محبت رو از بچه بیاموز

بغل دستم دراز میکشه و با هم تلویزیون نگاه می کنیم.
آروم و بی هیچ کلامی،دست چپم رو میگیره تو دستش و ماساژ میده… انگشتها و مچ دستم.
بعد چند دقیقه از جاش بلند میشه و وقتی برمیگرده می بینم تیوپ گردی که مخصوص ورزش دادن دسته، تو دستشه، میذارتش تو مُشتم . دستم قدرت نداره که فشارش بدم.خودش با فشار دستش مُشتم رو جمع و باز میکنه…

میگم: عمه، دستم جون نداره.خودم نمی تونم فشارش بدم،فایده نداره.
میگه اشکال نداره،نوبتهای اول من کمکت می کنم که فشارش بدی.کم کم دستت جون میگیره و خودت انجامش میدی….

با خودم میگم،عمه به قربونت که اینقدر با محبت و با توجه ای.


نظرات شما


  1. دلتنگ در ۹۰/۰۶/۰۶ گفت :

    سلام وقت خوش
    به من سر بزن من هم مشکوک به ام اس هستم اولش برام ناراحت کننده بود اما از وقتی توی نت وبها و امثال شما رو میبینم خیلی راحت می پذیرم که حتی اگر بد تر از ام اس هم باشه با جون و دل میپذیرم. هدیه خداست و هر چه از دوست رسد نیکوست.
    فقط برام دعا کن زودتر تکلیفم روشن بشه ببینم مشکل اصلیم چیه؟؟؟اخه نه درد دارم نه چیزی. فقط یه هفته دوبینی بعد هم تموم شد .
    بهم سر بزن خدانگهدارت


  2. مریم در ۹۰/۰۶/۰۶ گفت :

    :) ماشالا به خودش و تربیتش :)


  3. دوست تو در ۹۰/۰۶/۰۶ گفت :

    منم نوه دختر می خوام (;


  4. مژگان در ۹۰/۰۶/۰۶ گفت :

    ای قربونش برم من .کلا دختر بچه های خیلی خودشیرین ترن .خواهر زاده منم یه وروجکیه که حد نداره همش یک سال وهت هشت ماهش ببینی برای شوشو چیکار می کنه …خدا حفظشون کنه

    violet در تاریخ شهریور ۶م, ۱۳۹۰ ساعت ۴:۵۲ ب.ظ پاسخ داد :

    ایشالله


  5. سانی در ۹۰/۰۶/۰۶ گفت :

    :*


  6. کاوه در ۹۰/۰۶/۰۶ گفت :

    کاش همه به پاکی بچه ها بودن


  7. سروش در ۹۰/۰۶/۰۶ گفت :

    سلام ویلی جان خیلی دلم واست تنگ شده بود چندین ماهه که درگیر کنکورم.
    خواستم بگم که به یادتیم و عکستو تو گوشیم دارم!
    شاد شاد باشی…


  8. ... در ۹۰/۰۶/۰۶ گفت :

    چه مهربون. اونی که با خودت میگی رو اگه بهش بلند بگی کلی بیشتر خوشحال نمیشه؟


  9. تپلی در ۹۰/۰۶/۰۶ گفت :

    سلام گلم
    محبت تو خون بعضی هاست که دردونه خانم یکی از اونهاست


  10. سمیه در ۹۰/۰۶/۰۶ گفت :

    الهی بگردم! ای جان!حتما کلی تو دلت قند آب شد اون لحظه نه:)

    violet در تاریخ شهریور ۷م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۰۹ ق.ظ پاسخ داد :

    دقیقا


  11. حالا من ک عمه نمیشم چیکار کنم…من داداش ندارم
    خوش ب حالت
    قالبت خوش رنگه


  12. shima در ۹۰/۰۶/۰۶ گفت :

    سلام. ببخشید این خانومی که تو تیتراژ برنامه ماه عسل رو ویلچر نشستن و و میان دیوار رو رنگ میکنن شما نیستید؟

    violet در تاریخ شهریور ۷م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۰۹ ق.ظ پاسخ داد :

    نه


  13. هیلا در ۹۰/۰۶/۰۶ گفت :

    عزیزم! آره ویلی گاهی محبت بدون حرف خیلی میچسبه


  14. آرش در ۹۰/۰۶/۰۶ گفت :

