌ #tongue


  3. BaHaar در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    ببخشید ..نمیدونم چرا ۲ تا شد !
    اما عکسهایی که شنبه گذاشتی اینقدر منو هوس انداخت که شروع کردم به مامان بگم اگه یکی به فکرش بزنه اینجا توی «‌مارینا مال‌»‌‌(‌یکی از این شاپینگ سنترهای شیک و پیک که همه اش مارک میفروشند ) یک خواربار فروشی بزنه و اینطوری و اونطوری کنه کلی کارش میگیره ها… بعد هم هی لب تاپ رو چرخوندم طرف مامان که ببینه و تایید کنه ! که البته نمیدنم چرا تایید نکرد #thinking


  4. مخمل بانو در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    نه عزیز! به نظر من که اصلا ناراحت نمیکنه !کلی هم یاد ایامی میفتیم و حال میده! بذارین هر چی دوست دارین
    #heart


  5. یک خواننده ی همیشکی در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    آخ جون بازم عددم تک شد!!


  6. partopala در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    #laugh in axaye khorakiyaye hayajan angiz ke mizari fek nakonam kassi ro narahat kone vali bad joori hesadat barnagize looool
    vali edame bede be ax gozashtan man ke koli keif mikonam :D #silly


  7. من یکی که ناراحت نمیشم.اما هربار میام وبلاگت و میرم نمیدونم چجوری باید آإ لب و لوچه ام رو جمع کنم.#grin تازه این قسمت خوبشه!!قیژ و ویژ دلم رو هم نمیدونم چه غلطی باهاش بکنم!!!#blush فکر نکنی من شیکمو ام ها! نه !
    من فقط یه ذزه قارومپا بیدم.#kiss


  8. آا =آب لب و لوچه.
    #tongue


  9. شهرام در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    یاد همون ایام کودکی و نوجوانی بخیر …
    موفق باشی دوست من ..


  10. آلیوس در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    سلام ویولت جان! هوووم راستش من پست قبلی با عکس ها رو ندیده بودم! الان که گفتی نگاه کردم و دیلم آب شد!!‌ باور کن دهنم پر آب شده!‌من عاشق این آشغال پاشغالای ترش هستم!! یاد درکه به خیر…


  11. ساتین در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    من که میگم بذار بذار خوبم بذار#grin
    ضمنا با اون حسابی که میگی منم باید تا حالادهنم از کج هم کج تر شده باشه بذار برم ببینم #worried
    آره بدجوری#winking


  12. نفیسه در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    دهن ما اینور آبی ها رو که نزدیک به این خوراکیاست آب می ندازی وای به حال اون ور آبیها!


  13. nahal در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    baba bikhial, to che in aks ha ro bezari che nazari ma delemoon mikhad…inja nabinim too khab mibinim… man ke migam age bezari behtar ham hast…


  14. سلام . روح مادر بزرگ شما شاد ………….خاطره قشنگی بود .شاد باشی


  15. عکسهای خوشمزه ای انتخاب میکنید. مخصوصا اون چلوکباب که من در حسرتش فقط آه کشیدم . این آلو و لواشکها هم ……#sad
    اما بگذارید ما هم آه بکشیم#tongue
    یاسمین


  16. مامان آیسان در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    حالا خارج از کشور باشی حامله هم باشی ببین دیگه چه زجری مادر جون. اما مشکل این نیست که تو فقط این عکس ها رو میزاری این روزها به چشم من همه عکس های خوشمزه میزارن#kiss


  17. ممنون… نمی دونم چرا خیلی مطمئن بودم که وبلاگت رو سرور پرشین بلاگه!!! #silly الان که دیدم برق از سه فازم پرید #laugh
    بهرخال خیلی زیاد… مرسی #smile


  18. goli در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    hehe,delemooon ke aab mishe!:D amaa khob kaachi beh az hichiiiiiii!:))


  19. بلفی در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    نفرین های مادر بزرگها رو همیشه باید جدی گرفت#flower


  20. مهدیس در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    نه ویولت جون از قدیم گفتن وصف العشق نصف العیش (درسته؟)حالا ما دستمون نمیرسه ولی با این عکسا کلی حال میکنیم#heart تازه به این ندیدبدیدهای اجنبی هم نشون میدیم که ما چه چیزهای با حالی داریم#grin


  21. سینا در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    سلام
    من برای شما یک ایمیل فرستاده ام. بسیار متشکر می شوم اگر بخوانید و پاسخی به بنده بدهید.


  22. armin در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    na man naaraahat nemisham, bishtare commenthaam dar moorede aksaayeh ghazahaa yaa khorakihaa shokhi ast, vali kollan aksaaei roo doost daaram keh neshoon mideh sharayet va mohit cheghadr avaz shode.


