تجدید عشق

آهنگ یشنهاد سوسن بود.
اسم شعر برام آشنا بود همون آهنگ معروف آقا موشه که ” نه دیگه این واسه ما دل نمی شه” ذوق کردم از داشتنش بیاد گذشته های دور و دنگ دنگ صدای آقا موشه موقع خوندن این آهنگ . یادته؟ وقتی دانلودش کردم و دگمه پلی رو زدم برای پخش و دکلمه اولش پخش شد، شدیدا جا خوردم برای یک لحظه فکرکردم من کی این شعر رو دکلمه کردم؟ که حالا سر از اینترنت هم در آورده! صدای اون خانم عجیب شبیه صدای منه بخصوص وقتی میگه ” مخمل صدات،…، بارون خنده هات” تاکیدش رو بعضی حروف درست مثل خودمه و حتی پوزخند مخفی صداش…………..
در شعر میگه “آدم عاقل که عاشق نمیشه! یا اگه شد دیگه آدم نمیشه!” راست میگه. من هیچوقت عاقل نبودم چون از وقتی خودم رو شناختم عاشق بودم و هرچی هم بظاهر سرم اومده و میاد بخاطر همین دل همیشه عاشق بوده … نه دیگه حتی آدمم نمیشم… دروغ چرا؟ من که ناراضی نیستم از آدم نبودن و عاشق بودنم.


کیفیت آهنگ پخش شده خوب نیست مجبور شدم کیفیتش رو خیلی بیارم پایین ولی لینک دانلود خوش کیفیته.


حضور کروبی و احتمالا موسوی در مراسم ختم محسن روح‌الامینی
اعتمادملی: مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتمادملی برای تسلیت به خانواده روح‌الامینی امروز در مراسم ختمی که برای گرامیداشت یاد و خاطره محسن روح‌الامینی برگزار می‌شود شرکت می‌کند. به احتمال زیاد میرحسین موسوی نیز در این مراسم شرکت خواهد کرد. مراسم ختم محسن روح‌الامینی فرزند دکتر عبدالحسین روح‌الامینی مشاور ارشد محسن رضایی ساعت ۱۶ امروز در مسجد بلال صدا‌و‌سیما برگزار خواهد شد.
محسن روح‌الامینی که فرزند یکی از اعضای ارشد ستاد انتخاباتی محسن رضایی بود و در حوادث اخیر بازداشت شده بود، درگذشت. عبدالحسین روح‌الامینی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، ضمن حمایت از محسن‌رضایی، به ستاد انتخاباتی او پیوست و از اعضای ارشد این ستاد محسوب می‌شد. عبدالحسین‌روح‌الامینی که از جمله چهره‌های میانه‌رو اصولگرایان است، خبر شهادت فرزند خود را ۳ شب قبل در یک تماس تلفنی دریافت کرد و به ایشان اعلام شد که برای تحویل جسد مراجعه کند.

http://roozna.com/2009/7/26/EtemaadMelli/977/Page/4/?NewsID=6722


نظرات شما


  1. نقطه در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    صبحت بخیر ویلی !
    فکر می کنم اولی شدم این دفعه !
    ________________________
    صبح بخیر نقطه.


  2. ye bande khoda در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    vaay dastet dard nakoneee!


  3. default در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    #cry


  4. سلام ویولت عزیز.مدتهاست وبلاگتو دنبال می کنم و مرتب روزانه با اینجا سر می زنم.اما اولین باره که واست کامنت می ذارم.امیدوارم همچنان پر قدرت و با انرژی به کارت ادامه بدی.راستی اگه لایق دونستی منو با نام نیمه دیوانه ی مست لینک کن.من لینکت کردم.با تشکر.موفق باشی و شاد و پیروز
    http://www.love359.blogfa.com


  5. توام که بی خوابی مثل من#winking #eyelash من عاشق شهر قصه م ویلی.انگار برای الان و روزگاری که داریم دیالوگهاش رو نوشتن.ای روزگار…


  6. رها در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    #heart


  7. لیلا در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    دیشب اخبار ۲۰:۳۰کانال۲ بیانیه‌ای از طرف پدر “محسن روح‌الامینی” که از اصولگراهای وابسته به نظامه خواند که در اون این آقا گفته بود: اجازه نمیده از اتفاقی که برای فرزندش افتاده بیگانگان و دشمنان بهره‌برداری و سوء‌استفاده‌ی به قول ایشان سیاسی کنند! #thinking


  8. فرناز در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام خانومی من تازه خواننده بلاگت شدم….تو قابل افتخاری#heart


  9. گل در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    پدر روح الامین چه فرقی با مادرهای فرزند از دست داده دارد که اجازه برگزاری مراسم داشته باشد.


  10. سینا در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    تقدیم به بانوی همیشه عاشق
    #heart
    _________________________
    دقیقا همینیه که تو کامنت خصوصی ات گفتی


  11. لیلا در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    وای ویلی چقدر همونطور که خودت نوشتی صدای این خانمه به صدای تو شباهت داره! عجب حزنی در بطن این آهنگ و ترانه نهفته است#sad


  12. سوسو در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    به همه خوانندگان ویولت عزیز سفارش می کنم از سایت نقطه دیدن فرمایید بسیار زیبا و شگفت اور می نویسند ایشون
    البته با اجازه ویلی خانم به خاطر تبلیغ


  13. نگار در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    فردا صدای سبزها در مسجد صدا و سیما شنیده میشود!مجلس ختم شهید محسن روح الامینی، یکشنبه ۴ مرداد ساعت ۴ بعدازظهر در مجسد بلال
    اطلاع رسانی وسیع کنید( همه سبز پوش ) بدون شعار و درگیری!!
    در حالی که بسیاری از خانوادههای شهدای جنبش سبز حتی از برگزاری یک مراسم کوچ برای فرزندان خود نیز منع شدهاند، دکتر روحالامینی پدر این شهید جنبش سبز که به محافل اصولگرا نزدیک است، موفق شد برای برگزاری مراسم ختم فرزند خود، با مسجد بلال که متعلق به سازمان صدا و سیما است، هماهنگی کند.
    در همین حال خبر از ان است که بسیاری از فعالان جنبش سبز قصد دارند در این مجلس ختم شرکت کنند تا ضمن ابراز همدردی با خانوادهی این شهید و تاکید بر تداوم راه او، بار دیگر نسبت به فجایع پیش آمده پس از کودتای انتخاباتی اعتراض کنند.


  14. ساتین در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    اینو کی خونده؟
    #thinking
    کسی می دونه؟


  15. shahrzad در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام بر ویولت عزیز که صبح منو با این آهنگ ساختی #kiss
    به ساتین عزیز
    این آهنگ رو آقای حسین بختیاری خوندن
    به ویولت عزیز
    من آلبوم کاملش رو دارم خواستی بگو ایمیل کنم برات عزیزم #heart


  16. ساتین در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ممنونم شهرزاد جان
    #flower


  17. ژول در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    وااااای صداش خیلی شبیه ه!!!من صداتون رو از فایل صوتی که یه پست رو با صدای خودتون خوندین شنیدم.واااای دقیقاً مکث ها و تکیه ها و … خیلی جالب بود!مطمئنین شما نخوندین؟!یه کم فکر کنین!!!
    با ضرب المثل دقیقاً موافقم!


  18. آویشن در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    خصوصی دارین.


