پاشنه اشیل من!

بچگیم تو جمعی گذشت که یا روشنفکر و اهل کتاب و مطالعه بودند با فعالیتهای سیاسی مخصوص دهه ۶۰ و یا موسیقیدان و اهل زدن ساز تو سطح های خیلی سخت و حتی غیر قابل لمس.
اگه دور هم جمع می شدیم محکوم می شدم به ساعتها گوش سپردن به آهنگهای جاز و راک و بلوزBlues آهنگهایی که واقعا یه موقع هایی هیچی ازشون حالیم نشد و تو اون همه موزیک مختلف می گشتم دنبال خواننده و یا گروهی که لااقل برام قابل هضم باشه و گوش دادنشون گریه ام رو در نیاره و این وسط به کَملCamel ، کویینQueen، بیجیز، اریک کلپتون، پینک فلوید و پلیس … بیشتر می شد پناه برد.
خواندن جزو لاینفک این گردهمایی ها بود و صد البته خوندن آهنگهای نی ناش ناش به هیچ عنوان … زمزمه با آهنگهایی مثل The Wall .تو ایرانی ها هم فرهاد و فروغی و اصلانی…نسبت به ساز و قدرت نواختن اون حساس بودم و اگه نوایی از جایی به گوشم می رسید ناخودآگاه جذب می شدم.
از همون زمان رو صدای افراد و تواناییشون تو خوندن حساس بودم و حتی این اواخر متوجه شدم این توانایی به نوعی شده برام پاشنه آشیل .
زمانی که به سن انتخاب رسیده بودم یکی از ملاکهای جدی ام این بود که همراهم حتما اطلاعات موسیقیایی اش قوی باشه و سازی بزنه، که خدای نکرده از اون جمع دوست داشتنی بیرون گذاشته نشم و حرفی برای گفتن داشته باشیم.
با هومان سر خریدن ساز آشنا شدم و اولین چیزی که توجه من رو به خودش جلب کرد صداش بود، یک صدای قوی و زیبا.
باز هم اجازه نداشتم هر چیزی رو گوش بدم :o h، دلیل هم این بود که گوشم خراب میشه!… آرزو به دلم مونده بود بشینم یه کاست آهنگهای در پیت گوش بدم … دیگه ساز خودم هم اضافه شده بود ولی اینبار تو سمت و سوی سنتی و گوش دادن به آهنگهای قمر الملوک وزیری، پوران و بدیع زاده ….
دلم می خواست کاست Dr.Alban رو داشته باشم و ساعتها با ریتمش برقصم … حتی اجازه cher گوش دادن هم نداشتم … این دیگه آخر برده داری بود.:atwitsend
ماههای آخر زندگیمون به این نتیجه رسید که بهتره یک کاست اختصاصی از در پیت های مشهور رو برام ضبط کنه و بهم کادو بده با شرط اینکه وقتی خودش حضور نداره، گوش بدم.:smug
هیچ وقت یادم نمیره بعد جداییمون برای کاری با هم قرار داشتیم و من تا سوار ماشین شدم، کاست خودم رو گذاشتم تو رادیو پخش.آهنگ “فقط بخاطر تو” منصور بود که اون زمان رو دور بود:teeth…بعد پخش آهنگ ، آنچنان نگاه عاقل اندر سفیه ای بهم انداخت که الان بعد سالها فراموش نکردم. انگار با نگاهش می گفت همین رو می خواستی؟ راحت شی بری هر آشغالی دستت میاد گوش بدی؟:nottalking … یه چیزی تو مایه های خلایق هرچه لایق:teeth(قصد توهین به هیچکس رو ندارم، تعبیر اون بود).
اصولا زندگی کردن با هنرمند جماعت سخته چون کوچکترین احساسشون بند یک حرکت کوچیکه به قولی به گو*زی بند و به چو*سی پیوندن( نمی دونم ضرب المثل درسته؟ یا من درآوردی خودمه!) مگر اینکه خودت هم کاملا درگیر همین حال و احوال باشی … البته که این کاملا تجربه شخصی منه و نمیشه عمومیتش داد.
اینم بگم با وجودیکه این همه آدم هنرمند دور و برم بود، خودم هیچ وقت هنرمند نشدم و همیشه ریپ می زدم و جواتشون بودم:confused

