پیش بجلو حتی کو*ن خیزانه

صبح شده و باید از ۱۷ تا پله برم بالا تا بتونم صبحانه بخورم. هرپله اینروزا معضلیه و مرگ. عرق بخاطر اون همه تقلا از هفت بند وجودم جاریه. وسط پله هام مثل چسبک خودم رو چسبوندم به نرده که از پشت سقوط نکنم.
به پله های پیش روم خیره شدم و با خودم فکر می کنم. خوب که چی؟ می خوای بری بالا بنالی که با چه بدبختی پله ها رو اومدی؟ اونها چی میگن؟ ساده ترین و عاقلانه ترین راه اینه که بگن دیگه نمی خواد بری پایین جات رو با برادرات عوض کن. واقعا این و می خوای؟ می خوای بعد این ۷ یا ۸ سال این نیمچه استقلالت هم گرفته شه؟ بشینی وَر دل مامان بابات؟ آره؟…. نه معلومه که نه. تا جاییکه میشه و هنوز راه حلی هست باید ادامه بدم و تلاش کنم برای حفظ استقلالم.
میشینیم رو پله و خودم رو با دستهام می کشم رو پله بالاتر …. کو.ن خیز رفتن هم یه راه برای حفظ استقلال… برای حفظ چیزی که برات مهمه باید جنگید از هر راهی که بلدی.
***

تو این مدت دوستان زیادی درمورد گیلاس و وب سایتش ازم پرسیدن که چه بلایی سرش اومده؟ اگه شما جزو دوستان و خوانندگان گیلاس و پیگیر اوضاع و احوالش هستید باید خوب بدونید که ایشون عادت دارن به پکوندن آرشیو و بعضا وبلاگ هر از چندوقت … الانم تو همچین برهه روحی وزمانی قرار داره … اگه دوستشید به روحیات الانش احترام بگذارید و اجازه بدید با خودش تنها باشه تا به نتیجه برسه اگه دلش خواست و مجدد نوشت مطمئن راهی هم برای خبر کردن هوادارانش پیدا می کنه.
کمافی السابق به سئوالاتی از این دست پاسخ داده نخواهد شد.
***

جواب MRI رو دکترم دیده و با مقایسه با MRI سال گذشته میگه هیچ تغیر بدی نداشته و چیز تازه ایی ایجاد نشده….حالا حال من چرا اینقدر بده؟ الله اعلم.:dontknow
چندروزی نیستم


نظرات شما


  1. تیتر نوشتت منو کشته #heart


  2. باور کن گاهی اوقات این جور بالا رفتن مختص تو نیست . توی یه مسیری که باید از یه کوهی بالا می رفتم و ترس همه وجودم رو گرفته بود دقیقا نشتم روی زمین و همین جوری خودم رو کشوندم بالا هرچند وسط راه اینقدر گریه کردم و به زمین و زمان فوش دادم که یه جا نشستم و گفتم حتی یه قدم هم نمی یام . عکسش رو برات می فرستم #grin
    _____________________________________
    من یادمه یکبار تو سربالایی کوه رو زمین نشسته بودم و دورم زنبورا می گشتنو از ترسم شعر می خوندم که زنبورا نیشم نزنن!!!
    الان یادم نمیاد شعرش چیه؟که برای ترس زنبورا می خونن؟


  3. ساتین در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    خدا رو شکر که چیز بدی نبوده
    برای گیلاس عزیز هم می تونم بگم امیدوارم دوست عزیزمونو بزودی با همون طنز فوق العاده اش در وبلاگستان ببینیم
    نمی دونم دلیل این ضعف چی می تونه باشه
    امیدوارم رو به جلو حرکت کنی همیشه
    در مورد استقلال هم دقیقا باهات موافقم


  4. رویا در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    وای ویولت جان چقدر خوشحال شدم که تغییر بدی نداشتی.من که دقیقا؛ از احوالاتت خبر ندارم اما احتمالا حال بدت گذراست.
    این نیز بگذرد…#winking


  5. مژگان در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    #rolling #rolling من عاشق استقلالم اونم از هر مدلی#laugh
    _______________________________________
    هر مدلی؟#winking


  6. ساتین در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    وا نمی دونستم برای زنبورها شعر می خونن!
    #surprise


  7. جینا در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    خوب خدارو شکر که چیزی نبوده.
    تو که مارو جون به سر کردی از دلهره !#thinking


  8. ویلی فکر کنم برای ترس و دور کردن زنبورا می خونن که سیر سیر سیر خونت آتیش گرفته#grin
    خدا رو شکر که چیز بد ِ جدیدی تو MRI دیده نشده!
    راستی داری میای شمال؟!#grin


  9. اصلان در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    #flower #flower #flower
    امیدوارم این چند روز هرجا که هستی انرژی مضاعف کسب کنی و با روحیه خوب برگردی
    #flower #flower #flower


  10. این چند روز که نیستی تو مسیر برگشتی؟ #winking . البته مسیر برگشت راحت تره فقط …ون تاقچه تاقچه می‌شه#winking . برات آرزوی سلامتی دارم #flower


  11. silent در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    چقدر به تیترت خندیدم .خیلی باحال بود .چند روز پیش مسافرت بودم . یه کوه پر از برف با شیب زیاد جلوم بود . با ردپای گرگ . فکر می کنی من چی کار کردم ؟ … به همین روش شما رفتم بالا . البته شانس آوردم گرگها برنگشتن سمت من . چون اونوقت مجبور بودم مسیر برگشت رو قل بخورم .
    به مژگان : ولی من عاشق پرسپولیسم !#grin


