گزارش یک تلاش

بعد از خواب قیلوله!… جز جزء بدنم فریاد میزد که یکی رو صدا کن تا کمکت کنه از جات بلند شی.
هنوز بعد جلسه دوم فیزیوتراپی و حرکت درمانی بدنم کوفته و خسته است.

با خودم میگم، فک کن کسی خونه نیست و خودت تلاش کن تا از جات پاشی… تلاش می کنم… و بعد گذشت چند دقیقه،میشه هر چند سخت… توی جام نشستم.

میشینم روی ویلچر… صبح که از خواب بلند شدم، خودم لباس خوابم رو عوض کردم و لباس خونه پوشیدم…ولی دیگه جورابهام رو نتونستم پام کنم و بردم دادم مامان تا پام کنه…. مامان با دیدن من ِ حاضر و آماده با خوشحالی گفت: ایشالله یه روزی برسه که جورابات رو هم خودت پا کنی!
.
.
جورابها روی تخت بهم چشمک می زنن، برشون میدارم…یه وَر وجودم داد میزنه:دیگه پررو نشو!،نمی تونی،خم شدن همانا و معلق شدن از روی صندلی همان… ولی وَر کله شقم میگه می تونی،تو می تونی… دعا و آرزوی مامانت رو تعبیر کن. :)

.
خم میشم و سر جوراب رو گیر میدم به شست پام.با دست ناتوانم جلوی در رفتن پام و فرارش به سمت دیگه رو می گیرم و با اون یکی دست بقیه انگشتها رو هم می چپونم تو جوراب و………. موفق شدم و به فاصله یه نصفه روز حرف مامان به عینیت تبدیل شد.

viva myself

پ.ن: یک لینک مفید برای قشری خاص


نظرات شما


  1. رودابه ایرانی در ۹۰/۱۳/۱۱ گفت :

    چه خوووووووووب.


  2. میترا در ۹۰/۱۳/۱۱ گفت :

    فقط یک کلام کوتاه:
    در همه حال دوستت داریم.

    violet در تاریخ بهمن ۱۳م, ۱۳۹۰ ساعت ۶:۰۱ ب.ظ پاسخ داد :

    ما بیشتر خانوم….بووووس


  3. starlit در ۹۰/۱۳/۱۱ گفت :

    فقط میتونم بگم
    تو معرکه ایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی


  4. نسرین در ۹۰/۱۳/۱۱ گفت :

    خدا را هزار مرتبه شکر،


  5. سوگند در ۹۰/۱۳/۱۱ گفت :

    هورااااااااااااااا ویولت


  6. آوین در ۹۰/۱۳/۱۱ گفت :

    تبریک میگم:-*


  7. مینا در ۹۰/۱۳/۱۱ گفت :

    دم همه مامانا گرم


  8. V در ۹۰/۱۳/۱۱ گفت :

    اون بخش از درونت که مداوم تو رو هولت میده به ته اتوبوس و هی بهت میگه که تو نمیتونی ! پس از کسی یا چیزی کمک بگیر ، کاملن دیوانه ست که بهتره محلش نزاری تا جایی که آخر خودش کف کنه و بعد می بینی که تو به خودکفایی رسیدی :D
    یه ادوایس امنیتی هم اینکه یک بار برای همیشه ، یه تودهنی محکم بزن به این ور روانی وجودت :) گاهی صداش زیادی اوج میگیره و و روی نروه !! جوری که حتی منم از این فاصله دور ، به توسط یکی از همین ابزار آلات دیجیتالی ، داد و فریادش و میشنوم ! بهترین واکنش ممکن این هست که بطور کل نادیده بگیری و حساس نباشی تا خسته بشه و بی خیال ماجرا :)
    ولی من اون بخش توانمند و سمج تو رو شدیدن تحسین میکنم ! اگر که تو ، نقطه تعادل روی دوکفه ترازو باشی ، فقط تمایل و اصرار خودت درنقش تعیین کننده ست ، اینکه تو به کدوم طرف اشتیاق درونی داری .


