

دیشب رفتم پارک.
دوست شهروز بهش زنگ زده بود و پیشنهاد کرد که برن پارک بعدشم اصرار پشت اصرار که من برم … هرچی گفتم من مزاحمتون میشم قبول نکردن دیگه آخرین تیر در کمانم رو رها کردم و گفتم ماشین ۲۰۶ ویلچر من جا نمیشه توش پس نمیام که دوست شهروز گفت من ماشین بابام رو میارم که صندوقش بزرگتره.
نتیجه این شد که من بزور با خودشون بردن.
حسابی خودم رو بقچه پیچ کردم … هوا جدیداً سرد شده دیگه تو پارک تکلیفش معلومه … یه پتو کوچیک هم انداختم رو پام که زانوهام بیشتر از این خشک نشه.
هرجا که زمین مسطح و مناسب بود از ویلچر پیاده شدم و چند قدمی راه رفتم.
* وقتی هیکل خودم رو تو آیینه نگاه می کنم کلی حظ می کنم با این عدم تحرکی که من دارم بی قرار ظرف این ده سال باید به یک گاو متحرک تبدیل میشدم با توجه به اینکه بی استعداد از لحاظ چاق شدن هم نیستم … ولی کاملاً حواسم به غذا خوردن و مقدار اون هست که اضافه وزن پیدا نکنم چون در آن صورت مشکل راه رفتن با اضافه وزن پیدا شده میشه قوز بالا قوز.
شکم دارم بالاخره با این میزان کورتنی که من مصرف کردم راحت میشه گفت مثل زنی هستم که دو یا سه شکم زاییده باشه … شکمم رو نمی تونم آبش کنم چون هیچ حرکت ورزشی که کمک به آب شدن شکمم بکنه نمی تونم انجام بدم.
اصلا واسه چی اینا رو گفتم؟ ظاهراً نبود یار خیلی بهم داره فشار میاره و دارم پرت و پلا میگما.:dontknow
*صبح که از خواب بلند شدم تلویزیون رو روشن کردم برنامه سلام مردم ایران در حال پخش بود؛ گفتگویی بود بین آقای نوری( گوینده رادیو) و آقای میرفخرایی ( که من عاشق اجرا و شخصیتشم) و آقای شهیدی در مورد گویش رسمی مملکت. لپ کلام این بود که با پیدایش رادیو گویش رسمی کشور بر اساس گویش فرهیخته تهرانی مرسوم شد( نه گویش کوچه و خیابونی اشتباه نکنید) و بحث بر سر این موضوع بود مثلا می گفتن لفظ تهرون یا ایرون درست نیست و باید گفت تهران یا ایران چون کاربرد تهرون مربوط میشه به گویش دروازه دولاب … خلاصه بحث جالبی داشتن چند تا نکته اش برام جالب بود که اینجا میارم:
می گفتن الان صمیمی شدن با سخیف شدن و لودگی قاطی شده و مردم برای اینکه نشون بدن خیلی صمیمی هستند اغلب بدون هیچ آشنایی قبلی همدیگه رو با دوم شخص مفرد خطاب می کنن که هیچ موردی نداره. یا می گفت من نمی دونم این پیج کننده های بیمارستان یا هواپیمایی این لهجه بخصوص رو که اغلب آدمها هم متوجه اش نمی شن بر چه اساسی و از کجاشون در آوردن؟ آخر برنامه آقای شهیدی خواست تشکر کنه گفت “مرسی” و بعد بلافاصله پرسید اصلا کلمه مرسی که فارسی نیست پس بکار بردنش درسته؟ که آقای نوری جواب داد مرسی درسته که فارسی نیست ولی مردم پذیرفتنش پس فارسیه.
اول
اول شدم
خیلی مرسیییییییییییییی#winking
همدیگه رو دوم شخص خطاب می کنند !
نه سوم !
چقدر دلم پارک می خواد ! با هی هوای سرد که آدم مورمورش بشه ….
مرسی-مانتو-تن -چک
اینها همه لغتهایی هست که اصلش فرانسویه و در گوشت زیان فارسی وارد شده.