    سلام :
    امیدوارم همیشه شاد و در کنار دوستانت باشی.
    چرا وقتی چند نفر بی ظرفیت به عکس زیبایی که در پست قبلی گذاشه بودی گیر دادند ، عکس را بر داشتی؟؟
    واقعا عکس و مطلب آرامش بخشی بود. شاد و سربلند تر باشی

    violet در تاریخ شهریور ۷م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۰۸ ق.ظ پاسخ داد :

    به حرف اونها ربطی نداره-قانون نانوشته من اینه که عکس خودم رو بیشتر از ۲۴ ساعت نمیذارم بمونه


  15. مسعود در ۹۰/۰۶/۰۶ گفت :

    وای که این بچه چقدر پر محبته!
    ای کاش سادگی و مهربونی بچگی هامون از وجودمون کمتر از بین می رفت و اون وقت ما بودیم یه دنیا مهربونی،سادگیو عشق و دلی بی کینه. یاد این آهنگ افتادم:
    یادم آمد

    شوق روزگار کودکی

    مستی بهار کودکی

    یادم آمد

    آن همه صفای دل که بود

    خفته در کنار کودکی

    رنگ گل جمال دیگر در چمن داشت

    آسمان جلال دیگر. پیش من داشت.

    شور و حال کودکی برنگردد دریغا

    قیل و قال کودکی بر نگردد دریغا!!

    به چشم من همه رنگی فریبا بود

    دل دور از حسد من شکیبا بود

    نه مرا سوز سینه بود

    به دلم جای کینه بود

    شور و حال کودکی برنگردد دریغا

    قیل و قال کودکی برنگردد دریغا

    روز و شب دعای من بوده با خدای من

    کز کرم کند حاجتم روا

    آنچه مانده از عمر من به جا

    گیرد و پس دهد به من دمی

    مستی کودکانه مرا

    شور و حال کودکی برنگردد دریغا

    قیل و قال کودکی برنگردد دریغا!!


  16. V در ۹۰/۰۶/۰۶ گفت :

    بازتاب صادقانه “ کم کم خودت انجامش میدی ” … راست میگه …
    یاد کودکی خودم می افتم …
    خب این خیلی خوبه که از بین این همه ادم ، یک “انسان” پیدا بشه :)


  17. samane در ۹۰/۰۶/۰۶ گفت :

    salam.man tipe farc nadaram mishe lotf konid be bacheha begid bekhunanesh
    merc


  18. ای جونم…. ویولت جون عاشقته دردونه… بی نهایت دوستت داره!


  19. وانیا در ۹۰/۰۷/۰۶ گفت :

    چقدر با محبت


  20. مریم در ۹۰/۰۷/۰۶ گفت :

    الهییییییییییییییی،
    خدا الهی صحیح و سلامت حفظ کنه این دردونه نازدونه رو براتون که اینقدر با محبته اون قلب کوچولوش :)


  21. ققنوس در ۹۰/۰۷/۰۶ گفت :

    چه خوبه که هست . ما که عمه نمیشیم ! هی روزگار. :(


  22. زینب در ۹۰/۰۷/۰۶ گفت :

    سلام
    نوشته هاتو خوندم
    عالی بودن…به منم سر بزن
    زنگی جاریست…یا علی


  23. تـــــرانه در ۹۰/۰۷/۰۶ گفت :

    کلا بچه حلال زاده به عمه اش میره دیگه ! ما تو این دوره زمونه همه چی رو جا به جا می کنیم حتی ضرب المثل های قدیمی ! :)


  24. مهدی در ۹۰/۰۷/۰۶ گفت :

    قدر اینجور برادر زاده را باید دانست


  25. مریم گلی در ۹۰/۰۷/۰۶ گفت :

    عزیـــــــــــــــــــــــــــــزم
    خدا حفظش کنه
    خوش به حالت که همچین برادر زاده ای داری
    هم میاد گردگیری میکنه هم ماساژ میده هم تقویت روحیه میکنه
    خدا هر دوی شما رو برای هم نگه داره

    پ.ن : عجب هواییه …حالشو ببر


  26. سلام………..برادرزادت همون دردانه خانوم؟؟؟این دختر واقعا مهربونه که قدر عمه ی خوبی مثل شما رو میدوونه…..همه ی عمه ها هم خوب نیستنااااا

    violet در تاریخ شهریور ۷م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۰۵ ق.ظ پاسخ داد :

    آره همونه-ممنون