کبوتر عشق پرو بال میزنه

میدونستم که بعد از طلاق برخلاف باور عوام، یک مرد بیشتر از یک زن ضربه می خوره.
چه بسا تا ماهها احتیاج به روانکاوی پیدا می کنه. توی تجربه خود من، هومان (همسر سابقم) بهم گفت که تا مدتها با روانشناس در این مورد حرف میزده در صورتیکه من فکر میکردم طلاقمون برای اون خیلی راحتتر از من بوده و پذیرفته شده تر.
حالا از این مسئله بگذریم ، به اعتقاد من وقتی مردی تو بحران بعد از طلاق می افته و شاید چند ماهی هم از این متارکه نمی گذره، نزدیک شدن به این مرد و شروع یک رابطه جدید عاطفی به نوعی صبر ایوب می طلبه. چون این مرد زخم خورده و به نوعی شکسته و تو تمام هم و غمت رو باید بذاری روی جلب اعتمادش و وقتی تونستی اون آرامش و اطمینان رو بهش القا کنی و گارد دفاعیش رو باز کنی که تو این رابطه جدید دیگه خطر از دست دادن تهدیدت نمی کنه، شروع کنی به فرستادن سیگنالهای عاطفی و جلب محبتش.
این نظر منه در مورد نزدیک شدن به مردی که شکست عاطفی داشته و دلم می خواد نظر یا تجربه شما رو هم بخونم. بحث مشارکت بیشتر آقایون رو هم می طلبه که حسهاشون رو بگن و انتظاراتشون از یک پارتنر جدید که امیدوارم دریغ نکنند حتی شده با اسم مستعارتر و ناشناخته تر.
پ.ن: تهرونیا با هوا حال می کنن؟ آهنگ پست قبل رو میارم تو این پست چون زمزمه بارون داره داد میزنه
ساشا- من و کبوتر

لینک دانلود
_____________________________
کامنت برای همین پست:
پیام خصوصی:ویولت عزیز سلام.من خواننده خامش همیشگیت بودم اما این پستت چون دقیقا حال و روز منو توصیف میکنه تصمیم گرفتم نظرمو بگم.
من با مردی حدودا یک سال پیش آشنا شدم که همین وضعیت رو داشت یعنی ۴ ماه بود که از همسرش جدا شده بود البته اونا فقط یه سال با هم زندگی کرده بودند اما اون آقا واقعا مشکل پیدا کرده بود..راستش تا ۶ ماه این موضوعو نمی دونستم و دلیل رفتارهای عجیبشو هم نمی فهمیدم ..اما بعد فهمیدم که چرا اون اینقدر مثلا روی رفتارهای معمولی من حساسه …راستش من خیلی سعی کردم و البته به نظرم موفق هم شدم نظرشو تغییر بدم طوری کهاون مرد شکاک حالا به سرم قسم میخورد و تقریبا میتونم بگم عاشقم شده بود و صد البته من هم دیوونه اون بودم و با وجود اینکه از هم دور بودیم اما روزی ۱۰ ساعت صحبت تلفنی داشتیم و من همه احساسمو به پاش ریختم اما دقیقا ۵ روز پیش به من گفت چون پدرش قلبش درد میکنه و میگه باید ازدواج کنی و سرو سامون بگیری مجبورم ازدواج کنم با یه دختر همشهریم و پدر م تو رو نمی تونه قبول کنه و من مسئولم در برابر سلامتیش …آسمون روی سرم خراب شد بعد از یکسال …بعد از اینهمه محبتی که بهش کردم…اون حتی سعی هم نکرد این موضوعو به پدرش بگه و خیلی راحت رفت…اوایل فکر میکردم نمی تونه تحمل کنه اما الان ۵ روزه که نه زنگی زده نه اس ام اسی و مطمئنم به راحتی ترکم کرد…
دلم میخواد نظر تو و خواننده هاتو در این مورد بدونم یعنی من اشتباه کردم؟؟الان چطوری فراموشش کنم؟؟
۵ روزه همه زندگیم شده گریه …یه بار بهش زنگ زدم گفت من مجبورم به خاطر خواست پدرم پا رو دلم بزارم همین..اما پس من چی؟؟تکلیف من چی میشه؟به همفکریتون نیاز دارم.


نظرات شما


  1. الهام در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    سلام عزیزم
    باهات موافقم که مردها بیشتر آسیب میبینن.اما نمیدونم با یه مرد متارکه کرده چه برخوردی باید داشت فقط اینو میدونم که جرات و جسارت تغییر برای داشتن زندگی بهتر خیلی خوبه…من که ندارم
    #sad
    راستی موهات خیلی قشنگ شده#heart


  2. ژول در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    سلام
    راستش در مورد خودم نمی تونم چیزی بگم چون من با کسی دوست بودم که تجربه ازدواج نداشت ولی خوب یکیو خیلی دوست داشت.ممکن بود ظاهرا مقایسه ای در کار نباشه ولی گاهی یه جملات قصاری میگفت که اثراتش بعد از دئ سه سال از کات شدن رابطه هنوز هست!
    من فکر میکنم مردی با این شرایط ناخودآگاه دنبال یک نفر برای پر کردن خلا عاطفی اش میگرده و طرف رو ۱۰۰% به خاطر خودش نمی خواد.
    یه مثال نزدیک آقایی هستن که در کلاس زبان دیدمشون.حدود ۳۱-۳۲ ساله و یکبا ازدواج کردن طلاق گرفتن و دوباره ازدواج کردن.تو صحبت هاشون تو کلاس گاهی با تاسف از طلاقشون صحبت میکنن و اینکه چند سال زندگی کردن کی ازدواج کردن و … ولی اینکه الان متاهل هستن رو ماز کسی شنیدیم.راستش برای من خیلی عجیب بود.


  3. حسین در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    #grin


  4. سلام ویلی عزیز
    ما تهران نیستیم ها ، ولی هوا ابری و بارونی و عالیه !
    روز خوبی داشته باشی.


  5. MaN در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    بانو ویولت سلام
    من هم با نظر شما موافقم در این جور جدایی ها مردها به مراتب ضربه های سنگین تری رو متحمل می شن چون تو جامعه ما مردها همیشه قوی جلوه داده شدن در حالی که از نظر عاطفی خیلی شکننده و ضعیف هستن و خود آقایون هم برای اینکه به اطرافیان القا کنن که اتفاق خاصی نیفتاده و مشکلی ندارن در مورد اون جدایی صحبت نمی کنن و این دوران میتونه نابود کننده ترین دوره زندگی اون مرد باشه. برای پرکردن اون خلاء عاطفی به سمت هر چیزی ممکنه سوق پیدا کنن و یا دچار انزوا و افسردگی بشن.
    _________________________
    چطوری باید کمکشون کرد و جلب اعتمادشون رو کرد؟
    تو خودت اگه چنین شرایطی رو داشتی، چه انتظاری داشتی؟


  6. melikbaba در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    خانم ویولت عزیز، اجازه بدین سوال شما رو ا ز کلیت خارج کنم . مردها هم متفاوت هستند. برخی خودخواه هستند و جدایی را به شکل لگدمال شدن شخصیت و خودخواهی شان می پندارند . برخی رمانتیک هستند و خیلی مشکل می توانند با خلا بعد از جدایی کنار بیایند . برخی خود را رها و آزاد می پندارند و فکر می کنند باید آنچه را کنند که تا حالا نمی کردند. برخی مغرورند و فکر می کنند که نیازی به قسمت کردن وجود با دیگری ندارند و خود به تنهایی می توانند ادامه دهند و …..
    اما یک چیزی را می دانم . هر کدام که به منظور جایگزین کردن قدم بر میدارند معمولاً با شکست مواجه می شوند . شروع با انگیزه جایگزین کردن معمولاً نتیجه ای در پی ندارد.
    شاد زی
    _______________________________
    سئوال من اینه
    چطور میشه به همچین مردی نزدیک شد و جلب اعتمادش رو کرد؟
    ممنون از پاسخت


  7. تــــرانه در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    من یه سوال؟
    حالا اگه مرد ه قصه مون شکست خورده و تو شرایط بدی روحیه باشه! ولی خودش نخواد این شرایط بدش رو بروز بده تو چطور می تونی کمکش کنی ؟ شاید تو از یه جایی از کسی شنیدی که طرف عاشق بوده اما بهش نرسیده حالا قرعه افتاده به نام تو و تو باید جمع و جورش کنی اما خودش به روی خودش نمیاره در صورتی که از درون می سوزه! اون وقت تکلیف چیه ویولت ؟
    _________________
    ولله منم دنبال همین جوابم


  8. محمد رضا ~.~ در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    سلام //
    چراغم خاموش است // خواهر
    ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
    پروژه جدید::
    رای گیری بازیکن محبوب سال ۲۰۰۹ فوتبال(نماینده ایران/مهدوی کیا/کریمی)
    http://www.iffhs.de/?b002ec748804f48d003c03


  9. ن.د در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    ویولت عزیزم به کامنتم جواب نمیدید؟#brokenheart
    ___________________
    چشم می خونم
    ولی خواهشن تو فشار نذارم


  10. و در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    رابطه جدید هر چه قدر هم بگذره مورده بدبینی قرار می گیره….ترسه از دست دادنش باعثه وسواس و زیاده روی میشه که همینا راثطه جدیدو نابود می کنن…..
    زمان هیچ وقت باعثه فراموشیه رابطه شگست خورده و شیفت شدنه تمامه عواطف رویه رابطه جدید نمیشه……
    انتخابه رابطه جدید باید به عهده مرد باشه…..نه این که یه نفر با نیت کمک کردن خودشو به اون مرد نزدیک کنه و بعد از یه مدت انتظاره یه رابطه عاطفی عمیق هم داشته باشه!!!


  11. شیوا در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    ویولت !
    نزدیک شدن به این جور مردها اصلا راحت نیست. حتی اگه اونا سعی کنند که به روی خودشون نیارن ولی خود به خود شروع میکنند به مقایسه کردن زندگی اول و زندگی کنونی. چه خوب و چه بد. اگه واقعا یک همچین کسی تو زندگیت اومد. اولین کاری که میکنی اینه که بهش زمان بدی . چون زمان خیلی چیزها رو درست میکنه یعنی در واقعه سعی کنی که با این فرصت دادن به اون، خیلی چیزها رو فراموش کنه. دوم اینکه سعی نکنی خودتو بهش ثابت کنی. محبت زیادی باعث میشه که اون دچار دو گانگی بشه . یعنی اگه آدم خوش بینی باشه توقعش میره بالا. اگه بد بین باشه که اصولا همینطوره فکر میکنه که داری سرشو شیره میمالی. ولی رویهم رفته خیلی طول میکشه تا بتونی اطمینان چنین کسی رو جلب کنی. بخصوص اگه در زندگی قبلی آدم مغلوبه بوده.
    یک نکته مهم دیگه اینه که حتما بفهمی دلیل از دست دادن زندگی قبلی چی بوده . ولی اصلا سعی نکن در مورد زندگی قبلی و شخص قبلی صحبت کنی و هر موقع اون هم خواست صحبت کنه با یک ترفندی صحبت رو عوض کنی.
    در کل هر چی کمتر بهش نزدیک بشی بهتره. بذار خودش فکر کنه. خودش انتخاب کنه. خودش تصمیم بگیره و نهایتا خودش باید با خودش کنار بیاد و بفهمه که همه مثل هم نیستند.
    ویولت
    تو طلاق هر دو طرف به یک اندازه مقصرند. کسی که میخواد با یک آدم مطلقه یک رابطه ای ( از هر نوعی) رو شروع کنه باید بدونه که با یک آدم مقصر که حداقل نتونسته یک زندگی رو حفظ کنه داره این رابطه رو شروع میکنه.پس بنابراین ممکنه دوباره به راحتی بدون هیچ دلیل قانع کننده ای این کار رو بکنه. #smile


  12. گندم در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    سلام … راستش من همین تجربه رو دارم الان می گذرونم … مردی رو دوست دارم و دوستم داره که تجربه یه زندگی مشترک داره … گمانم احساس امنیتی که این افراد تو رابطه جدیدشون پیدا می کنن و این که بدونن زیر سوال نمی رن به خاطر اتفاقی که تو گذشته افتاده یکی از راه های این مساله می تونه باشه … لااقل در مورد ما که بوده …


  13. هادی در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    سلام
    باید به نظرم به این خیلی توجه کرد که یک مرد بعد از جدایی چه با همسر و چه دوست و به هر دلیلی که بوده باشه یک خلا عاطفی حس میکنه و نباید در نزدیک شدن بش عجله کرد و حتی باید به خودشم توصیه کنید که این کارو نکنه چون فقط داره با یه رابطه سریع جای خالی یه چیز از دست رفترو پر میکنه و تصمیماتش از روی عقل نیست.
    یه چهز مهم در نزدیک شدن به هر مردی اینه که زیاد بش نچسبید ولی نشون بدید بش که براتون مهمه و خیلی یواشکی دوستش دارید.
    تو نظر دادن به یه مرد نباید احساس کنه دارید بش میگید چیکار کنه. طوری بش نظر بدید که حس کنه دارید تجربیات کسیرو تعریف میکنید.


