ترشیدگی از دید تو

ویلی کم و بیش من و می شناسی خوب الان به کمکت احتیاج دارم می دونم خودت مشغولی و هزار تا گرفتاری داری اما اگه می تونی کمکم کن لطفا .. من دارم می رسم به ۲۶ کم کم .. نمی دونم یادت هست یا نه، یه بار با یکی نامزد بودم اما از هم دور بودیم اون یه جای دنیا بود من جای دیگه .. بعد ۳ سال به هم زدیم .. عقد نبودیم فقط نامزد.
الان هم ۳ سال بیشتر ِ که به هم زدیم و من دارم زندگی مو می کنم .. واسه ما یه دختر بیش از ۲۰ سال ازدواج نکرده باشه خیلی ِ و من ۶ سال ِ دارم خلاف جهت آب شنا می کنم .. واسه خودم و فامیل خودم مشکلی نیست اما واسه در و همسایه یه خورده نا جوره که اون هم تا الان واسم مهم نبوده .. اما خوب دیگه سنم داره یواش یواش میره بالا و وقت شوهر کردنمه مثلا ! خواستگار هم داشتم و دارم اما هر کدوم بنا به دلایلی رد میشن .. همون طور که قبلا هم گفته بودم خودم هم خیلی خاک تو سرم و نمی تونم تو کوچه و خیابون واسه خودم دلبری کنم با وجود تمام آزادی هایی که دارم !!
همه ی اینها رو گفتم که بگم یه پسر ِ ۲۸ ساله اومده خواستگاریم من و دیده و پسندیده من هم دیدمش و هنوز نمی دونم باید چکار کنم .. پسر ِ خوبی ِ همه تعریف ش رو می کنن .. همه ی خانواده هم بر خلاف دفعات قبلی راضی ان و حرفی ندارن .. من هم دیدمش و قیافه اش به دلم نشست اما هنوز باهاش حرف نزدم .. منتظر جوابم هستن و من نمی دونم چه بگم .. همه چیش اوکی هست تنها دلیلی که من موندم توش اینه که این پسره ۲ سال پیش عقد بوده و بعد ۶ ماه خانومش رو طلاق میده .. این خیلی برام گرون تموم شد که چرا من باید همچین پسر خوبی گیرم بیاد اما مطلقه .. من نمی گم مطلقه ها بدن ویلی اما خوب چطور پسرها راضی نمیشن زن های مطلقه رو بگیرن اما واسه خودشون عادیه که برن یه دختر بکر و دست نخورده رو بگیرن ؟ دلیل جدایی شون هم گفته که به خاطر این بوده که دختره خوب نبوده خوب ما بنا رو بر این می ذاریم که ایشون راست میگه .. اما به نظرت این کاره درستی ِ من باهاش ازدواج کنم ؟؟ اگه واقعا پسر خوبی باشه ؟؟
عمو میگه عقد کرده بعد چند ماه طلاق داده نرفته که هر روز با یکی باشه که ؟! هر روز با یکی بوده باشه بهتره یا اینکه یکی رو عقد کرده باشه و بعد دیدن سازش ندارن و جدا شده باشن ؟ ویلی بعضی وقتها از خدا دلم میگره که می تونه بهترین رو بده اما دریغ می کنه .. وضعمون خدا رو شکر خوبه و دستمون به دهنمون می رسه .. ویلی من نمی گم خیلی ام که اگه بگم گه ِ زیادی خوردم اما می خوام بگم منی که تا حالا دستم به یه پسر نخورده می تونم با این پسری که مثلا یه مدت زن داشته زندگی خوبی داشته باشم ؟ می تونم منظورم رو بفهمونم یا نه ؟ دلم گرفت اصلا شکسته ام وقتی گفت پسره عقد بوده و طلاق گرفته ، یعنی این خدای بزرگ اونا یه پسر مجرد دم دستش نبود که این جوری انداخت تو کیسه امون ؟ بعد مردم بیان بگن اینقدر شوهر نکرد که زن ِ مرد ِ ازدواج کرده شد؟؟
می دونم حرف مردم نباید مهم باشه و اینا اما خوب خودم چی دلم چی ؟ یعنی بعد این همه صبر این بود نتیجه ش ؟ ببخش اگه واضح نبود اصلا تمرکز ندارم .. ممنون میشم اگه جوابم رو بدی .. باز هم ببخش به خاطر بی موقع مزاحم شدنم .

جواب من:از ابتدای که شروع کردم به خوندن نوشته ات به نظرم طرز نگاهت به این معضل!! بچه گانه و حتی خنده دار اومد.
ولی بعد فکر کردم همچین قضاوتی بکنم چون جای تو نیستم و طرز تفکرم شاید با خیلیها فرق کنه و عرف جامعه نباشه به اضافه اینکه من زنی هستم در آستانه ۴۰ سالگی و نه یه دختر مجرد ۲۶ ساله.
همه اینها سبب نمیشه که این فکر رو تقبیح نکنم که به ازدواج قبلی این آقا فکر می کنی. حرفت درست که آقایون ما هزار غلط می کنن ولی متقابلش رو برای طرف مقابلشون نمی پسندن ولی این سبب نمیشه که به افراد فقط صرف بخاطر خودشون نگاه نکنیم.
به نظر من از پایه تفکرت اشتباهه و بذار پسره خودش رو ثابت کنه(البته با تحقیق کامل که جدایی اولش بخاطر چی بوده؟)
بذار رک یه چیز بهت بگم(امیدوارم نرجونمت) تو طایفه شما با اون طرز تفکر،یه دختر ۲۶ ساله،ترشیده است!!! شاید برای همین مرد زن طلاق داده فرستادن خدمتت.(محض خنده بود فقط)


