باز هم این آلمان یخ زده!

امروز که از خواب پاشدیم، برف اومده و نشسته چه جور چه جور!!!
مامان میگه اومدنمون با برف همراه بود، رفتنمونم همینطور. فقط امیدوارم ادامه پیدا نکنه که پروازها کنسل بشه. ظاهرا توی فرودگاه فرانکفورت کنسلی داشتن.
امید میگه هوای سرد رو داری با خودت میاری، چون هواشناسی گفته که موج هوای سرد اروپا تا آخر هفته وارد ایران میشه.
تند تند دارم آخرین دید و بازدیدها و مهمونی هارو برگزار می کنم.
پست بعدی از ایران عزیز خواهد بود :hug


نظرات شما


  1. نانسی در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    خوش باشی
    و سفرت بی خطر#flower


  2. ghoghnoos در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    خوش به حالت که داری میری ایران. رسیدی به خاک پاکش بوسه بزن به خاکش.


  3. miad در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    خوش به حالت#sad


  4. سمیرا در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    ویولت جان چرا اینقدر عجله می کنی خوب می موندی چند وقت دیگه بهت خوش نمیگذره


  5. تنها در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    سفر بی خطر مارکوپولو
    میبینم که مارکوپولو داره به وطن برمیگرده


  6. آورا در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    #heart ایشالله به سلامت برگردی


  7. فرشته در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    سلام. چه خوب. خوش اومدی.


  8. چه خوب که دار ی میای. سالمو برقرار باشی گلم#heart #kiss


  9. یوهووووو!!!!! #hug
    بدو بیا که دلمون به ذره شده!!!!


  10. فرزانه در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    او………… اینجا چه خبره؟ حسابی گرد و خاک به پا شده
    واسه یه وبلاگ نویس دو تا چیز نعمته
    یکی خوانندگانی که ازش تعریف کنند و یکی هم خوانندگانی
    که بهش فحش و بد بیراه بدن
    عمدتا هم دیدم حتی اگر کامنتها تاییدی باشه
    اکثر وبلاگ نویس ها این دو دسته کامنت رو تایید می کنند
    دسته اول برای نشون دادن تعداد طرفداراشون و دسته دوم
    برای نشون دادن دموکراسی بالاشون و جلب بیشتر
    کامنتهای دوستان در جهت مخالفت با کامنتهای توهین آمیز
    حالا اومدن اینجا و بد و بیراه گفتن چه فایده ای داره
    به جاش خیلی راحت وبلاگ نویس های مخالف ایشون
    تحریمشون کنند. این که دیگه این همه جار و جنجال نداره
    #thinking


  11. ای جانم. داری برمی گردییییییی!آخ جون. این دفعه بیا تو ایران جهان گردی رو شروع۸ کن ویلی و حتما هم از رشت باشه.


  12. یاسمن در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    امید جان یا دش به خیر اون زمونهایی که وبلاگ داشتی. عیدت مبارک. هدیه تولدت هم که داره میرسه یه ویولت خارجی! #tongue ویلی جون خوش اومدی.


  13. مهسا در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    #flower


  14. به کامنت ۱۴۱ تنها در پست قبلی:
    منهم از اینکه تونستم موضوع را در محیطی کاملا صمیمانه و منطقی برای شما دوست گرامی بازکنم خوشحالم کاش میشد بقیه دوستان هم بدور از هتاکی و تحقیر هم بحث نقادانه داشته باشند چرا که همه معتقدیم در جامعه ایران با تضارب آرا و چندصدایی میتوان به بلوغ و تکامل رسید
    به امید ایران سبز فردا
    #flower


  15. سیامک (یار دبستانی ) در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    عزیزانی که دوست ندارند صدای مخالف را بشنود را توصیه به تمرین مشق دموکراسی میکنم به دوستان عزیز هم توصیه میکنم با توجه به اینکه هیچکدوم از بازدیدکنندگان وبلاگ علاقمند به خواندن الفاظ زشت از سوی سایرین نیستند خواهشا با ادبیاتت نقادانه یا حمایت واقع بینانه کامنت بگذارند با بی احترامی به مخالف نه تنها به ارزش وبهای نظرات شما افزوده نمیشه بلکه نظر مخالف شما که نزاکت را رعایت کرده ارزشمند خواهد شد.#flower