  12. گیتی در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    می دونم حرف بی خودیه چون حتما قبل ار اینکه من بگم به ذهن خودت هم رسیده… اما .. من یه مقطعی شرایط سخت جسمی و وابستگی و در عین حال تنها بودن رو داشتم و تجربه کرده ام. چون فکر کن یه آدمی که تنها زندگی می کنه استراحت مطلق داشته باشه یا به خاطر شرایط سخت حتی نتونی دستت رو دراز کنی و گوشی تلفن رو برداری یا … اما در این شرایط سخت به این نتیجه رسیدم که واقعا خود محدودیت و ناتوانی ناتوان کنننده نیست در دسترس نبودن امکاناتی که داریم محدود کننده تر از خود ناتوانی است. پس به جاش سعی کن محدودیت های محیطی ات رو تا جایی که می تونی و امکاناتتت اجازه می ده رفع کنی تا این کم توانی محدودیت و فشار ذهنی و جسمی کمتری رو بهت تحمیل کنه. تو اینجور شرایط هیچ چاره ای نداریم الا اینکه همه چیز رو دم دستمون نگه داریم … اگه این کاری بکنی اصلا نگران نباش که حتی مستقل هم می تونی زندگی کنی… به نظر من فکر اون زمین خوردن و غیره و ذلک هم نباش. چون چنین شرایط پرخطر و ریسکی رو هر آدمی تو هر شرایطی می تونه انتظارش رو داشته باشه….. فقط برای شخصی که در شرایط فعلی هم ناتوانی مزمن و ماندگار داره ریسکش بیشتره… همین… واقعا همین…. پس از اسیتقلال نترس و به جاش امکاناتت رو طوری جمع و جور کن که همه نیازمندی هات دور و برت باشن به خاطر دسترسی بهشون دچار مشکل نشی….
    #flower #kiss


  13. baran در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    در هر صورت و هر شرایطی من همچنان بهت افتخار می کنم ویلی.
    خدا رو شکر که ام آر آی چیزی رو نشون نداده و به نظرم اگر حال روحیت رو بهتر کنی جسمت هم بهتر میشه.
    بی خیال باش عزیز دلم #kiss


  14. سر سیر خونت آتیش گرفت ..سیر سیر خونت آتیش گرفت . من اینو می خوندم برا اینکه زنبورا برن ولی نمی دونم سیر سیر یعنی چی #laugh


  15. سمیه در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    ۱- امروز واسه صبحونه خوری ۱۷ تا رو رفتی بالا؟ یا کار هر روزته؟وسایل اشپزی و.. تو طبقه تو نیست؟
    ۲- در ضمن مرسی که از گیلاس خبر دادی؟
    ۳- خدا رو شکر که جوابت نا امید کننده نبود! تو هم حالت خوب میشه،نگرون نباش#kiss


  16. سمیه در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    به بانوی ماه و آب: معنی خاصی نداره ! چون توش س داره سروده شده که زنبورا رو بپراکنه ! میشد اینطوری هم خوند : سر سر (با ضمه)یا سم سم(با ضمه مخفف سمیه)خونت خدانکنه آتیش بگیره#grin


  17. نساء در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    #flower


  18. ( برای حفظ چیزی که برات مهمه باید جنگید از هر راهی که بلدی. )
    واقعا…واقعــــــــــــــــــــــــــــــــا
    …ممنون برای این جمله و تلنگر زیبا لااقل برای من…
    روزها خوش ویولت جانم…


  19. شادی در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    یه سوال نمیشه صبحونه رو طبقه خودت بخوری؟؟


  20. هادی در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    سلام ویلی
    ممنون که از گیلی خبر دادی.امروز داشتم تو اتوبوس فکر میکردم بیام بهت بگم میدونی گیلی کجاس؟ که خودت گفتی.عجب تلپاتی جالبی
    اگه میتونی واسه یه اطلاع رسانی کوتاه یه پست اجاره بهش بده.بد نیستا ثواب هم داره#grin


  21. وااای که چقد من این اخلاق و روحیاتت رو دوست دارم که می‌جنگی برای چیزی که می‌خوای و باید به دستش بیاری…
    و اینکه اون دو تا خط آخرت یه دنیا خوشحالی بهم داد برای اینکه حس کردم خدا داره صدامو می‌شنوه…


  22. راما در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    خدا رو شکر که اتفاقی نیفتاده و چقدر خوبه که اینطوری به این منطق رسیدی و درک کردی
    واقعا اگه به فکر مستقل شدن هستی باید خیلی شیر بازی از خودت دربیاری
    ویلییییی
    شیرههههههههههه


  23. yaani mikhay baad az 5sal saranjam gheybat koni va post nafresi?
    man ke bavaram nemishe, age shode 2 ta khat minevisi be omid migi up kone
    __________________________________________
    راستش رو بخوای خودمم باورم نمیشه
    فعلا در حد قپیه!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱


  24. خداروشکر که نتیجه ام ار ای چیزی نبود.
    دلمون براتون تنگ میشه.


  25. کورال در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    امیدوارم حال این روزهات بهتر بشه…
    مرسی از گیلاسی خبر دادی…


  26. آورا در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    #laugh
    اسن حس استقلالت منو کشته


  27. تـــرانه در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    نا برده رنج گنج میسر نمی شود!
    اگه تلاش نکنیم خیلی چیزها رو از دست میدیم نه فقط تو حتی ماهایی که مثلا سالمیم!
    این بازی بین تو و ام اس یه برندهء واقعی داره که مسلما برنده این مسابقه کی میتونه باشه ؟؟ ویــــــــــــــــــــــــــــــلـــی #flower


  28. امروز آف گرفته بودم بروم دانشگاه و خیل جاهای دیگر برای کارهای اداری‌ی عقب افتاده. خواهرزاده‌م گفت نمی‌تونه باهام بیاد و با همه ترسی که از تنهایی بیرون رفتن دارم ولی رفتم.هنوز سر کوچه نرسیده بودم که حس کردم پای چپ‌م می‌خواد شیطونی کنه ولی جا نزدم و رفتم. کارها خوب پیش رفت و با اینکه خیلی جاها مثل دانشگاه مثل تو با دیدن حجم پله‌ها دلم می‌ریخت ولی ویولت عزیزم، من از تو یاد گرفتم، خیلی چیزها و یکی از اونها اینه که شرمنده نباشم اگر لنگیدم یا پایم را روی زمین کشیدم یا پایم پیچ خورد و نترسم از اینکه از کسی بخواهم کمکم کند تا از خیابان عبور کنم. من از تو یاد گرفتم شجاع باشم ویولت عزیزم.
    و امروز من هم تنهایی را تجربه کردم و مدام یاد حرفهای تو افتادم مدام تو را توی ذهنم تکرار می‌کردم.
    در مورد ام.ار.آی دیدی من گفته بودم که#eyelash درست عین من! من هم به دکترم گفتم پس چرا مدام ضعیف‌تر می‌شم و مدام خسته‌تر و مدام از تعداد قدم‌هایم کاسته می‌شه؟ ولی برام جوابی نداشت … دکترم سرسختانه معتقده من ام.اس را متوقف کردم!!!#thinking و سر حرفش هم هست اساسی! حالا پیدا کن پرتقال فروش را!


