گمان مبر

چندباری برام کامنت گذاشته بود ولی خب به دلایل شخصی و محدودیتهایی که جسمم ایجاد میکنه برام، بازدید پس نداده بودم تا رفتم وبلاگ موسیو گلابی و نگاهی به کامنتهاش انداختم و کامنت جناب نقطه که خبر از دستگیری آنی دالتون میداد توجه ام رو جلب کرد چون عینا تو وبلاگ خودم هم تکرار شده بود. با خودم گفتم برم ببینم وبلاگ این شایعه پراکن چه حال و هوایی داره!. پست اول رو که خوندم توجه و نظرم جلب شد، ارزش خوندن داشت… پستهای بعدی رو هم خوندم تا رسیدم به این نوشته، نمیدونم متعلق به نویسنده وبلاگه یا وام گرفته شده …هرچی هست خیلی به دلم نشست…بیان ِحقیقت عریان وشاید حتی تلخ و گزنده اییه اگه واقعا با خودت روراست باشی.
از وبلاگ نقطه:
گمان مبر که چون بر تو می خندم ، بر تو می خندم . بر لاشهء طعمه ام می خندم .
گمان مبر که چون دست در دستت می نهم ، دست در دستت می نهم . دست در دست هوسبارگیهایم می نهم .
گمان مبر که چون سکه ای در کاسه ات می نهم ، سکه در کاسه ات می نهم . از آیندهء بی سکه ای خود ترسانم.
گمان مبر که چون عصای پیری ات گشته ام ، عصای پیری ات گشته ام . از عصای پیری خود هراسانم .
گمان مبر که چون بر تو خیانت نمی کنم ، بر تو خیانت نمی کنم . از خیانتکاری تو لرزانم .
گمان مبر که چون پشتت گشته ام ، پشتت گشته ام . از بی پشتی خود پریشانم .
من در نفس هر عمل به “من” می اندیشم و به فراگشت آن عمل به “من” .
من در نگاه غیر من ، نیکوکارم اما در نگاه من ، “مکار” هستم و “منکار ” .
________________
پ.ن: این ماه قبض موبایلم رو پرداخت نمی کنم……. چون پول ندارم.:wink


نظرات شما


  1. نانسی در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام#flower


  2. بسیار زیبا بود .
    همواره از اینکه هر کاری بخصوص مسلمانان انجام میدهیم برای برگشتی است که برای خودمان دارد منزحر بودم . و این قطعه زیبا بسیار وصف الحال بود .


  3. amir در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام
    میشه به من بگید فیلتر شکن برای facebook چی دارید؟


  4. #thinking


  5. یه کم ترسناک بود ویلی…


  6. #thinking


  7. رویا در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام ویولت جان.
    ما هم اگر شایعه ای بپراکنیم میتوانیم امیدوار باشیم که به ما هم سربزنی؟#winking


  8. فسانه در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    ریا حلال شمارند و جام باده حرام
    زهی طریقت و ملت زهی شریعت و کیش
    ..اندر احوالات روزگارمون بود..
    شاد و سرسبز باشی#flower


  9. سارا در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام
    مرسی از اطلاع رسانی
    بچه ها به بادکنک بازی ادامه بدیم هر روز ساعت ۶
    هم حس خوبی از رهایی به آدم میده و هم
    به مرور تأثیرگذار خواهد بود


  10. سروی در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    فوق العاده بود. آره… اگه بخوام صادقانه بگم خیلی وقت ها من هم همین طوری فکر و رفتار می کنم .