  16. ماریه در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    #flower


  17. نادر در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    سلام ویلی بانو ، سلام دوستان ؛
    راجع به کامنت دونی پست پایین: نظرات همه رو خوندم. دست مریزاد به هر دو طرف. از کامنتهای انتقادی مؤدبانه، فوق العاده خوشم میاد. بحث جالبی بود. البته من صد در صد رأی دو طرف رو قبول ندارم. به نظر من ، یک نویسنده ی خوب کسی هست که اطواری مینویسه. اطواری یعنی طور به طور، یعنی متنوع. همون طور که در قرآن آمده: « خلقناکم اطوارا…» باید اصل رو نگه داشت و تغییرکرد. چون اگه تغییر نکنی، مصاحب و همنشینت ، ملول و خسته میشه.
    ویولت کسی بود که این کار رو کرد. طرفدارهای زیادش هم به همین دلیله. فارغ از اینکه خوب مینویسه یا نه. من خودم وبلاگهایی که یک موضوع رو میگیرند و مینویسند، نمیخونم. من با تنوع موافقم. با تغییر، با حرکت نه با سکون.
    به محمدرضا:
    برادر عزیزم ، خیلی مخلصیم!
    به ویولت :
    خدا رو شکر که سالم و سرحال برمیگردی. خوشحالم.


  18. ساتین در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    به سلامتی
    #hug
    دلمون خیلی تنگ شده بود
    می دونم خوشگلتر و سرحالتر بر می گردی
    هیچی بهتر از سفر نیست


  19. ذ در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    مگه برای کارای درمانیت نرفته بودی؟ چی شد؟


  20. rohollah در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    سلام
    ایشاا.. که به سلامت برگردی
    آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
    هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
    ببینم اونجاهام توپولوف موپولف داره ؟البته خودشون که ندارن اما اگه پرواز شرکت‌های ایرانی توپولوف فرستادن شما سوار نشین


  21. emma در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    akhei! belakhareh bar migardi va dele melat ro shad mikoni:)


  22. تـــــرانه در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    به سلامتی برگردی عزیزم .. دلمون برات یه ذره شده .. قدر این لحظه های باقی مونده رو بدون .. بووس


  23. به سلامتی اگر خدا بخواهد … #kiss


  24. تا دیدم آپ کردی با کله اومدم تو وبلاگت ویلی….
    #sad خیلی خوشحالم داری میای ولی اینقدر دلم برات تنگ شده که… ولش کن وقت خوندن این حرفا رو که نداری از اونجا….
    خوش باشی عزیزم #heart


  25. رازقی در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    خوشحالم که خوب و سر حالی! خوش بگذره …. سفرت بی خطر! #kiss


  26. مداد در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    به قول عمو محسن چند تا نکته اینجا ست:
    ۱. من نه از ساروی کیجا خوشم میاد نه از خانم ویولت، و این که ساروی کیجا واسه پستش کامنت دونی نذاشته ترس ایشون رو نشون میده. آدم باید خیلی بی کار ( و خاله زنک) باشه که فرنچ کیس کردن مردم واسش مهم باشه. اینا رو گفتم، ولی اینم بگم که صلوات فرستادن (!) موقع دیدن برج خدایی جوک بود.
    ۲. کسانی که نوشته های این جا و بدتر از اون کامنت های قربون صدقه لوس حالتون رو بد میکنه، برای خودتون بیشتر احترام قائل شین و نشینید ۲ ساعت مطالبی رو بخونید که دوست ندارید. خاصیت وبلاگ اینه که چهار دیواری اختیاری نویسنده است و مخاطب خودش رو هم داره. باید تمرین دموکراسی رو از همین جا شروع کنیم: اگه از وبلاگی خوشتون نمیاد ازش راحت رد شین و برین سراغ وبلاگ هایی که دوست دارین. حمله به صاحب وبلاگ و تلاش برای اثبات عدم محبوبیت اش چه فایده ی میتونه برای شما داشته باشه؟ اگه فکر میکنید اینجا الکی اسم در کرده و از این حرفا، راهش اینه که یه وبلاگ بسازید و با اینجا رقابت کنید، نه اینکه سعی کنید صاحب وبلاگ رو تحقیر کنید.
    ۳. در جامعه ما اول معلولین مورد تمسخر بودند، بعد از اون مورد ترحم شدند، الان تو مرحله ی هستیم که یک سری دیگه از اون ور بوم افتادند و بت سازی میکنند. این اصلآ بد نیست و رشد ما رو نشون میده. انشالله مرحله نهایی که بعد از این بهش میرسیم اینه که با معلول مثل یک شهروند عادی برخورد بشه.


