خدابیامرزتت،خدا بیامرز

امروز باید تو بخش ریکاوری باشم از بس که دیشب شوک بدی بهم وارد شد و خوراک دیشبم رو گریه و گریه رقم زد.
قبل از اینکه دعوتش کنم بیاد تو سایت اسپشیال و بنویسه می شناختمش.
اولین ملاقانمون هم برمیگرده به بیش از ۵ سال پیش تو هتل سیمرغ… عکسهاش رو دارم.
قبل اون رفته بودم تبریز ولی نشد همدیگه رو اونجا ملاقات کنیم…هرچند ارتباط تنگاتنگی نداشتیم ولی از حال هم باخبر بودیم همونجور که رسمه،دو دوست از هم خبر بگیرین…
وقتی دیشب پیغام پگاه رو دیدم مخم سوت کشید و هنگ کردم. نمی شد یه پیغام بی مزه یا یه شوخی باشه،از خودش اسم و آدرس گذاشته بود.
نمی فهمیدم باید چیکار کنم.با کی حرف بزنم که اونم بشناسه…نگام به مسنجر افتاد.رضا آبچینوس آن بود…یه دوست خوب.
زده بود “بیزی” با عجله پیغام دادم”می تونم باهات حرف بزنم؟” بلافاصله زد رو ویس…با گریه خبر رو دادم بهش از وب کم چهره مبهوتش رو میدیدم و همش تکرار میکرد ،گریه نکن.گریه نکن ………
این سومین باره که اینطوری خبر درگذشت یک دوست رو می شنوم و داغون میشم.
اولیش نوید(مدیر سایت اسپشیال)،کیا(پسر مجازیم) که شنیدنش تمام سفر اروپا رو کوفتم کرد و حالا حسن.
برای شنبه یه پست از قبل نوشته شده دارم ولی بعد اون نیستم،حالا نمیدونم همیشگی یا مقطعی.
دوستانی که شماره تماسم رو دارند اگه احیاناجواب تلفنشون رو ندادم از قبل معذرت می خوام.
وبلاگ حسن به اسم “خدابیامرز”
در ضمن حسن ام اس داشت که تو سایت اسپشیال عضو بود…مرگ حسن بخاطر تصادف میان جاده ایی بوده و نه ام اس.


نظرات شما


  1. ماه مون در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    این خبر برای منم شوک بود اصلا باورم نمیشه.
    #sad


  2. پارمیدا در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    تسلیت میگم.صمیمانه درکت میکنم.متاسفم.#sad


  3. مریم گلی در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    عزیزکم تسلیت میگم
    خدا صبرتو زیاد تر کنه ایشالا
    متأسفم
    ولی تو رو خدا زودی برگرد
    #flower


  4. مجتبی در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    پیام خصوصی:سلام ویولت عزیز
    متاسفم
    من همیشه مطالبت را از طریق گوگل ریدر میخونم
    واسه همین خیلی کم کامنت میذارم
    اما این که نوشتی یه پست میذاری و بعد از اون نیستی وقتی خوندمش جا خوردم
    ویولت عزیز این مدت با وضعیتت یه کم آشنا شدم
    میدونم که توام مشکل داری
    اما این حق را نمیدونم چرا بهت نمیتونم بدم که بی خیال نت بشی
    میدونم که حق طبیعی توئه که نخوای بنویسی و کمال خودخواهی منه که بخوام بنویسی
    اما ویولت عزیز باور کن همیشه هر پستی که ازت خوندم باهات همذات پنداری کردم
    هر موقع خودم داغون بودم و اومدم وبلاگ تورو خوندم و امید و روشنایی و نور را تو وبلاگ تو دیدم از خودم خجالت کشیدم
    منی که سالم هستم یعنی از تویی که به قول خودت مریض هستی گاهی که نه، همیشه ضعیف تر بودم
    ویولت عزیز تو از همهَ ی کسانی که دیدم سالم تر و سر حال تری
    ویولت عزیز ازت خواهش میکنم، التماس میکنم وثل همیشه مثل کوه قوی باش
    به خاطر همه ی دوستات
    من توی دوستات هیچی نیستم و نبودم
    بعد از اینم هیچکس نیستم
    اما ازت عاجزانه خواهش میکنم که میدون را خالی نکن
    ویولت باش
    تورو خدا باش
    یکی از دوستان کوچک تو مجتبی
    ویولت عزیز منتظر جوابت هستم
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    چون جواب خواستی مجبورم علنی اش کنم
    من نبریدم و حتی با مرگ هم مشکلی ندارم
    ولی احساس می کنم دایره شناختن افرادم خیلی زیاد شده آدمهای زیادی رو می شناسم که دسته ایی به مرگ از لحاظ ظاهری خیلی نزدیکترن
    و من هم امین و بزرگ این جمع…چپ و راست دارم غافلگیر میشم………. از این لحاظ بریدم


