

سری به آرشیو زدم و با خوندن این نوشته ام، شوک شدم:
“میدونستم که بعد از طلاق برخلاف باور عوام، یک مرد بیشتر از یک زن ضربه می خوره.
چه بسا تا ماهها احتیاج به روانکاوی پیدا می کنه. توی تجربه خود من، هومان (همسر سابقم) بهم گفت که تا مدتها با روانشناس در این مورد حرف میزده در صورتیکه من فکر میکردم طلاقمون برای اون خیلی راحتتر از من بوده و پذیرفته شده تر.
حالا از این مسئله بگذریم ، به اعتقاد من وقتی مردی تو بحران بعد از طلاق می افته و شاید چند ماهی هم از این متارکه نمی گذره، نزدیک شدن به این مرد و شروع یک رابطه جدید عاطفی به نوعی صبر ایوب می طلبه. چون این مرد زخم خورده و به نوعی شکسته و تو تمام هم و غمت رو باید بذاری روی جلب اعتمادش و وقتی تونستی اون آرامش و اطمینان رو بهش القا کنی و گارد دفاعیش رو باز کنی که تو این رابطه جدید دیگه خطر از دست دادن تهدیدت نمی کنه، شروع کنی به فرستادن سیگنالهای عاطفی و جلب محبتش.
این نظر منه در مورد نزدیک شدن به مردی که شکست عاطفی داشته و دلم می خواد نظر یا تجربه شما رو هم بخونم. بحث مشارکت بیشتر آقایون رو هم می طلبه که حسهاشون رو بگن و انتظاراتشون از یک پارتنر جدید که امیدوارم دریغ نکنند حتی شده با اسم مستعارتر و ناشناخته تر.
پ.ن: تهرونیا با هوا حال می کنن؟ آهنگ پست قبل رو میارم تو این پست چون زمزمه بارون داره داد میزنه…”
فکر کردم با وجودیکه همه این چیزها رو می دونستم و ملکه ذهنم بوده پس دلیل هنگ کردن چی می تونه باشه؟
جز این که به یه مرد شکست خورده باید وقت داد؟ جز این که زنها قالبا قوی تر از مردها هستند؟و عکس العملها متفاوت..
تا وقتیکه تو موضوعی ذی نفع نباشی،راحت می تونی نظر بدی و حتی نسخه بپیچی… ولی وقتی خودت یک پای رابطه باشی،حل و تحمل قضیه خیلی سخت میشه… خیلی سخت.
زن و مرد هم ندارد. توی زندگی مردها هم باید زنی باشد ، که صورت ِ آفتاب خورده و عرق کرده و ته ریش نامنظمشان را به اندازهء صورت ۷ تیغه ء ادکلن زده دوست داشته باشد ، شاید هم بیشتر. در زندگی هر مردی باید زنی باشد که عشق را بی کلمات درک کند، که عشق را بدون شاخه های گل سرخ روبان زده درک کند. که عشق را لابلای نان ِ داغ ِ صبحانه ای که خودش نیست تا بخورد ، درک کند. در زندگی مردها هم باید زنی باشد…
آدم ها توی یک زندگی یک نفر بخصوص را میخواهند که برایش درد دل کنند ، بی آنکه بترسند ، بی آنکه هراس داشته باشند از حرف هایشان ، یک نفر که آنها را همان طور که هستند دوست داشته باشد، همان طور غمگین ، همان طور شیطان ، همان طور پر حرف ؛ همان طور ساکت ، همان طور غرغرو و همان طور شلخته. آدمی که وقت ِ امدنش آرام شوی و مثل چشمه از حرف های نگفته قُل قُل کنی و بجوشی. آدمی که ساعت ِ دیدارش بخواهی بدوی جلوی آینه که ” نکند مقبولش نباشم ” آدم ِ تو نیست .