  14. واقعا روت می شه منو لینک نکنی؟
    _______________________
    چرا باید روم نشه؟
    من از این لحاظ روسیاه عالمم#grin


  15. غورباقه خالدار در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    سلام
    من همین تجربه رو کردم، مردی که طلاق می گیره بسته به شخصیتش که خود خواه باشه سلطه جو و یا اینکه خودش رو عاری از نقصان بدونه رفتار متفاوتی رو نشون خواهد داد. و به این تربیت و باور رو هم باید اضافه کرد. درسته برای پر کردن این خلا سراق هر چیزی خواهند رفت یکیش انتقام و تمسخر زنان می تونه باشه. من خودم این تجربه رو کردم یعنی مردی که طلاق گرفته بود می خواستم کمکش کنم و حالش خوب بشه و از این چیزا اما تنها چیزی که به من رسید زیان بود، و این درس که فقط یک چیز هست که می تونه درمانگر همچین شخصی باشه و انم زمانه نه یه رابطه جدید نه کار نه تغیییر محیط فقط گزر زمان (در حد جند سال و قطعا بیشتر از ۲ سال)
    دوستان راست می گن تو عکسهای قبلی خیلی خوش تیپ شده بودین
    #applause #winking


  16. دقیقا همینطوره.یکی از دوستام با کسی آشنا شده بود که یکبار طلاق گرفته بود و چون زنش خیلی اذیتش کرده بود و بعد از طلاقم میومد سراغش و دعوا راه می انداخت دیگه نمی تونست راحت به یه دختر اعتماد کنه و این باعث شد دوستم سر خورده بشه و ارتباطشو قطع کنه با طرف. چون می دید اون انگار محبتاشو مهربونیاشو نمی بینه.


  17. سلام سلام ویولت عزیزم
    مثل همیشه از دیدنت خیلی خوشحال شدم خانومه خوش تیپه خوش سلیقه :-*
    و اما در مورد این پست :
    دوره ی بعد از شکست عشقی یه بازه ی زمانی داره که مرد باید خودش اون دوره رو طی کنه و هر وقت حس کرد آمادگی لازم برای پذیرش یه فرد جدید رو داره بره سراغ کیس بعدی . از نظر من تا یه مرد این دوره رو طی نکرده هر چقدرم سعی کنی اعتمادشو جلب کنی و بهش آرامش بدی فایده نداره چون هنوز با فکر کردن به رابطه ی قبلی آرامش می گیره . می خوام بگم این قبیل مردا باید خوشون به تنهایی این دوره رو سپری کنن و زن این وسط نقشی نداره پس جلب اعتمادو محبت کردنو … بی فایدست .


  18. MaN در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    بانو جلب کردن اعنماد این آدما خیلی سخته چون
    ۱-نمیخوان به چشم یک بازنده بهشون نگاه بشه.
    ۲-نمیخوان نشون بدن که چیزی رو کم دارن.
    ۳-دائم در حال مرور و مقایسه نفر جدید با نفر قبل هستن.
    ۴-ترس از دست دادن دوباره اجازه نمیده خیلی راحت به کسی اعتماد کنن.


  19. نادر در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    با این حرفت موافقم. دقیقا چهار سال از طلاقم طول کشید تا ازدواج کنم. اما همسر سابقم سر یکسال توی یه رابطه عاطفی رفت. توی طلاقم، همه چیزم رو از دست دادم. زنم، کارم،‌ دوستام و حتی خانواده‌ام. خودم رو یه موجود ضعیف احساس کرده بودم که نتونسته بودم از این اتفاق سربلند بیرون بیام. آدم ضعیفی که از موجودی بنام زن رو دست خورده بود. اونوقت شروع کردم با آدمها مختلف امتحان کردن. می‌خواستم به خودم ثابت کنم که به اون دلایلی که زنم من رو کنار گذاشت درست نیست. هر روز با یکی. دیگه حالم از خودم بهم خورد. اونقدر که یه دفعه به خودم اومدم. و تازه تونستم گارد خودم رو باز کنم. متاسفانه اینکه اون کسایی که توی اون دوران بودن هم نتونستن حس اعتماد کردن رو در من بیدار کنن. شاید تنها کسی که این حس رو به من داد، همسر فعلیم می‌باشد. کسی که به من بی‌اعتماد بود و من مجبور بودم که به اون ثابت کنم که من فرد قابل اعتمادی هستم. و همین باعث شد که رابطمون شکل بگیره. به طور عملی به خودم ثابت شد که اون دلایلی که همسر اولم می‌گفت نادرست بود…


  20. لیلی در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    خب به نظر من تا اون آقا خودش نخواد هیچکس نمیتونه کاری کنه…
    حتی یه فردی که دچار یه افسردگی خفیف هم میشه تا خودش نخواد نمیشه کمکش کرد…


  21. ... در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    دست چپم سوخته و الان سختمه تایپ کنم . حتما میام و کامل یه مثال بسیار نزدیک رو شرح میدم .


  22. محمد رضا ~.~ در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    ۱۴:۲۱
    سلام // عصر به خیر
    چراغم خاموش است // خواهر
    ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~


  23. سحر در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    بستگی به شخصیت اون طرف به لحاظ مقاوم بودن داره و اینکه چه قدر اون ضربه محکم بوده. اما نه حتی توی طلاق بلکه بعد از به هم خوردن یه دوستی خیلی پر شر و شور هم این حالت هست.
    من فقط می دونم که همچین مردهایی حتی در حالت خیلی مقاوم با ضربه روحی کم باز هم خیلی باعث ازار آدم میشن.
    اما خوب نمیشه نظرکلی داد. آدمها فرق دارن. نمیشه به طور کلی گفت مردها اینطورین یا اونطورین.
    البته من خودم حوصله نازکشی و اثبات وجود ندارم. این بیشتر مشکله اونه که باید خودشو درست کنه. لزومی نداره تا وقتی که هنوز زخم خوردست بخاد رابطه جدیدی شروع کنه بذاره هر وقت حالش خوب شد و ظرفیتشو پیدا کرد. آدم تا وقتی هم که خودش نخاد حالش خوب نمیشه حالا اون خانومم خودشو اون وسط پاره پاره هم بکنه اون کار خودشو می کنه. از طرفی فکر می کنم آدم اگر هم وارد همچین رابطه ای بشه علاوه بر صبر نیاز به یک سیاست درایت و کیاست و زیرکی داره . باید بیشتر با رفتاراش و واکنشهای خوب و به موقع اش روی طرف سعی کنه تاثیر بذاره. و این خودش تا حدی بستگی به این داره که اون آقا چه قدر ارزشمند باش و آدم دوسش داشته باشه.


  24. زهرا در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    اینی که نوشتی مرد بیشتر ضربه میخوره واسم جالب بود.
    همیشه تصورم برعکس بود ولی با این توضیحاتی که دادی به نظرم قانع شدم که همینطوری هست. منتها مردها بروز نمیدن.
    راستی پست دیروزت رو دیدم
    ماشالا ماشالا چقدر خوشگلی تو دختر. روز به روز انگار جوونتر میشی#eyelash


  25. سالی در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    «استرس مردان مطلقه بیش از زنان است»این تیتر مقاله ای بود که همین الان می خوندم. توی اون مقاله گفته بود که خانمها به دلیل مطرح کردن مشکلشون و ریختن اشک زود تر می تونن یه رابطه جدید رو تجربه کنن ولی مردها استرس و نگرانی بیشتری دارن و در این مورد درون گرا تر هستند.


  26. نام مستعار در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    ویولت عزیز سلام
    تو داستان \” سگ پاولو \” که میدونی چیه . مردی که به تازگی از یک زندگی مشترک خارج شده بهر دلیلی نسبت به خیلی چیزها شرطی شده که ناراحت و خوشحال میشه و تو که میخوای با یک ادمی با این شرایط دوست بشی وقتی برنده این دوستی و در حقیقت کمکی هم به اون قا کردی که فضایی داشته باشی که هیچ جا نتونه تو ور \” چه خوب و چه بد \” با اون خانم قبلی مقایسه کنه و در حقیقت اگر در پی این باشی که اشتباهات اون نفر قبلی رو تکرار نکنی خود بخود وارد یک دور باطل میشی که تکرار گذشته است
    سازندگی در این دوستی فقط از این راه هست که تو یک فضای جدید و خاص خودت و برای این دوستی بوجود بیاوری در ضمن دقت کن نه اینکه کاملا برعکس اون رابطه قبلی اون بلکه اون چیزی که خودت دوست داری و به نظر خودت متعالی هست توی دوستی اون رو وسط بگذاری و اگر این \” مرد خوشبخت \” تونست با این امکان طلایی هم زمان از دست داده گذشته خودشو میتونه دوباره بدست بیاره و هم از گذشته خودش و بحث این که اون اینجوری بود و تو اوینجوری و اون بد بود و تو خوب دیگه اصلا پیش نمیاد
    در ضمن به نظر من \” یک مرد \” تو به اندازه خودت دارای کاراکتر و شخصیت محکمی هستی که بتونی اون دوستی که مد نظر خودت هست و خودت بیشتر دوست داری رو پیش ببری
    یک نصیحت : در دوستی کاری نکن که طرف مقابل از تو خوشش بیاد بلکه کاری بکن که این دوستی دوست داشتنی باشه و فضای این دوستی طرف مقابل رو مجذوب کنه .
    می بخشی که حرفم طولانی شد ولی یک سوال : تو چکار داری که اون چه گذشته ای داره ؟ و یا داشته ؟ و به تو چه ربطی داره که اون چطور با گذشته خودش میخواد کنار بیاد
    تو یک ادم با یک مشخصات و برجستگی های خودت اون هم یک ادم خوب \” که خوش بحالش \” پس بنابراین چرا اینو رو می پیچونی هرچند که من فکر نمکنم که کنجکاوی تو هم در این داستان بی تاثیر باشه ، یعنی بدت نمیاد که از سیر تا پیاز زن قبلی رو بدونی در صورتیکه هرچی بیشتر ندونی بهتره واست
    می بخشی که با نام مستعار خدمت رسیدم چرا که خودت خواسته بودی .
    حالا که با نام مستعار اومدم بگذار یک چیز دیگه ای رو هم بگم
    تو \” بطور مشخص\” ویولت باید مراقب دوستی های خودت باشی چون که هم ادم مطرحی هستی و هم این مسئله جسمی رو هم داری بنابراین
    نقطه شروع دوستی رو باید حتما دقت کنی که از کجا هستش که بعدا به ناکجا اباد نرسه
    من یکی از عزیزترین نزدیکانم بیماری حامد مرحوم رو داره و من در جریان تمامی مشکلات اون هستم و این چیزی که بهت گفتم خیلی تعیین کننده است
    تو مختار هستی هر چی خواستی از این نوشته منو حذف کنی و تصحیح کنی و اگر خواستی می تونم واست بیشتر توضیح بدهم چه اینجا و چه با ایمیل
    حسن ختام :امیدوارم که این اقاهه هم خوب باشه و هم مظلوم و هم زر و سیم داشته باشه و هم صبور باشه و هم مو داشته باشه و شکم قلمبه نداشته باشه و ما که بخیل نیستیم بخیر خوشی به یک جایی برسه و ما هم به یک پلو
    قربانت
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    دوست عزیزم به نکات خیلی خوبی اشاره کردی که همیشه آویزه گوشمه
    ولی بخدا موضوع این بحث مشکل من نیست و به خواهش دوستی مطرح کردم