  19. shahrzad در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ساتین عزیز شما هم اگه دوست داشتی بگو تا برات ایمیل کنم …
    _______________________________
    خوشحالم می کنی ایمیل بزنی برام
    هرکی هم خواست براش فوروارد می کنم


  20. بالتازار در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام ویلی جان، صبح بخیر
    فیله اومد آب بخوره، افتاد و دندونش شکست…
    عجب ما رو بردی به سالهای ۵۳ و ۵۴ و داستان شهر قصه.
    یاد اون روزا بخیر
    اگه تونستی تاترش رو ببین، الالخصوص روباهه و خره.
    اون زمان هم خوانندش کوروس سرهنگ زاده بود.
    دستت درد نکنه با حسن انتخابت


  21. ای وای ایوای ای وای! سال هاست که مطالبتو دنبال میکنم، امروز دیوونه ام کردی با این آهنگ، اگه اشتباه نکنم حسین بختیاری خوندتش، یه آهنگم اون وقتا خونده بود از شعرای احمدرضا احمدی، “حقیقت دارد، تو را دوست دارم” یا یه همچین چیزی بود، این آهنگ آقا موشه رو هر وقت میشنیدم گریه می کردم، مخصوصا با اون صدای غمگینش، ممنونم ویلی، ممنونم، روزمو ساختی…


  22. ساتین در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ویلی جون اگه فوروارد کردی منم لطفا تو لیست باشم دستت درد نکنه . با تشکر ویژه از شهرزاد عزیز
    #heart


  23. میرزا در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    خوب نیستم اما می توانم طنز برایتان بگویم…انقدر از نوشته ها خوشم می اید…………………….بیاید به ما و مباهات شوید


  24. بالتازار در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ویلی جان دست تو و شهرزاد عزیز درد نکنه.
    مارو هم فوروارد کن.
    با تشکر#smile
    ______________________________
    فوروارد کردم. در ضمن شهر قصه رو همین اواخر دیدم


  25. سلام ویلی جون
    دیروز تو میدون ونک نیروی انتظامی و لباس شخصی ها کلی خجالتمون دادن با باتوم و فحش های رکیک کش دار و غیره…


  26. shahrzad در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    من در حال ایمیل کردن می باشم #grin
    قابل توجه ویولت عزیزتر از جاننننننننننننننننن


  27. گل در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ماندانای عزیز دختر من هم دیروز یک باتوم خرده ولی خوشحالم اونجا حضور داشته


  28. #flower #flower #heart #heart


  29. فرزام در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    منم پریشب داشتم علیمردان خان رو گوش می دادم دوباره#grin
    اینو ولی نشنیده بودم. خیلی حال کردم باهاش ولی


  30. ارام در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ای مانده در یاد
    ای خسته از درد
    ما و تو از این بیقراری ناگزیریم
    ای ساکن شهر جدایی
    آخر چه باید کرد
    این درد زمان است……


  31. shahrzad در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    من در حال ایمیل کردن می باشم #grin
    قابل توجه ویولت عزیزتر از جاننننننننننننننننن


  32. هی ریاضی ۲ افتادم . با یه عالمه درس دیگه . خواستیم مملکت رو درست کنیم الان از درست کردن وضع خودم هم عاجز موندم#sad #cry


  33. سلام
    برای کسانی که باهاش خاطره دارند قشنگه ..


