یادته؟

** کریسمس مبارک **
خیلی موقع ها معادلات عاشقانه اونجوری که باید در نمیاد… تمام تلاشت رو می کنی که همه چیز مطلوب و خوب باشه تا جاییکه می تونی مایه میذاری و عشق خرج می کنی.توجه میذاری. وقت میذاری …حس، حس میگذاری. لازم باشه براش حتی می میری ولی نمیشه که بشه.
میره.بدون داشتن دلیل قانع کننده ایی بدون گفتن حتی پاسخی…همه چیز تموم میشه… دفترچه با دنیایی خاطره که صفحاتش رو سیاه کرده و حکایت از لحظه لحظه عمرت داره بسته میشه…به همین راحتی.
هنوزم منتظری برگرده، نه؟
تو باشی چیکار می کنی برای احیا این رابطه؟اصن باید کاری کرد؟ یا چیزی که تموم شده دیگه تموم شده و بهتره گرد و غبار و کثافت رو از چیزی که برات به یادگار مونده بتکونی و لاشه عزیزش رو بذاری تو کنج گنجه خاطرات.
نقب میزنم به خاطرات عشقی گذشته ام. اگه من بودم چیکار می کردم؟
برام اتفاق افتاده … من می جنگم برای چیزی که حق خودم می دونم. به همین راحتی لحظات و سالهام و واگذار نمی کنم بره …به جبر اعتقادی ندارم (سلام رضا،اینم واسه اینکه بدونی نوشته هات رو می خونم حتی اگه کامنت نمی گذارم) چیزی که این وسط اهمیت داره و الویت هرکاری ه اینه که اصن این رابطه ارزش جنگیدن رو داره یا نه؟ من به شخصه با یه رفتار خیلی ریزی که شاید از دید عام اصن اهمیت نداره، طرف مربوطه و هرچیزی که برگرده بهش و مرتبط بشه به اون از چشمم می افته و حتی لایق برگشتن و تفی هم حواله اش کردن هم نمی دونم دیگه چه برسه بخوام از خود عزیزم براش خرج کنم .
من روباز بازی می کنم و برای بُرد حتی اگه لازم باشه بُلُف هم میزنم …برای برگردوندش از هیچ چیزی دریغ نمی کنم و چیزی به نام حفظ غرور برام معنا و مفهومی نداره. از تمام ابزاری که در اختیار دارم استفاده می کنم برای برگردوندنش، چه تحقیر باشه چه تحریک.
وقتی می نوشتم به این آهنگ گوش میدادم تمام حس و اون عشق لازم رو بهم منتقل می کرد… مشارکت می خوام تو کامنتها … اگه تو بودی کاری برای احیا می کردی؟چه جوری؟


رضا یزدانی-کافه نادری

لینک دانلود
لطفا اگه با دانلود مشکل دارید بهم بگید یه ذره عوضش کردم.
ولی همه اینها برمی گرده به اینکه واقعا ارزشش رو داشته باشه حالا اگه رفتنش بخاطر وجود دیگری و رقیبه و فروختتم به دیگری. باید رقیبم رقیب باشه و اگر یه حریف پیزوری ه که اصن هیچی، حتی ارزش حرف زدن و نوشتن در موردش رو هم نداره و با خودم میگم قربون سرم بره که لیاقت داشتن من و نداشت.
تمام حس این پاراگراف هم گنجونده میشه تو اشعار این آهنگ.:sick
مهرشاد-جون عمه ات!!

لینک دانلود
پ.ن: برگرفته شده از یک درد دل ایمیلی.


نظرات شما


  1. کورال در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    اممم به نظرم این از اون مواردیه که ادم باید تو شرایطش قرار بگیره…
    و اما رقیب، کاش بهترین باشد…


  2. اخذ پذیزش در رشته دندانپزشکی(BDS) برای سال تحصیلی ۲۰۰۸ – ۲۰۰۹ از دانشگاه های مورد تائید وزارت علوم – تحقیقات – فن آوری و وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی جمهوری اسلامی ایران در کشور هندوستان با هزینه بسیار مناسب.


  3. سینا در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    اینقدر آدما و شرایطشون متفاوته که دادن حکم کلی از غیر ممکن هم یه چیزی اونورتره. اما تا جاییکه من تو زندگیم دیدم، اینجور روابط معمولاً مثل قبل نمیشن و تلاش برای احیاشون بی فایده است#sad
    #flower #flower


  4. ممول در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    سلام
    اینی که گفتی به خیلی چیزا بستگی داره اگه طرف ارزشش رو داشته باشه .میزان تلاشی که خود آئم توی اون راه کرده و این که راحت به دست اومده یا سخت واینگه دلیل از بین رفتن رابطه و مقصرش کیه#thinking
    در مورد من اگه خودم مقصر باشم تلاشم رو میکنم ولی اگه جواب نداد شاید طرف شعور نداره قدر تلاش منو بدونه پس یه جایی بیخیال میشم.
    ولی اگه اون بخاطر کس دیگه اینکارو بکنه به نظرم اصلا ارزش فکر کردنم نداره چه برسه به تلاش کردن #winking


  5. سایه در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    من تمام تلاشمو واسه بدست آوردنش میکنم تا آخرش وقتی که رفت هی به خودم نگم کاش این کارو میکردم که نمیرفت . ولی یه جایی وقتی میبینی هرکاری کردی و طرف پرروتر شده و چیز بیشتری میخواد و واسه آدم شرط و شروط میذاره اونجاست که میندازمش دور و تمام و کمال اون ادم در ظرم میشکنه و تموم میشه و به هیچ قیمتی دیگه حاضر نیستم به زندگیم برش گردونم .


  6. ساتین در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    من از یه رقیب خیلی چیز ها یاد گرفتم
    خنده دارش اینه که توجهش معطوف شد به رقیب و این وسط دیگه اصل کاری برام جالب نبود
    تنها چیزی که برام مهم و مهیج بود این بود که ببینم اون رقیب چه روشی داشته و امتیازاتش چی بوده و چی ها می تونم ازش یاد بگیرم
    ضمنا به محض ظهور رقیب . محبوب مثل سکه تقلبی برام از ارزش افتاد
    دیگه رنگ و جلائی نداشت
    رفتم دنبال اینکه یاد بگیرم و خودمو بهتر کنم و ببینم از چی ها غافل بودم
    یک عالمه چیز یاد گرفتم
    کسی رو هم که دوستش داشتم در جا برام جذابیتشو از دست داد
    جذابیت نحوه رفتار رقیب برام بیشتر بود
    نهایتا هم اون طرف از اینجا مونده و از اونجا رونده
    من اصولا هیچکاریم مثل آدمیزاد نیست
    امان از تو با این پست هات ببین آدم رو به چه اعترافاتی وادار می کنی!
    #eyelash #blush


  7. لیلا در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    سلام..
    اگه طرفت نخواد چی؟ منظورم اینه که خوب من الان یه رابطه ای رو تموم کردم..واسه خودمم دلایل محکمی داشتم.. اما طرفم دست بردار نیست. ار خواهش و تمنا تا تهدید و بعضا فحش. من شاکی ام اما نمی دونم کار اون درسته یا نه… من خودمم احساس می کنم پاش بیفته به پای کسی که دوسش دارم هم می افتم اما خوب اگه احساس کنه آدم که طرف نمی خواد تو رو به نظر من نباید گیر داد. بحث غرور نیست…بحث اینه که هم چین رابطه ای عاقبتش خوب نیست..اینکه اون خودش مایل نباشه و دلش نتپه …
    .
    می شه اگه از اون طرف هم تجربه یا حرفی داری بگی؟ اینکه تو نخوای اما اون بخواد و تو ندونی چی کار کنی وقتی دلت نمی خواد داد بزنی سر کسی واسه علاقه ش. امیدوارم تونسته باشم خوب منظورمو برسونم.


  8. س در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    گاهی میبینی هرکاری میکنی فایده نداره
    چه عشق صرف کنی
    چه غرور
    چه تحریک
    ودلیلش ر وهم نمیدونی
    اونوقته که باید بپذیر ی زندگی جنبه های بد هم داره
    پس باید منطقی در موردش رفتار کرد و دونست که
    ؛ تو عشق میورزی و تنها زندگی میکنی
    چون او از بزرگی بهای عشق تو میترسد؛
    البته گاهی
    وگاهی هم شاید اون حق داره چون آزاده که عاشق بشه یا نشه یا چه اندازه بشه
    پس توی عشق که یه رابطه دوطرفه است باید برای نظر اون هم احترام بذاریم اگه نمیخواد اجباری نیست
    شاید هیچ دلیل دیگه ای نیست واقعاْ
    جز اینکه اون عاشق نیست
    واین اتفاق برای من افتاده نه اون پس نمیشه ملامتش کرد
    گاهی تنها کاری که میشه کرد اینه که به دلمون زمان بدیم تا بشکنه و بعد ترمیم بشه
    گاه هم خیلی میشکنه ولی به هرحال نمیشه کاریش کرد
    اونی که کلاْ میره (نه سوتفاهم های کوچولو)به هر دلیلی حتماْ‌عاشق نیست و بدبختانه این دیگه علاجی نداره
    درد هم زیاد داره


  9. لیلا در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    نفسم بند اومد با این ترانه کافه نادری و روزم ساخته شد . عجب فراز و فرودی داره آهنگ این ترانه … یادته؟ #winking #heart یادته هههههههههههه در مورد پست امروزت والا دروغ چرا ! الان اگه در چنین شرایطی قرار بگیرم به دلیل تجربه تلخی که از این داستان دارم هیچ تلاشی برای برگشتن طرف انجام نمیدم . دیگه تو شرایطی نیستم که حال و حوصله نازکشی و بدتر از اون منت کشی به هر قیمت را داشته باشم. زمانی در رابطه فقط دنبال چلنج بودم اما الان آرامش می‌خوام بنا بر این ببینم طرف ارزش واسه دوست داشتن‌ام قائل نیست یا به هر دلیل می‌خواد بره نمی‌جنگم . شاید چون در یک مورد تا پای جون جنگیدم. برام ارزش داشت و الان هم پشیمون نیستم اما یک بار کلامی از دهانش خارج شد که بهم شوک وارد اومد : عاشقی خوبه اما آدم باید غرور هم داشته باشه #sad هر چند حتی اون شوک هم باعث نشد در اون مقطع دست از تلاش بردارم اما… نه الان دیگه نه انرژی و جونش را دارم و نه این کار را درست میدونم .


