راستی در حد فحش!!

دایی از صبح زود رفته بود بهشت زهرا سر خاک پدر و مادرش و کلی کارهای مرمتی و بهینه سازی انجام داده بود مثل پرکردن اسم و خطوط کنده شده روی سنگ قبرها … در نتیجه خیلی دیربرگشت خونه.
بابا نمیدونست دایی کجا رفته ازش پرسید:
- از صبح تا حالا کجا بودی؟
- سر گور بابام!!!!.


نظرات شما


  1. عرفان در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    #laugh


  2. شبنم در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    چه دایی حاضر جوابی… میگن بچه حلال زاده به داییش می ره یعنی این!
    سال نومبارک ویولت عزیز#flower
    ____________________________________
    آره من به داییم رفتم دوردونه هم به من #grin


  3. س در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    بنده خدا بابا از همه جا بی خبر بودن #laugh
    سال نو مبارک ویولت عزیز#flower


  4. ندا در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    ویلی جونام من میمونم بعضی موقعا به چه چیزائی دقت می کنی عنوان مطلبت خیلی به نوشته می یاد #kiss #kiss #heart
    _________________________________________
    #kiss


  5. مگه احیانا شما دایی دردونه هستی که میگی دردونه به شما رفته؟!#laugh


  6. مرمر در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    #rolling
    عجب دایی باحال و حاضر جوابی! عکس العمل بابات بعد از شنیدن این جواب چی بود؟#thinking
    ________________________________________
    اولش هاج و واج موند ولی بلافاصله توضیح بعدش اومد که منظور بهشت زهرا ست


  7. مرضیه در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    ایول باباتون…
    ایول دایی جونتون…
    خدایشش این وسط شما هم به دایی جانتون رفتیداا…
    حاضر جوابی در حد بوندسلیگا…
    اگه یه مسابقه بین شما / دردونه جان و داییتون برگزار بشه همه به دور نیمه نهایی می رسین… .


  8. چه نوستالژیک!


  9. هانیل در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    سلام با تاخیر سال نو مبارک باشه
    جوابی بسی به جا داده اند که ایهام هم داشته حتما می خواسته ابهت برادر زنی هم بگیره دیگه#devil


  10. #smile


  11. #laugh شما خانوادگی رک و راستینا…#heart
    ویولت؟
    من می‌خواستم به یه بازی دعوتت کنم! بازی از این قراره که باید چندتا (هر چندتایی که به ذهنت می‌رسه) از قوانین زندگیت رو بگی… قانون‌هایی که باهاشون زندگی می‌کنی… تو یکی از افرادی هستی که من خیلی خیلی دلم می‌خواد با قوانین زندگی‌ش آشنا بشم! هم بیشتر با روحیاتت آشنا می‌شم و هم اینکه ازت الگو می‌گیرم… نمی‌دونم بهت گفتم یا نه… نوشته‌ها٬ رفتارت و طرز فکرت همیشه منو یاد یه‌دونه خواهرم می‌ندازه! به حدی که از تو توی خونه‌مون هم گفتم و همه می‌شناسنت دورادور… شاعر می‌گه: تو رو هر کس که ندیده٬ وصف خوبیتو شنیده!!!#grin این در مورد تو صدق می‌کنه الان تو خونه‌ی ما!!
    خلاصه که دوست دارم دعوتم رو بپذیری و چشم ما رو به خوندن قوانین زندگیت روشن کنی بانوی اول وبلاگستان!!! #kiss


  12. سلام ویلی خیلی دوستت دارم.نمی دونم چرا.به منم سر بزن.#flower


  13. باران در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    #smile


  14. من در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    سلام ویولت جون،من میخواستم گله از شما بکنم که با مطلبی که در مورد ام اس نوشته بودی &……که دایی همسایتوو………،من همش از اون ببعد پیش خودم ترسیدم از این بیماری&گهی قلبم به شدت میزنه،به نظر من مطالبی ننویس که اینقدر تفکر دیگران نفوذ کنه،الان شایاد باورت نشه،این فکر دایم پیشه منه،نمیدونم چرا،
    ______________________________________________
    قربونت برم فکر نکنم مشکل من باشه هرچی هست از روح حساس تو نشات می گیره#grin