  34. سلام خاله ویلی
    برای ما بمون!! لطفا


  35. سهیلا در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    جزئیات تازه‌ای از ماجرای شهادت محسن روح‌الامینی، یادداشتی تکان‌دهنده از سردار علایی
    سید سراج‌الدین میردامادی، از روزنامه‌نگاران ایرانی خارج از کشور، در وبلاگ خود یادداشتی را منتشر کرده که نویسنده‌ی آن سردار حسین علایی، از فرماندهان سابق جنگ و از مشاوران سید محمد خاتمی در زمان ریاست‌جمهوری وی است. در این وبلاگ توضیح داده شده که این یادداشت برای انتشار به روزنامه‌های داخلی داده شده، اما مطبوعات از انتشار آن امتناع ورزیده‌اند. متن کامل یادداشت علایی درباره‌ی محسن روح‌الامینی، شهید جنبش سبز، را در ادامه می‌خوانید.
    بسم الله الرحمن الرحیم
    بعد از ظهر روز پنجشنبه اول مردادماه سال ۱۳۸۸ که مصادف شد با بازگشایی دوباره پیامک‌ها، پیامی به من رسید مبنی بر این‌که فرزند ۲۵ ساله دوست عزیزم، آقای دکتر عبدالحسین روح‌الامینی که در اعتراضات روز ۱۸ تیرماه سال جاری دستگیر و زندانی شده بود، در زندان کشته شده و فردا تشییع جنازه وی برگزار خواهد شد.
    بسیار متعجب شدم. زیرا آقای روح‌الامینی را که از سالیان دراز می‌شناسم، فردی انقلابی، مؤمن و متعهد و همیشه در خدمت نظام جمهوری اسلامی بوده است. او از کسانی است که برای سرنگونی رژیم طاغوت تلاش زیادی کرده است.
    تعجب من بیشتر از آن جهت بود که چگونه ممکن است جوانی آن هم از خانواده‌ای شناخته شده، در جمهوری اسلامی دستگیر و سپس پس از دو هفته جنازه او تحویل خانواده‌اش گردد!
    صبح جمعه دوم مرداد ۱۳۸۸ به منظور شرکت در مراسم تشییع جنازه وی به درب منزل ایشان واقع در خیابان نصرت، کوچه بهشت رفتم. دیدم همه افرادی که در این مراسم حضور دارند، انسان‌های مؤمن و اکثر آن‌ها از فداکاران نظام اسلامی در دوران دفاع مقدس و پس از آن بوده‌اند. افرادی که هم‌اکنون مسؤلیت‌های مهمی در کشور دارند نیز مانند آقایان احمد توکلی و حسین فدایی از نمایندگان مجلس، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، شهاب‌الدین صدر رییس سازمان نظام پزشکی، حسین محمدی از دفتر رهبری، رجبی معمار رییس شبکه پنج سیما، علی عسگری معاون فنی صدا و سیما و نیز برخی از سرداران دوران دفاع مقدس در مراسم تشییع و خاکسپاری حضور داشتند.
    به آقای روح‌الامینی تسلیت گفتم و در اتوبوس به همراه وی عازم بهشت زهرا شدم. در مسیر راه، او ماجرای اتفاق افتاده برای فرزندش را این گونه برایم تشریح کرد:
    بر اساس اطلاعات دریافتی این دو روزه، محسن را در روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه، افراد لباس‌شخصی دستگیر و او را به همراه جمعی دیگر از جوانان دستگیرشده، به ساختمان نیروی انتظامی تهران بزرگ واقع در خیابان کارگر در نزدیک میدان انقلاب برده و صبح روز جمعه ۱۹ تیرماه آن‌ها را با تعدادی اتوبوس به دو مقصد زندان اوین و اردوگاه کهریزک منتقل می‌نمایند.
    سپس این آیه قرآن را قرائت کرد: و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله و کان الله غفوراً رحیما (سوره نساء – آیه ۱۰۰)
    و ادامه داد: من از روز دستگیری وی، به هر کجا که مراجعه کردم، پاسخی به من ندادند. نیروی انتظامی، سپاه، وزارت اطلاعات و قوه قضاییه هر کدام از خود سلب مسؤلیت می‌کردند. دو هفته را این گونه سپری کردم. به هر کجا سر می‌زدم، با دیوار بلندی از ناامیدی روبه‌رو می‌شدم.
    تا این‌که دلالی پیدا شد و گفت اگر چهار میلیون تومان به من بپردازید، ترتیب ملاقات شما را با فرزندتان می‌دهم. در روز مبعث در حسینیه امام خمینی (ره) و در دیدار مسؤولین کشور با رهبری، این موضوع را با وزیر اطلاعات که در ملاقات حضور داشت، مطرح کردم تا در مورد آن فرد دلال تحقیق کنند. شماره‌های خود را نیر به وزیر اطلاعات دادم تا اگر نیاز به اطلاعات بیشتری داشت، بتواند با من تماس بگیرد.
    از وزیر اطلاعات خبری نشد تا آن‌که دو روز بعد یعنی چهارشنبه بعد از ظهر، فردی به دفتر کار من زنگ زد و به من گفت شما که از مسؤولین هستید و دارای پاسپورت سبز نیز می‌باشید، چرا سراغ پسرتان را نمی‌گیرید. گفتم من دو هفته است که به دنبال اویم و هیچ کس از وی خبری نمی‌دهد.
    او به من گفت به شما تسلیت عرض می‌کنم. من فکر کردم که می‌خواهد بلوف بزند و مرا بترساند. بعد دیدم که نشانی محلی را که باید به دنبال او بروم، می‌دهد. راه افتادم و به پزشکی قانونی رفتم.
    مشخص شد که فرزندم را وقتی که گرفته‌اند، مورد ضرب و شتم شدید قرار داده و او را مجروح کرده‌اند. جنازه‌اش را که دیدم، متوجه شدم که دهانش را خرد کرده‌اند.
    فرزندم انسان صادقی بود. دروغ نمی‌گفت. مطمئنم هر چه از او سؤال کرده‌اند، درست پاسخ داده است. آن‌ها احتمالاً نتوانسته‌اند صداقت او را تحمل کنند و وی را به شدت کتک زده و زیر شکنجه کشته‌اند.
    با عنایت مسؤولین، پرونده پزشکی او را مطالعه کردم. محل فوت او را لاک گرفته بودند. مشخص شد که بعد از مجروح شدن، به او نرسیده‌اند تا خون او عفونی شده و دچار تب شدید بالای ۴۰ درجه گردیده و از شدت تب، دچار بیماری مننژیت شده است.
    او را ساعت سه و نیم بعد از ظهر چهارشنبه به عنوان فرد مجهول‌الهویه به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و صبح روز پنجشنبه جسد او را به سردخانه تحویل می‌دهند. آن‌ها پس از یک هفته ما را در جریان قتل فرزندم قرار دادند. برای تحویل جسد، از ما تعهد گرفتند که شکایتی از کسی نداریم.
    ابتدا اجازه تشییع جنازه در جلوی منزل نمی‌دادند و بهانه می‌آوردند که خانه شما، نزدیک دانشگاه تهران و محل برگزاری نماز جمعه است و ممکن است مردم به آن بپیوندند و مشکلاتی ایجاد شود. من گفتم که وقت برگزاری نماز جمعه هنگام ظهر است و ما صبح او را تشییع خواهیم کرد و وقت زیادی نخواهد گرفت و با نماز جمعه تداخل ندارد.
    بالاخره با تعهد من و آقای ضرغامی رییس سازمان صدا و سیما که افراد زیادی مطلع نخواهند شد و افرادی هم که خواهند آمد همه طرفداران نظام هستند، با این شرط که تشییع در جلوی منزل زیاد طول نکشد و بجز لا اله الا الله شعار دیگری داده نشود، اجازه دادند تا مراسم تشییع برگزار شود.
    مادرش از لحظه اول اطلاع از مرگ فرزند، فقط می‌گفت: محسن من که رفت، به فکر محسن‌های مردم باشید.
    آقای روح‌الامینی که به هنگام خاکسپاری فرزندش، چفیه بسیجی را هم‌چنان بر گردن داشت، آن را به من نشان داد و گفت: امروز این چفیه را بر گردن چه کسانی انداخته‌اند. کسانی که کار آن‌ها دستگیری و احیاناً کشتن مردم شده است. آیا ما از جمهوری اسلامی این وضع را می‌خواستیم؟
    من رفیق شهید دقایقی هستم. هیچ گاه لبخند او را از یاد نمی‌برم. او با لبخند خود از اسرای بعثی عراقی و از فرماندهان جنایتکار آن‌ها و نیز از فراریان از رژیم بعثی، مجاهدانی را ساخت که لشکر بدر را به وجود آوردند و باعث آزادی عراق از دست صدام حسین شدند.
    به یاد دارم که در سال‌های اولیه پیروزی انقلاب وقتی که احسان طبری تئوریسین حزب توده به زندان افتاد، پس از مدتی او اندیشه مارکسیسم را نقد کرد؛ زیرا با محبت با او رفتار شد. ولی اکنون بسیج را به جایی رسانده‌اند که جوان سالم حزب‌اللهی را دستگیر می‌کنند و جنازه او را تحویل خانواده‌اش می‌دهند. آن هم تعهد می‌گیرند که کفن و دفن به گونه‌ای باشد که اتفاقی نیفتد. آیا نظام آن قدر ضعیف شده است که از یک تشییع جنازه ساده می‌ترسد؟
    دیشب آقای لنکرانی وزیر بهداشت برای تسلیت به منزل ما آمده بود، می‌گفت: به خاطر مبارزه با بیماری‌های عفونی و مننژیت در زندان‌ها، ظرف این چند روز، بیش از دو هزار آمپول پنی‌سیلین بسیار قوی و آمپول‌های ضد مننژیت به زندان‌های تهران فرستاده‌ایم. با گفتن این جمله، نگران وضعیت سلامت سایر زندانیان سیاسی شدم.
    او می‌گفت: در نظر دارم یک گروه NGO تشکیل دهم تا بتواند از حقوق اولیه زندانیان، دفاع نماید. برای مثال وقتی کسی را می‌گیرند، حداقل به خانواده او اطلاع دهند که دستگیر شده ودر زندان است تا خانواده‌‌ها از نگرانی تا حدودی بیرون بیایند؛ نه این که در بلاتکلیفی به سر ببرند. بتوانند برای زندانی خود وکیل بگیرند و از حقوق قانونی او دفاع نمایند. مطمئن باشند که در زندان سلامت بازداشت‌شدگان حفظ می‌شود و آن‌ها در خطر جانی قرار ندارند.
    با شنیدن این سخنان به یاد این آیه قرآن افتادم: و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطانا (اسراء – ۳۳)
    البته ایشان از لطف‌هایی که به وی شده بود نیز مطالبی را بیان کرد. او می‌گفت بعد از این‌که متوجه شدند که من در دولت نهم رییس انستیتو پاستور و مشاور وزیر بهداشت بوده و قبلاً نیز عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران بوده‌ام، هم اجازه دادند که به همراه یکی از دوستان پزشک پرونده پزشکی فرزندم را ببینم و هم پول قبر را از من نگرفتند و اجازه دادند که فرزندم را در قطعه ۲۲۲ که نزدیک به مزار شهدا واقع شده است دفن نمایم؛ تا مادرش که هر شب جمعه به زیارت شهدا به خصوص شهدای هفتم تیر می‌رفته است، بتواند با فاصله کمی بر سر قبر فرزندش حاضر شود.
    آن‌ها یک قبر اضافه هم به ما مرحمت فرمودند و در یک قبر دوطبقه فرزندم را به خاک سپردیم. او به طنز برایم می‌گفت: یکی بخر دو تا ببر.
    در پایان مراسم، او با قدرت روحی بسیار بر سر قبر فرزندش خطاب به حاضرین سخنانی را ایراد کرد و با تسلط بسیار بر خود، در انتها گفت: إنا لله و إنا إلیه راجعون.