  29. ویولت جان خیلی خیلی خوشحالم که مشکلی نبوده ، عزیزم تو مطمئنی که خودتو تقویت می کنی ؟ به وضع تغذیه ات خوب می رسی ؟ چیزهای انرژی زا و مقوی باید بخوری .


  30. ژول در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    راه حل بسیار عالی ای بود#applause
    شاید لاغری تون به خاطر تقلای زیادیه که میکنین.خوب خودتون گفتین که حال جسمی مساعد نیست و کلا حرکت سخت تره و تقلای بیشتری برای انجام کارهای گذشته تون میکنین.اینو گفتم چون خودتون خیلی از این شرایط راضی نیستید که وزن کم کنین.
    خوب نمی شه ابراز خوشحالی نکنم از اینکه چیز جدیدی تو جواب ام آر آی دیده نشده#flower
    تعطیلات خوش بگذره#winking #heart


  31. akheyazizam در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    #flower


  32. شکیبا در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    #kiss #heart
    خوش بگذره خانم مستقل


  33. Ameh Khanoum در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    نمیدونم Dr. Houseمیشناسیش یا نه ولی بهرحال واسه خاطر همین چیزاست که همیشه فکر میکنم وجود یک Dr. House در زندگی هرکی لازمه
    واقعنم ها ادم مریضه بعد ازمایشها همه نرمال جواب میدن بقولیه تو یه چیزیکه باشه خوب ادم میگه یه چیزی هست حالا بریم دنبال راه چاره اش ,
    بهرحال حالا بایدفقط گفت انشاالله بهتر شی و دعا کنیم , هر کس بنا بر اعتقاداتت خودش دعا کنه


  34. زهرا در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    خوشحالم که هنوز روحیه جنگیدن داری.


  35. مهدی در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    سلام خانومی انشا ا… چند روز استراحت کنی حتماٌ حالت بهتر میشه یه کم هم به خودت فرصت استراحت بده – دلم برات تنگ میشه مواظب خودت باش خدا حافظ
    ___________________________________________
    از ته دل می خوام با استراحت رد شه بره چون پای چپم کامل مثل یه تیکه گوشت بی هیچ حس و قدرتی کنارم آویزون مونده#sad
    بخواد همینطور بمونه آخر خاک به سری ه


  36. سمیرا در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    سلام … دوست من چند ماه پیش بینایی جشماش دچار مشگل شد و بهتر شده الان . ولی حالا تمام بدنش درد میکنه و شبها نمیتونه بخوابه و باید قرص بخوره . فقط شوهرش میدونه دلیلشو . ممکنه که ام اس باشه ؟من نگرانش هستم …


  37. مرمر در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    ویلی جان آدمهای سالم هم گاهی برای از پاله باا رفتن از کونشون استفاده می کنن#grin
    خوشحالم که جواب آم آر آی بد نبوده.
    راستی گیلی دیگه . ولی برام عجیبه چون این خونه زیاد قدیمی نبود که نیاز به کوبیدن داشته باشه. بعید می دونم دیگه اینبار شهرداری بهش مجوز ساخت بده


  38. رویا در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    چه عجب بلاخره یکی از گیلی خبر داد تا اونجایی که من میدونم نقل مکان کرده و گفته هر gilaas27@gmail.comکی میخواد به ادرسه:


  39. رویا در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    فکر کنم نصفه ارسال شد.خلاصه گفته هرکی میخواد به همون ادرس میل بزنه تا ادرسه جدیدو بهش بگم.ما که نزدیم اگه شما زدیدو بهتون گفت به ما هم بگین.من گیلیو خیلی دوست دارم ولی از این لوس بازیاش اصلا خوشم نمیاد#yawn


  40. آخ من چقدر دوست دارم وقتی می‎گی چند روز نیستم! خیالم راحت می‎شه که تا به خودم می‎جنبم پست جدید نمی‎ذاری، خیالم راحت می‎شه که مهرداد کمتر حرف می‎زنه و قدری استراحت می‎کنه و قس علیهذا!
    اما چه سود که همیشه بعد از چند ساعت یه کلمه‎ای چیزی از خودت در می‎کنی و هم شب‎گیر رو به حرف میاری، هم نمی‎ذاری من به کارام برسم!
    در ضمن پرسپولیس سرور استقلاله!


  41. سلام؛
    بله مثل اینکه دوباره آن روحیه جنگنده ویولت برگشته. زنده باد ویولت جنگنده#applause
    شکر خدا MRI هم مشکلی نداشته. پس بدی وضعت دو دلیل می توانه داشته باشه؛ یا بخاطر تلقینهای منفی که به خودت می کنی یا اینکه می خواهی یکمی خودت را برای اطرافیانت لوس کنید.
    #thinking
    شاد و سلامت باشی


  42. سلام ویولت از جواب ام ار آیت دلم آرام گرفت .به روحت مربوط است این حال بد . ببین کجا کودک درونت را نادیده گرفتی. ببین از خودت چه انتظاری داشتی که انجام نشده . چرت پرت است اینی گه می نویسم من که جای تو نیستم. پگونه به آرام شدن .بهتر شدن دعوتت کنم که شعار نباشد. وقتی حال خودم را نمی توانم در کمنرل داشته باشم. ودر کوچکترین مسائل زندگی خودم پاهایم گبر می کند . ذهنم آشفته می شود. این خوبست که استقلالت را حفظ کنیو برایت سعادت سرشار و سلامتی . شادی بی پایان آرزو می کنم وو نوشته ات نشان می دهد جواب ام ار آی . نگرانی اش اعصابت را به هم ریخته بوده ودر حال رو آمدنی.