  15. درگیر خوندم پست و کامنت‎دونی بودم که دیدم یک خانمی به اسم ندا گفتن عنوان مطلب خیلی به پستت میاد! اما من یه انتقادی از شما داشتم، با توجه به اینکه گوشه و کنار شنیدم شما بانوی اول وبلاگستان هستین!!
    از قضا عنوان پست شما یه جوریه که آدم گمراه می‎شه! من اولش که خوندم فکر کردم «راستی» را به عنوان اون کلمه‌ای به کار بردین که آدم یه چیزی را یهو یادش میاد و می‌گه آهان، راستی! (سعی کردم یه جوری توضیح بدم که همه متوجه بشن!!) چه می‌دونستم منظورتون از راستی یعنی راستگویی و صداقت و این قبیل مسائل! خواهش می‌کنم به این مسائل در نوشته‌هاتون توجه کنین که جوون‌هایی که این‌جا را می‌خونن به اشتباه نیفتن! به هر حال همه که مثل من باهوش و خردمند و زیرک نیستن!
    در ضمن خدمت خانم زیگزاگ عرض می‌کنم که «ویولت بانو» تمایلی به انجام بازی‌های این‌جوری ندارن! ایشون رو من یک بار قبلاً به صورت رسمی و با رعایت موازین شرعی و فاصله‌ی مجاز اسلامی به یه بازی دعوت کردم که از قضا خیلی هم بازی باکلاسی بود؛ ولی حتی حاضر نشدن اصلاً به ورزشگاه بیان، چه برسه به این‌که بخوان وارد زمین بشن! فکر کردی الکی شدن بانوی اول وبلاگستان؟!
    البته یک سری افراد مثل آقای شب‌گیر هم هستن که به هر بازی‌ای دعوت بشن با کله به استقبال اون بازی می‌رن، اصلاً بگو دکتربازی یا خاله‌بازی! امکان نداره ازشون جواب رد بشنوی! فوراً با اولین پرواز خودشون رو می‌رسونن و دنبال یارشون می‌گردن که بازی رو شروع کنن، به هر حال همه که مثل هم نیستن!
    گفتنی‌های بسیاره و افشاگری‌ها هم همین‌طور، اما چه فایده که مهمون‌ها شُر و شُر دارن میان و باید رفت کنارشون یک پسته‌ای، بادوم هندی‌ای چیزی خورد که یه وقت اسباب ناراحتیشون فراهم نشه!
    پی‌نوشت: کامنت فوق صرفاً از روی بیکاری نوشته شده و هیچ گونه توجیهی نداشته و کلاً چیز به درد نخوری می‌باشد. اضافه می‌کنم این کامنت سرشار از دروغ‌های گنده گنده است! در واقع عنوان پست واقعاً به نوشته میاد، من از همون اول فهمیدم که «راستی» یعنی چی، بازی‌ای که من گفتم با رعایت موازین شرعی نبود و به همین دلیل از انجام بازی امتناع شد، این وقت روز خونه‌ی هیچ کس مهمون نمی‌ره و حتی (تأکید می‌کنم حتی!) شب‌گیر هم تمایلی به خاله‌بازی و دکتربازی نداره! فقط این‌که خانوم ویولت بانوی اول وبلاگستان فارسی و چه بسا خارجی هم می‌باشد!
    بعداً اضافه شد!!: عجب کامنت طولانی‌ای شد!
    ________________________________________
    خوددانی
    ولی من فکرکنم زیادی به کندو زنبورهای وحشی نزدیک شدی#thinking


  16. سلام ویولت عزیزم
    به نظر می رسد این روز ها سر حالی. خدا را شکر
    #heart چقدر خوبه که با داییت اینهمه جوری . دایت باید از آ ن ادمهای حاضر جواب باشه . دردونه راه دوری نرفته .


  17. رویا در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    وااای خیلی با حال بود ویلی#rolling راستی سال نو مبارک عزیزم البته با کمی تاخیر#kiss #flower


  18. تـــــرانه در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    چه جواب خفنی!#grin
    واسه همین ِ شما دایی جانتون رو خیلی دوست دارین چون آدم معمولا دنبال متشابهات می ره! و همین قضیه هم در مورد دردونه و تو صدق می کنه.