نظرات شما


  1. آنه در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    طرز فکر دختره اشتباه هست . خب اگه از اول اومده راستشو گفته . تو هم برو تحقیق کن ببینه چی به چی بوده . اینم راست گفته یا نه . به نظر من مهمتر از این حرفها اینه که تو خانوم روحیاتت با این آقاهه جور دربیاد و بهم بخورین و با هم مچ بشین . این طرز فکر رو بریز دور . به خودت اطمینان داشته باش . هیچ وقت برا ازدواج دیر نیست . هیچ وقت . اگر بخوای فقط به این خاطر که سنت رفته بالا ازدواج کنیاشتباه محضه . بیشتر رو پسره دقیق بشو روحیات اخلاقهاش . سبک زندگی اش . آرزوهاش رویاهاش . ببین با تو میخونه یا نه . طلاقشو در صورتی که تو تحقیقت به نتیجه منفی از طرف پسره نرسیدی بزار به حساب بد شانسیش همین


  2. مریم در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    اگه بتونی با زن قبلیش صحبت کنی شاید بیشتر بشناسیش


  3. قلم در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    سلام.
    پیشنهاد میکنم ردش نکنی.
    اون یک بار تجربه ازدواج داره .اگه میخواد دوباره ازدواج کنه باید بره با یکی که شرایطش مشابه خودشه و یک بار تجربه داره ازدواج کنه


  4. قلم در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    تصحیح می شود:ردش کنی


  5. نانسی در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    از من اگه نظر درباره ازدواج بپرسن که میگم ..ازدواج بدترین حماقت تلخی است که ادم ممکنه انجامش بده ……….اونم با یک ادمه متارکه کرده …گرچه الان یه پسر متارکه کرده با پسرهای دختر باز دیگه فرقی ندارن ….اون متارکه کرده بدبخت اسمش ثبت شده و با یه زن بوده و…مابقی اسمشون ثبت نشده و هزار تا غلط کاری پنهان میکنن ……
    متاسفانه توی جامعه ما چون همه غلط کاریهای اقایون در خفا انجام میشه و هیچ کسی نمی فهمه چی به چیه …..این جور مسائل(متارکه یک جوان تاره عقد کرده و هیچ کاری نکرده ))این جور به چشم میاد …..


  6. مهسا در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    دوست عزیز در مورد شرایط کلی خودت باید بگم این مسئله که کسی سنش بالا بره و ازدواج نکرده باشه هرچند کامل نه اما تا حد زیادی تو جامعه جاافتاده، پس خودت رو با این فک درگیر نکن و پایه ازدواج کردنت رو نترشیدن قرارنده (من ۳۰ رو هم رد کردم و به هیچ وجه مشکلی با این قضیه ندارم، البته از نظر مالی کاملا مستقلم و خانوادم هم با اینکه سنشون بالاست به این قضیه نگاه خاصی ندارند) و در مورد این خاستگار درسته که دلیل جداشدن ایشون مهمه اما خوب گفتی که خودت هنوز با ایشون صحبت نکردی.بهتر نیست خودت مستقیم باهاش صحبت کنی سوالت رو بپرسی و جنبه های دیگه شخصیتی این آقا رو بررسی کنی بعد جواب بدی. جرم که نکرده بنده خدا. طلاق گرفته
    در آخر سعی کن زیاد به حرف مردم بها ندی. حرف های دیگران رو بشنو اما در نهایت اون کاری رو انجام بده که از نظر خودت درسته.
    موفق باشی


  7. تپلی در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    سلام گلم
    به این دوستمون بگو که آخه فدات شم اگه اون ۶ماه با کسی بوده تو که ۳سال مال کس دیگه های بودی! فقط نباید دست طرف بهت خورده باشه! این نکته ای هست که باید به عنوان یه ضعف بپذیری تا خودت با خودت کنار بیای (حالا تقصیر هر کسی بوده ضربشو تو خوردی و باید قبول کنی)و خود آزاری نکنی اگه با این مورد کنار بیای ۹۰ درصد کار حله و با دید باز می تونی تصمیم بگیری و حتما این آقا رو قبول میکنی
    می فهمم که خیلی سخته آدم پاک زندگی کرده باشه به امید اینکه نتیجشو در اینده ببینه و یکی مثل خودش گیرذش بیاد ولی یه وقتایی یه تصمیم غلط اطرافیان یا خود شخص باعث میشه آدم تا آخر عمرش تاوان اون اشتباه و بده و جالب هم اینجاست که اطرافیان همه فراموش می کنن و فکر می کنن که همه چیز تموم شده و بچه شون خوشبخت ترین آدم روی زمینه دیگه نمی دونن که…!
    فعلا


  8. مریم در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    ویولت جان جمله آخر “رک” بود یا “محض خنده” ؟!!!!!!!!!!!!!!!!


  9. امی ن در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    طلاقش فاکتور منفی هست ولی نه اتقد که همه چیزشو کنار یذاری ،یه لکسوس ۲۰۱۱ که لاستیکش ترکیده بهتره یا یه ژیان بدون رنگ؟ برا من که دخترایی هستن که ده بارم طلاق بگیرن حاضرم بگیرمشون (مطمئنا فاکتورم ظاهرشون نیستا،‌فک نکنین جنیفرو میگم)‌ ببین بقیه خصوصیاتش چطوره و در ضمن چرا جدا شده ،‌ خیلی خوبه بتونی با همسر سابقش حرف بزنی خودش شاید همه حقیقت رو نگه.