  27. سلام
    ممکنه مردها هم آسیب بخورند و حتما می خورند و لی آنقدر قانون جامعه و اطرافیان کمکشان می کنند. که مرد آسیب خوردنی به چشم نیاید.
    به مرد نزدیک شدن کلا عارضه داره و نزدیک شدن به مرد متارکه کرده اول باید حواست جمع باشه.از کدام دسته است. از خودشان که بپرسی همه زن ذلیل بودند بعد زنها هم همه مادر فولاد زره
    من نزدیک شدن به این دسته از مردان را تا سالها توصیه نمی کنم. چون زن ایرانی کلا بساز است.
    هرچقدر هم خوب باشی به اندازه همسر اولشان با این شان سمپاتی نخواهی داشت.
    باید خودشان بیایند دنبالت.


  28. لیلا در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    دقیقا صبر ایوب می‌خواد ویولت. تازه با اون صبر ایوب هم بسته به کاراکتر و دلایل شکستش معلوم نیس نتیجه‌ی دلخواه نصیبت بشه! البته به علل شکست رابطه‌ی طرف خیلی بستگی داره. این که مثلا خواهان طلاق خودش بوده یا نقش خوانده را در این جدایی ایفا کرده و… این که هنوز عشقی نسبت به طرف سابق در دل داره یا نه؟ این که پارتنرش با داستان جدایی کنار اومده یا هنوز ببخشید داره کرم میریزه! و ده‌ها عامل دیگه.


  29. سلام ویولت جان
    چه بحث جالب و خوبی رو شروع کردی
    متاسفانه مشکل من همیشه همین بوده شانس نداشتم …با هر مردی اشنا میشدم و پسندش میکردم بعد از مدتی متوجه میشدم اقا شکست عاطفی داشته و دیگه از عشق و عاشقی زده شده!!
    البته همشون ابراز میکردن که من خیلی خوبم و اگر شکست عاطفی نداشتن حتما عاشقم میشدن!
    اما فکر میکنم دارن هندونه زیر بغلم میذارن!!
    ویولت سر این اخری که خیلی ازش خوشم اومده بود خیلی تلاش کردم تا بتونم به راه بیارمشو از فکر دختره که حالا شوهر هم کرده بیرون بیارمش اما اون خیلی مقاومت نشون میده
    خودش میگه منو خیلی دوست داره اما سعی نمیکنه عاشقم بشه میگه از عشق ترسیدم و نمیتونم به جز اون به کسی فکر کنم
    باورت نمیشه چقدر عذابم داد اخر دیدم حتی یک قدم هم برای بهتر شدن روابطمون بر نمیداره بیخیالش شدم درسته سخت بود اما چه میشه کرد …
    مردا مثل زنا نیستن بتونن عشق قبلیشونو با ورود مورد جدید تو زندگیشون فراموش کنن
    من حتی برای درمان افسردگیش به روانپزشک معرفیش کردم اما ایشون به جای راه علمی رفت طرف دعانویس!!!
    میبینی ویولت اینم از شانس بد منه هر مردی وارد زندگیم میشه یا متاهله یا شکست خورده از عشق#cry
    من واقعا نتونستم یاد عشق قبلی هیچ کدومشون رو از فکر و ذکرشون پاک کنم
    فکر نمیکنم مردی اگر عاشق شد بتونه عشقش رو فراموش کنه اینو عمیقا درک کردم…#cry


  30. papar در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    هلو علیکم ویلی جان مادر بزرگ . . . او #surprise ببخشید اشتباه تایپی شد #devil منظورم ویلی جان آسمونی بود
    حال هواریوت چطوره ؟ . . . گاد را تنکیو که حال هواریوت وری وری گوده


  31. papar در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    درضمن #angry آقایون در مسائل عاطفی بسیار آسیب پذیرتر از خانم ها هستن


  32. papar در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    ویلی . . . ( یکی به من بگه ویلی چیه بی ادب بگو ویلوت خانم #blush بالاخره سن مادر بزرگ تو را داره #devil )
    ویلی ما در فورم اسپشیال یه تاپیک داریم به نام عکستو را رو کن
    به این آدرس
    http://forum.special.ir/showthread.php?t=395&page=41
    ویلی اجازه میدی عکست را بذارم تو فورم . . . تا یاران فورم تو را ببینن ؟


  33. جینا در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    سلام ویولت عزیزم !
    قرار بود منم بیام جشن ، همه برنامه هامم مرتب کرده بودم که شب قبلش ناغافل همسر محترم تب و لرز کرد و فرداش هم نتونست بره سرکار و خلاصه ما هم مشغول پرستاری از ایشون شدیم !
    ولی همش دلم اونجا بود !
    کلی تو دلم ذوق کرده بودم که از نزدیک می بینمت !#cry #cry #cry
    خیلی حالم گرفته شد . خیلی …
    ولی خوب خوشحالم که به شما خوش گذشته ، ایشالله دفعه بعد. نشد بیام دیگه…
    دوست دارم عزیزم.
    سربلند و کامروا باشی #heart #kiss


  34. melikbaba در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    بله البته . از دست دادن شریک عاطفی زندگی به هر دلیلی از دست دادن عادت های زندگیه . حتی عادت های ناخوشایند . تصورم بر اینه که آقایون نرمال، بخصوص از یه سنی به بعد در مقابل تغییرلت در زندگی عاطفی و عادت های آن آسیب پذیرند. فکر می کنم چنین مردی را باید به تدریج نسبت به پذیرش تغییرات راغب کرد . البته اگر از آن مردها نباشد که با یک چنین تجربه ای ، دائم بگوید که زن های ایرانی اینجور ، زن های ایرانی اونجور. فقط مواظب باش که ناخودآگاه در دام وارد شدن به شخصیت طرف مربوطه سابق برای جلب نظر مرد نشوی .
    ببخش به نظر میاد که این بحث در نوشتار تکست باکس اینجا جا نمیشه . اگر اجازه داشته باشم مجدداً برایت از این موضوع می نویسم .
    شاد زی


  35. خدائیش خیلی باحالی. حالا می خوای لینکم کنی؟#cry


  36. جینا در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    من مرده این هوای ملسم !
    دیوونه وقتاییم که با بوی خاک مرطوب و صدای برخورد قطرات شفاف بارون به شیشه پنجره از خواب بیدار می شم…
    عاشق اینم که زیر بارون بدون چتر پیاده راه برم و صورتم خیس بشه و آب از سر و روم بچکه !
    وای چه مزه ای داری بعدش بیای خونه و کنار پنجره بشینی و یه لیوان چای داغ بخوری ، در حالی که داری به موزیک مورد علاقه ات گوش می دی و گاهی هم باهاش زمزمه می کنی…
    من عاشق پاییزم …
    رنگهاش…
    عطرش…..
    بارونش……


  37. گل گفتی ویولت عزیز . اما دیر گفتی . لجم میگیره از خودم که درست توی یه همچین موقعیتی به تازگی کاملا ناشیانه عمل کردم و … همه چی از دست رفت ….


  38. ندا در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    همینجوریش کنار اومدن با مردا سخته دیگه چه برسه زن طلاق داده باشه


  39. محمد رضا ~.~ در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    ۱۶:۴۵
    سلام // عصر بخیر // خواهر
    ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
    پروژه جدید::
    رای گیری بازیکن محبوب سال ۲۰۰۹ فوتبال(نماینده ایران/مهدوی کیا/کریمی)
    http://www.iffhs.de/?b002ec748804f48d003c03


  40. سلام ویلی. موافقم باهات. دو نفر از نزدیکان من دقیقاً چنین موقعیتی داشتند. البته با این تفاوت که طلاق نگرفتند بلکه به نوعی می‌شود گفت از هم جدا افتادند. و دقیقاً همینطور که نوشتی نزدیک‌شدن به آنها و ایجاد رابطه و کسب اعتماد وحشتناک سخت است.
    راستی! از هدیه خوشت اومد؟
    #blush
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    عالی بود سوسن جونم#kiss
    شرمنده ام کردی


  41. یکی از اینها، از بیماران من بود. خودکشی کرده بود. و شدیداً دچار افسردگی بود. به قدری بدبین، غیر قابل نفوذ و خشن بود که گاهی دلم می‌خواست بزنم به سیم آخر …
    کاری که کردم این بود که سعی کردم خیلی معمولی باهاش رفتار کنم. این موجود گرامی که دارم در موردش می‌نویسم نه تنها از طرف محبوبش، بلکه از جانب بهترین دوستش(که با دختر مود علاقه‌ای او ازدواج کرد) و پدرش (که تا سر حد مرگ کتکش زده بود) و از طرف افراد بسیار نزدیک دیگری آزار داده شده بود. شدیداً دلشکسته بود. و در این میان تنها مادرش بود که آنهم از ترس باباهه جرأت نداشتند با هم صمیمی باشند مبادا یکی‌شان را از بین ببرد! و باور کن این کار را می‌کرد. چنانکه کرد.
    تا اینکه یکروز حسابی از کوره در رفتم و کلی سرش داد کشیدم و طیقه‌ی اجتماعی‌اش را ( به قولی لرد بودنش رو) کوبیدم تو سرش!
    بهم اعتماد کرد.
    تصمیم گرفت زنده بماند. زندگی کند. نقشه کشید برود دنبال کار. درسش را ادامه بدهد … خانه بگیرد و از خانواده‌اش جدا شود … زن بگیرد. پدر بشود …
    ادامه بدهم؟ بنویسم درست در اوج موفقیت من، موفقیت اون، پدره دستش را گرفت و بدون اینکه اجازه بدهد با احدالناسی خداحافظی کند پرتش کرد اون سر دنیا تا بالاخره شنیدن خبر درگذشتش تا ابد چشمان سوسن را خیس نگاهدارد؟
    ببخش. سرگذشت هادی همواره زندگی را برایم تنگ می‌کند.