  10. اینو از من داشته باش ویولت عزیزم ! کسی که رفته ، رفته. هیچ وقت ارزش این رو که بخوای بری دنبالشو به قول خودت با تحریک و یا تحقیر برش گردونی نداره! کسی که رفته ،اگه بخواد دوباره برگرده هر لحظه احتمال این هستش که دوباره بذاره و بره و دوباره احساست بازیچه ی دستت بشه!


  11. تـــرانه در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    اول اینکه ممنون بابت جواب دیروز #heart خیلی می خوامت #kiss
    من با حرفات موافقم می جنگم تا بهش برسم اما وقتی طرفت این قدر احمق باشه که قدرت (به فتح قاف) رو ندونه و باز سر یه موضوع الکی بهونه گیری بکنه میگم بذار بره به جهنم!!! دروغ نمی گم چون تجربه اش رو داشتم منتظرش هم می مونم که برگرده اماااا می بینم سخت اشتباه می کردم و بعد یه مدتی می فهمم کارم درست بوده و تازه شانس هم آوردم که این رابطه رو به هم زدم چون لیاقت خودم رو بیشتر از این ها می دونستم!!!
    این رو هم که همیشه می گن هر کی بهت خیانت کرد بدون لیاقتت رو نداشته!! #eyelash
    پس اون که رفته دیگه رفته بر نمی گرده !!!


  12. سایه در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    ویولت عزیزم وقتی کسی ارزشش رو داشته باشه به گفته خودت من هم تمام سعی ام رو می کنم حتی اگه حریف خیلی هم قدر باشه تلاشم بیشتر می شه واگر پیروز بشم خوشحالم به خاطر حسم و…خیلی چیزهای دیگه


  13. ima در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    اگه من باشم تا لحظه ای که احساس کنم ارزش داره واسه خودم و احساسم میجنگم تا جایی که احساس کنم اگه برگرده جای زخمی روی دلم نیست که روحمو آزار بده .
    چون اگه برگرده و روح من آزرده باشه نمی تونم مثل سابق ابراز احساست کنم و با هر حرکت کوچیک و شاید بی اهمیتی جای زخم دوباره سر باز می کنه و….


  14. رز در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    سلام
    ویولت چرا باید این پست و امروز می ذاشتی؟
    چرا انقدر این پستت ارتباط با روحیه من داشت.؟ اشکم و درآوردی
    **********************
    اگه ناراحتت کردم واقعا متاسفم
    ولی یه موقع هایی خونه تکونی لازمه نه؟جا باز میشه برای وسایل جدید


  15. akheyazizam در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    #kiss #flower


  16. زهرا در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    در مورد سوالت :
    من به شخصه اگه این اتفاقی که گفتی تو رابطه ای برام بیفته سخت بهم میریزم .داغون میشم .کلی فکر میکنم .اینقدر فکر میکنم و با خودم کلنجار میرم که مخم به حالت پکیدن میرسه .هر روز و هر شب و هر لحظه یادم میفته و خیلی سخت می توم فراموشش کنم .از طرفی از ناز کشیدن هم خیلی بدم میاد و اگه طرفم بگه نمیخوامت ممکنه ۴ تا فحشم بهش بدم و یه دونه هم بزنم تو گوشش و سرمو بندازم پایین و از همون راهی که اومدم برگردم .غرورمو نمیشکونم !#brokenheart #worried #sad


  17. رقیب من ،شرایط جامعه و مسائل حاکم بر اون بود و هر چی جنگیدم به نتیجه نرسید…..


  18. کسرا در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    اما من برعکس تو فکر میکنم. هیچ وقت عادت ندارم که به زور و برخلاف میل کسی بخوام که نگهش دارم. نمیگم که درسته برعکس خیلی از این بابت لطمه خوردم اما الان هم که ازدواج کردم باز هر موقع احساس کنم که دل همسرم یکذره و فقط یکذره تمایل به رفتن و بریدن داره خیلی راحت کنار میکشم.
    ****************
    بعضی مواقع هم این ذوشنفکری خیلی بد تعبیر میشه و اصن جاش نیست
    یه پستی هم در این رابطه و عدم جنگیدن باید بنویسم#winking


  19. داروگ در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    سلام ویولت عزیز.
    در جوابت میگم من دست بردار نیستم و برای برگردوندنش هر کاری میکنم. نمیخوام بعدا خودم رو سرزنش کنم که اگه چنین و چنان کرده بودم جور دیگه‌ای میشد. وقتی کسی را واقعا دوست داری باید براش مایه بذاری.


  20. سمیه در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    من یکی حوصله میدون داری رو ندارم اگه یه روز ببینم طرفم به خاطر فرد دیگه ایی من که سرشار از عشق و مهربانی و لبخندمو گذاشته کنار بدون هیچ حرفی میدونو خالی می کنمو و محبوبمو دو دستی تقدیمش می کنم و به قول تو میگم قربون سرم بره که لیاقت داشتن من و نداشت. اما از اونطرف هم بودن خیلی ها با یار و محبوب دیگه اومدن سراغم و منم نامردی نکردمو پسشون زدم .آخه می دونی من به اینکه دست بالای دست بسیار است و هرکاری در حق دیگرون کنی سر خودت هم میاد خیلی اعتقاد دارم در نتیجه تو زندگی دو نفر دیگه هیچوقت پا نمی ذارم تا فرد دیگه ای هم جرات وارد شدن تو زندگیمو نداشته باشه/بعدشم دیدی طرف تو رو ول می کنه می ره مثلاً با از ما بهترون و بعد اون یکی هم قالش می ذاره و از اینجا مونده و از اونجا رونده میشه!


  21. مهسا در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    سلام. بستگی داره اولا به ارزش طرف مقابل. و اینکه رابطه در چه سطح بوده و ایا انقدر زیبا و بی عیب و نقص بوده که بخواد تکرار بشه یا وقتی خاطرات رو مرور میکنی فقط جنگ و جدال و بی احترامی و عذاب میبینی؟
    دوما باید دید هدف طرف مقابل چی بوده از ترک ادم .گاهی به خاطر لجبازی با خودش یا با تو ترکت کرده که الان این مدلش خیلی مد شده. یا اینکه نه یک کاری بوده که اون رو زده و گاها متنفر کرده ازت. یا ادامه رابطه چون فقط باعث اعصاب خوردیش بوده عطاش رو به لقاش بخشیده؟
    حالا اگه هم ارزش داره . هم رابطه خوب بوده و هم طرفت ازت نفرت و کینه نداره بجنگ چون اگه نجنگی همیشه چشمت دنبالشه و کیس خیلی خوبیو از دست دادی . به خصوص که تو مرور خاطرات اکثرا خوشی و زیباییه وگرنه که بزار بره اینجوری اولش سخته و لی در اخر جفتتون به ارامش میرسین بدون وجود هم.
    ببخشید طولانی شد . میبوسمت.#kiss
    *******************
    #kiss


  22. سمیه در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    راستی یادم رفت بگم در ایکی ثانیه طرف مقابل از چشمم می افته و تا جونم بالا بیاد ازش متنفر می شم و تنها دعایی که در حقش می کنم اینه که سر خودش بیاد!راستی یه سوال اگه خصوصی باهات داشته باشم باید از طریق میلت بگم یا راه دیگه هم داره؟
    ******************
    هم می تونی ایمیل بزنی و هم کامنت خصوصی بگذاری با ذکر خصوصی در ابتدای کامنتت
    ولی ایمیل بیشتر توجه ام رو جلب میکنه تعداد کامنتها زیاده و امکان فراموش کردن یا گم کردنش زیاده


  23. مهسا در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    ببخشید یادم رفت بگم اهنگ کافه نادریه عالیه واقعا ممنون حس خوبی میده .ولی دانلود نمیشه . چرا؟
    ******************
    الان چک می کنم اگه باز نتونستی یه ندا بده برات ایمیل کنم شاید اونجوری شد


  24. niki در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    من در زمانی که رابطه خوبه همه کاری میکنم یک یار حسابی هستم بعدشم موقع بریده شدن سعی میکنم ببیینم مشکل قابل حل هست اگه بود تلاشم ور میکنم اگه نبود نثل همه دوران نقاهت رو طی میکنم و بعد میرم سراغ زندگیم و اون میشه یک فصل گذشته زندگیم به نظر من زندگی منتظر نمی مونه ما هی آه و ناله کنیم بلکه میگذره و حسرت روزهای گذشته رو بر جا میزاره راستی سرماخوردگیت خوب شده من که حسابی سینه ام خرابه یک سرفه هایی میکنم فکر کنم صداش توهمه محلمون میپیچه
    *******************
    بخاطر همون درمانهای بی خاصیت آلمانی ه#winking
    خیلی بهترم ولی اسپاسم ایجاد شده اش دست از سرم بر نمیداره


  25. یک چیز جالبی بگم که برخلاف همه این نوشته هاست و اون اینکه من الان با کسی ازدواج کردم که ۶ ساله پیش رفته بود و دوباره برگشت ۱۰۰ برابر بهتر.نمیدونم البته همه آدما مثل هم نیستند.
    *****************
    نیروانا جان حتما ارزشش رو داشته…فرد ارزشمند بهاش هم سنگینه


