این "انسانیت" گمشده

خوندن بعضی از کامنتها سبب نوشتن این متن شد و رسیدم به ” انسانیت گمشده“.
با دوستی صحبت می کردم و می گفتم از اینکه تنها با آژانس جایی بخوام برم می ترسم. از اینکه مشکلی پیش بیاد، ماشین خراب شه و من مجبور به تعویض ماشین باشم و برای جابجا شدنم تنها باشم. گفت خوب راننده کمکت می کنه! گفتم نه! دوست ندارم یه مرد غریبه مجبور شه بغلم کنه…
گفت من چون خیلی با این شرایط بخاطر کارم بیرون رفتم دیگه هماهنگ شدم ولی باور می کنی چه برخوردهایی دیدم. لحظه ایی که داشتم می افتادم و به راننده گفتم آقا کمکم کم، دستم رو بگیر. برگشته گفته خانم شما جای خواهر من!!! دختر من!!!… با خودم گفتم مرتیکه من دارم می افتم تو یاد نوامیست می کنی…
به نظر تو وقتی انسانی احتیاج به کمک داره جای اینه که تو یاد تابوها و خط کشی های جنسیتی که جامعه برات ترسیم کرده بیفتی؟ و واقعا آدم که به قصد کمک به دیگری نزدیک میشه جایی برای ارکت شدنش می مونه!!!( معذرت می خوام خودم می دونم یه کلمه انگلیسی رودرست نیست وسط متن فارسی به فارسی بنویسی. ولی مخصوصا انگلیسی اش رو ننوشتم که نتونه توی دیکشنری بزنه و اونی که نمی دونه همچنان ندونه!)
حالا حکایت نوشته دیروز من و موضع گیری های بعدشه. آره من با یک مرد رفتم بیرون. با مردی که مطمئنم من رو به چشم یک زن و قابلیتهایی برای یک تجاو.ز ندید.
من انسانی ام که از همه نظر ریختم بهم چه روحی و چه جسمی و دارم سعی می کنم به خودم کمک کنم و خودم رو پیدا کنم. حالا این وسط با انسان دیگه ایی آشنا می شم که می تونه هم صحبت خوبی برام باشه و روح هامون بهم نزدیکه و حرف داریم برای گفتن و به تنها چیزی که فکر نمی کنیم جنسیت همدیگه ست … این وسط یکی بخواد بحث جنسیت و آتیش و پنبه رو بکشه وسط دیگه آخر حماقت و پستی و ذهن سیاه خودش رو نشون میده.
اونی که میگه امید چه آدم بی غیرتیه! به نظر من امید از تو خیلی انسان تره. امید آدمیه که به مفهوم واقعی من رو به عنوان یک انسان پذیرفته و حق انتخاب و تصمیم گیری برای روابطم بهم داده. من به عنوان یک زن مستقل اجازه دارم تصمیم بگیرم که با کی معاشرت کنم و کی برام خطر داره! و احتیاج نیست توی نوعی به استناد ناقص العقل بودن زن! به خودت حق بدی برای من تصمیم بگیری و اسمش رو بذاری غیرت.
نه تو نوعی به درد امثال من می خوری نه من به درد تو. بذار من به زعم تو در بی حیای و فا*** خودم غرق باشم و تو هم هر وقت یه زن!!! ازت کمک خواست ارکت شده در خدمتش باش.


نظرات شما


  1. شیرین در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    سلام#smile


  2. نساء در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    سلام ویولت عزیز
    یه کمی متنت خشن بود و البته حق داری با این موضع گیری هایی که بعضی از کامنت گذارا دارن
    منم موافقم که اول انسانیت بعدش تفکیک جنسیت


  3. ژول در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    مرسی ویولت عزیز
    حرف دل من رو زدی.
    یک برهه ای از زمان من دچار شک شده بودم که نکنه من خیلی خودخواهم که به روابط اینطوری نگاه میکنم و این حق رو برای خودم قائلم!و باید یکسری خط کشی هایی وجود داشته باشه.ولی خوشحالم که در حد یک تردید کوتاه مدت بود و به یقین رسیدم که من دارم انسانی برخورد میکنم.#flower


  4. الهه در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    مرسی ویلی جون #applause #heart


  5. سوری در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    بارها شده من مثلا با یه اقا از لحاظ فکری احساس نزدیکی می کردم وخلی دوست داشتم مثلا درمورد تیم منچستر باهاش صحبت کنم ویا در مورد سریال لاست و…ولی همین حرفها باعث شد قید همفکری واینا رو بزنم .از ترس حرفهای بیخود .چطوره اگر همسر من با خانم همکارش گل بگه گل بشنوه طوری نیست اما من نه .حالم بهم می خوره اگه بگن که تو زنی ونامحرم واز این اراجیف .به نظر من اگر فکر نجیب باشه هیچ مشکلی پیش نمی یاد .این حرفها مال کسانی هست که تا با جنس مخالفشون روبه رو می شن وحتی حرف می زنن فوری طرف رو روی تخت مجسم می کنن .
    به خدا من با یه پسره مهاجر افغان ۱۶ ساله که با کشتی وغیر قانونی به ایتالیا مهاجرت کرد راحت ترم تا با بعضی از دوستان وهمکارانم .
    ویولت شما حرفهایی می زنی که باید با طلا نوشت .


  6. سوری در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    راحت از لحاظ همصحبتی وهمفکری .


  7. ناشناس در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    این جوری که رابطه ات رو با امید باز کردی یعنی منظورت اینه که بین تو و اون هیچ وقت رابطه عاطفی شکل نگرفته حتی در حدی که بخواین همو ببوسید؟ اگه نه خوب به نظر من این رابطه الان تو درسته چون تو با هیچ کس نمیخوای رابطه عاطفی برقرار کنی و فقط در حد یه رابطه کاملا عادیه اما اگه غیر از این باشه من اصلا همچین تفکری رو دوست ندارم


  8. گور بابای این جنسیت بازی و غیرت و …حالم به هم میخوره از این بیمارای جنسی همونایی که از حیون کمترن و وقتی اسم رابطه میاد یاد چیز میفتن
    آخه خودشون از چیزم کمترن


  9. طاهره در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    منم درگیرشم درگیر اینکه دوستی فراتره از جنسیت ،و دارم سعی میکنم اینو واسه اطرافیانم جا بندازم که از جنسی و عاطفی نگاه کردن به مسائل فراتر برن ، هدف از دوستی سالم رو توضیح میدم براشون اما…
    مردم اندر حسرت فهم درست


  10. نازنین در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    کامل مثل همیشه.کاملا موافقم


  11. ستاره در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    یک نکته‌ی منفی که من توی پستای شما می‌بینم، لحنِ خیلی تند و غیرحرفه‌ای شماست. الان شما داری کار ژورنالیستی می‌کنی، یعنی وبلاگی که روزی سه هزار تا هیت داره، دیگه یک دفتر خاطرات شخصی نیست.
    شما یک مطلبی رو که در اساس خصوصیه و مربوط به شماست و شاید کسی نتونه درکش کنه، می‌آی یک جای عمومی می‌نویسی و بعدش هم از عکس‌العمل‌ها رنجیده می‌شی و بعد با یک لحنِ بد جواب می‌دی.
    اینا از ارزش کار شما کم می‌کنه.
    شما اگر قصد داری یک مفهوم رو، یک حس و حالی رو برسونی هیچ دلیلی نداره یک خاطره‌ی شخصی رو که ممکنه باعث سو برداشت بشه برای سه هزار نفر تعریف کنی. تصور کن توی یک سالن هستی که سه هزار نفر جمعیت توش نشسته، باز هم پشت میکروفن براشون یک خاطره‌ی خصوصی رو تعریف می‌کردی؟
    این‌جا باید بین خواسته‌ها و انتظاراتت تعادل برقرار کنی، اگر خیلی برات مهمه که یک خاطره‌ی خصوصی رو حالا به هر دلیلی واسه سه هزار نفر تعریف کنی، باید ظرفیت این رو هم داشته باشی که شاید توی اون سه هزار نفر، سی نفرشون کرم داشته باشن(یا حتا بیشتر) و بعد دیگه همچون عکس‌العمل‌هایی نشون ندی از خودت.
    مگه می‌شه که همه‌ی آدم‌های دنیا شعور و ظرفیت داشته باشن و با اخلاق باشن؟ اگه این طور بود، پس این همه جنگ و کشتار دیگه چیه؟
    البته اصولا به من ربطی نداره، ولی پیشنهاد می‌کنم برای این که هم خودتون کمتر عصبی بشید و هم آدم‌هایی که دنبال شر می‌گردن کمتر بیان این‌جا، یک مقدر حال و هوای نوشته‌هاتون رو عمومی‌تر کنید، از ذکر آدم‌ها با اسم خاص پرهیز کنید و سعی کنید به جای تعریف کردنِ خودِ خاطرات و موقعیت‌ها، برداشت‌ها و نتایج و تجربیات رو تعریف کنید.
    و می‌تونید یک وبلاگ خصوصی داشته باشید با یک شناسه‌ی دیگه و آدرسش رو بدین به کسانی که بهشون اعتماد دارید و اون‌جا هر طور دلتون خواست بنویسید.
    در نهایت به من ربطی نداشت، ولی به عنوان خواننده این نظرم بود دیگه
    ___________________________________
    ممنون از نظرت
    روش فکر می کنم مسئله اینجاست که من اصلا به نوشته هام به دید حرفه ایی یا ژورنالیستی فکر نمی کنم و هنوز برام حکم دل نوشته رو داره و لاغیر.


  12. سلام خاله ویلی
    قبلا هم چند بار بهتون گفتم.اگه (مثل آدمهای احمق که پادارن )نمی تونی راه بری خوب از بالهات استفاده کن.پرش زیاد اثر نداره.تلاش کن اوج بگیری.از اون بالا ما ها رو نگاه کن.زندگی رو بهتر درک می کنی. زیاد هم توی مُدِ فیمینیسم نباش.همه آدمها با هر چنسی خوب و بد دارن.


