فارابی

چند وقت پیش بود، دعوت بودم اکران خصوصی فیلم طلا و مس توی موسسه فارابی.
ساعت ِ اکران رو اشتباه بهم گفته بودند برای همین دیرتر رسیدم و توی تاریکی سالن و کورمال کورمال. آقایی که همون ردیف اول بغل پله ها نشسته بود وقتی دید دارن من و رو دست میارن!!! سریع از جاش بلند شد و صندلی رو باز نگه داشت تا من قرار بگیرم روش. وقتی به حال خودم شدم و از اون آقا بابت کمکش تشکر کردم، متوجه شدم یک دست نداره و احتمالا باید جانباز باشن. حدس زدم اکران باید برای مقامات باشه.
گفتم از وسطای فیلم رسیده بودم ولی همونی هم که دیدم به شدت تحت تاثیرم قرار داد و با صحنه های همدرد انه اش که تک تکش رو به نوعی تجربه کرده بودم گریستم. اونجایی که گفت آقا روم سیاه فرش رو نجس کردم! از شدت هق نفسم در نمی اومد.
صحنه های با عصا راه رفتن خانم جواهریان رو دوست نداشتم. برای منی که می دونم پاها به چه وضعیتی می افته، صحنه اغراق شده و غیر طبیعی بود. روز بعدش باهاش تماس گرفتم و اشکالات کار که به نظرم اومده بود رو گفتم.
به صحنه های شرعی و گیر کردن تو اونها مثل اومدن زن غریبه و کنار زدن پرده اتاق و باز گذاشتن درب!!! آنچنان اهالی سالن می خندیدند که انگار خوشمزه ترین جوکها رو براشون تعریف کردن. صحنه هایی که ممکنه من و تو نوعی رو ترش کنیم از این همه جهالت و عدم اتکا به نفس.
وقتی چراغهای سالن روشن شد. همراهم گفت این آقا معاون وزیر فلان جاست. اون یکی مدیر کل فلان وزارت خونه ست ، اون یکی …
گفتم ای دل غافل پس اکران برای مقامات دولتی بود!! یک راست اومدیم توی لونه زنبور. پاشو ،پاشو بریم اینجا جای من نیست…


نظرات شما


  1. شیرین در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    ولی بهش سیمرغ دادن.
    کارد بخوره تو شکم …
    اول؟#winking
    ________________________________
    برای کسی که مبتلا به نیست خیلی هم طبیعی و خوبه
    فقط کسی متوجه میشه که خودش درگیر باشه


  2. ژول در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    سلام
    ویولت عزیز اطلاع نداری این فیلم کی اکران عمومی میشه؟ در موردش خودت گفته بودی که چنین فیلمی ساخته شده و دوست دیگه ای هم گفته بود بهم.
    میدونی که حتماً می خوام فیلم رو ببینم.
    اوه اوه عجب جمع دوستانه ای بوده اونجا! همه به آدم علاقه مندن اونجا!
    بعد از اکرانش اگر تو مودش بودی نقدش کن برامون #winking
    خیلی خوشحال میشم نقدت رو در مورد فیلم بدونم#flower
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    سلام
    فیلم رو نصفه دیدم
    نقد خوبی نمیشه


  3. درنین در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    سلام
    بهترین ها
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    سلام


  4. صاد در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    یک عدد سوال:
    این دوستان دولتی جانباز یا جانبازان دوست دولتی یا … با خونواده اومده بودن تماشا؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    نه
    سینما قرق آقایون بود


  5. haneel در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    نکنه لاک بنفش هم زده بودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟#grin


  6. miad در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    فعلا خیلی از طنز فیلمهامون شده فحش دادن و طنز توالتی. هفتاد درصد مردم هم خوششون میاد .


  7. #flower


  8. ویولت در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    به مهشید:
    تا جاییکه به من مربوط میشه.پاکش کردم
    ببین درست نشد؟


  9. جودی.t در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    سلااااااااااام:#flower امیدوارم خوب باشی.اسم کار گردانش رو میشه بگید؟ ممنون
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    اگه اشتباه نکنم
    همایون اسعدیان


  10. نوشین در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    ویولت جان زیاد این جمعیت کله گنده دولتی رو جدیش نگیر
    تو همایش شهر سالم به یه عده از فرهیخته ها و نخبه های این جماعت منتها از نوع نیرو انتظامی تو یه بحث کاملن جدی هم نشین بودم موقع نهار تازه همه ژتون هم داشتن دلم میخواست یکی اونجا بود تا من تنهایی اینقدر نخندم
    صف کیلو چنده خیلی راحت با همون لباس فرمهای سبزشون رفتن جلو صف خانوماشون که دیگه به گیس و گیس کشی افتاده بودن تا یکی از همکاراشون که انگار یه ذره بهش بر خورده بود همشونو به طرف یه سالن دیگه راهنمایی کرد
    خداییش نمیدونستم پلیس این مملکت اونم از نوع دکتر و سردارش اینقدر چیپن
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    خیلی چیپن خیلی


  11. مه ناز در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    من هر موقع پوستر هاشو می بینم یاد تو می افتم یادمه که به نگار جواهریان آموزش میدادی


  12. لیلا در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    حالا دیگه با مقامات میپری؟! #grin
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    با اونا پریدن می خواد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    نه اونا با من می پرن#grin