توی زندگی هر کس ، یک نفر بخصوص باید باشد، تو آدم مخصوصِ کدام آدمی؟
از وبلاگ فندق
خیلی قشنگ گفته و ای کاش تمام مردان حتی برای یکبار هم شده خودشون و حسشون رو بیان میکردن
در نوجوانی از سینما و فیلما خوشم میومد چون در یک پلان پسره عاشق دختره میشد و در پلان بعد داشتن در کنار هم عشق میکردن . جوان که شدم در نیم پلان عاشق شدم ، در یک سکانس ازدواج کردم و تازه بعد فیلم اصلی شروع شد : یک پلان سکانس طولانی که بالاخره بعد از ۱۰ سال تموم شد.
بعضی وقتها به خودم میگم تو با بقیه فرق میکنی ، تو یه احمقی ! در اوج کسالت و جدایی ۱۰ ساله قبلی دوباره عاشق شدی و جالب اینه که دوباره ازدواج کردی . بماند که همیشه یه حقیقتی ته ذهنم هست : هرکی به عشقم جواب داد بدبخت شد .
فکر میکنم بزرگترین درگیری من حفظ تعادل بین مفهوم عشق و عاشقی و آزادی است . حالا که به میانسالی رسیده ام هنوز جواب قطعی را پیدا نکرده ام . شاید هنوز هم در افسردگی بسر میبرم. آنچه به طور کمرنگ در خودم حس میکنم اینه که اگر احساسی از آزادی داشته باشم احتمالاً در رابطه اکنونم شیرینی بیشتری حس خواهم کرد … در کل البته هنوزهم دوست دارم به شدت زندگی کنم و با مغز بزنم به دل حادثه . خب من دیوونم و خیلیها عاقل . اینم یه جورشه !
مرز بین موندن و رفتن …
به این فکر کن که به خودت بدهی نداری
شاید عشـــق تنها در ازادی معنا میشه …
شاید رفتـــــن با عشـــق خیلی بهتر از موندن بی عشق باشه …
” من از ان روز که در بند تو ام آزاد ام ” …
تو به مرد شکست خورده وقت می دی و فرصت های خودتو از بین می بری و در نهایت خسته ، عصبی و نا آروم ازش می بری و اون به ساحل آرامش می رسه و تو نای دست و پا زدن نداری!!!
حرفت به دلم نشست
که عشق آسان نمود اول ولی …
مردها هیچ وقت لنگ نمی مونن هنوز اولی نرفته ۴ تا جاش رزرو دارن دلتون خوشه اون چیزی که مردها دنبالش هستن در همه زن ها یافت می شود
این نشد اون یکی
خب… پس به رابطه ام امیدوار شدم …..
این شکل اجق وجق چیه؟!!!! من بخدا این شکلی نیستم
میدونم که نیستی(چشمک)
البته این نظر درخشان در جواب پست تو نبود ویلولت جون برای کامنت نیک به نقل از وبلاگ فندق بود
به نظر من وقتی یه مرد از زنش جدا میشه و بعد میره سراغ یه زن دیگه
این مرد یه مرد خیلی خطرناکیه. چون با خودش مدام این جمله رو تکرار
میکنه که اینبار باید بیشتر مراقب باشی. یه بار به یه زن رو دادی این شد
آخر عاقبتت. باید از همین الان ریموت زندگیتو خودت سفت و جدی بگیری
تا دیگه تکرار مکررات نشه. مردا اگه بعد از طلاق عصبی و پرخاشگرتر میشن
فقط به خاطره اینه که فکر میکنن به غرور مردونگیشون شدیدا توهین شده
انگشت شمارن مردایی که بخاطر چیز دیگه ای بعد از طلاق احتیاج به روانکاو
پیدا کنن. چون مردای ما خودشونو جزء عقل کل و بهترین و برترین ها میدونن
این نظر من بود. تا نظر شما چه باشد.
امید همراه همیشگی راه زندگیت.
نظرت به نظرم سیاه و بد بینانه است
سلام!خیلی جالب بود برام!این که من عادت دارم هر چند وقت یه بار سی دی های قدیمیمونو نگاه میکنم!عکساوفیلمامونو!یه سی دیرو کاملا دیدم و خیلی هم قدیمی بود!بعدن چون خودم وب دارم خیلی علاقه ی زیادی به بعضی از سایتاو وبا دارم!میخواستم بپرسم سایت شما چند ساله هست؟چون توی سیدیم سیو بود!تاریخشم ۲۰۰۱ !مطالبتونو خوندم اشک تو چشام جمع شد…از ته قلبم امیدوارم هرچه زود تر خوب شین!چون این وضیعتو واقعا درک میکنم!
