

به نظر من یکی از نشانه های زنانگی،گوشواره است.
کار ندارم که تو این دوره زمونه بعضی از آقایون هم از گوشواره استفاده می کنند.به نظر من آویزون شدن گوشواره روی یک گردن بلند و خوش تراش و رقص سایه اون با پوست بدن،تبلور زنانگی.
حالا به نظر شما،چی تو فرهنگ و باور تون نماد زنانگی ه؟ فقط تفاوتهای جسمی؟مثل داشتن سینه های بسان سامانتا فاکس(یادتونه؟)؟یا باسنی قلمبه مثل جنیفر لوپز؟…یا میشه یک کم ریزبین تر هم بود؟
سلام بانو..
برای من زنانگی ظرافته.. ظرافت تو خیلی چیزها. تو خیلی از رفتارها. نوع خندیدن حتی. ممکنه یه دختر/زن خیلی ساده لباس بپوشه. ساده باشه… نه اندام آنچنان زنانه ای داشته باشه مثل جنیفر لوپز یا شکیرا. ولی زن باشه. نگاهش زنانه و خاص باشه. ظرافت داشته باشه رفتارش. طرز حرف زدنش. برخورداش. متانت و وقار زنانه رو داشته باشه. و البته من زنانگی رو در بی پروایی هم می دونم. اون هم خوب به هر سبکی با هر طرز فکری می تونه متفاوت باشه. در ظاهر هم… گوشواره و البته نم آرایش مونده روی یه چهره رو زنانگی می دونم…. و مدل موها.
ممنون از کامنت کاملت
از دید زیبائی شناسانه تناسب بعلاوه پوست خوب می شه ایده ال…به شخصه عاشق زنی می شم که وجودا متناسب یاشه پوستش هم با هر رنگی باطراوت و صاف باشه…خوب …درسته که خودم هم زنم ولی عاشق می شم دیگه کاریش نمی شه کرد
زنانگی برای من توی حس های فرده ، نوع نگاهش ، چشمهاش از همه بیشتر ، اندام صرفا نمی تونه یک شاخص باشه ولی تو حس های فرد تاثیر داره ، چون هرکسی برای جلب توجه ( به معنای روتینش که عادیه و همه دارن)می دونه روی کجا مانور بده . و وقتی یه توانایی شاخص داشته باشی سعی می کنی اون بیشتر دیده شه واسه کسی که می خوای ؛ موها همچنین ، موی بلند لخت برای من خیلی زنونست ، سیاه مخصوصا ! ظرافت زنونست ، دقت و ریز بینی تو هرچیز ، کامل پسندی و این که همه چیز باید درست باشه ، این حس هایی که به نظر من زنونه هستن ؛ البته شاید بیشتر رفت سمت چیزهایی که من دوست دارم تو فرد مقابلم.
در یک ارایش کمرنگ ولی تمیز-لباسای با رنگای متفاوت وشاد-دندونای سفید و مرتب-
زنانگی یعنی رنگ… رژ لبهای سرخابی و صورتی و قرمز… پیراهنهای زرد و سفید و نارنجی. یه دستبند خوشرنگ روی یه پوست سفید… اینا برای من یعنی زنانگی.
ما رو بردی تو سالیان سال قبل ها . سامانتا فاکس!!!
به نظر من همین آیتمی که تو نام بردی خوب چیزیه . بله گوشواره بلند و زیبا خوب چیزیه که به نظر میاد ولی واقعا نمیشه خوب این رو جواب داد یه جورایی به فرهنگ کربوطه .
مثلا تو یه خانواده سنتی شاید پوشیدگی زن زنانگی محسوب بشه و بی حجابی اون رو از اون دایره خارج کنه!
در ضمن ویلی اسم وبلاگم رو عوض کردم گذاشتم کافه رگبار ! بی زحمت تو گودریهات اسمش رو اصلاح کن .
هر زنی در دید هر مردی متفاوته
مثلا برا یکی زنانگی به با احساس بودن فرده !
یا مثلا به همون قلبمه بودن اعضای بدن فرد !
یا چش و ابرو !