  10. لیلی در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    فکر نمیکردم هنوز این طرز فکر ریشه کن نشده باشه. البته عجیب هم نیس وقتی سن ازدواجشون اینه و هنوز حتی با پسره حرف هم نزده، پسری که عقد کرده هم “دست خورده” اطلاق بشه. بنظرم ویلی خیلی خوب جواب دادی. البته من اگه جای اون بودم تو همچین فامیلی اگه خودم راضی بودم این ازدواج را میکردم و کم کم شروع به ایجاد تغییر میکردم. تا کی…


  11. ستاره بامدادی در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    راستش منم فکر می کنم بهتره که اول با همسر سابق اون خانم صحبتی داشته باشی، یه طرفه به قاضی رفتن و از اون بدتر قضاوت یک سویه رو پذیرفتن نمی تونه مبنای زندگیتو محکم بسازه. ضمن این که این موضوع که کسی یک بار ازدواج کرده باشه، مورد منفی در مورد اون به حساب نمیاد. بالاخره همه ما آدمیم و توی شرایط خاص و زمان خص تصمیم هایی می گیریم که ممکنه اشتباه باشن یا این که بعدا از اون تصمیم ها پشیمون بشیم، وقتی با این دید به زندگی نگاه کنیم، دیگران رو هم با دیدی مهربان تر و همدلانه تر می بینیم و می فهمیم، در نتیجه در موردشون اینجوری قضاوت نمی کنیم . بهتره بشینی معیارهای مهم زندگیتو یادداشت کنی، ببینی کدوم واست با ارزش تره، بعد با ویژگی های اون آقا بسنجی ببینی که چقدر با اون چیزی که می خوای همخونی داره، اونوقت تصمیم بگیری. از طرفی یک دختر ۲۶ ساله چرا باید این قدر برای این چنین موضوعی با نگرانی و ناراحتی همفکری بخواد؟ ۲۶ سال که سنی نیست، ضمن این که برای درست کردن باورهای غلط جامعه باید اول از خودمون شروع کنیم و نباید بگذاریم دیگران طرز فکرشونو به ما تحمیل کنن.


  12. مژگان در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    اونقدری ویلی قشنگ نوشته که ادم میمونه چی بگه .منم با ویلی موافقم .اگه خوب پرس وجو کنی چرا که نه ؟…راستش شاید یه عده مخالف باشن ولی اگه جات بودم از خانواده همسر قبلیش واقوامش م یپرسیدم .شاید راست یا دروغ بشه ولی بهتره تو هر چیزی ادم با دوطرف قضیه صحبت کنه


  13. نظر من اینه که اگه این موضوع ناراحتت می کنه ازش بگذر، من تجربه مشابهش رو داشتم، در نهایت بعداز دو سال دیدم نمی تونم با قضیه کنار بیام رابطه م رو بهم زدم. البته این باز به طرفت هم بستگی داره، اما طرف هرچقدر هم بهت خوبی کنه، یه چیزی مثل خوره ممکنه بیاد تو ذهنت که همه این کارها رو در حق یه نفر دیگه هم کرده :(
    اگه دلت راضی نیست بی خیالش بشو


  14. nazanin در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    به نظر من طلاق اون پسر زیاد با نامزدی به هم زدن خود دختر فرق نمی کنه تازه نامزدی ایشون که طولانی تر بوده!چرا اصلا اینا رو به خدا ربط می ده؟یعنی خدا بی کار اون بالا نشسته برای ایشون خواستگار می فرسته بعد این پسر انداخته تو دامن ایشون؟به نظرم پسری که فقط چند ماه عقد بوده واقعا این حقو داره که دنبال مورد مناسب با فاکتورهاش بگرده و صرف چند ماه عقد بودن هیچ فاکتور بدی برای اون ادم نیست فقط باید دید دلیل این طلاق چی بوده! اغز نزدیکای خودم چندین مورد بودن که پسر یا دختر بعد چند ماه عقد ازدواج مجدد کردند با کسی که تجربه اولش برای ازدواج بوده و هیچ کسم حرف بی ربطی پشت سرشون نزده!!بدتر از اونم این فکره که ۲۶ سال رو ترشیدگی می دونه!!!!من خودم ساکن تهرانم اما اصالتا اهل یه شهرستان کوچیکم با این حال هرگز و هرگز چنین دیدگاهیو تو اون شهرستانم ندیدم حتی در بین هم سن و سالای مادربزرگم!!با این حال ویلی جان به نظرم این خانم اونقد به حرف بقیه حساسیت داره که فک میکنم شوخی جدی شما رو هم ممکنه به دل بگیره و شاید بهتر بود این جمله رو نمی نوشتی