  5. مریم گلی در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    همین الان رفتم توی وبلاگ دوستتون که به رحمت خدا رفته
    از دیدن اسم وبلاگشون جا خوردم
    خدا روحشون رو قرین رحمت کنه


  6. دات در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    عزیزم، بلیط این مسافرت از قبل واسه همه رزرو شده، خودت رو اذیت نکن.
    دیر و زود داره #smile


  7. آرام در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    خدا رحمتش کنه.


  8. آوا در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    وبلاگ خدابیامرز چی بوده؟
    خدابیامرزش#sad غمه آخرتون باشه


  9. Never Land در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    همیشه مرگ قفل می کنه من رو…
    و به یاد نمیارم که چی باید بگم#brokenheart


  10. north در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    از همین الان دلم برات تنگ می شه#sad
    خدا بیامرزتش#flower


  11. خودش در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    من فقط تو شوکم!
    تو شوک ه حرفات!
    (ولی بعد اون نیستم،حالا نمیدونم همیشگی یا مقطعی)
    هیچ وقت فکرشم نمی کردم بخوای این جوری تمومش کنی…
    درکت می کنم !باور کن!
    وقتی پدر خوندم مرد و من نمی دونستم که رفته و…
    حالم از بعد رفتنش خوش نیست…
    خدایشان بیامرزد!


  12. چه دلگیر! ینی چی همیشگی یا مقطعی؟


  13. سحر در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    خدا رحمتشون کنه.


  14. ستاد هماهنگی راه سبز در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    اطلاعیه گروه ۲۵ بهمن و ستاد راه سبز:
    سه شنبه های اعتراض ، همه با هم در حرکت دموکراسی خواهی ملت ایران شرکت می کنیم . ۱۰اسفند( شب تولد میرحسین موسوی ) ۱۷ اسفند ( روز جهانی زن) ۲۴ اسفند ( چهارشنبه سوری)
    ( رسانه شما هستید)


  15. ماندانا در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    خدا رحمتش کنه
    خدا صبری زیبا به خانواده و دوستانش بده#flower


  16. من در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    دلم گرفت. ام اس داشت؟
    ____________________
    بله


  17. rohollah در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    خدا رحمتش کنه
    خیلی ناراحت کننده است..
    یعنی چی که نمی‌دونی مقطعی میری یا برای همیشه؟!
    دلمون برات تنگ میشه ویولت
    #worried
    امیدوارم بتونی بمونی


  18. سلام دوست عزیز…
    وبلاگ خوبـــــــــــــی داری …
    به من هم سربزن…
    راستی اگه با تبادل لینک موافقی من رو با نام … :
    خدمات کامپیوتری راحیل
    لینک کن و خبر بده تا لینکت کنم…
    به امید موفقیت روز افزون برای شما[گل]


  19. شبنم در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    مامان!
    الان فقط میخوام بغلت کنم و بگم من همیشه از تسلیت گفتن ترسیدم!
    مامان!
    من همیشه از دست دادن آدما برام کابوسه!
    حتی کسایی که اصلا نمیشاسم!
    مامان!
    میدونی!ه دفعه به خودت میای و باید باور کنی
    باید باور کنی که خیلی چیزها عوض نمی شن
    باید باور کنی که زمان هیچ وقت ، هیچ وقت ، هیچ وقت به عقب بر نمی گرده…
    حتی اگه بلند بلند گریه کنی …


  20. سلام ویولت
    متاسفم روحش شاد. همه ما یک روز میریم.