حتی دیدم توی دوستام که فقط عاشق صدای نازک طرف مقابل شدن !
این بر عکسش هم هستا !
مثلا یه زنی دوس داره مردش پشمالو باشه ! که خیلی ها دوس ندارن !
یا مثلا قدش بلند باشه !
دعوت.دعوت
داستان عشقی در ۷ پرده
پرده ی اول
بفرمایید ادامه ی مطلب
سلام ویولت جان> منم دقیقا همین طور فکر می کنم. تعداد گوشواره هایی هم که دارم از همه زیورآلاتم بیشتر> حس خیلی عجیبیه> احساس گوشواره که کنار بناگوش آدم آروم تکون می خوره
یه ساعت نشستم نظر کارشناسی نوشتم ، اومدم بفرستم ارور داد! یعنی مانیتور رو میخواستم بکوبم تو سرم!
به ما نیومده کارشناسی کنیم ولی حیف خیلی کاربردی بود. علی الحساب همینو کپی کردم نپره!
سلام . وبلاگتو شروع کردم به خوندن.فکر میکنم به رغم سادگی احتیاج به تعمق بیشتری داره . به نوبه ی خودم روحیه ی خوبتو تحسین می کنم . خوشحال میشم بتونیم بیشتر ارتباط داشته باشیم . از صمیم قلب برای همه ی اونایی که مشکلی دارن آرزوی بهبود می کنم .به خدا از ته دلم گفتم .
کفش پاشنه بلند
) هر وقت میخوام حس زنانگیم رو تقویت کنم بی خیال کفش های راحت و تخت هر روزه میشم و یک جفت پاشنه بلند رو جایگزینش می کنم
سلام گلم
این کامنته یه کم طولانی شد پیشاپیش عذر خواهی میکنم چون خودم از کامنتهای طولانی بدم میاد ولی شد دیگه:
زنانگی یعنی اینکه با تمام محدودیتهای جسمی،حتی یه دستی اپیلیدی (درست نوشتم؟) کنی!زنانگی یعنی اینکه صبح که از خواب پامیشی بری یه دوش بگیری و تو خمام زمین بخوری و لبت پاره بشه و… هزارتا مشکل دیگه بعدش بیای بیرون واسه دل خودت آرایش کنی و بشینی پشت نت! زنانگی یعنی اینکه از صبح شروع کنی تاعصر به خودت برسی برای ۲ ساعت مهمونی که شب می خوای بری!زنانگی یعنی اینکه بری اسپانیا و تو هتل با همسفرت ۲تا اطاق بگیرید!زنانگی یعنی اینکه تو یه کشور غریب با یه مرد غریبه تر بعداز چند ساعت پرواز،خسته و کوفته وقتی پیتزا می خوری و حالت وبد می کنه اونقدر قشنگ خودت و فقط خودت تنهایی مشکلتو حل کنی و بعدش که تعریف میکنی ۳ هزار نفر اشک بریزن و خودشونم ندونن که اشک شوق ه یا غم!زنانگی یعنی اینکه تو یه غروب پاییز بشینی پای پنجره اتاقت و پرده رو بزنی کنار و یه پک به سیگار بزنی و یه جرعه می بنوشی و به ۳ هزار نفر انرژی بدی و تک تکشون حسرت اون لحضه تورو بخورن با تمام سلامتی که دارن!زنانگی یعنی اینکه یه پسر بچه ۱۲ ساله بگه دوست دارم و بعدش هم تاکید کنه و بگه جدی میگم!زنانگی اینه که یه کاپیتان دنیا دیده از اون طرف دنیا کامنت بذاره وبگه با خوندن فلان پستت اشکام جاری شد!زنانگی یعنی اینکه با وجود اینکه گرسنگی برات سمه و باعت عصبی شدنت میشه ولی باز به خودت گرسنگی می دی تا وزنت بالا نره تا اون شخصی که شاید هفته ای یه بار بخواد بغلت کنه و از پله ها بالا ببرتت کمر درد نگیره و بعد بگی اندامم به هم میخوره و تک و توکی بفهمن که تو بخاطر اندامت به خودت گرسنگی نمی دی!همه اینا جمع میشه بعدش میشه اون پسته که نوشته بودی من مثل این بچه هرچی داد میزنم کسی حرفمو نمی فهمه واونوقته که اشکام جاری میشه!(من همه اینارو تو اون فیلمه بدون سانسورمیگما گفته باشم)متاسفانه اونایی که زنانگی رو تو قلمبه هاشون می دونن و بعد که چروک شد،میان میگن مردا هوسرانن ومردا تنوع طلبن و مردا بی وفان و…و…
آی اونایی که مردا رو جمع می بندین و به بدترین شکل ترور شخصیتی می کنین یه هفته فقط یه هفته بیان اینجا رو بخونین وهر کاری ویلی کرد شما هم انجام بدین اونوقت ببینین از پسر ۱۲ ساله تا پیر مرد۷۵ ساله بهتون ابراز علاقه میکنه یا نه. امتحان کنین ضرر نداره!
