

بعد از حدود سه هفته وقفه ایی که بخاطر بنایی و رنگ تو کار ماساژ افتاده بود،امروز اولین جلسه ماساژ درمانی رو دارم.
عجیبه تا قبل شروع ماساژ بدنم اینقدر خشک نمی شد و واکنش منفی نشون نمیاد ولی انگار حالا بدعادت شده و بخاطر وقفه ایی که افتاده عضلاتم درد می کنه و حتی خشک شده.
این روزها خیلی خسته ام و زیادی از خودم و بدنم کار می کشم.
پ.ن: دستتون درد نکنه،اینجوری از من و کار جدیدم حمایت می کنید؟شاید حدودا ۱۰ نفر بیشتر از طریق وبلاگ نرفتند پیتزا فروشی ما.من و بگو که چه حسابی روی حمایتتون باز کرده بودم.:(
سلام گلم
بخدا وقت نکردم بیام یعنی خودم نباید رانندگی کنم تا دفتر با ماشین میارن و میبرنم تو مهر دکی قول داده بذاره رانندگی کنم ولی قبل از مهر هم حتمنِ حتمن یه بار جیم میزنم میام
فعلا
هیچ بهانه ایی قابل قبول نیست…چون من کمک خواستم ازتون،حقش بود به پاس این هفت سال با هم بودن اجابتش می کردید حتی شده یکبار
باشه قبول!
حداقل بگو چه ساعت هایی خودت هستی!
واقعا فعلا برنامه ثابت ندارم-مثلا دیشب بودم و دوتا از بچه های اکباتان که خوانندهم هم هستند،دیدم
ویلی جان شما که از بی منت کار کردن میگفتی (البته اگه درست متوجه شده باشم) چطوری از مردم توقع داری که در قبال این هفت سال که خودت به میل خودت براشون نوشتی برات کاری بکنند؟
حرفت برای من بی معنی ِپس جوابی ندارم بهت بدم
یه چیز دیگه هم بگم
حساب کار بی منت نیست
اصولا هر طایفه ایی یا هر شغلی از همدیگه حمایت می کنن مثلا اگه ترک باشی و بری مازندران خرید و صاحب مغازه هم ترک باشه کلی تحویلت می گیره و…
منم انتظار داشتم جماعت وبلاگ نویس یا وبلاگ خوون از یه هم مرام خودشون حمایت کنن تا پا بگیره
خواسته غیر منطقی ه؟یا زیاده خواهی ه؟
به تو هیچ ربطی نداره مریض!!!!
آخه ویولت اکباتان خیـــــــــــــــــــــــــلی دوره!:(
به پاسخ قبلی مراجعه شود
واسه شوخی میگما… ولی اگه اکباتان که هیچ، اونورترش هم یه فروشگاه مورد علاقه تون حراج فوق العاده میزد میرفتین. یا اگه آرایشگرتون اکتابان بود یا … یا… یا…
به ویولت ولی جدی عرض میکنم، شما فقط میتونی از اون عده از خوانندگانت توقع داشته باشی که دوستت هستن. صرف اینکه هفت سال اینجا رو میخونن دلیل نمیشه که به تقاضات ولو ناچیز، عمل کنن. خواننده ی خوب و وفادار لزومن دوست همه ی حال و احوالت نیست. به خواننده هات حمله نکن عزیز خواهر.
ویلی من چیکا منم شهرستانم اخه! پاییز میام تهران حتما سر میزنم ، این تهرانیا همینن دیگه!
ما خیلی دوریم ویلی
اشکال نداره دعا میکنیم فروش بره بالا ^___^
تو خواسته ات رو مطرح کردی این که اجابت میشه یا نه به عمق دوستی ات با خواننده های وبت بر میگرده! حالا اینکه طلب کاری واقعاً جای سوال داره
اولا که من از کسی طلبکار نیستم دوما فقط دارم خودم رو سرزنش می کنم که نباید رو کمک افرادی که تا حالا ندیدمشون حساب باز میکردم
اینکه دوستان بخوان همکاری کنن یا نه هم به خودشون ارتباط داره
ولی عکس العمل من هم به خودم مربوط میشه که دیگه ارزش قبل رو برای خوانندگانم نخوام قائل شم و حداقل نخوام هر دقه و ساعت با وجود مشکل بودنش برای خودم به فکرِ نگران نبودن اونا باشم
نگران شدن خواننده هات ارزش بی منتیه که خواننده های مجازی برای نویسنده ی بی منت قائل میشن.