  23. هانیل در ۸۵/۰۹/۱۱ گفت :

    سلام ویولت عزیزم
    من که به این چیزا دسترسی دارم و دلم زیاد آب نمیشه پس در این مورد نظری ندارم ولی در مورد عزاداری فکر کنم حق با مامان بزرگت باشه . منم از این حرفا میشنیدم ولی توجه نمیکردم ولی حالا که به اصطلاح سرم به سنگ خورده بهشون که فکر میکنم میبینم شاید حق با کسانیه که نظر دارن تو این روزا بهتره کارای دنیوی نکرد.#thinking


  24. عسلک در ۸۵/۱۰/۱۱ گفت :

    مادر بزرگ من خواب رو حروم اعلام می کرد! #flower
    خدا رحمتش کنه دلم براش تنگ شد #sad


  25. من بی توجه به خدا و خودم در ۸۵/۱۰/۱۱ گفت :

    امیدوارم که خدا سلامتیت رو تو این روزها بهت دوباره هدیه بده و امیدوارم هممون قدر سلامتی و لحظاتمون رو بدونیم.
    یا حسین#flower


  26. هیییییییییییی دلم چقدر برای اونروزا تنگ شده#flower


  27. هانیل در ۸۵/۱۰/۱۱ گفت :

    در ضمن ویولت جان بابت فونت تیره معذرت امشب درستش میکنم


  28. avan در ۸۵/۱۰/۱۱ گفت :

    na azizam chera aziat beshim dahanemon rah miofte ke onam migan vase shireye medeh khobe, vali rastesh iran ham bodim dahanemon rah mioftad to axato bezar delemon baz mishe daste kam:))#tongue


  29. بی تا در ۸۵/۱۰/۱۱ گفت :

    این عکسهات ما رو ناراحت نمیکنه بلکه آب از لب و لوچه مون راه میفته#silly


  30. پرهام در ۸۵/۱۰/۱۱ گفت :

    من بچه بودم یه عکس بهم نشون داده بودن می گفتن هر کسی که ناخن بخوره اینجوری میشه! کله طرف عین بشقاب پرنده بود تو عکس!#winking


  31. آورا در ۸۵/۱۰/۱۱ گفت :

    جدی جدی این عکسهات آب از دهن آدم راه میندازه.
    ولی یک جور زجر لذت بخشه. میفهمی که!!!
    بنابر این عکسها رو بذار.#winking


  32. camelia در ۸۵/۱۰/۱۱ گفت :

    man pishnahad mikonam 1modat axe kezk va shirini va injoor chiyha beyar,ke man zeki aslan hichvaght havas nemikonam,ama axke lavashak va gharghoooorooooot vaaaaaaaaaaaaa ina nayar,ke….1sal pish oomadam iran 1 tike gharghooroote aaali avordam ke mese kare saf va 1 dast bood zadame 1bar viaram gereft neshestam hamasho 1dafe khordam oonam chi gay yadam khordam#laugh #laugh
    ama khob man hanuy too fekre in axaze akharitam baram soal pish oomade oon axe akhari ke 1 chiye loole mananade chieeeeeeeeeeeeeee,bay dahanam ab oftad#worried ,maloom nist chie ama 1joooori abdar be nayar mirese,rasti to gonah nadari ax miyari,bayiha 1 kam shekamoooo hastan#tongue


  33. camelia در ۸۵/۱۰/۱۱ گفت :

    baz in font parid ru almani va baz ham jae z va y….sorry…


  34. آره ویولت جون اونایی که تو ایرانم هستن و نمی تونن برن بگیرن خیلی دلشون می خواد.. چه برسه به بقیه#grin


  35. آرزو در ۸۵/۱۰/۱۱ گفت :

    ویولت عزیز .چرا تو آنقدر از این ادمک ها استفاده می کنی؟ در نوشتن باید بتوانی احساساتت را با کلمه ها بیان کنی.کلمه ها گاهی همه چیز را در خودشان دارند.و دیگر اینکه به لیست دوستانم اضافه شدی.دوست تازه سلام!


  36. شهره در ۸۵/۱۰/۱۱ گفت :

    #flower شاید در وافع چیزی که اینجا مینویسم نظر اسمش نباشه… دوست داشتنی هستید.


  37. ساتین در ۸۵/۱۰/۱۱ گفت :

    منم از آزادی اون سه تا خانم خوشحال شدم.چی می شد این مسائل نبود؟#sad


  38. sadaf در ۸۵/۱۰/۱۱ گفت :

    etefagahn t mitooni ax e chizay khoshmazeh bezar.be BAHAR ; kollan gharbiha chizaye torsh doost nadaran mesle ma baray hamin ein maghazeha nemigireh