هنرپیشه ناشی!

خودت بهتر میدونی، یعنی باید شناخته باشیم که امکان نداره بتونم مدت زیادی زانوی غم به بغل بگیرم یا خودم رو بزنم به خواب… بالاخره خنده ام میگیره و جر میزنم.
یادمه زمانهای دور که مزدوج بودم. یکبار که زمان به خونه برگشتنش بود. صدای زنگ آیفون بلند شد. اون موقع ها آیفون تصویری مثل حالا مصطلح نبود… دوییدم دم پنجره و نگاه انداختم به بیرون… خودش بود. در رو باز نکردم، زنگ پشت زنگ… رفتم وسط سالن دراز کشیدم با دهانی نیمه باز و خودم رو زدم به غش!!! …. پس از گذشت دقایقی، اون هم که از باز شدن در ناامید شده بود کلید انداخته و اومده بود تو … در رو که باز کرد و با به ظاهر جنازه من!!!! روبرو شد… کیفش رو دم در انداخت و دوید طرف من … از روی زمین نیم خیزم کرد و شروع کرد سیلی آروم تو گوشم زدن و هی می گفت ویلی! ویلی … چند ثانیه که گذشت از شدت خنده داشتم منفجر می شدم و کلی حال کرده بودم با تخم جن بازی خودم!! و پغی زدم زیر خنده و نتونستم تا آخر نقش بازی کنم.
حالا چرا این و تعریف کردم؟ خدا خواسته یه ضربه شست حسابی نشونم بده و گریه ام رو در بیاره … خودش هم میدونه که زیاد نمی تونم تو حس و حال بد بمونم حتی اداش رو هم نمی تونم درست درمون در بیارم … اون موقع سالم بودم زودی هم دوباره سالم می شدم. الان مریضم و رنجور ولی هرچی هستم نمی تونم ادای آدمهای مریض رو در بیارم… زمان مرگم هم برسه باید سر و شکلم مثل آدمهای سالم باشه و نه مریض.


نظرات شما


  1. مریم در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    سلام
    داشتن چنین روحیه ای خیلی خوبه عزیزم . بهت تبریک می گم.
    #flower #kiss


  2. سمیرا در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    این است ویولت ما#applause


  3. MARCH در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    سلام ویلی
    فعلا” اینو داشته باش تا بر گردم …
    #flower


  4. ساتین در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    ای هنر پیشه ناشی#kiss


  5. ساتین در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    واقعا هم سر و شکلت حتی یک ذره هم به آدمهای مریض نمی خوره.
    مثل دسته گل همیشه شیک و ناز و جذاب و با نشاط دیده میشی
    حظ می کنم آدمهای اینجوری رو می بینم


  6. سمیرا در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    اینم از شانس ما..هر موقع بعد از آپ کردنت سریع میام اینجا عکسی نذاشتی اما اگه عکس گذاشته باشی و بخوای زود برش داری من حتما ۲ روز بعد می رسم#yawn


  7. m.e.f در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    من هم نه تنها بلد نیستم اداش رو در بیارم حتی وقتی هم که حالم بده چه روحی و چه جسمی نشون نمی دم. ولی کاش بلد بودم مثل خیلیها فیلم بازی کنم.


  8. این جور که معلومه چندان هم ناشی نبوده ای ها#winking …
    این رابطه ی قشنگ و بی رو درواسی ات با خدا ستودنیست…
    اِ ! یک لینک آشنا دارم می بینم گوشه ی وبلاگت ! #eyelash


  9. مرمرجان در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    ویولتکم
    بس که شوخ و شنگی !!
    بس که شیرینی!!


  10. ارکیده در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    خیلی بامزه بود ولی بعدشو بگو که عکس العمل اون چی بود؟؟#thinking
    یک سوال دیگه هم داشتم می خواستم بدونم الان تو برای چشمت داروی خاصی مصرف می کنی یا نه؟#flower #flower #flower
    ***************************
    حال چشمم کماکان خوب نیست و دکتر گفته باید کورتن بزنم ولی خودم هنوز تصمیم قطعی برای زدن یا نزدن نگرفتم


  11. سینا در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    در مورد این روح بزرگ و با عظمت چی می تونم بگم؟ جز اینکه با چشمانی – به قول خودت- به قاعده یه نعلبکی نظاره گر باشم. خوندن این حرفا آسونه ولی عمل کردنش فقط از چون تویی بر میاد.
    #applause #flower


  12. من در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    خدا نکنه ویولت نازنین . ایشاا.. همیشه سرزنده و شاداب باشی #heart


