بدون شرح

میدونه مگسی ام حسابی،شرایط کاری خودشم جوره،پیشنهاد میده ناهار بریم بیرون تا بادی هم به کله من بخوره!!

ماجرا رو براش تعریف می کنم و …..

میگه: نیاد بزنه بکشتت!!! اونوقت چیکار می کنی؟

میگم: دیگه اون موقع که کاری ازم بر نمیاد فقط قبلش وصیت می کنم تو قطعه“هنرمندان” خاکم کنن :grin:


نظرات شما


  1. سینا در ۹۰/۰۳/۱۲ گفت :

    ویلی طرفای پل مدیریت آفتابی نشو، بخصوص روی پل عابر پیاده اش ;)

    [پاسخ]


  2. مون بابا در ۹۰/۰۳/۱۲ گفت :

    (...پیغام خصوصی از طرف شما...)
    سلام

    دارم عجیب گیج گیجی میخورم.
    ویولت، تو دیگه چرا توی این بازی افتادی.بقول خودت، بخاطر خودت، بازی نخور.
    وقتی دیدم پستت ناپدید شد، شستم خبر دار شد ولی دلیلی در دست نداشتم.

    بکشه؟ مگه پشه ای!؟

    بذار بقول خودش هرچی انرژی منفی میخواد، بفرسته.
    اگر تو، توی غم و عصبانیت و افسردگی نری، سای بابا هم رویت بی اثره.
    خوش باش و به کمترین هم، نگیرش.
    تو، بیش از این حرفایی
    دختره تازه داشت پاهاشو پیدا میکردا.
    می بینی؟ این، بیماریه نه ام اس. یکی با وضع تو، داره یه لشگرو دنبال خودش میکشه و بهشون انرژی میده، یکی هم مثه این طرف، میخواد تو رو له کنه. این، بیماره.
    مواظب سلامتی ات باش.

    حالا ناقلا برای ما توی ایمیل چاخانکی میگی خوبی و خبری نیس!
    خدا پدرشو بیامرزه اومد ناهار بردت بیرون، بادی به سرت بخوره(چه سوزی هم میاد)

    در حذق و اضافۀ متن، مثل همیشه مختاری. خصوصی فرستادمش.
    قربانت

    [پاسخ]

    violet در تاریخ اسفند ۳م, ۱۳۹۰ ساعت ۸:۱۵ ب.ظ پاسخ داد :

    به نظر من که فرمایشات شما احتیاج به هیچ دخل و تصرفی نداره

    [پاسخ]

    همون بابا در تاریخ اسفند ۳م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۱۵ ب.ظ پاسخ داد :

    این، نظر شماست که همواره لطف هم، چاشنی اش بوده

    (اوایل خط ششمم، یک «هر» اضافه داره)

    [پاسخ]


  3. بهار در ۹۰/۰۳/۱۲ گفت :

    دور از جون عزیزم :-(

    ایشالله زودی رو به راه میشین …

    [پاسخ]


  4. elly در ۹۰/۰۳/۱۲ گفت :

    سلام من گیج شدم اینجا چه خبره؟
    دو روز نبودم دنیا کن فیکون شد
    راستی این قسمتی از فیلم زن در سایه اس ام اس !!! کجاست که من هر دفعه میام و مثل کور می گردم پیدا نمی کنم؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    همون بابا در تاریخ اسفند ۳م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۰۳ ب.ظ پاسخ داد :

    به الی جان

    اینجاس:
    http://violet.special.ir/1390/10/%d8%aa%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85/

    لینک دانلود:
    http://www.4shared.com/video/BTKeVya8/videoplayback_3.html

    زوردتر ببینش تا پاک نشده!

    [پاسخ]

    violet در تاریخ اسفند ۳م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۰۸ ب.ظ پاسخ داد :

    ممنون از کمکت

    [پاسخ]

    همون بابا در تاریخ اسفند ۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۵۰ ب.ظ پاسخ داد :

    مسرورم از بودنت


  5. سلام ویولت عزیزم.
    البته جریان را نمیدونم چی عصبیت کرده. وکی میدونم اجازه نمیدی بیشتر ناراحتت کنه داشتم فکر میکردم چقدر دلم برای پست های تصویرسازی و احساسیت تنگ شده. نمی خوای یکی برامون بنویسی ؟

    [پاسخ]


  6. دوست فیس بوکیت(خواننده همیشگیت) در ۹۰/۰۳/۱۲ گفت :