  26. مهسا در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    نه نتئنستم تو وبلاگتت راست کلیک نمیشه کرد . اگه اگه اگه زحمتی برات نبود ایمیل کنی خیلی ذوق زده میشم. بازم میبوسمت هم به جای این هم قبلیه که یادم رفت.
    *****************
    باشه الان می فرستم


  27. سارا در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    سلام ویلی عزیزم
    به نظر من آدمی که رفت باید بره باید انداختش دور به نظر تو میشه به خاطر آدمی که بار رفتن و بسته و به این همه محبت و عشق پشت کرده خودمونو حقیر و کوچیک کنیم به نظر تو این آدم ارزش دوست داشتنو داره پس الآن بره بهتره تا بعد ها …#flower


  28. سمیه در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    چرا جوابمو نمی دی؟#sad
    ***************
    بابا کمی صبر…کمی مهلت
    یک سری کامنتها توسط دیگری تایید میشه بعد من چک می کنم ببینم جواب لازمه یا نه…سوستم داره جووونم#winking
    جواب دادم بخدا


  29. از ۱۶/خرداد/ ۸۷ ساعت ۵:۴۵ توی همین حس گیر کردم .. بدون هیچ دلیلی رفت. بدون اینکه حتی کوچکترین مشکلی داشته باشیم .. ولی با خودش یادش رو عشقش رو نبرد .. به خاطر همین بارها سعی کردم برش گردونم . نشد .. و اون رفت .. من برای بر گردوندنش جنگیدم ..هر کاری که لازم بود کردم ولی اجازه ندادم به غرور مردونه ام لطمه ای وارد بشه .. به نظر من اگر از عشق حرف میزنی و احساست بهش یه احساس سطحی (مثل ۹۰٪ احساس این روزها) نیست برای برگردوندنش چیزی کم نزار .. ولی از غرورت خرج نکن .. چون آدم با غرورشه که ارزش داره .. امیدوارم بین غرور و تکبر فرق زیادی بزاری .. غرور با ارزش و موندنیه و تکبر پوچ و …
    من هنوزم دارم تلاش می کنم ( ولی الان فقط می تونم دعا کنم و به فیر از این کاری از دستم بر نمیاد )
    فکر کنم به اندازه یه پست کامنت گذاشتم
    #winking
    *******************
    ممنون که کامنت گذاشتی
    ولی حالا لااقل دلت سبکه که هرکاری لازم بود انجام دادی نه؟


  30. آفتاب در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    آنچه که متعلق به من است می‌ماند. آنچه که مال من نیست به دستم نمی‌آید. آنکه رفتنی است می‌رود، آنکه ماندنی است می‌ماند.
    این شعر را برای خودم زمزمه می‌کنم:
    آن را که بصارت نبود یوسف صدیق
    جایی بفروشد که خریدار نباشد
    آنجا که در آن روی سخن جانب ما نیست
    ای دل کمی از ماست که بیهوده نشستیم…
    راستش اینجاست که به خودم می‌گویم: این آنکه من فکر می‌کردم نبود، اگر انتخاب از اول درست باشد این‌طور نمی‌شود… یا شاید انتخاب درست بوده ولی آن شخص دیگر آنکه بوده نیست. در هردو صورت قضیه تمام است. بیشتر ما مقصریم و به ندرت تقدیر…


  31. آفتاب در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    ما دیگران را نمی‌توانیم تغییر دهیم، تقدیر را نمی‌توانیم عوض کنیم، تنها کاری که می‌توانیم بکنیم این است که خودمان را عوض کنیم… این تنها سلاحی است که در اختیار داریم. و تا خودمان را تغییر ندهیم، به فرموده خداوند چیزی برایمان تغییر نمی‌کند.
    عشقی که با آمدن یک رقیب از میان برود حقیقی نیست… آنچه که حقیقی نیست ماندنی نیست، آنچه ماندنی نیست بگذار زودتر برود. خاطرات آن را بایگانی باید کرد تا سال‌ها از آن بگذرد… تا روزی که بتوانیم از بالا به آن نگاه کنیم. و تا آن روز بی‌دغدغه باید زندگی کرد.


  32. سارا در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    من یه سوال دیگه دارم
    اگر رابطه تون خیلی خوب باشه و اون مدام بگه که تو بهترین کسی هستی که داره ..و تو هم یه زن واقعا کامل براش باشی و هردو احساس خوشبختی کنین
    اما یه روز بفهمی که با یه خانمی که تو از دور میشناسی رابطه ی کلامی نسبتا عمیقی برقرار کرده..البته رابطه جنسی نیست اما جوریه که وقتی دلش میگیره میخواد با او صحبت کنه یا باهاش بره ناهار اما صرفا واسه صحبت کردن …اونموقع چه عکس العملی نشون میدید…
    ؟
    اگه جوابم رو بدین ممنون میشم
    ********************
    من اگه بخوام جواب بدم میگم اگه طرفت آدم هوسبازی نباشه(که به نظر نمیاد باشه) ایراد از تو ه که جایی براش کم گذاشتی که حس نیاز به دیگری درش ایجاد شده


  33. مرمرجان در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    ویولتکم
    من مغرورم آن هم از نوع افراطیش!#flower
    ***************
    من قربون شمای مغرور میرم خود خودم#kiss
    غرورت رو هم خریداریم#winking


  34. امیر در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    صبح شد!!
    خروس ها خفه خون گرفته اند!!
    سال هاست!!…..
    “روز از نو”٬ “صبح عالی بخیر”!!!
    “گل آقا “رفت؟؟!!
    آه !!…….چخوف!!………کجایی؟!!
    ماشین ها کیپ تا کیپ مرتعش اند!!
    دیرم شده!!
    یک نفر کنار بزرگراه ایستاده!!
    قلم و دفتر به دست!!
    ماسک به دهن!!
    فکر کنم!!…….شعر می گوید!!
    این که مه نیست!!…………دوده!!
    همه چرت می زنند!!
    دلم گرفته!!……..بریم قدم بزنیم!!
    ولی کجا!!


  35. نسیم در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    یاد خودم و سینا میافتم
    *******************
    #sad


  36. ژول در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    سلام
    آره این اتفاق برای من افتاده.رقیب قدر بنده جناب ام اس بوده!(نمی دونم ام اس مرده یا زن که بگم جناب یا سرکار خانم!)
    آخه متن این پست بسیار با احوالات من مطابقت داره با این تفاوت که بنده همواره از خود ناعزیزم! خرج میکنم.
    راستش من تمام تلاشم رو کردم.تلاشم هم محبت کردن بود.نه اینکه خودم رو سنگ رو یخ کنم.بی اعتنایی کردن رو قبول دارم ولی تحقیر رو نه. وقتی کسی رو دوست دارم نمی تونم از حربه تحقیر یا کاری که باعث آزارش بشه استفاده کنم.ولی یک جایی میرسه که میبینی فایده نداره دیگه.انگار بهتره با اندوه نداشتنش انس بگیری و کنار بیای تا اینکه هی ضربه بخوری.کم کم میفهمی که انگار دیگه نمیشه.پس گیر نمیدم دیگه…
    راستش خیلی دوست دارم در این مورد بنویسم ولی خوب ممکنه از حوصله خارج باشه.
    ****************
    بنویس
    و مطمئن باش اقاست چون همش دور و بر خانم ها می پلکه بخصوص از نوع خوشگلشون#smug


  37. ویولت جان صفت گاهی اوقات کمی نرم وملایم است باید گفت بیشتر اوقات معادلات ……
    اما پیری می گفت دوست داشتن تزریقی نیست!
    اگه طرف بخواد به هر دلیلی بره تمام کائنات رو هم جمع کنی نمی تونی برش گردونی حتی اگه طوق ازدواج هم برگردنش داشته باشی که آنوقت مصیبت های دیگه ایی هم به وجود می آذ.
    در مورد برگردون تلاش کردن برای اینکار :من به شخصه ادم مغروری نیستم .اگه لازم باشه تلاش می کنم اهل سیاست هم نسیتم که خیلی ها می گن کاشکی بلد بودم.اما خداوکیلی در اطراف مون چند تا داستان عاشقانه ی موفق می بینیم؟
    تو این دوران همه چی عوض شده و خیلی از اصول اخلاقی از بین رفته
    اما درمورد گذشته و تجربیات گذشته اگه بخواهیم فکر کنیم در کنار خاطرات خوب قطعا خاطرات تلخ هم از طرف داریم تو ترازو کدوم کفه بیشتر سنگینه؟
    پس بهتره تو همون گنجه ی دلمون نگهش داریم وگاهی برای نشوندن لبخندی محو بر لبانمون به یاد خاطره ی خوبش بیافتیم.
    بسه دیگه زیادی وراجی کردم باعث شدی این حالت #thinking در مورد من به وجود بیاد.
    موفق باشی .درضمن این لینک کافه نادری را نمی شه دانلود کرد#worried
    *********************
    برات ایمیل کنم؟
    میدونم اگه بخواد بره میره
    ولی لااقل پیش خودت دلشادی که مفت و مسلم ندادی بره


  38. آیلار در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    معتقدم گاهی نباید احیا کرد همونجوری تموم بشه قشنگتره .رقیب هم اگر بهترین نباشه همه جای آدم میسوزه.
    به روزم ویلی جان#flower