  21. تـــــرانه در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    دورادور از طریق بعضا کامنت هایی که می ذاشت برات می شناختمش .. خدا براستی بیامرزتش ..
    ویلی تو حق داری که ببری ، چون تو یکه و تنها داری جور ِ همه ی ماها رو به عهده می گیری .. هر کی هر درد و بلایی داره میاد به سوی تو ، هر کی هر کاری می خواد بکنه اول میاد به طرف تو ، هر کی می میره اول میان به تو میگن ، هر کی کمک می خواد ، هر کی پول می خواد ، خون می خواد .. می دونم می دونیم اما ویلی تو تنها منبع معتبری هستی که ما داریم .. تو مگه زینب وبلاگشتان نبودی ، اون برادر زاده هاشو تنها نذاشت :(
    من تا بخوام به کسی دلداری بدم اول از همه اسم و نوشته هاو امید تو میاد جلوم و می شینم از تو سخن میگم .. تازه افتخار هم می کنم که باهات دوستم و می شناسمت .. بعد میگم من درس امید رو از این بانو آموختم .. میگم و میگم و میگم تا طرف به خودش میاد و می فهمه که با این همه درد تنها نیست ..
    ویلی ما اینجا یه خانواده ایم و طبعا فامیل بزرگی داریم .. خوب تو هر فامیلی هم همه جور اتفاق می افته ، عروسی هست ، مرگ هست ، زایش هم هست .. پس نباید ببریم ..
    باش و با بودنت باعث دلگرمی ما باش !
    برو استراحت کن مدتی اما بر گرد مثل همیشه .. این وبلاگ باید جاودانه بمونه ویلی عزیز . #heart


  22. شبنم در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    مامان!
    امده بودم بگم من برای نجات ام اس زیادی کوچیکم #sad


  23. مرگ حق است شک نکن.


  24. مزیم گلی در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    گلکم
    من اصلا قسمتی که راجع به رفتنت نوشتی باور نمیکنم و برای همین راجع بهش ننوشتم
    اینجا همه به تو احتیاج دارن
    خودت بهتر میدونی که ننوشتن دردی رو دوا نمیکنه
    یه کم به خودت زمان بده
    ما منتظریم
    #flower


  25. هیلا در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    وای یادمه ……….. روحش شاد#flower #flower #flower #flower
    ویولت حق داری ، منم شوکه شدم …


  26. سانی در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    منم شوکه شدم امروز صبح زود اولین خبری که فهمیدم این بود #brokenheart


  27. تسلیت میگم ویولت جان


  28. نسیم در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    اصلا مرگ ادما تو مخم نمیره
    فقط یکجور دلهره و عصبانیت بهم دست میده از فکر اینکه یک لحظه تو دیگه نیستی و کناریت همینطور
    حسن تو یکی از پستاش از مرگ حامد ۲۰ ساله گفته بود…انگار که مرگ این روزا بهش نزدیکتر از دوستاش بوده


  29. شیوا در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    خیلی ناراحت شدم و از صمیم قلب تسلیت میگم. ولی خواهش می کنم غیبتت طولانی نباشه.ما هم دلمون اینجاست.


  30. سانی در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    http://www.ashilpa.blogfa.com/post-42.aspx
    این لینک وبلاگ سنگ نبشت راجع به حسن#brokenheart


  31. جلیله در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    فقط میتونم بگم متاسفم و امیدوارم بتونی با این غم کنار بیای و زود به حالت عادی برگردی.
    ویلی با کامنت ۲۱ ترانه موافقم و حرف دل همه ماهاست. تو نباشی وبلاگ ها و این دنیای مجازی رنگ و بویی نداره!
    اگه تو بری دیگه فکر نمیکنم تعداد زیادی بیان نت! به هوای خوندن تو خیلی ها میان.
    نمیدونم دیگه چی بگم فقط اصلن فکر نمیکردم روزی ببینم ویلی کم آورده و بریده تا جائیکه به رفتن از این خونه بنفش و خوشگلش فکر میکنه.
    فکر میکنی نوید اینو میخواد؟ کیا چی؟ کیا تو رو همینجا پیدا کرد. روزهای خوبی رو با حرفهای تو گذروند. همه ما با اینجا نویدو شناختیم.
    کیاها و نویدها و بسیاری دیگه هستن. خدا نکنه سرنوشتی اونطوری داشته باشن ولی خیلی ها میخوان باشی. خیلی ها هنوز پیدات نکردن!
    فقط باش همین…


  32. لیلی در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    باور کنم که عشق نهان میشود به گور؟
    باور کنم که دل روزی نمی طپد؟
    نفرین بهاین جهان…….
    یعنی واقعا از این جمله های کلیشه ای حکمت خدا و قسمت بود که این جور وقتها میگن داره حالم بهم میخوره..
    یارو قد دایناسور عمر میکنه هیچیش هم نیست بعد یه جوون دسته گل با اونهمه انرژی و عشق باید پر بکشه بره هوا……..