  36. هایدی در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    بابالخره تونستم یه آهنگ رو گوش کنم….دست گلت درد نکنه#heart


  37. مژگان.بندر عباس در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام ویولت عزیز
    مدتی میشه که میام و نوشته هاتو
    می خونم.و یکی دوبار هم کامنت گذاشتم تا اینکه یکیشو پاک کردید و نمی دونم برای چی وچیز خاصی نبود.
    در هر حال با ا ینکه نمی شناسمتون زیاد ولی دوستتون دارم .
    و دوست دارم اگه میتونید این اهنگو برام میل کنید.
    به امید ایرانی ازاد
    _____________________________
    این آهنگ رو ؟یا اهنگهای دیگه اش رو؟
    این که لینک دانلود داره


  38. اون یکی لیلا در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    جدی اما چرا اجازه ی مراسم دادن؟؟؟؟
    الان نمی دونم چرا یهو کلی دلم گرفت


  39. shahrzad در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    به ساتین و ویولت عزیز
    لطفاً اگر آن لاین هستید به بنده پی ام بدهید #sad
    _______________________________
    من آن لاینم ولی مسنجر رو بالا نمیارم
    در ضمن فوروارد کردم…ممنون#smile
    ______________________________
    مگه همونی نبود که سابجکتش ۳ تای بعدی بود؟


  40. ادم با دلش زندگی کنه خیلی بهتر از عقلش شاید ضرر کنه اما لذت میبره از عاشقیش و دیوانگیش
    مراسم پسر آقای روح الامینی مسجد بلال ساعت ۱۶ است ضرغامی خودش پیشنهاد مسجد بلال را داده چون از انجایی که میشنویم اقای ضرغامی با روح الامینی رفقای قدیمی هستند
    #surprise
    دیشب هم که کامران نجف زاده اعلام کرد هیچ اتفاق خاصی نیافتاده#angry


  41. shahrzad در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    آره عزیزم
    آخه فکر کردم که نیومده … چک می کنی ببینی چه جوریاس


  42. امی ن در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ویلی ی گفتی شبیهه منه صداش زودی دارم دانلوود میکنم کاشکی واقعنی یه شعر خودت دکلمه میکردی و اپلودش میکردی! نمیشه؟ اگه این کارو بکنی خیلیا هیجان زده میشن#eyelash #tongue
    ویلی ی ی ی
    ___________________________________
    دلم می خواد اینکار رو بکنم بخصوص که به دوستی قول دادم یه شعر فروغ رو براش دکلمه کنم
    ولی الان مدتیه بیماری روی حنجره و صدام تاثیر گذاشته و اوقات کمی پیش میاد که صدام عادی باشه


  43. باشو غریبه کوچک.. در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    عادت ماست که بی باده و می مست شویم….فارغ از میکده و هرچه در ان هست شویم…عادت ماست که با اهل وفا یار شویم…رشته زلف بگیریم و وفادار شویم..(انکه با زندگی میسازد زندگی را میبازد..با زندگی نساز :زندگی را بساز)#winking …فکرشو بکن نوک قله باشی بعد یکی بهت اس ام اس بزنه…ویولت ایمیلتو میخواد کاریت داره…گفتم بابا خواب دیدی خیر باشه…یه اشتباهی شده#sad behnam_stmir@yahoo.com
    ____________________________
    یه ایمیل برات زدم چک کن


  44. امی ن در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ویلی و بقیه: شما اینو که شماره ۱۷ ژول میگه رو دارین؟ لطف میکنید اگه بفرستید برام#flower


  45. رایکا در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    اهنگ زیبایی بود..حیف که من صداتو نشنیدم که بتونم مقایسه کنم……
    ویولت من یه مشکل دارم فک کنم بتونی کمکم
    کنی البته اگه حوصلشو داشته باشی…….
    ولی نمیدونم چه جوری برات نظر خصوصی بزارم
    همیشه دیدم نوشتی بالای کامنت بنویسیم خصوصی که پابلیش نکنی پس این تیک نظر خصوصی توی کامنت دونی برای چیه؟
    ____________________________-
    وقتی کامنت دونی تاییدی بود می خواستم بنویسید که کامنت خصوصیه
    ولی الان تیک خصوصی رو بزنی خودش مخفی می مونه


  46. ساتین در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    شهرزاد عزیز ممنونم ازتون


  47. shahrzad در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ساتین جان : خواهش می کنم
    من جسارتاً به ای دی شما پی ام دادم اما انگار آن لاین نبودید …
    شرمنده ام


  48. دارم آهنگ رو دانلود می کنم. نمی دونم آهنگه چیه؟!


  49. عشق و عقل باهم جور در نمی یاد !
    یا باید این باشه یا اون … بعضیا رو دیدی میگن ما عاشق هستیم ولی نادون که نیستیم .. من اینجا می مونم این چه جور عشقیه ، عشقی که حساب کتاب سرش بشه عشق نیست که … عشقی که با میزان عقل سنجیده بشه عشق نیست که …
    آهنگت محشره #flower


  50. الهه در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    مرسی عزیز دلم برای لینک…واقعا مرسی …لذت بردم#flower #kiss


  51. معرکست آهنگه!!!!تو انتخاب آهنگ آخرشی ویلی!!!!!!!!…راستی واقعا هم صداش شبیهته!!!!!!خیلی ها!!!!


  52. الهه در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    راستی واقعا شبیه صدای مخملی خودته…همون قدر مهربون#kiss


  53. الهام در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    خدایا دلم بدجوری گرفته
    با دکتر روح الامینی دورادور در همایش بیوتکنولوژی دانشگاه تهران اشنا شدم.
    وقتی نوبتشان شد تا سمینار خودشان را ارائه بدهند نه تنها حوصله ام سر نرفت که سر تا پا گوش شدم.در زمینه نانوبیوتکنولوژی فعالیت داشتند.
    اقای دکتر خوب از زحماتت تشکر کردند. حیف از این همه تحقیق و پژوهش.
    کاش می توانستم در این مراسم شرکت کنم و به شما بگویم که چقدر متاسفم.
    وچقدر متاسفم که باید جوانانی مثل ندا/سهراب/محسن و ….کشته شده باشند و جوانانی هم هنوز در زندان به سر ببرند که هیچ کس نمی داند چه بر سرشان خواهد امد.و در پایان این متن را از وبلاگ اقای مهاجرانی اینجا می گذارم:
    بر کتاب خاموشی دریا دیباچه ای نوشته شده است. دیباچه با این عبارات تمام می شود:
    ” فکر می کنم که چند روز پیش در دشت های ما غلتک های چدنی سنگینی روی گندم بهاره کشیده اند.
    کسانی که برموز کار زراعت واقف نیستند شاید خیال می کردند که جوانه های تازه گندم در آن میان خرد شده و آینده خرمنی نخواهد داد.
    ولی مثل هر سال، روستائیان ولایت ما قطعا به خود گفته اند:
    با این عمل ریشه ها در خاکی عمیق تر جای می گیرد و سبزه محکم تر می روید.”


  54. یاری در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ساعت ۴ بعد از ظهر امروز ، مسجد بلال صداوسیما، مراسم ختم محسن روح الامینی که در اوین به شهادت رسیده. کروبی و موسوی نیز حضور دارند.