  43. سینا در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    خوشحالم که جواب ام.آر.آی بد نبود#smile
    اگرچه دلم برات تنگ میشه ولی دلم میخواد این مدتی رو که نیستی صرف تجدید قوای جسمی و روحی بکنی و با نیروی مضاعفی به وبلاگستان برگردی.
    #flower #flower


  44. سیر سرکه سیر سرکه خونهات آتش گرفته من هنوز زنبور می بینم می خوانم.
    ___________________________________________
    آره….یادم اومد
    من همین و می خوندم
    سیر سرکه خونه ات آتیش گرفته


  45. ان شا ا… به سلامتی بری و برگردی گلی خانوم#heart #kiss


  46. یه بار بد با کـ .ون خوردم زمین‌!
    بعد ادامه ی پله ها رو مجبور شدم مثه تو کـ.ون خیزی برم بالا :) )‌!
    بعد مرسی که از گیلاسی خبر دادی#heart
    بعدترش اینکه الان باید کلی ذوق کنیم که جواب اوکی بوده دیگهههههههههههههههههههههه؟؟‌!!!#hug
    ایشالله زودی این حالات بدت هم رفع شه عزیز دلممممممممممم#kiss
    بعدبعدترش اینه دلمون برات تنگ میشه !
    مواظب خودت باش #heart #kiss


  47. m.e.f در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    امیدوارم چند روزت طولانی نباشه.
    بهترین ها رو برات آرزومی کنم.


  48. ما به این نوع رفتن می گیم کو.ن لیز یا ک.ن خاک کش#grin مختص پیر پاتالاست. تو که از منم جوون تری هزار ماشالا.خوب میشی مادر.#kiss #flower #flower #flower


  49. لیلا در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    میگم تو تازه میگی چرا روزبروز لاغرتر شدی؟! خب مادر جون مادر فولاد زره هم اگه هر روز این همه پله را بالا میرفت و عرق میریخت میشد باربی#grin خوشحالم که پاسخ ام.آر.آی تغییر بدی را نشان نداده . تعطیلات هم اگه دلت طاقت آورد و اینجا ننوشتی خوش بگذره. #kiss
    ___________________________________
    هر روز نیست یه توفیق اجباری جدیه
    یک یادوروز قدمت داره


  50. مریم در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    بابا این شیوه بالا رفتن از بلندی و پله و این حرفها که عالیه مخصوصا اگه هدف داشته باشی
    #heart


  51. #applause #flower آفرین به این تلاش


  52. fh در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    #flower


  53. خیلی بهم امید دادی از این وقت در حال استقلال رفتن دیگه فکر نمی کنم فقط منم که .باید … برم


  54. شقایق در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    #flower


  55. سلام خانم ویولت
    اتفاقن من هم قبول دارم که حالت خرابه! خیلی هم خرابه!!!
    فکر نکن که نفهمیدم منظورت از تمام این پست‌های چند روز گذشته، چی بوده…
    این‌که می‌نویسی: من حالم بده و به آخر خط رسیدم و می‌خوام از اول شروع کنم، حالا شاید یه راهی باشه و من قیافه‌ام به دخترهای هیجده ساله می‌خوره و شاید پسرهای بیست‌ساله‌ها بهتر باشند و غیره.
    این‌ها همش نشات گرفته از مکر بیکران خانم ویولته.
    همه‌ی اینها برنامه‌ای است برای تحت فشار قرار دادن امیدخان.
    ببین آبجی!ما خودمون اینکاره‌ایم!
    آهای ملت! خبر داشته باشید که این آبجی ویولت ما ، یه چندوقتیه که گیر داده به داش امید و بهش میگه: باید بری ژل بوتاکس تزریق کنی،توی دستگاه سولاریوم بخوابی، بدن سازی کار کنی و درنهایت یه زگیل هم بکاری روی صورتت و بشی انریکو!!!
    هر چی هم ما به گوشش خوندیم: بابا! خواهر من،
    اولن که این داش امید ما خودش اینقدر خوشتیپه که نیاز به تغییر چهره نداره،
    دویمن انریکو که بیست سالش نیست، حداقل سی سالشه،
    سیومن انریکو که سبزه نیست، از امیدخان هم سفیدتره
    چارومن انریکو بی سواده و داداش امید ما مهندس.
    میگه: به‌ تو چه بچه پرو!حرف زیادی نزن! امید خودمه و خودم اختیارش رو دارم.
    پ.ن: جناب آقای امید خان،ضمن تبریک روز مهندس به حضرتعالی، دعا می‌کنیم که خداوند صبر جزیل به شما عنایت بفرماید! گرچه، اگر اعطا نکرده بود که تا به حال شما شونصد دفعه خودکشی فرموده بودید!!!


  56. آرام در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    ؛برای حفظ چیزی که برات مهمه باید جنگید از هر راهی که بلدی.؛ این جمله ت رو بارها خوندم عزیزم . چه خوبه که این روحیه رو داری . خوب و خوش و سلامت باشی عزیزم .


  57. آفرین ویلی.وقتی اینجوری مینویسی منم انگیزه پیدا میکنم که یه غلطی واسه حال مزخرف این روزام بکنم.
    خوشحالم ام آر آی چیز بدی نشون نداده.این خیلی خوبه عزیزکم.مراقب خودت باش#heart #kiss


  58. خوب ویلی همین که بدتر نشدی خودش کلیه!!! حالا باید نشست و فکر کرد به آینده. #hug


  59. مت در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    پیاده شطرنج هم اگر راه را تا آخر ادامه دهد وزیر می شود #winking #applause


  60. پریا در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    خب چی بگم به جز تحسین این تیتر!!
    امیدوارم واقعا چند روزی نیای و استراحت کنی.
    اصلا میخوای این کامپیوترتو موقتا از پنجره بنداز بیرون که وسوسه نشی!!