  33. ساتین در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    تسلیت میگم ویولت
    #sad
    هم به تو و هم به خانواده ایشون


  34. سحر در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    تسلیت میگم عزیزم
    خیلی بده آدم اینجور ی خبرایی رو که میشنوه واقعا بهم میریزه!
    اما نوشتن خودش ی راهه برای اینکه حرفا تو دلمون نمونه و این بغض لعنتی خفه مون نکنه!
    منتظرم دوباره بنویسی!#flower


  35. پگاه در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    جدا متاسفم ویولت جان ولی فکر کردم باید بدونی. کاش می تونستم بگم یه شوخی بی مزه کردم ولی …#brokenheart #flower
    به هرحال تو مواظب خودت باش.
    ________________________
    #smile
    من هم به تو تسلیت می گم


  36. نسا در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    ویلی واقعا متاسفم و از صمیم قلب میگم خدا رحمتش کنه و روحش شاد


  37. دانزاتور در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    ببخشید ببخشید
    من هنوز نفهمیدم کی فوت شدن و دقیقا چی شده ویولت جان
    میشه توضیح بدید لطفا؟
    ایشون از بیمارهای ام اس بودند که فوت شدن؟
    ویولت من اینجوری نگران شما هستم که بهتون شک وارد شده
    میشه از حال خودتون ما رو بی خبر نگذارید ؟


  38. شوکو در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    من شمارو دوست دارم/ شما خانوم پخته ای هستید.


  39. لیلا در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    مرگ گاهی ریحان می چیند… تسلیت


  40. داروگ در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    ویولت عزیزم تسلیت میگم و خیلی خیلی متاسفم.
    فقط خواهش می کنم این نبودنت همیشگی نباشه. من تازه پیدات کردم. تازه دارم ازت یه چیزایی یاد می گیرم. نرو!


  41. foroogh در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    azize delam az samime ghalb narahat shodam az narahatit va omidvaram khoda behet sabr bede
    va dige hichvaght az in khabaraye narahat konande too webloge doost dashtanit nabinam
    baz ham tasliat migam


  42. Jamileh در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    God bless him!
    “We have power over our mind, but not outside events. If we realize it in depth, we will find strength”. M. A.
    Dear Violet, please take good care.


  43. سیرترشی متاهل در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    روحش قرین نور و رحمت …
    به هر حال بیماری ام اس بود که یه جورایی از حسن شکست خورد …
    حسن خدابیامرز! در اثر تصادف از بین ما رفت…#flower


  44. دانزاتور در ۸۹/۰۵/۱۲ گفت :

    وای خدای من فهمیدم ایشون کی بودن
    من خیلی اتفاقی ۲-۳ روز پیش برای اولین بار رفتم وبلاگشون و پستی که در مورد حامد گذاشته بودن رو خوندم
    خدا رحمتشون کنه
    خیلی جا خوردم


  45. یک خواننده در ۸۹/۰۶/۱۲ گفت :

    تسلیت میگم ویولت خانم برای همه سخت هست خصوصا ما که سالها وبلاگش رو میخوندیم


  46. لیلی در ۸۹/۰۶/۱۲ گفت :

    ویلی میشه اگه صلاح بدونی آدرس وبلاگش رو توی این نوشته ات لینک کنی برای کسانی که نمیشناختنش..
    اینطوری هم چراغ اونجا خاموش نمیشه هم اگه به انرژی مثبت اعتقاد داشته باشیم خواننده های بیشتری میتونند براش انرژی بفرستند…


  47. با قسمت چهارم بیداری یک وجدان بروزم


  48. raya در ۸۹/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام عزیز دل
    روحش قرینه رحمت
    ولی چرا واسه رفته ها اینجور بی قراری میکنی ؟
    این زنده ها هستن که توجه و دوست داشتن و عشق رو میطلبن
    همیشه شاد باشی
    و همیشه حضور داشته باشی


  49. sanjab در ۸۹/۰۶/۱۲ گفت :

    Dearest Violet
    I am so sorry or your loss.
    Be strong darling,
    Your weblog is the only reason I check the internet everyday.
    write again whenever you can, for the sake of us and yours.
    give yourself as much time as you need
    lookimg forward to seeing you writing again,
    with love and respect
    Sanjaab
    #flower