  55. رازقی در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    لینک آهنگ و عکس دست و انگشتای خوش تراش و تسبیح سبزت فوق العاده بود بانو! مرسی از به اشتراک گذاشتنشون! #kiss


  56. بهاره در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    عالی بود
    مرسی
    خانوم


  57. ... در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    نگفتی چقدر از احسان خواجه امیری گرفتی بابت اون پست
    خاک بر سر آدم هایی که کامنت های واقعنگر رو پابلیش نمیکنن.
    نمیدونم نوشتن خاطرات و چرندیات چه نفعی برای ملت داره که این همه آدم میان اینجا…
    آخه نوشته های تو به چه درد میخوره ؟
    بگو
    خاطرات روزانه ی خانومی که از درد و بد بختی ها ی روزانه اش مینویشه #thinking


  58. سونیا در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    آهای ….
    بد جوری سوختی ها
    من چند سال میام این جا این خانوم هر جی بنویسه ما می خونیم
    تا چشم حسود در بیاد
    به خودمون مربوطه
    شما که خیلی اندیشمند و ادیب و احیانا دکتر هستید اینور ها نیاید
    بچه پر رو


  59. بیهوده گی در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    یعنی اونایی که هیچوقت تو عمرشون عاشق نشدن خیلی آدمن؟؟؟؟؟


  60. نساء در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام ویولت جون
    اگه امکان داشت واسه منم فوروارد کن#kiss


  61. خوب وبد در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    وزیر محترم کشور
    بدینوسیله به اطلاع می‌رسانیم به مناسبت گذشت چهل روز از آغاز حوادث ناگواری که طی آن عده‌ای از هموطنانمان جان خود را از دست دادند، در خواست برگزاری مراسم یادبود این عزیزان در روز پنجشنبه ۸/۵/۸۸ ساعت ۱۸ الی ۳۰/۱۹ بعد ازظهر در محل مصلای بزرگ تهران را داریم.
    شایان ذکر است که مراسم مذکور بدون ایراد سخنرانی و با استماع به تلاوت آیات کلام‌الله مجید انجام خواهد شد و از شرکت کنندگان نیز درخواست خواهد شد در سراسر مراسم با سکوت خود ادای احترام کنند


  62. ندا در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    من صدای ویلیمو یبار شنیدم اره چقدر شبیهه#kiss


  63. حالا نمیشد تو مسجد بلال نباشه؟ ما تو این ترافیک چجوری بریم خونه#cry


  64. به قول اقبال لاهوری:
    به غیر از دل که عزیز و نگاهداشتنی است
    جهان و هر چه در اوست پاگذاشتنی است


  65. خبر جدید: برنامه مسجد بلال کنسل شد


  66. ساتین در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    منم الان شنیدم برنامه مسجد بلال لغو شد
    آره؟


  67. ساغر در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ویولت جان
    منو بردی به سالهای دور که تئاترش رو دیدم.
    اصل این کار با صدای کوروس سرهنگ زاده بود.


  68. farid در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام. من میخوام با یه ام اس دار ازدواج کنم. از شما راهنمایی میخوام.
    ____________________________________
    ازدواج یه امر کاملا شخصیه چه کمکی از دست من برمیاد؟


  69. پارسا در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام ویولت عزیز
    یک کارتون قشنگ آماده کردم .
    در مورد سقوط هواپیماها در ایران
    http://mhsplus.blogfa.com/post-249.aspx


  70. سروشم در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام گل دختر
    همیشه شاد شاد باشی
    مراقب خودت باشش#flower


  71. سهیلا در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    لغو مراسم ترحیم مرحوم محسن روح الامینی
    مراسم بزرگداشت مرحوم محسن روح الامینی فرزند دکتر عبدالحسین روح الامینی استاد علوم پزشکی دانشگاه تهران که قرار بود امروز عصر در مسجد بلال صدا و سیما برگزار شود، لغو شد.
    یک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار سیاسی مهر افزود: دکتر روح الامینی دبیر کل حزب توسعه و عدالت با صدور اطلاعیه ای ضمن تشکر از همه کسانی که با خانواده ایشان ابراز همدردی نموده اند، اعلام کرد که برای جلوگیری از هر گونه ناآرامی و خشونت توسط برخی جریانات فرصت طلب و ایجاد مزاحمت برای مردم، مراسم بزرگداشت و ترحیم مرحوم محسن روح الامینی که قرار بود امروز یکشنبه از ساعت ۱۶ بعد از ظهر در مسجد بلال صدا و سیما برگزار شود، برگزار نمی شود.


  72. باشو غریبه کوچک.. در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    از اعتمادت….ممنون#flower (تو ناز مثل قناری
    تو پاک مثل پرستو…..تو مثل بد بده خوبی…..برای من تو همیشه:
    ———————————-همیشه محبوبی…)
    اگه هروز خواننده وبلاگت بودم…فکر کنم الان….اسیر ثانیه ها شم…..پس
    چشممون به دیدار امید خان هم روشن شد نه؟؟
    ___________________________________
    نه بابا، ساده ایی یا من و ساده فرض کردی#tongue


  73. خوب وبد در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    برادر گرامی جناب آقای مهندس اسفندیار رحیم مشایی
    سلام علیکم
    انقلاب اسلامی استمرار راه رسول گرامی اسلام(ص) و فرزندان برومندش، ائمه طاهرین(ع) و خط سرخ ولایت است. انقلابی بودن، یعنی داشتن آمادگی ایثار جان و مال و در اوج آن آبرو برای آرمانهای بلند الهی و انسانی، و همین رمز ماندگاری این راه پرعزت و افتخار است. دوران جدید دوران شکوفایی عدالت و عشق و ایثار، و سربلندی هر چه بیشتر عاشقان ایثارگر است.
    در آستانه میلاد اسوه ایثار و شهادت حضرت امام حسین(ع) و یاران باوفایش #surprise #surprise #surprise و ضمن تقدیر فراوان از همه خدمات ارزشمند گذشته، جنابعالی را که انسانی مؤمن و فداکار و مورد اطمینان کامل هستید به سمت «مشاور و رئیس دفتر رییس‌جمهوری» انتخاب می‌نمایم.
    امیدوارم با همراهی همه همکاران و با توکل بر خدا و توسل به حضرت مولا صاحب الامر(عج) همچون گذشته در تلاش برای خدمتگزاری به ملت بزرگ و نظام ولایی جمهوری اسلامی موفق و سربلند باشید.
    محمود ا.ن


  74. Ameh Khanoum در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    عشقی که حساب کتاب سرش نشه عشق نیست دیوانگیه
    عشقیکه عشقه سازنده است , روح میده ,زندگی میاره , امید میاره, نوره, شادیه ,تلاشه, پیروزیه , غیر ازین باشه مخربه ,دیوانگیه, جنونه .


