زایش آسمان

صدای قطرات ِ بارون تمام سرم رو پر کرده و بوی نم و خاک خیس خورده مشامم رو نوازش میده. چراغها رو خاموش و بجاش شمع روشن می کنم. احتیاجی به عود نیست،هوا مست و پر از بو و انرژی های مثبته.
هدفون رو میذارم روی گوشم و صدای موسیقی رو می برم بالا…احساس آدم نیم خورده شده توسط چندتا لاشخور رو دارم که تونسته آخرین رمقش رو جمع کنه و خودش رو لت و پار بکشه تو روشنایی و اجازه خورده شدن بیشتر رو به اون کثافتها نده… به هر آنچه گذشته فکر می کنم. خودم رو می تونم تصور کنم. مصمم تر از قبلم. لااقل دیگه توی تاریکی شمشیر بازی نمی کنم.:regular
از بارش امشب درسی دوباره گرفتم. آسمان آبستن حوادث بود و در نهایت سر و صدای ایجاد کننده و رعد و برق فراوون و شاید تحمل درد زیاد… بالاخره بارید و سرانجام همه چیز آروم شد …مهم اینه که اون درد رو تاب بیاری تا به آرامشی که حقته برسی.
Dire staits

لینک دانلود


نظرات شما


  1. سانی در ۸۹/۰۶/۰۷ گفت :

    always strong #applause


  2. ستاره در ۸۹/۰۶/۰۷ گفت :

    سلام ویولت جان بارونو می بینی
    اولین بارون پاییزی
    عاشق بارونم
    وای چه فضای شاعرانه ای ایجاد کردی
    ______________________
    منم به فال نیک می گیریم
    این زایش آسمون رو دوست داشتم


  3. همیشه دوس داشتم زیر بارون بمونم
    ازش فرار نکردم تا به حال ، هیچوقت
    در مقابل پروردگار کم میارم ، خیس میشم ، خیسِ خیس ، با نسیم کوچکی تمام بدنم شروع به لرزیدن میکنه
    تمام دنیا رو احساس می کنم


  4. تـــــرانه در ۸۹/۰۶/۰۷ گفت :

    خوش به حالتون که پاییز ِ شما براستی پاییز ِ .. ما اولین بارونمون رو شاید یکی دو ماه دیگه ببینیم .. و این خیلی دیر ِ .. جای من هم تو این هوای بارونی نفس بکش ویلی #heart


  5. alpha در ۸۹/۰۶/۰۷ گفت :

    سلام دوست عزیز مردم از بس که صفحه کامنتت دیر باز میشه بهت تبریک میگم این همه بازدید کنند رو
    اگه منو قابل میدونید لینک من رو هم به سایتتون اضافه کنید


  6. دات در ۸۹/۰۶/۰۷ گفت :

    عکس اون بالا عوض شده #thinking
    ______________________
    آفرین .با تغییر “درباره من ” و ظاهر خودم و …خواستم تغییرات دیگه هم اعمال کنم


  7. . در ۸۹/۰۶/۰۷ گفت :

    عکس اون بالا را من اولین باری که با تو اشنا شدم دیدم ،فکر کنم در یک مصاحبه با یک مجله یا روزنامه بود اون موقع هنوز راه می رفتی فکر کنم به کمک عصا.وقتی چشمها و پیشانی بلندت را دیدم با خودم گفتم باید خیلی قشنگ باشی ولی وقتی کل صورتت را دیدم ،دیدم با تصور من خیلی فرق داره.ان موقع یک تصور دیگه ای نسبت بهت داشتم.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    حالا که چی؟
    خواستی با این اظهار نظرت خوشحالم کنی یا ناراحت؟


  8. ونداد در ۸۹/۰۶/۰۷ گفت :

    دیگه اون ویولت قبل نیستی………
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    نه نیستم که اگه بودم جای تعجب و تاسف داشت بابت این عمر سوزی


  9. یک مرد در ۸۹/۰۶/۰۷ گفت :

    سلام اولین قسمت وبلاگت که خوندم درباره بود.ناخود اگاه یاد فیلم راز افتادم.حتما ببینش.


  10. امیر در ۸۹/۰۶/۰۷ گفت :

    داشتم اینو میخوندم :هدفم از نوشتن این وبلاگ کمک به حفظ روحیه افرادی مثل خودمه …بهت تبریک میگم چون از هدفت فراتر رفتی …با خوندن تکه هائی از وبلاگت احساس میکنم از همه به ظهر سالما قویتری !