  15. niki در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    چرا باید طلاق فاکتور منفی باشه؟چون روی یک تکه کاغذ اسم یک نفر نوشته شده و یک ورد عربی خونده شده؟شماها چنددرصد پسر می شناسید که قبل از ازدواج با کسی دست کم یک دوستی و عشق و عاشقی خالی نداشتند؟چند درصد دختر رو در این شرایط می شناسید؟خود این خانم هم نامزد بوده راه دور و نزدیکش فرق نمیکنه.خوب این دلیل نمیشه که تاآخر عمر ازدواج نکنه یا فقط کسانی برند سراغش که وضعیت مشابه داشتند؟خود این خانم کلی از خوبیهای آقای داماد تعریف کرده خوب چرا نه؟ازدواج کن.این ناله ها و شیونهایی که میکنی واقعا توهین آمیز است که چرا باید یکی بیاد سراغ من که ازدواج کرده؟مگه طاعون گرفته؟اتفاقا این تیپ ادمها به دلیل طلاق و مشکلاتش تجربه و حوصله بهتری برای مشارکت برای زندگی زناشویی دارند.اینم بگم جامعه ما تا اینجور دیدهای عجیب و غریب رو داره هیچوقت پیشرفت نمیکنه!”منی که تا حالا دستم به یک پسر نخورده!” من از این خانم سوال میکنم دستتون به یک پسر نخورده برای چی؟ عقیده شخصی و دلخواه ،یا جایزه گرفتن از طرف خدا و مردم،یا چی؟اگر عقیده شخصی ات بوده که یک کاری برای دل خودت کردی که خوشت میومده. اگر هم برای خدا و مردم کردی اشتباه کردی!چون خدا نگفته برید بکر بمونید تا بتون یک پادشاه بکر بعنوان همسر هدیه کنم!اگر هم برای مردم این کار رو میکنی مردم هر کاری بکنی آخرش حرف خودشون رو میزنند.من هرکس بهم میگه وای من بکرم و فلان؟بش میگم که چی؟خوب بود نباشی .به کسی اجازه نمیدم بابت این جریان برای خودش هندونه قاچ کنه .اولا چون برای من این کار رو نکرده و از این کارش هیچ سودی به من نمیرسه و دوما چون خودم بارها تجربه کردم کسانی هستند که ظاهرشون و حرفاشون و کاراشون اصلا نشون نمیده بعد یکهو حالا اتفاقی صداش در میاد که طرف اصلا اونجور که نشون میده یا میگه نیست!مثلا شما خودت با نامزدت در این ۳ سال حرف عشق و عاشقی نزدید؟اصلا بهم دوستت دارم نگفتید؟یا میخواید بگی فقط درباره فلسفه و عرفان و دین حرف زدید؟که حتی اگه در این چهارچوبها هم حرف زده باشید باز می تونه صحبت به عشق و سکس کشیده بشه چون در تمام این موضوعات هم پیرامون این جریانات میتونه بحث بشه. بهتر قبل از هرچیز با خودمون صادق باشیم بی پایه و اساس بر اساس چیزی که تو دهن مردم ولو هست تصمیم نگیریم.


  16. rohollah در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    من فکر نمی‌کنم همه ژسرا در مورد ازدواج با زن مطلقه حساسیت به خرج بدهند..
    خودم به جد معتقدم فرقی در مطلقه بودن یا نبودن شخصی که برایم عزیز باشه نمیبینم، حتی از دختری (همسن خودم) که نزدیک به یک دهه شوهرداری کرده بود(بچه دار نشده بود، مردش ناتوانی داشته) هم خواستگاری کردم!
    بنابراین من فکر میکنم اگه پسر مذکور ایراد خاصی نداره،‌خوبه که ایشون روی پیشنهادش فکر کنه و فقط به خاطر ملطقه بودن اون مرد،‌ جواب رد بهش نده..
    با جواب رد دادن هیچ چیزی درست نمیشه، او با اینکار انتقام نابرابری های اجتماعی را خودش میگیره و این صحیح نیست..


  17. رضا در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    من یک مرد متاهلم
    راستش از نوع نگاه این دوستمون اصلا خوشم نیومد * انگار داره معامله میکنه * چرتکه انداخته که من بکارتم سالمه دست کسی بمن نخورده و ….

    قربونت برم بمن بگو چقدر حالتیه ؟
    چقدر روی خودت کار کردی ؟
    از دنیا چی فهمیدی ؟
    گفتی ۲۶ سالته نه ؟ بمن بگو نه ایندفعه بخودت بگو که…

    این حرف درسته که با هر طلاق قسمتی از روح و قلب خودمان را در بدن دیگری جا میذاریم و بالعکس ولی چند نکته اینجا خیلی اهمیت داره

    ۱- ازدواج بعدی حتما بایستی با قبلی فاصله داشته باشه بنظرم حداقل یکسال
    ۲- فرد تصمیم خودش را گرفته باشه که خبط های قبلی خودش را اصلاح کنه
    ۳- تجربه س ک.س او را واردار به ازدواج بعدی نکنه
    ۴- پشت ازدواجش ترس نباشه
    ۵- چرا تو را انتخاب کرده ( کرده واقعا یا الله بختکی امده ؟)
    ۶- اصولا چنین مردی مغز خر خورده وگرنه ازدواج نمیکرد , اون هم به این شیوه سنتی , تازه با ادمی مثل تو که هنوز دهنش بوی شیر میده
    ۷- جون مادرت بهش جواب نه بده , به نفع هر ۲ شماست چون برای من مثل روز روشنه ( واقعا میگم ) که هر ۲ شما خام هستید .
    ۸- مرد عاقل برای دفعه دوم اصلا به این شکل ازدواج نمیکنه (سنتی بدون شناخت و … ) که اگر شناخت داشت شما اینجوری تو شش و بش نبودید
    ۹-ویلی بعدی را بخون
    ۱۰-موفق باشی رفیق