  27. هادی در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    سلام
    می خواستم بدونم شما از این جراحی دکتر پائولو زامبونی چیزی شنیدید و یا خوانده اید؟
    اگر با کسی مشورت کرده اید و یا با پزشکی مشورت کرده اید که در ایران هم به طور حتی شده تحقیقاتی این کار را انجام دهند؟
    خوشحال می شم اگر جواب بدهید


  28. زمزمه در ۸۸/۰۵/۱۱ گفت :

    #flower


  29. محدثه در ۸۸/۰۶/۱۱ گفت :

    #kiss سفرت بی خطر خانوم
    #hug


  30. سلام علیکم
    سفر بی خطر


  31. مارال در ۸۸/۰۶/۱۱ گفت :

    #flower #flower #flower این گلها هم برای خیر مقدم ورود به ایران


  32. زودی برگرد به اغوش وطن سالم و سرحال لطفا
    راستی یه جورهایی منتظر پست ۶ بهمنت بودم میدونی که من سالهاست خواننده اینجام اگر درست حدس زده باشم ۶ بهمن روز اشنائیتونه نه ؟!!


  33. به سلامتی ایشالا
    سوغاتی هم یه عالمه عکس خوب بزار اینجا#kiss


  34. ایشالا که بهت خوش گذشته باشه ویلی…
    ایران عزیز خدایت بیامرزد!!!


  35. ارتا در ۸۸/۰۶/۱۱ گفت :

    زود برگرد و سفرت بی خطر باشه عزیزم #kiss


  36. ارتا در ۸۸/۰۶/۱۱ گفت :

    حتما با خودت هوای سرد بیار چون اینجا خیلی بده فقط دیشب یک کم بارون اومد #grin


  37. نمیدونم چرا همیشه درموردت اینطوری فک می کردم که اگه بری اون ورا دیگه دلت نمیخواد برگردی…پست های سفر ت رو دنبال میکردم والان خیلی خوشحالم داری برمیگردی.
    #hug #kiss


  38. m.e.f در ۸۸/۰۶/۱۱ گفت :

    بیا که دلم برایت تنگ شده.


  39. محسن در ۸۸/۰۶/۱۱ گفت :

    هو
    ۱۲۱
    سلام
    خوبی ویلی جون
    به سلامتی
    پس برگشتنی شدی
    به سلامتی و خوشی ایشالله
    سفرت بی خطر
    منتظر آپ در ایرانیم
    ایشالله
    مراقب خودت باش
    سوغاتی نیاری هاااااااااا
    زحمت نیفتی
    فقط خودت بیا همراه با یه آپ ردیف در ایران
    یا علی


  40. ارتا در ۸۸/۰۶/۱۱ گفت :

    ویولت جون کادوی برفت زودتر از خودت اومد اینجا داره برف میاددددد هوراااااااا#party مواظب خودت باش


  41. ارتا در ۸۸/۰۶/۱۱ گفت :

    خیلی کم میاد بقیشو تو با خودت بیار #winking


  42. پیشاپیش رسیدن به خیر ویلی جون
    کاش یه خورده از اون برفا رو با خودت بیاری اینجا
    عقده ای شدیم ما از هوای خشک زمستون امسال


  43. چنگود در ۸۸/۰۶/۱۱ گفت :