ببخشید گلم جو گیر شدم، ولی همش حقیقت بود. شاید خودت به این مسایل دقت نکرده باشی ولی ماها که بیرون گود هستیم از تک تک لحضه های زندگی ه تو درس می گیریم هرکی بگه نه دروغ گفته حتی سارا شکری
ساعت یک ه چکام داره برگشت می خوره اونوقت من دارم کامنت میذارم به این می گن اصل جاذبه!!!
فعلا
چقدر زن ِ لابلای نوشته هات آشنا بود
خارج از موضوع !
حالا واقعا یه پس بچه ۱۲ ساله بوده ؟
فدات
مشخصات این زن برای منم اشنا بود … خیلی!
Like
برای من زنانگی تمیز بودن البته مثل یه زن تمیز بودن رو نه مثل یه مرد . مثلا همیشه دست و پاهاش بدون مو باشه ابروهاش مرتب باشه ناخنها تمیزو لاک زده باشه . و آرایش ملایم داشته باشه کسی که این فاکتورهارو رعایت نکنه میگم فمینین نیست
من با صدف موافقم ….
زنانگی یعنی بوی خوش عطر بدنت که این بو ی خوش باعث میشه یک زن در هر سنی لوند دلربا و زیبا بنظر بیایید به امتحانش میارزه حتی با یک قیافه ساده هم مردی نمیتونه از بوی خوش زنی بگذره
بوی خوش زن …
به نکته جالبی اشاره کرده اید !
زندگی ترنم لالایی آرامش بخشی را می طلبد که خدا در جادوی صدای من نهفته است.. (:
زنانگی یعنی قدرت تاثیر گذاری صدا و کلام یک زن !
و همین طور زنانگی رو من به داشتن یه قلب زیبا میدونم قلبی که این توانایی رو داشته باشه که با هر ضربانش محبت و عشق به زندگی رو به دیگران منتقل کنه چرا که قلب یک زن اقیانوسی عمیق از اسراره !
زنانگی یعنی تمیزی یعنی حساس بودن روی عرق و بوی بدن
زنانگی یعنی فراموش نکردن جزئیات یعنی در یک ان به فکر همه بودن
یعنی مژه های ریمل زده یعنی لبهای سرخ یعنی عطر شیرین و خنک زنانه
یعنی بیرون زدن کناره های برجسته لباس زیر زیر تاپ خونگی
به نظر من، پا کردن کفش پاشنه بلند هم یکی از نشانه های زنانگیه… اما بنده چون توانایی راه رفتن با این نمونه کفش ها رو ندارم پس از این نعمت زنانگیم محرومم!
ولی از نظر من زنانگی هیچکدوم اینها نیست بوی عطر و ادکلن و آرایش و …… نیست زنانگی یعنی خودت باشی یعنی زن بودن رو به شخصیت بکشی مثل تصویر در چارچوب قاب یک نقاشی………………………………
به معنای واقعی زن بودن یعنی اینکه وقتی زمین و زمان خودشون رو به آب و آتیش میزنن که تو رو از انسان بودن ناکام کنن، چه برسه از “زن” بودن و تو در بدترین شرایط هم که قرار گرفته باشی، باز هم بتونی “زن” و “زنونه” بمونی! حالا این شرایط میتونه یک بیماری باشه، یک خانواده یا آقا بالا سر سختگیر یا قوانین سفت و سخت یک کشور باشه.