بزرگ ترین آزمون شجاعت
برای آن که می خواهد
دور از
خیابان های اصلی ِ زندگی
راه خود را بپیماید،
پذیرفتن ِ
تنهایی
به عنوان ِ
یک همراه ثابت است
« مارکوت بیگل – از رویاهایت مَهَراس »
دیگه این مدل منت گذاشتن ندیده بودیم والا!! اگه واسشون کاری در دنیای واقعی میکردی چی میگفتی؟!!
به شما هیچ ربطی نداره !!!!
والله من که نه تنها تهران نیستم بلکه ایران هم نیستم. ولی تهرانیا باید حتمن یه بار هم که شده میومدن دیگه. میخواستم بگم از وبلاگت سوء استفاده تجاری نکن! ولی دیدم حمایت از اشتغال هم یه کار دوستانه ست. اگه میتونستم، واسه تشویق و دلگرمی هم که شده، میومدم. فقط واسه پول نیست که.
والا اتفاقا اکباتان به ما زیاد دور نیست ولی بگو کی ها اونجایی که همون موقع حدمت برسیم ؟
واقعا برنامه مشخصی فعلا ندارم
ویولت جان اکباتان دوره . کاش یه جای دم دست تر بود ، اصن پاتوقش می کردیم
از نظر من هم اکباتان آخر دنیاست-ولی اگه کسی رو دوست داشتم و دلم هم می خواست خوشحالش کنم برای یک دفعه هم شده می رفتم و یه نشونی از خودم میذاشتم که بگم رفتم
ویولت کاملا با این حرفت موافقم.
داری تو قضاوت عجله می کنی ویلی جان. مردم هزار جور کار و بدبختی دارن. مگه چند روزه مغازه ات باز شده؟ فرصت بده به مردم. ضمناً یه دفتری چیزی هم اونجا بذار که اگر خودت نبودی برات یادگاری بنویسن و متوجه بشی کی اومده.
حرفت درست-باید به این فکر کنم که کار و بدبختی!! فقط متخص مردمی که من رو شامل نمی شه،نیست
یعنی پام تهران برسه جزو اولین برنامه هام هست بیام تازه کلی هم برنامه دارم برا روزی که بیام. ولی تا تونستم برات تبلیغ کردم.
ممنون از محبتت
ویلی عزیزم، مطمئنا تو وقتی این کار رو شروع کردی به این فکر نکردی که خواننده های وبلاگت مشتریت میشن چون خودتم خوب می دونی که اکثر خواننده هات توی شهرهای دیگه یا خارج از ایرانن. مطمئن باش خدا به کسب و کارت برکت می ده و این هم همش بستگی به خودت و کیفیت محصولت داره که اگه خوب باشه حتی احتیاج به تبلیغ هم نداره و جای خودش رو باز می کنه. ولی این که خواننده های تهرانی شهرک اکباتان رو دور دونستند یه کم عجیبه. تهران شهریه که مردمش نصف بیشتر وقتشون رو در روز توی ترافیک خیابونا و بزرگراهها سپری می کنند و فکر می کنم به خاطر احترام به دوستی که ۷ ساله میشناسنش بهتر بود یا بهتره که یه سری اونجا بزنن فقط به خاطر این که پشتیبانی کنن و یک بار امتحان کنن و به دیگران هم معرفی کنن.
لابد اکثریت خوانندهاتون شهرستانی هستند!
من کاملا حرف ویولت رو میفهمم ، این بستگی به فرهنگ مردم داره ، هرجای دنیا که بری ترک ها ، افغانها، پاکستانیها، کلیمیها …. برای هر کاری بهم پشتیبانی میدن و کمک میکنن ولی ایرونیها تا جایی که بشه از هم فرار میکنن مگه اینکه طرف شخصیت معروفی باشه که خودشونو بهش بچسبونن !!! در واقع این فرهنگ باید عوض بشه
دقیقا ربطش رو به موضوعی که گفتی متوجه نشدم. یعنی داخل ایران هم از هم فرار میکنند؟!
هه هه هه بامزه بود حضرت بی نام !!! اما در جواب باید بگم که در داخل ایران که راه فرار وجود نداره ، پشت سر هم حرف میزنن و به هر کی هم نظری مستقل و متفاوت ابراز کنه میگن او ا !!! خدا مرگم بده !!! حالا چرا عصبانی میشی؟؟؟؟!!!!