    دیشب خوابت رو دیدم..تابیدارشدم(۷ صبح خودمون که میشد ۶,۳۰ شب شما)بابغض وبلاگت رو باز کردم بدجوری احساس دلتنگی کردم دوست داشتم یه جوری وجودت رو حس کنم
    تا اینکه دیدم این پست رو نوشتی..یه نفس عمیقی کشیدم
    نمیتونم خوابم رو بگم فقط تعبیرش اینه ایشالا عمرت طولانیه
    خیلی دوست دارم خواهر عزیزم

    [پاسخ]

    violet در تاریخ اسفند ۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۵۴ ق.ظ پاسخ داد :

    معلوم شد خوابت چیه ;) منم دوستت دارم

    [پاسخ]


  7. ح در ۹۰/۰۴/۱۲ گفت :

    قربون ویلیه هنرمند

    [پاسخ]


  8. آنا در ۹۰/۰۴/۱۲ گفت :

    راستش من می خواستم درباره اون پستتون که به موضوع غیرت و مسائل ناموسی توی ایران پرداخته بودید کامنت بذارم که هرچی گشتم کامنتدونی اون پست رو پیدا نکردم. بنابراین همینجا نظرمو میگم: من حالم از چیزی که مردای ایرانی اسمشو گذاشتن ناموس وغیرت بهم میخوره چون همیشه این دوتا واژه مثل یک زنجیر به دست وپاهای من بسته شده بود و هست و من هرگز نتونستم طعم آزادی به معنای آزادی در عقیده وتصمیم گیری بعنوان یک انسان رو بچشم تا وقتی پدرم سرپرستم بود ناموس اون بودم و نباید دست از پا خطا می کردم بعدم که این ارث گرانبها منتقل شد به همسرم و شدم ناموس!!! و هیچوقت نفهمیدم پس کی مال خودمم؟؟؟؟ متاسفانه هنوز این مسائل تو جامعه ما تابو هست و شکستنش تقریبا بازی کردن با جون و آبروی آدمه! مرسی

    [پاسخ]

    violet در تاریخ اسفند ۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۵۵ ق.ظ پاسخ داد :

    ممنون از نظرت

    [پاسخ]


  9. V در ۹۰/۰۴/۱۲ گفت :

    اوه .. اوه .. چه خبر شد ! فقط دو روز نبودم ها ! از سری خودزنی ها و خوددرگیری های عاطفی تا عربده کشی و حتی تهدید به قتل های ناموسی .. حالا که این طور شد ، هر جوری که هست شنبه خودم و به عنوان محافظ شخصی هم که شده میرسونم !! :)

    [پاسخ]


  10. تــــــرانه در ۹۰/۰۴/۱۲ گفت :

    به کوری چشم حسودان و دشمنان سالم باشی و زنده تا جون او نهایی که نمی تونن ببینند در بیاد !

    [پاسخ]

    violet در تاریخ اسفند ۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۵۶ ق.ظ پاسخ داد :

    اتفاقا دیشب به کوری چشم همین آدمهای بدخواه کلی ورزش کردم تا کنسل کردن فیزیوتراپیم جبران شه

    [پاسخ]

    تــــــرانه در تاریخ اسفند ۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۱۷ ب.ظ پاسخ داد :

    هه هه پس انرژی درمانی بعضی ها برعکس جواب میده ، خوشمان امد !
    برقرار باشی و سرزنده و پاینده بانو
    بوس

    [پاسخ]


  11. ایرانبانو در ۹۰/۰۴/۱۲ گفت :

    enerji mosbat az tarafe mano iran
    diroz iran baade chand rooz harf zad
    delam mikhast ba tamame vojod az labash bebosamesh(albate ba eshgh na ba havas yejoor eshghe pak mesle khahar baradara) ama midonestam age in kar ro bokonam postamo doroste mikane
    vase hamin ta jaii ke mitonestam mohkam baghalesh kardam joori ke bichare dasht khafe mishod
    baghalesh kardam gozashtamesh ro vilcher mesle ye bache sobke arosak barbi
    raftim biron
    tebghe mamole hamishegi bad az zohr khabidam o mesle hamishe iran nakhabid
    to amaghe khab bodam yeho ye parch ab rom rikht
    enghdr keyf kardam ke nagoo
    diroz ye roze shad bood baram
    faghat sobh yekam halam gerefte shod chon dastash bekhtere vilcher yekam taval zade
    akh ke nemidonni che arosakie iran
    nemidonam chi shode yehoo enghadr zarfe yeki do roz avaz shod
    fekr mikonam khabe ehsan ro dide
    ehsan doste samimie mano namzade iran bood
    mitarsam iran ham mesle ehsan eshgho tarhom ro eshtenbah begire o az dast bere
    ba tamame vojod arezo mikonam moshkelet hal beshe
    torokhoda doa kon bazam ehsan be khab iran biad
    hich kas mesle ehsan nemitone be iran omid bede