میدونی من زنانگی رو در زنهای ایرانی داخل ایران بیشتر حس میکنم تا زنهای اینور آب. منظر من آرایش و زیور آلات (زیادی) و لباسها و موهای آنچنانی نیست. در ایران باید برای زن بودن جنگید و گاهی هم تاوان داد و هر ذره زنانگی که بی تاوان میمونه، لذت بخشه و واقعاً هم که برای زن بودن در ایران باید شیرزن بود.
بر خلافش در این محلی که من الان سالهاست که ساکن هستم همه چی آزاده و همه چشمها پر و همه یکسان و همه چیز مطابق کتاب قانون پیش میره و هیچ مردی و هیچ قانونی هیچ زنی رو محدود نمیکنه ولی حس زنانگی در اینجا دیده نمیشه و همین یکی و یکسان بودن باعث شده که مرد و زن به یک شکل کاملا مشابه همدیگه حرف بزنن، لباس بپوشن، کار کنن، پدر مادری کنن، عاشق بشن، زندگی کنن، رفتار کنن… و هیچ تفاوت خاصی بین حرکات زن و مرد دیده نمیشه. اینجا زنانگی کردن (حداقل در ملا عام) رو نمیپسندن و همه مثل هم هستن. اینجا زنانگی کردن و زن بودن معنی نداره!
*از خوندن پست دیروز خیلی خوشحال شدم. انرژی به توان ۲ شد و به اینور آب هم رسید آبجی!
۱۰۰۰تا like
زن که باشی درباره ات قضاوت میکنن؛
درباره لبخندت؛ که بیریا نثار هر احمقی کردی ………..
درباره زیباییات؛ که دست خودت نبوده و نیست ……….
درباره تک تک تارهای موهات؛ که بیخیال از نگاه شکالوده احمقها از روسری بیرون ریخته ان ………..
درباره روحت؛ جسمت؛ درباره تو و زن بودنت، عشقت، همسرت؛ قضاوت میکنن !!
تو اما نترس و زن بمان؛ احمقها همیشه زیادن؛ نترس از تهمت دیوانههای شهر؛ که اگر بترسی رفته رفته زنِ مردنما می شوی!!!
به باور من کسی که قادر به دوست داشتن نیست و انسان ها رو تنها “سامانتا فاکس” و یا “جنیفر لوپز” می بینه و اون ها رو بر اساس ۳x طبقه بندی می کنه اینچنین موجوداتی تا جایی انسان ها رو تفکیک می کنن که از جوهر انسانیت شون هیچ چیز باقی نمونه _
خیلی ساده ست؛ زنانگی یعنی داشتن فرصت هایی برای ابراز تمام احساسات و خواسته های به زعم تو تکراری و حتی بیهوده ….
از نظر من ه خرافاتی ، گوشواره برای زن مثل غلامی است که حلقه به گوش باشد !! ( آیکون چقدر خرفت خنگ ! )
دقیقا همین آیکونی که خودت میگی !!!
لاک + نظر افیون
یکیش خود خانومت که خیلی ام عزیزی…خیلی
سلام ویولت عزیزم.
موافقم گوشواره و موی بلند.و بوی عطر .
سلام گلم
صبحت بخیر
من از این آواتار نقش و نگار می ترسم بگو عوضش کنه
برای من توی تک تک حرکات زنانگی تعریف میشه نه لزوما هیکل و صورت و چشم و ابرو!مثلا توی نحوه لباس عوض کردن، دنس رفتنای ناخوداگاه با شنیدن هر اهنگ نوستالژیک، تمنای شدید توام با غرورش به عشقش، بستن موهاش و…. البته بشدت ار ادا اطوار افراطی و مصنوعی بدم میاد که نه تنها زنانگی نیست بلکه صرفا اغواگریه
زنانگی یعنی بوی خوش/ نداشتن حتی یه تار موی اضافه در بدن به غیر گیسوی بلند .با گوشواره هم موافقم.