  13. sadaf در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    manam az haminet khosham miad. mesle khodam ke aslan nemitoonam . hatta dar badtarin sharayet ham say mikonam ye chizi peida konam ke kamtar fekr konam#rolling


  14. MARCH در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    آفرین ویلی…
    از آدمای سمج و جسور خیلی خوشم …میاد ولی خودمونیما توام یه پا بچه تخسیا …#laugh
    حالا راستشو بگو طرف از ترس تو اون لحظه نخیسید به خودش ؟؟؟#laugh
    زندگیو باید دو دستی بهش چسبید…
    ( مثل کلاغ ! باید عمر کرد و لذت برد!!!)
    #laugh
    کلاغ بارز ترین مثالیه که در حال حاضرمیشه زد !
    آره ویلی جون …
    تو دو تا گزینه /یا آپشن بیشتر نداری…
    اولی اینکه یه گوشه کز کنی تا آخر زانوی غم بغل کنی تا وقت خوندن غزلت برسه …
    دومی هم اینکه تسلیم نشی و باهاش مبارزه کنی تا پیروز بشی…
    خوشحالم که راه دوم رو انتخاب کردی ویلی…
    راه درستی رو انتخاب کردی ویلی…
    هر چند که به گفته خودت هنر پیشه آماتوری هستی!
    می بینی ویلی منصفانه است!#smug
    50 , 50 …
    مگه نه …؟
    آیفون تصویری اون موقع ها
    ( پنجره طبقه بالا )
    میدون دیدش خیلی بزرگ تر و وسیعتر از الان بود…#grin
    الان از یه کور سو صفحه نمیشه هیچ چی رو ( جزییات ) تشخیص داد…
    #thinking


  15. مرگ بخشی از زندگی است و نه بخش پایانی … دریچه ای به حیات ابدی و معلوم نیست چه کسی بر ما پیشی بگیرد یا عقب بیفتد. زندگی همچنان غیرمنتظره و زیباست


  16. اصلان در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    نه ، گریه ویولت در نخواهد آمد ، شاید در خلوت خودش یواشکی یکی دو قطره اشک بریزه ، ولی شاهدی نخواهد داشت.
    ویولت عزیز ، تن رنجور شاید داشته باشی ، ولی روح تو رو خداوند به معدود بندگان خودش داده .
    شاد زی #flower #flower


  17. سلام
    خیلی خوشحال هستم که با وبلاگ شما آشنا شدم. نوشته هایتان بسیار زیبا و دلنشین است امیدوارم همواره پرکار باشید.
    به وبلاگ من هم سری بزنید.
    modernidea.blogfa.com


  18. uriel در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    بچه که بودم، خواهرام همیشه با زدن خودشون به مردن منو سرکار میذاشتند. اوایلش خیلی می ترسیدم، اما بعدش که فهمیده بودم برای اذیت کردن منه، میرفتم سر وسایلشون تا نقششونو ول کنند. البته اونا خیلی خوب بازی میکردنا!! ولی من هیچوقت بازیگر خوبی نبودم، هر موقع خواستم خودمو بزنم به خواب یا دروغ بگم، سریع خنده ام میگیره.#grin
    تا به خاطر همین روحیه ات و تفاوته که قابل تحسینی#flower


  19. شب گیر در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    سلام خانم ویولت
    اینـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!!!
    ببین چه میکنه این عمه…
    ببخشید، بخشید سرکار خانم ویولت خانم ،بسیار خوشحال و مشعوف گشتیم از ناشی بودن حضرتعالیه! در مقوله‌ی هنرپیشگی!


  20. MARCH در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    #thinking
    البته ویلی یه کار دیگه هم می تونستی توی اون لحظه بکنی…!
    وقتی زنگ زد آیفون رو بر می داشتی و می گفتی من خونه نیستم !#laugh
    اون وقت می شدی هنر پیشه تئاتر !!!
    #silly
    ********************
    #laugh
    همین کارا رو کردم که الان به روزی انداختتم که اگه یه لحظه گوشی رو دیر بردارم یا اگه جایی رفتم زنگ نزنم که رسیدم… آتش نشانی و اورژانس سریع در خدمتمه#sick


  21. سیما در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    سلام ویلی جان خیلی خسته ام از همه کس و همه چیز ویلی چیکار کنم


  22. منصوره در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    سلام
    … این یکی از قشنگ‌ترین، یکی از قشنگ‌ترین پست‌هایی بود که تو زندگی‌ام خوانده بودم. بابت این نوشته ازت سپاسگزارم… به خاطر این احساس خوبی که بعد از مدت‌ها از خواندن این نوشته به من دست داد، بهت مدیونم.#flower