  11. مینا در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    آنی دالتون رو واقعا دستگیر کردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


  12. ژول در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    خیلی جالب بود و قابل تامل


  13. V@fadar در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    چقداون چند خط اول نوشتت منو یاد خانم مارپل انداخت#grin
    منم اون روز به وب نقطه رفتم خبر دستگیری انی تو پست اصلیش بود ولی تا انی تکذیب کرد اون پست و پاک کرد بی هیچ توضیحی#thinking میخوام بگم کاش حداقل تو همون پست اعلام میکرد خبرش اشتباه بوده یا حداقل توکامنت دونی اینجا میگفت…. اگه هم قصدش شایع پراکنییه به نظرم شایعه ازدواج انی بهتر جواب میده شایعه دستگیری رو بذاره در مورد تو#grin البته گه یه روز اینجا رو اپ نکنی….
    راستی یه خط از متنو سرچ کردم ببینم از کیه جالب اینه که اولین نتیجه وب تو بود حتی از وب خود نقطه هم خبری نبود به این میگن سرقت ادبی
    #grin
    ________________________________
    یعنی من فقط به درد زندانی شدن می خورم؟#sad
    از شوهر کردنم نا امید شدی؟#grin


  14. س s@ yahoo در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    خیلی قشنگ بود، تعبیر حقیقت عریان واقعا برازندش


  15. سلام.
    ویولت جان ایمیل رسید تونستی ببینی ؟
    __________________________
    شب می بینم. شب موقع ایمیل چک کردنه#winking
    ممنون


  16. رها در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    دیشب همینو سعی می کردم به دوستام حالی کنم که باید صادقانه بپذیریم که هیچ کس را به اندازه خودمون دوست نداریم ونباید هم داشته باشیم…ولی طبق معمول با خودمون تعارف داریم .محبتهایی که به خودمون می کنیم میندازیم گردن بقیه…حتی وقتی با یکی سک.س می کنیم انگار سر اون منت می زاریم…


  17. آشنا در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    #flower


  18. ساتین در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    #thinking


  19. فرید در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام خیلی متن خوبیه برای اونایی که محبت رو هم به تجارت با خدا تبدیل میکنن


  20. ماهور در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    جالب بود.راستی حال برادرت چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ______________________________
    حوبه تا سه هفته دستش تو گچه


  21. ماهور به امیر در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

  22. س s@ yahoo در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    عکسهای بادکنکها در کرمان و بندرعباس و .. در بالاترین هم قرار گرفته، هرچند از خیلی دور، اما بهرحال نشون میده مردم در همه جا مشارکت داشتن
    عکس یاهو رو تو سیستمم سیو کردم، باید تو آرشیو اخبار یاهو بگردم، اون ساعتی که خبرش رو اینجا نوشتم، خبر سوم/چهارم یاهو بود


  23. ارام در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    همیشه از خوندن نوشته هات لذت میبرم.موفق و سلامت باشی


  24. م در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام به شما ویلی عزیز و دوستان
    یعنی همه چیز تموم شد؟! چه باید کرد؟


  25. سالی در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    #flower


  26. سمیه در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام/چقدر قشنگ بود/آره بعضی اوقات به آدما خوبی میکنیم که بهمون خوبی بشه!
    کاش بدی نکنیم تا بدی نبینیم!


  27. جهان (بابایی) در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    خیلی احساسه خوبی دارم که لگو رو خیلیا دیدن! خیلی پر مناست….


  28. هیلا در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    همیشه برای طمع کاری نیست.
    هر چند باز “من” باعث میشه مسیر درست رو انتخاب کنی.
    گاهی آدم چیزی در مقابل نمی خواد، فقط فکر می کنه اگر غیر از این رفتار کنه، دیگه نمی تونه با خودش زندگی کنه.
    و گاهی(خیلی نادر) برای علاقه به کسی حتی حاضره آدم بمیره . باز هم چون او عزیز “من” هست.
    فکر کنم دلیل خوبی کردن هر چی باشه ، باز خوبه باعث خیر میشه. فقط یادمون باشه منت سر کسی نیست و همش برای “منه”


  29. north در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    #flower #kiss


  30. ساتین در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    به م کامنت ۲۴:
    به نظر من که هیچی تموم نشده
    تازه نطفه اعتراضات کاشته شده
    و ادامه خواهد داشت
    مردم دنیا هم صدامون شنیدن
    اینها هم مجبور شدند بیفتند تو فاز سرکوب و حکومت نظامی
    ما اینها رو در وضعیت فوق العاده قرار دادیم
    مردم هم علنا روز روشن داد زدند مرگ بر د.ی.کت.اتور


  31. سایه در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    حرف حقی بود که نه جای توجیه زیادی میگذاره نه توضیح#smile
    #flower #heart


  32. نوشته ی قشنگی بود!