  61. مرجان در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    برای حفظ چیزی که برات مهمه باید جنگید از هر راهی که بلدی.
    اینو گوشواره گوشم می کنم!:)


  62. باشو غریبه کوچک در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    از این نوشتت از بس از استقلال حرف زدی حالم بهم خورد…..یکم از پیروزی بگو……استقلالیهام مطمئن باشند که ویولت پرسپولیسیه وگر نه این تیتر را واستون انتخاب نمیکرد…#rolling #rolling


  63. یاسمن در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    اونوقت من با دوهفته سرما خوردگی بریدم ! واقعا که باید برم از خجالت بمیرم!


  64. شراره در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    پیش به سوی استقلال
    از جواب این دکترها چه حرصی آدم میخوره یعنی چی فرق نداره پس چرا نه خوبی نه بهتر همش بدتری اخه #worried
    نیستی یعنی راضی شدی تو این چند روز تعطیل بری مسافرت ؟ ا گه بری حالا هر جور که میتونی تو روحیت تاثیر داره


  65. خوشحالم که پیش روی نداشته#party #party
    امیدوارم که هر روز بهتر از قبل بشی و این حالت هم گذرا باشه!#hug #heart


  66. زیپ در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    خوشحالم واسه جواب ام آر آی! حالا شمام انقدر نگو که حالم بده! حالت خیلی هم خوبه! منتظریم برگردی دوباره!


  67. آیه در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    سلام خیلی تیتر بامزه ای بود میدونی خیلی خوشم میاد که اینقد محکمی وقتی میرم تو وبهای دخترا و پسرایی که عشقشون ولشون کرده یا یه همچین چیزی و گازو میگیرن رو غم و غمگین نوشتن وای کجایی مردم میخوام عق بزنم چند وقت پیش به مامانمم اینو گفتم وگکفتم تازگیا تو وب یکی میرم به اسم ویولت مشکلایی که خودم از تو نوشته هات فهمیده بودم رو بهش گفتم و گفتم خیلی خوشم مییاد از آدمایی مثه ویولت فک میکنم این بچه ننرا اگه جای تو بودن چی کار میکردن #grin #silly #thinking #heart #kiss


  68. یه دوست در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    بابا من اگه می دونستم پرسیدن در مورد وب گیلاس اینقدر ناراحتتون می کنه نمی پرسیدم #sad
    من نمی دونستم وقتی آرشیوشون رو می پکونن دیگه سایت باز نمیشه ! آخه قبلا که بلاگ اسکای رو می پکوندن حداقل میشد بریم ببینیم هیچی نیست بخونیم ! فکر کردم مثلا باید دیگه با ورژن خاصی از اکسپلورر یا برنامه دیگه بازش کرد.
    به هر حال ببخشید اگه ناراحت شدید
    #sad


  69. نمی دونم اسمش عادته یا عشق به نوشته هات و وجود خودت ! هیچ وقت فرق عشق و با عادت نفهمیدم !
    این چند روز که میگی نیستی نخوندنت سخته ولی ..
    هر جا هستی شاد و در پناه خدا باشی دوستم ..


  70. little dr در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    خداروشکر که ام آر آی خوب بود.
    ویلی جونم دعات میکنم همیشه خوب باشی هر جا هستی خوش بگذره.
    برام دعا کن….


  71. مدوسا در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    خدارو شکررررررررر که چیزی نبوده عزیز دلم. خب خودت تو طبقه ی خودت نمیتونی بساط صبحونه رو به راه کنی. یه یخچال بذار تو واحد خودت تا وقتایی که تو مود بالا رفتن نیستی نری اون همه پله رو.خداییش سخته


  72. مدوسا در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    ویولت جونم زود اپ کن زیاد دوستاتو منتظر نذاریا اخه منم مثه خیلی ها هر وقت بیام نت ناخوداگاه این پیج رو باز میکنم #flower


  73. ava در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    #heart


  74. سپیده در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    برای حفظ استقلال:حق مسلم توست
    امیدوارم تو تعطیلات بهتر شی ننه


  75. آرام در ۸۷/۰۵/۱۲ گفت :

    خب خدا رو شکر جواب ام آر آی رو گرفتی و پلاک جدیدی هم نیست.
    امیدوارم علت بدی حالت رو هم زودتر متوجه بشی و روبراه بشی#flower


  76. آشنا در ۸۷/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام دوست عزیز
    وبلاگ جالبی دارین
    خوشحال میشم از وبلاگ من هم دیدن کنید
    موفق باشی#applause #flower


  77. گلاره در ۸۷/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام خانومی .چه خوبه که داری مقاومت میکنی .افرین من میدونم و مطمینم بالاخره شکستش میدی .از اینکه جواب ازمایش خوب بوده خوشحالم .بعدش اینکه فکر کنم خیلی روی این قضیه بیماریت متمرکزی .حق داری .اخه باهاته .اما گاهی واقات اگه خیلی هم بهش رو ندی بهتره .حداقلش اینه که یه ذره شاید ریلکس بشی .بهش میگی همینی که هست بقیش با خودت .


  78. یاسمین در ۸۷/۰۶/۱۲ گفت :

    خیلی خوشحالم که جواب خوب بوده با استراحت تو این چند روز همه چیز بهتر میشه این چند وقت فعالیتت زیاد بوده
    چه قدر حرفای گیتی قشنگ بود
    عزیزم خوب باشی و سرحال#kiss
    ممنون که بازم خوشحالم کردی از این که بازم میخوای بجنگی جنگ که نه زندگی با امید همراه امید.