  50. Darya در ۸۹/۰۶/۱۲ گفت :

    violet jan bad az modatha payam gozashtam va baad che sharayeti shod!! omidvaram roohiyat behtar shodeh basheh, tasadof mokhtase eeshoon naboodeh va nist, too oon mamlekat barayeh hamast eena!! chand rooz pish fahmidam tazeh damadi dar safar gaze hamoom gereftatesh va…ishoon damadi boodand ke hamsaresoon 2 bachegi pedar va madaresho too tasadof az dast dad, ba hesabe bazi iraniha, misheh sar khor!!…dardnakeh, etefagh barayeh hamast…..kash mitoonestam benevisam ke man 2 een chand rooz az cheezi shokeh shoda ke az marg badtar bood..kash….halet sare jash oomad, be onvane amale kheiri barayeh shadi roohesh mitooni be malooli ke 2 comentayeh poste ghabl goftam komak koni…shayad bad zamani basheh, shayadam arameshi behet bedeh……ma violete ba rooheeyeh mikhaim ke pozesho bedim…


  51. ساغر در ۸۹/۰۶/۱۲ گفت :

    خیلی متاسفم….میشه آدرس وبلاگشو بنویسی؟


  52. مژگان در ۸۹/۰۶/۱۲ گفت :

    #sad باورم نمی شه آخرین کامنتش رو دارم .خدابیامرزدش .


  53. روحش شاد ….و ویلی عزیز قووی باش مثله همیشه.


  54. زیتون در ۸۹/۰۶/۱۲ گفت :

    منم دیشب شنیدم و تا صبح خوابم نبرد.
    از قبل از وبلاگ نوشتنش با کامنت هاش تو وبلاگم می شناختمش. خیلی انسان خوبی بود#sad چقدر دنیای بدیه.
    چقدر خبر مرگ شنیدم این روزا…. از تحملم خارجه..
    تا چند روز پیش تو فیس بوک با احسان وفایی شوخی می کردیم و فردای یه روزش دیدم خواهرش نوشته که تو خواب لبخند به لب مرده
    #cry
    _____________
    ای بابا


  55. رازقی در ۸۹/۰۶/۱۲ گفت :

    ویولت نازنین بابت خبرهای تلخی که بهت می رسه واقعا متاسفم … این همه صبوری کار هر کسی نیست … اونچه مسلمه تو شدی حلقه اتصال خیلی از ماها با آدمایی که شاید اگه تو نبودی نمی شناختیمشون …. می فهمم که به استراحت احتیاج داری … شاید حتی بد نباشه یه مدت از این فضا دور باشی … به هر حال منتظرت میمونیم تا هر وقتی که تونستی و خواستی برگردی … مواظب خودت باش نازنین…


  56. سینا در ۸۹/۰۶/۱۲ گفت :

    ویلی عزیزم
    خدا حسن رو بیامرزه. به تو و همه دوستاش تسلیت عرض می کنم.
    ولی باور کن حسن رو نه ام.اس کشت و نه تصادف. حسن رو روحیه ناامیدش کشت. کسی که اسم خودش رو بذاره خدا بیامرز انتظار داری چیزی بهتر از مرگ نصیبش بشه؟
    ویلی جان
    تو دیگه متعلق به خودت نیستی که از رفتن همیشگی حرف میزنی. به صدها نفری که از وبلاگ تو روحیه و امید می گیرن فکر کن. نکنه می خوای تعداد حسن های خدابیامرز زیاد بشه؟
    #flower #heart


  57. منا در ۸۹/۰۶/۱۲ گفت :

    ولی بعد اون نیستم،حالا نمیدونم همیشگی یا مقطعی.
    ————————————
    این یعنی چی؟؟
    من که خاموش بودم به صدا در اومدم وای به حال بقیه………..