  39. شهرزاد در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    سلام ویولت عزیز، مدتیه که نوشته هات رو هر روز می خونم و تحسینت می کنم هم به جهت شخصیت و هم قلم روان و بی آلایشی که داری.
    در مورد موضوعی که مطرح کردی… من اگه احتمال بدم که به خاطر یه سوء تفاهم یا حتی اشتباه از من این دلسردی حاصل شده حتما تلاش می کنم که رابطم رو بازسازی کنم ولی اگه قضیه این نباشه، ترجیح میدم که یه مرخصی به طرفم بدم حتی اگه احتمال بازگشتش کم باشه. به عبارتی بد نیست بعضی وقتا بذاریم تا دوباره همدیگه رو انتخاب کنیم. شاید وقتی طرف برگشت ما دیگه حاضر به انتخاب مجددش نباشیم.
    #winking
    ******************
    آفرین این نظر و مرخصی وهستم بدجور


  40. باید اول بعضی چیزا رو روشن کنی!دوستش داری؟عاشقشی؟باهاش رابطه داشتی؟از نزدیک؟کنارش بودی؟این عشق که همینجوری بوجود نیومده؟!
    نمیشه که از دور عاشق کسی شد(میشه ولی اون یه بحث دیگست،میشه رویاپردازی)پس اگه کنارش بودی اونم کنارت بوده،اونم باید تورو بشناسه،اونم باید یه حسی نسبت به تو داشته باشه ویا قبلا داشته.
    حالا چی؟حالا اون حس رو نداره یا اینکه کمتر داره یا اینکه اونو خرج کس دیگه ای میکنه؟اگه اون حس رو نداره،چرا نداره؟آیا اون عوض شده؟یا تو عوض شدی؟یا شایدم جفتتون؟!اگه تو عوض شدی ،این حق رو بهش میدی که دیگه اون حس رو نسبت به تو نداشته باشه؟که عاشق کسی که دیگه اونو خوب نمیشناسه نباشه؟
    یا اگه خودش عوض شده نخواد دنیاش رو با کسی که مثل قبل خودش رو بهش نزدیک نمیبینه، قسمت کنه؟اگه پای کس دیگه ای درمیون باشه چی؟اگه اون رقیب از تو واسه داشتن اون شایسته تر باشه چی؟حاضری کنار بکشی(حداقل بخاطر اون ادعای دوست داشتنت،مگه نه اینکه هر کسی رو دوست داری باید بهترینها رو براش بخوای؟!!)باید همه ی این سوالات رو در نظر داشت.میدونم عشق سوال و جواب سخت حالیشه!ولی وقتی کسی رو دوست داری باید بهترینها رو براش خواست حتی اگه به بهای کنار کشیدن خودت باشه!
    با تمام این اوصاف اگه خودت رو لایق اون میدونی(البته برای دونستن این، اول باید خودت رو جای اون بذاری و از نگاه اون به خودت بنگری)باید مبارزه کرد،جنگید،برای عشقت بجنگی!حتی اگه هیچ شانسی برای بردن نداشته باشی!بخصوص اگه خانوم باشی که هم شرایطت خیلی سخت تر میشه وهم شانست کمتر!اما این تنها نبردیه که بازنده اش شاید سرفرازتر از برنده اش باشه!اگه به خودت مطمئنی،به داشته هات به درونیاتت،بجنگ بانو….
    ***************
    #flower


  41. بابک در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    اینجا نوشته بیماری ام اس با کندر قابل درمان است و یه سری لینک دیگه هم پایینش آورده
    http://salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=14211&cat=1
    *********************
    thx


  42. سلام
    راستش ویولت جان متاسفانه من غرورم رو فدای هیچی و هیچ کس نمی کنم . داغون میشم گریه می کنم ولی حتی اگه اونم پشیمون شه و برگرده بازم دلم صاف نمیشه …
    ******************
    عزیزم شاید چون عشق به مفهوم واقعیش رو تجربه نکردی…وقتی پای عشق وسط میاد از خیلی چیزا میشه گذشت که غرور پیشش چیزی نیست


  43. راما در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    آره ما با دانلودش مشکل داریم ویولت جان
    *************
    ایمیل می کنم برات
    ظاهرا پرشین گیگ مشکل داره


  44. خپیت در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    منم یه بار این طوری شدم..البته هیچ رابطه ی عشقی ای در کار نبود..یه دوستی خیییلی خوب..که طرف گذاشت و همین طوری رفت..یعنی الان سلام علیک داریم مثلنا..ولی مثل دو تا غریبه..
    من واسش خیلی خرج کردم (پولی نه ها) واسش خیلی مایه گذاشتم تو دوستی..خیلی..در حددی که حسادت بقیه رو برانگیخته بود..دوستی ما شده بود شهره ی بقیه ی دوستان که چه قدر اینا دوستیشون خوبه..
    البته اونم منو خیییلی تحویل میگرفت..نسبت به بقیه..خیلی ..خیلی..
    میگم حسادت همه برانگیخته شده بود..واسه این که تک بود..و با هر کسی رفیق نمیشد..
    من همون موقعش هم که با هم خوب بودیم از خودم خیلی گذشتم…به قول تو غرور مرور رو گذاشته بودم کنار..چون می دیدم ارزششو داره..خیلی هم داره..
    ولی بعد ۱ سال خیلی الکی و سطحی رفت..نمی دونمم چرا..ازش هم ژرسیدم دلیل قانع کننده ای (برای من) نداشت..
    بعدش دیدم که دیگه بسه هر چی خودمو کوچیک کردم..(البته اصلا واسم مهم نبودا)
    ولی احساس می کردم اگه طرف بخواد بیاد بدون کوچیکی من هم میاد..اگه دوستی واسش خوب بود خودش بر میگرده (هر چند که خودش همیشه میگفت دوستی با تو یکی از بهترین دوستیهامه)..
    هر چیه…
    ربط اینماجرای من به این چیزی که نوشتی شاید کم باشه..ولی من احساس می کنم این دوست داشتن من از عشق و اینا چیزی کم نداشت..
    و من هنوز هم موندم با این که راضی بود از دوستیمون چرا رفت….#cry #cry
    و تو این مورد فکر می کنم که اگه قضیه دو طرفه باشه اون طرف دوم هم باید یه تلاشی بکنه..
    اگر تلاشی نکنه یعنی یه طرفه بوده..
    و بی خیااال
    ******************
    بله یه طرفه هیچ محبتی به ثمر نمی رسه


  45. جینا در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    سلام ویولت جان
    به نظرم نمی شه یه قاعده کلی داد واسه همچین چیزی چون به خیلی چیزا ربط داره
    اینکه اونچه بین اون دو نفر گذشته واقعا” محبت و عشق بوده ؟
    عمق رابطه و چیزایی که بینشون رد و بدل شده چقدر ارزش داشته ؟
    اون دو نفر کجای وجود همدیگه بودن و چه سهمی از قلب هم داشتن ؟
    چرا رابطه اشون بهم خورده ؟
    شاید دلیل از بین رفتن یه رابطه خیلی موجه تر از دلایل به وجود امدنش باشن…
    نمی تونم بگم من اگه بودم چی کار می کردم
    چون من با هر کسی یه نوع رابطه دارم. واسه برگردوندن یکی ممکنه به هر دری بزنم و دیگه خودم واسم مهم نباشه و فقط برگردوندن ون مم باشه …
    و در مقابل شاید رفتن کسی هیچ تغییری در زندگیم ایجاد نکنه و منم حاضر نباشم کوچیکترین قدمی بردارم.
    به کیفیت رابطه ، به عمقش و به چرا فتن اون ادم خیلی ربط داره


  46. این اتفاق تو زندگی من افتاده اونم از نوع خفنش..منم مثل تو شکستن غرورمو هیچی نمیدونستم مخصوصا اینکه یه بچه داشتم اما حیف که اون زمان نمیدیدم که اصلا ارزششو نداره..یعنی دیر فهمیدم..الان هم از ته دلم راضیم که تموم شد ولی مزه تلخ اون شکستنها زیر زبونم مونده..خیلی حیف بود که وجود عزیزمو توی اون زندگی تلف کنم و برای اون آدم
    ***************
    باز یه قدم از خیلی ها جلوتری که لااقل فهمیدی هرچنددیر


  47. ممنونت می شم برای ای میل کردن لینک دانلود کافه نادری فقظ رحمتت نشه.#heart
    یه سایتی هم هست که اهنگاش باب دلمه گفتم شما هم شاید خوشتون بیاد
    http://www.redsong.ir/8703.aspx
    ***************
    ممنون
    برات ایمیل زدم چک کن


  48. سارا در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    ویلی جون این آهنگات دانلود نمی شن اگه امکانش هست دوتاشو برام میل کن#kiss #kiss #kiss #kiss #flower


  49. تو می‌دانستی من چه ایمیلی می‌خواستم برات بنویسم؟!#surprise
    *****************
    منظورت اینه که جن شدم#winking


  50. متولد ماه مهر در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    سلام
    اگه من باشم میذارم بره.اگر به من تعلق داشته باشه به من برمیگرده و اگر حق من از زندگی نباشه هیچ وقت برنمیگرده….
    از اینکه به زور کسی رو نگه دارم متنفرم.اگر اینقدر براش عزیز بودم بمونه.وگر نه… خوب بره جایی که راحتتره.ما اگر واقعا کسی رو دوست داریم باید راحتیشو بخواهیم و از اینکه اون خوشبخت و راحت خوشحال باشیم.حتی اگر بهترین لحظات زندگیمونو به پاش ریخته باشیم.عشق یعنی همین…فداکاری و باختن بدون پشیمونی..بدون غصه خوردن..بدون احساس شکست.اگر اینطوری نباشه عاشق نیستیم.فقط یک علاقه افراطی خودخواهانه است.البته آدم باید عاقلانه عاشق بشه.یعنی حاضر نشه برای هر بی سرو بی پایی هزینه کنه…


  51. آب در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    http://www.seemorgh.com/health/default.aspx?tabid=2114&conid=19471&mID=4444
    سلام. یک سری به لینک بالا بزن#flower
    ***************
    چشم


  52. مه ناز در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    آدم باید عشقش رو برای کسی ارزانی کنه که ارزشش رو و قدرش رو بدونه وقتی طرف نمی فهمه یا اصلا دوست نداره عشق از نوع عشق تو رو چرا باید اصرار کرد …همیشه چیزی که ارزشمنده خریدار داره نه اینکه حراجش کنی به زور


  53. #smile #flower


  54. اگه یک درصد هم فکر کنم اون رابطه ارزشش رو داره به خاطرش میجنگم حتی اگه تحقیر بشم.حتی اگه همه عالم و آدم بگن اشتبا میکنی.میخوام خودم این اشتباه رو تجربه کنم شاید هم اونا اشتباه کنن.