  33. مه ناز در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    راستی سخنان دکتر سازگارا رو گوش دادی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟کلی امیدوار شدم#smug


  34. نقطه در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    ویولت عزیزم !
    نوشتنم از کودکیهام شروع شده و حتم می دانی که هر چه درد و رنج و مصیبت و خواری و سرخوردگی بیشتر باشد ، قلم ، عریان تر و تشنه تر و جسورتر و بی محاباتر می نویسد . و البته نمی نویسد بلکه او نیز به تَبَع ِ انگشت و روح آزردهء صاحبش عریان می کند و به آتش می کشد و می سوزاند و می بلعد و می ویراند .
    نمی خواهم وانمود کنم در بهشت زاده شدم و پدر و مادرم آدم ِ نافرمان و حوای ِ بوالهوس نیستند ! نمی خواهم وانمود کنم که برادرم قابیل ِ هابیل کُش نیست . و نمی خواهم وانمود کنم که کشورم که بالاجبار در آن زاده شدم در رده های بالای منفیها و در رده های پایین ِ مثبتها نیست .
    هرگز نخواستم وانمود کنم که طماع و آزمند و “منکار” نیستم و هرگز نخواستم وانمود کنم “آن”ی نیستم که واقعا” هستم ! از رنگ و لعاب متنفرم . از ریا و تزویر و نیرنگ متنفرم . از ماتیک و رژلب و پنکک و سرخاب و سفیداب متنفرم ! حقیقت را آنطور که هست می خواهم و می نویسم بی هیچ آرایه و پیرایه ای .
    دوست خوبم ! موقعی که می نویسم باغبانی را می مانم که اره به دست گرفته و قصد هَرَس کردن به سر دارد . و جراحی را می مانم که چاقو به دست ، بر بالین بیمار رو به احتضارش ایستاده و قصد بریدن دارد ! به همان شدت و حدٌت و به همان بی رحمی بر هر چه شاخهء خشکیده است و زائد است و زوائد ، بر هر چه بافت و نسج سرطانی است و مرگ زا ، می تازم و می بُرم و آن شاخکهای خشکیده را در هیزمخانه می نهم و آن بافتهای سرطانی را جلوی سگ !
    اینست درون من که همواره در تقابل است با آنچه که در اجتماع و دنیاست . و واقعا” نمی تونم جز این باشم . و نمی تونم مثه کبک سرمو در برف پنهانیده کنم و هیچ نبینم و هیچ نلمسم ! واقعیت غیر از این چیزاست . واقعیت میگه ما در معرض خطر هستیم ، که بسیاریها دلمان را بسیار بارها شکسته اند . و واقعیت میگه اینجا نه تنها بهشت نیست ، بلکه جهنم هست و گاهی از جهنم هم جهنمتر !
    ویولت ! پست “گمان مبر” و سایر نوشته های وبلاگم همه نوشته های این نقطهء ناچیز است که در هنگام نوشتن به خود می پیوندم و خط می شوم و منحنی می شوم و می روم و می دوم و می پیچم و مثلث می شوم و مربع و مسدس و مکعب می شوم و گاه … پیکانی نوک تیز، نشانه رفته بر اینهمه “ماندن”ها !
    و اگر احیانا” مطلبی از جایی یا کسی بخوام بیارم حتما” اون رو داخل گیومه می ذارم تا نوشتکهایِ من از نوشته های زیبای آن بقیه جدا بشه و خدای ناکرده سرقتی انجام نشه !
    در خاتمه ازت ممنونم بابت التفات و توجهت و گذاشتن پستم در پستت ! و یقینا” و کاملا” حاضرم تموم نوشته های دست و پا شکسته ام رو در پستت بذاری تا همگان بخوانند . مهم خواندن و خوانده شدن است و به قول یه دوست مهربان که وقتی پارسال اونهمه نوشته های قبلی ِ وبلاگمو و اونهمه نوشته های کاغذی ام رو مثه صادق هدایت سوزوندم به من گفت : ” … اولین تقاضای دوستیم را به همین سرعت مطرح می کنم که وبلاگت را رونق دوباره دهی… بیشتر بنویسی… بیشتر حرف بزنی… و دغدغه های به فکر فروبرنده ات را به اشتراک بگذاری… ارزشش را دارد حتی اگر یک نفر چشمان سنگین از خواب جهل و غفلتش را برای هزارم ثانیه ای بگشاید… ” و من فقط و فقط می نویسم تا شاید گفتهء اون دوست نازنینم تحقق پیدا کنه . شاید یک نفر چشمان سنگین از خواب جهل و غفلتش بگشاید . همان یک هزارم ثانیه هم غنیمت است ویولت !
    در ضمن با اجازه تون می خوام لینکتون بکنم . امیدوارم بتونم شایستگی ِ یک گل بنفشه رو در وبلاگ ِ ناچیزم داشته باشم . مرسی .
    در ضمن چون در پستت در مورد من نوشتی من هم در پستم بهتون جواب دادم . نوشته ام را حمل ِ بر بی ادبی ِ من نکنید .
    http://realistfriend.blogfa.com/