لینک دانلود


نظرات شما


  1. اول#heart


  2. سینا در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    این عالمی رو که توصیف کردی درک نمی کنم و برای من ملموس نیست. گوش دادن آهنگهای جوات و در پیت همیشه جزئی از زندگی من بوده و با دو دانگ صدایی که دارم برای خودم یا بقیه هم می خونم. زودتر مهمونی خوب شدنت رو بگیر دیگه! #grin
    #heart #flower


  3. اطرافیان با ذوقی دور و برت هستن #smile
    ما تو نسل جدیدمون این حال و هوا رو داریم#applause
    خداییشم بخوای آهنگای جدید واقعا
    بیخودن#sad


  4. fariba در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    اینجور جمعها رو خیلی دوست دارم حضور توی چنین جمعی خیلی به آدم می چسبه#flower


  5. نرجس در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    ویولت من و همسرم رابطه مون جوریه که من از آن گروهی هستم که سیاسی و اقتصادی اند ولی همسرم هنرمند(خدایی تعریفش نباشه همه جوره)
    دقیقاً درکت می کنم #devil وقتی می خوام برای فرار از خستگی و یومیه های تکراری یه آهنگ دنبیل و دنبول گوش بدم و آن معتقد این کارها عمر تلف کردنه….!!!!؟


  6. یاس در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    چقدر این مطلب امروز شما با حال و هوای این چند روز من جور بود . همین دیشب داشتم با خودم می گفتم که کاش من در عصر موزارت به دنیا اومده بودم . چون به نظرم اونها در زمان خودشون جوری زندگی کردن که ما هیچ وقت نمی تونیم اون زندگی رو تجربه کنیم .
    مسلما زندگی با یک هنر مند حالا هر هنری می خواد باشه حتما تجربیات و حوادثی رو برای آدم خواهد ساخت که در زندگی با یک فرد معمولی نمیشه اونهارو تجربه کرد . این یکی از آرزوهای من هم هست #smile
    براتون بهترین هارو آرزو دارم #flower


  7. شکیبا در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    سلام#smile
    ویلی جان تو که به خودت بگی بی هنر ما باید چی بگیم #winking .
    #heart #kiss


  8. حسین در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    سلام ویلی از نظر ما تو اولی همیشه وب تو اونقدر جالب هست که من به خوندنش هم افتخار میکنم زن بودن تو جامعه ما سخته و زنی که بتونه مثل شما باشه حتما خیلی استعداد میخواد برای کل وبلاگتون میگم هر کسی از ظن خود شد یار من
    در مورد موسیقی حرف زیاده مخصوصا موسیقی تو ایران


  9. هستی در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    سلام ویولت جون. من که دل پری دارم از این موسیقی و هنر و مثلا هنرمند جماعت.
    هیچی نگم بهتره!


  10. ساتین در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    ضرب المثلت جالب بود
    منم فکر می کنم هنرمند عموما همسر جالبی نمیشه
    به نظر من برای بهره گیری از آثار ناب هنری لازم نیست لزوما از محصولات هنری معمولی تر دوری کنیم
    هر چیزی برای جایی خوبه


  11. m.e.f در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    من خودم اصلا اهل هنر نیستم ولی یه آشنایی داشتم که هنرمند بود حرفت رو می فهمم واقعا برای اینکه ذره ای به احساساتشون خدشه وارد نشه باید خیلی مراقب باشی ولی باید بگم ابراز محبتاشون هم بسار زیباتر از بقیه افراد است.


  12. الهام در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    منم نمونه ی زندگی های هنری رو دیدم. خیلی سخته. مخصوصا اگر خودت اهلش نباشی دو طرف آسیب می بینن.