  42. لیلی در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    تا آدم خودش همچین شرایطی براش پیش نیاد نمیتونه خودش رو جای طرف بذاره چون واقعن شرایط سختی ه(منظورم شرایط شخصیه که جدا شده)…
    ولی نیلوفرانه کامنت ۱۷ توضیحات خوبی دادن#flower


  43. سولماز در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    به لحاظ عاطفی شاید ولی به لحاظ اجتماعی اصلا اینطوری نیست . به محض اینکه می بینند یه خانم طلاق گرفته اکثر مردها برای تصاحبش با هم مسابقه می ذارن و اون هم فقط به خاطر س . ک . س است. ولی مردها اینطوری نیستن. زنها در مشکلات اجتماعیشون غرق میشن و اغلب چیزی رو که اول از همه فراموش می کنند خودشون و احساساتشونه . ولی مردها مشکلات اجتماعی ندارن به خاطر همین فقط مشکلات عاطفی براشون می مونه و دیده میشه . طلاق شکست عاطفی نیست. دو نفری که طلاق می گیرن عاطفشون مدتها قبل از بین رفته یواش یواش کم شده و به صفر رسیده . مگر در مواقع خاص که پای نفر سوم هم در میان هست. آقایون به راحتی شانس ازدواج مجدد را دارند بنابراین با وسواس این کار رو انجام میدن که به ترس از شکست تعبیر میشه. زنها هم همین وسواس رو دارند شاید بیشتر از مردان ولی چون شاید برای فرار از فشارهای عجیب اجتماعی مجبورن که به مشکلاتش تن بدن زودتر کنار میان. ولی کلا با کسانی که متارکه کرده اند بهتر است که با احتیاط برخورد کرد چون آدمهایی هستند که احساسات عجیبی رو تجربه کرده اند که کسانی که متارکه نکرده اند اصلا این را درک نمی کنند .اینکه چطور باید رفتار کرد کاملا بستگی داره به این که علت متارکه چی بوده ؟


  44. ع در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    پیام خصوصی:ویولت عزیز سلام.من خواننده خامش همیشگیت بودم اما این پستت چون دقیقا حال و روز منو توصیف میکنه تصمیم گرفتم نظرمو بگم.
    من با مردی حدودا یک سال پیش آشنا شدم که همین وضعیت رو داشت یعنی ۴ ماه بود که از همسرش جدا شده بود البته اونا فقط یه سال با هم زندگی کرده بودند اما اون آقا واقعا مشکل پیدا کرده بود..راستش تا ۶ ماه این موضوعو نمی دونستم و دلیل رفتارهای عجیبشو هم نمی فهمیدم ..اما بعد فهمیدم که چرا اون اینقدر مثلا روی رفتارهای معمولی من حساسه …راستش من خیلی سعی کردم و البته به نظرم موفق هم شدم نظرشو تغییر بدم طوری کهاون مرد شکاک حالا به سرم قسم میخورد و تقریبا میتونم بگم عاشقم شده بود و صد البته من هم دیوونه اون بودم و با وجود اینکه از هم دور بودیم اما روزی ۱۰ ساعت صحبت تلفنی داشتیم و من همه احساسمو به پاش ریختم اما دقیقا ۵ روز پیش به من گفت چون پدرش قلبش درد میکنه و میگه باید ازدواج کنی و سرو سامون بگیری مجبورم ازدواج کنم با یه دختر همشهریم و پدر م تو رو نمی تونه قبول کنه و من مسئولم در برابر سلامتیش …آسمون روی سرم خراب شد بعد از یکسال …بعد از اینهمه محبتی که بهش کردم…اون حتی سعی هم نکرد این موضوعو به پدرش بگه و خیلی راحت رفت…اوایل فکر میکردم نمی تونه تحمل کنه اما الان ۵ روزه که نه زنگی زده نه اس ام اسی و مطمئنم به راحتی ترکم کرد…
    دلم میخواد نظر تو و خواننده هاتو در این مورد بدونم یعنی من اشتباه کردم؟؟الان چطوری فراموشش کنم؟؟
    ۵ روزه همه زندگیم شده گریه …یه بار بهش زنگ زدم گفت من مجبورم به خاطر خواست پدرم پا رو دلم بزارم همین..اما پس من چی؟؟تکلیف من چی میشه؟به همفکریتون نیاز دارم.
    (ایمیلم رو نمایش نده پلیز)


  45. farid در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    خانمها خیلی راحت بعد از جدایی میگن که همسرمون معتاد بوده یا مثلا بددل بوده یا دست بزن داشته یا… و جامعه هم معمولا قبول میکنه ولی در مورد مردها قضیه فرق میکنه گویی جامعه قبول نمیکند که در امر ازدواج مردی از زنی گول بخورد و میگوید که حتما کاسه ای زیر نیم کاسه بوده.به خصوص اگر جدایی در هنگام عقد صورت گیرد.
    من خودم هنگام جداییم همکارام دست و پای منو گرفتند و میخواستند منو لخت کنند معاینه کنند ببینند عیبی در من هست از نظر جنسی یا نه؟


  46. بوی خوش زن در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    سلام
    اینجا چه خبره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    کمکککککککککککککک!!!!!!!!!#brokenheart


  47. papar در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    ویلی یعنی نه دیگه عکست را نذارم
    _________________________
    من اصلا نمی تونم وارد فوروم بشم
    برام حیاتیه چون می خوام از مدیر جدید چند تا سئوال کنم
    چیکار کنم؟عضوم می کنی؟یوزر و پسورد تو کامنت خصوصی بهم میدی؟


  48. آشنا در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    سلام… تو این زمینه تنها اطلاعی که دارم همونیه که گفتی : بعد از طلاق برخلاف باور عوام، یک مرد بیشتر از یک زن ضربه می خوره. در همین حد می دونم… .
    تجربه اطرافیان هم هست… اگه نیاز بود بگم… .


  49. محمد رضا ~.~ در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    ۱۸:۴۴
    سلام // غروب // خواهر
    لطفا یکی جواب سلام ما را دهد
    تا آرزو به دل از دنیا نرویم
    سپاس
    ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
    پروژه جدید::
    رای گیری بازیکن محبوب سال ۲۰۰۹ فوتبال(نماینده ایران/مهدوی کیا/کریمی)
    http://www.iffhs.de/?b002ec748804f48d003c03


  50. آشنا در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    می گم میشه یه سوال داشته باشم؟
    حالا اینکه مردا بیشتر ضربه میخورن واسه اینه که زیاد به رابطه پابند هستن و عاشقتر؟


  51. ن.د در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    چشم.من بازم منتظر میمونم.دوستت دارم ویولت مهربون.#flower


  52. ماندی در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    منم سر همین مساله با دوستام خیلی بحث داشتم
    باهات موافقم و فکر میکنم یه دلیلی که مردا این همه به رابطه دوم علاقه دارن اما حاضر نیستن به خاطرش طلاق بگیرن همین ضربه پذیری بالاست.
    زنا همیشه بهترین دوستشون رو همراز میدونن و مردا زنشون رو. به نظرم این دلیل اصلی وابستگی شدید عاطفی هست که بعد طلاق هم خیلی تنهاترشون میکنه. در حالیکه اجتماع زنها و دوستاشون که معمولا دامنه حرفاشون خیلی هم خصوصی هست اینجور مواقع به دادشون میرسه.
    ضمن اینکه برخلاف تصور عامه، مردا حسودتر و غیرتی تر هستن و بی خبری از همسر خیلی عذابشون میده.


  53. عمو جون در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    چنین مردایی دچار یه خشم درونی میشن ودوست دارن زجر کشیدن زنا رو ببینن.در واقع دوست دارن عقدهاشون رو که از زن قبلی داشتن سر زن جدید خالی کنن.این مردا امادگی شدیدی به نزدیک شدن به زنهای هرزه دارن تا بهتر وراحتتتربتونن اون زن رو به نمایندگی از همه زنها تهقیر کنن ویا کارای درد اور باهبش بکنن.وتا مدتها به هیچ زنی اعتماد ندارن.بهترین راه کمک کردن بهش در کارهایی است که انجامش براش سخته اینطوری کم کم هم وابسته میشه هم اعتمادش جلب میشه.این کارها میتونه دارای طیف وسیعی باشه از خرید کردن تا کارای خونه ویا بیرون بردنش به مکانهای جدیدواشنا کردنش با ادمهای جدیدوصحبت کردن ودرد دل کردن وخلاصه باید این زخم روحیشو التیام بدی#flower


  54. دیدم شعر خانم رهنما را دوست داری از آنجایی که مراسم را ضبظ کرده بودم برات پیاده‌ش کردم:
    http://eshgvamargh.persianblog.ir/post/401/
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    ممنون عزیزم#kiss


  55. شادی در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    سلام ویولت جان ..
    موی شکلاتی مبارک خیلی بهتون میاد ..از نظر سنی ماشاءالله خیلی جوان تر از سن واقعی تون می زنید چون ریز نقش هستید اینگونه به نظر می ایید
    در مورد سئوالت :::
    خیلی جالبه وقتی این مردها با زنی ازدواج می کنند به دوستانشون می گویند ::عجب غلطی کردیم .از زندگی متاهلی خلاص شده بودیم دوباره خودمن را گرفتار کردیم !!
    مرد نیستم که حسشون را درک کنم و با مردها هم معاشرت نداشتم .نمی دونم …و اولین باره که شنیدم مردها هم غمگین می شوند …
    من نمی دونستم انها صدمه می خورند همیشه می دونم مردها صدمه می زنند …
    لابد مردها می گویند همه زنها بد هستند
    اما خدایش زن ایرانی مگه بد میشه ؟؟اکثر زنان ایرانی بساز هستند و دلشون نمی خواد طلاق بگیرند ..
    من زن بد ندیدم ولی مرد بد فراوان دیدم
    خدا رحم کنه ..اصلا ازدواج مزخرفترین رابطه است ..اگر من از نظر مالی قدرت داشتم محال است یک لحظه زندگی زناشویی کنم …
    ارزوم است یک خانه داشته باشم یک شگ هم بخرم و یک شغل خوب داشته باشم و کار کنم و تنهایی زندگی کنم بدون هیچ جنس مذکر …
    _______________________________
    پاراگراف آخرت خیلی بی انصافیه
    یعنی یک مرد تو زندگی فقط یه ماشین پول سازه که سر پناهی آماده میکنه و مثل یه سگ!!! ازت محافظت می کنه؟
    نه اصن قبول ندارم.طرز فکر سیاه و بی محبت و غیر منصفانه اییه


  56. لیلی در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    به ع کامنت۴۴
    عزیزم؛ این روزای گریه و زاری تموم میشه… نمیخوام ناراحتت کنم ولی فقط ترسوها هستن که برای تموم کردن یه رابطه پای خانواده شون رو میکشن وسط…
    بهتر که همچین آدم ترسویی از زندگیت بیرون رفت…


  57. گلناز در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    سلام ویولت جون
    این لینک شعر خانم رهنما
    http://eshgvamargh.persianblog.ir/post/401/


  58. نساء در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    #flower #flower


  59. نگارش در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    سلام ویولت عزیزم..
    این مسئله کاملا درست است..
    و به نظر من هم باید پیش از شروع رابطه از این موضوع اطلاع حاصل نمود در غیر اینصورت صبر ایوب هم حواب نمی دهد!!
    #blush


  60. emma در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    مرسی‌ ویولت جونم#flower #flower #flower #flower منو یادت نرفت
    عزیزم ببخشید رک میگم ولی‌ می‌دونم چی‌ میکشی و اتفاقی‌ افتاده شوکی‌ باورت نمیشه حرف منم سخته باور کنی…‌ اگه رفته یکی‌ دیگه رو جدی بیشتر ازتو پسندیده وگرنه هیچکی نمیتونست مجبورش کنه اینا همش بهونست به دلیلی‌ تورو نمیپسنده اونقدر… حالا ممکن بگی‌چی‌ کار کنم؟ هر کاری میکنی‌ بش زنگ نزن التمسو تقلا نکن… بذار بره چون دنبالش رفتن فراریش میده
    ___________________________
    دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره درخواستت#winking


  61. نیلوفر... در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    ویولت عزیز
    اصلا چرا باید به مردی که شکست عاطفی داشته نزدیک شد؟ منظورم از نزدیک شدن همون ایجاد رابطه ی مجدد عاطفیه که منظور این پست هم هست. ( نه نزدیک شدن به معنای کمک رسانی و تغییر روحیه ) واقعا چرا؟ اگه خود اون شخص بخواد رابطه برقرار کنه پس مطمئنا به اون مرحله رسیده که گذشتشو ببوسه بذاره کنار و یا حداقل تو رابطه ی جدیدش دخالت نده… و اگر هم نخواد رابطه ی جدیدی با فرد جدیدی داشته باشه ، چرا یک زن باید بره سراغش؟ واقعا چه اصراریه؟ اون مرد باید خودش با گذشت زمان به مرحله ای برسه که از رابطه ی عاطفی دوباره استقبال کنه… ( نمی دونم شایدم من اشتباه فکر می کنم اما دیدگاهم نسبت به این موضوع همینه.)