    همین


  18. گلی در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    به نظر من هم تفاهم داشتن و هم عقیده بودن خیلی مسئله ی مهم تریه. بعد هم مهم تر از اینکه به این فکر کنی که قبلا عقد کرده بوده بهتره سالم بودن خود این آقا بررسی بشه! ممکنه یکی هیچ اسمی هم توی شناسنامه ش نبوده باشه ولی هزار تا کار هم کرده باشه یا بعدا هزار تا کار بکنه! مهم اینه که چشم پاک باشه و متعهد.
    در نتیجه اگه من بودم بررسی می کردم که خود این آدم چطوریه و اینکه دقیقا چرا قبلا طلاق گرفته! بعد می شستم به بقیه چیزا فکر می کردم.
    یه نکته ای هم که هست اینه که یه معضل بزرگی که خانومای جامعه ی ما دارن اینه که خودشون رو به عنوان یه انسان مستقل قبول ندارن و فکر می کنن حتما باید ازدواج کنن تا کامل بشن! و این حق رو حتی خودشون به خودشون نمی دن انسان های بزرگی بشن و پیشرفت های بزرگ داشته باشن! یه مثال کوچیکش اینه که درصد بزرگی احساس می کنن تا باید یه مرد باشه تا بتونن بعضی کارها ( از کارهای تکنیکی خونه گرفته تا کارهای بزرگتر) براشون انجام بشه. یا اینکه این حق و جرات رو تو خودشون نمی دن که برن دنیا رو ببینن تنها. و همین طور می شه گرفت تا به مثال های بزرگ تر رسید. من پیشنهاد می دم به این خانوم که سعی کنه حالا چه عروسی کرد چه نکرد جسارت خود بودن تو هر مرحله از زندگیش رو توی خودش پرورش بده.


  19. خارپشت در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    سلام…
    خوب من فکر می کنم هر آدمی تو زندگیش می تونه اشتباهاتی داشته باشه و هر چیزی یه تاوانی داره. شما خودت با یه آدم دیگه سه سال نامزد بودین. بعد فهمیدین اشتباهه به هم زدین. این آدم تو دوران نامزدیش نفهمید که اشتباهه ازدواجش با اون دختر. دیر فهمید. اشتباهش از اشتباه تو بزرگ تر بود.بعد از عقدش فهمید. جلوی اشتباه رو گرفت! طلاق یک مصیبت یا یه ننگ نیست. چرا این طور به ماجرا فکر می کنی؟ دختر برای اون پسر یا پسر برای اون دختر مناسب نبوده. جدا می شن! درسته که باید بیشتر جوانب رو می دیدن. ولی ندیدن. ازدواج کردن. دیدن به هم نمی یان. دلیل بر این نمی شه که بخوان از زندگی محروم شن. به این فک نکن که چه قدر خوب می تونی با یه ادم مطلقه خوب زندگی کنی! ببین چه جوری با این آدم می تونی زندگی کنی. با اخلاقاش. عادت هاش. رفتاراش و عقاید و احساساتش.ببین چه قدر به هم می خورین. به هم میاین و هم کف هم هستین! و خوب بهتره به رخ هم نکشین اشتباه هم رو. می دونی؟ جدا طلاق هیچ چیزی نیست که بخوای به خاطرش از یه آدمی که فکر می کنی برات مناسبه دست بکشی. باهاش بیشتر معاشرت کن. ببین دوست داری باهاش زندگی کنی یا نه. گمونم طلاق اون موقع مهم می شه که طرف مقابل بچه داشته باشه. که باید ببینی می تونی با بچه اش هم زندگی کنی و قبولش کنی یا نه! ولی اینکه فقط با یکی عقد بوده… نه! من فکر می کنم دیدتون اشتباهه!هر آدمی می تونه اشتباه کنه تو انتخاباش!


  20. سحر در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    من اصلا به طلاق دادن و ندادنش فکر نمی کنم، به این فکر می کنم که توئه ۲۶ ساله چطور می خوای درباره کسی که هنوز باهاش حرفی نزدی تصمیم بگیری؟ مگه میشه ازدواج اینقده کشکی کشکی باشه، من اصلا قصد توهین ندارم، ولی کاشکی اول به جای اینکه اینقده به حرفهای مردم، نگاههاشون، حرف عمو و دایی فکر کنی، به این فکر می کردی که باید با این پسره دو کلوم حرف بزنی، معاشرت کنی، بعدش بشینی تصمیم بگیری..
    نه اینکه به خاطر حرف اطرافیان اول از همه بخوای ازدواج کنی و بعدش هم همینجوری یلخی و الکی…


  21. مهرناز در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    من آخر سر نفهمیدم حرف مردم مهمه یا نه…. چون چند جا گفته مهم نیست ولی کل نوشته بر پایه مهم بودن حرف مردم نوشته شده…
    حالا بگذریم… به نظر من باید فرصت داد که پسر و دختر یه مدت با هم باشن… شاید اصلا با هم جور در نیومدن…. شایدم جور بودن و خوب و خوش… با یه جلسه خواستگاری که نمیشه ازدواج کرد


  22. سس در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    متاسفانه این رفیق ما هنوز مفهوم ازدواج رو نفهمیده
    ولی اول باید دلیل طلاق هر کسی معلوم شه ،از همسر قبلی در صورت امکان در مورد دلایل سوال بشه و باقی مسائل جاری ازدواج که جای خود داره
    به نظرم خانومی هنوز موقع ازدواجت نیست


  23. شادی در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    من هم از اول که این متن رو خوندم گفتم چه سوال بیخودی کرده چرا ویولت اصلا این رو تو وبلاگش گذاشته! کی میتونه به جای آدمهای دیگه در مورد کسی که هرگز ندیده قضاوت کنه یا مثلا حکم صادر کنه! اما خوب موضوع رو تا آخرش خوندم به رسم عادت که همیشه اینجا رو می خونم! تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که اون یارو پسره عجب موجود تعطیلیه که یک سابقه طلاق بعد از چند ماه تو پرونده اش داره که تنها دلیلش میتونه عدم شناخت طرفین از هم باشه، بعد دوباره اومده خواستگاری یکی دیگه به همون شکل قبلی دختره رو دیده نه باهاش حرف زده نه هیچی فقط از قیافش خوشش اومده میخواد باهاش ازدواج کنه! حالا ازدواج میکنه دوباره بعد از چند ماه میبینن ای بابا این آدم که اونی که فکر می کردم نبود بعدش جدا میشن!

    violet در تاریخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۰ ساعت ۸:۵۳ ب.ظ پاسخ داد :

    حکایتش حکایت،خر که مکرر نمیشه ست :)


  24. سعید در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    این خانم وقتی میتونه انقدر حساس باشه که قبل از این با هیچکس رابطه نداشت. نه اینکه خودش ۳ سال با یکی بوده حالا بیاد انقدر ادای قدیس ها رو در بیاره.