  13. مریم در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    من تو اینجور جمع ها که ادای روشنفکر هارو در می یارن خوشم نمی یاد اصلا تو شون را حت نیستم


  14. مرمرجان در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    ویولتکم
    تو خود هنری !!
    هنر شاد زیستن و شاد کردن با وجود تمامی نا شاد مانیها
    هنر بودن با وجود تمام نبودها
    هنرمند تویی که با این ساز شکسته و نا کوک چه خوش می نوازی!!
    دست مریزاد
    #flower #flower


  15. بب در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    عموما زندگی با افراد خاص مشکله #worried


  16. رویا در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    آیی قربون اینویلی جواتم برممممممم#grin
    آره راست میگی زندگی با این جماعت سخته .معتقدم آدم با ارتباط با هر تیپی ،یه تجربه ناب بدست میاره،ولی لزومآ مجبور نیست تابع اونا باشه .مگه آدم چند بار به دنیا میاد و زندگی می کنه.
    در مورد ضرب المثل :
    شنیدیم میگویند: به چوشی بند است.#grin
    افاضات رویا دامته ّبرکاته #devil


  17. ویولت در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    ویلی جوات به چوشی بند است رو به چو*سی بند است تعبیر می نماید#grin


  18. ویولت در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    ولی خداییش دوست پسرت باشه خیلی حال میده… تجربه های ناب و گذران طلایی عمر#hug ولی وقتی شوورت شد#sick


  19. نسرین در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    سلام
    این پستت خیلی دوست داشتنی نبود نمی دونم چرا
    منم خیلی وقت ها فقط می خوام آهنگ های گنده گنده گوش کنم ولی چه تو عرصه فیلم چه موسیقی به تنوع و جوات بودن نیاز هست. می دونی یه جوری این آهنگ های درپیتی بعضی اوقات به آدم احساس بی خیالی می ده. و البته شادی


  20. راحله در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    هنر پدیده ای سلیقه ای است! چه پرداختن بهش و چه لذت بردن ازش.چیزی که من نمی فهمم اینه چطور می شه آدم در مورد چیزی که نمی تونه درکش کنه قضاوت کنه؟ یکی هوای ابری دوست داره دیگری آفتابی! اونوقت این دو تا آدم باید با هم دعوا کنن که چرا یکی از آفتاب خوشش می آد اون یکی نمی آد؟ یکی موتسارت گوش می کنه اون یکی لد زپلین! خوب دوس داره!
    اما این هنرمند ها اغلب خیال می کنن از آسمون افتادن.
    ضرب المثلت هم درسته عزیزم. اگه دم دستت بود نگاهی به فرهنگ لغت ؛جواد؛ بنداز.
    کارت درسته#smile


  21. آریا در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    چه هنری بالاتر از وبلاگ نویسی.. حتی اگر جایگاهش برای دیگران ناشناخته باشه.. حتی اگر تلویرون کار با اینرنت را یه جور ابتذال جلوه بده…


  22. در نوای شیرین موسیقی چنان هنری نهفته: که میتواند اندوه را از بین ببرد و غم دل را به خواب برد یا حس شنوایی را از کار بیاندازد.
    شکسپیر


  23. دهاتی در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    این یک تجربه شخصی ست
    تو ارتش به یک آدم خنگ و ببو گلابی شهره شده بودم جماعت را عاصی کرده بودم نامه های خیلی محرمانه را جابجا ارسال میکردم که بعد از مدتی برگشت میخورد با این خل بازی هایم به من لقب x مغزداده بودند. سرم در لاک خودم بود وبی توجه کارم را میکردم( روی حساب پخمگی که همه باورشان شده بود یک روز هم اضافه خدمت نخوردم). القصه آن محیط به من آموخت تا خودم باشم …زمان بیشتر ازآن ارزش دارد که در مورد آنچه در گذشته اتفاق افتاده و از آن پشیمان هستیم با فکر کردن درموردش وقت را ضایع کنیم.
    این فلسفه کار را به آنجا کشاند تا در آستانه یک عروسی که تمایل نداشتم بروم سرم را با تیغ بتراشم هر چند که اینکارم باعث شد تا در سن ۲۴ کتک مفصلی از مادرم بخورم ولی باز خودم بودم.حرفهای دیگران برایم چندان اهمیتی نداشت.
    (با این همه مرا به آنجا کشان کشان بردند) #grin
    پاینده پیروز موفق و جاودان باشید#flower #flower #flower