  9. ندا در ۹۰/۱۳/۱۱ گفت :

    یاد کلاریس “چراغها را من خاموش میکنم” افتادم! اونم یه عالمه_ وَر _ داشت تو ذهنش.:)))
    خوب حالا که آرزوی مامانت برآورده شد یه آرزوی جدیدتر میکنیم(میکنیم؟چه پررو..خودمو قاطی کردم:دی)ایشالا سبزی پلو با ماهی شب عیدو تو درست کنی بیای تعریف کنی.(این که یکمی زمان آرزوم هم طولانی تر بنظر میرسه برا اینه که تا اون موقع به مقدار کافی کتابای آشپزی رو خوب مطالعه بفرمایید:))
    بوسسس :یکی برای مامان یکی برای دختر مامان:****


  10. Nashenas در ۹۰/۱۳/۱۱ گفت :

    کوفته و خستگی بدنتون نهایتا یکی دو هفته اول ه بعد از اون همه چیز به حالت اولش بر میگرده :)

    امروز درست ۸۸ روز از آخرین تزریق می گذره
    و ۳ روز از اولین و ۱۲ ساعت از آخرین … هر چند پریشب بخصوص دیشب عجیب بیماستان می طلبید ولی خوب سختی اش ۶ – ۵ ماه اول ه و بعد اون … :) ‌ ))

    بیا تا با هم مسابقه بدیم باشه ویولت؟ :)

    violet در تاریخ بهمن ۱۳م, ۱۳۹۰ ساعت ۸:۴۶ ب.ظ پاسخ داد :

    ندید میگم پوزت خوردست ;)

    Nashenas در تاریخ بهمن ۱۳م, ۱۳۹۰ ساعت ۹:۰۲ ب.ظ پاسخ داد :

    ببینیم تعریف کنیم :)
    خشک خالی که نمیشه!!!
    نظرتون با یه شام و یا نهار چطوره ؟ هر کی باخت باید به برنده بده قبول ویولت ؟ فقط جای زیاى گرونی نباشه ها خخب؟

    violet در تاریخ بهمن ۱۳م, ۱۳۹۰ ساعت ۹:۵۴ ب.ظ پاسخ داد :

    من که برنده ام تو بفکر خودت و باختت باش

    Nashenas در تاریخ بهمن ۱۳م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۰۷ ب.ظ پاسخ داد :

    تو این یک مورد بخصوص اصلا حرف اش رو نزن ویولت!
    حالا چی دوست دارید ؟

    violet در تاریخ بهمن ۱۳م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۲۲ ب.ظ پاسخ داد :

    خوشحالی که یه موقعیت پیش اومد برای کل انداختن با من؟ و کش دادن بی حاصل و گنگ و نامفهوم موضوع؟
    ولی من وارد بازیت نمی شم…چو فردا شود فکر فردا کنیم

    Nashenas در تاریخ بهمن ۱۳م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۴۹ ب.ظ پاسخ داد :

    باز هم یک طرفه به قاضی رفتی ویولت؟!!

    یک بار برای همیشه در این مورد بخصوص ” چه برنده بشم چه بازنده – برنده اصلی تو هستی ویولت! ” و همینه که بهم امید میده
    ولی شدی!!!

    violet در تاریخ بهمن ۱۳م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۰۵ ب.ظ پاسخ داد :

    ولی شدی…. این یعنی چی؟
    و بذار منم یکبار برای همیشه بگم که حوصله رمز گشایی از حرفها و کامنتهای گنگ و نامفهوم رو به هیچ وجهی ندارم

    Nashenas در تاریخ بهمن ۱۳م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۴۱ ب.ظ پاسخ داد :

    ببخشید شدم !!!
    تو مگه شش ماه به دنیا اومدی دختر؟!! :دی
    کو حالا تا ۲ سال!! خوبه حالا ۲ سال فرصت دادی!!! :دی

    Nashenas در تاریخ بهمن ۱۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۹:۲۹ ب.ظ پاسخ داد :

    ” شاید ” بتونی تو این مورد شکستم بدی ولی تو مورد ” اصلی ” هیچ وقت نمیتونی هیچ وقت! پس برو به فکر خودت باش ویولت :)

    Nashenas در تاریخ بهمن ۱۵م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۵۶ ق.ظ پاسخ داد :

    به ویولت:
    شنیدم چند قدم به شکست نزدیک شدی ؟
    پس چی شد ؟ کم آوردی ؟

    V در تاریخ بهمن ۱۵م, ۱۳۹۰ ساعت ۵:۰۲ ق.ظ پاسخ داد :