  23. خوش باشی و سلامت .
    این روحیه ستودنی و قابل ستایشه .
    نمیدونم چی باید بگم . با خوندن نوشته ات یه بغضی گلوم رو فشار میده .
    خیلی خوشحالم خیلی که این چنین رروحیه بالایی داری.#flower


  24. سمیه در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    خودشه این یعنی زندگی، همینه که تو رو از دیگران متفاوت کرده وگرنه راکد موندن و یکنواختی که زحمتی نداره. در ضمن سالم بودن که همیشه داشتن جسم سالم نیس ، روح بازیگوش و شیطون تو باعث میشه بتونی به هر مشکل جسمی غلبه کنی. جسم همونیه که دیگران میبینن و خیلی محدود اما روحت آزاده و تا جایی که قدرت داشته باشی میتونی وسعتش بدی. (اگه دیدی خیلی شعار شده ادیتش کن).#flower


  25. فضول در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    سلام
    یه سووال:
    خیلی خبر راجع به کشف داروهای جدید برای درمان ام اس توی سایتهای گوناگون میبینیم که همشونم تست شدن و جواب مثبت دادن پس چرا هیچ خبری ازشون نمی شه ایا وارد ایران نمیشه یا هنوز به طور کامل ازمایش نشدن؟
    **********************
    با این اوضاعی که کشور ما داره حتی اگه دارویی هم اونطرف آب کشف بشه حالا حالاها به اینجا نمی رسه …


  26. لیلا در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    #heart #kiss


  27. مهدی در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    باهات دقیقا هم عقیدم. من بیشترین چیزی که از تنفر دارم احساس ترحم دیگرانه. بعضی وقتا نگاه ها و ترحم دیگران از خود مشکل آدم سخت تره. خیلی وقتا شده معجزه پیش اومده، دعا می کنم یه روز از خواب پا شی و هیچ خبری ازش نباشه. شاد باشی #flower


  28. مژگان در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    #grin #grin


  29. ایلیا در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    سلام
    از خواندن این صفحه احساس حقارت به من دست داد .
    تو باداشتن این همه سختی باز هم سرحالی ولی ما با این همه راحتی هنوز نالان.
    خدا هر کسی رو جوری امتحان میکنه هرکی هم امتحانش سخت تر باشه و از اون با موفقیت بیرون بیاد (مثل تو) اجر و قربش خیلی بیشتر از اون امتحان الکی ماهاست.
    راستی قبول کن مامردهاچی میکشیم از دست شوما خانومها !!!


  30. پ از نپتون در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد
    شما و ساقى به هم سازید و باباشو در میارید


  31. پ از نپتون در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    شاد و پیروز باشید


  32. آره خوب … دیدید یه علمی (علمه ؟ فراعلمه؟) وجود داره توی روانشناسی و عرفان که افراد به واسطه اون روی آتیش مذاب راه می رن و احساس نمی کنن ؟
    خوب به همین منوال افراد می تونن مشکلات زیادی داشته باشن و حسش نکنن !
    مثل شما #eyelash


  33. سالی در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    خب اینکه خیلی خوبه
    هرچند خیلی سخته
    توانایی می خواد خواهر من
    لابد داری تو#winking


  34. مهتاب در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    اگه زحمتت نیست آدرسش رو برام بفرست…مرسی خانومی#kiss


  35. #grin
    سلام #grin
    باز خوبه واسه نقش بازی کردن اینطوریی


  36. من که در حالت عادی حتی از فکرشم غشه زمینم از خنده #grin
    از رادیو اومده بودن مدرسمون . منو فرستادن واسه مصاحبه #smug
    نبودی گوش بدی اون مصاحبه رو . غیر از صدایه خنده هام هیچ چیزه دیگه ای به گوش نمیرسید #grin


  37. ویلی من اجازه دارم که جوابه فضول رو بدم؟
    چند روز پیش که با دکترم حرف میزدم ُ گفت تازه از هلند برگشته . ظاهرا یه سمینار بوده. منم دقیقا سواله فضول رو پرسیدم.
    گفت اغلبه داروهایی که میگن در واقع هنوز تویه مرحله هایه آزمایشگاهین. ولی ظاهرا یه دارویه خوراکی ( که مثه اینکه یه قرصه که تویه سال ۵ دونه اش تجویز میشه ) قراره تا پایانه جولایه ۲۰۰۸ وارده بازار بشه .
    ازش پرسیدم بازاره کجا؟ ایران یا اونور؟
    گفت معمولا خیلی طول نمیکشه تا داروهایه جدید بیان ایران. احتمالا بینه ۳ تا ۶ ماهه بعدش وارده ایران میشن #smug
    امیدوارم همینجور باشه


  38. نسترن در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    غمگین هستید !


