پراکنده گویی

۱- دیشب دم خونه عملیات بنایی بود.چی بود نمی دونم! یه سرکارگر داشتن که هر از چندگاهی با صدای نخراشیده داد میزد و فحشی میداد و همین سبب میشد هرچند که به ریتم یک نواخت کار لودر عادت کرده باشی و شروع کرده باشی به چرت زدن با شنیدن صدای داد طرف مربوطه چرتت پاره شه و … خواب به سر شی.
۲- صبح ساعت ۹ از خواب بیدار شدم ولی وجدان آگاهم بهم دلداری و جایزه داد که ” بخواب جونم، دیشب بد خوابیدی.” در ادامه روز وقتی صبح با صدای زنگ تلفن و مژده دوم شدن تو مسابقه(تا اینجای کار، شایدم رفتم پایین) از خواب بیدار شدم … تنبلی رو بیشتر جایز ندونستم و بلند شدم.
۳- دکتر مجیدی عزیز ما خیلی مخلصیم ولی بالا غیرتن جات رو بده به من ببینم اون بالا مالا ها چه مزه ایی داره …آخه زنی گفتن ، مردی گفتن!!! Lady’s first
4- دیروز فرم اهدا اعضا رو پر کردم. هرچند چشمم آب نمی خوره اعضا من بخاطر نوع خونم که انواع و اقسام داروها رو که سالهاست داره تحمل میکنه قابل پیوند زدن باشن … دیشب موضوع رو به امید گفتم و پرسیدم یعنی بعد مرگ جنازه آدم رو تیکه و پاره دفن می کنن؟ گفت بستگی داره، تو لحظه فوت کسی نیازمند عضو باشه یا نه چون زیاد نمیشه اعضا رو نگه داشت… حالا شانس تو بزنه و همه اعضا روتو اون زمان بخوان! آره اون موقع تیکه و پاره میشی.
۵- دیروز یکی از روزهایی بود که هرچی به سمت شب پیش می رفت حال من هم بهتر میشد… طوریکه موقع مسواک شب تو پاهام کمترین احساس اسپاسم رو داشتم و سبک بودم … اینجور موقع ها دلم نمی خواد زمان تموم شه و مجبور نباشم بخوابم چون می دونم همه چیز بهم می ریزه … دلم می خواد شب بدون خواب وسط به روز بعد پیوند بخوره و حال من همچنان خوب بمون ولی خب دریغ فقط یک آرزوه.
۶- اول اومدم بهش بگم عجب جنس خرابی داری! تا احساس خطر برات جدی نشه هیچ چیز رو جدی نمی گیری و در صدد تغییرش بر نمی آی … ولی دیدم منصفانه نیست سر پیکان رو فقط به سمت اون بگیرم، همه ما همینطوریم چه مرد و چه زن.
۷- می خواستم برم اهواز ولی چون زمان مسافرت کوتاه و وسیله نقلیه هم قطار بود از رفتن منصرف شدم چون خستگیش برام می موند… امید میگه :اگه خیلی دلت می خواد بری برات هواپیما بگیرم تو سوا برو. گفتم: نه چه اصراریه مسافرت ضروری که نیست ،تو این دوره و زمونه از هواپیما سوار شدن می ترسم ممکنه سقوط کنه. میگه: حالا سقوط هم بکنه ! بده من راحت میشم از دستت!!!!!
۸- پست دیروز که ظاهرا باید عنوانش رو می گذاشتم چگونه خود را بیاراییم!!! ولی جالبه که این بستن روسری به بندینک معضلی شده بود واسه خودش!!!… راه دور نمیرم همین آقا امید خودم برگشته می پرسه: یعنی چی؟ یعنی دم روسری سرت رو بستی به شلوارت!!!!!!!!!! برای تنویر افکار عمومی عکسش رو میذارم که اگه خدای نکرده کسی اینجوری فکر کرد ولی روش نشد بپرسه، روسری سرش رو گره نزنه به شلوارش و اسمش رو بذاره مد ویلی!.
۹- جالبه من امروز اصلا قصد آپ کردن نداشتم ولی به سبب خوش خبری صبح تصمیمم عوض شد و حالا می بینم ماشالله چقدر حرف نگفته داشتم.
۱۰- شنیدن بی جیز و این سبک خوندن، سوپرانو اجرا کردنشون همیشه حس خوبی بهم داده.
۱۱- اینروزا احتیاج دارم به تکرار جمله :”STAYING ALIVE

rosari.jpg

Bee Gees-Staying Alive

لینک دانلود


نظرات شما


  1. یکنفر در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    سلام.اول شدم؟؟؟؟