    @ Violet
    اوووه … اوووه … چه خبر شده اینجا ویلی جونم ؟ چقدر خشن !! :) یه کم مهربون تر …
    رقابت خوبه که … این دوست ناشناس ، خیلی دلش میخواد که بخش توانمند تو ، غالب و پیروز بشه :) حتی اگر حس خوبی نداشته باشی و تصور کنی که داره هولت میده به ته اتوبوس ، نباید خشونت به خرج بدی ;)
    Viva Vili \ /


  11. تکتم در ۹۰/۱۳/۱۱ گفت :

    این پستت خیلی به فکرم برد .این کارهایی که انجام دادن هر کدومش برای شما یه موفقیته برای خیلی از ما یه کار پیش پا افتادست که حتی موقع انجام دادنش بهش فکر هم نمیکنیم که البته یه روزی برای خودت هم همینطور بوده . یه آدم خیلی موفق که همه زندگیش الگوی من بود۳ هفته قبل فهمید که ام اس داره باورت نمیشه از فردای روزی که فهمید شروع کرد تمرین نوشتن با دست چپ که با هر دو دستش توانایی داشته باشه .وقتی داشت کورتن میگرفت رفتم دیدنش براش کتاب و فیلم بردم که حوصله اش سر نره تشکر کرد گفت نمیرسم ببینم چون این مدت که بستری هستم شروع کردم به درس خوندم که به روز بمونم حالا این آدم خودش فوق تخصص داره و کلی توی رشته خودش توی دنیا معروفه ! واقعآ روی هیچ چیز این دنیا نمیشه حساب کرد فقط باید توی لحظه زندگی کرد و لذت برد ( ببخشید طولانی شد ) شاد باشی

    violet در تاریخ بهمن ۱۳م, ۱۳۹۰ ساعت ۸:۴۵ ب.ظ پاسخ داد :

    درود به دوستت-ارادت من و خدمتشون بفرمایید


  12. nady در ۹۰/۱۳/۱۱ گفت :

    baaale viva Violet


  13. آفریییییییین ویولت جون….آفرین
    فیلم زن در سایه ام اس باز هم نمایش عمومی داره؟
    من که همش تو این کلیپ کوتاه حواسم رفت به ناخونهای قشنگت و گوشواره و پوست و اینها( من دخترم خودماااا…الان نگید عجب هیزیه!)…
    نمیدونم گفتنش درسته یا نه ولی من بیشتر احساس ضعف کردم در مقابل روحیه اتون تا هر حس دیگه…قبل از بیماری هم همینجوری پر از انرزی مثبت بودید؟؟؟؟آخه من یک دوست صمیمی (مثل خواهر)دارم که یک مدت علائم نزدیک ام اس از خودش نشون داد که با تزریق کورتون رفع شد…اون موقع همه میگفتند که در اثر استرس و حساس بودنه.. …خیلی وقته میخوام این سوال رو ازتون بپرسم شاید چند ماه ولی میترسیدم نارحت شید.


  14. من هم به نوع دیگه با جورابهام درگیرم…باید از مامانم بخوام دعا کنه که من یادم بمونه کجا درشون میارم!


  15. نادره در ۹۰/۱۳/۱۱ گفت :

    افرین .اروم اروم خوب می شی و همراه با بهتر شدن تو حال ما هم بهتر میشه.با دیدن ادمایی مثل تو من از نالیدن خجالت می کشم


  16. سلام خوشحالم خیلی خیلی بابت این بهتر شدن حالتون من مرتب بهتون سر می زنم فقط یه سوال دارم این خدمات فیزیونراپی توی شهر های دیگه هم رایگان پیدا میشه؟ چون هزینه هاش خیلی زیاده من یه نفر رو پیدا کردم بهم گفت جلسه ای ۲۵ تا ۳۰هزار تومن میاد توی خونه برام انجام میده که من منصرف شدم ولی میدونم برای من که بدنم خشک شده مفیده اگه خبری داری خوشحال میشم کمکم کنی


  17. پانته ا در ۹۰/۱۴/۱۱ گفت :

    اره عزیزم چرا که نه! مطمینم به زودی همه کاری می تونی بکنی. چون روحیه و اعصابت داره بهتر میشه. :)