سلام
خیلی دلم میخواس مثه قبل پرمیکشیدم سمتتوحداقل درمقام همراهی باوجودخستگی بسیاربعدازکار اونجاحاضرمیشدم. اما بعدازبرخورد مدیردفترتون!!درپاسخ به درخواست صادقانه من برای ملاقات باهات نگران این بودم که باحضور در محل !!مورد بازرسی بدنی قراربگیرم!!
نازی-خانم مهندس بیزی اما متواضع
من مدیر دفتر زیاد دارم
) کدوم رو میگی؟
ما اه تهران بودیم ……یه ۲۰۶ از کنار شکم شوشو برات در میومد!
البته این سندروم خشمگین طلبکار ناراضی بودن مثل این که تو ژن ما ایرانی هاست ولی در مورد تو مهرطلبی هم بهش اضافه شده, تو اگه نوشتی برای دل خودت نوشتی بهره معنوی اش رو هم تا حالا بردی منتی سر کسی نداری
بعد هم هر کس بیزینس راه می اندازه اگر واقع بین باشه باید بدونه که ۶ ماه تا یک سال در بهترین حالت باید از جیب بخوره حالا اگر ضرر نده و مشکلات دیگه پیش نیاد
به جای این کارا بچسب به کارت و کیفیت رو بالاببر که همه با اشتیاق بیان نه که به زور. مردم نمیان پیتزا فروشی که کسی رو حمایت کنن میان که غذای خوب بخورن اگه نیاز به حمایت داری می تونی شماره حساب اعلام کنی
سندرم دهان باز کردن و چشم بستن و حرف مفت زدن تو جون بعضیا بیشتره
مگه دروغ میگه؟ از هر کس بپرسی همینو میگه چطور چشماشو بسته حرف زده؟!! گیرم یه بار اومدن بعدش چی؟
والا باورم نمیشد بابت وبلاگ نوشتن بشه طلبکار ملت شد!!!
بحث ویولت خیلی با این حرفها فرق داره! واقعاً شما که متوجه نمیشید منظور نویسنده چیه و آخرش با گفتن “شماره حساب” آدمو مطمئن میکنی که به عقلت بایدشک کرد. هر چند خود من چندان از لحن ویولت خوشم نیومد ولی حرفهای شما هم اراجیفی بیش نبود:)
چرا عمه فکر میکنی که ویولت از روی خشم حرف زده؟؟؟ مساله خشمگین بودن نیست ، مساله همراه بودن و پشتبانی دادنه، حمایت، پشت گرمی ،…خلاصه همین کلمات عجیب غریبه که کمتر کسی میخواد باهاش آشنا بشه !!!
همونیکه انگلیسی زبانها میگن :
support
با حرف نارا به این نتیجه رسیدم که فرهنگ حمایت برای این جماعت “گداپروری” تعریف میشه و هرچی هم بگی حتی اگه منطقی هم باشه،تهمت خشمگین بودن و متوقع بودن بهت زده میشه
عجب لمپن هایی اینجا آمد و شد میکنن!
البته که الاغ حیوان نجیبی ست در برابر بعضی از ما آدم ها!!
جفتک رو بزن…شاید تو اصن آفریده شدی برای همین کار،کی میدونه واقعن؟
برو حالش و ببر که یکی جوابت و داد…..
بازم مجبور شدم پای یک حیوان بی گناه رو به مثال باز کنم
روااانی شدیم رفت پی کارش….
salam
مبارک باشه .الهی خدا به کارتون برکت بدهد .
حیف : من خیلی دورم .اکباتان نزدیک فرودگاهه . و من وقتم مال خودم نیست و همسر راه به راه زنگ میزنه ببینه من کدام خیابونم . اگر سمت اکباتان بیام پدرم رو در میاره /ماشین هم ندارم . بچه هم پیشمه .اصلا” امکانش نیست . اگر نزدیک تر بود مثل پارک لاله به راحتی می تونستم بیام .
شرمنده هستم . زندگی من یک زندگی نرمال نیست .
امیدوارم دوستان دیگر حمایت کنند .