  13. ندا در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    اصلاحیه:
    در مورد کامنت ۷۹ در پست قبلی در خط دوم بین کلمه نظرم و همون
    کلمه ضد جا افتاده است.
    با عرض پوزش معنی اش کاملا فرق می کرد.


  14. شادی در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    #flower #flower #flower #heart سلام ویولت عزیزم
    خانمی شما با یک مرد بیرون نرفتی !
    شما بایک انسان تحصیلکرده و با جنبه و فرهنگ بیرون رفتی .
    جنبه کاری هم داشت شما می خواستین با پزشک مشورت کنید .
    من هم تو زندگی ام شده با یک وکیل مرد برای کار بیرون بروم حتی قهوه هم مهمونش کردم چون کار من بوده ..
    ا
    ببین خواهر گل و بزرگوارم آدم از نگاه اول متوجه میشه طرف چه جوریه و طرز دید و حرکات و رفتارش مشخص میشه
    چشم هیچ وقت به ادم دورغ نمیگه ..
    من کامنت دوستان را خواندم و متاسف شدم بعضی ها جور دیگری نوشته بودن البته من فکر میکنم جنبه شوخی داشته اند ..
    این انسانها تو زندگی ما از جانب خدا سد راهمون قرار می گیرند یک نوع واسطه
    اصلا ؛ بیا با من بریم کافه ویولنا (تو پاسدارانه )اسمش را شاید درست ننوشتم دیروز تنهایی رفتم و برای خودم کافه لاته سفارش دادم دیدم همه دو تا دو تا هستند /یک مجله برداشتم خواندم ..
    اگر میایی بگو /من ماشین ندارم با آژانس میام دنبالم .
    نوکرت هم هستم
    __________________________________
    ممنون از محبتت
    هر موقع احساس کنم که احتیاج به این تنوع دارم باهات تماس می گیرم#kiss


  15. فکر کنم خیلی تند رفتم ! ولی به خدا از ما بعیده که اینقدر تو کار همدیگه هستیم !!! اعتقاداتمونم بهتره واسه خودمون نگه داریم و نسخه نپیچیم واسه همدیگه
    زندگی کن و بگذار زندگی کنند .


  16. حسین در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    این چجور فلسفه ای که تو داری؟ یعنی آدم زنانگیه خودش رو نشون بده اونم بدون هیچ حد و مرزی؟ با هر کسی که عشقش کشید؟به صورت موازی؟ بدون در نظر گرفتن هیچ چیزِ؟ فکر میکنی خیلی عقل کل هستی؟ همه چیز رو میدونی؟ بقیه گمراهن فقط توئی که درست فکر میکنی؟و هر کس بر خلاف نظر تو چیزی میگه بدون اینکه ثانیه ای فکر کنی با شلاق شماتت بنوازیش؟
    __________________________________
    حسین جان این نظرمنه و فکر نمی کنم دانای کل ام و نظرم مطلق
    ولی به خودم حق میدم از نظرم دفاع کنم چون باورش دارم
    حالا تو نوعی که با من هم نظر نیستی حق توهین به من یا دوست هم فکرم رو نداری فقط می تونی من رو به دلیل تضاد فکریمون به عنوان دوست یا عشق یا چه میدونم شریکت نپذیری…فقط همین و نه بیشتر
    این متن به نظر خود من متن تندی نیست و فقط یه اظهار نظره درست مثل اظهار نظرهایی که دیگران به خودشون حق میدن داشته باشن


  17. mitra در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    kheyli khoob neveshti :)


  18. شادی در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    در ضمن ::::
    من وقتی بانک می روم می بینم کارمند خانم برای کارمند اقا اس ام اس می فرسته /از خنده ریسه میره ..تو دلم هم می گویم خوبه بر و رویی نداره این همه داره لاو می ترکونه
    یا تو خود صدا و سیما /جلو چشممون هست مجری خانم با آقا چقدر صمیمی کنار هم می نشینند و صحبت میکنند .
    یا یک معلم خصوصی مرد با یک زن ..
    همه ما انسانیم .
    همه ما والدینمون آدم و حوا بوده .
    ماهواره روشن کنید زن و مرد کنار ساحل دریا ..خیلی راحت /مدارس مختلط ..سوریه بروید /.لبنان /.کویت /دبی .مالزی ..
    ترکیه ..
    باید قلب و نیت پاک باشه .
    اما حریم ها باید حفظ بشه
    من پارسال تو موقعیت بدی بودم . بسیار بد /خواستم خودم رو محک بزنم
    بقیه را خصوصی می گویم
    ……..اینجا درست نیست ….
    راستی اگر قهوه را مایلی برای هفته بعد قرار بگذاریم ..به من نتیجه رو بگو حتما ؛
    به خدا می سپارمت . بوس


  19. ویلی جون اونی که میاد واسه تو غیرت به خرج می ده انقدر شعورش نرسیده هنوز که تو یه زن کامل هستی و البته فهمیده و هنوز نمی دونه یه زن حداقل ده سال زودتر از یه مرد عاقل می شه.
    بعدشم اینی که اومده گفته امید بی غیرته که تو رو آزاد گذاشته اگه امید بیاد بنویسه که با یکی دیگه رفته بیرون اینو واسه تو می نویسه؟
    می دونی چیه مردا همیشه خودشون رو آزاد می دونن و واسه هر کاری که می کنن یه توجیهی دارن
    مطمئن باش اینی که اینجوری فکر می کنه یا می نویسه یا سرشاره از عقده های فروخورده به خاطر محدودیت هایی که براش پیش اومده یا خودش غرقه در هوس بازیهاش و می خواد یه توجیه داشته باشه
    در بهترین حالتش هم یه خشک متعصب بی مغزه که اگه مورد امتحان قرار بگیره و ناخودآگاه با یه جنس مخالف تنها جایی باشه یا شخصی بهش پا بده اونوقته که خود واقعیش رو نشون می ده.


  20. تینا در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    بابام تعریف میکرد چند سال پیش توی یه خیابونی یه خانومی با یه ماشین تصادف میکنه و پرت میشه چند متر اون طرفتر
    میگفت مردم جمع شده بودن و به همدیگه نگاه میکردن.میگفت بخاطر همین خطکشی ها هیچ مردی نرفت جلو تا اون خانوم در حال جون دادنو بلند کنه و به بیمارستان برسونه
    بابام میگفت وقتی رفته اون خانومو بلند کرده و سوار ماشین کرده همه یه جور بدی نگاش میکردن که یعنی آره!
    واقعا مسخره س!


  21. من یک زنم با همه زنانگیم …..
    جلویم را می گیری. با خشونت نگاهم می کنی. دستت را دراز می کنی و مقنعه ام را به جلو می کشی می گویی آفرین اینطور بهتر است…بعد با نگاهت مانتوم را وجب می کنی نه این دیگر نمی شود مانتوی تو نیم بند انگشت از حد مجاز کوتاهتر است باید عوضش کنی…
    بعد می روی به سراغ شلوارم…این مظاهر غرب چیست که به پا کردی؟ چرا جلوی شلوارت پاره است؟ تو رپی؟ باید تعهد بدهی که دیگر اینگونه به خیابان نیایی و الا می بریمت وزرا…
    حالا نوبت صورتم است…وا اسلاما..این همه آرایش برای چیست دختر ؟ مگر به عروسی می روی تازه به عروسی هم اگر می روی نباید آرایش کنی…برای چه ابروهایت را برداشتی مگر تو ازدواج کردی؟ تو در کدام خانواده بزرگ شدی که گذاشتند در این سن و سال موهایت را رنگ کنی؟ تو مظهر فسادی با آن بینی عمل کرده ات. عینکت را ببین…مثلا فکر کردی من نخواهم فهمید که این را برای جلب نظر پسرها می گذاری؟ همین الان اگر دکتر چشم پزشک اینجا بود به تو می گفتم که چشمانت ضعیف نیست و تو فقط به دنبال بی حجابی هستی…وای این را ببین….چرا دستکش دستت نیست؟ چرا ساعت مارک دار دستت است…دختر جان تو مال کدام خانواده … هستی که این چنین تو را … بار آورده اند…و من فقط نگاهت می کنم. باید موهایت را بگذاری زیر روسری و الا باید از ته بزنیشان…تو اصلا از ذات مشکل داری…
    تو خیلی زنی…اندامت خیلی زنانه است…نه نه اینجوری نمی شود. تو باید خودت را تغییر بدهی و الا تبعیدت می کنیم به جایی که هیچ مردی نباشد…
    تو عامل فسادی می فهمی؟ همه بدبختی های این مملکت از توست…
    از تویی که اینگونه راه می روی و لباس می پوشی…تو اصلا نباید زن باشی…باید درشت باشی. باید مردانه راه بروی و مردانه لباس بپوشی و مردانه زندگی کنی …مثل ما…اصلا نباید ظرافت های زنانه ات پیدا باشد…
    دیگر جایی از وجودم را نمی یابی که به آن انگ بزنی پس مقنعه ام را کنار می زنی و فریاد می زنی وا تو اصلا جایت در وزراست راه بیوفت و من نمی دانم پوشیدن یک لباس با یقه هفت آن هم زیر مانتو آن هم زیر مقنعه کجای مردانگی این مردان را به وجد می آورد.
    تو وجودم را می کاوی و من فقط نگاهت می کنم…تو مرا می بویی و با خشم یک سطل آب بر سرم خالی می کنی که من خود خود فسادم…من فقط نگاه می کنم…همین…حرف می زنی داد می زنی تحقیرم می کنی تهدیدم می کنی و من فقط نگاه می کنم…
    دلم می خواهد همین اینجا در همین لحظه خدایی که می گویی هست بیاید به قضاوت بنشیند…حرفهایت تمام نمی شود..از همه وجودم از همه هستیم انگ فساد می زنی انگ بی دینی انگ بی حرمتی انگ بی حجابی…
    حرفهایت تمام نمی شود. و من فقط نگاهت می کنم…وقتی سکوتم را می بینی به وجد می آیی زن فریب خورده که مرا امر به معروف کرده ای و نهی از منکر زن مسخ شده…دستمالی از جیبم در می آورم…به صورتم می کشم…ببین سفید است…هیچ رنگی روی آن نیست که من صورتم را به آن آذین داده باشم…
    این عطر وجود من است نه کنزو لاگست و دیور…این عطر زن بودن من است
    ببین این رنگ موی من است نه رنگ مویی که تو فکر می کنی…مانتویم را ببین هیچ جایی از بدنم را به نمایش نمی گذارد که بدنم را اسیر یک مشت خرافه و حقارت می کند…
    من یک زنم مثل تو او با همه خصایص زنانگی…من آفریده اویم…چه کنم که زنم؟ در خانه حبس شوم؟ وجودم را به تحقیر ببرم؟ برای چه؟ اگر چادر سرم کنم و زیر آن هیچ نپوشم خوب است؟ زن هایی از خودتان دیده ام که لباس های آنچنانی می پوشند روی چادر به سر می کنند آنها خوبند؟
    می دانی همچنس من تو با من مشکل نداری
    تو با زن بودن من مشکل داری…همه جرم من اینست که زنم…یک زن با همه زنانگیش…
    با همه ظرافت های زنانگی…با همه عطر وجود زنانگی…تو مشکلت اینست نه حجاب من نه یک تار موی من نه دستان بدون دستکشم…
    می دانی مشکل تو اینست که مسخ شدی…مسخ یک مشت مرد
    …مردهایی که خواستند و خواستند و خواستند که حکومت کنند…که ریاست کنند…که زن را این موجود لطیف را در پستو های خانه حبس کنند…می دانی زن مسخ شده تو ابزاری…تو آلت دستی برای ریاست آنها…اگر همسرت یا بهتر است بگویم مردت را فردا با زنی دیگر ببینی نمی توانی اعتراض کنی چون خودت چون خود خودت این حق را به او دادی که تحقیرت کند و به اسارت بردت…
    تو مادری ولی به فرزند یعنی به فرزند پسرت این اجازه را می دهی که تو را به اسارت خانه بکشد…باور کن یک تار موی من یا بوی عطر من یا رنگ لبهای من باعث فساد نیست…باعث بی حجابی نیست…دنبال فساد در جایی بگرد که خود عامل فساد است…من عامل نیستم…
    مــن زنــــم…یک انسان…یک آفریده خدای تو…درست مثل تو…ولی معتقدم به حق انتخاب به آزادی و به حقوق برابر…
    من معتقدم به آزادی و تو معتقدی به اسارت…خوب وجودم را گشتی ولی هیچ نیافتی که نشانی از بی شرمی باشد…تو مشکل با وجود من است…با رنگ وجودم با عطر وجودم با طرح وجودم نه با نوع لباسم و نوع آرایشم…
    ولی این را باور کن که من یک زنم با همه ظرافت های زنانه و با همه حقوق انسانی…نمی گویم به من احترام بگذار…می گویم به خودت به زن بودن خودت احترام بگذار…همین…
    حالا کجا باید برویم؟
    حرفهایم تمام می شود …تو می روی و زن دیگری می آید…و باز بازی از نو…