  18. مژده از چین در ۹۰/۱۴/۱۱ گفت :

    ,دوست دارممم،بزن اون کف مرتب و به افتخار ویلی.ویولت جان اون روز بیرون بودیم یک خانم با ویلچر اومد از من ادرس پرسید و رفت.بعد سام گفت خانمه کالسکه داشت.گفتم کی بهت گفته این کالسکه است میگفت دوستت تو ایران.از اون روز سام فقط کالسکه بزرگها یادش مونده و بدو بدو کردنهاش.

    violet در تاریخ بهمن ۱۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۳۵ ق.ظ پاسخ داد :

    یه ماچ گنده برای پسر خوشگل و خوردنیت
    هر روز چشمم رو که باز می کنم تابلویی که بهم دادی می بینم و به یادتم – مواظب خودت باش دوست خوبم

    مژده از چین در تاریخ بهمن ۱۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۸ ق.ظ پاسخ داد :

    فدات شم عزیزم.امیدوارم پکن ببینمت


  19. لیلا در ۹۰/۱۴/۱۱ گفت :

    بووووووووووس ویولت جون جونم. بووووووووس و هوورااااااااااا :)


  20. azar در ۹۰/۱۴/۱۱ گفت :

    ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰… kissesssssssss


  21. ی در ۹۰/۱۴/۱۱ گفت :

    با اون قلب پاکت، لطفا یه دعا واسه ما بکن.
    مرسی


  22. ساناز در ۹۰/۱۴/۱۱ گفت :

    پشت کارت ستودنی هست ویولت با اراده .


  23. ن.د در ۹۰/۱۴/۱۱ گفت :

    نمونه ای یه دونه اییییییییییییییییی.ایشالا به همه آرزوهای خوبت برسی دوست داشتنی.


  24. نوشین در ۹۰/۱۴/۱۱ گفت :

    ویولت جونم به مامانت سلام برسون بگو بازهم آرزو کنه. درست بره همون جائی که دفعه قبل ایستاده بود در همان زمان و وقت از روز، یک آرزوی دیگه هم بکنه!
    بیشتر مواظب خودت باش
    بگذار من هم یک آرزو کنم….
    انشالله یک روز باشه بیائی خونمون…
    آخه ما طبقه سومیم بدون آسانسور
    برای خاطر پله ها هم گفته باشم بغلت نمی کنیم.
    بعد بشینیم با هم فیلم ببینیم
    شنیدم تازگی ها فیلمی شدی…..

    violet در تاریخ بهمن ۱۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۴۲ ب.ظ پاسخ داد :

    درست شنیدی عزیزم-بخاطر خونه تو هم شده باید خوب شم ;)


  25. سیندخت در ۹۰/۱۴/۱۱ گفت :

    :) چقدر خوب ویولت عزیز!


  26. همکار بدون اسم در ۹۰/۱۴/۱۱ گفت :

    vaaaaaaaaaay azizam ba in matnet ashke man yekio dar avordi, kheili kheili khosh-halam azizam

    violet در تاریخ بهمن ۱۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۴:۵۶ ب.ظ پاسخ داد :

    بووووس


  27. ینی ارادت رووی هرچی آدم به ظاهر سالمه کم کرده اینجاست که میگن خواستن توانستن است (مااااااااااااااااااااااچچچچچچچچچچچچ برای ویولت بنفشم )


  28. :دی
    ایول. دمت گرم
    خدایی دلت برام تنگ نشده بود ویلی؟


  29. ساتین در ۹۰/۱۴/۱۱ گفت :

    آفرین ویولت!
    همیشه موفق باشی!


