قربون خودمان می رویم !!!

شاید خیلی راحت بشه اسمش رو گذاشت خودخواهی خود شیفتگی یا هر چیز دیگه ایی که تو دوست داری بنامیش ولی برای من ذره ایی اهمیت نداره …آره این خصلت رو دارم،خیلی شدیدش رو هم دارم و حسابی با خودم حال می کنم.
میدونی چرا؟ چون فکر می کنم هر جوجه دیگه ایی جای من بود سر دو روز باید وضعیت زرد و بعد قرمزش رواعلام می کرد ولی من نه تنها تو این وضعیت نموندم بلکه خودم رو بالا کشیدم و روی قله سفیدی ها وایستادم… که الان تو نوعی با خوندن لحظه به لحظه ام حال کنی نه اینکه دگمه ضربدر رو فشار بدی و با گفتن جمله ایی حالی به ماندگان و رفتگانم بدی.
من یه پرنده وحشی ام یا به تعبیر دوست عزیزی که از همین جا با هم دوست شدیم یه اسب سرکش، یک مادیان … هیچ وقت به کسی باج ندادم و اجازه ندادم محدودم کنه چه اون موقع که دختر خونه بودم چه الان که مهر زن مطلقه به تعبیر جامعه رو پیشونیم زده شده، هیچ وقتِ هیچ وقت کسی اجازه نداشته برام تصمیم بگیره یا منو به زور بچپونه تو ظرف عقیدتی خودش و برام اما و اگر بذاره. جسارت زدن خیلی از حرفها رو داشتم و دارم و عمل کردن به خیلی از کارها که حتی شنیدن پیشنهادش هم تن تو رو می لرزونه… مخلص کلوم کله ام بدجور بوی قرمه سبزی میده.
حتی الانم که جسم رو از دست دادم باز اینقدر دماغم سربالا هست که اجازه ندم انتخاب بشم و خودم انتخاب کننده باشم.
امید بهترین شخصیه که می تونست تو مسیر زندگیم قرار بگیره کسی که هیچ وقت نخواست نقش آقا بالا سر رو بازی کنه چون اگه حتی تلاشی هم می کرد برای داشتن این نقش به بی رحمانه ترین وضع ممکنه قلع و قمع می شد برای همین فقط خواست یک دوست باشه به معنی واقعی کلمه پر ارزش “دوست.”
۳۵ سالمه و از ابرازش ذره ایی هم شرمنده نیستم خیلی از من کوچکترهاش دچار بحران ۳۰ سالگی میشن و چنین و چنان ولی من تو سن باحال ۳۰ سالگی تنها کاری که کردم این بود که روز تولدم رفتم واسه خودم یه کرم دور چشم خریدم!!! که اونم بنا به قانون باحالِ، خود قربون رفتن بعد تموم شدن تیوپش، تجدیدش نکردم چون فکر کردم احتیاج ندارم و اگه قراره چین و چروکی تو پوستم بیاد فعلا حوصله فکر کردن بهش و پیدا کردن چاره براش ندارم.
با خودم خیلی حال می کنم چون ارزشش رو دارم، چون دارم به نحوه احسن زندگی می کنم و هنر زیستن رو خوب بلدم با عقایدم زندگی می کنم و رو نگه داشتنشون هم پافشاری دارم و هر وقت احساس کنم طفیلی شدم و یا دارم جا میزنم جسارت تموم کردن این بازی احمقانه و بی فایده رو هم دارم.
روشنه؟
پ.ن: واسه حسن ختام کار و اینکه کاملا درک شه چقدر خودم و خودش با خودم حال می کنیم ! آهنگی که عیدی گرفتم رو برات میذارم، حالش و ببری… در ضمن الان وقت ضبط فایل صوتی این نوشته رو ندارم ولی به احتمال قوی میذارمش که شاید تنها چیزی که فعلا بیماری ازم نگرفته یعنی همون صدای مخملی ! متن رو برات بخونه.:smug
فایل صوتی متن:
* حذف شد *
آهنگ بخاطر چشمات:eyelash

لینک دانلود


دیدگاه ها خاموش