  22. نرگس در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    ویولت جان من خیلی به وبلاگتون سر می زنم…اما شاید یکی دوبار کامنت گذاشته باشم.
    متنی که دوستتون نوشته بودن، بهترین متنیه که آدم میتونه از یک مرد داشته باشه، و باور کنید کمتر مردی این چیزها رو می فهمه.
    البته مطمئنم که کمتر زنی هم مثل شماست.
    این جوابی هم که دادید عالی بود :دی
    مخصوصاً قسمت آخرش.
    خوب باشید.


  23. ببخشید امید کیه؟ شرمنده که من همش سوال میپرسم.
    در مورد پستتم باهات موافقم… نمیفهمم چرا بعضی ها نمیتون این چیزا رو درک کنن! بس که ذهن خودشون منحرفه!


  24. شادی در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    بحث رو عوض کنیم ویولت جان /کمی بخندیم .
    یک مسافر تینجر امریکایی داشتیم .شلوار لی پاش بود من دیدم ای وای ! کنار زانوی شلوار جینش پاره است .به او گفتم دربیار من برایت می دوزم .
    گفت /نه . مد است ..
    ببین من از پشت کوه امدم .
    این مدها چیه /شلوار پاره و این حرفها ..
    البته الان از مد افتاده /۴ سال پیش مد بود
    ——————-
    یک پست جدید بگذار .. بی خیال خانمی …
    شمس العماره را ببین /دختره چه بیحیاست مستقیم تو چشم پسرها نگاه میکنه …من که یک زنم روم نمیشه به چشم یک مرد نگاه کنم ..
    همه مردها رو داره تست میکنه ././
    سریال خوبیه .. من بازیگر ها رو دوست دارم
    سایه سبز لیلا هم خیلی قشنگه /.
    مگه نه ؟


  25. محمد رضا ~.~ در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    سلام / خواهر
    منطق حکم میکنه ملت گفتمان داشته باشند
    و به نظرات و عقاید هم احترام بگذارن
    پست هاتون خواندنی س
    ولی تصور میکنم جلوی مانیتورم ناراحتی و اعصبانیت شما رو حس میکنم
    و این برای شما خوب نیس چون اولا و از همه مهمتر روی شما و هم خوانندگان تاثیر میذاره
    سرافراز باشید


  26. گیتی در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    خیلی جالبه واقعا … وقتی این جور بحث ها تو وبلاگ ویولت پیش میاد بیشتر از اینکه از دری وری های افراد کم مایه ای که میان دری وری میگن تعجب کنم از عبارات کسانی که میان می نویسن: «وای ویلی… چرا عصبانی شدی… وای چرا لحنت تند شد…. چرا اینجوری جوابشو دادی … » حرص می خورم… انگار یادمون می ره و مدام نیاز به یادآوری داریم که وبلاگ یک صفحه خیلی شخصی است. اینو حداقل ماهایی که ادعای وبلاگ خونی داریم باید بدونیم. … و تو این صفحه شخصی نویسنده نوعی می تونه از حس هاش؛ خواسته هاش؛ اتفاتات روزمره زندگی اش بنویسه…. اونی رو که دلش می خواد می گه و هرجوری که دلش می خواد حرف می زنه (البته با حفظ حرمت مخاطبُ که تو این یه مورد مو لای درز برخورد و جواب های ویولت نمی ره.. و در جواب بدترین و زشت ترین عبارات و اظهارنظرها هم هیچ وقت از دایره ادب خارج نمیشه … و اینو همه خوب می دونن) ….بنابراین هر آدم وبلاگ نویسی – حتی وبلاگ نویسی به معروفی ویولت هم تو وبلاگش اونجوری که دلش می خواد زندگی کنه و می کنه رو به تصویر می کشه…. حالا یه افرادی این وسط پیدا می شن که نمی دونم به چه دلیلی خیال می کنن که مادرخونده عالم و آدم هستندُ و حق فضولی دارن؛ حق اظهار نظر که نه البته حق تعیین و تشخیص اظهار خوب و بد از نظر خودشون رو دارن (منظورم کسانی است که میان و حرفای توهین امیز می زنن و این روزا دیگه به جزئیات رابطه امید هم وارد می شن و از طرف اون هم داوری و اظهارنظر می کنند)… بعد این کار خطیر فضولی کردن را با یه حالت کنجکاوی و فضولی صرف هم انجام نمی دن… بلکه به کریه ترین و زشت ترین و توهین آمیزترین شکل ممکن انجام می دن… بعد فردی که صاحب و مالک این صفحه است میاد و در حالی که هیچ ضرورتی باز وجود نداره اما با بزرگواری و سعه صدر خاص خودش برای من مخاطب نوعی توضیح می ده و فرایند بعدی رو هم تحلیل می کنه… عصبانیتش رو میگه … آقا!!! اصلا داد می زنه… صفحه شخصی خودشه دلش می خواد گاهی توش داد بزنه… اتاق خودشه… خونه خودشه… بعد ما میایم و هی می گیم… ویلی چرا عصبانی شدی … ویلی خیلی تند جوابش رو دادی…
    بابا یه بار هم معترض این آدم های اسکولی بشیم که این دری وری ها رو می گن… معترض آدمی باشیم که بدرفتاری کرده… نه کسی که معترض بدرفتاری شده…
    وبلاگ صفحه روزنامه نیست که یکی از دوستان گفته که شما داری کار ژورنالیستی می کنی و وبلاگ صفحه شخصی نیست…
    نه عزیزم… وبلاگ صفحه ای کاملا شخصی است و صفحه روزنامه نیست و خوانندگان و مخاطبان نیستند که تعیین می کنند که نویسنده چی بنویسه و چه جور بنویسه… ولو اینکه سه هزارتا که هیچ ۳۳ هزارتا خواننده روزانه داشته باشه…
    ….
    ویولت جونم… ببخش زیاد وراجی کردم… دیگه دست خودم نبود… اگر اذیتت می کرد پاکش کن…
    ….
    ضمنا سوغاتی ات هم فکر کنم که بعد از ۴ ماه تو کشو انتظارکشیدن دیگه همین روزاست که موهای من بی وفا رو لاخ لاخ بکنه….
    ___________________________
    چقدر خوبه که آدم حرفهاش رو از دهن یکی دیگه بشنوه
    حتما یه قرار میذاریم همش تقصیر تو نیست منم اینروزا تنبلم


  27. مرضیه در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    ملت یه کم زبون نفهمن دیگه… .
    به نظر من غیرت به این نیست که آقا امید اینجوری باشه… .
    ۲ تا انتقاد هم دارم ( که می دونم تو جواب کامنت من رو نمی دی میگم ها)
    یکی اینکه یه جورایی زود کلاهت با بچه ها می ره توهم و یکی هم اینکه خشن رفتار می کنی… خشن بودن یه وقتا لازمه ها… ولی نه تو این محیط… .
    ببخشید ولی من آدم رکی هستم… شرمنده اتم به خدا ویولت حون….