  30. اونی که می خوای روشو کم کنی در ۹۰/۱۴/۱۱ گفت :

    بسیار پیشرفت عالیه راه درازی در پیش داری اما میتونی

    violet در تاریخ بهمن ۱۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۹:۱۲ ب.ظ پاسخ داد :

    ولی امروز قادر نبودم روتون رو کم کنم-اصن حالم خوب نبود و کف نمودار سینوسی بودم و هستم

    V در تاریخ بهمن ۱۵م, ۱۳۹۰ ساعت ۵:۳۰ ق.ظ پاسخ داد :

    خسته نشی ها !! :)
    این نشون میده که داری رو به خوب شدن میری …
    تست پرش از روی مانع …
    باید بتونی ! میدونیم که میتونی


  31. فلفل بانو در ۹۰/۱۴/۱۱ گفت :

    سلام ویولت عزیز
    من خیلی خیلی وقته که میخونمت شاید چند ماهی بود که شروع کرده بودی که میخوندمت و همیشه برام قابل ستایش و احترام بودی
    حتی اگه یادت باشه وقتی فست فود درست کردی جزو اولین نفراتی بودم که اومدم اونحا
    ولی عزیزم یه چیزی هست که خیلی چند وقته آزارم میده و باید بهت بگم
    اینکه تو چرا حرفها و رفتاری که پیشه رو گرفتی رو یهویی تغییر دادی
    چرا پای حرفها و مواضعی که داشتی نموندی؟!
    برام جالبه که سال ۸۸ کلی سبز بودی ولی یهو الان داری با افتخار با صدا و سیما که اونقدر مخالف سبز بود همکاری داری میکنی!
    یادمه اون موقع خودت تحریمشون میکردی و اعلام میکردی بچه ها همکاری کنن و اونقدر صدا و سیما مخالف نظرات سبز و واقعی بود و تو هم تایید میکردی و حالا چی شد؟ چی شد که باهاشون داری برای مطرح شدن خودت و پیشرفتت و نشون دادن این که افرادی با محدودیت میتونن پیشرفت کنن
    اگر فکر میکنی که در صدا و سیما نمیشه خیلی حرفها رو زد پس نمیتونی دلیلی بیاری برای اینکه رفتی تا حرفت رو به گوشه همه برسونی و نظراتتو بیان کنی
    خب اینجا بود و حداقل بهترین راه برای بیان بود نه؟
    از دستم ناراحت نشو فقط چون چند وقته دیگه بخاطر اینکه رو راست نبودی و یا شاید … نمیدونم این تغییر رفتارت دلم باز نمیشد که بیام اینجا
    خیلی دل دل کردم که بهت بگم یا نه
    ولی من از خودت بیپروایی رو یاد گرفتم و گفتم باید بهت بگم حالا نمیدونم برامم جالبه که این موضوع رو هیچ کسم ندیده؟! شایدم دیدن که اینجا انقدر خلوتتر از گذشته شده
    در هر حال عزیزم میخواستم بگم کاره الانت با حرفهای اون موقع ات که خیلی هم تند و تیز بودی نمیخونه

    violet در تاریخ بهمن ۱۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۹:۵۴ ب.ظ پاسخ داد :

    از خوندن کامنتت خنده ام گرفت
    برای شروع میشه بگی من کی همکاری کردم؟کدوم برنامه؟کی از حرفهام برگشتم؟
    قضاوت کردن خیلی راحته نه؟…. خوشحالم و خوشحال باش که قاضی نشدی


  32. فلفل بانو در ۹۰/۱۴/۱۱ گفت :

    عزیزم میشه بگی پس برنامه های رادیوییت رو کجا پخش میکنی؟ تو کدوم رادیو؟
    مگه من خواستم قضاوت کنم که باهام اینطوری برخورد کردی؟
    چرا انقدر تند؟!!
    من با کلی عزیزم و جانم گفتم

    violet در تاریخ بهمن ۱۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۳۷ ب.ظ پاسخ داد :