  39. اصلان در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    ویولت جان
    خبر این داروی جدید دانشگاه اصفهان رو پیگیری کردی ؟ چیز جدیدیه یا از همون هوچی بازی های همیشگیه ؟!


  40. صحرا در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    سلام تو منو یاد هنرپیشه خانم جمیله شیخی میندازی با جذبه (سریال پاییز صحرا یادته) انشاءا… هرچی خاک اونه عمر تو باشه


  41. bilbo در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    سلام خانمی#flower ماشاالله به این روحیه#applause من که خودمو تو اون موقعیت فرض می کنم از خنده روده بر می شدم#rolling فکر کنم تو هم شدی نه؟#laugh می شه بگی اون چیکار کرد؟ا#thinking در مورد چشمت اگه فکر می کنی تجویز پزشک درسته و می تونه موثر باشه حتما انجام بده#winking راستی خانمی از هدیهم خوشت اومد؟#party
    خوش باشی.#grin
    یا حق#hand


  42. #applause #applause #heart خیلی خوبه که خیلی خوبی و مبارزه می کنی#winking کاش همه مثل تو این روحیه رو داشتن#party #kiss


  43. ای وروجک !
    من از این کارا کم می کنم ولی اگر بکنم ٬‌خود خدا هم نمی فهمه #smug تا حالا چند نفر رو با این کارام سر کار گذاشتم #grin
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    راستی !‌مرسی برای راهنمائیات عزیزم . توی اون گیر و دار امتحان مونده بودم بدون هیچ ایده ای . از میون بچه هایی که ازشون راهنمایی خواسته بودم تنها کسی که بهم کمک کرد و ایده داد تو بودی .اتفاقا از یکی از ایده هات ایده گرفتم و کارم راه ا فتاد . دمت گرم خانوم گل #hug #kiss


  44. bilbo در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    سلام.بازم منم#laugh یه میل برات فرستادم حتما ببین.#heart دوستدارت#blush bilbo#blush


  45. حتما همینطوری…#applause
    اگه یه مقدار بهش بی توجهی کنی خودش گورش رو گم میکنه میره#grin


  46. فرزام در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    گیر آدمش نیوفتادی. دوران راهنمایی یه دوست داشتم خیلی گیر بود . همیشه پلاس بود خونه ما. یه رو زاصلا حال و حوصله نداشتم که سروکله اش پیدا شد. در خونه ما همیشه مثل کاروانسرا باز بود. از در کوچه که می اومدی تو، یه در شیشه ای سه تیکه بود و پله های طبقه بالا. اون در شیشه ای ، در خونه ما بود که پشتش چفت می خورد. چفتش هم زپرتی بود و یه کم که ور می رفتی باهاش وا می شد. خلاصه این داداشمون اومد پشت در شیشه ای به در زدن. حوصله اش رو نداشتم، وا نکردم. گفتم می ره خودش. نرفت. شروع کرد به تک و تا کردن با در. قصه پفت رو می دونست. این کارش اعصابمو ریخته بود به هم، ولی خوب کاری نمی تونستم بکنم. من خونه نبودم. خلاصه نیم ساعت تموم با در ور رفت تا بالاخره در وا شد. مونده بودم چیکار کنم حالا. تنها کاری که به ذهنم رسید این بود که خودم و بزنم به خواب و زدم. فکر کن! یه نفر نیم ساعت بکوب بکوب کنه با در خونه ات و تو پا نشی!!#surprise وقتی اومد بالا سرم و صدام کرد یهو مثلا از خواب پریدم و با چشای نیمه باز نیگاش کردم که: اِ ، تویی؟ چجوری اومدی تو؟!#grin


  47. فرزام در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    از اون به بعد قید به خواب زدن و به مردن زدن و زدم.بعضیا واقعا مردتم زنده می کنن


  48. نسرین در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    چقدر به شخصیتت حسودیم میشه ویلی خانوم#blush


  49. رویا در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    ویولت جان کی گفته تو ناشی هستی ؟فیلمساز وقتی می خواد هنرپیشه شو انتخاب کنه،اینقدر دقیق اینکار رو انجام میده ،که هنرپیشش از عهده اون نقش به طور کامل بر بیاد.اگه خدا فیلمسازه ،فهمیده به کی این نقش رو بده.بی خود نیست سر مشقی .تا حالا که به طور اکمل از عهده نقشت بر اومدی .تو خودت نمره بیستی#heart