  28. مرضیه در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    جون رو اشتباه نوشتم… شرمنده#blush #blush #blush


  29. سونیا در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    با گیتی به شدت موافقم
    همیشه همین جوری باش ویولت
    خود خودت


  30. افسانه در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    خوشم اومد. این متن اصلن خشن نیست بلکه صادقانه و پراحساس نوشته شده. احساسات مثبت.
    از توضیحاتی که درباره لاتین ننوشتن کلمه ی ارکت دادی هم خیلی کیف کردم. کار خوبی کردی#kiss


  31. سونیا در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    من به این نتیجه رسیدم که در اکثر موارد
    منتقدینت دارن از حسادت می ترکند
    و استدلال های درستی ندارند#sick


  32. افسانه در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    یکی تعریف میکرد در یک تصادف رانندگی یه زنی مجروح و بیهوش شده بوده کف خیابون. مردها دورش حلقه زده بودن و نگاش میکردن و کاری دیگه نمیکردن. مقداری از سینه ی زن مجروح لای لباسش قابل مشاهده بوده! خدا رحم کرده که چند تا بودن لابد اگه هر کدومشون تنها بودن بهش تجاوز هم میکردن. البته مسلمه که همه ی مردها اینقدر پست نیستند.


  33. سارا در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    پست قبلیت رو خوندم اومدم کامنت بزارم که دیدم نمیشه. باید بگم که واقعا عالیبود. محشر بود. برای اونایی هم که غیر مسائل جنسی به هیچ چیزی فکر نمیکنن هم متاسفم


  34. سارا در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    ویولت جان خیلی ناراحتت کردن اینا.
    تو انقدر بزرگ هستی که به این حرفها اهمیت ندی. و اینقدر ظرفیت بالایی داری که حتی کامنتینگت رو هم باز گذاشتی.
    بهتره یه کم درس بگیرن.
    امیدوارم با دوست جدیدت تجربه های خوب و شایسته دوستی رو داشته باشید و داستانتونو اگر گفتنی بود نقل کنی و من مشتاقانه دنبال میکنم هرچند مثلا دارم برای کنکور میخونم#grin


  35. melikbaba در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    دوست گرامی ، تجربه ای که نوشتی نتیجه برون ریزی بلاتکلیفی آدم ها با خودشونه . قبل از اونکه این آدم یا هر کس دیگری بخواد دیگری را قضاوت کنه ، با خودش مشکل داره . ازش بپرسی ، یا نه درست ترش رو بگم خودش از خودش بپرسه نمی ئونه که دنبال چی هست . این نتیجه اعتقادات جماعتیه که برای هر چیزی دیگران باید براش تصمیم بگیرند که چه چیزی درسته و چه چیزی درست نیست .
    شاد زی


  36. فردا دیر است... در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    قشنگم سلام
    این یک بینش عمیق روانشناسی است : اگر فردی به شما ناسزا بگوید , موقعی به او عکس العمل نشان خواهید داد که نا خود اگاه احساس کنید راست میگوید . اگر حس کنید که مطلقا اشتباه می کند , آن وقت میتوانید به او بخندید . اگر کسی نزد شما بیاید و به شما بگوید که از لحاظ جنسی ناتوان هستید ناراحت میشوید , اما فقط موقعی که این ناتوانی را در خود احساس کنید , و گر نه چنین چیزی رخ نمیدهد . فقط اگر نکته بیان شده به یک جای مخفی در وجودتان زخم بزند ان وقت است که عکس العمل با ان همراه خواهد بود . بنابراین همه ان نکته بیان شده را سبک و سنگین کنید و اگر حق با اوست متشکر باشید .
    روانشناسی نوین میگوید که ذهن انسان به دو قسمت تقسیم شده : بخش کوچکی که اگاهی است و بخش بزرگی که نا اگاهی است . من نسبت به بخش ناخوداگاه خود وقوف ندارم , اما هر کسی که با من در تماس قرار میگیرد شروع به شناختن ان میکند , زیرا این بخش نا آگاه از طریق رفتار , کردار , و بیان من خود را نشان میدهد . ضمیر ناخوداگاه توسط هر ان چیزی که من انجام میدهم خود را ابراز میکند .
    این خود تبدیل به یک مشکل میشود , مشکلی عمیق . شما از طرز فکر , خواستهای عمیق , و محدودیت های عمیق خود اگاه نیستید , اما بقیه از ان با خبر میشوند . در نتیجه بیاموزید که در مورد اتفاقات , بر خورد تحلیلی داشته باشید . اگر کسی از دست شما عصبانی شد , وضعیت را تحلیل کنید ; شاید حق با او باشد . ان وقت شما از بخشی از ضمیر ناخود آگاهتان مطلع میشوید , بخشی که از ان اطلاع نداشتید . چه بسا ممکن است تا حدی حق با او باشد و یا نه – این راه سوم است . اگر تا حدی حق با او بود , شما هم از او ممنون باشید و از قسمت اشتباهش ناراحت نشوید . اگر کاملا بر خطا بود , پس اظهارات او ربطی به شما پیدا نمیکند . این مشکل خود اوست


  37. هم خنده م میگیره و هم خجالت میکشم از این طرز تفکر احمقانه ای که خیلی از آدمها تو اون جامعهء بیمار دارن.چرا اینجا اینطوری نیست؟چرا اینجا تا اسم یه زن و یه مرد میاد همه فکرشون به رختخواب کشیده نمیشه؟راست میگن کافر همه را به کیش خود پندارد ویولت.خوشحالم از اینکه هیچکدوم از این مزخرفات روی تو و کاری که میکنی اثر نمیذاره.حرصم نخور#kiss


  38. ناجی در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    قربون اون دهنت#kiss


  39. MaN در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    بانو ویولت سلام
    #flower
    اکثر مردهای مملکت ما رو کسی بهشون یاد نداده که رابطه با جنس مخالف حتما نباید رابطه س.ک…. باشه و بخاطر همین ذهن آلوده نمی تونن یک رابطه بدون درگیری جنسیتی رو قبول کنن و انسانیت این وسط گم میشه و اون دسته ای هم که این مسئله براشون حل شده انگ بی غیرتی می خورن.متاسفانه


  40. بی نام و نشان در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    #۲۰ | تینا جون کسیکه تصادف کرده آدم نباید تکونش بده عزیز خطرناکه و باید فوری آمبولانس صدا کرد ولی حرفت درسته من در خبری خوندم که برادرانی اجازه نداده بودن مامورین اورژانس بخواهرشون کمک کنه مبادا دست نامحرم به دختر بینوا بخوره آخه آدم چه مغز کثیفی باید داشته باشه !!! چه مزخرفایی تو مغز مردم میکنن و چه شستشوی مغزی میشن !!!
    اما لحن عصبانی???!!! منکه چیزی حس نکردم, بیخود نیست میگن ایرونیها موشکافن !!!
    واقعن ها جالبه چطوری بعضیا خیلی دلسوز مآبانه میخوان تلقین کنن که عصبانی هستی و بدتر آدمو عصبانی میکنن بهرحال من البته با گیتی موافق موافقم


  41. Ameh Khanoum در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    ببخشید, دوستی تو کامپیوتر من برای جای دیگه کامنت گذاشته منم هی یادم میره این اسم ” بی نام و نشان ” عوضش کنم حالا درستش کردم بهرحال ببخشید


  42. Ameh Khanoum در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    در ضمن ویولت جان کامنتدونیت مستقیم باز نمیشه , یعنی یهو بیخودی بسته شد و دیگه باز نشد اصلن ناپدید شد, مجبور شدم با لینک جدا بازش کنم


  43. شایان در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    من هم با اونهایی که میگن تو جنده ای مخالفم چون تو جنده نیستی#smile
    ___________________________
    خوبه که اسمت رو از موسوی برگردوندی به یه مهمل دیگه
    چیه احساس بزرگی می کنی کلمات رکیک بکار ببری؟ بَبر که عقده ایی نشضی


  44. ملیکا در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    کسایی که تنها از این بعد نگاه میکنن حتما خودشون مشکل دارن زیاد به دل نگیر#kiss


  45. ساغر در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    فقط خواستم بگم با این نوشته هات کیف میکنم. تو واسه این جامعه خار تو چشمی. واسه همین مزخرف می گن که عصبانیت کنن .
    بی خیالشون شو


  46. شادی در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    میدونی افتخارم چیه
    هرگز به ذهنم خطور نکرده که مردی میتونه بهم تعرض کنه
    و هیچ مرزی برای زن و مرد قایل نشدم
    با اینکه تازگیها ذهن دیگران رو میخونم اما از حضور هیچ بشری واهمه نداشتم


  47. niki در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    ویلی من دیروز خوندمت هیچی هم نگفتم چون فکر کردم اگه خودت دوست داشته باشی بیشتر می گی ،قضاوتت هم نکردم اما قبول کن با اون روحیه خاص و جنگنده و پر شهامتی که تو داری آدم قلقلکش میاد بفهمه این طرف کیه.من خودم امروز بدو بدو اومدم که ادامه جریان رو بخونم دیدم به به گردو خاک کردی ،اولش ترسیدم چیزی بنویسم …..اما سخت نگیر
    از حرف کسی هم دلگیر نشو.اگه هم بهت توهین میکنند بدون از لجشون هست که دوست دارند مثل تو باشند اما به هزار و یک دلیل نمی تونند
    شاد باشی و پاینده


  48. تـــــرانه در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    من این بحث هاتو خیلی دوست دارم چون آدم می تونه خیلی چیزها از لا به لاش یاد بگیره.. چرا اینا نمی خوان دیدشون رو عوض کنن؟ کی می خوان یه چیزه جدید یاد بگیرن.. از کی می خوان یاد بگیرن.. مگه بده تو می نویسی و ما هم یاد می گیریم.. مگه بده آدم تجربه های دیگرون رو بخونه و تو زندگی به دردش بخوره.. ای بابا آدم نمی تونه دو کلوم حرف حساب بزنه..
    نمی خوام چاپلوسی تو بکنم اما اگه روزی ببینم که دیگه ازت چیزی یاد نمی گیرم میرم و پشت سرمو هم نگاه نمی کنم..
    ویولت خیلی چیزها هست ما نمی تونیم این جور رک و راست تو زندگی عادی بپرسیم و جواب بگیریم اما اینجا تو این شجاعت رو داری که بنویسی و ما هم بخونیم و بیاموزیم..
    این دفتر چه خاطرات هر چند هم خصوصی باشه اگه بقیه دوست نداشتن نمی ا ومدن که بخونن اما دارین می بینین که روزانه چند هزار نفر میان .. ویولت بنویس تا من و امثال من همیشه به یادت باشیم به خاطر درس هایی که اینجا بهمون یاد دادی.. یه معلم سخت گیر ی که بی چشم داشت به دانش آموزاش درس یاد میده..
    هر کی هم خوشش نمیاد به سلامت ..