  24. ولی خداییش فقط با این آهنگ های درپیت میشه عشق و حال کرد و نی ناش ناش . چه کیفی میده#flower #eyelash


  25. ما تونستیم ۳ بار بهت رای بدیم .
    هوراااااااااااااااا .
    برای اول شدنت تلاش میکنیم#hug


  26. Nilu در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    Vili jun man Sweden zendegi mikonam, chand ruz pish tu ruzname rajebe ye khanumi khkundam ke ms dasht va ru vilcher bud ama in baes nashode bud ke khodesho az lezzate hesse madari mahrum kone, va sahebe bache shode bud. ye dokhtare shirin ke 5 salesh bud hala. MIgoft ba vujude inke kheyli barash sakht bude in karo karde bud. nemidunam chera ta maghalaro khundam yade to oftadam.


  27. دوست تو در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    مرسی ویلی جونم. بسی لذت بردم.
    شاد باشی بانو.#flower


  28. یه آقاهه در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    گو*زی بند و به چو*سی پیوند.. درسته .. یعنی درست که نیست ولی ما میفهمیم چی میگی.حالا اینکه با این نگارش چه به روز زبون فارسی میاریم واقعا مهم نیست . مهم اینه که تا میتونیم باید اصطلاحات مدرن شده چاله میدونی به کار ببریم که بگیم قوی هستیم دیگه .


  29. ویولت در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    به یه آقاهه:
    خوش اومدی زرگنده جان#winking
    اگه آخر کامنتت رو اگه نمی اومدی که دیگه یه آقاهه نبودی#devil گوشت تلخ#tongue
    همش می ترسیدم سر تایید کامنتت خودم نباشم بزنن تیر تپرت کنن#grin


  30. ویولت در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    به دهاتی:
    #laugh
    به نیلو:
    آره بدم نیست میشم Single Mom #winking
    به آیین و آیینه:
    آی متقلبین#grin
    به آریا:
    پس چی که هنره#nottalking #grin


  31. بهار۱ در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    سهلاممممممممم#grin ای جون حالا دیگه جوادی #grin ولی عجب فامیل با ذوقی داریا … خودتم که جیگرشون هستی #grin #kiss #kiss #hug


  32. لیلا در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    خیلی وقتا حتی دو تا هنرمند هم وقتی با هم ازدواج میکنند با هم کنار نمیان !


  33. وای من هنوز که هنوزه حسرت آهنگ درپیت با صدای بلند گوش کردن دارم


  34. سمیه در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    سلام ویولت عزیزم، هیشکی مث تو نمیشه خداییش خیلی به دل آدم میشینی. این آهنگت اشکمو در آورد #cry . منم از اونجائی که شدیداً تنوع طلب هستم همه جوره آهنگ گوش میدم ، بنظرم همه چیز رو باید تجربه کرد. قربونت#kiss


  35. #laugh


  36. یه کم خستم فقط حاضری می زنم



  37. وحید در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    یه پیشنهاد به همه :
    چون ممکنه خیلی ها از جریان *انتخاب محبوبترین وبلاگ؛ در سایت persianweblog
    اطلاع نداشته باشن، لطفا هر کدوم از دوستان دیگران رو هم خبر کنن ، مخصوصا اهالی سایت Speciial.ir رو. لینک رای دادن هم اینه:
    http://www.persianweblog.ir/topblogs/Default.aspx


  38. آشنا در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    خوبی ویولت جان؟
    میشه این لینک رو هر کجا تونستی بفرستی؟
    https://balatarin.com/permlink/2008/4/30/1290093
    واسه همه دوستات دشمنات هر کی که می شه بفرست خواهش می کنم. ما اینجا از بس که خاک خوردیم مردیم جدی جدی مردیم :(
    یک سال این وضعیت ه هیچ کسی هم نمیاد بگه خرتون به چند من، شما نفت مملکت رو، آب و برق و فولاد و پتروشیمی این مملکت رو می چرخونید ولی مردید هم مردید، مهم که نیست #worried


  39. صدف در ۸۷/۱۲/۰۲ گفت :