وقتی خدا زن آفرید،از برگ گل تن آفرید
احساس و عشق و عاطفه،به خاطر من آفرید!
زنانگی یعنی همین….
والله بیشتر از سامانتا که اسم ورسمی در کرده بود جماعت رفقای کپک زده ما روی گیلاسهای سابرینا تمرکز داشتند شما چطور یادتونه(:؟
سلام زن مبارز و قوی جدا زن مقاوم و قابل تحسینی هستین ولی برعکس شما و با احترام به نظر شما از نظر من گوشواره چیزی جالبی نیست قبل از اینکه ما زن باشیم انساینیم و بدن انسانی حرمت داره فکر کنم چندان جالب نیست که تن خودت رو به خاطر یه تیکه جواهر یا طلا و بدل سوراخ کنی و مخصوصا اجازه نداری که دخترت که به دنیا میاد زمانی که حق انتخاب نداره با بدنش همچین کاری کنی به بهانه زن بودنش!!واما ظاهر زیبای زنانه باموهای تا حدی بلند و مواج و پیراهنی با دامن کلوش که ساقهای زیبا و خوشتراش یه زن از زیرش در اومده و یه کفش ظریف با پاشنه متعادل (نه ۱۰ -۱۲ سانتیبا لژهای سکسی) که بوی خوش تنش محسوسه و دستای ظریفش گاهی به سمت موهاش میره دلفریب چشم نواز به نظر میاد اینطور نیست به نظرتون ویولت خان عزیز
خان اشتباه تایپی بود بسیار معذرت میخوام و به زنانگی شما در عین حال سر سختیتون هرگز شک نداشتم و ندارم بازم مغذرت ویولت خانم عزیز
تورو خدا راجع به کامنت قبلیم فکر نافرم نکنی این فقط یه نوستالژی حقیقی بود ذوق زده شدم که غیر از مااراذل و اوباش- خود دختران دیروز هم ستاره های زمانه رو توی ویدئوهای قدیمی دنبال میکردند سالهاست که مفهوم زن برای من اینه:ظاهر آراسته-عطر ملایم وصدای نجوا گونه!البته که از ملزومات آراستگی گوشواره ای متناسب با ظاهر شخصه
زنونگی یعنی جوهر زن نه تنش ویلی جونم. زنونگی یعنی بری توی ۱ سرباز خونه و سالم بیای بیرون، یعنی جوری رفتار کنی که همه عاشقت بشن ولی فقط عاشق نه اینکه هوست رو بکنن! زنونگی یعنی جنگیدن برای حقت ، یعنی سنگسار رو به جون خریدن برای حق داشتن ، زنونگی یعنی ندا ، یعنی هاله ، یعنی ترانه و … !
یه قول پروین :
برای گردن و دست زن نکو پروین سزاست گوهر دانش نه گوهر الوان !!