    به نانا و بقیه که الان اسم همشون یادم نیست:
    انتقاد چرا ؟ بحث چرا؟ هرچند اینکارها در جای خودشون خوب و جایز هستند.
    من یه مثال ساده میزنم وقتی میرم کتابخونه می بینم کتابهای فهیمه رحیمی در اثر زیاد به امانت گرفته شدن پوسیده شدند اما ردیف کتابهای چخوف و داستایوسکی … و نویسنده های خوب ایرانی سالم و سرحال سرجاشون هستند. آیا این دلیل بر اینه که فهیمه رحیمی از اونا بهتره . خیر نه تنها بهتر نیست بلکه اصلا در جایگاهی هم نیست که بشه ازش انتقادکرد یعنی مثلا ما بیایم بگیم خانم رحیمی شما چرا اینجوری می نویسی برو از مثلا داستایوسکی یاد بگیره یا برو سطح خودتو و کتابتو ببر بالا . نه نمی تونیم بگیم چون ایشون از روز اول تکلیف خودشو با بقیه مشخص کرده که من اینجوری می نویسم.
    لطفا نگید وبلاگ با کتاب فرق داره من فقط به لحاظ جلب مخاطب دارم حرف میزنم.
    نمیخوام بگم که همه کتابهایی که خواننده های زیادی دارند بد هستند. همانطور که بسیاری از وبلاگهایی که خواننده زیاد دارند بد نیستند مثل وبلاگ “توکا نیستانی” که با وجود اون جریاناتی که احتمالا همه ازش خبر دارند ویولت حتی جز لینکهاشم نیست چنانچه جز لینکهای هیچ کدوم از آدم درست حسابیها و نویسنده ها هم نیستند اقلا من ندیدم باشه. اما عموما مردم دوست دارند سمت چیزهای زرد بروند. وبلاگی که توش از دوستی یه آقای محترم رده ی بالای دولتی با یه زن ناتوان جسمی مطلقه نوشته میشه برای مردم خیلی جذابتر هست از وبلاگ کسی که از امور جدی می نویسه. مردم ما این چیزها رو دوست دارند سطح سلیقه مردم در این حده. از طرفی همه چیز سطح سلیقه نیست مردم ما دنباله رو هم هستند و دوست دارند از کسی یا چیزی جا نمونن و این عامل هم یه عامل دیگه است که باعث میشه مردم کشیده بشن اینجا.
    من نه خانم ساروی کیجا رو میشناسم نه خواننده اش بودم و فقط همون پست معروف رو خوندم . من هیچ توهینی در اون پست ندیدم فقط نقل به مضمون کرده و گفته شما در مورد این آدم چی فکر می کنید. اساس حرف من اینه که هر کسی با رفتن به پاریس و دیدن برج ایفل سر ذوق میاد و براش جالبه حتی اگر عاشق ایران باشه از همون دوروزی که اونجاست نهایت استفاده رو میبره. حالا ویولت صلوات فرستاده یا دنبال فرنچ کیس بوده. ما بیایم بگیم چرا؟ برو سطح خودتو ببر بالا؟ این آدم با این طرز نوشتن و محل نگذاشتن به کامنتهای منتقدا داره میگه من اینم از روز اول هم تکلیفش معلوم بوده که اینه حالا ما بیایم بگیم چرا اینطوری هستی. ویولت بچه که نیست حدود ۴۰سالشه شخصیتش شکل گرفته و اینجوری هم شکل گرفته حالا بد یا خوب کاریش نمیشه کرد.
    من خودم حتی از گفتن این که دهنمو بکنم تو دهن هرکی بغل دستم وایساده حالم بد میشه. بعد دوست پسرم هم نذیرم بده که ممکنه سیاه پوست لب کلفت باشه نه تنها خوشحال نمیشم بلکه ناراحت میشم. حالا بیام بگم چرا اینجوری نوشته به من چه حتما دوست داره . خودش از اول سفر به شوق پیدا کردن آقاهای مهربون داشت میرفت. من حوصله خودمم ندارم چه برسه به آقای مهربون. چه اگر هم بیام بگم دلیل بر این نیست که دارم به اروپا رفتن ویولت حسودی می کنم. مگه سفر رفتن چه کار شاقیه کسی که میگه حسود مصداق مثل کافر همه را به کیش خود پندارده.
    خلاصه کلام اینکه ویولت شخصیتش اینجوریه و چیزی جز زندگی روزمره که برگرفته از همون شخصیتشه نمی نویسه و انتقاد هم وارد نیست. که انتقاد اینجا جز یک جنگ فرسایشی نیست.
    حرف آخر اینکه اون منتقدها شاید دوتاشون یه نفر باشن اماهمشون یه نفر نبودن. هرکسی از لحن نوشته هاشون میتونست اینو بفهمه.و لازم به چک کردن آی پی نبود.


  44. رابعه در ۸۸/۰۶/۱۱ گفت :

    ویولت عزیز این حست رو به ایران دوست دارم و ستایش می کنم
    نا خود آگاه با این جمله که پست بعدیت از ایران عزیز خواهد بود اشک جمع شد توی چشمم
    من تا حالا از ایران خارج نشدم ولی فکر می کنم که مثل تو طاقت نیارم و زئدی بر گردم
    سبز و استوار باشی ایران عزیزززز
    سفرت بی خطر ویلی جان منتظریم