  11. Bahar در ۸۹/۰۶/۰۷ گفت :

    ویولت عزیزم چقدر این جمله اخرت به جانم نشست مرسی عزیز دلم اره همینه چنان دردی کشیدم که باور نمیکنی بارها زایش و مرگ و به چشم خودم دیدم و حالا :چند ماهیست چنان ارامشی دارم که هرگز تجزبه نکردم ،میدونم این نتیجه اونهمه درد و زایشه و مرگه تولد دوباره و یک قلب نفوذ ناپذیر این هدیه کعبه بود ، دوستت درم خواستم بگم و مهم نیست که بگن سانتی مانتالم یا هرچی . به قول یه استادی عبث ترین کار عالم اینه که بخوای به اونچه اداما در موردت میگن حتی فکر کنی .


  12. مهدیه در ۸۹/۰۶/۰۷ گفت :

    سلام ویولت جون
    عکس روی قالبتون رو عوض کردین خیلی با مزه است اما اون تابلویی که دستتونه چی میتونه باشه؟#thinking
    _____________________________
    اولین لوح تقدیری ه که تو سال اول وبلاگ نویسی بخاطر نوشته هام دریافت کردم


  13. ژول در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    چقدر طبیعت برات الهام بخشه…زبونش رو می فهمی#flower #flower #flower
    خوشحالم که از مد بد در آمدی#smile


  14. ژول در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    ویلی جون تمام تغییرات جدید هم مبارک باشه عزیزم#flower #flower #flower
    حالا که “درباره من” رو تغییر دادی، تاریخ نگارشش رو هم ادیت کن#winking #flower


  15. *فاطمه در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    باران که می بارد همه خبرهای خوب در راه است …. #flower
    پاییزت دلچسب و تماشایی
    خیلی خاک خیس خورده دوس دارم #heart


  16. میم الف در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    خوش بحالت!!!!
    سالهاست ا بارون رو حس نکردم
    خوش باش


  17. مهدیس در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    ویولت عزیزم…این چند روز خیلی درگیر و سردر گمم واسه کارام…الانم دست از کار کشیدم اومدم یه چرخی تو نت بزنم شاید یه کم فکرم باز شه…بتونم آروم بشم…جملات آخرت مثه آب رو آتیش بود واسم…
    مررررررسی


  18. ۳تیغ در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    چندهفته ایه رشت بارونیه..جای همه تون خالی..صبح ها که میزنم بیرون بوی خاک ادمو مست میکنه..


  19. پردیس در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    سلام
    چه فلسفهی پیچیده ای داره این بارش بارون #grin
    راستی شما از جناب شبگیر خبر ندارین؟؟؟؟؟
    چند ماهی میشه خبری ازشون نیست
    بای#heart
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    نه
    و از قدیم گفتن بی خبری خوش خبری ه


  20. Jamileh در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    Yes, I noticed that and saw it before in profile. Always change(s) is/are so valued and respected for me. Just look at all potentials that it makes obvious for you. I do believe even unfavorable ones have great return & advantage within. Vili I am not just talking, you know me somehow. That is belief based on true charm or rough practices. Take care khanomie.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    دوست مشترکی به هوسم انداخت تحلیلت رو بخونم از خودم و بالا و پایین شدنهای این مدتم که کم و بیش با باهوشی ذاتی و تحلیل درستت در جریانشون هستی
    لطفا برام ایمیل کن
    اگه راحتتری به انگلیسی بنویس هرجاش رو متوجه نشم ازت می پرسم


  21. haneel در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    چقدر قشنگ این بارونو توصیف کردی#heart


  22. علی رضا در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    ویلی این پستت واقعاً روم تاثیر گذاشت، دمه شما گرم


  23. حسین در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    سلام… به زودی تو و سلامتی کامل همدیگه رو ملاقات خواهید کرد…


  24. چه بارون آؤامش زایی بود. . .
    ویولت جون این آهنگه رو دوست دارمش مرسی
    تو رو هم دوست دارم #hug


  25. افسون در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    عزیزم عکس بالای صفحه فوق العاده ست..این دقیقا عکس باید تو لوگوی وبلاگ ویولت با شهامت باشه ..هر چند اونرو هم دوست داشتم و بهش عادت کرده بودم اما عادت همیشه چیز خوبی نیست
    مطمئنم رنگ فندقی بهت میاد.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    به اعتقاد من عادت قاتل هر چیز خوبیه