  79. سارا در ۸۷/۰۶/۱۲ گفت :

    برا زنبورا می خونن سیر سیر مادرت رفته گرمسیر#eyelash


  80. Arezou در ۸۷/۰۶/۱۲ گفت :

    salam dost khobam
    #flower
    omidvaram khob bashi o hamishe sarehal
    az taraf ieki az best dostam behem bloget moarefi shod,
    onam to roozi ke khodam ie divone kamel bodam, az dishab khabar badi dashtam ke hame roh o ravanam be ham rikht ,emroz sobh ie dost khob behem adres bloget dad ke bekhonam arom besham
    bekhonam ta sabok besham
    be nazar on bloget energy mosbat dare,aval nazar on bood ama hala bad 4-5 sat vaght gozashtan be nazaram vaghen haghighat bood
    bloget kheili ghashng va kheili zibast
    enghdar ravon o sadast ke bazi jaha khodam bahat hes kardam
    merci bara in ehsas khob
    midoni adamha gharib ke mishan deleshon mishe ghade ie gonjeshk kocholo o zod rang harfat kheili az ghorbat delam kam kard,,, merci bara ghalam shivat va omidvaram behbodi o salamti dar sal no behtarin hedye bahar bashe barat bashe
    hamishe sabz hamishe jari bashi
    _____________________________________________
    #flower


  81. عسل در ۸۷/۰۶/۱۲ گفت :

    زیبا نوشتی…
    چقدر غصه خوردم وقتی که اینارو خوندم…
    قبلن توی مردم و جامعه نوشته هاتو خونده بودم…
    اگر مایل به تبادل لینک بودی خبرم کن….


  82. یکتا در ۸۷/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام
    تازه اشنا شدم با وب شما#flower تمایل به ارتباطات خاله بازانانه دارم…شما چطور؟#grin
    مراحل کامنت گذاریت سخته ها


  83. آفاق در ۸۷/۰۶/۱۲ گفت :

    وای الان پیداتون کردم از پیج موسیو گلابی.افرین به خودم بالا خره تلاشم نتیجه داد#applause #applause #applause من شما رو اد کرم.


  84. هانیل در ۸۷/۰۶/۱۲ گفت :

    بزن قدش
    من دو سالی هست اینجوری میام بالا#grin چیه خب اینم یه مدلشه دیگه#devil


  85. حس استقلال کیلو چند ؟؟ … همین فکر و خیالاست که حالت رو بد تر کرده دیگه !! البته من با مخ پزشکی خودم میگم اینو ولی شرط میبندم درسته ..
    شنیدم تو این بیماری فقط روحیه و اعصاب راحته که میتونه حال آدمو خوب کنه …


  86. مهم نیست با کجا جلو میری مهم اینه که تسلیم نشی.
    اینکه اتفاقی بدی برات نیوفتاده جای خوشحالیه.نه؟


  87. نگار در ۸۷/۰۶/۱۲ گفت :

    جالبه … امروز یه جمله تو مایه های همین تیترت خوندم.مثل اینکه باید باور کنم نشانه ها حقیقت دارن …
    خودمونیم خوب تیکه ای تو دهن ما انداختی ولی ها#grin


  88. فرزام در ۸۷/۰۶/۱۲ گفت :

    کو.ن خیز رفتن هم یه راه برای حفظ استقلال… برای حفظ چیزی که برات مهمه باید جنگید از هر راهی که بلدی.
    #applause #applause #applause


  89. سعید در ۸۷/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام دوست عزیز وبلاگ جالبی داری ازش بهره ها بردم اگه میشه ما رو هم توپیوندهات قرار بدین ممنون میشم.#heart #heart


  90. یک فنجان آرامش در ۸۷/۰۶/۱۲ گفت :

    خوشحالم تغیر بدی بوده…
    مهم پیش رفتن به جلو هستش…حالا هر طور که میخواد باشه…


  91. درنا در ۸۷/۰۶/۱۲ گفت :

    ویولت عزیز:
    خیلی خوشحالم که ام ار ای خوب بوده!هنوز هم پشت کارت رو تحسین می کنم!


  92. معتاد در ۸۷/۰۶/۱۲ گفت :

    ویولت سر بزن اهنگ پرواز بر فراز اشیانه فاخته رو گذاشتم


  93. حامد در ۸۷/۰۶/۱۲ گفت :

    خوب اینم یه راهشه گاهی اوقات به استقلال رسیدن راه های مختلفی داره.
    این حس های بد به خاطر بیماری نیست. بهتره با ذهن خودتون کنار بیاید.
    به خودتون بقبولونید که هیچ مشکلی ندارید.
    البته گفتنش راحته ام خوب…
    راست میگی یه شعر بود برای نیش نزدن زنبور میخوندن یادمه بچه بودم خواهرم تا زنبور میدید شروع میکرد به خوندن و گاهی اوقات هم دعوامون میشد. همیشه از شنیدنش لجم میگرفت! میگفتم آخه مگه زنبور میفهمه که چی میگی؟ #thinking


  94. #kiss


  95. جدی جدی پست ندادی!!!


  96. دلمان تنگولیده. روبراهی؟


  97. ملیحه در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    سلام
    دوستت دارم. همین
    #heart


  98. نانسی در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    سلام
    مرحبا داره ارادت…..#applause #applause #applause #applause #applause #applause #applause #applause #applause #applause #applause


  99. علی در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    سلام
    این چندمین باره که درخواست تبادل لوگو یا بنر می دم#cry
    من یکی از طرفدارای پروپاقرص شمام
    دوست دارم با هم تبادل بنر داشته باشیم
    اگه تمایل داشتین حتما خبرم کنین
    ممنون
    خدانگهدار


  100. سلام
    امیدوارم این چند روز که نیستی بهت خوش بگذزه و حالت بهتر بشه. کاش کاری از دست ما ساخته بود


  101. معتاد در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    خانم گل همین .که کسی به جز خانواده پشتت هست خودش دنیایی ارزش داره میدونی چه کثافتایی پیدا میشن باید خوشحال باشی که همچین کسی رو داری
    خوشحال باش دختر جون خوشحال
    قلب صاف کسی نداره
    اگه خواستی لینکم کن


  102. نسرین در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    سلام
    تازه با وبلاگتون آشنا شدم.
    براتون آرزوی بهبودی و سلامتی می کنم. #applause


  103. تـــرانه در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    مطمئنن می دونی دلمون واست تنگ میشه اما راضی هستیم به این استراحت که یه خورده حال و هوات عوض شه امیدوارم سر حال تر از قبل برگردی #heart


  104. ساتین در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    پای چپت چطوره؟


  105. معتاد در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    عشقت پایدار خانوم گل
    اگه دوس نداری بهت نمیگم خانوم گل