  62. #angry
    بیا همین دیگه
    وقتی می گم نزدیک شدن به مرد ها هم کفاره داره. تودلتان بگید نه کیس ما فرق می کنه.
    واقعا باید سعی کرد فاصله را حفظ کرد تا کمتر آسیب دید.
    حالا یک ادم دم دمی مزاج بدون عقیده به آدم اطمینان داشته باشه به سر آدم هم قسم بخوره. چه فایده وقتی اینهمه آدم آسیب بخوره.
    فکر می کنم شما خانم باید دل به خدا بدهید و از او بخواهید تا بهترین را برایتان قرار دهد.
    شاید خنده دار به نظرت بیاید. ولی عسل صبر کن و سوره والعصر را بخوان خدا کمکت می کند انشا الله.


  63. ساتین در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    ویولت من یه جمله ای رو سالها قبل تو همون زن روز های قبل از انقلاب خوندم که هیچوقت یادم نمیره:
    هرگز سعی نکنید با مردی که تازه جدائیی را پشت سر گذاشته رابطه داشته باشید چون احتمالا اشک هایش را روی شانه های شما خواهد ریخت و بعد از بهبودی روحش با زن دیگری پیمان خواهد بست
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    آخ این دقیقا جواب من به این کامنت گذاشته شده ست که طرف فقط واسه فراموش کردن استفاده کرده
    قبلا یه چیزی ازم پرسیده بودی…متاسفانه حدود ده یا ۱۵ سال پیش همه مجله ها ریخت دور#sad


  64. رز در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    من یک آقا رو می شناختم که دختری که فوق العاده دوسش داشته و رابطه نزدیکی باهام داشتند بهش خیانت کرده بود. این آقا از نظر عصبی فوق العاده بهم ریخته بود حتی رفتار اجتماعیش هم دچار مشکل بود. نمی تونست با هیچ دختری ارتباط برقرار کنه و خوب سنش هم داشت زیاد می شد و ازدواج نکرده بود بدترین حالت برای این آقا این بود که خیانت این خانم رو هر روز بری خودش مرور می کرد
    نمی دونم ازدواج کرد یا نه اما احساس می کنم واقعا نیاز به کسی داشت که این آرامش و بهش برگردونه
    مرد ها شاید خیلی منم منم می کنند ولی در مقابل شکست های عاطفی فوق العاده ضعیف هستند


  65. د.ن. در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    سلا ویولت خانم لطفا به ما سری بزنید ولینک دهید.سپاسwww.timaa.ir


  66. سلام
    من نظرم اینه که آیا اون زن قبل از اینکه مرد ازدواج کنه میشناخته طرف رو ؟ آیا زن خودش ازدواج کرده بوده ؟ آیا مجرده ؟ مهم ترین مسئله اینه که زن باید بدونه مرد چرا جدا شده ؟ بعد هم اصولا هر ازدواجی مثل هندونه ی در بسته اس و گاهی اوقات -اکثر اوقات – طلاق نعمت و مهر و حبته و خیلی خوبه …نظر من اینه که مردی که از زنش جدا میشه باید بریم خدا رو شکر کنیم ک ه حداقل خدا رو شکر یه رابطه اش مشروع بوده #laugh البته مزاح کردم ……
    میس شانزه لیزه


  67. مرجان در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    در مورد ازدواج زیاد نمی دونم اما در مورد دوستی با کسی که قبلن عاشقه کسی بوده و شکست خورده واقعن سخته.حالا گذشته ز این که بتونی گاردشو باز کنی و باهلاش رابطه بر قرا کنی اون به هر حال عوض شده و همیشه ی همیشه می ترسه ز اینکه دوباره شکست بخوره و برای همین بیشتر ازهر چیزی به فکر خودشه و ممکنه خیلی نامردیا که از نظر خودش عاقلانه س انجام بده تا دوباره شکست نخوره .و واقعن هم بدن با همچین آدمایی علاوه بر صبر ایوب مقدار زیاد ی نادیده گرفتن خود برای یه مدت طولانی یا شایدم تمام عمر رابطه نیاز باشه.
    اینا بر حسب تجربه ی شخصی بود که بعد دو سال به دستم اومده.حالا ممکنه مورد به مورد فرق کنه


  68. مریم در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    من دوساله با همچین مردی آشنا شدم و سعی کردم بهش نزدیک بشم راستش اولش فکر نمیکردم که بتونم اخه خیلی داغون بود ولی همون اول فهمیدم که دوست داره راجع به تجربه قبلی زندگیش حرف بزنه پس منم همیشه سعی میکردم ازش بخوام که از کسی که واقعا یه روزی دوستش داشته حرف بزنه باهاش همدردی کردم تا اینجای قضیه درست مثل یه دوست بودم یه حقیقت دیگه این وسط بود من قصدم دوستی بود اما در کمال تعجب همین جند روز پیش فهیمدم که اون به ن وابسته شده بهم ژیشنهاد ازدواج داد حالا من اونقدر بهش نزدیک هستم که میدونم واقعا دوستم داره ولی مشکلی این وسط برام پیش اومده خوب تا امروز دوستش بودم از این به بعد اگر قراره همسرش باشم باید بازم مثل قبل بهش اجازه بدم از تجربه قبلیش بگه؟یعنی این حس حسادت زنونه رو احساسش میکنم


  69. کامیار در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    دیگه خیلی سخت میشه اعتماد کرد به جذابیت ها
    مثلاْ
    مهربونی
    اینکه نخوای فکر کنی که
    پشتش چی میتونه باشه؟
    طول عمرش چقدره؟
    چقدر واقعیه؟
    اصلا چقدر اهمیت داره؟
    چه فایده؟
    در ازاش چی خواهد خواست؟
    اون چیزو کی خواهد خواست؟
    و …..
    اینا سئوالائیه که احساس آدمو تحت الشعاع قرار میده .
    من که با فاصله گرفتن از ارتباط قبلیم هر روز این سئوالام پایدار تر میشه.
    رابطه برام شده معامله!
    دیگه جرات نمی کنم بی حساب ببخشم
    دیگه جرات نمی کنم
    و اگر کردم ترجیح میدم برای یه غریبه باشه
    اینجوری حداقل تو دجله میوفته!
    اینجوری لذتشو همون موقع میبرم بی توقع و بی ترس از سرخوردگی ناشی از تکرار بی توقع بودن !
    سخته
    شاید بگید اشکال از توقعه
    آره عزیزم زندگی واقعیه
    تو ارتباط وفتی تعادل بهم میخوره
    توقع پیش میاد
    خوب نیست ولی هست
    خیلیا دلشون مثه من یه برکه است
    امیدوارم شما اینطور نباشین
    و امیدوارم خدا آدمای دل دریائیشو بیشتر بذاره تو خط تولید


  70. بهار در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    به دوستی که پیام خصوصی گذاشته:
    روزی ۱۰ ساعت صحبت تلفنی؟؟؟ این همه وقت رو از کجا میاوردین؟ با احتساب ۸ ساعت خواب روزانه هم میمونه ۶ ساعت دیگه. که اونم صرف خوردن و کارای شخصی و حموم و اینا میشه
    ببخشید که رک حرف میزنم. اما به نظر میرسه شما توی این رابطه خودتو به شدت محدود کردی. انگار که توی زندگی هیچ کاری جز صحبت با این اقا نداری. و همین هم باعث وابستگی شدید شما شده. دقت کن که این اسمش وابستگی هست و عشق نیست!
    به نظر من بهتره توی برنامه روزانه ات یک تجدید نظر کلی کنی. یک کاری، فعالیتی، چیزی برای خودت پیدا کن و خودتو باهاش مشغول کن. اون اقا هم با این توصیفاتی که کردی، همون بهتر که ولت کرده. اگه باهات ازدواج میکرد به مشکل میخوردید. این نه عاشق بوده نه مسئولیت سرش میشده. فقط میخواسته با صحبت کردن با شما رابطه قبلی شو فراموش کنه. اون دلیلشم که باباش مریضه و قلبش درد میکنه فقط برای از سر باز کردن بوده. بازم میگم همون بهتر که الان از هم جدا شدید. این نشد یکی دیگه! تحفه که نبوده! والا
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    گل گفتی


  71. لیلا در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    دوست عزیز کامنت خصوصی: برای ادامه‌ی یک رابطه باید هر دو طرف خواهان ادامه باشند اما برای قطعش فقط کافی‌یه که یکی از طرفین نخواد. از من می‌شنوی هق‌هق گریه‌ها و تمام بغض‌ت را در خلوت با خودت و با دوستی محرم قسمت کن اما دیگه غرورت را زیر پا نذار. بذار بره. میدونم سخته، خیلی سخت. اما با اصرار و تلاش برای تداوم رابطه فقط طرف را از خودت زده می‌کنی و حتی اگه شانسی هم برای برگشتش وجود داره با سماجت تو از دست میره.


  72. سلام عزیزم زیاد در این مورد تجربه ندارم که بخوام نظری بدم ولی از نوشته ی دوستان استفاده میکنم#heart #heart #heart


  73. ژول در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    در مورد کامنت خصوصی راستش بوی دودر میاد#sad
    اونم راه دور و ارتباط تلفنی.خیلی خوش بینانه اس اعتماد به این رابطه.