  13. manizheh در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    #flower


  14. ندا در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    #smile #kiss


  15. نارتی تی در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    من این فیلمو دیدم و خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. با اینکه دردهای یک ام اسی رو تجربه نکردم اما با تموم صحنه هایی که می دیدم اشک توی چشمام جمع میشد و از ته دل برای شفای تموم عزیزای ام اسی دعا میکردم…#flower


  16. ولی یکبار از شبکه چهار یه فیلمی پخش شد به نام «زندگی من» محصول کشور ژاپن بود. بد مصب انقدر باحال نقش یه ام.اسی را بازی کرده بود و به قدری ساده و دور از هجویات که یعنی تا خود آخر تیتراژش زار زار گریه می‌کردم.
    هی هی هی


  17. محمدرضا ~.~ در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    سلام
    عصر روز بهاریتون بخیر و شادی
    _____________________________
    سلام
    و عصر رخوت انگیز بهاریتون بخیر


  18. نساء در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    خیلی دوست دارم این فیلمو ببینم#flower


  19. #kiss


  20. ویولت با از ما بهتران نشست و برخود می کند !!!
    اینی که گفتی البته بلا تشبیه منو یاد یه لطیفه انداخت که از ترکه می پرسن از شنیدن این جوک ها که راجع به شما می گن ناراحت نمیشین؟ گفت اینا برای مشا جومه . برای ما خاطره است !!
    حالا این چیزی که برای بقیه خنده دار بوده تو با وجود خودت حس کردی


  21. #sad


  22. سالم ویولت عزیزم.
    چه جاهایی دعوت می شی.
    خوبه اینجور صحنه ها خودشون را همبه خنده می اندازه.


  23. تـــــرانه در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    اسم فیلم ها رو باید یادداشت کنم هر طور شده ببینم .. میگن مار از پونه بدش میاد در لونه اش سبز میشه که قضیه ماست .. خوبِ تو زیاد از رنگ سبز استفاده نمی کنی وگرنه حسابی برات دردسر میشد .. خوبه دیگه پارتیت کلفت بود بعد این کلفت تر هم شده خواهر ! :دی


  24. Memorialist در ۸۹/۰۷/۰۲ گفت :

    پس به نظرم فیلمه خوبی میاد …
    تو اکثر فیلمای ایرانی همیشه باید منتظر یک صحنه با بازی مصنوعی یا دیالوگ های شعاری یا … باشیم !


  25. من در ۸۹/۰۸/۰۲ گفت :

    ویلی من تبلیغات این فیلم و یعنی پوستراشو دیدم تو شهر
    شاید نزدیک باشه اکرانش


  26. الی در ۸۹/۰۸/۰۲ گفت :

    سلام ویلی جون…
    یه سوال دارم که مریوط میشه به پست قبل منتها کامنتدونیش بسته بود.ممنون میشم اگه نظرتو بگی:
    به نظر تو باید اول کسی رو بشناسی تا دوسش داشته باشی یا اوی دوسش داشته باشی بعد بشناسیش؟
    به اون حسی که اسمش نه عشقه نه هوسه نه… نمی دونم اسمش چیه اما دلنشین که از جنش مخالفت میگیری اعتقاد داری؟
    خوب خوب نمیشناسیش اما در حد معمولی وقتی باهاشی لذت داره واست کیف می کنی اصن از اینکه پیشته!نظرتو بهم میگی؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    من فکر می کنم وقتی می گی باید بشناسیش تا دوستش داشته باشی،دیگه حساب و کتاب میاد وسط نه دوست داشتن صرف


  27. هدیه در ۸۹/۰۸/۰۲ گفت :

    من این فیلم رو توی جشنواره دیدم به نظرم جواهریان لیاقت سیمرغ رو به خاطر این فیلم داشت
    از همون موقعم که این فیلم رو دیدم نمیدونم چرا خیلی دلم میخواست یکبار هم با شما این فیلم رو ببینم
    تا همین چند روز پیشم که بیلبوردش رو دیدم خواستم بیام بهتون بگم اگه اجازه بدید دعوتتون کنم به دیدن این فیلم اما حیف انگار دیر شده بود ولی خیلی خوشحالم که دیدیدش


  28. فاطمه در ۸۹/۰۸/۰۲ گفت :

    سلام ویولت جونم خوبی نفس؟
    دل تنگت شده بودم..
    خیلی عجیبه به نوشته هات و وبت یه حس نوستالوژیک پیدا کردم
    دیدن بعضی از صحنه های فیلمهایی که فقط خودت میتونی درک کنی و باهاشون همذات پنداری کنی بعدشم همراهشون زار بزنی خیلی خیلی میتونه به آرامش روح بی قرارت کمک کنه… و مرهمی هر چند ناچیز بر جسم خسته ات بزاره..#flower
    برات دعا میکنم و آرزو میکنم از ته ، ته قلبم ویولت دوس داشتنی یه بار دیگه یه خنده ی واقعی رو لبهاش بشینه.
    آمین/
    —————-
    اوهوم..
    همیشه از دیدن خندهء آدمها به تحجری که درش گیر کردند و خودشون خبر ندارند حرصم میگیره.
    #nottalking
    حالا این آدمهایی که اونقدر اون بالا بالاها میپرن و بعضیهاشون سرشون تو برفه تا حالا زیر پوست شهر رو دیدند؟
    خیلی کَبک دوس دارم#grin


  29. محمدرضا ~.~ در ۸۹/۰۸/۰۲ گفت :

    سلام
    صبح بخیر