سیر هفت ساله است
راستی من لینکتون کردم!:)
راستش من هنوز زندگی گرمی دارم و مرد شکست خورده ای محسوب نمی شم. بنابراین نمی تونم احساس خاصی رو هم بیان کنم. اما مطلبی که گفتید حسابی نگرانم کرد. حس کردم باید بیشتر مراقب خودم باشم، چون اگه مشکلی پیش بیاد، این منم که آسیب می بینم و همسرم احتمالا خیلی با مساله راحت تره.
من ازدواج نکردم که بخوام حس طلاقو تجربه کرده باشم!!! ولی همیشه دنبال کسی بودم که حس دوست داشتنو کنارش داشته باشم و بدونم که اونم تو خلوتش منو میخواد اما… بگذریم!
ولی از روابط دوستی هام تجربیاتی دستم اومده که باعث شده کمتر به ازدواج فکر کنم.
اونایی رو که فکر میکنی خیلی خوبند و فکر میکنی که این همونیه که میتونی بعنوان شریک روش حساب کنی،وقتی خودت تو حال و هوای عشقی و آینده خوشی رو تصور میکنی اونوقته که یهو همه چیز بهم میریزه تازه میبینی که ای بابا موقعی که تو اون حال و هوای خوش بودی طرفت داشته حساب کتاب میکرده!
اون از اولیش که ادعای عاشقی می کرد و زندگی رویایی،اما پاش که رسید پیش خودش واستاد فکر کرد که ای بابا اینکه وضعیت مالیش خیلی خوب نیست،یا خوبش کن یا هیچ. به همین راحتی ترکت میکنه و میره اصلا احساست هم واسش مهم نیست
اون از دومی که میگی این دیگه خودشه،همه چیز هم داره خوب پیش میره اما یهو میاد میگه ای بابا همه کاراش واسه ادامه تحصیل درست شده و میخواد بره اونور آب! اونوقت تو میمونی و ۱۰۰۰ تا سوال که :
چرا ارزش یه آدم باید خونه و دارایی مشخص بشه؟اصلا چرا تا شرایط بهتری رو میبینیم به آدمای قبلیمون براحتی پشت پا می زنیم و به یه عذرخواهی ساده بسنده می کنیم و تموم و اینکه سر طرف مقابل چی میاد مهم نیست.
دیگه یه جورایی دستم اومده که کلا خانوما براحتی می تونن هر رابطه ای رو هر چند به ظاهر محکم قطع کنند و تو رو به حال خودت بزارن.
جالب اینکه حالا بقیه انتظار دارند که حالا این نشد یکی دیگه!انگار دل آدم اینطوریه که هر کی بخواد بیاد و بره! شایدم باید اینطوری باشه و من سخت میگیرم!
نمیدونم این چیزایی که گفتم با این پست ربط داشت یا نه ولی خواستم درد دلی کرده بشم. ممنون که حوصله کردین خوندینش.
دارم حس میکنم بی تو چقدر خالی شده دنیام
یه لحظه جای من باش و ببین بی تو چقدر تنهام
نگو قسمت همین بوده
نگو تقصیر تقدیره
چرا اون لحظه های خوب داره از یاد تو میره
سکوت من یه فریاده
واسه قلبی که خاموشه
تو این دلخستگی یادت هنوز با من هم آغوشه
تو این شبهای دلتنگی من از دنیا گریزونم .
تو نیستی و نمیدونی من عاشق پریشونم .
کدوم جاده کدوم دریا
نشونی از تو میدونه
آخه نبض دل خستم
فقط با تو غزلخونه
نمیشه بی تو عاشق بود
نمیشه دل برید از تو
به تنهایی من برگرد
بزار تازه بشم از تو
خواننده:علیرضا بلوری……………… دوستش دارم
Salam azizam
Bebin man neveshte haye zibato khoondam !