  35. یاسمن در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    برا منم نوشته بود اولش باور کردم اما بعد خوشبختانه….


  36. میخک سفید در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    موقعیکه می خواستم این پست رو بذارم ، دست و دلم به نوشتن نمی رفت. احساس عذاب وجدان داشتم. اما علاوه براینکه برای کارم باید گزارش می نوشتم ، ازطرفی دلم به حال بچه هایی که توی اون سالن های خالی اجرا می رفتند سوخت…. دیروز یکیشون با غم تمام می گفت ، تا امشب که شلوغترین شبمون بوده ( ۲۰ تماشاگر ) هر شب خالی اجرا می رفتیم. با خودم فکر کردم ، مگه نه اینکه تمام سالن های تئاتر و هنر علی الخصوص همین سالن استوانه ای و دوست داشتنی تئاتر شهر همیشه مثل یک خار توی چشم اونها بوده ، پس چرا این مدلی نجنگیم ؟ مگه نه اینکه اونها همه تلاششون رو کردند تا (درباره الی) دیده نشه ؟! پس چرا ما هم نا خواسته داریم اونها رو بدون زحمت به خواستشون می رسونیم؟! من معتقدم جنگ اینروزهای خاک ما جنگ بین اندیشه و قدرته! ما اگه بخواهیم می تونیم یجور دیگه ، بدون اینکه خون از دماغ کسی بیاد تیشه به ریششون بزنیم. حیفه اینهمه خون نیست که بخاطر بقول خودشون اقلیت و به کام همون اکثریت ریخته بشه؟! بعقیده من اولین کاری که باید بکنیم اینه که ( درباره الی ) دیده بشه…. اونها می خوان فرهنگ ما در حد همون اخراجیهای…. بمونه تا یروزی مثل اینروزها جبهه مقابلشون ضعیف باشه و مثل خودشون اگه زور ( باطوم و اسلحه ) رو ازش بگیری دیگه هیچی ، هـــــــــــــــیچی برای گفتن نداشته باشه. اینها الانشم گول همون فروش اخراجیه رو خوردند که گفتند اگه دروغ هم بگیم ، اینها نمی فهمند! سوادشون کجا بود وقتی ۷ میلیونشون تو صف اخراجیها بودند؟!
    بی تعارف بگم ؛ ما روزی پیروز می شیم که صف ( درباره الی ) اندازه اخراجیها باشه . تا وقتی که یک دسته از ما ایرانیها تمدنمون در حد اخراجیهاست ، قطعا به جایی نمی رسیم. و خونهایی که ریخته می شند واقعا حروم می شند. اونها راست می گن اکثریتند….. خوب بیاین کمک کنیم فرهنگ ما هم بشه اکثریت….. بیاید روی همه اونهایی که می خواستند این فیلم دیده نشه رو کم کنیم. حالا دیگه نوبت ماست ، پس بیاید توی همه صحنه هایی که باید باشیم ، باشیم.
    ببخشید اگه زیاده گویی کردم ، می دونم خیلی سخته اما این نظر و پیشنهاد کاملا شخصیم بود. شاید هم خیلی ناکار آمد به نظر بیاد.