من که شهرستانم…چطوری بیام؟؟):
من تهران بیام حتما میام اتفاقا خونمون به شهرک اکباتان خیلی نزدیکه…
ایشالا جور شه بیام تهران خدمت میرسیم…
یکی از چندین خواننده های بی شمارت هستم ویولت خانم
برای منم اکباتان ، ته دنیاست
باید بگم هم شخص شما رو دوست دارم و هم اینکه دلم میخاد خوشحالت کنم….
برای همین چه شما اون جا حضور داشته باشی ، چه نباشی ؛ من میام
البته خوشحال تر میشم از اینکه اون جا باشی
شاد و سلامت باشی
حیف که تهران نیستم!
وگرنه حتما میومدم پیتزا فروشی ِ شما,
منم که عاااااااااااااشششششق پیتزا
من که خوردم ’ حالشم بردم
ممنون عزیزم
همین و سه هزار نفر خواننده هم در بدتربن حال هایی که داشتی نیومدن کامنت بذارن. راستشو بخوای مردم بیشتر به لحاظ فضولی میان هر وبلاگی که ببینن بعدش چی شد. کسی سفره زندگیش رو باز کرده ما هم از خدا خواسته وگرنه خودت هم خوب می دونی د وستای واقعی خیلی کم هستن. مضاف بر این که همین خواننده ها هم که هفت سال براشون نوشتی خب کم بهت انرژی ندادن با کامنت ها و حمایت هاشون اگه یکی اومده بد هم گفته صد نفر اومد ن حمایت کردن …
اگه واقعا با این پشتوانه مغازه زدی که اشتباه بود ه خود من شخصا ترجیح می دم نزدیک خونه ام برم. اکباتان اوووووووووه خیلی دوره. اما امیدوارم و دعا می کنم کسب و کارت بگیره
ویلی عزیز واقعا اگه اونجا بودم حتما یه سری می زدم و یه محله رو هم با خودم می اوردم اما متاسفانه فعلا مقدور نیست .. ولی عزیزم گناه بعضی ها رو به پای همه ننویس فدات شم .. من هم فکر کنم بیشتر خواننده ها یا ایران نیستن یا شهرستانن یا هم تو این گرمای تابستون زدن بیرون از شهر و دیار .. پس صبر داشته باش و ببین این دکه تا کجاها که پیشرفت نمی کنه .
موفق باشی بانو .
اسم این کار تو رو میذارم سو استفاده از خواننده های وبلاگت
چرا مردمو مجبور میکنی تا اکباتان بیان به خاطر یه پیتزا….
تا اینجوری نشون بدن حامی تو ان!؟!!!!
ادرس دقیقتر بده بیام مزه کنم دستپختت رو !
فاز۲ اکباتان-مجتمع گلها-تراس-پیتزا ایوون————- حتماحسن رو هم بیار
این عکس اواتار من چی بود آخه ؟؟!! این منم مثلا:))؟
این که مخاطبهای سایه(خوانندگان وبلاگ) اقدامی در جهت خواسته ویولت نمیکنن احتمالا” به چندتا چیز ربط داره : ۱- ماها اغلب دوست داریم بدون هزینه زندگی کنیم ، دوست داشته بشیم ، به حرف هامون گوش داده بشه ، باهامون همدردی بشه و… وقتی پای هزینه ای در قبال این گرفتنها پیش بیاد معادله بهم میخوره ۲- ماها اغلب فقط در یک آرزوی کودکانه و کور دوست داریم معروف باشیم و دیده بشیم ولی به محض فراهم شدن فرصتی برای عیان شدن و از سایه دراومدن جا میزنیم ۳- اساسا” خوبی وبلاگ اینه که ناشناخته ای و بخاطر همینه که فکر میکنیم در یک شاه راه ارتباطی قرار گرفته ایم و هر چیزی که باعث به هم خوردن این توهم بشه برامون آزاردهندست ، واگرنه که واقعا” کدومتون میتونه بگه که شیشتا دوست واقعی داره ؟
خوبی درخواست ویولت اینه که باعث میشه کمی اذیت بشیم و یه نگاهی به خودمون بندازیم . اسم اینکارو میزارم : پیتزالوژِی ویولت دراما
هاهاها از دست تو با این نامگذاریت-شما و خانوم که نهایت همکاری رو داشتید(چشمک) حالا باید آقای دکتر و آرش رو بیارید(بازم چشمک):d