  75. این برا بچه هایی که میخوان وبلاگ عوض کنن.
    http://itline.ir/2009/07/translate-blogspot-theme-persian/
    .
    http://themes.blogger-fa.com/


  76. سلام بر دختر جاوید
    من همون آدم عاقلم
    سالها عاقل بودم
    و البته هستم و …
    دوست داری بدونی عاقلا چطور فکر میکنن؟
    مثل تو و خیلی ها که میگن عاشقن…
    راستی بی اجازه شما صفحه ات رو به وبلاگم لینک کردم…
    موفق باشی دختر
    یا حق


  77. اگر چه چشمه شعرم خشکیده ،
    اما هنوز صدایم به وسعت دیروز است،
    وتورا با آن می خوانم.
    بر سجاده پر طراوت عشق،
    نمازی پهن میکنم به وسعت ایمان،
    همان ایمانی که تا به امروز ،
    مرا سبز سبز رویانده.
    ——————————————-
    ممنون از هر دو تون که باعث شدین خاطرات کودکیهام دوباره زنده بشن.
    لحظات خوب و ناب،تا کمی غم رو از دلم بشوره.
    صدای دکلمه ،انگار اصلآ صدای خودته .برام خیلی عجیب بود شباهت تا این اندازه.
    بازم ازت ممنون چون چشمه خشکیده شعرم رو ،پر اب کرداین آهنگ و غم دلم رو صاف صیقلی کرد.
    #hug


  78. سلام،جات خیلی خالی بود…خیلی به یادت بودم…خیلیی….
    من این آهنگی که گفتی برای آقای مفید رو گوش دادم خیلی قشنگه…#flower


  79. دقیقاً#eyelash #heart #kiss


  80. رز در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    می بینم که هنوز در صحنه هستی و خبر رسانی می کنی#flower


  81. تحریمی ها در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    سهیلا مراسم لغو نشده !!!!
    شایعه است !!!


  82. Samaneh در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    Violet Jaan, man kheyli vaghte ke webloget o mikhonam, va Iran ham zendegi nemikonam. Ye soal dashtam, che hesi dari vaghti ke masalan ye kase kocholo az dastet mizari va inhame adam hey ghorboon sadagheye dastet miran? fekr mikoni in ghorboon sadaghe ha cheghadr vaghei hastan? cheghadr ye kasi ke aslan shayad toro nadide momkene ke bekhad be khatere to kari kone, che berese ke ghorboone to bere? hes in behet dast nemide ke tamalogh ta key? chera ma iraniha inghadr dorogh migim? chera rok va roo rast nistim? ta key film bazi mikonm? bebin man toro va weblogeto doost daram va har roz behesh sar mizanam, vali ehsas mikonam ye moji az tamalogh comment haye toro fara gerefte! shayad dalish in basheke to kharej vaghen mellat alaki hazer nistan mesle irani ha ghorbon sadagheye ham beran, shayad yekam sadegh taran! vaghean mikham javabeto bedonam! ishala ke hamishe shad va movafagh bashi!
    _____________________________________
    سمانه جان ۵۰ درصد حرفات درسته
    ولی در این مورد خاص بارها بهم ثابت شده که وقتی به مشکلی برمی خورم امکان نداره که بچه ها تنهام بذارن و کاری برای رفع مشکلم انجام ندن یعنی یه قربون صدقه صرف نداریم
    حتی دوستانی که تاحالا همدیگه رو ندیدم و آشنایی در حد همین دنیای مجازی و قربون صدقه رفتنهاشه


  83. شراره در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ممنوعیت استفاده از رنگ سبز در نمایشگاه بین اللملی تبریز
    طی چند روز گذشته محل نمایشگاه بین اللملی تبریز میزبان چندین نمایشگاه بود که به طور مداوم سالیانه برگزار می شوند اما این نمایشگاه به مانند سال های قبل برگزار نشد و حاشیه های قابل تاملی داشت!
    از جمله نقاط قابل اشاره در این نمایشگاه ممنوعیت استفاده از رنگ سبز در غرفه های نمایشگاهی بود و حتی یک شرکت کامپیوتری (اسپیناس) که رنگ لوگوی آن سبز رنگ است با اخطار عدم استفاده از این رنگ مواجه شد.
    به گزارش پایگاه خبری «یولداش» این شرکت بعد از آنکه غرفه خود را با توجه به آرم خود ، به رنگ سبز درآورده بود با اخطار هایی از طرف مسئولان برگزاری نمایشگاه مواجه شد و با موجود توضیح مسئول غرفه که لوگوی شرکت سبز رنگ است و با مسایل سیاسی اخیر کشور ربطی ندارد ، پاسخی دریافت کرد که یا رنگ آرم خود را عوض کند یا غرفه های خود در نمایشگاه تعطیل کند که این شرکت کامپیوتری تمام غرفه های خود در نمایشگاه را تعطیل و از نمایشگاه خارج شد.
    لازم به ذکر است غرفه چندین شرکت دیگر نیز به علت استفاده از رنگ سبز تعطیل شده است و تعدادی دیگر در اعتراض به این عمل مسئولان نمایشگاه از حضور در نمایشگاه خودداری کرده اند.
    و حالا جالبتر اینکه نمایشگاه صنعت ساختمان که در تهران و از فردا برگزار میشه دقیقا همین داستان رو حتی برای غرفه های خارجی پیاده کردند


  84. تـــــرانه در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    صبح نمی تونستم با لذت گوش بدم اما الان این آهنگ و اون صدا مدام داره تکرار میشه با لذتی وصف نشدنی. کاش نگفته بودی که این صدا ٫ صدای تو نیست ما هم حال می کردیم که ویلی افتخار داده صداشو بشنویم!
    اما صداش بغض داره ! یه بغض پنهان!


  85. شراره در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    منم جا خوردم صداش دقیقا شبیه صدای شماست
    با تغییر صدات تو این مدت که من میشناسمت موافقم اما همین صدای فعلی هم برای دکلمه عالیه . قابل توجه اون اقا یا خانم سه نقطه کامنت ۵۷ اگه ویلی الان اعلام کنه صدای خودشو با دکلمه شعر فروغ اینجا میگزاره کلی ادم میخواهند تا چشمت دراد


  86. papary در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    عاشق بودن رو عشق است….بیخیال غاقلی


  87. به کامنت ۸۲ Samaneh! در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ببین خانوم محترم نمی دونم کجا هستی و خارجی های !! شما چگونه فک می کنن اما می خوام بگم که من نه فقط من ٫ ماها همگی حتما یه چیزی اینجا دیدیم که اگه یه روز سر نزنیم شبمون صبح نمی شه! ماها به خاطر امیدی که ویولت به آدم می ده به خاطر امیدی که خودش داره می خونیمش با غمش غمگین میشیم و با شادیش شاد. هیچ دلیلی هم واسه تملق گویی نداریم! چرا تملق ؟ چرا دروغ ؟ مگه مثلا ویولت وزیر کشوره که اگه چاپلوسی کنیم کارمون رو راه می ندازه ؟ یا نه حقوقمون و زیاد می کنه ؟ کدومش ؟ چی فکر کردی ؟ چرا شما ها از بس دروغ شنیدین به کسی که میاد صادقانه حرفشو می زنه انگ دروغ گویی می چسبونین؟مطمئن باش اینجا اگه چیزی نداشت روزانه این همه خواننده از همه دنیا پا نمیشد بیاد. یکی سره کاره دوست داره کارش زودتر تموم شه بیاد( خوده من اگه صبح تو میتینگ باشم همه حواسم به این صفحه است که امروز از کدوم دنیا و عشق و امیدی حرف زده!) یکی مادر بچه است بچه به بغل میاد اینجا یکی هم مثل مامان من از تعریف های من از حال و احوال ویولت خبر دار میشه. همه دوستش داریم بخاطر استقامتش به خاطر متفاوت بودنش. مسلما اگه اینها نبود ویولت هم این اندازه دوست داشتنی نبود و مثل وبلاگ های دیگه روزی فقط ده ها خواننده داشت و بس! ویولت افتخار ماست من و تو به عنوان یه زن باید به خودمون ببالیم که یه همجنس می تونه با این شرایط تا این اندازه خودشو بالا ببره.
    به نظر من هیچ دلیلی واسه چاپلوسی و تملق و دروغ اینچا وجود نداره کسی که گلومونو نچسپیده چسپیده ؟!
    ___________________________________
    #flower