حال شما خوب است انشاالله ویولت خانم؟(قشنگ رسمی سوال کردم که سخیف نشم#silly #grin )
سلام. گوش دادن به آهنگ تو یه تاک قد کشیده سیاوش تو این هوا چه لذتی داره. در ضمن با لهجه فارسی سلیس خونده شده پس همچین بی ربط به موضوع نیست
مگه یار کجا گذاشته رفته ویولت جون#thinking
به ارکیده
مکه#cry
کلا چنین بحثایی برام جالبه ! حیف که صبح خونه نیستم وگرنه حتما می دیدم #flower
#grin زیاد خودتو به دلتنگی نزن#rolling من که میدونم دلتنگه چیی؟ اون کادوها…خدا کنه یه خوابی ببینی که تو اون سوغاتیهاتو به من دادی…تو هم که حساااااااس سریعا به خوابت عمل می کنی#hug
#grin ببخشید یه چیزه دیگه…..بهترین چیز برای اینکه کم کنی اینه که کدو وهویچ بخار چز وماست وخیار بخوری…البته می تونی تو هویج وکدوت سینه مرغ وهمینطور کرفس هم بگنجونی….معجزه می کنه اگه مشگلی برات نداشته باشه#thinking #kiss
این رادیو خیلی چیز توپیه! این دولاب که گفتی کیه؟ همون مخترع رادیوئه؟ ایول پس اونم خیلی توپه!
یوسف گم گشته باز آید به کنعان …غم مخور#flower
#smile #flower سلام ویولت عزیز نازی حاج امید جاش خالی نباشه به سلامتی #grin چه بانمک #laugh #blush #heart
جای امید خالی نباشه ویولت جان.خوشحالم رقیب عشقیم رفته سفر#grin #devil
فکر نکنم استعداد چاقی داشته باشی . هیکلت که قشنگه اما این تصاویر خوشگل و اشتها برانگیزی که گاهگاه از ددر رفتن با یار سفرکرده میذاری حتی اگه یک سوم اش رو هم نوش جونت بکنی در صورتی که استعداد تپل شدن داشتی تا حالا باید صد کیلو شده باشی . من هم شخصیت و اجراهای میرفخرایی رو دوس دارم . از اون معدود مجریان مطلع و خوش بیان قدیمی هستش که دیگه کمتر لنگه اش پیدا میشه . #kiss #kiss
سوتفاهم نشه ها این دو تا ماچ مال شما بود نه اقای میرفخرائی #grin
سلام #flower
منم این برنامه را خیلی دوستدارم….
بحث جالبیه. مشابهاش در مورد نوشتن توی وبلاگها هم میتونه مصداق داشته باشه. تفکربرانگیزه. ممنون.
ویلی جون امید کجا رفته مگه؟
(با لهجه بخوون ویلی امیدوارم کمی بخندی و دلتنگیت رفع شه….)
همین الان یک عدد فرشته به من نازل شد وخودش گفت که بهت بگم که این گدر گصه نخوری ها و خودشو ناراحت نکنی؛خدا گفت خودش بنده هاشو افریده ؛ دوست داشته به یکی شکم گنده بده ، خب داده ؛ به یکی شکم نازک بده ؛ خب داده ؛ به یکی دماغ بده؛ خب نداده ؛به یکی چشم بده ؛خب نفهمیده که نداده، گناه که نکرده؛ همین خودت ، مثلا گفت الان سه تا شکم #blush… خب الان مگه خدا حسودیش شده؟ ها؟خب الان شکمت بزرگه؛ خب باشه بزرگ باشه!مادر سه تا بچه بودی که ؛ میخواستی اینگدر جلو خودت تو بگیری؛ دروگ میگم؟ای بابا خودت میگی که کوکو رتن، خوردی ؛ حالا فکر کردی من حالیم نمیشه که گذای خارجی بخوری؟ فک کردی امید نمیفهمه؟ فک کردی خدا نمیفهمه ؟ الان اگه نمیفهمه ؛ پس این فرشته شو؛ چه جوری نازلش کرده ؟ ها؟ خب من که کاری ندارم اما همین گیبت های که کردی ، چی؟ خب حالا گفت که مرسی ؛مکه که نرفته که بد باشه؛ چطور با ماشینشون بلند میشی میری پارک ؛ حالا نشستی میگی مرسی رادیو کشور جمهوری اسلامی بده؟ گناه داره بخدا ! ایلده خب خودت بگوو از کجا برات ماشین گنده بیارن؟ ها؟ الان نیسان ؟ خب بگوو نمیخادش برم ، حالا تو که نرفتی ولی خدارو چی دیدی اومدو اوون که رفته ؛ پس چرا خودش میگی که شکم امید بده؟ اخه دختر جان ، یه کمی فکر کن ببین حالا اوون مانتو نشد خب اوون مانتو!! این ماشین نشد خب نشد فدای سرت بگول خودت گوز بالا گوز که نمیشه ؛ بعدشم راستی این مرتیکه” نبود یار” کیه که میگی داره فشا…استگفرا ل ل اا …فشار میاره #angry ، بخدای احد و واحد که شکمش رو پاره کنم ؟ #angry تو ناموس نداری؟بدبخت ؟ ضعیف گیر آوردی فشار میاری؟ #angry حالا امید رفته مکه،تو باید بیای فشار بیاری؟ بیناموسی کنی ؟مگه من مردم ؟که اذیت میکنی ؟مگه من الان چه مه ؟هیچکی جرات نداره بگه که تو مکه رفتی؟ ها؟ یا همین شکم؟ بخدا هزار بار نوار گذاشتم توو رادیو؛ همش گوران میخووند که فهمیدم فرشته نازل شده ؛ رادیو گفت که بده ! کوچیک بشو من نشدم که! تازشم هر روز نصیحت میکنه ولی من که مثل تو گصه نمیخورم؟…. وای بیچاره شدم ننم اوومد خداحافظ #winking
این زلفعلی حالش خوبه اینا چیه که نوشته #nottalking
درکت میکنم …. انشاءالله بر میگرده بعد یه دل سیر می بینیش کیف میکنی ….
انصافا اگر استعداد داری و توی این مدت غیر از شکم خیلی تغییر نکردی باید بهت افرین گفت !! من که خدای تحرک و تکونم چون استعداد دارم کمی شکم اوردم که به بدبختی دارم ابش میکنم !! حرکتهای دراز نشست هم که برات سخته … خوشحالم که می بینم اراده قوی داری… گرچه من هر وقت امدم اینجا تو داشتی از یه غذای خوشمزه تعریف میکردی!! #kiss
ویلی معذرت#cry فک میکردم با مزه بشه ولی افتضاح شد#cry ببخشید#worried
جای آقا امید خالی نباشه#flower
جالب بود ویولت جون . مرسی#winking
سلام یه ورزش پیشنهاد میکنم روزی ۲۵۰ بار تو ذهنت دراز تشسسا یزن و مدتی ادامه بده..بعد ببین لاغز نیشه یا نه…خوشحال میشم به منم سر بزنی#flower
سلام ویولت عزیز
و عرض سلام و تشکر بابت مهربونی هاتون. امیدوارم شاد باشین.
اومدم برای حال و احوالپرسی
ویولت جونم من ام اس ندارم.به ظاهر هیچ بیماری دیگهای هم ندارم،اما به تو غبطه میخورم که توی زندگیت کسی رو داری که میدونی واقعاْ دوستت داره و خدا میدونه که هر وقت هروقت اینجا رو میخونم برای امید که انقدر مرده و برای سلامتی تو دعا میکنم و خوشحالم همچین عشقی رو تجربه کردی.اما باور کن ویولت که من حاضرم همهء سلامتی و همهء دار و ندارمو بدم و یه عشق واقعی به جاش داشته باشم.تو از خیلیا خوشبختتری ویولت جونم.امیدوارم خدا سلامتی رو هم بهت بده که بهتر بتونی از وجود آدمای خوبی که دورو برتن لذت ببری#heart
سلام ویولت جون. یه چیز عجیب بهت بگم. چند شب پیش ها خوابت و دیدم!!. خواب دیدم داریم با هم می ریم مسافرت!! مامان تو هم بودن. تو هم گاهی روی ویلچر بودی گاهی هم خودت به خوبی و بی مشکل راه می رفتی.خیلی برام جالب بود.آخه اون روز اصلا یادت نبودم. امیدوارم همیشه خوب باشی
ارباب قلم بروزه #flower