ویولت عزیز من بوشهرم ولی اگه تهران بودم حتما حتما میومدم؛اومدم همراه خانواده میایم دست جمعی یه جبعه خرمای درجه یک هم میارم بدونی اومدم توی ف ب میخواستم برات یه تبلیغ و یه عکسی که گذاشته بودی بذارم اجازه هست که:)
بله که اجازه هست
ویولت بانو شما حق داری. و هرچی بگی درسته که عذر و بهانه قابل قبول نیست. ولی باور کن اکباتان خیلی خیلی دوره . متاسفانه از حمل و نقل عمومی هم نمیشه برای رسیدن بهش استفاده کرد.مثلا مترو خور نیست. اما من حاضرم برایت یک لُگو با نام رستورانت طراحی کنم که مشارکت خودم را نشون بدم
ممنون عزیزم-قبول دارم که خیلی دوره
من پایه ام کجای اکباتان ادرس دقیق لطفا
ببخشید ادرس رو دیدم حتما سر میزنم
عزیز دلمی توووو
منم تو برنامه ام هست که حتما بیام
یه کم صبور باش چون مطمئنا” خیلی ها مثل من هستن که در آینده نزدیک میان ولی در حال حاضر شرایطش نیست
یه کم زود قضاوت کردی
اکباتان ته دنیا نیست میدونی چرا؟ چون خیلیها حاضرن از اکباتان دورتر هم برن تا برسن به هایپر مارکت پس بهوونه خوبی نیست…
دیر و زود داره
به قول نی نی گولو : الهی گبونت بلم
میدونی ویلی؟؟؟
رزق و روزی دست خداست
آدم باید کمک اصلی رو از اون بخواد که بی منت میده و پس گرفتن یا توقعی هم در کارش نیست
چه بچه های وبلاگی بیان یا نیان باز هم اونقدر که باید و خدا میخواد برات میرسه
پس بهتره که همه چیز رو به خدا بسپاری چون تو همه تلاشت رو کردی
از تو حرکت از خدا برکت
من از خواننده های قدیمی وبلاگتون هستم که قبلنا اکثر اوقات اینجا بودمو کامنت میذاشتم. بعد از یه مدتی دیگه نتونستم مثل قبل با نوشته هاتون ارتباط برقرار کنم و برای همینم نیومدم. اما الان چند وقتیه که دوباره شروع کردم به خوندن وبلاگتون. وقتی که خوندم که این کار رو راه انداختین خیلی زیاد تو دلم تحسینتون کردم و با خودم گفتم حتما یه بارم که شده نه به خاطر شخص ویولت بلکه به خاطر کار مثبتی که انجام داده و کسب و کاری که راه انداخته میرم. من تهران دانشجوام. (یه زمانی ارزوم بود تهران قبول شم و بتونم شما رو از نزدیک ببینم تا اونجا که یادمه خبر قبولیم رو هم همینجا نوشتم براتون) نه خیابونای تهرانو بلدم نه دوستان زیادی دارم که بتونم باهاشون جور کنم و بیام. همینطوری برای یه قراره دوستانه که با بچه ها میخوایم بذاریم برای مثلا رفتن به سینما شاید یه ماهی طول می کشه تا محقق بشه. در کل اینو می خواستم بگم که این مدت کوتاه زمانی نبود که بشه قضاوت کرد. کار شما در گوشه ذهن خوانندگانتون هست و مطمئن باشین در اولین فرصتی که توی این شهر شلوغ پیدا کنن میان.
براتون ارزوی سلامت و موفقیت دارم.
ممنونم
ویلی نازنینم من چند روز تهران نبودم و حالا هم که اومدم حمله دارم ولی قول میدم به محض دفع حمله و کسب اجازه از مامان جان حتما بیام و اونجارو مورد حمله قرار بدم.
ولی ویل ویلکم ۱ کم آروم و صبور تر باش خداوند زحمت ها و خستگی هاتو اشتیاقت رو می بینه و بی نصیب نمی ذاره.
مطمئنا دوستهایی که میان اینجا هم حتما اگه موقعیتش رو داشته باشند تنهات نمی ذارن.
ویولت جان از این اجتماع واقعا توقع داشتن کاری که حودت و عصبی می کنه و اصلا به نتیجه نمی رسه فقط حرف زدن خیلی راحته متاسفم برای خودم.ن
شما از اجتماع مریخ هستید احتمالا؟! ویلی هم همینطور؟! شما به تاسفت ادامه بده، این اجتماع مزاحمتون نمیشه!!!