  74. لیلی در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    به کامنت ۷۰
    به نظر شما توقع همیشه بده؟
    مثلن اگه دوستتون بهتون قولی بده شما توقع ندارین به قولش عمل کنه؟
    بهر حال یه رابطه هم یه نوع تبادل احساسه…من این بحثها رو که میگن محبت بی توقع و اینجور چیزها رو در مورد احساسات آدمها و روابط عاطفی نمیتونم موجه بدونم…حتی مادر آدم هم در قبال محبتهاش توقع احترام و محبت داره#flower


  75. آویشن در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    رهاش کن عزیز من رهاش کن همین و بس…قبل از اینکه بیشتر از اینها پلکان عبورش به راههای ترقی باشی رهاش کن و مطمئن باش اون کارمای کار خودش رو خواهد دید…اگر لیاقت عشق تو رو نداره همون بهتر که بره..به قول پدر دوستم می گفت:ممکنه تو یه لیوان داشته باش که خیلیه م دوستش داری و جز اون نمی تونی توی هیچ چیز دیگه ای چایی بخوری…خب این لیوان لب پر میشه و هر بار چایی می خوری یه تیکه از لبت رو می بره وز خمی می کنه حالا ارزش داره اینو فقط واسه اینکه دوستش داری نگه داری؟ بندازش دور لیوانت رو و بذار خدا و کائنات کمکت کنن…این تنها چیزیه که به نظرم می رسه. تو هم نه زنگ بزن نه اس ام اس بده..فکر هم نکن حالا میره ازدواج می کنه خوشبخت می شه نه عزیز من دنیا انقدر ها هم بی حساب کتاب نیست..دیر نیست روزی که با خودش بشینه و ببینه اشتباه بزرگی کرده.اگه از تو برای مهر و محبتش استفاده کرده تا فراموش کنه یکی دیگه رو باهات شرط می بندم یکی دیگه همین کار رو با اون خواهد کرد زودتر از اونچه که فکرشو بکنی..
    امیدوارم افسردگیت رفع بشه کاش بری دکتر و آرامبخش برای مدتی بسیار کوتهای مصرف کنی تا دوباره سرپا بشی..


  76. بیهوده گی در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    به نظر من باید به آن مرد فضا داد.
    نباید دنیایش را پر از محبت و حضور کرد.
    باید اول با تنهایی خودش کاملا کنار بیاید. خودش با خودش.
    تا بتواند هیچ چیز رابطه ی قبلی را با روابط دیگرش مربوط نکند.
    بهتر شو


  77. سینا در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    من در این زمینه تجربه و مطالعه ای ندارم. فقط این رو می تونم بگم گه آدما و سرگذشتاشون خیلی خیلی متفاوتند و غیر ممکنه -یا حداقل خیلی سخته- که بشه قاعده ای پیدا کرد که در اکثر موارد صدق کنه.
    #flower #flower


  78. آویشن در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    به ساتین:
    ساتین جان خوبی؟؟ تو خودت رو آفتابی هم نکنی واسه من عزیزی …یادش به خیر همین چند وقت پیشها بود ویولت که می خوابید اینجا می شد چت روم من و تو و لیلی و بچه های دیگه…
    دیدی میگن به یادش پیکی بزنیم؟ خب حالا یاد می کنیم از اون دوران..تازه چه خبر؟ لیلی چطوره؟؟ نبودین ببینین این ویولت انگشتر خوشگلاش رو دستش کرده بود و مثه پرنسس ها به همه پر میداد…یه انگشتر جیگیلی بیگیلی داشت که یه عالمه آویز خوشگل بهش وصل بود انقده ناز بود…. کفشهاشم ندیدین کلی جیگیل بیگیلی خوشگل هم رو کفشهاش داشت..گمونم همونهایی بود که با امید رفته بود خریده بود تو میلاد نور…خلاصه جاتون خالی ندیدین چطور آوردنش تو سالن! من وایساده بودم و مبهوت نگاه می کردم مثه این پادشاهها رو تخت روون آوردنش تو ویلچیر رو بالا گرفته بودن و ذره ای ایشون ارتفاعات پله رو حس نکردن خلاصه امپراطوریی کرد واسه خودش هااااااا…وقتی بهاره رهنما گفت ویولت عزیز نیست ما همه جیغ بنفشششش زدیم به مولا علی قسم ربطی به لباس بنفشهای ویلی نداشت بلکه می خواستیم بگیم بابااااااااااااااا بسه رایمونو که روز روشن هاپولی!!!!!! بالا غیرتن جلو چشم و چال اینهمه حضار ویلی رو ندزدین و منکر نبودنش نشین دیگه!!!!!!همه با انگشت مدیونی اگه فکر کنی با یه انگشت نه به خدا با همون علامت v ویولت رو نشون بهاره دادیم و زودی سر برگردوند و ویولت دید و چاق سلامتی و اینا…این وی هم که نشونه حرف اول ویلیه فکر ناجور نکنی یه وخ!!!! خب دیگه تا ویلی ننداختتم بیرون خودم کاسه کوزه ام رو جمع کنم برم زیاد حرف زدم.


  79. shiva در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    برای کامنت خصوصی
    این شرح حال خیلی از هم جنسهای ماست متاسفانه
    اون مرد این زن رو برای دوره گذارش میخواست (گذار از زندگی ناموفق و بازگشت به زندگی طبیعی) و حالا که اون دوره گذشت برای ازدواج مسلما باز هم به همون الگوهای رایج و سنتی پناه میبره و البته بازهم اون اشتباه تکرار میشه
    یعنی این یک خصلت مشترک بین بیشتر مردهاست.
    اما عزیزم بهت قول میدم برمیگرده چون بعد از مدت کوتاهی متوجه میشه اون همشهری درسته که نظر خونواده رو تامین میکنه اما نمیتونه پاسخگوی احساس و نیازهای مدرنش بشه و باز به شما رجعت میکنه
    اما جدا نیمیدونم این رجعت ارزش پذیرش داره یا خیر؟


  80. نیلو در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    تا جایی که من می‌دونم چه برای مرد و چه برای زن بهتر و حتی لازم و واجبه که بعد از بیرون اومدن از یک رابطه یا پایانش در هر سطح و شرایطی که بوده هرگز با عجله وارد رابطه دیگه‌ای نشن. اول زخم‌های رابطه قبلی رو التیام بدن و با کمک و مشاور و هر کار دیگه بگذارن زمان لازم طی بشه در غیر این صورت احتمال شکست در رابطه جدید خیلی خیلی زیاده. اشکلات این کار خیلی زیاده(منظورم برقراری سریع ارتباط با کس دیگه) آدم از نظر احساسی و عاطفی خیلی شکننده‌است. دنبال جای‌گزین می‌گرده که خیلی خطرناکه و در انتخاب اشتباه می‌کنه چون همش در حال مقایسه با قبلیه… خلاصه شروع رابطه مجدد دوای هیج دردی نیست. باید اول درد را درمان کرد.


  81. سیامک در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    منم زنم رو طلاق دادم الان از غم دوریش معتاد شدم دکترا میگن هپاتیت گرفتی یه دختر به من قوت قلب بده حالم خیلی خرابه


  82. میم.صاد در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    درود
    شاید به خاطر اینکه زنان عقده ی دل را با صحبت و همدلی و حتی یک گریه ی ساده کم میکنند و پس از مدتی وضعیت بهتری پیدا میکنند اما مردان هرگز مشکلات خود را با دیگران در میان نمیگذارند و آخرین مردی که مشکلات خود را با گریه حل کرد متاسفانه طی خبرهای رسیده منقرض شده است!
    شاید پس از مدتی یک زن بتواند زندگی خودش را از نو بسازه اما مرد داستان هنوز از زندگی قبلی خود خارج نشده است … سعی میکند با تلقین خاطراتش را به فراموشی بسپارد ولی خیال یک دیدار رهایش نمیکند …
    کم کم اون زن تبدیل به یک اسطوره برای مرد میشه … این زن افسانه ای در دل مرد میمونه و رخت بر نمیکند …
    متاسفانه اینجا غرور مرد مانع بازگشت به رابطه ی قبلی میشود و این وضعیت سخت تر میشه وقتی که به اصرار مرد جدایی صورت گرفته باشه…
    تنها راه جدایی از این وضعیت تنها نبودن است …
    حالا اگه شخص جدیدی بخواهد وارد قلب این مرد بشه باید با آن زن افسانه ای وارد جنگ بشه و در این جنگ بر او پیروز بشه …
    البته خارج کردن کامل آن زن از قلب این مرد شاید کاری محال باشه ولی نباید نگران بود چون یک مرد هرگز این واقعیت را آشکار نمیکند ولی در روابط متقابل شما تاثیر خود را خواهد گذاشت و گاهی سردی مرد شما زن را خواهد آزرد …
    به نظر شخصی من که حاصل تجربیاتم میباشد هم مرد و هم زن پس از قطع یک رابطه به یک میزان آسیب میبینند ولی آسیب هایی که به زنان میرسد کوتاه مدت و شدید است ولی در مردان به صورت طولانی مدت روز به روز بر شدت آسیب ها افزوده خواهد شد …
    پاینده ایران#flower


  83. saeed در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    به نظرم نمیشه یه حکم کلی داد، اینکه کی بیشتر ضربه میخوره کاملا بستگی به نوع آدما داره و اینکه چه تیپ شخصیتی دارن، که اتفاقا اگه اینجوری نگاه کنی باور عموم درسته چون عموما زنها احساساتی ترند ولی باز به شرائط بستگی داره.
    زن و مرد بودن قضیه فقط نوع واکنشهای بعدی رو تا حدی معلوم میکنه.
    مردها بیشتر سرخورده از شکست در زندگی هستند و لی خیالشون راحت تره چون میتونن انتخابهای دیگه ای داشته باشن.
    زنها شاید اولش ظاهرا با قضیه کنار اومدن ولی هرچی میگذره بیشتر احساس تنهایی میکنن اونم تو جامعه ای که ما داریم.
    یعنی اگه بخوای نمودار بکشی دو تا منحنی برعکسه.
    (البته من تجربه نکردم، و به هر حال کسی که تجربه کرده بهتر میدونه)


  84. میم.صاد در ۸۸/۰۹/۰۸ گفت :

    درود
    نزدیک شدن به این مردان تنها با صبر و علاقه امکان پذیر است
    نباید انتظار داشت که مثل یک بیماری با تزریق آمپول مرد بتواند از سد این خاطرات بگذرد …
    باید خواست
    باید خواست
    باید خواست
    وقتی این فعل خواستن استمرار داشته باشد مرد خود به خود آن بت را از خانه ی خود بیرون خواهد کرد و شخص بهتری را جایگزین خواهد نمود …
    در این راه نباید دنبال کشف اسرار بود … باید گذاشت که خودش با این قضیه کنار بیاید چون مردان بر خلاف زنان فقط خودشان میتوانند به خودشان کمک کنند و دیگران تنها نقش انگیزه و هدف را خواهند داشت
    محبت میتواند اسلحه ی خوبی برای نفوذ به قلب طرف مقابل باشه اما این محبت نباید شکل تحقیر یا تمارض و بدتر از آن دلسوزی به خود بگیرد
    پاینده ایران#flower


  85. ساتین در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    کامنت ۸۱:
    #laugh
    داوطلب نبود؟
    یکی برای مرهم گذاشتن و بعد هم تنها ماندن


  86. ساتین در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    به آویشن:
    قربون محبتت عزیزم


  87. شیما در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    برای کامنت خصوصی
    بره بمیره، لیاقت تو رو نداشت
    یکی از همین بی وجدانها، به بهانه ازدواج
    منو ده ماهی سر کار گذاشت
    بماند که چقدر دوست دارم و فدات شم
    تحویلم داد، ساکن مشهد بود
    بعد یه روز خیلی راحت گفت تو تهرانی هستی
    و مامانم می خواد عروس مشهدی داشته باشه
    و اگه می خوای، فقط دوست بمونیم
    یعنی من داغون شدم حسابی
    روزی حداقل دو ساعت تلفنی و اس ام اس
    هم که بماند
    کسی که می گفت بدون شنیدن صدات
    زندگی برام جهنمه! الان سه ساله که صدام
    رو نشنیده، فک کن
    ولی خدا خیلی کمکم کرد و برگشتم به حالت
    سابق
    به خدا توکل کن و شکرگزارش باش که
    با همچین آدمی نرفتی زیر یه سقف
    وگرنه معلوم نبود چه ضررهای دیگه ای هت
    وارد می شد


  88. آرایه در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    سلام
    تجربه ای ندارم خودم اما میبینم دخترای اطراف خیلی راحت میرن توی زندگیشون و انگار این کمکشون میکنه سرپا بایستند و برای شروعی دوباره البته در اکثر مواقع نه با فردی که بلافاصله بعد از متارکه اومده تو زندگیشون، آماده بشن.