  2. دختری از شیراز در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    سلام


  3. سارا در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    البته که تو بهترینی ویلی جونم
    #flower
    برای اجاره منزل دوستت تو انگلستانم با این آدرس مکاتبه کنه که تو همه دنیا شعبه داره. سایت مارکوپولو-دات-آی آر
    یا با این تلفن
    ٌٌٌٌٌٌٍ
    ٍٍٍٍٍُِ


  4. مهتاب در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    #heart #heart #heart


  5. الهام در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    چه قدر شاد و بامزه… #smile


  6. حامد در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    امید حق داره خب بنده خدا. روسری رو میبندن به بندیلک شلوار آخـــــــــه؟؟؟؟


  7. صادق در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    سلام
    اهواز خواستی بیای در خدمتیم ها


  8. راحله در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    سلام
    انشاالله امروز در شرایطی قرار بگیری که موقع مسواک زدن به خودت بگی کاش به جای دیشبُ که آرزو کردم ‌امشب بتونم نخوابم و همینجور بهتر و بهتر شی تا بهبودی کامل.


  9. ندا در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    ویلی الان نری اهواز
    الان اونجا جهنمه
    تازه تو منتظر بودی من بیام اینجا بعد برنامه بچینی بری اونجا؟؟؟؟؟#winking
    به هر حال بازم توصیه میکنم که الان نری#flower


  10. دوم شدنت رو بعد از تبریک روحیه شاد و شنگولت تبریک میگم #applause
    امیدوارم به زودی سکوی اول از آن تو بشه#tongue


  11. مریم در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    #kiss #heart #laugh


  12. فرزام در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    gumtree.com این سایتیه که تو انگلستان فعاله واسه کرایه خونه و خونه شریکی و هر نوع اکومودیشن دیگه ای که می خوان ملت. می تونه ایمیل بزنه و رزرو کنه و اینها و حتیی تلفن اگه زبانش خوبه.نمی دونم چرا این دوتا مطلب آخری ات تلخم کرد. ببخش


  13. m.e.f در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    امیدوارم روز به روز حالت بهتر بشه.
    دوم شدنت مبارک هرچند که حقت اول بودنه.


  14. ویولت در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    به فرزام:
    تو ببخش ……..با تمام تلاشی که دارم بعضی مواقع ناخواسته تلخی درون نم پس میده …شرمنده#blush


  15. بب در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    ویلی جان من منظورت رو در مورد دوم شدنت نفهمیدم شرمنده


  16. زری در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    سلام ویولت عزیز
    کاش می شد به کامنت دونی ها هم رای داد
    من مدت زیادیه سایتت رو می خونم قبلا کامنت ها رو فقط یه نگاه کلی و کوتاه می نداختم ولی این چند ماه با بحثهای اجتماعی و جنجالی که توی کامنت هات راه انداخته بودی#hug #eyelash #winking کامنت دونیت رو هم خیلی دوست دارم
    بوی تغییر و تحول رو راحت می شه از چند تا پست اخیرت احساس کرد امیدوارم بتونی تصمیم های خوبی بگیری
    نمی دونم چرا ولی حسم میگه فکر های بلندت شاید تو رو از ایرون بخواد ببره یعنی حس می کنم فکر رفتنی #thinking
    عزیز دوست داشتنی امیدوارم سالم و شاد باشی#flower #flower #flower #heart


  17. ویولت در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    به بب:
    ا ا یعنی شما هنوز به من رای ندادی که متوجه نشدی؟#surprise
    برو پست پایینی رو لینک داده شده کلیک کن و اونجا اسم وبلاگ من و ثبت کن تا متوجه بشی#tongue


