

امروز مهمان یه دوست خیلی عزیزم… خیلی عزیز.
دوستی که تو یه کشور غریب،حق دوستی رو تمام و کمال بجا آورد. با وجودیکه تا قبل اون همو ندیده بودیم و حتی ارتباط ایمیلی یا مجازی هم نداشتیم. فقط اون من و می شناخت(یک طرفه) از طریق وبلاگ و می دونست دارم میرم کشوری که اون ساکنشه.
لحظه دیدارمون با نمک بود. هیچ تصوری ازش نداشتم و نمی دونستم باید دنبال کی بگردم. فقط می دونستم آقاست!.
هواپیما،دو ساعت تاخیر داشت و من امیدوار نبودم که دوست نادیده با وجود این تاخیر هنوز تو فرودگاه منتظرم باشه… ولی بود.
با وجودیکه محل استقرار من از شهر محل سکونت اون متفاوت و حتی دور بود( یه مسافتی مثل قزوین-تهران) تو مدتی که تو اون کشور بودم تقریبا هر روز می آمد پیشم و با هم می رفتیم گردش!
وقتی خاله ام برای برگشت به آمریکا تو کشور ترانزیت حالش بد شد و دکتر اجازه پروازش رو برای یک هفته لغو کرد. همه مونده بودیم مستاصل و دل نگرون که حالا با خاله مریض که تنها و غریب و زبون ندون!!! افتاده تو یه کشور غریب،چیکار کنیم؟
اولین گزینه ایی که به ذهنم رسید تماس با “او” بود…………… و همانطور که حدس میزدم “یه دوست” داشتم تو کشور دیگه که همه جوره می تونستم رو کمکش حساب کنم و نشون داد که احتیاج به حضور “فامیل” نیست داشتن “یه دوست” خوب کفایت می کنه.
حالا اومده ایران ولی خیلی محدود و یک هفته ایی- هوا هم شده مزید بر علت که نتونم به راحتی ببرمش بیرون.
ازش خواهش کردم اون بیاد پیشم و با همه مشغولیتهای یک سفر فشرده، قبول کرد.
امروز روز خوبیه چون یک مهمون عزیز دارم.
جهت اطلاع:
“من مرکز تحقیقات ام اس کار می کنم. شما یک بار من رو دیدید، اگه خاطرتون مونده باشه. یه پایشی (در رابطه با ام اس و خستگی) تو دنیا در حال اجراست، که در واقعMSIF داره انجام اش میده، ولی استاد صحرائیان متاسفانه لینکش رو خیلی دیر به دست من رسوندن. تا ۱ نوامبر بیشتر فرصت نیست. و امروز ۳۰ اکتبرئه، عملا امروز و فردا رو داریم.
چون وب سایت شما بازدیدکننده ی زیادی داره، شاید اگر لطف کنید و این رو به صورت یه پست share کنید، کمک فوق العاده ای بشه به این که وضعیت بیماران فارسی زبان هم تو این پایش لحاظ بشه. این لینک مورد بحث ئه:
http://www.surveymonkey.com/s/YYRRGXQ “
پ.ن:من خودم فرم رو پرکردم-فرم به زبان فارسی ه-پس لطفا همکاری کنید.
براشون توی کلوب کلی تبلیغ این مطلب کردم.
چه هیجان انگیز!
چطوری انقدر راحت به آدما اعتماد میکنی؟و تازه اگه نگیم همیشه (که البته به نظر من همیشه س!) اکثرا نتیجه ی این اعتماد هم بسیار بسیار مثبت از آب درمیاد!کاشکی یه بار بنویسی در موردش…
ایشالا که خدا همه ی دوستای خوبو برا همدیگه نگه داره(:
از طرف من از آقای دوست تشکر کنید که انسانیت رو تو وجود خودش زنده نگه داشته و با رفتار انسانیش باعث تحریک این حس در دیگران می شه
من انقدر محافظه کارم که معمولا به آدم های جدید که وارد زندگیم می شن نه خیلی اعتماد می کنم و نه فرصت صمیمیت و دوستی بهشون می دم …برام جالبه این نوشته ت …فکر کنم باید تجدید نظر کنم …
راستی خیلی وقته می خونمت …
موفق باشی
خوش بگذره ویلی جان
سلام گلم
سلام مخصوص خدمتشون برسونید(آیکون تپلی رفیق باز)
با تمام وجود حس میکنم چه ملاقات هیجان انگیز و دلچسبی میتونه باشه.