Mishe biay va Matlabaye Manam bekhooni va nazareto begii?
http://Www.59023.blogfa.com
اول شهریوره و هوا سرد،و اسمون مثل زمستون…هوا خیس و بارونیه…

بیش از حد تصور سخته…اینکه اون ادم فرو ریخته؛تموم شدن ادم ها بدترین فاجعه ایِ که در مورد یک انسان میتونم تصور کنم
بروز یک رفتار از روی ترس و یا شهامت تفسیرهای زیادی داره؛شاید اونی که رفت عاشق تر از اینی بود که بخواد بمونه…هر تصمیمی میتونه درست باشه و این بستگی داره به اینکه چه طور ببینی…اینکه حتی اگر در این راه سختی ببینم تا حد زیادی به انتخاب خودم بوده و به این افتخار میکنم.این یعنی من شهامت از دست دادن و دارم و همچنین شوق بدست اوردن رو.به عبارتی عاشقانه به دست بیار و صادقانه از دست بده…تو میتونی پشیمون باشی از اینکه اینچنین زندگی کردی…همون طور که میتونی پشیمون باشی از اینکه عاشق شدی…اما این دلیل بر اشتباه بودن اون نیست…شاید تو میدونی کی رو دوست داری اما چیزی که نمیدونی اینه که این دوست داشتن چه بلایی سرش میاد و اخرش به کجا میرسه…اینکه چیزی که تموم میشه دست تو نبوده همون طور که شروعش از ابتدا دست تو نبوده و کاری نمیتونی بکنی.شاید تو به اخر یک رابطه فکر نمیکنی….اما تموم شدن انگار یه شکاف عمیق به جای میذاره که هر وقت یادت میاد،خالی بودنش رو احساس میکنی
خوب ها همچنان خوب باقی می مونن ولی قرار هم نیست هر خوب بودنی موندگار هم باشه
در ادامه حرف بهروز،منی که در سالن سینما نشستم و دارم فیلم تماشا میکنم؛بهتره که بدونم جایی از فیلم میرسه که اهنگ تیتراژ پخش میشه.وقتی فیلم تموم شد،یعنی تموم شد و من بیهوده در سالن نمایش نمیشینم،بلند میشم و سالن رو ترک میکنم…
وقتی زمان باورهامون و شست و با خودش برد،کم کم یاد میگیریم که میتونیم تحمل کنیم و محکم بایستیم برای هر خداحافظی…
پ.ن: بولد شده توسط خودم
be nazare man be nahveye talagh, masiri ke tey miyshe ta talagh gerefteh beshe va khaily chizaye diyge bastegi dareh, nemiyshe ghaati goft aghayon sadame biyshtar miykhoran ya khanomha.
ama shayad beshe goft ke to talaghaye emrozi ke noesh kami fargh kardeh va khaily vaghta khanomha khastare talaghan aghayon biyshtar zarbeh miykhoran. akhiyran matlabi khonam mabni bar inke dar darsade balaii az talaghhaii ke az tarafe khanomha darkhast miyshe aghayon mamolan moteajeban va ghafelgir.
مردها زود عاشق میشن و دیر فراموش میکنن برعکس زنها که دیر عاشق میشن و زود فراموش میکنن وعشق قبلی دیگه ازارشون نمیده البته تمام اینها مربوط میشه به طبیعتشون و به قول معروف تنظیمات کارخانه ای اینها همینه تا زندگی ادامه داشته باشه من چند تا مرد رو میشناسم که هنوز از نظر فکری درگیر زندگی سابقشون هستند و هنوز دارند زندگی سابقشون رو ثجزیه و تحلیل میکنن که چرا به بن بست رسید ولی زنهایی رو هم میشناسم که اصلا به رابطه قبلیشون فکر نمیکنن و میگن کتابی بود که بسته شد
مردها دائما رفتار پارتنر جدید رو با قبلی مقایسه میکنن و مدام این ترس تو دلشون هست که مبادا این شکست دوباره تکرار بشه وسعی با قرار دادن گارد دفاعی و تجزیه و تحلیل طرف از دور و کم کم اعتماد کردن جلوی یک شکست عاطفی دیگر رو بگیرن علت
اصلی این گارد گرفتن همینه
چه وحشتناک
رابطه سختیه جدا ولی شدنیه فقط باید خودت آروم باشی همین