  18. سینا در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    تازه اگه صفحه های آخر نتایج ر‌أی گیری رو ببینی، مشخصه که بعضی ها می خواستن به تو رأی بدن ولی آدرس رو اشتباه تایپ کردن و رأیشون برات منظور نشده #sad
    #flower


  19. www2006 در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    سلام .. من تازه با وبلاگ شما ( که بخشی از یک سایته !) آشنا شده ام .. وبلاگ قشنگی دارید .. هم ظاهر و هم محتوا ..
    خوشحال میشم اگه وقت کردید ، به من هم سر بزنید ..
    موفق باشید ..
    یا علی ..


  20. لیلا در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    اهواز نرفتنت از خوش شانسی ات بوده به فال نیک بگیر . الان هوا از وسط مرداد ماه تهران گرم تره . میشدی یک ویولت خوشمزه پخته شده تنوری #tongue


  21. بب در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    حالا یادم اومد عزیزم مگه می شه به تو رای نداده باشم فقط من منتظر مقام اولیت بودم#flower #applause #flower


  22. ویلی هنوز دومی .. خداییش این پزشک جونمون باید بخاطر قسم های پزشکیشم شده باید جاشو بده به تو .. مگه نه اینکه اون دکتره تو مریض #nottalking
    دیگه نمیدونم به چه بهانه ای باید ارزو کنم که تو اول شی #silly #heart #eyelash #kiss


  23. امیر در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    تو این عکس چیزی معلوم نیست ما که نفهمیدیم خانما یاد بگیرن کافیه #eyelash


  24. ساتین در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    این آهنگای نوستالژیکت منو کشته
    میگم این وجدان منم زیادی آگاهه چیکارش کنم؟#tongue


  25. Marjan در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    salam…
    too in aks ke hichi maloom nist. man belakhare nafahmidam chi be chi gereh khorde! mishe ye akse vazehtar bezari lotfan?
    merc :*


  26. مرمرجان در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    ویولتکم
    چه فکر می کنی ؟
    که بادبان شکسته زورق ِ به گل نشسته ای ست زندگی ؟
    در این خراب ِ ریخته
    که رنگ ِ عاقبت ازو گریخته
    به بن رسیده راه ِ بسته ای ست زندگی ؟
    چه سهمناک بود سیل ِ حادثه
    که همچو اژدها دهان گشود
    زمین و آسمان ز هم گسیخت
    ستاره خوشه خوشه ریخت
    و آفتاب در کبود ِ دره های آب غرق شد
    هوا بد است
    تو با کدام باد می روی ؟
    چه ابر ِ تیره ای گرفته سینه ی تو را
    که با هزار سال بارش ِ شبانه روز هم
    دل ِ تو وانمی شود
    تو از هزاره های ِ دور آمدی
    درین درازنای ِ خون فشان
    به هر قدم نشان ِ نقش ِ پای ِ توست
    درین درشتناک ِ دیولاخ
    ز هر طرف طنین ِ گام های ره گشای توست
    بلند و پست ِ این گشاده دامگاه ِ ننگ و نام
    به خون نوشته نامه ی وفای توست
    به گوش ِ بیستون هنوز
    صدای ِ تیشه های توست
    چه تازیانه ها که با تن ِ تو تاب ِ عشق آزمود
    چه دارها که از تو گشت سربلند
    زهی شکوه ِ قامت ِ بلند ِ عشق
    که استوار ماند در هجوم ِ هرگزند
    نگاه کن
    هنوز آن بلند ِ دور
    آن سپیده آن شکوفه زار ِ انفجار ِ نور
    کهربای آرزوست
    سپیده ای که جان ِ آدمی هماره در هوای اوست
    به بوی یک نفس در آن زلال دم زدن
    سزد اگر هزار بار
    بیفتی از نشیب ِ راه و باز
    رو نهی بدان راز
    چه فکر می کنی ؟
    جهان چو آبگینه ی شکسته ای ست
    که سرو ِ راست هم در و شکسته می نمایدت
    چنان نشسته کوه در کمین ِ دره های ِ این غروب ِ تنگ
    که راه بسته می نمایدت
    زمان ِ بی کرانه را
    تو با شمار ِ گام ِ عمر ِ ما مسنج
    به پای او دمی ست این درنگ ِ درد و رنج
    به سان ِ رود
    که در نشیب ِ دره سر به سنگ می زند
    رونده باش
    امید ِ هیچ معجزی ز مرده نیست
    زنده باش
    #flower #flower