  50. #flower
    عزیزم دیگه از این فکرا نکن
    حرفش هم نزن
    دوست دارم


  51. yasaman در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    اول پست ارایشگاهتو خوندم… بعضی از ارایشگاهها پول رو لودر میکنن به جای پارو!!! اما پست امروزت. تو چه بلا بودی #surprise


  52. امیدوارم هیچوقت مجبور به تمارض نشی که به نظرم بدترین مرض هاست و امیدوارم هرچه زودتر حال و روزت خوب خوب بشه ویلی خانم خوشگل


  53. دینا در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    سلام
    چه خوب که خدا می دونه تو وجود چه کسی این حس سالم بودن را بگذار! حس سالم بودن از خودش مهم تره!


  54. hope در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    Salam Violet, man fonte farsi nadaram, man ta hala vasat comment nazashte bodam ama mikhonam weblogeto, az vaghti ke ba MS diagnosed shodam shoro kardam, ma n amrica hastam, mikhastam behet begam ke negaran nabash in moshkele iran nis ke darmanhaye ghatie o khob e MS behesh nareside, hamechi hanoz to marhale teste bebin man age bekhai mitonam ba email bahat tamas dashte basham,


  55. گاهی آدمها اینقدر به خودشان تلقین منفی می کنند که باور می کنند فرصتی ندارند اما مقاومت ویژگی آدمهای بزرگ منش است .


  56. سلام
    منم موافقم از خدا خواستم اگه قرار باشه بمیرم شیک و پیک از اینجا برم #devil


  57. شبنم در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    این ذهن کاوشگرت خیلی باحاله.
    خاطراتی را پیدا می کنی که همه ما انها را داریم ولی سال هاست که سراغشون نرفتیم.
    ممنون از یاد اوری.
    ولی این هنرپیشه بازی را جرات نکردم سر شوشو بیارم.میدونم در جا تبدیل به جنازه واقعی می کنه.#flower


  58. تارا در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    میگم شما هم خیلی شیطونیا!
    ای ول من خیلی دلم می خواد یه بار از این کارا بکنم اما رون نمیشه!!!!!
    میگم واسه پست پایین باید بگم من فکر می کردم فقط خودم ملتو رصد می کنم بعد هی عذاب وجدان می گرفتم که اخه دختر این چه کاریه که تو می کنی البته هممون می دونیم که محض مقایست فقط ولی خوب شیریک جرم دارم حالا!#tongue


  59. یه آقاهه در ۸۷/۰۸/۰۴ گفت :

    #grin
    #eyelash


  60. فریدا در ۸۷/۰۹/۰۴ گفت :

    ویلیه عزیز … تو شجاعی … تو یک انسان نمونه ای … یاد به خود احمقم میفته که تا یه جام درد میگیره … وحشت عالم میریزه تو وجودم … وحشت از مرگ …
    تو کجا ؟ من کجا ؟
    #flower #flower #flower


  61. شهامتت قابل تحسینه عزی دوست داشتنی


  62. بب در ۸۷/۰۹/۰۴ گفت :

    من هم از این کارا خیلی لذت می برم#flower


  63. منم کلا زمان هایی که مریض میشم دلم می خواد زود خوب بشم یا زود به خودم بقبولونم که خوب شدم !
    به بازی دعوتت کردم اگر دوست داشتی شرکت کن#kiss


  64. یکتا در ۸۷/۰۹/۰۴ گفت :

    سلام…‌افرین به تو با این نگاه مخصوصی که به زندگی داری#flower


  65. مطهره در ۸۷/۰۹/۰۴ گفت :

    سلام دو ست جون
    دوست داشتم عکست و ببینم اما نبود
    ماچ ماچ
    مطی


  66. یاسی در ۸۷/۰۹/۰۴ گفت :

    سلام ویولت عزیز
    از صمیم قلب برای سلامتیت دعا میکنم نوشته های تو خیلی ها رو که ناشکرند بیدار میکنه #hug ازت ممنونم


  67. حمیده در ۸۷/۰۹/۰۴ گفت :

    خیـــــــــــــــلی انرژی بخش بود این نگاه مثبت به خود. #flower


  68. گیتی در ۸۷/۰۹/۰۴ گفت :

    بد عادتمون کردی آ… مثل معتادا هی میام پای کامپیوتر refresh می کنم … انشاءا.. که خوب و سلامت باشی…. #heart #kiss #kiss