  49. akheyazizam در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    #flower


  50. akheyazizam در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    نوشته هات خیلی به درد بخوره دوست داشتم منم میتونستم تو بحثا شرکت کنم اما چیزی برای گفتن ندارم
    فکر میکنم وبلاگت واقعا انسان سازه
    حیفم اومد ابراز وجود نکنمو بیام بخونم برم
    نمی خوام اسمم تو یادت نمونه
    همیشه بهت سر میزنم
    اما چراغ خاموش


  51. یاد یه چیزی افتادم … خاله ی من همراه با همسر و بچه هاش تو یکی از جاده ها چند سال پیش تصادف کرد و با ماشین رفتن ته دره … خیلی اوضاع وخیمی داشتن ولی بهوش بودن … تو اون وضعیت چند نفر از محلی های اونجا پیداشون می کنن و می خوان که از لای درو پیکر ماشین بکشوننشون بیرون اما هیچ کدوم به خاله ی من دست نمی زنن … خاله م میگه آقا دست منو بگیر … میگن شما خانومی و نامحرم … تا اینکه شوهر خاله م با همون حال نیمه جونی که داشته میگه زنمو نجات بدین من راضی ام .
    می دونی ویولت از بین بردن طرز فکری که لعاب تعصب و غیرت هم به خودش گرفته کاره یه روز دو روز نیست … این حرفا سالهاس که با گوشت پوست این مردم عجین شده و شاید هیچ وقت تو این جامعه ای که ما داریم توش زندگی می کنیم از بین نره .


  52. زهرا در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    یه روز توی شرکت یکی از خانم ها تشنج می کنه و حالش بد می شه.رفتم دیدم همه مردهای اون طبقه دورش عزا گرفتن و نگاهش می کند در حالیکه بیمارستان کسری ۵۰ متری محل کارمونه.مدیر عاملمون (مذکر هست)تا فهمید اومد بغلش کرد و بردش بیمارستان یه داد هم سر بقیه مردها زد.


  53. سهیل در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    حذف شد


  54. نساء در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    بعضی از کامنت گذارا موقع تقسیم شعور احتمالا توو صف رو بودن. رو که رو نیست سنگ پای قزوینه.
    کاش حداقل شعور داشتین که اینقدر وقیحانه اینجا کامنت نذارین


  55. میم.صاد در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    درود
    امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام فرموده اند :
    خطبه : ۷۹
    و من خطبة له (ع) بَعْدَ فَراغَه مِن حَرْب الجَمل
    مَعاشِرَ النَّاسِ، إ نَّ النِّسَاءَ نَواقِصُ الْإِیمَانِ، نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ، نَوَاقِصُ الْعُقُولِ، فَاءَمّا نُقْصانُ إِیمانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاَةِ وَ الصِّیَامِ فِی اءَیَّامِ حَیْضِهِنَّ، وَ اءَمَّا نُقْصانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَاءَتَیْنِ کَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ، وَ اءَمّا نُقْصانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَى الْاءَنْصَافِ مِنْ مَوَارِیثِ الرِّجالِ فَاتَّقُوا شِرارَ النِّسَاءِ، وَ کُونُوا مِنْ خِیارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ، وَ لا تُطِیعُوهُنَّ فِی الْمَعْرُوفِ حَتّى لا یَطْمَعْنَ فِی الْمُنْکَرِ.
    ترجمه :
    خطبه اى از حضرت (ع ) پس از فراغت از جنگ جمل
    اى مردم ، بدانید که زنان را ایمان ناقص است و بهره مندیهایشان ناقص ‍ است و عقلهایشان ناقص است . اما ناقص بودن ایمانشان از آن روست که در ایام حیض از خواندن نماز و گرفتن روزه معذورند و ناقص بودن عقلهایشان ، بدان دلیل است که شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد است و نقصان بهره مندیشان در این است که میراث زنان نصف میراث مردان است . از زنان بد بپرهیزید و از زنان خوب حذر کنید و کار نیک را به خاطر اطاعت از آنان انجام مدهید، تا به کارهاى زشت طمع نکنند.
    #applause #applause #applause
    این حرف معصوم است و اشتباهی در کارش نیست پس لطفا ل.ا.ل شو #worried
    ببخشید اگر خواستید حذفش کنید#winking
    پاینده ایران#flower


  56. سینا در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    ویلی عزیز، من در تمام عمرم سعی کرده ام که این مرزها رو برای خودم بردارم و انسانها رو به زن و مرد طبقه بندی نکنم. همیشه هم هدف سهام ملامت بوده ام:
    - چه در بچگی وقتی که با دختر بچه ها هم مثل پسر بچه ها دوست و هم بازی می شدم.
    -چه در زمان دانشجویی که جزء معدود پسرهای دانشکده بودم که با دخترها سلام و علیک داشتم
    -و چه حالا که چند دوست مجازی مونث دارم.
    من ملامتها رو می شنیدم و می شنوم ولی نمی تونستم و نمی تونم که بایک دوست خوب فقط به جرم اینکه مونث است قطع رابطه کنم. نمی تونم ۵ سال هر روز همکلاسی مونثم رو ببینم و سلام نکنم. نمی تونم خبر فلان امتحان یا موضوع مهم را به همکلاسی مونثم ندم (در حالی که مطمثنم از کس دیگری نخواهد شنید) و…
    به هیچکس هم نظر سوء ندارم. حداقل خود تو به عنوان یک دوست مونث مجازی من می تونی این رو شهادت بدی.
    ولی با همه این احوال قبول دارم که آدمها تفاوت زیادی دارند و نمیشه حکم کلی برای همه صادر کرد. من و تو میتونیم دوستی پاک و سالمی با جنس مخالفمون برقرار کنیم ولی خیلیا نمی تونن. نظر من و تو پاکه ولی خیلی وقتا نظر طرف مقابلمون پاک نیست (البته این تیکه رو فقط با تو بودم.یه خانم خیلی باید بد سلیقه باشه که به من نظر سوء داشته باشه #grin )
    در مورد کمک خواهی و ارکشن (!) هم باید عرض کنم متاسفانه کم نیستند مردانی که در اینطور موارد نهایت سوء استفاده رو از گرفتاری و استیصال آن خانم بیچاره می برند. نمونه هاش زیاده و من فقط به عنوان نمونه به ماجرای دختر بیچاره ای اشاره می کنم که ربوده شد و در بیابان مورد تجاوز قرار گرفت. بعد با بدبختی خودش رو به نزدیکترین جاده رسوند و از ماشینهای عبوری کمک خواست. یک ماشین با چند سرنشین ایستاد و خلاصه یک سری هم اونا بردن بهش تجاوز کردن (این ماجرا رو چند سال پیش در روزنامه خوندم)
    #flower #flower


  57. شیرین در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    هووووم من از یه ادم محترمی شنیدم که میگفت هر کس که فعالیت( #sad دقیقا یادم نیست گفت ژورنالیستی یا سیاسی یا… اما من برداشت کردم که به نویسنده هام میخوره)میکنه در واقع اعلام میکنه که حاضر به شنیدن نظرات دیگران هم هست.
    در واقع خصوصی وقتیه که تو دفتر خاطراتت بنویسی به هیچکس هم نشونش ندی.اما وبلاگو داری برای مخاطب مینویسی اگه نظر و عکس العملشونو نمی خواستی که عمومیشون نمیکردی.تو خودت راجع به امید نوشتی وگرنه خواننده که امید و نمیشناسه.راستش من کسانی رو که از امید سوال میکنن سرزنش نمیکنم چون خودمم چند بار راجع بهش سوال به ذهنم اومد اما نپرسیدم.مطمینم برای خیلی ها هم سوال پیش میاد اما نمیپرسن.به نظرم باید مخالف بود با کساییکه نا خوداگاه با ازادی و بیان و نوشتن مخالفن:خانوم ویولت چرا راجع به این مسایل مینویسید.
    نباید مخالف بود با کسایی که به نوشته ایراد میگیرن.
    دوستان ناراحت نشید اما به نظرم عوض اینکه به این افراد در وبلاگ ویولت ایراد بگیریم باید به افراد متملق ایراد بگیریم.
    اگه نیایم نظرمونو راجع به خوب و بد بگیم پس راجع به چی بگیم ؟خود ویولتم داره نظرشو میگه. وقتی یک کسی تو وب نظر میده یعنی داره با افراد بیشمار نظرشو رد و بدل میکنه.وگرنه دیگه کامنتدونی واسه وبلاگ در نظر گرفته نمیشد.
    و در نهایت به نظرم شخصی با خصوصی فرق داره.