  89. شیما در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    برای کامنت خصوصی
    راستی می دونی چی شد که بعد از
    یه ماه گریه و اشک و آه برگشتم
    به خودم؟ چند تا کلاس رفتم و سر
    خودم رو گرم کردم و واقعا نتیجه داد
    حالا هم اصلا به فکرش نیستم و تازه
    خدا رو شکر می کنم که دیگه همچین آدمی
    زندگیم وجود نداره


  90. رضا در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    من اتفاقا درگیر موضوعی هستم کاملا بر عکس این مساله، با خانمی آشنا شدم که یک شکست رو تجربه کرده، هر قدر هم سعی می کنم که خودم رو بهش ثابت کنم باز هم من رو مقایسه می کنه، به بمبست بدی برخوردم، در حالی که دلم بد جور گرفتارش شده . این رو هم مطرح کنید ممنونم


  91. معتاد در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    من که طاقت نیاوردمو معتاد شدم
    شب و روز کارم شده#cry #cry #cry
    جراءت خودکشی هم ندارم
    نفرینش کنم؟
    برم بکشمش؟
    برم آبروشو ببرم؟
    برم رسواش کنم؟
    برم معتادش کنم؟
    برم ازعزیزاش انتقام بگیرم؟
    برم به خانوادش بگم باهام چیکار کرد؟
    چیکارش کنم ستگ صبور؟


  92. به شماره ۶۸ مریم
    مریم جان آدم اگر نخواد دوست همسرش باشه هیچ وقت زن خوشبختی نمیشه .جایگاه همسر بودن تاج سر بودن نیست پهلوی همسر بودنه پس دوست شوهرت بمون و بذار راحت باشه .
    خوشبخت باشی جانم


  93. شراره در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    من معتقدم کسی که قبلا یه کاری کرده باشه قبح اون کار براش ریخته و دیگه دفعه بعد راحتر عمل میکنه . مردهایی که بعد از طلاق بلافاصله با کسی دوست میشن فقط به خاطر پر کردن خلا روحی خودشونه بعد از یه مدتی هم میبینن راحت و بدون دردسر میتونن با بقیه هم رابطه داشته باشند و کلا از اون قالب خودشون مییان بیرون من که تا حالا هرکی رو دیدم اینجوری بوده البته مردایی که ۱۰۰ درصد در طلاق دادن زناشون مقصر بودن و رابطه رو اونها به بن بست کشیده بودند
    تو این همه سال فقط یه مورد دیدم که زن مقصر بود و مرد طلاق داده بود زنش رو بعد هم اون مرد به کل دور همه زنها رو خط کشیده بود #grin


  94. لیلی در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    به آویشن و ساتین
    دوستتون دارم و دلم برای چت کردن باشما توی این کامنتدونی تنگ شده…
    دیشب با یکی از بچه ها کامنتدونی نقطه رو تبدیل به چت روم کرده بودیم…
    حالا ببینیم نقطه چجوری دعوامون کنه#grin #winking


  95. دوست عزیز . میدونم سخته درد داره کندن از کسی که دوستش داری . بخصوص بخاطر وقتی که براش گذاشتی . اما یادت باشه . این آدم بالاخره تو رو ترک میکرد . ممکن بود یکسال بعد از ازدواج یا حتی با یه بچه . خوشحال باش که دیگه نیست . به جهنم که همچین آدم ضعیف النفس وابسته ای توی زندگیت نیست . اصلا خودت رو کوچیک نکن براش . یه مدتی که سعی کن کوتاه باشه پیش خودت براش سوگواری کن . همه خاطراتشو دفن کن و ازش بگذر . این خر نشد یه خر دیگه . یه خر لایق ! و بزرگ جلوی چشمت بنویس : NEXT #heart


  96. میدونی ویولت … آقایون خیلی پیچیده تر از اونی هستن که بشه در موردشون چیزی گفت … با اینکه به نظر اکثریت اینطور نیست … من مردی رو میشناسم که زنش ازش دا شده بود … این آقا از همه لحاظ کامل بود … موقعیت شغلی … تیپ و قیافه و پول و ماشین و این حرفا … جالبه که خانومش اصلا قیافه ی خاصی نداشت و اخلاقش بچه گونه بود … یعنی میخوام بگم کلا پسره سر بود از زنش … با این حال وقتی زنش ولش کرد خیلی بهم ریخته بود … داغون بود … نمیتونستی نزدیکش بشی … من خودم یک سال تمام با این پسر صحبت کردم تا نرم شد و شروع کرد به درد و دل کردن … و اصلا تمایلی نداشت برای اینکه دوباره یه رابطه رو شروع کنه .. دیگه میترسید از شکست دوباره … و میدونی نکته ی جالب قضیه کجاست ؟؟ که زن این آقا بعد از سه سال دوباره خواست بهش برگرده و با هم زندگی کنن … این آقا هم قبول کرد … با این که خیلی از دخترا حاضر بودن با این آقا زندگی کنن ولی تصمیم گرفت دوباره با زنش زندگی کنه … میگفت اخلاق اینو دیگه میشناسم و نمیتونم ریسک کنم و یه رابطه ی جدید شروع کنم … اما من مخالف نظرشم …. به نظر من اون خانوم امتحانش رو پس داده و موفق هم بیرون نیومده … پس دیگه نباید دوباره باهاش امتحان کرد … خصوصا که الان هم دوباره داره اذیتش میکنه و آزارش میده
    نظر تو چیه در این مورد ؟


  97. m.e.f در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    مردان در صید عشق به وسعت نامتنهایی نامردند. گدایی عشق می کنند تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب زن شوند. اما همین که مطمئن شدند مردانگی را در کمال نامردی به جا می آورند.
    علی شریعتی
    لطفا آقایان عصبانی نشوید منظورم مسلما همه آقایان محترم نبودند. در مورد کامنت این پست این جمله به نظرم اومد.


  98. ویولت جان من دقیقا این تجربه رو داشتم با مردی اشنا شدم که ۴ ماه از جداییش میگذشت ، بعد از ۲ سال ، من با اینکه بچه سال نبودم اما بعد از دو ماهی دیدم که واقعا این همون مرده رویاهاست و احساس کردم که میتونم در کنارش خوشبخت باشم اما اون یه حالت تدافعی داشت دقیقا هم یک ماه بعد از اشناییمون یک شکست کاری بزرگ براش پیش اومد و باید از صفر شروع میکرد، اما من دقیقا ۵ سال این رابطه رو نم نم جلو بردم
    یک سال بعد از اشنایی اون تازه علت جدایی از خانومش رو گفت و تا اون موقع من فقط میدونستم که جدا شده هیچ کنکاشی تو زندگیش نکردم و گذاشتم خودش پیش بیاد و کم کم پیش اومد اما اون ۵ سال سخت ترین دوران زندگی من بود و فقط و فقط صبر و حوصله من بود که تونست همه چی رو حل کنه اون تا مدتها حالت افسردگی داشت اما کم کم خوب شد و الان واقعا خدا رو شکر میکنم از اون صبری که داشتم
    اطرافیان و دوستانم همه از اول میگفتن اخه تو چرا اینقدر کوتاه میای اما من میدونستم که کاری که میکنم ارزشش رو داره و در تمام اون روزا حتی یه لحظه هم شک نکردم و هیچ وقت هم نخواستم اون خانوم رو بد کنم و یا پشت سرش حرفی بزنم هر چند که اونم هیچ حرفی نمیزنه و انگار یه گذشته خیلی دور از زندگیش شده
    ما الان ۳ ساله که ازدواج کردیم و خوشحالم از داشتن اون
    به نظر من بهترین راه حل صبره و اینکه نخوای خودت رو بهتر از قبلی جا بزنی و یا اشتباهات قبلی رو گوشزد کنی و یا اینکه تو سرش بزنی و خودت رو مدام مقایسه کنی و یا اینکه هیچ وقت نباید اون رو در شرایط مقایسه قرار داد .


  99. حامد در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    خوب به نظر من هردو ضربه میخورن اما مردا تو ظاهر شاید به روی خودشون نیارن و البته بعدش هم یه حصار دور خودشون میکشن تا کسی به زندگیشون نتونه نفوذ کنه
    اما خوب زنها به راحتی این کار رو میکنن
    ضعیفیم دیگه!


  100. farid در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    بدترین و ویران کننده ترین کار برای یه چنین مردی پرسیدن شماره تلفن و آدرس همسر قبلیشه تا مثلا از اون هم تحقیق کنیم. این کار به نظر من فحش مستقیمی است به مرد و این موضوع رو میرسونه که ما بهش اعتماد نداریم و میخواهیم از زبان همسر قبلیش هم علت جدایی رو جویا بشیم.پس اولین قدم برای نزدیک شدن به چنین مردی کند و کاو نکردن زیاد در مورد همسر قبلیشه و پذیرفتن این موضوع که اون رابطه با تمام بد و خوبش تموم شده.


  101. ساتین در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    به لیلی:
    آره عزیزم دیشب چتتونو اونجا دیدم
    #winking


  102. ساتین در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    بابا چقدر به مردها تاختید؟
    #surprise
    بشر همینه دیگه
    ضعف هایی داره
    مرد و زن هم نداره


  103. farid در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    من یه مرد مطلقه ام. از من میپرسن همسر قبلیتو دوست داشتی؟ چه سوال احمقانه ای!!! معلومه که دوست داشتم اگه دوست نداشتم که باهاش ازدواج نمیکردم. بعد منو نصیحت میکنند و میگن تو نباید این پاسخ رو بدی. باید بگی من از اولش هم اونو نمیخواستم و شرایط موجود و اصرار اطرافیان باعث شد که تن به این ازدواج بدم.
    بیزارم از سوالهایی که هردوجور پاسخ به اونها(بله یا خیر) میتونه تو دردسر بندازت.
    سوال میکنند که رابطه شما با همسر سابقت تا چه مرحله ای پیش رفته ؟؟!! چند بار خونه شون رفتی؟ و پهلوش خوابیدی؟ تورابه خدا این سوال احمقانه نیست؟ حالا من اگه با طرفم درحد ماچ و بوسه پیش رفته باشم یا در حد س ک س بیشتر چه فرقی به حال شما میکنه؟؟؟؟


  104. غریب آشنا در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    سلام
    الحق که کامنت جالبی است و واقعیتها را نوشتید .منم در این شرایط قرار گرفتم .اما نمیدونم چه خوبی به درگاه خداوند کردم که فرشته دوست داشتنی با فهم ودرک عالی سر راهم قرار داده که بهترین دوران زندگی را برام شکل داده. از اینجا دستش میبوسم میگم سپاس برای اعتماد کردنت و انتخاب شدنم …..اوست که به من جرات زندگی دوباره بخشیده ومن آسیب ندیدم .