  55. سلام
    تبریک به خاطر سال نو میالادی – امیدوارم کسالت رفع شده باشد . شب یلدا توجشن وبلاگستان بچههای ژرشین بلاگ اونجا بودمو در فاصله می با شما نشسته بودم . احساس کردم حال خوبی ندارید بعد از مراسم مزاحمتون نشدمو به تبریک شب یلدا تو وبلاگتون اکتفا کرد . امیدوارم همیشه ردیف باشی و سرحال و در حال نوشتن . فرزاد حسنی
    ***************
    من همیشه حال خوبی ندارم ولی مهم نیست کاشکی من و از زیارتتون محروم نمی کردید و جلو می آمدید
    به شما هم تبریک


  56. یلدا در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    ویولت نازنینم فقط میخواستم بگم یه دنیا ممنون#heart #flower خیلی خیلی لطف کردی عزیزم راستی کریسمس مبارک
    *****************
    دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره
    امیدوارم بهترین تصمیم رو بگیری#kiss


  57. یلدا در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    من تو این شرایط بودم ..با یه نفر ۹ سال بهترین رابطه رو داشتم و یه دفعه نفهمیدم چطور شد که همه چیز تموم شد بعد از یه سال فهمیدم منو به یه رقیب فروخته از همون رقیبایی که آدم واقعا دلش برای خودش می سوزه و اعتماد به نفسش له می شه از همونایی که عمرا تو حالت عادی فکر کنی یه روزی ممکنه برات خطر جدی باشن..اون موقع هیچ تلاشی نکردم یعنی غرورم بهم اجازه نداد با اینکه اون آدم برام خیلی ارزش داشت..فکر می کردم نمی شه کسی رو با زور نگه داشت اگه خودش نخواد اما الان فکر کنم پشیمونم چون این آدم هر کاری می کنم از ذهنم خارج نمی شه و گند زده به زندگیم(راستی من همیشه وبلاگتو می خونم هر دفعه خواستم کامنت بگذارم و می گه باید حتما ای میلتو وارد کنی پشیمون می شم از کامنت گذاشت الان یه ای میل الکی گذاشتم:)
    ******************
    ایمیل الکی بذار تا وقتی فحش ندادی مهم نیست#grin


  58. ویلی تو از اول وبلگت همینجا بود؟ یعنی تو سایت دیگه ای نبودی آیا؟
    *******************
    از اولم با نوید بودم ولی یکبار نوید دومین رو از مژده به اسپشیال تغییر داد


  59. ویولت بانو اگه ترانه ی رضا یزدانی رو واسه ی من هم میل می کردی خیلی خوب میشد.سپاس.
    *******************
    چشم
    مگه میشه برای یک کامنت گذار فهیمی مثل شما اینکار رو نکرد؟


  60. سلام … امروز بعد از ماهها که وبلاگتونو می خونم خواستم کامنت بذارم …
    اوایل از مقامی که کسب کردید شناختمتون … از اون موقع روزی ۳-۴ بار نیام روزم نمی گذره …
    اولش حس می کردم که مثل اکثر وبلاگ نویسها یی که معروف می شن و خودشونو می گیرن هستی … اما تو همون دو سه روز اولی که اینجا رو پیدا کردم فهمیدم فرضیه ام به کلی اشتباه بوده …
    امروز داشتم به کامنت ها نگاه می کردم , راستش خود کامنت ها که نه زیاد … جوابهای شما به اونها نظرم رو جلب کرد … اومدم که بگم خیلی مهربونی و دل قشنگی داری … از صمیم قلب می گم … مهربونی فقط یک کلمه یا تعریف نیست … خیلی عمیقه و خوش به حال شما که این صفت آسمونی تو دلت زنده است …
    برات آرزوی شادی و موفقیت دارم …
    #flower
    ******************
    ارادتمندم#flower


  61. akheyazizam در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    بله من شکیبام
    استاد هومن استادم بوده#grin
    خوشحال شدم بهم سرزدی عزیزم
    بازم بیا پیشم بهم بگو چیکار کنم که وبلاگم بهترشه
    #kiss #kiss #kiss #kiss #kiss #kiss #kiss #heart #flowe
    ******************
    بهترین کار هیچکاری نکردن ه


  62. الماس در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    ویولت سلام.نمی دونم منو یادت میاد یا نه؟این دومین باره که کامنت می نویسم.قبلی رو واسه پست(تحقیرم کن تا عاشقت بشم) نوشته بودم.
    خیلی به بلاگت سرک می کشم ولی فقط وقتی کامنت می ذارم که حس کنم واقعا حرفی واسه گفتن دارم و بیخودی دارم بلاگتو شلوغ نمی کنم.چون میدونم که تو هم فقط هدفت نوشتن نیست و پشت هر جمله که می نویسی کلی فکر و منطق خرج کرده ای.
    این پستت ولی بد جوری مقاومتمو در هم شکست…یاد اون خاطره…وای نمی دونی ویولت….نمیدونی من چی کشیدم و هنوز انگار نه انگار که اینهمه سال ازش گذشته….ویولت عزیز نمی دونم چرا دلم خواست واست ازش بنویسم فقط فکرشو بکن که تو از همه جا بیخبر باشی که صدای پاش بیاد.کم کم تو رو به خودت بیاره و ببینی که واقعا عاشقته و عاشقشی…عشق که میگم قسم می خورم واقعی واقعیش بدون حتی یه ذره رنگ و لعاب…تو از همه وجودت…احساساتت و همه ظرفیت وجودیت واسش مایه میذاری…ویولت….میگم همه ی ظرفیت ممکن….وای چقدر عاشق میشی و چقدر احساس سبکی می کنی…ولی همش از اول ارتباطت شاهد یه حس گریز در طرف مقابل هستی…بدون اینکه علتشو بهت بگه…گاهی صداش می لرزه وقتی داره نا امیدت می کنه…گاهی بد می رنجوندت….ولی می دونی که یه چیزی رو داره ازت مخفی میکنه…یه مانع بزرگ که تو نیاید ازش با خبر شی….نمی دونی چرا ولی هیچوقت نباید بدونیش…تو مریض میشی…قرص آرامبخش میخوری…سیستم دفاعی بدنت ضعیف میشه…ولی به هیچ نتیجه ای نمی رسی…تو اشک و آه تو و خودش…می ره…بدون اینکه بهت بگه چرا؟می دونی که خودشم خرد شده و تسلیم جبر…یه جبر مرموز….
    ویولت…امیدوارم هیچوقت در زندگیت همچین تجربه ای نداشته باشی چون حس این نکته که جبر داره تو رو از طرفت دور می کنه خیلی خیلی زجر آورتر از اینه که طرفت از رو قصد و اراده ترکت کنه.حالا چه این ترک کردن منطقی باشه چه غیر منطقی کنار اومدن باهاش اونقدرا هم سخت نیست.فقط اگه خیلی عاشقش باشی و واسش مایه گذاشته باشی احساس بد و در عین حال متناقضی بهت دست می ده اینه که میمونی لعنتش کنی یا واسه ی دوباره به دست آوردنش بجنگی؟
    البته من با راه سوم موافقم.اونم اینه که سعی کنی کم کم…یواش یواش…فراموشش کنی و قبول کنی که حفظ کردن یه رابطه ی منطقی نباید اینقدر سخت باشه.بعد هم واسش دعا کنی….
    ****************
    خودوخواه تر از اینم که بذارم جبر روزگار چیزی رو که واقعا می خوام ازم بگیره#sad


  63. رز در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    د+ست. روی موضوع های توپی میذاری
    برگرفته از خود خود جامعه
    بعضی چیزها تو زندگی آدم حقیقت دارن و قابل انکار نیستند#flower
    مشکل من روحیه خودممه نه پست تو فقط بر حسب اتفاق زمانی شروع به خوندن وبلاگت کردم که تو حال و هوای عجیبی بودم و پستت هم مطابقت داشت با روحیه من#flower
    *****************
    #flower


  64. آها.فهمیدم.مرسی


  65. ویلی دانلود آهنگ مشکل نداره که! من همون اول کافه نادری رو دانلود کردم.
    *******************
    پرشین گیگ بگیر نگیر داره و بعضی ها رو اذیت می کنه برای دانلود آهنگ


  66. تـــرانه در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    من خدا رو شکر با لینک دانلود مشکلی ندارم ؛ قبلا ها اصلن این مدلی گوش نمی دادم اما حالا علاقه مند شدم به خصوص به تن صداش #smug
    من که نمی تونم کاست یا سی دی شو گیر بیارم از اینجا؛ این ها رو از کجا میاری شما ؟#thinking
    ********************
    مجازه و تو فروشگاههای موسیقی عرضه میشه
    نمیدونم رو اینترنت هم هست یانه؟
    صداش و شعر و موزیک از لحاظ من تو این وانفسای بی شعری و جفنگیات …بی نظیره
    پس مداومتم موثر بوده؟لااقل یکی اقرار کرد که علاقمند شده#grin