  58. افسانه در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    من همیشه میگم زن مال خودشه حتی بعد از ازدواج . ولی منظورم خود خواهی نیست ها


  59. اسما در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    ویولت جان سلام……
    غرض از مزاحمت اینکه امروز یکی از بچه ها اون فایل صدای شما رو تو موبایل من شنید و ازم خواست که براش بلوتوث کنم.بعد اینکه اینکارو کردم یادم افتاد که باید ازتون اجازه میگرفتم.بهش گفتم که به کس دیگه ای نده تا من از شما اجازه بگیرم.
    اگه راضی نباشین بهش میگم پاک کنه….ممنون.
    ___________________________________
    اگه خودت بهش مطمئی که آدم سواستفاده گری نیست من مشکلی ندارم#smile


  60. emma در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    mibinam ke baz ab roghan ghati kardi


  61. ماریه در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    #flower


  62. ملیکا در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    سهیل یا سارا یا هر جانورناشناخته ای که هستی از حرفات معلومه اینقدر توی بچگی ازت استفاده بی رویه شده که حالا عقدهاش در سن پیریت زده بالا البته نمیتونم بگم برو خودت رو درمان کن چون ازسنت گذشته ودیگه راهی به جز دار زدن خودت واست نمونده#rolling


  63. Ameh Khanoum در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    بنظرم خاطرات در باره خانمائیکه بهر علتی حالشون بد ه و آقایونیکه فقط وایمیاستن به تماشا داره زیاد میشه عجیب برای من اینه که هیچکسم نه به بیمارستان زنگ میزنه نه آمبولانس , نه اورژانس, هیچی تا بالاخره مرد ا ز جان گذشته شجاعی پیدا میشه برای کمک کردن !!!
    میشه چنین چیزی ?! تو ایران تلفن اورژانس وجود نداره?
    __________________________________________
    نه فرهنگش مثل خیلی چیزهای دیگه جا نیفتاده
    به اضافه اینکه مردم به خودشون بیشتر اعتماد دارن تا اورژانس و پلیس و…


  64. خیلی ساله پیش چیزی شنیدم از امام خمینی که این نوشته ات منو یاده اون انداخت
    میگن امام تویه دوران طلبگی یه روز دمه سحر واس وضو میره تویه دستشوییه حوزه یا چه میدونم جایی که بوده و در حینه رفتن میبینه که یکی یکی طلاب از دستشویی با عجله میان بیرون و زیره لب استغفرالله میگن و انگار جن دیده باشن فرار میکنن .
    امام وارده دستشویی میشه و میبینه یه زن پا به ماه ( که به ظاهرهش میخورده بد کاره هم باشه ) تویه دستشویی افتاده و از درد تویه خودش میپیچیده .
    ظاهرا نزدیکه زایمانش بوده . طلاب یکی یکی به امام میگن بیا بیرون این زن نجسه و ….
    امام ولی عباشو درمیاره و زن رو میپیچونه تویه عبا و از دستشویی میاردش بیرون و میبردش بیمارستان .
    بعدها وقتی ازش میپرسن چرا اینکار رو کردی میگه گ این زن نیاز به کمک داشت . شرط آدمیت نیست ولش کنی به امون خدا . )
    و سوالی برام ایجاد شد همون موقع :
    واقعا یه همچین آدمی انقلاب میکنه و نظامی رو پایه ریزی میکنه که بعد از خودش به اسم دین و ایمون اینجوری با مردم رفتار کنن؟


  65. یه دوست در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    ویلی جون قصد ناراحت کردنت رو ندارم اگه امید روت تعصب بخرج منیده علتش اینه که به شما به چشم یه رابطه موقت وسرگرمی نگاه میکنه (بدلیل شرایط بیماریت )وگرنه اگه سالم بودی وشرایط ازدواج رو داشتی میدیدیچطوری روت تعصب بخرج میده تا فقط مال خودش باشی از حرفای من ناراحت نشو ولی حقیقت تلخه.از حالا خودتو اماده کن تا ضربه روحی نخوری وجدانا تو خودت روی جفتت تعصب بخرج نمیدی؟این قسمتی از قوانین طبیعت توی ذات بشره تا نژاد قوی وخالص بدست بیاره.شاد وپاینده باشی
    ______________________________________
    آره دوست عزیز! شما درست می گی!
    منم تو توهمات خودم غرقم و سعی می کنم واقع بین باشم تا با منطق شما جور در بیاد#grin…ممنون ازراهنماییت
    یه چیز دیگه، می خوای باور بکن یا نکن من مجددا به این باورِ تشکر از مریضی ام افتادم که هیچ مرد غیرتمندی! من و بعنوان شریک زندگیش انتخاب نمی کنه…خدایا شکرت


  66. یه دوست در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    تصحیح شماره ۶۵ خط دوم (اگه امید روت تعصب بخرج نمیده)


  67. Ameh Khanoum در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    میدونی ویولت جان آخه اینجا به کسیکه تصادف کرده یا سرکار یا تو خیابون حالش بد بشه امکان نداره دست بزنن, مسئولیت داره, فوری اورژانس صدا میکنن میدونی تازه جائیکه من هستم همچین ناف تمدن و پیشرفته نیست واسه همین خیلی تعجب میکنم حالا بعضی ممکنه فکر کنن اداست یا مسخره میکنم ولی نه بخدا , با وجود خبر داشتن و شنیدن , خیلی چیزا برام ملموس نیست بهرحال مرسی عزیزم ازینکه هراز گاهی با توضیحات روشنم میکنی


  68. ویولت عزیز شما که با آمار بالای سایتت و مدت زیادی که می نویسی دیگه باید از این دست کامنتها زیاد دیده باشی و خوب بدونی بعضی کامنتها رو باید با یه پوزخند پاک کرد و ریخت دور.مهم حس و تصمیم خودته نه نظر و حکم دیگران و مطمئنا امید هم نیاز به راهنمایی کسی اونم یه خواننده غریبه نداره
    ________________________________________
    نه من دیلیت نمی کنم و سعی می کنم با جواب دادن بهشون فرهنگ سازی کنم


  69. Ameh Khanoum در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    معمولن عادت ندارم اظهار نظر درباره این مسائل بکنم ولی این داستان آنارام دیگه تموم بود ! عزیز این داستان تو خیلی کپیه کجا شنیدی?
    آره عزیزم بعد سالیان بعد میگه صدها نفر بیگناه رو اعدام کنن !!! بابا دودوتا چهار تاست حساب کن زمان طلبگیه “امام” چه سالی بوده و در کجا و چه زمانی !?


  70. آبان در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    ویولت نازنین بعد از مدت ها که میخونمت و تحسینت میکنم تو سکوت ، امروز دیگه بی طاقت شدم از چیزایی که تو شنیدی از نمیدونم کی و به صرافت “انسانیت گم شده “افتادی.
    باور کن تصور اینکه یه آدمی که میدونه “وبلاگ ” چیه!! اینقدر کوتاه فکر باشه که از یه بیرون رفتن ، از یه دوستی نو پای ساده این جور برداشت های خاص!!! بکنه هم برام سخته. عزیزم این چیزی که تو میگی انسانیت گم شده به نظر من حتی “همین ” هم نیست، هیچی نیست ،اصلا اگه شما به من گفتی” مخاعورب” یعنی چه من هم میپذیرم که اون افراد با افکار کوتاه چیزی به اسم انسانیت داشتن که “گم” شده…


  71. آبان در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    بعد دوستان میشه یکی به من بگه “خطر داشتن یه مرد برای یه زن “یعنی چی؟ مطمئنا نباید توضیح بدم که این پرسش را دارم از متن یه رابطه ی دو طرفه مطرح میکنم. رابطه ای که دو نفر خواستن، شروعش کردن وادامه اش میدن و البته هیچ چیزی جز زمان نمیتونه در مورد درست یا غلط بودنش قضاوت کنه…چقدر “خود ” بودن سخته این روزا و من بهت تبریک میگم ویولت که ” خود”ت رو همیشه ارزشمند ترین چیز میدونی..
    ___________________________________
    ممنون از تبریکت ولی این همون چیزیه که دوستان! دیگه به خریت تعبیرش می کنن


  72. آبان در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    نکته ی ناراحت کننده اینه که(ببخشید من خیلی هیجان زده ام هایپروربال شدم) حتی تمام کسایی که کار تو رو تایید میکنن هم تفکرات جنسیتی رو کنار نذاشتن : استفاده ازواژه های مثل مونث ،مذکر، جنس مخالف، دوستی پاک! … زن و مرد هردو انساننند با تفاوت های انکار نشدنی. رابطه اونا توسط خودشون تعریف میشه . در اینکه متاسفانه مردها گاهی درک درستی ازشرایط ندارند و به اصطلاح پاشون رو از گلیمشون دراز تر میکنن بحثی نیست ولی کدوم یکی از شما ” چند تا مرد بد پیله” تو زندگی اش دیده؟ غیر از اینه که وقتی بهشون میفهمونی که” اشتباه گرفتن” خیلی سریع تغییر مواضع! میدن؟ باور کنین .حتی میشه به مردی که تو خیابون جلوتون ترمز میکنه با لبخند و مودبانه بگین” آقا تشریف ببرین”
    دیگه اینکه موندم چرا همه ص.ک. ص رو تابو میدونن؟ نه زن مغبونه نه مرد وقتی هر دو بخوان با هم باشن. ما زن ها گاهی از یه رابطه چیزی فرا تر از لذت طلب میکنیم و خوب ،بهش نمیرسیم و واویلا سر میدیم که ازمون سواستفاده شده.. نه! نشده و خودمون هم میدونیم! اما تو یک سیکل معیوب تاریخی “لزوم ترس از لذت با یک مرد بودن ” رو سینه به سینه به “همجنس “هامون منتقل میکنیم و بعد تابو میسازیم از عشق و تطهیر میکنیم کشش فریبنده مون به مرد رو با کلمه هایی مثل عشق پاک ،هم فکری، دوستی صادقانه…