    وای منم همین حالت رو دارم چکار کنم که من حتی سیاوش قمیشی رو هم که کوش میکنم مسخره میشم همون بدبحت سیاوش قمیشی هم همینطور حالا باز خوبه هومان تو موسیفی ایرونی و سنتی بوده من که باید از آهنکای غربی کلاسیک تعریف میکردم


  40. تنها صداست که در به در می ماند


  41. ویلی جان عزیز نفر دوم شدنت را تبریک میگم .مطلب دیگه اینکه این دیگه از نوع درجه یک شه که کسی خودش یه خصوصیت یا هنری را داشته باشه بعد طرف مقابل را منع کند … مثل اون پسره که خودش اهلش بوده ولی زیر چشمی به شما خیره میشده که یعنی بده


  42. آسمان در ۸۷/۱۲/۰۲ گفت :

    فدای جواتمون بشم#hug بابا دهن آدم سرویس میشه همش سنگین گوش کنه خب.این داداش منم هی شجریان میخونه،هی شجریان میذاره.من عاشق شجریانم اما یه وقتایی آهنگای دیگه هم لازمه.تا جایی که عید تو سفر خانومش به من گفت تو رو خدا جوادترین آهنگایی که رو گوشیت داری بذار با صدای بلند دیگه نمیتونم تحمل کنم#laugh


  43. آسمان در ۸۷/۱۲/۰۲ گفت :

    البته جواتدرین آهنگایی که من داشتم عبارت بود از کامران و هومن و اندی.این بود که خیلی به چیزی که میخواست نرسید ولی یکمی اعصابش آرومتر شده بود#grin


  44. فرهود در ۸۷/۱۲/۰۲ گفت :

    قشنگ میدونم چی میگی. منم سال ها با تعصب مسیقی گوش کردم ولی الان میفهمم که میشه به جای تعصب، فقط گوش نکرد. البته هنوزم موسیقی بازاری باعث میشه کهیر بزنم.
    اون قسمت “کوئین” رو هم خوب اومدی، شدیدا هستم.


  45. melikbaba در ۸۷/۱۲/۰۲ گفت :

    خانم گل سلام ، از نوشته بی غل و غشتون بسی فیض بردم . من و ما هم همینجور گرفتار هستیم و بودیم . می دونین اشکال کار کجاست ؟ بدون اینکه قصد جسارتی به حضور کسی داشته باشم ما ها بیشتر از اینکه روشن باشیم در نقش روشن با آفتاب گام بر می داریم . زندگیمون در اسارت قالب های خود ساخته و مجعول تلف می شه . حیف .
    شاد زی


  46. سلام
    حالت چطور است عزیز
    لذت بردم دستت درد نکند[گل]
    چشمان ناچار هم با یکی دو مطلب از جمله یک دوبیتی بروز است
    -تشریف بیاور-قدمت سر چشم
    وقتی یک سپید سُرای بالفطره دوبیتی بگوید این می شود دیگر:


  47. ویلی جانم .. یادته میگفتم بخش های مهمی از زندگی من و تو شبیه همه؟؟
    البته خدا رو شکر تو ماجراهایی که من تو اخرین پستم نوشتم سرت نیومده #cry #surprise


  48. سلام
    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هر کسی نغمه خود خواند
    واز صحنه رود
    صحنه پیوسته بجاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
    و به نظرم هنزی بالاتر از هنر خوب زندگی کردن نیست استاد هنرمند


  49. آسٍت در ۸۷/۱۲/۰۲ گفت :