  67. تـــرانه در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    الهی دورت بگردم من که ایران نیستم که بتونم برم بگیرم #worried
    باشه صبر می کنم تا هر از چند گاهی حست بیاد و یکی یکی از آهنگ هاشو بذاری و من هم آسته آسته همه رو سیو کنم #eyelash
    *********************
    زیاد گذاشتم
    از خرداد امسال به اینور رو نگاه کن
    یا رضا یزدانی سرچ کن
    حداقل ۴ تا آهنگ دیگه ازش گذاشتم


  68. راز در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    سلام
    چند وقتی هست که تو این صفحه ها پرسه میزنم و دارم یواش یواش آرشیو رو هم میخونم اما این اولین باره که واست مینویسم:
    وایولت عزیز دوستت دارم
    به نظر من بهتره تو زندگی با خدا معامله کنیم. انرژی از بین نمیره و یه روزی یه جایی و بوسیله یه شخصی به تو برمیگرده و ممکن اون یه شخص دیگه باشه. ممکنه شخصی که تو براش انرژی صرف کردی اصلا لایق اون نبوده باشه اما این دلیل نمیشه که تو کار بیهوده ای انجام داده باشی و مطمئن باش که همه چیزی که دادی رو میگیری این قانون طبیعته.
    منظورم از معامله با خدا اینه که اگر محبت میکنی به همون شخص خیره نشو طوری که دیگران رو نبینی. بخاطر خدا ببخش و بدون همین انرژی هم در جایی از کف اونی که تو بهش بخشیدی میره. من این طور زندگی میکنم و تا بحال شک نکردم. درسته ما یه وقتایی درگیر کسایی میشیم که در سطح خودمون نیستند و این خودش خیلی خوبه. درسته عذاب میکشیم و توقعاتمون برآورده نمیشه اما شاید نیمه گمشده ما هم جایی درگیر شخصی هست که همین احساس رو بهش میده و زمانی هم رو ملاقات میکنیم که میدونیم چی میخواهیم. ممکنه تو اولین ویا حتی چندمین رابطه نتیجه نگیریم ولی باید ادامه بدیم و چشم انتظار انرژی از هر گوشه ی ممکن…
    برات ارزوی سلامتی میکنم و اگر فکر میکنی اشتباه میکنم بگو…
    *******************
    نه حرفهات قشنگ و آرام بخشه
    منم عشق می ورزم بدون توقع چون مطمئنم هدر نمیره و جایی تو همین دنیا بهم برمی گرده


  69. تـــرانه در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    «خودوخواه تر از اینم که بذارم جبر روزگار چیزی رو که واقعا می خوام ازم بگیره»
    ویلی این یعنی چی ؟؟ خدای نکرده زبونم لال روم به دیوار!!!!! اگه یه زمانی همین جبر روزگار بیاد و عزیزترینم رو ازم بگیره با یه تصادف و بعدش مرگ !!!! اون وقت چه جوری می شه مقابله کرد آخه ؟؟؟؟!!!!
    ***********************
    مقابله اش اینه که خودت رو نبازی و بازم به زندگیت ادمه بدی…اگه بشکنی باختی
    روزگار عزیزترین من و گرفته(سلامتی)به نظرت چیکار می تونستم بکنم؟


  70. تـــرانه در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    سلیقت که حرف نداره خانووووووووووم #hug
    این چند تا آهنگی که ازش گذاشتی من هر روز می زارم گوش می دم دیگه حفظم همهشو #grin
    ***********************
    نوش جونت


  71. الماس در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    ویولت من از تو هم خودخواه تر بودم.خیلی دوست دارم بدونم چرا نشد…اون جبره چی بود…ویولت کاشکی می تونستم کاملشو واست بنویسم ولی می ترسم…
    همیشه عاشق باش…
    ******************
    از چی می ترسی؟من یا یادآوری برای خودت؟
    اگه نظرت عوض شد ایمیل کن برام


  72. می‌گم آبجی جان شما که یان همه خوبین و واسه همه دارین ایمیل می‌فرستید، یکی هم واسه من بفرستید خب؟!
    مطمئنی که متولد شهریوری؟ آخه بدجور بهمنی می‌زنی!#grin
    جن که نه! ولی ملکی، حوری‌یی، فرشته‌ای … اینا!#heart
    ******************
    چشم
    شهریوریم ولی ۵ ساله با یه بهمنی اصیل نشست و برخاست دارم


  73. akheyazizam در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    یعنی وبلاگمو حذف کنم؟
    انقدر وبلاگم بدرد نخوره؟
    ************************
    چی می گی؟کی گفته اینو؟من؟


  74. silent در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    یه طرفه بود … از طرف من … البته می دونست … ولی هیچوقت به روی خودش نمی آورد …بهم احترام میذاشت … خیلی .. ولی دوستم نداشت … برای عروسی اش سنگ تموم گذاشتم … هنوزم بهم احترام میذاره … خیلی … هنوزم دوستم نداره …
    ولی حتی اگه دوطرفه بود و می خواست بره … برای انتخابش احترام قائل می شدم . اینقدر برام عزیز بود که این کار و براش بکنم . ..
    بعضی وقتا فکر میکنم برای داشتنش نجنگیدم … هیچ تلاشی نکردم .. هیچی ویلی … وایسادم و نگاه کردم … پشیمونم؟… نمی دونم …شاید …آخه بعضی وقتا فکر میکنم یعنی اگه مال من بود بیشتر از اینی که الان خوشبخته می تونستم خوشبختش کنم ؟
    خیلی گفتم … ببخشید … انگار داشتم بلند بلند فکر می کردم .
    **********************
    شاید نه نمی تونستی…چون نخواستی#sad
    توجه کردی تو همین چند خط چقدر فعل منفی داشتیم؟


  75. علی.... در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    اون ادم خوشبخت کی میتونه باشه؟؟ولی وای به اون وقتی که پسرا بفهمن یه دختری دوسشون داره مخصوصا اگه مثل شما سراپا احساس باشه….. am dreaming of white اChristmas , with every christmas card i write, May your days
    be merry and bright, and May all your christmases be white.Happy Christmas
    #flower #flower #flower
    ****************
    مطمئن باش کم پیدا میشه آدم باجنبه…حتما می گُرخه#winking


  76. علی.... در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    Joy Resounds In The Hearts of Those Who Believe In The Miracle of Christmas!
    .
    .
    .
    Wishing You All The Peace, Joy, and Love Of The Season!
    .
    .
    .
    .
    Season’s Greetings
    #flower


  77. علی.... در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    از یک عاشق شکست خورده پرسیدم: بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: …….
    *******************
    بقیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


  78. دلا در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    همون کارایی رو میکردم که تو هم ازشون نوشتی…
    اگه ارزشش رو داشت همه جوره مایه میزارم از خودم اگرم نه میگم گور پدرش#eyelash


  79. سپیده در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    اگه من بفهمم که ارزششو نداره می گم به درک…..
    اما اگه ارزششو داشت بازم نمی زنم به سیم آخر
    **********************
    چه به درک غلیظی!!!!!!!!!!!!


  80. گاهی هر کاری می کنی نمیشه شاید برای اینکه اونی که رفتنیه باید بره اگه مال تو باشه بر می گرده به وبلاگ من هم سر بزن عزیزم….
    باید فراموشت کنم
    چندیست تمرین می کنم
    من می توانم می شود
    آرام تلقین می کنم…..
    ****************
    با منید؟#thinking


  81. انتی ویولت در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    کاری نمیکردم.بزرگترین اشتباه خدا انسان است و بزرگترین اشتباه انسان خیانت
    ********************
    چه اسم باحالی#tongue


  82. مسافر در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    سلام…….خاصیت معادله ها همینه یعنی همیشه اونجوری که باید در بیاد در نمیاد و واسه حلش باید کلی وقت بذاری البته اگه حل کردنش رو دوست داشته باشی و ذهنت رو هم آروم بذاری حتی با همه ی درگیری هاش، و لذت ببری از مسیری که واسه حل کردنش می پیمایی که یکی به این مسیر می گه جنگ و یکی هم می گه اولویت، یکی دیگه می گه ارزش و یکی هم شاید بگه هدف و هر کسی یه تعریفی ازش داره…….. معادله های امروزیا خیلی بی معنی شده، امروز بهت می گه زندگی ام فدای تو باد و فردا می گه زندگی ام رو از تو می خوام….. امیدوار معادلتون حل بشه و کاج کریسمس همه آدما پر از ستاره های نورانی بشه.
    شاد و موفق باشید.
    *******************
    #flower


  83. #heart #heart #heart


  84. دلکوک در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    من با این جنگیدن مشکل دارم. اگه طرفت از من به هز دلیلی زده شده و رفته سراغ دیگری دیگه با کی و با چی می خوام بجنگم؟ می خوام خودمو بهش تحمیل کنم؟ ولی با این موافقم که می شه به طرف یه مهلت محدود داد و تو این مدت هم براش هیچی کم نگذاشت تا شاید برگرده . که البته در این صورت هم باید ببینم دل خودم باهاش صاف می شه و می تونم خیانتش را فراموش کنم (خیلی ها فکر می کنند می تونن ولی پاش که می افته می بینن مثل داغی همیشه رو پیشونی طرفه…)
    اما در کل فکر می کنم آدمها آزادند و حق انتخاب دارن و اگه یه روز به هر دلیلی کس دیگه ای را به من ترجیح داد حق ندارم شاکی شم. یعنی عشق هیچ کسی را حق خودم نمی دونم.
    ***************
    خیلی پیچیده ست خیلی


  85. لیلا در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    ویولت جان خوشبختانه لینک آهنگ‌هایی که میذاری تا حالا برای من مشکل نداشته. اما ظاهرا بعضی دوستان باهاش مشکل دارند. با این لینک هم میتونن به آهنگ کافه‌نادری گوش کنند:
    http://www.patocks.com/song/8344.htm
    *********************
    ممنون از راهنماییت#kiss