سلام
من از زن بودن قدرت و سیاستش را میپسندم , قدرتی که از تیز بینی بیاد , واقع بین باشه , درک درستی از مکان و زمان داشته باشه
به نظر من زن یعنی زندگی و زنی که نتونه به زندگان , زندگی بده زن نیست
بیراه نیست اگر بگم زن یعنی خداوند تمام جوشش ها و تمام حس خوب بودن و شدن
مهم نیست که گوشوارت چه ریختی باشه مهم اینه که گوشات چی میشنون و اصلا میشنوند ,
نمی خوام بگم که زیبایی زن مهم نیست که هست اساسا زن یعنی زیبایی
برای من زن یعنی دادن روح یه زندگی
یعنی لطافت زندگی ,
یعنی رنگ زندگی ,
یعنی بوی زندگی ,
یعنی زندگی ,
یعنی طعم خوب وگس با هم بودن فقط برای اینکه حضور جاری باشد
سلام ویولت جان همیشه که به زنانگی فک میکنم افسرده میشم صورت پر ازجوش!!!!!کسی راهکاری بلده بده؟؟؟؟؟؟؟ممنون میشم از همتون
۶ماه دکترم رفتم چیزی نشد
بی نظیرترین متنی که در رابطه با خشونت علیه زنان نوشته شده است:ا
زخمی که نمی بینیم …
می دانید؟ خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر، آزار گاهی یک نگاه است. نگاه مردی به یقه ی پایین آمده ی لباس زنی وقتی که دولا شده و چایی تعارف می کند. نگاه برادری است به خواهرش وقتی در مهمانی بلند خندیده. نگاهی که ما نمی بیینیم. که نمی دانیم ادامه اش وقتی چشم های ما در مجلس نیستند چیست. ترسی است که ارام آرام در طول زمان بر جان زن نشسته
خشونت بی کلام، بی تماس بدنی، مردی است که در را که باز می کند زن ناگهان مضطرب می شود، غمگین می شود. نمی داند چرا. در حضور مرد انگار کلافه باشد. انگار خودش نباشد. انگار بترسد که خوب نیست. که کم است. که باید لاغرتر باشد چاق تر باشد زیباتر باشد خوشحال تر باشد سنگین تر باشد سکسی تر باشد خانه دارتر باشد عاقل تر باشد. خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشد. خشونت آن نقابی است که زن می زند به صورتش تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد. مرد می تواند زن را له کند بدون اینکه حتی لمس اش کند. بدون اینکه حتی بخواهد لهش کند. این ارث مردان است که از پدران پدرانشان بهشان رسیده
خشونت، آزار، تحقیر امتداد همان “مادر … ها، … ها، خواهر …ها، مادرش را فلان ها، عمه اش را بیسار”هایی است که به شوخی و جدی به هم و به دیگران می گوییم. خشونت، آزار، تحقیر همان “زن صفت، مثل زن گریه می کردی”هایی است که بچه هایمان از خیلی کودکی یاد می گیرند
خشونت، آزار، تحقیر، پله های بعدی نردبانی هستند که پله ی اولش با فلانی و بیساری معاشرت نکن چون… فلان لباس را نپوش چون…است. چون هایی که اسمشان می شود ” عشق”. عشق هایی که می شوند ابزار کنترل. که منتهی می شوند به زنانی بی اعتماد به نفس، بی قدرت، غمگین، تحقیر شده، ترسان، وابسته، تهدید به ترک شده و شاید کتک خورده که فکر می کنند همه ی زخم هایشان از عشق است. که مرد عاشق زخم می زند و زخم بالاخره خوب می شود.
خشونت توجیه آزار روحی، کلامی، جسمی، جنسی مردی است که مست است. مستی انگار عذر موجهی باشد برای ناموجه ترین رفتارها.
می دانید؟ کتک بدترین نوع خشونت علیه زنان نیست. کبودی و زخم و شکستگی خوب می شوند. قدرت و شادابی و باور به خویشی که از زن در طول ماهها و سالها گرفته می شود گاهی هیچ وقت، هیچ وقت، ترمیم نمی شود
خشونت دست سنگین پدری است که بر صورت دخترک ۹ ساله اش بلند می شود اما هرگز فرود نمی آید. خشونت گردنکشی برادری است که نگاه پسرک معصوم همسایه را کور می کند و خواهر را ناامید می کند از عشق پاک و دیوار به دیوار همسایگی . خشونت آروغ زدن های شوهر است به جای دستت درد نکند برای دستپخت عالی یک صبح تا ظهر حبس شدن در آَشپزخانه . خشونت قانون نابرابر حق قیومیت پدربزرگی است که در فقدان پدر ، صاحب بلامنازع نوه ی دختری اش می شود بی اینکه حضور مادر در جایی دیده شده باشد. خشونت حق ارثی است که پس از مرگ پدر به تو داده می شود نیم آن چیزی که برادرت می گیرد و تازه منت بر سرت می گذارند که نان آور خانه ات دیگری است . خشونت خود ما زنانیم که تمامی اینها را می پذیریم بی هیچ اعتراضی و آن کسی را هم که در میانمان به اعتراض بلند می شود با القاب زن فلان و بهمان به سخره می گیریم . خشونت خود خودمانیم و از ماست که بر ماست .