  19. من در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    #rolling #rolling #rolling #applause بابا عجب دایی باحالی#grin


  20. نگار در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    #grin


  21. مژگان در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    #rolling #rolling #rolling #rolling


  22. نسرین در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    من هنوز در عجبم چرا به این حرف فحش میگن ؟!!!!!!!!#thinking
    سال نویی پر از روزهای یاسمنی شکل داشته باشی ویلی جان #kiss


  23. اینجور وقتا آدم راست هم که میگه فکر میکنن داری فحش میدی#laugh


  24. رضا در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    باز خوبه نگفته قبرستون


  25. پریا در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    #rolling
    راستی مگه تو دایی دردونه ای؟!!


  26. بهار1 در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    سلام ویلی جان… من شمال هستم جات خالی … برای همین نتونستم بیام بگم عیدت مبارک عزیز#heart … سال خوبی باشه برات #kiss در کنار خانواده …#kiss … تا ۸ فروردین میام تهران بزرگ #hug میام همون شهری که تو هستی … بهت نزدیک میشم #kiss


  27. فرزام در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    من بودم لپای این دردونه رو گازمالی می کردم اساسی#tongue


  28. فرزام در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    راستی … سال نوت مبارک دختره#smile
    ________________________________________
    سال نو تو هم مبارک
    ببینم دوردونه رو گاز مالی می کنی یا دایی جان؟#winking


  29. نگین در ۸۸/۰۴/۰۱ گفت :

    سلام
    سال جدید و روز های جدید تر مبارک
    برای من این حرف آقای دایی خنده دار نبود برای من بیشتر مثل یه تلخند بود و غریب!!!
    سخت غریب…
    کسی چه میدونه…
    خنده ام خونی ست اشک آور…
    من میخندم ولی تو باور نکن…باور نکن ای دوست#laugh
    _________________________________________
    بله خب
    هرکسی از ظن خود شدیار من


  30. عزیزم من از دستت ناراحت نشدم! به نظرم جوابت بهتر از این بود که دلت نخواد و از رو رودربایستی و اینکه من ناراحت نشم بازی کنی عززززیزززم#kiss رک و راست بودنت ارزش اینقد زیاده که به آدم اجازه‌ی ناراحتی نمی‌ده#heart


  31. کسی از بلفی خبر داره ؟؟؟؟؟؟؟؟


  32. ژول در ۸۸/۰۵/۰۱ گفت :

    #laugh
    عجب طبع طنزی دارن
    #flower


  33. یاسمین در ۸۸/۰۵/۰۱ گفت :

    ا#laugh
    اینه که می گن هر راست نشاید گفت!!!
    همیشه خوب باشی عزیزم…


  34. آسمان در ۸۸/۰۵/۰۱ گفت :

    سلام ویولت جونم امید وارم تو سال جدید روز های خوبی رو پشت سر گذاشته باشی
    خدا پدر بزرگ مادر بزرگتون رو رحمت کنه
    راستی واسه دور دونه اسپند دود کنید که انقدر بلاست


  35. من اگه اونجا بودم تا یه ساعت اینجوری بودم #rolling .. باور کن ..


  36. مهدی در ۸۸/۰۵/۰۱ گفت :

    سلام خانومی
    چقدر دوست داشتم با داییهام اینقدر که تو هستی راحت باشم اما حیف !!!!
    تو فردایی همیشه


  37. گلی در ۸۸/۰۵/۰۱ گفت :

    #rolling
    چه دایی پر حوصله ای#applause


  38. بدبخت دردونه#laugh


  39. ممول در ۸۸/۰۵/۰۱ گفت :

    دایی حلال زاده به خواهر زادش می ره #tongue
    خوبی عزیزم؟ عیدت مبارک!#hug


  40. m.e.f در ۸۸/۰۵/۰۱ گفت :

    سلام
    می دونم خیلی با تاخیر اومدم ولی این دلیل نمیشه که حالا هم تبریک نگم پس سال نو مبارک