قصه آرایشگاه

چند خط به متن اضافه شد(ساعت ۱۰:۲۸)
می نویسم بخاطر خودم و خودت … واسه اینکه ثابت کنم هستم مثل هر آدم دیگه ایی و حالا حالا تسلیم زندگی به روش نکبتبار نمی شم.
امروز رفتم آرایشگاه … دیگه حس و جون زیادی برام نمونده که به کارهای شخصیم خودم برسم مثل ابرو برداشتن. گفتم جهنم میرم مثل خانوم ها می شینم یکی دیگه کارم رو انجام بده…. فعلا هنر دست خودم رو بی خیالش.
خانمها می دونن که پنج شنبه بعداز ظهر آرایشگاهها چه خبره … یعنی سگ میزنه، گربه می رقصه.
ولی خوب با اون خیل جمعیت غرق انرژی مثبت می شم که تمام کارهای من و خارج از وقت راه میندازن و نمیذارن لحظه ایی معطل بشم … همه هم با جون و دل ها، نه فکر کنی بر اساس منت و این چیزا…. بر همین اساس کلی خاطرخواه دارم که با من بیان آرایشگاه و به یمن وجودم معطل نشن و سریع کارشون راه بیفته.:eyelash
جالبه! مانتو همیشگی رو کشیدم سرم و راه افتادم، به خیال خودم خیلی هم شیک بودم…. باورکن بعد دیدن اون همه آرا پیرا کردن بقیه، اعتماد به نفسم افتاد کف پام.:atwitsend
خانومه یه تاپ پوشیده بود که مدل هفت و هشت بود و یقه تا نزدیک ناف باز!!!!!!!!! بعد یه سو*تین تنش بود، باور کن قد هرچی تن من و آویزونم بود قیمت داشت.
عملی …عملی. از بینی بگیر که پیش پا افتاده ترین عمل ممکنه است …بگیر … تا سینه های پروتز شده … سرم به دوران افتاده بود و با خودم می گفتم خاک به سرت نمی شد یک کم به خودت برسی :phbbbt…. موهای اکستنشن شده تا روی کمر … اونم با چه قیمتهایی از ۶۰۰ هزار تومن به بالا(قیمت گرفتم، نفهمیده از دنیا نرم)
۳۰ تومن پول تو کیفم بود، تازه در لحظه آخر گفتم بذار ۱۰ تومن بذارم رو ۲۰ تومن پول تو کیفم … دلم خوش بودا، من که کار خاصی نداشتم. یه ابرو و یه مو کوتاه کردن ……… نشون به اون نشون که ته کیفم ۵ تومن موند اومدم بیرون :sick………. خانمی که روی من کار می کرد یه تاپ تنش بود که میشه گفت فقط نوک سینه ها رو مهار کرده بود و از آنجایی که من شدیدن فضول و شاید تا حدی هیز!!! هستم :winkاز سر بیکاری مشغول ارزیابی اونچه که جلوی چشمم با سخاوت و دست و دلبازی پهن و عیان بود شدم………… سینه هایی گرد و خوش فرم. نه نمی تونست خدا دادی باشه … هیچ تناسبی با اون شکم که حاکی از زایمان و عدم رسیدگی بعد اون بود و یا اون باسن پهن و گنده نداشت………… تنها یک حالت متصور بود اون هم عمل و پروتزه.
وای خدا چه قیمتهایی … من آرایشگرم میاد خونه تازه نصف این مبلغ میشه … یه بار در عمرم ناپرهیزی کردم بدجور نقره داغ شدم … اونوقت خانمها راحت و آسوده نشسته بودند که اینکار رو بکنن و اون کار رو بکنن …. حتما در معمولی ترین حالت ۲۰۰ تومن خرجشون میشد:hypnoid…. نمی دونم بگم خوشبحالشون یا بگم عجب دل گُنده و خوشی دارن.
چشمم همچنان قیلی ویلی میره بخصوص تو گرما و آفتاب … حالا حساب کن بنزین هم نداشتیم و بی کولر طی طریق می کردیم.
دم در خونه که رسیدم رسما مثل موم عسل که تو گرما بذاری وا میره!!!!!!!!!!! وا رفته بودم و شهروز(برادرم) که قربونش برم خود خودم:love، از دم ماشین بغلم کرد برد گذاشت رو مبل زیر کولر…. آخیش …. خدایا شکرت که سنگین وزن نیستم و هر داوطلبی به راحتی بغلم می کنه… خب چیه؟ اینم یه نعمته بزگه که جای شکر داره.:eyebrow
پاورقی:
اکستینشن: اضافه کردن مو …. یعنی با موی کوتاه میری تو با موی شهر آشوب:tounge تا کمر می آیی بیرون ولی واسه اینکار حداقل ۱٫۵ میلیون باید اِخ کنی.:confused
آرایشگاهی که من رفتم زیادی جیگر و موند بالا بود فکر نکنم آرایشگاههای معمولی همچین رقم هایی رو بگیرن…. یعنی امیدوارم که نگیرن.


دیدگاه ها خاموش