  37. مژگان در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    اینجا رو حتما بخونید مغزتون سوت می کشه#surprise
    http://iran-jawid-amjad.blogspot.com/2009/06/blog-post_71.html


  38. فروغ در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    مدتیه وبلاگتون رو میخونم. کارتون عالیه
    خصوصا تو این مدت که خیلی خوب عمل کردین .
    این قضیه قبض موبایل رو هم خیلی خوب گفتین. خوب میشه اگه همه این دوره پول نداشته باشن پرداختش کنن.
    موفق باشید


  39. هی قبلن ها خیلی با حوصله تر و دوست داشتنی تر می نوشتی . از بعد انتخابات نوشته هات یه حس یاس و نا امیدی توشون پر شده …
    شایدم اشکال منه ، یا اشکال همه …
    _________________________
    امیر جان بضاعتم در همین حده!!


  40. ساناز در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    ویلی جان اگه این ماه قبض موبایل رو پرداخت نکنی ماه بعدش هم میاد روش و کلی سنگین میشه . اگه ماه بعد رو هم پرداخت نکنی خوب خیلی راحت قطع میشه . بعید بدونم جواب بده #thinking


  41. فزرناز در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    منم فکر کنم که قبض موبایلمو این ماه ندم. چون قراره مثل بقیه پول نداشته باشم!!!
    _____________________________
    چه جالب، پول نداشتن این روزا اپیدمی شده#grin


  42. سیما در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    حالا چقد اومده؟#thinking


  43. مهدی در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام
    جالب بود
    ممنون
    اما برا همه صدق نمی کنه
    من که اینطور نیستم. نه که خود رای باشم اما صادقم هم با خودم هم با همه


  44. رویا در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    منم ایضا !!


  45. اسما در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    ویولت جان فیلتر شکن رو امتحان کردی؟؟؟ کار میکنه؟؟؟؟؟
    ___________________________
    اینقدر سرعت اینترنتم پایینه که با فیلتر شکن اصن نمیشه کار کرد
    بعدم فک کنم تو فیس بوک واقعا هک شدم چون پسوردم رو قبول نمیکنه#sad


  46. خرزو در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام
    یه نوشته دارم واسه کسایی که نمیدونن فید چیه و چطور با اون میشه از سد مخ.ابرات گذشت.
    ممنون از نوشته هات


  47. لیلا در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    حالا که این طور شد منم این ماه قبض موبایلمو پرداخت نمی‌کنم، چون حالشو ندارم#grin


  48. مونس در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    سلام دوستان. اخبار رو دیدید . از دیشب تو اخبارا دارن در مورد کشته شدن ندا صحبت می کنن. حتی با پدرش هم مصاحبه کردن . نوبت بعدی اخبار رو نگاه کنید . تحلیلاتش جالب بود.


  49. ویولت جون …امسال اگر دور هر جور تفریحی رو خط کشیدم ولی نتونستم اینجا نیام…….
    به شدت نوشته هاتون به من انرژی مثبت میده ……….
    امیدوارم یه سال نکبت دیگه رو هم بتونم
    از اینجا انرژی مثبت بگیرم!!!#cry #cry #cry #cry #cry #cry #cry #cry #cry #heart
    ___________________________
    #flower#heart


  50. سلام ویولت عزیزم
    من هنوز تو شوکم. باور می کنی؟نتوانستم خودم را آرام کنم .و زندگی را به روالش طی کنم.
    متن قشنگی بود . امید وارم مواظب حال سلامتی خودت باشی.
    عزیز دلم.


  51. V@fadar در ۸۸/۰۶/۰۴ گفت :

    این پرداخت نکردن قبضه موبایلت که در راستای اون طرح اعتراضی نیست کلک؟#thinking که قرار بود قبضا رو ندن چون پیامک و قطع کردن؟؟ ببین تقصیر خودته از همه نوشته هات میشه برداشت سیاسی کرد#winking
    ________________________________
    بالاخره توانایی افراد مختلفه#winking