  27. فرزام در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    هستم. می تونی از رو عکس خودم اون بالا بحدسی#blush


  28. خداییش حال کردم با این نوشتنت … این یک آقاهه چه ش شده چند روزه زهر نمیریزه من دلم براش تنگ شده …
    اکثر آدمها فقط موقع خطر تغییر می کنند … یکیش خود بنده …مواظب خودت باش دخترک …


  29. ملتفت شده بودیم قضیه روسری را حالا بیشتر منور شدیم#devil


  30. مرضیه در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    اگه اومدی اهواز در خدمتم.اما خیلی گرمه ها. اگر گرما برات خوب نیست و کار واجبی نداری فقط زمستون ها بیا#heart #kiss


  31. س در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    salam in site baraye dostie ke dobnale ye ja to UK migasht shahro samte rast entekhab kon va search kon inja kasani ke khonashono mikhan be ejare bedan ya ye otagho add mizaran movafagh bashid http://www.gumtree.com


  32. ژاله در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    آخ آخ که چه مصیبتیه این بنایی اونم شب.
    امیدوارم نشانه های بهبودی به تدریج خودشونو نشون بدن#flower
    باز خوبه آدم خطرو حس کنه.من اکثرا بعد از بروز حادثه دوزاریم میفته.خوب گاهی دیگه جای جبران نیست و یه چیزی رو از دست میدم و …#yawn
    خوب باشید#flower


  33. ژاله در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    عزیزی بهم گفت : تحول یک لحظه است فقط باید تصمیم بگیری.
    حس میکنم شما میتونید با منطق قوی تون این تصمیمه رو به موقع بگیرید#winking


  34. آسمان در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت :

    منم بهت رای دادما#tongue همون روز اول که گفتی.عزیزم این عکسی که گذاشتی که قضیه رو پیچیده تر کرد واسه من#blush خوشحالم که حال خوبی داشتی و امیدوارم روز به روزم بهتر بشی و یکی از اون سفرا که خیلی بهت خوش میگذره هم به تورت بخوره#hug #heart


  35. پانی در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    این تیکه ای که نوشته بودی دلت میخواد روز تموم نشه یاد فیلم چپ دست افتادم حالا درسته فیلمش خیلی جالب نبود ولی توی اونم دختر چون حافظه کوتاه مدتش رو از دست داده همش میخواست نخوابه که روز خوبش رو فراموش نکنه و برنگرده نقطه اول


  36. نی نی! در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    عکس های نورا ار تولد تا به حال!
    همینجوری!


  37. زیتون در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    من به ویولت رأی می‌دم. چون وبلاگش پر از شور زندگیه#flower #heart #kiss


  38. الهام در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    سلام ویلی جونم
    از اینکه به رتبه دوم اومدی خیلی خوشحالم. (منم بهت رای دادم البته بعد از دکتر جان#grin )
    در مورد پیوند اعضا می خواستم چیزی بهت بگم. در حین جراعی برای پیوندُ سعی میشه کمترین آسیب به بدن دهنده وارد بشه. در بعضی موارد حتی از یک پروتز به جای عضو برداشته شده استفاده می شه تا ظاهر بدن حفظ بشه. منم چند سالی هست که عضو شدم خیلی کار خداپسندانه ای هست. دختر عموی من هم یکی از دهنده هاست. الان قلبش تئ سینه یک زن ۴۰ ساله می تپه. خیلی حس عالیه.
    موفق و جاوید باشی عزیزم.#heart #kiss


  39. آلما در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    #flower


  40. نیما در ۸۷/۱۱/۰۲ گفت :

    سلام دوست عزیز وبلاگ و مطالب جالبی داری امیدوارم که همیشه موفق باشی یا حق #applause