    [پاسخ]

    violet در تاریخ اسفند ۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۴۶ ق.ظ پاسخ داد :

    خوشحالم که بهتره
    ولی راستش رو بخوای تناقضاتی تو نوشته هات می بینم که دلیل نداره با مطرح کردنشون باعث دلخوریت بشم

    [پاسخ]

    ایرانبانو در تاریخ اسفند ۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۴۶ ب.ظ پاسخ داد :

    mamnon misham begi ta az soe tafahom kharejet konam chon man eyne haghighat ro neveshtam

    [پاسخ]

    ایرانبانو در تاریخ اسفند ۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۴۸ ب.ظ پاسخ داد :

    fekr konam ba mozoe ehsan yekam moshkel peyda kardi akhe man aadat daram kholase harf bezanam

    ایرانبانو در تاریخ اسفند ۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۵۳ ب.ظ پاسخ داد :

    shaydam manzoret dastashe ke parche ab rikht rom
    bezar yekam dorost tar harf bezanam onrooz ke gofti pals trapi bordamesh doktor ye meghdar daro va ampol barash nevesht vase hamin alan behtare
    bazam age chizi hast bego
    man ghodrate neveshtanam zaiife

    violet در تاریخ اسفند ۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱:۱۰ ب.ظ پاسخ داد :

    با این توضیحت رفع شبه شد…ممنون که توضیح دادی

    violet در تاریخ اسفند ۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱:۰۷ ب.ظ پاسخ داد :

    اینکه گفتی یه پارچ آب یخ ریخته روت
    منی که ویلچر نشینم و با توجه به گفته تو ایران هم هست و تو اوج بیماریشه- نمی تونه وزن پارچ آب و پرکردنش و… تحمل کنه

    ایرانبانو در تاریخ اسفند ۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱:۵۳ ب.ظ پاسخ داد :

    khob pas bezar vazeh tar tozih bedam
    man ro mobl deraz keshideh boodam parch ab por(man tanbalim mishe vase ab rikhtan hey beram ab baz konam ) iran ham ba vilcheresh kenaram bood
    sathe miz az sathe mobl balatare pas age yekam parche ab ro ke az in plastiki khoshgelast ke az nazare jens mesle zarfe ab maadanie ro tekon bede parch ab miofte ro man va bedone inke parch ya man chizish beshe man hesabi khis misham
    khob tozih dadam
    age bazam chizi hast bego

    violet در تاریخ اسفند ۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۶:۵۳ ب.ظ پاسخ داد :

    کاملا واضح توضیح دادی…ممنون


  12. نازی ی در ۹۰/۰۴/۱۲ گفت :

    ویلی عزیزم ما تو دنیای واقعیمون با این مهمون ناخونده ای که خدا یهو ازون بالا واسمون فرستاده انقدر درگیری داریم که ۱ آدم تو دنیای مجازی پشت یک ماسک با چند تا جمله رو نباید توش راه بدیم و واسه خودمون به ۱ دغدغه تبدیلش کنیم.
    قوی باش مثل همون ویلی قبلی که با پستاش بارها اشک ریختم و خندیدم!!
    شنبه هم ما همه اونجاییم بیاد ببینیم تو واقعیت چیکار می خواد بکنه!!!

    [پاسخ]


  13. سمیه در ۹۰/۰۴/۱۲ گفت :

    عزییییییییییییییزمی والله :-* بزن بر طبل بیعاری که آن هم عالمی دارد ویلی جون!
    در ضمن دیگه نشنوم راجع به رفتن و قطعه هنرمندان و اینا حرفی بزنیااااااااا ! همیشه بمون ….

    [پاسخ]


  14. سونی در ۹۰/۰۴/۱۲ گفت :

    http://thewitch150.blogfa.com
    سلام اگه این وب را تا حالا نخوندید توصیه میکنم بخونیدش بخصوص درسهای ۳۲ و ۳۳ ..

    وهمینطور کتاب شفای زندگی نوشته خانم لوییز هی

    که در مورد علت احتمالی ام اس میگه :
    سرسختی ذهنی سنگدلی اراده پولادین انعطاف ناپذیری و در نهایت ترس….
    و راهکاری که پیشنهاد میده
    الگوی تازه ذهنی:
    ” با انتخاب اندیشه های شاد و مهرآمیز , جهانی شاد و مهر آمیز می آفرینم. من ایمن و آزادم….