در ایران زندگی نمیکنم وگرنه حتما میرفتم. اگر توی نظراتی که برای وبلاگهای دیگر میگذاری لینک آدرس پیتزا فروشی را بنویسی بچه ها حتما برای پیتزا خوردن آنجا میروند. بزودی همه جیز درست میشه و مشتری بیشتر میاید.
آدرس نذاشته،هزارتا انگ می چسبونن وای به حال تبلیغ علنیش!!
چرا اینجوری فکر میکنین که قصد ویولت سوء استفاده از خواننده های وبلاگه. چرا همیشه دنبال اثبات بدی های یه چیز بیشتر از خوبی اون هستید. این فقط یه درخواست کاملا معمولی بود از شما که خودتون اسم خودتون رو دوست؛ خواننده محترم و همراه ویولت می زارید . ویولت طبیعی ترین و معقول ترین کار ممکن رو انجام داد انتظار همراهی از شما که هراهش هستید کار عجیبی نیست .شما دوست داشتی میری اگه رفتی که جای تشکر داره و اگه نرفتی یا دوست نداری چرا برای این کاری که نمی خوای انجام بدی هزار مدل اما و اگر درست می کنید؟
سلام گلم
بخدا میام و این تاخیرو جبران می کنم. تو فقط عصبی نشو و یه کم صبر داشته باش. مگه ماها مردیم که بذاریم تو ضرر بدی.صبر داشته باش مرور زمان همه چیزو ثابت می کنه.اکثر بچه ها میان مطمئن باش. یه سمینار هم که می خواد برگزار بشه حداقل ۲ ماه زمان میبره تا بتونه ۳۰۰ نفر ادمو دور هم جمع کنه چه برسه به ۳۰۰۰ تا خواننده. فقط صبر داشته باش و خودتو عصبی نکن.
به این دوستی هم که گفت شماره حساب بده بگو زندگیش چقدر می ارزه همینجا یه گل ریزون براش کنیم وکتشو بندازیم رو دوشش و از ایران بیرونش کنیم(می خواستم بگم یه چک بهش میدم یکشو من می ذارم صفراشو اون بذاره اندازه کل زندگیش بعد کتشو می ندازم رو دوشش از ایران بیرونش میکنم گفتم بچه هاشناخت روم ندارن میگن چرت و پرت میگه) به هر حال این دوتا راهو بهش پیشنهاد بده فقط تو عصبی نشو برات خوب نیست.
فعلا
بخدا عصبانی نیستم …فقط گله کردم،همین
نه بابا!!! خود خود شما تپلی!!!؟؟؟
دوستان برای اینکه راحتتر به مقصد برسید میتونید از این نقشه مترو استفاده کنید ! خط ۵ مترو به اکباتان (ارم سبز) میره و میشه با یک تاکسی محل مورد نظر برسیم
http://www.tehranmetro.com/Scheduling.aspx?pid=14&iid=1
بعد از اینکه از مترو پیاده شدیم برای سوار شدن به تاکسی باید اسم چه مسیری رو بگیم؟مستقیم مثلا؟؟یا مجتمع گلها؟؟چی دقیقا؟
ویلی جان فکر میکنم این مدت بیمار بودن باید بهت یاد داده باشه که توقع، در هر سطح و به هر دلیل و با هر زمینه ای اشتباه محضه. حتی ازنزدیکترین آدم بهت.من حرفات رو کاملاًدرک میکنم امااگه با دیدباز کسب و کار رو راه انداخته باشی باید شرط اول کسب و کار رو هم بدونی: صبوری وبیخیال شدن سود در سال اول.
منتظر کسی نباش.اصلاًفکر کن وبلاگی وجود نداره که بخوای روی کمک آدمهاش حساب کنی.کمک دنیای مجازی بدرد دنیای رئال نمیخوره. مطالعه کن و روشهای جدید تبلیغات و افزایش سود رو یاد بگیر. زندگی آدمای موفق توی کسب و کار رو ببین، همه اولش تقریباً با خاک یکسان شده ن. پس بجای این حرفا پاشو برو به اینهمه کار که داری برس.
اولآ خانوم تبریکات ما رو بپذیرید.خیلی مبارکا باشه.
حتمآ برنامه رو جور میکنم میام . چطوری اثری از خودمون بذاریم حالا ؟
دفتر نظر خواهی گذاشتین؟ اونجا اثرمون رو بذاریم
به نظرم یه برنامه ثابت بذار بنویس چه موقع هایی اونجا هستی. اینجوری افراد بیشتری به بهانه دیدنت هم که شده میان و کم کم اونجا میشه پاتوق
چون تجربه اش را دارم فقظ میگم حق با شماست!