  73. سلاممممم:)
    میدونی ویلی.. طبیعیه که همه آدما با تو موافق نباشن و طرز فکرتو قبول نداشته باشن.. ولی وقتی ما «خود»مون رو توی وبلاگهامون اونجور که هستیم و اعتقاد داریم مینویسیم.. باید پیه قضاوت شدن رو هم به تنمون بمالیم.. اون هم توسط هر کسی که این وبلاگ رو میخونه! این «هرکسی» هم لزوما انسان فرهیخته یا روشن فکر یا باشعور یا باملاحظه یا بافرهنگ یا هرچیز دیگه ای نیست.. هرکسی میتونه باشه.. حتی کسی که هیچ ملاک معقولی برای قضاوت کردن نداشته باشه.. بنابراین ممکنه ضمن قضاوت کردن بهت توهین هم بکنه.. و البته قابل ستایشه وقتی از چیزی که بهش اعتقاد داری دفاع میکنی و به خاطر اینجور حمله ها عقب نشینی نمیکنی :)


  74. خدا این شخصیت های فهیم رو از ما نگیره!من همین جا اعلام می کنم که آنارم عاشق خاطره ای که تعریف کردی از اون مرحوم شدم
    من همسشه دوست دارم ادای آدم های منطقی و آروم رو در بیارم ولی وقتی یه از همه جا آزاد میاد نظریه می ده که مردونه زنونه واجبه و تو کل دنیا همچین رابطه ای نیست و … به خدا می خوام با مشت برم تو صورتش
    من صمیمی ترین دوستم تو دانشگاه یه پسره که با شوهرم دوسته و همسرم خودش می گه فلانی واقعا دوست خوبیه البته دیدم بعضی ها که به شوخی برچسب بی غیرت زدن بهش
    کاریش نمی شه کرد هنوز خیلی ها در قید و بند حجاب و محرم نامحرمن


  75. فردا دیر است... در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    میدونی انسانیت یعنی چی؟بی
    میدونی راز ارتباط ن زن و مرد چیه؟
    میدونی گاهی شرایط فیزیکی یه دست و یا پاتو ازت می گیره ولی یه قلبی بهت میده به وسعت بی نهایت و بینشی بهت میده که تفاونها رو بشناسی و درک کنی
    و گاهی این دست و پا می تونن بیشتر باعث این بشن که از چشم بیفتیم
    میشه ازت خواهش کنم وقتی می نویسی برای یکبار که هم شده فکر کنی دنیارو انقدر کوچیک نبینی
    ادمها مالکیت اموالشون ارضاشون نمی کنه مالکیت اشخاص رو هم می خوان
    اینجور تعصبها بیشتر به درد فیلمها می خوره
    ویولتم ارزو می کنم همیشه سلامت باشی


  76. نگارش در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    سلام ویولت جان.
    من اصلا این انسان ها رو درک نمی کنم..
    واقعا متاسفم..


  77. گلاره در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    ای فیمینیست جانم فدی تو #kiss
    ____________________________________
    خانم مارک نزن من فمینیست نیستم


  78. یک روحانی در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    سلام علیکم
    من به این جنگ و دعواها کاری ندارم فقط می خوام به اون آقای محترم به خاطر انتخاب شدنشون تبریک بگم و از ایشون خواهش کنم در اسزع وقت ماشینشونو عوض کنند و یه ماشین اسپورت بگیرن که کف زمین با ماشین بیشتر از ۲۰ سانت فاصله نداشته نباشه تا آبجی ویلی برای سوار و پیاده شدن مشکلی نداشته باشن.
    (التماس دعا)
    ____________________________________
    #laugh


  79. نگارش در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    و من به این فکر می کنم که چقدر یک مرد می تواند زنانگی را خوب، دقیق و زیبا ببیند و چقدر یک مرد دیگر می تواند…
    خوش حالم که دوست خوبی پیدا کرده ای ویولت جان…


  80. رضا در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    این روشنفکریت ما رو کشته!!!عبور از حریم ها برای کسی افتخار نمیاره
    __________________________________________
    فکر کنم خیلی چیزهای دیگه ام هم غیر روشنفکریم کشته ت


  81. رضا در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    راستی تو اگه می تونی گلیم خودتو از آب بکش بیرون نمی خواد فرهنگ سازی کنی #grin
    _____________________________________
    کشیدم و الان رسالتم آگاه کردن امثال توئه#grin


  82. ayda در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت :

    salam be violet va hame
    1-yeki az dalaele mahboobiate aghaye khatami be hamun siasato shoare barmigard 2-bazi az comenta vaghean ghalbamo be dard avordan chon kheyli az maha hanuz nemidunim ba che kalamati bayad mokhalefatemuno bayan konim ta shabihe tohin nabashe 3–tu ye rabete hessi oon chizi ke kheyli balatar az tamayolate jesmi gharar migire ghani shodane roohe va ye joor darke moteghabel kheyli vaghta kheyli az maha asheghe kasi hastim bedoone inke khodemuno tu rabete jesmi ba tarafe moghabe tasavor konim chon oon moghe asheghe roohe oon shakhs shodim ,kheyli vaghta baraye ma pish oomade kasio didim o bahash sohbat kardim ke roohemoon enghad bozorg shode ke jesmemun baraye negahdarish koochike 4-too sheraye foroogh in roohe forough nud ke bishtar az jesmesh talebe azadi bood 5-biayn ba khodemun sadegh bashim man be onvane yek khanom va hame shoma kodumetun ghalban be in masale razi mishin ke shoharetun ya doost pesaretun be joz ravanshenasesh ba yek khanom dg ye noee az rabete dashte bashe ke faghat ba ham sohbat konan tarafe moghabeletun be shoma bege in faghat ye rabete mamulie ke ma faghat ba ham dardo del mikonim chon didgah haye moshtarak darim va vaghean ham hamin bashe,vali mozu ineke ma delemun nemikhad tarafemun be joz ma ba yek nafare dg roohesho taghsim kone 6-aksare vaghta tooye barkhorde roshanfekrio tabiate bashar,tabiate bashare ke pirooz mishe chon roshanfekrio kheyli az makateb hasele afkare khode bashare v sanie be sanie ham taghir mikone az modernism be postmodernism v…………. vali tabiate bashar zate avalie kheyli kam dastkhoshe taghir mishe 7-violet in faghat aghide mane ,shoma tu kheyli az jaha baraye man neshoone omid boodi va azat kheyli elham gereftam ,in ekhtelafe nazare man ba shoma be manie nafye koliate fogholade shoma nist


  83. فردا دیر است... در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    این اقای خمینی اگه انقدر دلسوز ملت بودن پس چرا رفتسم زیر بار ۶ سال جنگ با عراق به خاطر خود کامه گیشون کجان الان ببینن برادرای من و تو که شیمیایی شدن منتظر مرگن روز شماری می کنن رو تختهای بیمارستان جون میدن تا حال سرفه های یه شیمیایی رو شنیدی که تنت درد بگیره از غصه اره اره بگو کجان اقای خمینی که جوونامونو از کف خیابونا غرق خون جم کنه با عباش همون باید تو توالت مردم نجات بدن


  84. فردا دیر است... در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    میشه دلیل حذف کامنتم رو بدونم؟


  85. فردا دیر است... در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    اوکی شرمنده اشتباه شد


  86. سهیل در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    آخر تو را جه به روشنفکری.
    به شوهر بیغیرتت برس نکبت.
    و بهش بگو فکری به حال ام اس ات بکنه.
    حالالم از این جور زنها که خودشون رو نخود هر آشی میکنند بهم میخوره.
    یکی نیست بگه بدبخت امید میدونه که تو وآقا دکتر رابطه دارید.
    ایشون بعد از اینکه خرش از پل گدشت تو را به یک فلس نمیخره.
    ای کاش سارا جونت اینجا بود وحالت رو میگرفت هرجند میدونم دستتون با سارا و جرایم رایانه ای سپاه تو یه کاسه است.
    دوستان هوشیار باشید البته شماها که ایران هستید در دام این پفک نمکی نیفتید.


  87. سهیل در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    #۸۱ | رضا
    باشما موافقم
    فردا امید با پا میندازدش بیرون
    #laugh #laugh #laugh #laugh #rolling #rolling #rolling #rolling


  88. سارا در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    خیلی احساس فروغ فرخزاد ورت داشته…………….
    مواظب باش ترمز ماشینت مثل فروغ نبره ………….لا اقل اون نوشته هتش ارزش هنری داشت تو چی یه سری خزعبلات تحویل مردم میدی#laugh


  89. default در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    سلام. لطفا بیا پیشم و ببین دارن با اصفهانموم چه می کنن. لطفا برای جلوگیری از تخریب آثار باستانیمون همه را از وجود این مطلب آگاه کن.
    پ.ن: به دلیل آگاهی رسانی به عموم، کپی برداری از این مطلب، به صورت کامل یا برداشت خواننده، با اطلاع اینجانب مجاز است.
    http://www.superposition.mihanblog.com/post/189


  90. فردا دیر است... در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    هی سهیل وسارامیخوام با زبون خودتون باهاتون بحرفم
    ببین سهیل میدونی یه فلس چقده با ارزشه اما تو اونم نیستی نکبت تو برو درد و مرضهای خودت رو درمون کن که اینجا تا یه جا خالی پیدا میکنی عقده های بچگیتو می ترکونی عقده اون کارایی رو که مرد خانوادت که بعید می دونم اصلن خانوادهای در کار باشه با زن خونه کرده اینجا خالی می کنی
    سارا تو اگه یه ورق از شعر های فروغ رو خونده بودی که غمم نبود نکبت


  91. rezario در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    سلام ویو
    دمت گرم زذی تو دهنه هرچی ادم جانماز آبکشه..
    خوب کاری#heart


  92. سونیا در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    سارا و سهیل می دونیم کجاتون آتیش گرفته
    بدجورم هست #rolling #rolling #rolling
    من به این آقای روحانی سلام می کنم#smug


  93. سارا در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    ویولت خودش ماشاالله زبون داره قد چنار………
    شماها نمیخواد جوشش و بزنید
    والا شماها که دم از آزادی بیان میزنین که همتون یه احمدی نژادین….
    #silly #silly


  94. anita در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    #rolling #rolling #rolling
    damet garmi viliiiiiii