  105. اگه من بودم سعی می کردم اول بفهمم اون مرد تو زندگیش دنبال چی می گرده؟ اصلا چرا از همسرش جدا شده؟ اگه دلایلش به نظرم منطقی اومد در مورد خواسته های برآورده نشده اون تو زندگی فکر میکنم اگه همنظر بودم ، باهاش همدلی میکنم . هر چی غیر مستقیم تر باشه بهتره.اصلا نباید در مقام مقایسه خودم با همسر قبلی اون بربیام.بگم من بهترم یا اون یا تو الان از من راضی هستی ؟( یعنی به زبون نیارم) این جملات اونو بیشتر به یاد گذشته ای که داشته می ندازه اونو بیشتر از من دور میکنه.فقط باید غیر مستقیم این کار رو کرد یعنی همیشه مشتاق و همراه خودمو نشون بدم و اجازه بدم زمان ، خودش اونو تو مسیری قرار بده که خلاف چیزایی که تا الان بهش ثابت شده براش نمایان بشه.تو این جنس رابطه ها خیلی باید محتاط بود حتی گاهی ممکنه نیاز به تلاش زیادی نباشه و مرد زود با ما انس بگیره اما خیلی زود هم سرد میشه چون تو شرایط بحرانی اصولاً آدما به هر ریسمانی ممکنه چنگ بزنن اگه اون ریسمان یه زن ضعیف و نحیف باشه زود پاره می شه…..
    ***
    اما در کل چه اصراریه که به یه همچین آدمی نزدیک بشیم چون خیلی خطرناکه .خود اون عنضر مونث باید خیلی خیلی باهوش و مدبر و قوی باشه بهتره زیاد عاشق نباشه چون همش احساسی برخورد می کنه باید خیلی منطقی بود.#thinking میگن بحران طلاق اگه اشتباه نکنم ۴ ساله یعنی ۴ سال طول می کشه تا فرد به زنگی طبیعی خودش برگرده


  106. س و س ن در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    منم یه حالتی مثل ایشونو تجربه کردم
    با فرق این که دوست من قبلش ازدواج نکرده بود ولی بنا به دلایلی گذاشت و رفت…
    با این که ادعا می کرد که دوسم داره
    ادعا می کرد عاشقم
    به همین راحتـــــــــــــــــی!


  107. بانو در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    به راحتی فراموشش کن.کاری که من کردم.
    اون آقا در اون یکسال داشته با محبت این خانم نیرو میگرفته .حالا هم که سالم و سر حال شده رفته دنبال زندگیش.
    بیماری پدرش هم مزخرفترین دروغ ممکنه.آدما برای موجه کردن خودشون خونوادشون رو به لجن می کشن..
    فراموشش کن.تو باارزشتر ی……..


  108. ابنوس در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    برای نویسنده پیام خصوصی:::::همه اش یه حرف بوده نه بیشتر اگه عاشقت بود پات می موند پس بی خیال دختر برو دنبال زندگی ات……یه مدت که بگذره فقط یه خاطره برات میمونه با یه لبخند تلخ زیاد سخت تگیر


  109. #flower


  110. مریم عزیز در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    خوب کامنت ۴۴ من باید به شما بگم دلیل رفتنش پدرش نبوده افکار و ایده خودش بوده منتها پدر شده بهونه
    به تمام افرادی که مثل من شکست خوردن خوب هیچ عیبی نداره یکی دیگه تازه می تونه بهتر از قبل هم باشه شما هم آگاه تر
    به ویولت بابا تو که خودت استادی ما از شما درسها می گیریم حالا راهنمایی از ما ؟؟؟ شوخی بود البته
    چاکرتیم همیشه


  111. ویلی جون این خواننده تو باید بدونه اونی که رفت از اول رفتنی بوده
    یعنی نمی خواسته بمونه
    اینا همش بهانه هایی هست که مردها برای ترک یه زن و توجیه کارشون میارن
    اون آقا بعد از به آرامش رسیدن دیگه به این خانوم احتیاجی نداشته و خواسته به عنوان یه مرد نرمال با دختری که لایق خودش می دونسته ازدواج کنه
    می دونم تعبیر من خیلی تلخه ولی خودم یه تجربه نسبتا مشابه داشتم البته با یه مرد زن مرده که وقتی روی پاش واستاد و بحران های عاطفیش تموم شد گورش رو گم کرد
    خدا رو شکر می کنم برام عشقی نموند چون اون رو حقیرتر از این دیدم که لایق عشقم باشه
    این خانوم هم بدونه که هرکی نون دلش رو می خوره
    به نظر من اشتباه نکرده بلکه ذات مهربون و خوب خودش رو نشون داده ولی طرفش لیاقت نداشته
    بهتره به جای فکر و سرزنش خودش سعی کنه حسش نسبت به طرفش عادی بشه چون مطمئنا نمی تونه فراموشش کنه فقط باید روی ذهنش کار کنه که طرف براش عادی بشه
    مطمئن باشه که کارش اشتباه نبوده و به خودش بباله به خاطر محبتش و به خاطر خوب بودنش
    فقط همین
    البته این دیدگاه من بود شاید از دید خیلی ها اشتباه باشه


  112. یه خواننده در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    سلام ویولت عزیز
    به کامنت خصوصی:
    عزیزم حالا که گذاشته و رفته، اونهم به بهانه خانواده، تو هم دستت رو بذار رو زانوهات و یه یا علی بگو و بلند شو
    این حرفو کسی داره بهت میگه نزدیک به سه سال بهترین لحظه های عمرشو رو با مردی شریک شد .. راهشون دور بود ولی چت و میل و تلفن و ….
    اما نتونست خانواده شو راضی کنه
    یعنی نتونست روی حرفشون حرف بزنه و یه روز خیلی راحت بهم گفت نمیتونم جلوی خانواده م بایستم
    مادرش براش می رفت خواستگاری و ما پشت تلفن با هم حرف میزدیم!
    و من بچگی کردم که همون روزها باید می فهمیدم این آدم نمیتونه تکیه گاه محکمی باشه
    دوران بحرانی برای من فقط ۳ روز طول کشید چون بعدش با حرفهای یه فرشته مهربون واقعا آروم شدم
    چیزی رو از دست ندادم
    خوشحالم که الان اینجام، خوشحالم که تموم شد اون رابطه
    شاید باورت نشه، ولی خودم براش میل فرستادم که حق با شماست و بهتره ارتباط ما تموم بشه، خودم بهش گفتم دیگه باهام تماس نگیره
    و اونقدر مطمئن بود که بعد از فرستادن این میل انگار یه بار بزرگ رو از دوشم برداشتم
    اون روزها، اون ارتباط مثل یه تجربه ای بود که تموم شد
    هیچوقت نه حسرتش رو میخورم، نه با دید منفی بهش نگاه میکنم
    باور کن الان باید تصمیم بگیری
    الان باید قصد کنی که بلند شی و محکم باشی
    تا برسی به اینجایی که من هستم
    با اطمینان صددرصد دارم میگم اگه این آقا یه روز بیاد و بگه همه چی حله و میخواد ارتباط رو شروع کنه، این منم که قبول نمیکنم
    چون الان معیارهام خیلی فرق کرده
    دیدم خیلی بازتر شده
    توکل به خدا یادت نره
    مطمئنم موفق میشی و میتونی
    مخلص ویولت خانوم مهربون هم هستیم با این وبلاگ ارزشمند و این قلب پاک و آبی …
    چهره ی مهربون و زیباتون حکایت از دل مهربون و دریاییتون داره
    ولی فکر کنم اشتباه کردم هااا
    دریای دل شما بنفشه
    دوستتون دارم#flower #kiss


  113. مریم در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    لازم است آدم‌های دوروبرم را جابه‌جا کنم٬ بعضی‌ها بیش از حد نزدیک شد‌ه‌اند که لایق نیستند٬ بعضی‌ها دور مانده‌اند که حقشان نیست…بعضی‌ها رهگذرند جا و مکان ندارند٬ قدم می‌زنند توی دل٬ روی اعصاب٬ پشت سر…یا باید یک‌جا میخشان کنم یا سیم‌خاردار بکشم که نزدیک من نیایند٬ یای سخت‌ترش این است که تمرین کنم باشند و قدم بزنند و به هیچم نباشد
    همه لزوماً حضورشان تأثیر ندارد و رفتنشان هم توی دلت را حفره نمی‌کند٬ ولی گاهی آدم‌های قشنگی وارد زندگی‌ات می‌شوند٬ بزرگ و تأثیرگذار٬ لازم است صندلی بیاوری٬ جلوی چشمت یا توی دلت…


  114. رها در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    یه روانشناس می گفت تا تو بحرانه باید وارد یک رابطه جدید بشه.ولی من شوهر سابق خودم را دیدم که با این ازدواج مجدد سریعش گند زد به زندگی خودش و زنش.یعنی رفت یکی هم هیکل من گرفت.همش منومیزنن تو سرش.همش با من مقایسه می شه.ولی اولش زنش خوب اعتمادش را جلب کرده بو.د که سریع باهاش ازدواج کرد.به نظر من اگه بزور بخواداعتمادش را جلب کنه رابطه بمیار می مونه.مرور زمان شاید کمک بکنه.ولی کافیه ادمها خودشون ونیازهاشون را خوب بشناسن…حتما می تونن بهم نزدیک بشن ولی اگه خودشون را با رویاها وتصورات سرگرم کرده باشن محاله …


  115. در مورد آقایون طلاق گرفته هم چون تجربه ای ندارم چیزی ننوشتم
    ولی اتفاقا الان دقیقا به نظرات این پست تو احتیاج دارم#winking


  116. !!! در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    سلام ! اولین کار واسه جلب اعتماد یه مرد اینکه ازش بخوای واست درد دل کنه و بگه که مشکلش در روابط قبلی چی بوده بعد و ازش بخوای که بگه واسه اینکه اون مشکلان دوباره تکرار نشه از طرف مقابل چه انتظاراتی داره ! بعد باید واسش انتظارتی که داره را حلاجی کرد که انتظارتش درست هستند با نه ! البته اون مرد خودش باید با رهنمای یه نفر دیگه به این نتیجه برسه که انتظاراتش درست هستن یا نه ! و نباید به اون مرد به صورت دستور ابلاغ بشه ! بعد اون خانوم جدید باید سعی کنه به این انتظارات ( اگه قبول داره ) عمل منه تا رضایت اوم مرد جلب بشه ! البته این راه کار فقط واسه آقایون نیست واسه خانومها هم قابل استفاده می باشد !


  117. مهدی در ۸۸/۱۰/۰۸ گفت :

    سلام ویولت جان- با این حرفت که گفتی مردا بیشتر به هم میریزن و آسیب میبینن موافق نیستم.چون من خودم کسی هستم که تجربه طلاق رو دارم و از نزدیک لمسش کردم.اینو بدون همیشه در طلاق کسی آسیب میبینه که طرف مقابلش رفته تقاضای طلاق داده و میخواد جدا بشه.چون اون کسی که میخواد طلاق بگیره قبلا تمام مواردو در نظر گرفته و میدونه که با طلاق زودتر از اون جهنمی که در خونه واسش درست شده نجات پیدا میکنه .در مورد من که واقعا اینطور بود الان حدود ۲ سال هست که جدا شدم و ۳ سال هم زندگی مشترک که چه عرض کنم زجر مشترک داشتم وقتی جدا شدم شاید باورت نشه ویولت جان اما احساس کسی رو داشتم که ۳ سال حبس واسش بریده بودن و الان آزاد شده واقعا نفس میکشیدم .لذت می برم الان از زندگیم – و تنها ناراحتیم از اینه که چرا احمق شدم و زودتر از این واسه طلاق اقدام نکرده بودم و ۳ سال از جوونیمو هدر دادم .فکر میکنم خیلی از آقایونی که طلاق رو تجربه کردن همین احساسو داشته باشن نمیدونم چرا اینطوریه اما حتی کسانی که در زندگیشون هم لذت بردن هم ناراحتی کشیدن بعد از طلاق خاطرات بد رو بیشتر بخاطر میارن تا لحظات خوشی که با هم داشتن.