    حالا اگه دوست داشتی کتابش را بخون …

    و اون دوستی که ادعا کردن با انرژی درمانی یه سری کارهایی میکنن باید بدونن که درمانگرهای حرفه ای و درست و درمون هیچوقت همچین کاری را نمیکنن که به کسی انرژی منفی بدن چون با این کار
    چندین برابرش را به خودشون جذب میکنن و به اولین کسی که آسیب میرسونن خودشون هستن…

    یه درمانگر واقعی پر از عشق و نور هستش و هیچوقت خودش را درگیر مسایل و کارهای جزیی نمیکنه چون از این طریق نشت انرژی بسیار زیادی پیدا میکنه ….. کلی به حرفت و احساسی که پشتش بود و باعث شد اون حرف را بزنی خنده ام گرفت:D

    صرفا جهت اطلاع……

    خوش باشید…

    [پاسخ]


  15. رعنا در ۹۰/۰۴/۱۲ گفت :

    ویلی جان تانک خواستی در خدمتیم!!
    یه بار با تانک برم روش و یه دنده عقب هم بگیرم دیگه باید با کاردک جمعش کرد!!
    اراده کنی سوییچ رو میفرستم براتون ;)

    [پاسخ]

    violet در تاریخ اسفند ۴م, ۱۳۹۰ ساعت ۱:۰۹ ب.ظ پاسخ داد :

    هاها ویلچرم خودش یه پا نفربر ه.!!!

    [پاسخ]


  16. محمدرضا ~.~ در ۹۰/۰۴/۱۲ گفت :

    هستیم

    [پاسخ]


  17. شبنم در ۹۰/۰۴/۱۲ گفت :

    میدونی که هستم
    ولی خسته ام
    با صدایی از عمق تاریکی ویولت جانم :*

    [پاسخ]


  18. میلاد در ۹۰/۰۴/۱۲ گفت :

    salam

    [پاسخ]


  19. vqh در ۹۰/۰۴/۱۲ گفت :

    heloo

    [پاسخ]


  20. چی بگه آدم! واقعا که! با ادامه این کارها بیشتر خودش رو بی شخصیت میکنه…

    [پاسخ]


  21. ساتین در ۹۰/۰۴/۱۲ گفت :

    ای بابا! این کیه مزاحم ویلی من شده؟ این خر مگس معرکه کیه؟ زیادی هارت و پورت کرد شکایت کن ازش

    [پاسخ]


  22. میترا در ۹۰/۰۵/۱۲ گفت :

    سلام من چیز زیادی دستگیرم نشد.ولی یه چیزی رو در مورد آدم های مزاحم و پر سر و صدا خوب میدونم :این ها فقط بلدند شاخ و شونه بکشند و هیا هو کنند.واز طریق حرف های آزار دهنده مردم رو آزار بدند و لذت ببرند.کافیه یه مامور نیروی انتظامی رو از ۲۰۰ متری ببینند مثل موش فرار میکنند!

    [پاسخ]

    violet در تاریخ اسفند ۵م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۰۵ ق.ظ پاسخ داد :

    میترا شنبه ۱۳ ام می تونی بیای؟

    [پاسخ]


  23. میترا در ۹۰/۰۵/۱۲ گفت :

    عزیزم از حالا من و سارا لباس پلو خوری هامونو پوشیدیم نشستیم شنبه شه. زود تر از ۵ هم سعی میکنیم بیایم که بیشتر ببینیمت.نمیدونی چقدر خوشحالم که میبینمت. دارم روز شماری میکنم.

    [پاسخ]


  24. میترا در ۹۰/۰۵/۱۲ گفت :

    گفتم شنبه دیدم ممکنه نگران شی که اشتباها این شنبه رو میگم…نه حواسم به تاریخ ۱۳/۱۲ هست.هر چند ایکاش همین شنبه بود.

    [پاسخ]


  25. میترا در ۹۰/۰۵/۱۲ گفت :

    پس به امید دیدار .

    [پاسخ]


  26. بهش بگو کلا بیاد بزنه بکشتم! لازم نیس بعدش کاری کنم… :)

    جمله ش یه آتوی حسابی واسه ققر بوده ها. استفاده کن از موقعیت ها.

    [پاسخ]

دیدگاهی بنویسید