  88. بالتازار در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ویلی جان ممنون. رسید


  89. سلام علیکم
    اوممم! این یک کاری مثل تجدید فراش است دیگه؟


  90. سلام ویولت عزیزم
    چه سحز خیز.بابا
    چقدر من این شهر قصه را دوست دارم.
    کار قشنگی بود.
    همیشه شاد باشید.
    کامنت ها را خواندم کمی تاقسمتی غیرتی شدم.
    واقعا حقش بود کامنت را پابلیش نمی کردی اقلا یک بار حرفش راست باشه.
    ________________________________
    بی خیال بابا#tongue


  91. کمند در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ویلی جان ازدواج یک امر شخصیه نه عمر شخصی. ببخشید البته. جسارتا عرض شد #blush
    ________________________________
    ممنون از تذکرت درستش می کنم


  92. Samaneh در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    Be commente 87 : bebin azizam commente mano ba deghat bekhoon lotfan baad injoori asabani sho! manham har roz be in weblog sar mizanam! va midonam ke hatman ye chizi dare! bahse man ine ke ma iraniha be tore kolli adat kardim ke dorogh begim! bebin hamin kalameye ghorbonet beram yaani mikham barat bemiram, va soale man ine ke aya shoma ke mesle noghl o nabat in kalamaro bekar mibarin, aya vaghean hazerin ke be khatere Violet bemirin! nemikham asabani shi va begi Are, chon motmaenam ke intori nist! man tohini be Violet nakarde va monkere motefavet odanesh nistam, bahse man chize digeyi! bahse man sedaghate! inke ma irani adamayi hastim ke rahat dorogh migim! adamaye ghahreman parvar hastim! be nazare man in energy ke mizarim ta yekiro ghahreman konim, age sarfe parvareshe estedade khodemoon konim, ounvaght hameye iran mishan ghahreman! che dalili dare ke shoma to jalase havaset be webloge Violet bahse? shoma age bejaye inkar rooye khodet tamarkoz koni mishi yeki ke khode Violet behet eftekharm mikone! ye ghahreman! tamame harfe man ine: basse dorogh basse ghahreman parvari! alan donya chize digeyi ro mitalabe azizam!


  93. Samaneh در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    be commente 87: va inke man ghabl az inke be Violet benazam, be khodam minazam! to hame behtare in karo bekoni! farz kon ke toye zendegit ye shekast bekhori, oun vaght fekr kardan be movafaghiyat aye khodet e ke beht aramesh mide na fekr kardan be movafaghiyat haye Violet. Albate Violet mitone ye mesle khoob bashe barat ke bebini mitoni movafagh beshi, vali bayad khodet ham movafagh beshi


  94. به کامنت ۸۲ Samaneh! در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    سمانه جان من هم بارها شده شکست خوردم و ضربه دیدم اما همین که یکی رو مثل ویولت دیدم نه تنها ویولت امثال اون رو هم دیدم به خودم اومدم و نهیب زدم که هی مگه تو چی کمتر از فلانی داری بلند شو و وایستا و ادامه بده. من اگه گفتم تو جلسه منظورم اشتیاقم بود. بعد هم مسلما هر کسی به اندازه خودش تو زندگیش موفق هست و می تونه باشه این که من با دوتا پای سالم و تنی سالم پله های ترقی رو طی کنم و به درجه ای برسم که همه بهم احترام بذارن و بهم بگن خانوم دکتر فرق داره تا اینی که ویولت الان به اینجا رسیده! من به خودم هم افتخار می کنم اما به اونی که با گشنگی و بدبختی تونسته بزرگترین جراح بشه بیشتر افتخار می کنم چون کاره اون بیش من بیشتر ارزش داره تا منی که راحت خوردم و راحت درس خوندم.
    نمی دونم شاید شما راست میگی شاید اونهایی که قربون صدقه میرن دروغ میگن. مامانها هم به بچه هاشون میگن مامان الهی دورت بگردم بمیرم برات! آدم به عشقش هم اینو میگه اما آیا حاضره واقعا بمیره؟ من اگه به شوهرم بگم آخی بمیرم برات! دوست ندارم که همون لحظه جونم و فداش کنم که درسته!؟
    این یه جور تعارفات معموله که همه به همه میگن نه فقط ما به ویلی! حتی تو نشست و برخاست های عامیانه و روزانه هم این تعارفات دیده میشه! اما اینو خوب می دونم اگه کسی کسی رو دوست نداشته باشه حتی همین تعارف الکی رو هم نمی زنه. تازش هم ما تو پست قبلی نگفتیم فدات شم قربونت برم ٫فقط ازش تعریف کردیم.
    دیگه هم بحث نمی کنم همین لانه که ویولت از خونشون بیرونمون کنه!
    _________________________________
    بچه ها اگه خودتون مایلید بحث کنید. چون موضوعش آمزنده ست و شخصی نیست که به من تنها ربط پیدا کنه…یه مسئله فرهنگیه#smile


  95. بهار در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    سلام…باز هم خبر از دست دادن قلبی که ساده بود و آزادی طلب میکرد…امیر جوادی فر…از هنرجویان رشته بازیگری در موسسه هنری کارنامه…باز هم اسمی دیگر را قلم زدند …غافل از اینکه روحشان را نمیتوان خط زد …که همیشه با ما میمانند
    برای بیشتر دانستنش به این وبلاگ سر بزنید
    ف


  96. بهار در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    tarsaa.blogspot.com
    baraye amir javadifar


  97. هدیه در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    الف یعنی اغاز…
    حالا یکسری هم میگویند هرکسی که عاشق نباشد آدم نیست …تکلیف ما را یکی روشن کند پس بالاخره کدامش؟؟؟!!!
    بدرود


  98. به کامنت ۸۲ Samaneh! در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ویولت جان باور کن وقتی می بینم اشتباه تایپی داری دلم میگیره! می بینم امر رو نوشتی عمر٫ یا پیشنهاد و نوشنی یشنهاد٫ یا خیلی چیزهای دیگه که می دونم اگه ما بهت گوشزد کنیم سختته عوضش کنی. اما باز هم با همین حالت میای و به ما حال میدی خوب یه حس غرور بهم دست میده که هی زندگی یعنی این٫ یعنی «تا شقایق هست زندگی باید کرد» همه ما ممکنه اشتباه تایپی داشته باشیم اما دم تو گرم که روی ین بیماری و مشکل رو کم کردی . می خوامت بدون تملق و چاپلوسی!#winking #tongue #kiss
    _______________________________
    #flower
    لطفا بهم تذکر بدید درستش می کنم. بدم میاد متنم غلط داشته باشه هر چند غیر عمد


  99. امید در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    یک نماینده‌ی اصولگرای مجلس: محسن روح‌الامینی مخالف احمدی‌نژاد بود؛ با اسرای جنگی و منافقین هم اینطور برخورد نمی‌کنند
    http://www.mowjcamp.com/article/id/1811


  100. مرجان در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ویلی خداییش دیوونگیو عشقه
    گاهی لازمه الکی خوش باشیم
    گاهی کمه
    همیشه !!