  25. Artin در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    چی بگم؟!


  26. joy killer در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    من یه دختر مجرد ۲۶ ساله هستم که زندگیم جوری چیده شده که حتی نمی تونم یکی رو واسه خودم داشته باشم چه برسه به ازدواج. فقط به این دوستمون میگم سعی کن خودت خوشحال باشی. اگه از طرف خوشت اومده بورو سمتش و بیخودی سر خدا نق نزن چون کاری برات نمی کنه. به قول زرتشت: ” خدا مُرده. او مارو خلق کرد ، به زمین انداختمون و فراموشمون کرد” پس کلاً هرچی زود تر دست از دلسوزی واسه خودت برداری و بی خیال خداو معجزاتش بشی کمتر میبازی ولی اگه اینطوری ادامه بدی ۱۰ ساله دیگه میگی ۳۶ سالمه و تنهام، خدا که میتونست یکی رو سر راهم بزاره چرا این کارو نکرد؟
    فکر نکن من از احساست سر در نمیارم. نه من به تازگی یه رابطه با طول عمر دو سال رو از دست دادم که حاضرم زندگیم رو بدم تا برگرده. ولی بر نمی گرده کاریشم نمیشه کرد ما هم محکوم به زندگی کردن هستیم. پس سعی کن ازش لذت ببری.


  27. اساهی در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    با سلام
    لطفا اینقدر برای خودت نوشابه باز نکن ! یا خیلی فیلمی و این جماعت طرفدار ویلی رو هم گذاشتی سر کار !! که دمت گرم کارت گرفته … یا خیلی ک-س -خلی که این حرفها رو نوشتی حالا اظهار نظر می خوای ؟؟ دنبال چی هستی ؟ بذار شب اول بگذاره بعد خودت ولش نمیکنی بهت توصیه می کنم این یکی رو بچسب که از هرجت مال خوبیه احتمالا با این تعریفهایی هم که تو میکنی رختخوابشم خوب باشه دیگه نور علی نوره….


  28. مهسا در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    اخه اینکه تا ۲۶ سالگی تجربه ی بودن با جنس مخالف نداشتی زیاد افتخار نیست. تجربه هان که مهمن.باعث میشن شناخت پیدا کنی. برای همین ادمم باید وقت بذاری! وگرنه میشه مثل تجربه قبلی خودت و اون اقا.
    بعدم ۲۶سالگی ترشیدگیه؟ اصلا این حرفت رده. هرکس تو یه سنی به بلوغ لازم واسه ازدواج میرسه.


  29. ترنگ در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    منم یه دختر ۲۸ ساله ام که یکبار یکسال و نیم نامزد بودم با شرایط مثل اون خانوم و به دلائلی به هم خورد ولی این طرز تفکر رو ندارم خانومی با پسره خوب حرف بزن با نامزد قبلیش حرف بزن تو وقتی با پسره حرف نزدی چطور میتونی در موردش قضاوت کنی ؟اگه آدم خوبی باشه دلیلی نداره که انقدر وسواس به خرج بدی
    اول تفکرت رو درست کن بعد اقدام کن اینطوری اگه با این تفکر بری تو زندگیش مطمئن باش که برای بار دوم برمیگردی انقدر حساس نباش
    حرف آخر تا کامل باهاش چندین جلسه حرف نزدی هیچ تصمیمی نگیر


  30. ی در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    فکر می کنم نظرات دوستان ویلی خانم، برای دوستمون با این طرز نگاه، پیچیده، بیش از حد رک و گاه خشن بوده.

    اگه قصدتون کمکه، خوب کمک کنید، قرار نیست کتاب بنویسید، جایزه ای هم درکار نیست!


  31. eve در ۹۰/۲۹/۰۴ گفت :

    من از بیخ و بن ارزش هام با این خانوم فرق داره. چیزی که به نظرم میاد همون شعر سهرابه که چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید. یه کم برای خودتون و آدمای دیگه ارزش بیشتری قایل بشین.


  32. ویولت جان راستش میگن قبل از ازدواج چشماتو باز کن و بدش ببند ولی نمیگن همه چیزو منفی ببین.
    میتونی حسابی تحقیق کنی ولی اینو یادت باشه میتونست نگه….واز این دید نگاه کن که به خاطر تجربه قبلیش میتونه قدر تو رو خیلی بهتر بدونه و برای خوبیهات ارزش بیشتری قایل باشه.
    راستش باید خیلی مواظب باشی و تحقیق کنی ولی به جنبه های مثبتش فکر کن وخود طرف رو حسابی بسنج و ارزیابی کن.
    به خدا توکل کن.
    موفق میشی. نگران حرف مردمم نباش.