    سلام دوست عزیز
    یادمه چند وقت پیش یه بار بلاگت و خوندم . یادمه یه پست نوشته بودی در مورد اینکه تو یه مهمونی برای رفتن به دستشویی معذب بودی و . . .
    اون موقع تصور به دختر ۲۳-۴ ساله ازت داشتم . با خودم گفتم خودمون کم داریم باید بیایم واسه اینم حالا اشک بریزیم و حتمن وقتی هم نظر بخوایم بزاریم باید کلی بهش دلداری بدیم که نه تو روحیت خوبه و این به همش می ارزه و خدا عقلت و سالم نگه داره و چه خوب که همه چی رو درک میکنی و . . .
    خلاصه حرفای صد من یه غازی که هیچکسی شاید نه خودش باور داره و نه حاضره درون موقعیت قرار بگیره.
    بر حسب اتفاق تو این مسابقه ای که تازه باب شده و لیست زده بودن بلاگ تو رو در گزینه دوم یافتم.
    گفتم جل الخالق !! این دختر نق نقویی که همش هم داره میناله و دنبال آخی آخی گفتن این و اونه و . . .( البته این تصور من درون زمان بود چون هنوز چیزی از نوشته هات نخوندم . ما ایرانی ها رو میشناسی دیگه با اولین نوشته و یا شنیده حکم صادر میکنیم و فتوا میدیم .خب منم ایرانی ام دیگه – بهر حال از بابت تصورم منو ببخشید ) اینقدر ملت واسش تره خورد کردن که نفر دوم شده!!!!!.
    از روی حسادت و حرص بلاگت و باز کردم ببینم چی نوشتی و خواننده هات کین. ( تو دلم گفتم یه سری مثل خودش دیگه – بازم منو ببخشید. هم خودت هم خواننده های نازنینت ) . . .
    و بر خلاف تصور قبلیم درست ۱۸۰ درجه مخالف اون چیزی که در ذهنم بودی پیدات کردم.
    دیروز متوجه نشدم چند ساعت طول کشید که اغلب پست هاتو خوندم. با متلکات حال کردم. با پست شوهر کیست دوست پسر کیست تمام حرفای نگفته ای رو که براشون دنبال جمله میگشتم بیان کرده بودی .
    نمیخوام بگم از جسارتت خوش میاد که خوش امدن و نیومدن من وقعی برای تو دوست عزیز نداره و اصولن این تعریف و تمجید ها هم معمولن باعث میشه طرف ازون ور بام بیوفته-
    ولی بهر حال قلم بسیار روان و دلنشینی داری و حتی مطالبی که ممکنه برای خیلی ها از سنگینی زیادی بر خوردار باشه طوری بیان میکنی که قبح قضیه رو براشون میشکنی.
    گرچه از خیلی وقت پیشتر ها میشناختمت ولی از اشنایی دوباره باهات و با این تصویر جدید خوشحالم.
    ارزو نمیکنم که دنیا بر خلاف جهتش بچرخه تا تو به تمام ارزوهات برسی ولی برات به قول عزیز ی آرزوی کافی میکنم تا خورسید به اندازه کافی بر روزهای بارانی تو بتابد و دنیات و به اندازه کافی روشن کند.
    من با اجازه ات شما رو لینک میکنم. اگر نظرتون منفی بود بگید تا برش دارم.
    دعوت نمیکنم که به من سر بزنی چون نوشته های من و در زمانهاییکه کاری نداری و دلت بی خود و بیجا و از هیچکس و همه کس گرفته باید بخونی. اون وقت ممکنه لبخندی گوشه لبت نمایان بشه و ماموریت منم تمام.
    و البته دوست هم ندارم هیچوقت درون حال باشی .پس ارزو میکنم هیچ وقت به حالتی نباشی که بخوای بلاگ منو بخونی .
    شاد باش و شاد زی – دیر باش و دیر زی
    ایام بکام


  50. فرزام در ۸۷/۱۲/۰۲ گفت :

    چند تا نته ویولت جان: اول اینکه شان نزول اونستاره هایی که وسط اون ضرب المثله گذاشتی چیه؟تا اونجا که من می دونم این ستاره ها رو واسه این می ذارن که بخشهایی از کلمه رو ننویسن. تو که باباشونم نوشتی گلم!
    دوم: یعنی تو هرگز جلال همتی گوش ندادی؟ حسن خرصدا معروف به شماعی زاده چی؟ عباس قادری؟! ببین زندگی بدون اینا خیلی مزخرفه جون تو. از من می شنوی با یه دوره «حسن تراپی» شروع کن.
    سوم: منتهی الیه سمت راست نفر آخر کی می شه؟ من از هر طرف حساب می کنم نفرات آخر و منتهی الیه هاس سمت راستشون دخترن.# blush یعنی …؟ اوا خاک به سرم