  58. لاف در ۸۹/۰۶/۱۲ گفت :

    من اینو نمی دونستم که حسن ام اس رو پشت سر گذاشت ولی جاده رو نه. می بینی مرگ به همه ما به یک اندازه نزدیکه. حالا دارم فقط به یک چیز فکر می کنم اونم اینکه چقدر کیفیت می تونه مدت زندگی رو بی اهمیت کنه. وبلاگ تو و این همه آدمی که با خوشحالیت خوشحال و با غصه ات غمگین میشن ارزشی از هزار سال زندگی بیشتر داره. من البته این چیزا رو نمی فهمیدم. ولی حالا فهمیدم . خیلی گلی


  59. mahya در ۸۹/۰۶/۱۲ گفت :

    روحشون شاد
    واقعا ناراحت شدم
    ویلی یکم استراحت کن ….#cry


  60. ارش در ۸۹/۰۶/۱۲ گفت :

    به نظرم برو یه مدت استراحت کن و ننویس
    برات بهتره


  61. Never Land در ۸۹/۰۶/۱۲ گفت :

    یک صندلی خالی کنار رویام از ان توست…
    بنشینی یا بروی…دوست دارم#hug
    اما… تو دوستم مواظب خودت باش


  62. لیلی در ۸۹/۰۷/۱۲ گفت :

    مرسی#heart


  63. سلام ویولت عزیز:امروز بعد چند روز غیبت اولین جا طبق روال همیشه اینجارو باز کردم :چقدر ناراحت شدم وبلاگ خدابیامرز رو نه مرتب ولی میخوندم روحش شاد وبهت تسلیت میگم
    میتونم حست رو بفهمم وقتی میگی دایره شناخت آدمهات زیاد شده واینکه احتمالا مرگ در سایه نشسته وودکا می نوشد وبه آنها زل زده!!
    چیز غریبی مرگ اینکه کسی رو که می شناسی از دست میدی و درد ناکترین چیز اینکه میدونی دیگه نیست و اونو دیگه نمی تونی ببینی!
    نمی دونم دعوت کردنت به صبر واینکه نبری چیز درستی یا اینکه منم طبق تعارفات معمول دارم پیش میرم
    در خوبی وبدی در غم وشادی شریکت هستیم!!
    خوب شو وبرگرد که منتظرت هستیم


  64. سیندخت در ۸۹/۰۷/۱۲ گفت :

    الهی بمیرم… :(
    عزیز دلم… میدونم فقدانِ -آدم های زندگی- چقدر دردناکه…


  65. ماری در ۸۹/۰۷/۱۲ گفت :

    سلام ویولت عزیز.
    خدا رحمتش کنه. اما یادت باشه مرگ پایان کبوتر نیست !
    تنها چیزی که ما رو از این همه جدایی از دوستانمون دلگیر می کنه اینه که دیگه در جمع خودمون نداریمشون وگرنه همه می دونیم که مسافریم و دنیا ایستگاهی بین راهی بیش نیست. مبدا و مقصدمون معلومه. همه ی اونهایی که مسافرت می رن اینو می دونن که حتما بر میگردن خونه شون. این دنیا خونه ی ما نیست که ندونیم می خوایم برگردیم. خونه ی ما اونجاییه که ازش اومدیم.
    روح همه ی رفتگان مون شاد.
    حالت بهتر شد خبر بده. راستی… این وسط داروهاتو کنار نذاری ها


  66. سمیه در ۸۹/۰۷/۱۲ گفت :

    هیچی ندارم بگم! ۳ روز پیش خبر فوت ناگهانی برادر بهترین دوستم انقد تکونم داد که تا به امروز یه وزنه سنگین لعنتی رو قلبم همه جا باهامه حتی تو خواب…
    این چه حکایتیه؟اصلا اگه قراره بمیریم جرا به دنیا میایم؟
    خوب نیستم، خوب نیستم…


  67. نازمهر در ۸۹/۰۷/۱۲ گفت :

    ویلی جون حسن رو از دور می شناختم و حالم گرفته شد
    ولی این فکر هم دوباره به ذهنم اومد که هیچ کس پایانش رو نمی دونه و اینکه آینده چه خوابی براش دیده
    حسن ام اس داشت ولی ام اس زمین گیرش نکرد و مثل همه آدم های معمولی که بهونه مرگشون تصادفه اونم اینجوری مرد
    راستش رو بخوای به حسن غبطه می خورم. همیشه از خدا خواستم قبل از اینکه محتاج بشم منو ببره. از کجا معلوم حسن هم اینو از خدا نخواسته بوده؟
    اسم وبلاگش شاید همیشه برام شوخی بود ولی حالا می بینم انگار یه چیزی در عمق وجود اون بوده که بهش الهام کرده اسم وبلاگش رو بذاره خدا بیامرز
    بهرحال روحش شاد
    امیدوارم خدا به خانواده اش صبر و آرامش عطا کنه
    آمین