  106. مریم گلی در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    #flower


  107. استقلالتو حفظ کن اما هیچ وقت استقلالی نباش… توصیه یه پرسپولیسی #grin


  108. معتاد در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    خانوم گلی الحق


  109. من در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    چند روز، یعنی چند روز؟
    زودی بیا#flower


  110. س در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    ویلی جان یادته یه بار کامنت خصوصی گذاشتم و اون سوتی برنامه عموپورنگ رو تعریف کردم؟ اما خودم تصور میکردم بیشتر شایعه باشه چون هیچ جا تو نت ازش خبری نبود تا امروز تو سایت بالاترین دیدم #grin #silly
    http://balatarin.com/permlink/2009/2/24/1524859
    البته باید یا آنتی فیلتر بری
    #flower


  111. هانیل در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    ویلی جان باز سوال
    البته بعد از چند روز که اومدی بگو تا بحال اسم داروی بی – استیمن هانس شنیدی؟؟؟‌برای تقویت یا ترمیم عضلات یا تحریک نمیدونم کدوم اگه اازش استفاده کردی یا اطلاعاتی در موردش داری بهم بگو میسی … اگه نه گفتی برای برطرف کردن اسپاسم عضلات دارو مصرف میکنی لطف کن اسم اونو بگو
    چقده حرف زدم #kiss


  112. مریم گلی در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

  113. سانی در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    سلام
    نمی‌دونم بگم خوشحالم یاناراحت از جوابMRI .
    ولی فکر کنم این بهترین جمله باشه که:
    خدا رو شکر #flower


  114. لیلی در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    سلام دوست عزیز…. اولین باره میام این جا. راستی من کسی رو میشناسم که ام اسش کاملا درمان شده… به روش فرادرمانی… نمی دونم ولی اگه جای تو بودم این روش رو هم امتحان می کردم…


  115. ویولت عزیز سلام
    نمی خوام کلیشه ای صحبت کنم پس میرم سر اصل مطلب :
    سال ۷۸ من عفونت خون گرفتم . ای اس آر خون که باید بین صفر تا ۹ باشه مال من شده بود ۱۳۵ !!!
    آب هم می خوردم بالا می آوردم . توی ۳ ماه نزدیک ۱۳ کیلو لاغر شده بودم . هر نوع آزمایشی که بگی و فکرشو کنی انجام دادم حتی اسکن استخوان و آزمایش مغز استخوان . از اونطرف توی مراحل آزمایشات فهمیدم که نمی تونم بچه دار هم بشم و از لحاظ علمی امکانش وجود نداره !!!
    دنیا داشت روی سرم خراب می شد ولی بعد از گذشت ۲ سال بدون خوردن حتی یک قرص نمی دونم چی شد … واقعا نمی دونم چی شد که دیگه هیچ نشانه ای از این بیماریها وجود نداشت و من ازدواج کردم و ظرف یکسال بعدش از ۶۳ کیلو شدم ۹۴ کیلو !!!
    سال ۸۴ هم خدا یه دخنر خوشگل بهم داد که اسمشو گذاشتم نگار و وبلاگم هم به همین نامه …
    اینا رو گفتم واسه اینکه بهت بگم خیلی مردی و داری مردونه واسه زندگیت میجنگی و این قابل احترامه …
    خدا به همه ما سلامتی عنایت کنه .
    موفق باشی


  116. رها در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    خدا رو شکر که جواب ام آر آی چیزی نبوده ایشالا حالتم بهتر میشه…همیشه وبتو میخونم حتی اگه نظر نمیدم…همیشه به یادتم #heart #kiss


  117. تو خیلی خوبی#hug


  118. سلاممممممممم:)
    بابا تو توی فکر خونه جدا گرفتنی.. اونوقت دوباره بری خونه مامان و بابا؟؟؟ عمرن!!!


  119. shefa در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    مطلبتون در وبلاگ شفا بازنویسی شد. ممنون، زنده باشی جوون!


  120. vIsIonIst در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    همیشه آخر قصه هایی مثل سیندرلا و زیبای خفته میگن and they lived happily ever after ولی به نظر من اگر شادی شادیه واقعی باشه باید بگن and they lived freely ever after ا آزادیتو به هر قیمتی حفظ کن…
    (البته اینجوری که به نظر میاد شما از کامنت های من خوشتون نمیاد چون هیچ وقت اجازه نمیدین عمومی باشه با این حال من وبلاگتونو میخونم چون دلمشغولیهاتون دل منو هم مشغول میکنه اونم از نوع اساسی… ممنون)


  121. باشو غریبه کوچک در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    در یک غروب جمعه٬ پیرمردی مو سفید٬ در حالی که دختر جوان و زیبایی بازو به بازویش او را همراهی می کرد٬ وارد یک جواهر فروشی شد و به جواهرفروش گفت: “برای دوست دخترم یک انگشتر مخصوص می خواهم.”
    مرد جواهرفروش به اطرافش نگاهی انداخت و انگشتر فوق العاده ایی که ارزش آن چهل هزار دلار بود را به پیرمرد و دختر جوان نشان داد. چشمان دختر جوان برقی زد و تمام بدنش از شدت هیجان به لرزه افتاد .
    پیرمرد در حال دیدن انگشتر به مرد جواهرفروش گفت: خب٬ ما این رو برمی داریم. جواهرفروش با احترام پرسید که پول اون رو چطور پرداخت می کنید؟ پیرمرد گفت با چک٬ ولی خب من می دونم که شما باید مطمئن بشید که حساب من خوب هست٬ بنابراین من این چک رو الان می نویسم و شما می تونید روز دوشنبه که بانکها باز می شه٬ به بانک من تلفن بزنید و تایید اون رو بگیرید و بعد از آن٬ من در بعدازظهر دوشنبه این انگشتر را از شما می گیرم .
    دوشنبه صبح مرد جواهرفروش در حالی که به شدت ناراحت بود به پیرمرد تلفن زد و با عصبانیت به پیرمرد گفت:من الان حسابتون رو چک کردم٬ اصلا نمی تونم تصور کنم که توی حسابتون هیچ پولی وجود نداره! پیرمرد جواب داد: متوجه هستم٬ ولی در عوضش می تونی تصور کنی که من چه آخر هفته معرکه و هیجان انگیزی رو گذروندم؟ !!