تو مهارت خاصی داری توی تبدیل روابط مجازی به حقیقیش.
به هر دوتون خوش بگذره.
امروز یه وبلاگ دیدم به نام معلویت محدودیت نیست نویسنده آن امین است
http://moteasefam.blogfa.com/
توی پروفایلش رفتم متولد ۶۵ هستن شما هم یه سر برید
باشه میرم- ممنون از معرفی
امین عزیز به رحمت خدا رفته دوست عزیز … از یاران سایت اسپشال بودند
خدا حفظش کنه این دوست رو، بعضی وقت ها دوست های واقعی خیلی بیشتر از فامیل خونی به درد میخورند
امیدوارم اقامتش تو ایران دلپذیر باشه براش
سلام ویولت خوبین ؟من از خوانندگان قدیمی وبلاگ شما هستم.
خوشحال میشم دعوت من را قبول کنی و عضو انجمن کافه رمان بشین.
بیشتر از “دوستی”، “انسانیت”ش جلب توجه می کنه،
خدا حفظش کنه.
خوش باشین آره دوست خوب یه نعنمته واقعا
کلمه ی دوست رو که میشنوم یاد بهترین خاطرات زندگیم میوفتم…
کاش این فرم برای تمام بیماران مغز و اعصاب بود!
البته بعد از تجزیه و تحلیل فکر کنم به کار همه بیاد اگر نتیجه بخش باشه
خدا از آقایی کمش نکنه خدائیش من چقدر لذت میبرم وقتی میشنوم هنوز همچین انسان هایی توی این ۴ گوشه ی دنیا نفس میکشند
امیدوارم ملاقات فراموش نشدنی داشته باشید
راستی سلام ویولت عزیزم…. حالت چطوره؟ دلم برات تنگ شده بود
ببحشید به این پست بی ریطه ولی هیچ راهی هست که من اون فایل صدای بارون رو داشته باشم؟ به طرز عجیبی به من آرامش میده و می خوام بریزمش رو آی پاد.
(...پیغام خصوصی از طرف شما...)
سلام
جسارتا ، ویولت! ، امروز مهمان یه دوست خیلی عزیزم… خیلی عزیز و یا امروز مهمانم یه دوست خیلی عزیزه … خیلی عزیز ؟!!
آخ ه میدونی شما از فعل گذشت ه استفاده میکنید مثل : بجا آورد ، با نمک بود ، تو مدتی که تو اون کشور بودم ؛
…
حالا اومده ایران ولی … ، ازش خواهش کردم اون بیاد پیشم ، امروز روز خوبیه چون ( یک مهمون عزیز دارم ).
من قانع نشدم از غلط گیریت- هرچی می خونم مشکلی به نظرم نمیاد که بخوام درستش کنم
عرض کردم ، شما میهمان ایشان هستید و یا ایشان میهمان شما ؟ ( پاراگراف اول )
بی خیال بابا- فک کنم این مشکل درک مفهوم فقط برای تو پیش اومده
شما لطف دارید!
ویلی جون ببخشید یک کم پرروئی می کنم ولی این دوست خوبت را از طرف من ببوس. ما که یک مدت غربت نشین شده بودیم از این مرحمت ها از هموطنان ندیدیم و برعکس کمی تا قسمتی نا مهربونی دیدیم. خلاصه که خیلی نادره این حال و هوا.
من حدس میزنم این دوست خوب “البرز” باشه ؛ همینطوره؟
اگه آره ، تشویقم کنید بی زحمت .
یه کف مرتب به افتخار شما و فراست و البرز
اتفاقا منم همش آقای البرز توی ذهنم بود وقتی میخوندم این پست رو:)
خوب یه کف مرتب برای آقای البرز (هورا)و ویولت(هورا/هورا/هورا) و لینکدونی ویولت(هوررا /هورا) که درست شده و همچنین آواتار من که بالاخره اینجا عوض شد(هورااااااااااااااااااااااااااااااااا)…
دست همتون درد نکنه و خسته نباشید:دیییییییی
چه آواتور خوشگلی هم هست:)