  33. من چون سالهای ساله که دیگه ایران زندگی نمیکنم، در مورد این مشکل متاسفانه یا خوشبختانه نمیتونم نظر خوبی بدم. ولی سوای خود این مشکل چیزی که واسه من قابل درک نیست اینه که در ایران آدمها تا به یه مشکل برخورد میکنن زود تقصیر رو به گردن “خدا” میندازن. حالا “خدا” در ازدواج و پیدا شدن شریک زندگی مجرد یا مطلقه واسه شما چه نقشی میتونه ایفا کنه؟! واقعا به نظر من این جمله “یعنی این خدای بزرگ اونا یه پسر مجرد دم دستش نبود دستش نبود که این جوری انداخت تو کیسه امون؟” حرف عجیبیه. به نظر من شمایی که الان به قول خودت در سن ۲۶ سالگی دیگه ترشیده شدی و به قول خودم در سن ۲۶ سالگی تازه اول راهی، هنوز به این دانش نرسیدی که این خود شخصه که واسه خودش باید بره یه شریک مناسب بگرده پیدا کنه و نه “خدا”! حالا فرضا هم که “خدا” واست یه “پسر مجرد انداخت تو کیسه ات”!! اصلا اون میدونه سلیقه شما چیه و چه جور شریکی میخواهی؟!! پس خود شما نقشی در این تصمیم مهم ندارین؟!! در کل من میگم اینقدر همه چی زندگی رو نباید فقط به خدا سپرد و آدم باید خودش ریسمان زندگیش رو در دست بگیره و پای عواقبش هم بشینه و مسولیتش رو هم به عهده بگیره که بعد ها نگه حتما قسمت نبوده یا من همیشه بد شانسم!!


  34. سینا در ۹۰/۳۰/۰۴ گفت :

    به نظر من کسی که می خواد با یک مرد یا زن طلاق گرفته ازدواج کنه باید حتما حتما تحقیق کنه که دلیل طلاق چی بوده؟ به حرف خود شخص یا یک نفر و دو نفر هم نباید اکتفا کنه و باید به یقین برسه که اون شخص اشکال مهمی نداره.
    وقتی به یقین رسید به نظر من هیچ اشکالی برای این ازدواج وجود نداره و حرف خاله خانباجی ها هم باد هواست.

    پ.ن. – کسی از این موسسه شناخت داره؟
    من خیلی دلم می خواد کفیل یکی از این بچه ها بشم ولی نمی دونم تا چه حد این موسسه قابل اعتماده؟
    این نشانی سایتشه که عکس و مشخصات بچه ها رو هم داره:
    http://www.childf.com

    Parvaneh در تاریخ تیر ۳۰م, ۱۳۹۰ ساعت ۲:۱۲ ق.ظ پاسخ داد :

    سلام. من خودم کفیل یه دختر ۱۷ ساله هستم از موسسه کودک. بالشخصه کارشونو خیلی قبول دارم. اصلا مثل بقیه موسسه خیریه ها نیستند، واسه خودشون معیارهایی دارند و هر بچه ای رو واسه کفالت پیشنهاد نمی کنند، می رند تحقیق می کنند، معدل اونو هر ۶ ماه چک می کنند و …


  35. ن.د در ۹۰/۳۰/۰۴ گفت :

    آخه مگه میشه به صرف اینکه طلاق گرفتن آدم بدی باشن؟فکرنمیکردم هنوز توجامعه مون از این دست تفکرات داشته باشیم.
    چه بسا همچین آدمی برای ازدواج دوم دقت بیشتری به خرج دادن و معیارهای انتخابشون تغییر کرده باشه.یکی از آشناهامون دقیقاتوهمین سن با یه آقایی باهمین شرایط عقد کردن خداروشکر خیلی هم خوشبخت هستن.


  36. shirin در ۹۰/۳۰/۰۴ گفت :

    delam sokht baraye khodam baraye keshvaram vase hame efakaraye ghalati ke to kale maha kardan pppfff zamone….


  37. shirin در ۹۰/۳۰/۰۴ گفت :

    خواستگار عبارت است از پسری بی عرضه
    که مادری فضول شمبول او را به مانند کفش سیندرلا در دست گرفته
    و به دنبال سوراخ با سایز متناسب خانه به خانه می گرداند

    خواستگار عبارت است از پسری بدبخت
    که عاشق می شود،
    برای رسیدن به عشقش محتاج پول می شود،
    می گردد که کار پیدا کند،
    کار پیدا می کند،
    پول کافی جمع می کند،
    معشوق دیگر پریده،
    با آن پول به خواستگاری دختری دیگر می رود!

    خواستگار عبارت است از پسری نرینه
    که به خاطر توان جنسی بالا به جنس مخالف گرایش پیدا می کند،
    اما به دلیل توان اجتماعی پایین به مادرش رجوع می کند،
    و مادرش به دلیل توان عقلی پایین تر به جای جنده برای او دنبال زن می گردد

    § خواستگار عبارت است از پسری دیرفهم
    که به دنبال دختر آفتاب مهتاب ندیده می رود
    اما نمی فهمد که همین تجربه در آفتاب و مهتاب است که یک عمر احساس رضایت
    از زندگی را تضمین می کند

    خواستگار عبارت است از پسری خنگول
    که نمی فهمد با ده دقیقه صحبت در مراسم خواستگاری
    و چند ماه نامزد بازی،
    نسبت به هارمونیک هشتم فرکانس گوز دختر هم شناخت پیدا نمی کند،
    چه برسد به رفتار درون رختخوابی

    خواستگار عبارت است از پسری ناتوان
    که به جای معاشرت طبیعی با دختران
    نیاز به اجرای الگوریتمهای التقاطی مذهبی، سنتی، صدا سیمایی و حضور یک
    هشتم کل فامیل و مراجعه به تقویم سعد و نحس و هفت بار استخاره پیدا کرده
    است

    خواستگار عبارت است از پسری شاسکول
    که نمی داند تقاضای ازدواج از دختری که دوست دخترش نیست
    کاملا معادل تقاضای سکس کردن از یک غریبه در مترو است. حالا هرچند نفر از
    اقوامش هم در همان واگن نشسته باشند.