  101. امید در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    قطار شیراز – اصفهان !!!
    http://mahid.files.wordpress.com/2009/07/shiraz_tehran24hours.pdf
    قابل توجه طرفداران ا.ن !!!!


  102. یاس در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    وای ویولت من این آهنگ رو کاستش رو داشتم. و تا حالا خیلی پیش اومده بود که دلم می خواست حس خوب گوش دادنش رو با بقیه به اشتراک بذارم.الان این فرصت مهیا شد. واقعا یه دنیا ممنون.خیلی خوشحال شدم#heart


  103. یک دوست در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    با اندوه فراوان
    http://www.cloob.com/name/hassans
    http://www.cloob.com/club/post
    /show/clubname/pik_nik/topicid/1783214/redirectkey/3c46cc1f95e068812837d3b60cc382e8
    روحش شاد دوست عزیز


  104. بیهوده گی در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    به سمانه
    سلام دوست عزیز.
    ببین من فکر می کنم حرفات در کل درسته-هر چند شعاره و خسته شدیم از بس همه به ؛ایرانی؛ جماعت همه صفت بدی را نسبت دادند که ؛خارجی؛ چون جنسش مرغوبتر هست نداره!
    بحث قربان صدقه رفتن که واقعا بحث نداره هر مملکتی یک سری فرهنگ گفتاری و تعارفات داره که ما ایرانیها قربونت برم و چاکرم و نوکرم می گیم. معنی همه اش هم همین است که مشکلی باهات ندارم!!همه مان هم می دانیم یعنی چه. کسس هم توقع ندارد هر که قربانش رفت،قربانی اش بشود!
    اما در مورد اظهار احساسات و علاقه به ویولت که به قول شما (خصوصیت جنس نا مرغوب ما ایرانیهاست) حواست را به کنسرتهای پاپ امیکا یا هر جای دیگه خارج ایران جلب می کنم که یک جوان اکثرا بی هنری دارد می خواند و دقت کن به خیل عظیم دختکهایی که آن جلو دارند گریه می کنند و از شدت علاقه غش! می کنند و کارشان به بیمارستان می کشد و به عبارت ایرانی اش(خودشان را برای این باب


  105. بیهوده گی ادامه به سمانه در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    و به عبارت ایرانی اش(خودشان را برای این بابا می کشند!!)
    تازه همه شان هم اصل آمریکایی هستند نه ما بنجلها که قهرمان پروری در خونمان هست!!
    و تازه خواننده ی پاپ کجا و ویولت کجا. ویولت در ادبیات اینترنتی ما بخواهد یا نخواهد یک (شخصیت ) است دیگر.با یکی از پر خواننده ترین و اثر گذارترین بلاگهای فارسی.
    دیگر برو ببین نویسنده ها و روزنامه نگارهای مطرح خارجی چه صفی از (مریدان سینه چاک) دارند! نه ۴ نفر که ببیایند و صادقانه و بخاطر تحریک احساسات خواهرانه فقط بگویند (قربون تو دختر گل!).
    اما چیزی که تورو به اشتباه انداخته شاید اینه که ویولت پرستیژ و استیل یک (شخصیت) ادبی را برای خودش نساخته. که تو باور کنی نه بابا واقعا اینجا یک خبرهایی هم هست که ۴ ساعته ۱۰۰ تا کامنت پر می شود!
    و آن هم بخاطر شخصیت اش هست و همین هم عامل موفقیتش.که ما اینجا را به چشم دلنوشته های یک دوست صمیمی و نزدیک می بینیم نه یک وبلاگ مهم و بزرگ! حتی ما که نمی شناسیم ویولت را و ندیده ایمش این وبلاگ را خانه ی یک دوست خوب می دانیم که می شود توش خستگی در کرد و لذت برد و غصه خورد و روح را جلا داد.کار کمی نیست، هنر می خواهد ما (قربان صدقه) کسی برویم و (چاپلوسی) اش را بکنیم!!!
    می گویی نه؟ یک وبلاگ بنویس که ۳ نفر ازین ایرانیهای قهرمان پرور سطح پایین که چاپلوسی در خونشان است، برایت کامنت بگذارند که: الهی قربونت برم!


  106. فریبا در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ویولت می شه بس کنی و دس از سرش برداری . هر چی دلت خواست که بش گفتی حالا منت کشی ت برا چیه ؟ خودت خوب می دونی اون هیچ وقت برنمی گرده اونم اونجور که تو می خوای پس خودتو بیشتر از این عذاب نده .
    _______________________________
    #laugh



  107. فرزانه 2 در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ویلی جریان این منت کشی چیه؟؟ مثل اینکه این چند روز نبودم از قافله عقب افتادم.
    ____________________________
    نگران نباش از هیچی عقب نیفتادی…حرف ِ دیگه،راست و دروغ نشخوار آدمیزاده


  108. کورال در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    از اون آهنک هاست که با دل خوندنش….
    عاشقشم….


  109. ساقی سیمین ساق در ۸۸/۰۴/۰۵ گفت :

    ای داد بیداد….یادش بخیر کاست شهر قصه رو گوش میدادیم کِِِِِِِِِِِِِِِـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیف میکردیم……….حفظم این شهر قصه رو……….خاطره ها داریم باهاش…..دستت طلا دختر…..اما تو اون نوار یه خانومه میخوند اینو اگه اشتباه نکنم نه؟؟؟خلاصه که ما رو بردی به دوران کودکی#cry


  110. سوری در ۸۸/۰۵/۰۵ گفت :

    به کامنت ۵۷ .ارشیو رو بخون بعد اظهار نظر کن .اینجا شرح درد وبدبختی نیست والبته روزانه نویسی صرف هم نیست .ملت زنده وکیل وصی نمی خواد نمی خواد تو به نفع وضرر ملت فکر کنی .


  111. ye bande khoda در ۸۸/۰۵/۰۵ گفت :

  112. یک روحانی در ۸۸/۰۵/۰۵ گفت :

    #thinking


  113. اره صداش خیلی شبیه بود . صدایی که از خودت راجع به اون عکس دستها گذاشته بودی دقیقا عین همین بود.#flower


  114. سونیا در ۸۸/۰۵/۰۵ گفت :

    قابل توجه اون هایی که نمی تونند ببینند
    ویولت دوست دارم
    هر کاری هم از دستم بر بیاد برایت می کنم
    بعضی ها که خارج از ایران زندگی می کنند مثل اینکه دچار از خود بیگانگی فرهنگی شدند یادشون نمیاد که وقتی یکی می گه قربونت برم نمی خواد قربون یه نفر بره ولی اونقدر دوستش داره که چنین ترکیبی به کار ببره .
    درسته که ما ایرانی ها در حرفامون خیلی تعارف به کار می بریم ولی مهم اینه که همیشه منظور رو درک می کنیم و تازه کلی از قربون صدقه ها حض می بریم چه کسی که می گه چه کسی که می شنوه


  115. نانسی در ۸۸/۰۵/۰۵ گفت :

    امروز تولدمه#party
    خوشحال میشم سری بزنی به مهمانی کوچکه وب لاگی ام #flower


  116. کمپین آزادی معلم دربند جعفر ابراهیمی در ۸۸/۰۵/۰۵ گفت :

    انتقال جعفر ابراهیمی به بند ۲۰۹ اوینhttp://freejafarebrahimi.blogspot.com/2009/07/209_9874.html


  117. شاهرخ در ۸۸/۰۵/۰۵ گفت :

    به یاد امیر جوادی فر شهید از دست رفته
    http://tarsaa.blogspot.com/2009/07/blog-post_26.html