    اگه نمی دونی پس چرا می گی پیگیرم؟
    قرار نیست حرف بی منطقمون رو با چاشنی عزیزم و جانم به خورد طرف مقابلمون بدیم. قراره؟
    چون اسمش رادیو یعنی از رادیو وتلویزیون پخش میشه؟ نخیر خانوم محترم… لینک برنامه رو من روی وبلاگ میذارم و اگه واقعا پیگیر بودی و یکیش رو گوش میدادی میدیدی که امکان نداره مجوز پخش از رسانه میلی بگیره
    میگی قضاوت نکردی…کل کامنتت قضاوت ناعادلانه است با چاشنی عزیزم و جانم که فقط یه تیکه اش رو اینجا میذارم
    “چرا پای حرفها و مواضعی که داشتی نموندی؟!
    برام جالبه که سال ۸۸ کلی سبز بودی ولی یهو الان داری با افتخار با صدا و سیما که اونقدر مخالف سبز بود همکاری داری میکنی!
    یادمه اون موقع خودت تحریمشون میکردی و اعلام میکردی بچه ها همکاری کنن و اونقدر صدا و سیما مخالف نظرات سبز و واقعی بود و تو هم تایید میکردی و حالا چی شد؟ چی شد که باهاشون داری برای مطرح شدن خودت و پیشرفتت و نشون دادن این که افرادی با محدودیت میتونن پیشرفت کنن
    اگر فکر میکنی که در صدا و سیما نمیشه خیلی حرفها رو زد پس نمیتونی دلیلی بیاری برای اینکه رفتی تا حرفت رو به گوشه همه برسونی و نظراتتو بیان کنی
    خب اینجا بود و حداقل بهترین راه برای بیان بود نه؟
    از دستم ناراحت نشو فقط چون چند وقته دیگه بخاطر اینکه رو راست نبودی و یا شاید … نمیدونم این تغییر رفتارت دلم باز نمیشد که بیام اینجا
    خیلی دل دل کردم که بهت بگم یا نه
    ولی من از خودت بیپروایی رو یاد گرفتم و گفتم باید بهت بگم حالا نمیدونم برامم جالبه که این موضوع رو هیچ کسم ندیده؟! شایدم دیدن که اینجا انقدر خلوتتر از گذشته شده
    … کاشکی علاوه بر یادگرفتن بی پروایی از من(به گفته خودت) اول قضاوت نکردن رو یاد می گرفتی

    Nashenas در تاریخ بهمن ۱۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۳۹ ب.ظ پاسخ داد :

    فلفل بانو خانم
    جسارتا
    همین جا تو وبلاگ روز های شنبه :دی
    چه ارتباطی به صدا و سیما داره ؟!!
    صدا و سیمای جمهوری ایرانی تا دلت بخواد آخوند داره ولی تنها چیزی که رادیو ویولت نداره از همین جک و جانور است :)

    سپیده در تاریخ بهمن ۱۵م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۷ ق.ظ پاسخ داد :

    به فلفل بانو
    ببخشد؟روی دماغم هویج سبز شد…این یه رادیو اینتر نتیه.ربطی به صدا سیما یا هیچ چیز و هیچ جای دیگه نداره…تو هم میتونی واسه خودت درست کنی…..یعنی هنوز در حیرت موندم…بعضیا انگار تو غار زندگی می کنن…اون وقت شما لابد به راننده تاکسی هم می گفتی بزن رادیو ویولت گوش کنیم؟ پوف…ای بابا….


  33. elly در ۹۰/۱۴/۱۱ گفت :

    فقط اومدم ۵۰ تاش کنم دمت قیژ
    خیلی دوستت دارم


  34. بهار در ۹۰/۱۵/۱۱ گفت :

    درور بـــــــــــــــــــــــــــــــــر ویولــــــــــــــــت و

    تمام افراد بـــــــــــــــــــــــــا اراده

    خوشحلام…

    به امید روزی که بنویسی: ” من و پایـــــــــــــان ام اس”

    تپلی در تاریخ بهمن ۱۵م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۵ ق.ظ پاسخ داد :

    هزارتا لایک به این کامنت …

    “من و پایان ام اس” خیلی خیلی خیلی زیبا بود …


  35. سمیه در ۹۰/۱۵/۱۱ گفت :

    ویولت عزیزم! خوشحالم که میخوای و میتونی…همیشه روحیت برام تحسین برانگیزه! من خودم آدمیم که تموم تلاشمو میکنم که روحیم قوی باشه و یه جورایی پوستم کلفته…اما تو چیز دیگری :)
    دستای مهربون مادرت رو می بوسم که انرژی آرزوی از ته دلش از پشت اینهمه سیم و کلید هم به وضوح ملموس بود! مراقب خودت و روح بزرگت باش:_*


  36. تپلی در ۹۰/۱۵/۱۱ گفت :

    سلام گلم …

    دوست خوبم سرکار خانم فلفل بانو … اگه برنامه های رادیویی ویلی و صدا و سیما اجازه پخش بده که ۹۰ درصد جوونا به هدفی که خرداد ۸۸ داشتن رسیدن دوست خوبم …