من میمیرم برای مرامت تپلی ! صفاتو عشق است . ویلی بزن زنگو که تپلی در راهه . بدخا مدخا ام داری بفرستش پیش من تا من بمونم و اونو این دسته سفید زنجونی !
از دست تو
)
یه دوته ایی
خیلی ها بهت حسودی میکنند اینو میدونستی??با وجود ناتوانیهات داری کار میکنی و عرضه اینو داشتی که مغازه بزنی و پولی در بیاری این محشره دختر
ما ایرانیها خیلی بیمعرفت هستیم حاضریم هزار تا خرج بیخود کنیم اما واسه کسی که ادعای دوستی و رفاقتمون میشه کار به این کوچیکی نکنیم حتی شده برای یکبار( به قول خودت )که تورو خوشحال کنیم
حتی میشه برای تفریح هم که شده همگی یه شب جمع بشیم بیایم اونجا پیش همدیگه باشیم و چند تا عکس یادگاری هم بگیریم
به هر حال برات ارزوی موفقیت میکنم بقول یکی از دوستان اگه خدا بخواد کارت میگیره و یادت نره اولش چوب خوری داره اما نا امید نشو تو محشری دختر
خوب کاری کردی خودت رو مشغول کردی پیزتا فروشی زدی خوبه ؟ نیرو کمکی نمیخوای ما که پوسیدیم توی خونه
یکی از بدیهای ایمیل و وبلاگ و چت اینه که لحن نوشته های آدم رو نمیشه ازش درست و کامل حدس زد و هرکی برداشت شخصی خودش رو داره. واسه همین یکی حس کرد داری داد میزنی، دعوا میکنی، منت میزاری، طلبکاری، التماس میکنی، ادعا میکنی و ۱۰۰۰ مدل درخواست و احساس دیگه توی ذهنش نقش بست و زود نتیجه گیری کرد. یادمه قبلا هم زیاد راجع به بیرون رفتن و یا ک.ن.س.ر.ت و جشن و برنامه های دیگه هم مینوشتی و اون موقع هم خیلیها ازت آدرس میگرفتن تا ببیننت. و حالا هم رو اون حساب و حساب “دوستی” (حالا میخواهد از نوع مجازی باشه یا هرچی) دوست داشتی به دیدنت بیان و حمایت بشی. در ضمن جوری که من تو رو در این سالها شناختم، به نظر من حمایتی که الان بیشتر بهت میچسبید، اصلا از جنس کاغذ و پول نبود، بلکه از جنس دوستی، دلگرمی و پشتیبانی و حضور در محل نام برده بود و چون اون گرمای حضور رو حس نکردی، دلت از این موضوع بیشتر گرفته بود نه اینکه از لحاظ سود یا ضرر مالیش.
سلام ویولت جان
لطفاً آدرس و اسم پیتزا فروشی؟
نمی دونم دور و اطراف محل پیتزا فروشی تا چه حد ادارات دولتی وجود داره. تبلیغ از طریق پخش اعلامیه در این مراکز می تونه موثر باشه. البته وجود پیک هم وقت ناهار یا شام الزامیه. بکار بردن روش های خلاقانه برای حلب مشتری بی فایده نیست. مثلا به همراه هر پیتزا به صورت تصادفی یک اشنانتیون هم باشه. مثلا هنگام گرفتن سفارش گهگاه و از میان چند مشتریاز یک یاز آنها سوال بشه فیوریت او چیه. فرضا اگر موسیقی باشه ، یک سی دی ( تهیه شده از طریق کپی و ارزان) به همراه غذا به او داده بشه. یا اگر یک دختر خانوم جوان باشه ، یک آویز ساده که مهره ها ی دم دستی اما به شکل فوق العاده تهیه شده هدیه داده بشه. گاهی حتی ده سانت رویان بنفش که روی پیتزا پاییون شده و آدرش وبلاگ تو رو ضمیمه کرده و یک جمله ی عالی روی کارت نوشته شده را به خودش سنجاق کرده میتونه مشتری جلب کنه.
آدمها به شانس و بخت های تصادفی علاقه مندند.