  122. ویولت جان من توی وبلاگ جدیدم به پیوندهام اضافه کردمت.فقط خواستم کسب اجازه کرده باشم و در جران باشی خانومی
    فعلا#eyelash


  123. افسون در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    سلام
    خیلی خوشحال شدم که رو براهی#kiss #flower #kiss #flower
    تنهایی هم عالمی داره ها
    پیشی نخورد ویلی جان#winking


  124. sadaf در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    سلام
    اولین بار بود میدیدم
    بازم میام
    پیش ما بیا


  125. little dr در ۸۷/۰۷/۱۲ گفت :

    یعنی میدونم گفتی آپ نمیکنیا
    اما بازم سر میزنم نا امید نمیشم
    خوب دوست دارم دلم تنگ میشه


  126. neda در ۸۷/۰۸/۱۲ گفت :

    سلام بر دوست قدیمی خودم ویلی جان اگه گفتی من کدوم ندا هستم؟#winking (بچه ها کی میاد بریم ترکیه)یادت اومد نفسم خوبی دلم برای همه بچه های قدیمی تنگ شده ایران ام اس هم که نمیای؟ گلم تحویل بگیر راستی موفقیتتم تبریک میگم دوستت دارم #heart #kiss


  127. سلام
    دیگه ازت ناامید شدم. بگو چرا؟


  128. خورشید دریا در ۸۷/۰۸/۱۲ گفت :

    سالم ویولت جون
    کم نیار.میتونی تو میتونیتمام این روزها و احساسات رو میدونمتو باید از اون جلوتر باشی.آب درمانی و فیزیتراپی رو برو هر کدم رو هفتهای ۱ بار برو.خواهش میکنم برو.پلها رو هر روز یکی اضافه برو با ها هر شکلی.یه دوست هم دردت در غربت وتنهایی…..#kiss #heart #flower


  129. M.E در ۸۷/۰۸/۱۲ گفت :

    درود بر شما
    وبلاگ زیبایی دارید.
    موفق باشی
    ام – ای
    http://www.takavaran-tondar.tk


  130. shefa در ۸۷/۰۸/۱۲ گفت :

    زنده باشی جوون!#flower


  131. پویا در ۸۷/۰۸/۱۲ گفت :

    تا دریا زیر ملافه های آبی خوابیده است
    تا پلک نگشوده ای
    تا بیدار نشده ای
    تا مرا نگاه نکرده ای
    دلباخته توام
    مرا بنگر
    چونان آسمان که دریای مرده را


  132. تعداد خوش بگذره ویولت #flower


  133. شعری که ما واسه ترسوندن زنبورا میخوندیم که البته نمیشه بهش گفت شعر این بود : سیر سیر سرکه… سیر سیر سرکه !!!


  134. yuta در ۸۷/۰۸/۱۲ گفت :

    #flower
    سلام و درود بر استقامتت#winking
    من مدتها پیش وبلاگت رو دیده بودم و تا الان ۲باره نتونسته بودم به بازدید وبت بیام#sad
    هنوزم همون متنهای زیبا و با احساس#applause
    اگر دوست داشتی برای تعطیلات سری به شهر ماهم بنداز#smug
    من توی وبلاگم هم عکس دارم و هم معرفی اندکی از شهرم.خوشحال میشم ببینمت.توی عید به راهتی میشه من و دیگر همکارانم رو پیدا کرد#grin چون کار فرهنگی میکنم.
    پس قدمت روی چشم #hug
    موفق باشی(البته میدونم که هستی و خواهی بود)#flower


  135. baran در ۸۷/۰۸/۱۲ گفت :

    یعنی باور کنم که ویلی آپ نکرده؟ #surprise #sad


  136. وحید در ۸۷/۰۸/۱۲ گفت :

    نویسنده: وحید صادقی جم
    پنجشنبه ۸ اسفند۱۳۸۷ ساعت: ۱۵:۲۸
    “کراواتی ها به بهشت نمی روند !!!”……… چهل پنجاه ساله های تهرانی ، خوب یادشان است که اوایل انقلاب ، خیابان پهلوی اسبق ؛ مصدق سابق ؛ ولی عصر امروز ، حد فاصل دوراه یوسف آباد تا میدان ولیعصر ، مدت مدیدی شده بود پاتوق انواع دست فروش ها ! به طوری که تمامی پیاده روی پهن خیابان ، آن چنان اشغال شده بود که به جز باریکه راهی تنگ ,راهی برای عبور نبود. ابتدا دست فروش های لباس ،هر از جایی بساطشان را پهن کردند و صدای اعتراض مغازه دارها هم به جایی نرسید ! کم کم ؛ از هر صنف و دسته ای که فکرش را بکنی ، یک شعبه بساطی در کنار پیاده رو خیابان مصدق آن روز ، زده شد. قیمت هاشان هم ،خوب ؛ مناسب حال بود و مشتریانشان هم هر روز بیشستر از دیروز ! بساطی ها که دیدند کارشان گرفته و شهر هم شهر هرت است و بی قانون ! به فکر سرپناهی افتادند که هم از آزار و آسیب برف و باران و باد و آفتاب در امان باشند و هم اینکه سر قفلی بساطیشان را تثبیت کنند . به همین خاطر هم هر یک به وسعش چادری علم کرد و به جای بساطی ؛ دکه و دکانی به هم زد . تا آنجا که تا چشم به هم بزنی ، تمام پیاده روی خیابان مصدق شد چادرها و دکه های به هم پیوسته بزرگ و کوچک !
    وب سایت پست الکترونیک


  137. #heart سلام /پست خیانت خیلی زیبا بود .ممنون


  138. انوشکا در ۸۷/۰۸/۱۲ گفت :

    انگار قپیت گرفتااااا.


  139. ژول در ۸۷/۰۸/۱۲ گفت :

    سلام
    وارم که خوب باشید و اوضاع روبراه باشه#flower و از تعطیلات کمال لذت رو ببرین#heart