  26. ارام در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    تاب اون درد سخته عزیز خیلی سخت


  27. سعید در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    لااقل من از این شمع خاطره بدی دارم
    یه دفعه نزدیک بود جزغاله شی بست نیست؟؟؟؟؟#nottalking
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    حالا که نشدم
    ظاهر ناخوشایندی داشت ولی تجربه اش خوب بود


  28. مریم در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    سلام ویولت خانم در رابطه با پست قبل می خواسیتم سؤال کنم به پوستای گندمی و پوستای سبزه چه رنگ مویی میاد؟
    اگه بهم جواب بدی ممنون می شم
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    خب بستگی داره به هزار عامل مثلا رنگ چشمها،مدل ابروها…


  29. ویولت نژادی در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    ویلی جوون عجب حرفی زدی واقعا همینطوره #applause


  30. sanjab در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    salam azizam
    harfe dele man ro zadi
    paidar bashi
    #flower


  31. مهدیه در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    سلام صبح قشنگتون به خیر ویولت عزیز#smile #flower


  32. سs@yahoo در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    با اینکه همیشه از گوگل ریدر آپ کردنت رو چک میکنم اما هر بار سایت رو هم باز میکنم که با همین پس زمینه بخونم،تا وقتی تو کامنتها ندیدم اصلا متوجه تغییر عکس بالا نشدم، از هر وقت یادم میاد همون عکس دستها بود…
    سال سختی گذشت، یادمه چند باری نوشتی اما من به شخصه سکوت کرده بودم و غصه میخوردم، احتمالا هم از روی همزادپنداری بوده
    خوب از پس اتفاقات این یک سال براومدی
    این عکس هم قشنگه
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    خوشحالم که از پسش خوب براومدم


  33. ندا در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    توی کامی جون من تغییرات قالب اعمال نشده ! نمیدونم چرا…
    ولی فکر کنم بدونم کدون عکسه..همون که سابقا توی پیچ یاهو ۳۶۰ بود.هوم؟
    این صحنه ای رو که تو تصویر کردی با این موزیک مثل این میمونه که آدم صحنه و تیتراژ یه فیلمو میبینه و …
    ضمن اینکه روی صفحه جمله ی :توو بی کانتینیو!نقش میبنده#winking
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    #smile


  34. مریم در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    سلام ویولت عزیز عکس بالا زیباست
    ولی دیشب بارون نبود که میومد تگرگ بود بجون خودم .
    __________________________
    آره اولش با تگرگ شروع کرد ولی بعد آروم شد



  35. دیروز بعد از تموم شدن کلاسم و خارج شدن از ساختمون وقتی یدفه یه باد سرد بدنمو لرزوند با تمام وجود پاییزو حس کردم.بعدشم که اون نم بارون خوشگل و خوش عطر..
    امیدوارم فصل قشنگی باشه واسه هممونو از افسردگی و کسالت خبری نشه#surprise
    ____________________________
    امیدوارم


  36. ساتین در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    سلام خوشگل مو فندقی کله شق خودم
    که لاشخور های کثافت فرصت طلب رو ناکام کردی!
    آرامش حق توست عزیزم و بالاخره بهش می رسی
    هر روز قوی تر از دیروز
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    #kiss


  37. سلام :ویولت جون عکست رو بذار تا تغییر جدیدت رو ببینیم ،رنگ مو قبلی هم بهت میومد .
    بوی خاک نم خورده بوی خاصیه که خیلی دوست دارم.
    وقتی روزهای بدی رو گذروندی آرامش بعدش به راستی یه هدیه ست برات وحقته#flower




  38. مریم گلی در ۸۹/۰۷/۰۷ گفت :

    منم وقتی بارون میاد عشق میکنم
    مثل تو چراغو خاموش می کنم ، چشمامو میبندم و در حالی که دارم نفس عمیق می کشم صورتمو میسپارم به دست باد
    حالی داشت دیشب بعد از مدتها…
    در ضمن تعویض عکس اون بالا مبارک
    راستی ساعت ۲۵ اومده گوش کردی؟
    #hug
    __________________________
    خریدمش
    باید بگم برام امضاش کن ه#winking