راستی یادم رفت . تو می تونی در باره دیده ها و شنیده هایت درباره مشتریان حضوری یا تلفنی یک سرفصل جدا در نوشته هات باز کنی. بی اونکه به اسامی حقیقی اونها اشاره کنی درباره اونها در وبلاگ برای مثال تحت عنوان ” روزهای مخلوط با سس مخصوص” بنویسی. می تونی به همراه منو اگر موافق بودند آدرس ایمیل شان را بگیری و آدرس وبت را بدهی. از آنها بخواهی خودشان را در آینه ی نوشتارت دنبال کنند. اینطوری آدم ها علاقه مندند که ببینید دیگری انها را چطور می بیند.
من گهگاه این کار را درباره اطرافیانم می کنم و آنها عاشق شنیدن درباره خوذدشان از زاویه دید من هستند.
ممنون از نظرات خوبت
به این فکر افتادیم اینجا رو ببندیم(چون کانکسه و مشتری ها زیادی محلی) و یه مغازه درست و درمون بگیریم
سلام ویلی جون
من دو تا مشخصه بارز دارم . هم خواننده ایم وبلاگم و هم اکباتانی !
روز ۴ شنبه عصر و پنج شنبه ظهر رفتم تعطیل بودید . جای تعجب بود برام شروع کار و تعطیلی ؟
اون پلاکاردهایی که دست نویس بود به نظرم خوشایند نبود بهتره یه تابلوی فانتزی تهیه کنید به اضافه یه منوی فانتزی و درشت
چرا اون خانومه صورتش پیدا نیست ؟ احساس کردم خودش رو اون پشت قایم کرده .
هنوز فرصت خرید پیدا نکردم . حتما بعدا نظرم رو در مورد غذاها هم میگم
من خودم چهارشنبه شب اونجا بودم چطور میگی تعطیل بوده؟
ظهرها چون مشتری نیست وقت تلف کردنه برای یکی دو تا مشتری خودش رو تو گرما معطل کنه
ممنون از انتقاداتت
سلام ویولت عزیز.
خوبین ؟
راستش از توی فیس بوک تو فایل تصویری دیدمتون . برای اهدای جوایز برترین وبلاگ نویسان
از اون وقت همش دنبال این بودم که ادرستون رو پیدا کنم و بخونمتون . تا امروز که به طور کاملا اتفاقی پیداتون کردم . باور کن کلی ذوق کردم . یه روز دنبال ادرس گیلاسی میگشتم که اونم خیلی اتفاقی پیدا کردم . درست مثل شما …
بابت مشکل ام استون خیلی ناراحت شدم . انشالله که رفع شه :*
مطالبتون خیلی زیاده و باید حسابی وقت بذارم تا بخونمشون … واسه شروع سال اولتون رو خوندم . خیلی دلم گرفت … داشتن سلامتی و بعد از دست دادنش واقعا تراژدی دردناکیه . امیدوارم همیشه تو زندگیت موفق باشی !
امیدوارم به عنوان یه دوست شما هم منو بپذیرین .
دورادور می بوسمتون عزیزم
یه چیزی در مورد پست قبل میخواستم بگم اما انگار دیر رسیدم… چرا یه دختر با تحصیلات خوب و شغل خوب و موقعیت اجتماعی خوب و به قول خودش روشنفکر که برای حرفهای صدتا یه غاز تره هم خرد نمیکنه اونم فقط با ۲۶ سال سن که هنوز هم تموم نشده باید دلش به خاطر دیدن یه زن ۲۵ با یه بچه ۸ ساله آتیش بگیره…. من نمیفهمم آخه این قضیه هیچ چیزش به چیز دیگه اش نمیخوره
بعضی آدما!!! لذت میبرن از شکست خوردن بقیه!!! ویلی جونم؛ جلوی اینا ضعف نشون نده !!! تو موفق میشی ، اطمینان داشته باش به خودت…
حالم از این مردم به هم میخوره. لعنتیا ، شماها مثل شغال می مونید ، مثل سگ زرد …
این مورد چیز تازه ایی نیست-مهم منم که با این بادا نمی لرزم :d
آی اَگریـــــــــــــــــــــــــــــ…..!!!!!
سلام گلم
اومدم با سر خوردم تو دیوار برگشتم…!
نهار صبحونه خوردیم
یه امانتی دادم دست همسایتون رسید دستت؟
فعلا
ای بابا-گفتم که نهارها نیستند-نه نرسیده-امروز رفتی؟