  86. ژول در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    من بابت کامنت گنگم عذرخواهی میکنم.امیدوارم شما با ذکاوتتون منظورم رو متوجه بشید!(خداییش تقاضای معجزه کردم!)
    به هر حال حسب الامر شما نوشتم#flower
    حالا جدی باید چکار کرئ؟؟#brokenheart
    **********************
    این جواب منه اگه درست کامنت گنگ توروفهمیده باشم!!!
    متاسفانه هیچکار
    جون یک طرف نمی خواد حقیقت رو بپذیره
    ووقتی نپذیره با همه چیز مشکل داره و یک دلیل قانع کننده به زعم خودش،برای پنهانکاری


  87. خانم ثابتی در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    ویولت من موضوع متن تو رو کمی به عقب تر می برم. عاشق شدن و حتی فراق یک فرصته. یک اتفاق که باعث بلوغ و فربهی و سختی روح می شه. لذت و درد از دو زاو یه ی کاملا متفاوت ُ اما گاهی یکسان تا ثیر می گذاره.
    بذار یک مثال بزنم. آدم اول باید فرصت سفر نصیبش بشه تا بعد بتونه در وضعیت خوش شانسی ادعا کنه که سفر خوبی بود و در حالت بد شانسی بگه سفر بد.
    خود امکان عاشق شدن یک مزیته. نتیجه فرع بر اونه. آدم با عاشقی نصف راه رو رفته. قدر این موهبت رو فقط کشی می دونه که به دلایلی حتی فرصت عاشقی و ابراز اون هم ازش گرفته می شه.
    ( به کدام ملت است ، به کدام مذهب است ، کع کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی )
    بالاتر از این چیزی که گفتم هم نکته ای هست. حتی فرصت عاشقی را هم از کسی گرفتن باز هم ممکنه باعث تقویت روحیه ای در او بشه که با هزار موهبت هم مطابقت نداشته باشه.
    آدم فقط در یک جا در مانده . بی نصیب و فلک زد ه است و باید به حالش دل سوزاند.
    او او کسی نیست جز آدمی که در عین داشتن همه امکانات و نصیب ها از مدیریت فرصت هاش بی بهره است و بدلیل غرور و خود خواهی و ضعف خود خواسته ی شخصیتی و زیاده خواهی هر دلیل دیگری مثل این در زندگی تبدیل به یک بازنده می شه.
    .
    در مورد سوال تو هم باید بگم ، عشق از نگاه من بیشتر از اینکه یک امر بیرونی باشه ، یک حس درونی هست. آدم اول باید خودش رو بی نهاین دوست داشته باشه تا بتونه کسی را به کمال و احسن عاشق بشه. رسیدن به درجه از حس و بلوغ دل ، یعنی آزادی و رهایی و پرواز. من کسی را که دوست داشته ام همیشه هست. حتی اگر اصلا نبوده باشد و یا حالا نباشد و یا بعد از این نباشد. بخش مهمی از او متعلق به نگاه من به او از دریچه ی چشم درون ام است که خوب همیشه با من است. آن بخش بیرونی هم که گوشت و استخوان و پوست است ، بیشتر یک کالبد مواج است که نگاه من را برای یافتنش در میان آدمها مواج می کند. من همیشه دارم می گردم. چون می خواهم برای روحی که تا این حد دوست دارم یک کالبد و جسم ناب پیدا کنم.
    *************************
    راست می گید
    میشه نتیجه گرفت که به وقت لزوم غرور رو باید کنار گذاشت تا حداقل فرصت عاشقی پیدا بشه،درسته؟


  88. هومن در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    سلام
    داشتم وبگردی می کردم لینک زیر رو که دیدم یاد تو افتادم.بخونش عزیز.اگه کاری هم از دست ما بر میاد بگو.
    http://www.ms-links.org/2008/12/blog-post_24.html
    قربانت
    **********************
    ممنون


  89. انتی ویولت در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    چه جالب میدونستم این رو میگی و از نام من خوشت میاد ژس تا روزی که زندم دشمن شماره یک شما هستم #winking
    *********************
    دشمن با معرفت باش و ناجوانمردانه از پشت خنجر نزن…قدمت رو چشم
    #flower


  90. من چی کار کنم که نمی تونم این آهنگ رو دانلود کنم؟ کمک! کمک!!
    ***********************
    چندتا کامنت قبل تر لیلا یه لینک برای دانلود گذاشته اگه نتونستی بگو برات ایمیل کنم


  91. ژول در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    به نظرتون وجود من براش اهمیتی داره که من انقدر مراعات میکنم؟!
    قول میدم این کامنت آخرم باشه!
    (قبل از اینکه پرتم کنین بیرون#yawn )
    ***********************
    با توضیح آخرت یک کم قضیه فرق کردبه نظر میاد رفیقمون برخورد تندتری لازم داره
    تو که همه چیز رو امتحان کردی شاید رفتار تو ترحم رو براش تداعی کرده
    بیا سیاستت رو تغییر بده محکم باش بی ملاحظه زیادی….ببین این جواب میده؟
    تو بیشتر نقش مادر رو ایفا کردی تا عاشق واقعی


  92. مریم در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    من که نمی تونم نظر بدم چون تا حالا عاشق نشدم اما کلی کامنتهای این پستت برام جالب بود.#flower


  93. سلام این مطلب را بخوانید شاید مفید باشه
    عضو فرهنگستان گیاهان دارویی دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: براساس آخرین تحقیقات انجام شده برروی گیاه کندر مشخص شد که این گیاه قابلیت درمان بیماری ناعلاج ام اس را دارد.
    فریبرز معطر درگفتگو با خبرنگار سلامت نیوز افزود: درطب اسلامی و ایرانی گیاه کندر را فقط به عنوان زیاد شدن حافظه می شناختند و این درحالی که بر اساس تحقیقات صورت گرفته در بین سالمندان اصفهانی مشخص شد که اثر ضد التهابی دارد و باعث کاهش درد دست و زانو افراد مسن و فعالیت بیشتر آنها می شود.
    وی با اشاره به اینکه هم اکنون درآلمان از این دارو برای درمان سرطان مغزو جلو گیری از خونریزی روده استفاده می کنند بیان داشت: درتحقیقات به عمل آمده برروی سالمندان اصفهانی به مدت یک هفته به صورت روتین گیاه کندر در قالب دو کپسول پانصد میلی گرمی به آنها داده می شد که بیش از نود و هفت درصد بر ضریب هوشی آنها اضافه شد.
    عضو فرهنگستان گیاهان دارویی کشور اظهارداشت: با توجه به اینکه عوارض التهابی در سلول های مغز علت اصلی بیماری ام اس شناخته شد به گونه ای که باعث خونریزی و التهاب در مغز بیماران می شود باعث شد که از گیاه کندر برای مهار پروستو گرانیت ها لونکوترین التهابات مغز استفاده شود و به درمان بیماری ام اس کمک کنیم.
    وی تصریح کرد: هم اکنون بیماران ام اس با داروهای اینترفرون درمان می شوند که به خاطر هزینه های سنگین آن بسیاری از بیماران دررنج هستند بنابراین سعی داریم از گیاه کندر درقالب کپسول ممرال برای این بیماران استفاده کنیم.
    درباره گیاه کُندُر در ویکی پدیا
    ***********************
    ممنون



  94. ژول در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    چقدرررر حرف جالبی زدید.جدی با خوندن نظرتون جا خوردم!(که بسیار لطف کردید و جوابم رو دادین)
    فقط نمیدونم چکار کنم
    #sad
    رو حرفتون فکر میکنم…
    بازم ممنون#flower
    شب بخیر#kiss


  95. ویولت عزیز من ایمیل شما رو گرفتم.یک دنیا ممون از صبح تا حالا هم خودم رو خفه کردم با این آهنگ#hug
    با کمی تاخیر
    Happy Xmas#party


  96. انتی ویولت در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    راستی عزیزم تاریخ و ساعت پست ها و نظرات رو درست کن لطفا حالا اشتباه هست
    ****************
    باید به نوید بگم اگه میشه درستش کنه
    ممنون از یادآوریت
    *****************
    الان نگاه کردم مال پستها که درسته#thinking
    مال کامنتها قبلا هم خراب بود و نوید (مدیر سایت) نتونست درستش کنه


  97. متین در ۸۷/۰۴/۱۰ گفت :

    سلام ویلی جان
    تو کامنت های شب یلدا برات یه کامنت گذاشتم که خیلی با این تاپیکت ارتباط داره(پس متاسفانه درست حدس زدم یه اتفاقی افتاده#sad ) .
    به نظر من باید ببینیم موقعیت چی بوده؟ من مورد خودم رو می گم ببین به دردت می خوره یا نه؟
    در مورد خودم من سعی نکردم برگرده با اینکه من دوسش داشتم و اون هم منو دوست داشت بدون دلیلی که به من بگه خواست دیگه ادامه ندیم.درست در زمانی که بعد اشتیاق زیاد و اصرار های مکرر اون من داشتم راضی می شدم و بشدت بهش علاقه مند شده بودم و دیگه تقریبا کارمون داشت به ازدواج می رسید کنار کشید. گفتم دلیلت چیه؟ گفت نمی تونم بگم. بهمین راحتی!!!!!!!!!
    می دونستم هنوز دوسم داره. و این باعث می شد به این فکر کنم که برای بدست آوردنش تلاش کنم چون واقعا لیاقتشو داشت.
    اما بعدا که درست فکر کردم دیدم اونجوری که اون تصمیم گرفته حتما چیزی هست که بعد از اینهمه اصرار و اشتیاق باعث شده به این فکر بیافته پس من هم نمی تونم تغییرش بدم پس با همه علاقه ام نرفتم دنبالش.و فکر می کنم کار درست هم همین بود.
    البته بازم می گم بستگی به شخص و موقعیت داره.
    برات آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.
    *****************
    چه اتفاقی؟
    من اینجا یک آدم مستقلم بدور از هر رابطه ایی تو زندگیم و سعی می کنم حرفم رو منهای رابطه فعلیم بزنم
    این دیگه به شما برمی گرده که چطور برداشت کنی
    من برای تک تک این چندهزار نفر نمی تونم خودم و رابطه ام رو تعریف کنم#sad


  98. برای اولین باردرایران
    مشاوره پزشکی
    به مدت محدودرایگان
    سوالات خودرابهمراه EMAILخوددرقسمت نظرات واردکرده و۴۸
    ساعته پاسخ رادرهمان قسمت دریافت نمایید.