  95. مریم در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    ویولت عزیز سلا م
    خوشحالم که حرفتو به راحتی میزنی و اجازه نمیدی کسی چرندیاتشو اثبات کنه
    خوشحالم ادامه بده
    تو بهترینی #applause


  96. فروردین در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    کامنتهای سهیل و سارا رو که میخونم فک میکنم تو یک باغم با گل های خوش رنگ و خوش عطر و میدونم تنها دلیل زیبایشون خلاصه شده توی خاک و کودی که زیرشه.
    ویولت عزیز. وجود این کودها به رشد و زیبایی شما کمک خواهد کرد.
    فک میکردم از زمانت جلو تری ولی راستش و بخوای اونها عقبند.
    سلامت و شاد و خندان باشی – همیشه


  97. بهاران در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    قابل توجه ۵۵ میم صاد و بقیه مخالفین:قربون حضرت علی برم که با دونستن خصوصیات زنها چند تا چندتا زن و کنیز می گرفت….سادهها اینو برا امثال شما گفتن که ظرفیت ندارید!! در ضمن ویلی خانم من نمی دونم چرا هر جا یک موضوع یا مسئله ای بیان میشه ما ادما البته بیشتر ایرانی ها (با عرض معذرت) اول دنبال منفی ها می گردیم ؟چرا همه چیزو از جنبه بدی دشمنی زشتی و… نگاه می کنیم بیایم بابا به این رابطه نگاه کنیم که دو نفر خارج از حیطه جنسیت و منافع جسمی و جنسی با هم یک هم صحبتی دارند؟یک گشتی و همراهی با هم دارن.حالا تمام اونایی که مدعی بد بودن این کار هستند پاش بیفته صد تای منو شمارو حریفن.حالا این جا ایه وحدیث میارن.همین کارارو کردن که دنیا داره به دست خانمها فتح میشه .میگید نه ؟همین محمودشونو ببینید چقدر خودشو کشت تا یک وزیر زن داشته باشه؟اخه تا کی بد بینی؟توهم .و دیگه اینکه اگه توجه کنی ویلی خانم تمام مخالفین اقایونن که دارن از حسرت نبودن جای اون اقاهه می مییییییییررررررررررنننننننننن#laugh #laugh #laugh #laو هرس و دق ودلیشونو سر شما خالی میکنند.اقایان حسود خانمهای با اقتدار تا بعد.


  98. فرزام در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    #grin خفه شی با این زنانگی ات. دو ساعته دارم زور می زنم بفهمم این اورکت که نوشتی یعنی چی؟ بعد کلی زور زدن تازه گرفتم چی نوشتی! مرده شور ببره این خط عربی رو. یه چیز بی ربط بگم؟ یه سال دایی ام رفته بود نمایشگاه لباس. اونجا یه زنه داشته خرید می کرده – تنها هم نبودن. نه زنه و نه دایی ام – به دایی ام می گه شوهر من هم قد و قواره شماس. می شه من این تی شرت رو اندازه شما بگیرن ببینم اندازه اس یا نه. بعد هم تی شرت رو می گیره رو سینه دایی ام و همین. خانومی که شما باشی دایی ما تا سه روز کاردش می زنی خونش در نمی اومد که زنیکه فا.حشه برداشته یه همچین کاری کرده#rolling
    اینو گفتم یه کم متنبه شی ویولت. به ارزشها رو بیار. تو خجالت نمی کشی با مرد غریبه می ری بیرون؟ از اون بدتر میای اینجا می نویسی؟ یعنی هم منکر می کنی و هم اشاعه منکر؟ #tongue


  99. سارا در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    خوبه که ام اس داری و دو تا دو تا تور میکنی …………….
    راست میگن که:
    گربه ی مفلوک اگر پر داشتی
    تخم گنجشک از زمین برداشتی
    خوب شد تو پر نداری#party


  100. سلام،
    می دونید به نظر من این دوست شدن با یک مرد، با طبیعت سر سازگاری نداره. مثل این می مونه که ما تفاوتهای زن ومرد رو منکر بشیم. مردها هرچه باشن و هرچه بزرگ بشن و هر چه به لحاظ معنوی رشد بکنن باز مردن و نیازهای و علایق و نگاه مردانه و بشری دارند و ما هم هر چه بشیم باز هم یک انسان و از نوع زنیم. مگر اینکه فرشته شده باشیم.
    این تفاوت و این کشش حرفیه که خالق همه زن ها و مردها گفته و خیلی هم بهش توجه داده. برای من اصلا این نوع دوستی جا نمی افته، مگر اینکه این دو طرف انسان های طبیعی نباشن و خارق العاده باشن که حتی ائمه هم که خارق العاده ترین آدم ها بودن همچین دوستی هایی نداشتن که حتی اون ها هم ممکن بوده فکرای دیگه به سرشون بزنه.
    ربط دادن این خصوصیات طبیعی به هرزه بودن و ارکت شدن و تصور رختخواب و اینها به نظرم پاک کردن اصل مساله است. بابا یک کلام، زن و مرد بر اساس قانون آفریننده شون به هم کشش دارن به خصوص از نوع عاطفی و بعد جنسی!
    اون موردی که از نوع رابطه یه مرد با یه زن و رابطه با معشوقه هاش فرموده بودی واقعا حال آدمو از هر چی مرده به هم می زنه ، اما دلیلی بر زجرآور بودن همه روابط زن و مردها نداره. شریک روحی و مونس روحی هر فرد توی دنیا وجودداره که معمولا یک نفره و البته بعد از اون جایگزین هایی هم داره. اگه زنی شریک اصلی خودش رو پیدا کنه ، عشق رو پیدا کرده و این ژن های زنانگیش بدور از هر ترس و نگرانی بیان می شه و اون وقته که زن بزرگ می شه و عزیز می شه و جاش رو چشم های شریکشه. حالا اینکه اون شریکه برای بعضی ها به هر دلیل اشتباه جایگزین می شه باید دنبال دلیل خاص اون گشت.
    ممکنه دوستی و حرف زدن من با همکارم در محیط کار ضرری برای من نداشته باشه ولی آیا ضرری برای او و همسر او نداره. به طور طبیعی نه با یه گفتگو و لی با استمرار اون گفتگو ها داره. این رو همون زنانگی نرم و لطیف بارها به من گفته.
    ببخشی زیاد نوشتم ولی خیلی وقت بود اینجانیومده بودم ، ماشالا موضوعات فراوون بود.


  101. شادی در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    اقا فرزام یک خاطره کرد منم یاد یک خاطره افتادم
    ویولت جان :::
    داشتیم از مکه بر می گشتیم مهماندار هواپیما فرانسوی بودند و پیر مردهای کاروان همش تو هواپیما می ایستادن یکی می رفت دستشویی /یکی عکس می گرفت /یکی فیلمبرداری می کرد ..
    هرچی مهماندار با زبان می گفت لطفا بنشینید انها گوش نمی کردند
    اخر ان خانم زیبای فرانسوی دست رو شونه ی اقایون گذاشت و انها را محترمانه با فشار نرم دست هایش نشاند ..
    وای بدونی اقایون چه خر کیفی شده بودند #smile


  102. فردا دیر است... در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    لذت نفس :
    نفس فاقد عمق و پایه و اساس است , بنابر این ما را به سمت تاریکی بزرگ میکشاند . حقیقت این است که هر قدر نفس ضعیفتر باشد زندگی ما عمیقتر خواهد بود , نفس قوی به معنی ان است که زندگی ما کوچک و سطحی خواهد بود زیرا نفس مانع از این میشود که شخص در عمق وجود خود نفوذ کند . نفس شما را در سطح نگه میدارد . چرا ؟ این چیزی است که باید کاملا درک شود .
    حقیقت این است که نفس حظ و لذت خود را از دید دیگران کسب میکند . اگر شما را در جنگل تنها رها کنند , نفس شما همه لذات خود را از دست خواهد داد . ان وقت اویزان کردن گردنبند الماس بی معنی خواهد بود و اگر آن را بیاویزی حیوانات جنگل به شما خواهند خندید! با نفس خود در جنگل چه معامله ای میکنید ؟ نه , تمام دلبستگی نفس به ان چیزی هایی است که در چشم دیگران انعکاس پیدا میکند , که مثل همه انعکاسها در سطح رخ میدهد . این انعکاسها ما را از همه جهات احاطه میکنند . نفس مثل نرده ی پر زرق و برقی است که دور ساختمانها میکشند . نفس هرگز بدون حضوردیگران امکان بروز ندارد – به دیگران وابسته است . از همین روست که ما همیشه از دیگران حساب میبریم , زیرا رضایت نفس در دست دیگران است و دیگران هر لحظه قادرند این دست را از ما دریغ کنند .
    در واقع نفس همیشه نگران است که دیگران چه قضاوتی نسبت به او دارند . نفس حساس است , نسبت به ارزش گذاری دیگران حساس است . و اما روح تجربه ای است از (( من کی هستم )) روح به اینکه دیگران چه درباره اش میگویند بی اعتناست . دیگران ممکن است محق باشند یا نباشند , این مساله خودشان است .
    تنها کسی قادر است به عمق حیات وارد شود که به عمق روح رسوخ کند , و تنها کسی میتواند به عمق روح رود که نفس را فراموش کند, یعنی کسی که قادر است از نگاه دیگران صرفنظرکند و شروع کند به رفتن , صرفا با دید خودش , شروع به رفتن کند .
    اشو


  103. کاش بودن بتونه از نبودن دورمون کنه …!


  104. ن.د در ۸۸/۰۹/۰۷ گفت :

    سلام عزیزم.این آدمای کوته فکر همه جا پیدا می شن.حتی تو قشر دانشجو و تحصیلکرده.
    همین زمان دانشجویی خودم تو خوابگاه وقتی پسر دایی یا پسر عموهام بهم زنگ میزدن.همه چپ چپ نیگام می کردن.خیلی سخت بود تحمل کردنشون.