    خواستگار عبارت است از پسری گاگول
    که هنوز دقیقا نفهمیده مجلس خواستگاری با یک جلسه بیزنیس هیچ فرقی نمی کند
    یک طرف دارد پشتوانه مالی و گردش نقدینگی و مهرینگی دیگری را استعلام می گیرد
    آن طرف دارد از گارانتی و خدمات پس از فروش مطمئن می شود.

    خواستگار عبارت است از پسری خرمغز
    که تصور می کند جمله بی ریخت: «عروس خوشگلم» که مادرش می گوید
    هم تضمین سر گرفتن عروسی است
    هم سند خوشگلی عروس
    هم نشانه محبت قلبی عروس و مادرشوهر به همدیگر

    خواستگار عبارت است از پسری شوت
    که وقتی ازش می پرسی: شما قبلن دوست دختر هم داشتید
    نمی فهمه هر جوابی بده مهم نیست، شما از همون استفاده می کنید برای رد کردنش

    خواستگار عبارت است از پسری نامرد
    که هیچ حالیش نیست ممکنه به خواستگاری دوست دختر یکی دیگه اومده باشه
    یکی دیگه که هنوز داره دنبال کار می گرده

    خواستگار عبارت است از پسری زمخت و بی ملاحظه
    که حداقل اگه نمی تونه دعوت به شام و هماهنگ کردن با خدمه رستوران و
    استخدام ویولونیست و قایم کردن حلقه توی شراب قرمز رو فراهم کنه
    از یه روش استفاده کنه که رمانتیک تر از ارسال مادر خپل و خاله چاقش باشه

    mahze khande :-D

    shirin در تاریخ تیر ۳۰م, ۱۳۹۰ ساعت ۱:۴۱ ق.ظ پاسخ داد :

    man migam be talaghe taraf chikar dari bebin aslan mitoni 2 kalame ba taraf harf bezani aslan bebin tarafet kie !


  38. مینو در ۹۰/۳۰/۰۴ گفت :

    من خودم بیشتر به بکر بودن عاطفی بها میدم که تو هم ازین نظر باکره نیستی…بعدم اینکه الان وقت دغدغه مند شدن و مردد بودن شما نیست صرف اینکه قیافش به دلم نشست و همه میگن خوبه…عزیزجان لازم نیست تو کوچه و خیابون برای شوهر کردن دلبری کرد،شما میتونی با اطلاع خانواده ات و ترجیها بدون اطلاع فامیل با خواستگارایی که دیدت نسبت بهشون مساعده بیشتر معاشرت کنی…


  39. منیره در ۹۰/۳۰/۰۴ گفت :

    ویلی از تو بعید بود که یه مساله به این مسخره ای رو بذاری تو وبلاگت!
    جواب خودت کافی بود، همفکری نمیخواست که…..
    من نمیدونم این دختره یا خوشی زده زیر دلش یا هنوز اینقدر بچه است که ….

    violet در تاریخ تیر ۳۰م, ۱۳۹۰ ساعت ۱:۰۱ ب.ظ پاسخ داد :

    برای من و تو این مسئله ساده و بچه گانه است ولی برای اون نه
    بهتره یذره خودمون رو جای بقیه بذاریم


  40. max2007 در ۹۰/۳۰/۰۴ گفت :

    سلام عزیزم.دوستان به نکته های کمابیش درستی اشاره کردند.اما می خواستم این مطلب رو هم اضافه کنم که اگر می خواهی باهاش ازدواج کنی با خانوم سابقش صحبت کن. البته اگر این ظرفیت و فهم و شعور رو داری که از بین حرفاش حقیقت و دروغ یا غلو کردن ها رو تفکیک کنی!!!!!!!!!!!!!!چون مسلما هیچ کس بعد از طلاقش نمی گه من بد بودم و طرفم گل بی خار. پس باید اینقدر تیز باشی که بفهمی چقدرش تقریبا درسته! درضمن شاید این لطف خداوند به شما بوده که همچین آدمی سرراه شما قرار گرفته! شاید بیشتر قدر شما رو البته اگر لایق باشین بدونه!


  41. سلام…من عشق پیتزا و سیب زمینی ام..مهر که اومدم با بچه های خوابگاه میایم پیشتون


  42. mandana6141 در ۹۰/۳۰/۰۴ گفت :

    violet jan in ra bekhoon man keh kheili narahat shodam
    http://www.seemorgh.com/news/default.aspx?tabid=2242&conid=107897


  43. پپر در ۹۰/۳۰/۰۴ گفت :

    سایت رجا نیور در پی افاضات پرانی … اینبار افاضاتی درباره جشن تولد پرشین بلاگ و روز وبلاگ فارسی پرانده

    تحت عنوان : وقتی روایت زرد زندگی با یک گربه، محتوای برتر می‌شود

    و به قول خودشان سیزده میلیون ( سیزده را بخوانید چهل) فتنه گر خطاب کرداند

    از آنجایی که … تعدادی از یاران وبلاگ نویس اسپشیالی … در جشن تولد پرشین بلاگ و روز وبلاگ فارسی … شرکت داشته اند

    بر خود لازم دیدم که بگویم … رجانیوز ســــاکــــت

    violet در تاریخ تیر ۳۰م, ۱۳۹۰ ساعت ۲:۳۶ ب.ظ پاسخ داد :

    لینکش چیه؟