  99. تف به این غرور کاذب و مسخره م که یه جا حالم رو میگیره ………
    #smile


  100. سوال سخته و این قدر واکنش های متفاوت داره که آدم توش میونه. اما قطعا اگر خودم توی این مسئله بیفتم فراموشش میکنم و حتی حاضر نیستم یک لحظه هم برای موندنش بجنگم ( البته اگه تا هفته قبل ازم کسی سوال میکرد باز هم قطعا جواب میدادم برای موندنش و بودش هرکاری میکنم . هر کاری…..)
    —- از اینکه بهم سر زدی ممنونم. باعث افتخارمه که میای و میخونی. بببوووسسسس


  101. آسمان در ۸۷/۰۵/۱۰ گفت :

    اگه قدیم بود منم دقیقاً همونکاری رو میکردم که تو شرح دادی.بدون توجه به غرورم.بدون توجه به هیچی فقط میجنگیدم برای به دست آوردنش.اما الان…راستش نه.نه توان جنگیدن دارم نه آدمها برام ارزش جنگیدن دارن.


  102. انوشه در ۸۷/۰۵/۱۰ گفت :

    سلام ویولت عزیزم!
    کریسمس مبارک!
    اگه من باشم دنبال احیای همچین رابطه ای نمیرم!چون یه عشق واقعی هیچ وقت آدمو ترک نمیکنه!#winking


  103. دریا در ۸۷/۰۵/۱۰ گفت :

    من نمیجنگم. چون معتقدم رابطه ی عمیق بدون زور و فشار بوجود میاد و ادامه پیدا میکنه. بنظرم در اون رابطه ای که آدما درون هم رو میشناسن و همدیگرو همونطوری که هستن قبول دارن دیگه نیازی به برنامه ریزی و نقشه و …نیست. البته به این معنی نیست که توی رابطه ها مایه نذاریم ولی اگه مایه گذاشتنی هم هست از ته دله نه از اعماق مغز#flower


  104. آلما در ۸۷/۰۵/۱۰ گفت :

    ببین من برای کسی که ارزشش رو داشته باشه تا پای جونم هم مایه میذارم ولی ارزشها برای همه یکی نیست و متفاوت
    ولی کسی که رفت پی رقیب یعنی یه جای کار من یا اون لنگیده . دلیل کار رو می پرسم اگه با منطق و دل جور در اومد که و مشکل از من بود که سعی میکنم برگردونمش ولی وای به اون روزی که نباشه
    ***************
    بله …حالا چرا اینقدر عصبانی میشی؟


  105. سارا در ۸۷/۰۵/۱۰ گفت :

    سلام ویولت من
    آخر هفته خوبی داشته باشی
    ممنون از اینکه آهنگ کافه نادری و … رو برام ایمیل کردی #flower
    دوست دارم
    ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰#kiss
    #grin


  106. ماندانا در ۸۷/۰۵/۱۰ گفت :

    بذارخاطراتت برات مقدس باقی بمانند.
    تو نیستی دیگر آن آدم دیروزی.


  107. بعضی وقتها هست به در و دیوار زدن نتیجه عکس می ده ! نمی دونم شاید اسمش بزرگ شدن باشه یا شاید منطقی شدن باشه ولی در هر حال حالا فکر می کنم عشقمو بر پایه مقبولیت طرف انتخاب می کنم . یعنی اگه کسی که دوسش داشته باشم بعد از اینکه همه تلاشمو کردم که بهش ثابت کنم عشقم واقعیه بازهم منو پس زد. یعنی دیگه نمی شه حالا یا اون لیاقت عشق منو نداره یا من لیاقتشو ندارم و یا زمان بدیه در هر حال می دونم که اون موقع دیگه نمی شه و شاید دیگه تلاش هم نکردم.


  108. سلام خانومی؟
    خوفی#heart
    به نظر من باید به طرف نگاه کرد اگه ارزششو داشت چرا که نه من براش مایه میذارم(میجنگم) در غیر اینصورت همانند شما تفی حواله اش مینمایم#smug
    در ضمن خانومی لینکت کردم
    اشکالی نداره؟!#smile
    *****************
    بدون توقع برگشت متقابل هیچ اشکالی نداره خیلی هم خوبه


  109. رضا در ۸۷/۰۵/۱۰ گفت :

    اولا که شما منت بر سر ما میذاری مطالب رو میخونی :) این که از این . بعد اما اون چیزی که تو داری مطرح میکنی و بهش میگی مبارزه کردن و ازش به عنوان اختیار یاد میکنی یک گذشته داره. یعنی اتفاقات و تجارب و ژنتیک ات در گذشته برای تو این ایده فعلی رو ایجاد کرده . در نتیجه اگر مبارزی میکنی نه به خاطر انتخاب که به خاطر تجارب و مجموعه سیستم خودته :) بگذریم . مجددا تشکرات فائقه رو ابلاغ میدارم از این طریق :) )
    **********************
    پس اینم شد جبر دیگه؟
    باورکن تو جای دکتر باید ملا میشدی#tongue
    من بحث ندارم آقا شما جبرت و بچسب من اختیارم رو شاید یه جا بهم رسیدیم


  110. ما ها واسه خودمون یه ارزش گذاری‌هایی داریم. اگه چیزی ارزشش رو داشته باشه به قول خودت می‌شه واسش از جون مایه گذاشت اما همه چی بر می‌گرده به ارزش گذاری‌هامون و اعتقادمون بهش.
    ****************
    قطعا همینطوره


  111. یاسمن در ۸۷/۰۵/۱۰ گفت :

    ویلی جون میدونی چقدر از درسام عقب افتادم؟ چند روز بود وبلاگت برام باز نمیشد و حالا نشستم درسهای عقب افتاده رو خوندم خوشحالم شب یلدا بهت خوش گذشته. اره این اسم مستعار هم دیگه برات فایده نداره میخوای بگم اسمت چیه/ من که میدونم توش یه حرف دوبار تکرار شده #laugh و اخرش ه داره! #devil
    ********************
    ای شیطون بوووس


  112. سینا در ۸۷/۰۵/۱۰ گفت :

    ویلی جان اگه میشه کافه نادری رو برای منم ایمیل کن.
    نمیشه کاری کرد که راست کلیک این لینکه درست بشه؟ آپشنی چیزی نداره؟ #thinking
    #flower #flower
    ****************
    برات فرستادم چک کن


  113. اختیار دارید … شرمنده می کنید …
    #flower


  114. مهزاد در ۸۷/۰۵/۱۰ گفت :

    چون یک بار منفعل بودم و ضررشم دیدم …با همه وجود سعی می کنم برگردونمش!
    ………………………..
    خوبی ویولت جون؟#kiss
    *****************
    خوبم
    دیروز وبلاگت بودم ولی اینقدر کامنتم تلخ بود که دلم نیومد ثبتش کنم
    خوب باشی مهرزاد جونم


  115. سلام خانوم ویولت
    ایا شما تا بحال ورزش و فیزیوتراپی اصولی را امتحان کردید؟
    من شنیدم در بهبود ناتوانیهای بیماری ام اس خیلی موثره.
    *******************
    بله موثره ولی من الان در وضعیتیم که حتی قادر نیستم به تنهایی رو تخت معاینه قرار بگیرم و همین رفتن و اومدن انرژی زیادی ازم میگیره
    در ضمن که حدود یکماه یک روز در میون فیزیو تراپی انجام دادم و اثر موثری ندیدم که بخوام دنبالش باشم به هر قیمتی


  116. خانومی در ۸۷/۰۵/۱۰ گفت :

    سلام
    یه موقعی فکر میکردم که به خاطر عشق نباید غرورمو از دست بدم تا اینکه یکی پیدا شد که واقعاْ دوسش داشتم غرورمو له کردم ولی نشد و اون می خواست بره! بهتره بگم که از اول هم موندنی نبود منم رهاش کردم با اینکه فکر میکردم واقعاْ بهش نیاز دارم ولی خوب ….چی کار می تونستم بکنم. بعد از رفتنش گاهی فکر میکردم کاشکی بیشتر می جنگیدم… نمیدونم! گذشت تا اینکه الان بعد یک سال تازه موقعی که یه جورایی از فکرش راحت شده بودم تو موقعیتی قرار گرفتم که خیلی سخته یا شاید احمقانه!!! وجود رقیبی که میدونی حالا حالا ها هست و شاید هم همیشه باشه و شاید اونی که باید بره منم! گاهی فکر میکنم که باید همه چی رو تموم کنم گاهی هم دلم میخواد انقدر صبر و تحمل داشته باشم تا بتونم خیلی چیزارو ندیده بگیرم و تو احساسم تغییری پیدا نشه . نمیدونم چی کار کنم خیلی وقتا احساس پریشونی می کنم …


  117. شهلا در ۸۷/۰۵/۱۰ گفت :

    سلام عزیزم
    با اجازه ی شما و یکی از دوستانی که تو این قسمت نظر گذاشتن میخواستم یکی نظرهارو و قسمتی از مطلب خودت رو هم تو وبلاگم بذارم. البته با ذکر منبع
    میشه؟؟؟؟؟؟#winking