برنامه یکم،مرخصی

اینروزا علاوه بر خستگی جسمی…خسته روحی هم هستم و این یعنی تلخ بودن و هرچقدر هم که تلاش کنم ظاهرا تو ضبط فایلهای صوتی مشخص میشه.همانطور که دوستی هم اشاره کرده بهش.

و این مورد اصلا مورد اغماض(چشم پوشی) قرار نمی گیره از دید بابا لنگ دراز عزیز ،پس به توصیه تهیه کننده محترم(باابالنگ دراز!) قرار شد این هفته استراحت کنم و به مغزم فرمان آروم باش! بدم… پس با عرض معذرت برخلاف سنوات شنبه برنامه ضبط نکردم و چیزی آماده پخش نیست… نمی دونم کی بازسازی یا ریکاوری میشم که امیدوارم هر چه زودتر باشه….

پس خیلی خیلی ممنون ;) و تا هفته آتی بدرود.

پ.ن:لازم به تذکره که آقای تهیه کننده عزیز برای خانوم جامعه ما ممکنه در حد و اندازه بابا لنگ دراز باشن ولی برای من همون داداش بزرگن و منم عمه لنگ کوتاه!!! خانوم جامعه ما.


نظرات شما


  1. امیر حسین در ۹۰/۰۶/۱۲ گفت :

    بدم نیست …. استراحت خوبیه …میتونی به جاش یه برنامه ویژه برای عید بسازی … با بابا لنگ دراز خان … منتظریم …


  2. دریا در ۹۰/۰۶/۱۲ گفت :

    خسته نباشی…
    حالا نمیشه یه جوری بنویسی آدم متوجه شه چی میگی؟؟؟؟
    الان هم دارم اون فایل صوتی شماره ۱۸ رو میدانلودم بشنوم شاید یه کم گوشی دستم بیاد…
    خب دیگه ما اینیم!!!!!!!!
    کاری به با ربط و بی ربطش نداشته باش…باشه؟؟؟؟


  3. دریا در ۹۰/۰۶/۱۲ گفت :

    اه اه اه…
    یادم رفته بود آدرس وبلاگم رو وارد کنم…
    شرمنده دیگه…
    حالا یه نظر بیخود دیگه به نظرات اضافه میشه!!!! دی:


  4. shegerf در ۹۰/۰۶/۱۲ گفت :

    خیلی جالب است که من بار ها و بار ها به اینجا رسیده ام
    حتی وقتی اسمش را یادم رفته بود باز سر از اینجا در آوردم
    این رنگ بنفش حس آشنایی دارد برای من…
    راستی شما حالتان خوب است؟یعنی از قبل ها که آمده بودم بهترید؟


  5. میترا در ۹۰/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام ویولت عزیز
    میدونم که چقدر برات مهمه که هر هفته برنامه رو پخش کنی و همینطور برای ما ولی آرامش شادی سلامتی و انرژی تو برای ما مهمتره.پس لطفا مواظب خودت باش..ما برنامه رو برای ارتباط با توست که گوش میدیم (البته مطالب جذابش که جای خود داره)
    منتظر شنیدن خبر های خوب از خودت هستیم.اگر هم کاری از من بر میاد حتما از گفتنش دریغ نکن.

    violet در تاریخ اسفند ۶م, ۱۳۹۰ ساعت ۹:۴۹ ق.ظ پاسخ داد :

    ممنون عزیزم


  6. بهناز در ۹۰/۰۶/۱۲ گفت :

    در مورد پست قبلی
    سلام ویولت عزیز
    من همیشه در مواقعی که یک چیزی خیلی ناراحتم میکنه به این فکر میکنم که مگه من خدا را به عنوان بالاتر قدرت و عظمت هستی قبول ندارم، و دیگر اینکه مگه نه اینکه همه کسانی که قدرتهای ماورایی دارند، اونو از خدا میگیرند، پس من که خدا رو دارم نباید نگران هیچ چیزی باشم، چون خدا پشت منه و من میخوام که پشتم باشه، چون حواسم بهش هست و مطمئنم او بیشتر حواسش به من هست.


  7. همون بابا در ۹۰/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام و خدا نگهدار

    violet در تاریخ اسفند ۶م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۱۵ ق.ظ پاسخ داد :

    سلام و به خیر


  8. shirin در ۹۰/۰۶/۱۲ گفت :

    Violet jan
    be sedaye parande ha goosh bede ke navide bahar ro miarand va havaye khosh atr ro nafas bekesh ke atre bahar ro dare.
    baad az oon hame sarmaye sakht o barf haye sangin.
    (albatte tooye dehate ma ke in joorie! tehran ro nemidoonam!
    az tabiat energy begir va be chiz haye khoob fekr kon.
    be hameye ghadam haye mohemmi ke dar sale roo be etmam bardashti….
    motmaennam halet behtar mishe.
    boooos

    violet در تاریخ اسفند ۶م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۵۹ ق.ظ پاسخ داد :

    بوووس


  9. ندا در ۹۰/۰۶/۱۲ گفت :

    منتظر صدای گرمت میمونم تا هفته دیگه.
    من برنامه گوش نکرده زیاد دارم این هفتم پره (:
    امکان داره برنامه ها رو توی یه آرشیو جداگانه بذارید که دسترسی برای دانلود راحتتر باشه.
    ممنونم

    violet در تاریخ اسفند ۶م, ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۲۴ ق.ظ پاسخ داد :

    گذاشتم عزیزم-سمت راست تو قسمت “دسته ها” آخرینش “یک هفته با ویولت” آرشیو کامل برنامه هست


  10. nileram در ۹۰/۰۶/۱۲ گفت :

    وقتی که دیگر نبود

    من به بودنش نیازمند شدم.

    وقتی که دیگر رفت

    من به انتظار آمدنش نشستم.

    وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

    من او را دوست داشتم.

    وقتی او تمام کرد

    من شروع کردم.

    وقتی او تمام شد

    من آغاز شدم.

    و چه سخت است.

    تنها متولد شدن

    مثل تنها زندگی کردن است،

    مثل تنها مردن !

    «دکتر علی شریعتی»

    ×××××××××××××××××××××××××××××××××
    سلام دوست عزیز.
    با افتخار منتظر حضور گرم و نظرات زیباتون هستم
    [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]


  11. sepideh در ۹۰/۰۶/۱۲ گفت :

    ویولت جان من منتظر برنامه بعدی هستم که خالت قراره بگه چرا نخواسته بچه داشته باشه …
    امیدوارم زودتر خوب بشی و برای ما برنامه ضبط کنی


  12. mehranna در ۹۰/۰۶/۱۲ گفت :

    salam violet jan umadam vase ashnayi albate age maielid!!


  13. شبنم در ۹۰/۰۶/۱۲ گفت :

    با آروزی قبولی طاعات و استراحات ویولت جانم
    اینم بدک نیس وقت داشتی بگوش
    http://radiofang.com/?p=110


  14. firooz.wp در ۹۰/۰۶/۱۲ گفت :

    سلام.
    ویلت امید وارم حالت و حالت زودتر خوب شه.
    مـــــــــــــــــــــــــــــــن وسط گرا هستم.
    از میرحســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن چه خبر.
    آه راستی الان کجاس.؟؟!!!؟؟


  15. firooz.wp در ۹۰/۰۶/۱۲ گفت :

    وبلاگ پیام بالای اشتباه است این مال خودمه…………….
    منتظر هســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتم.؟؟!!؟


  16. ساتین در ۹۰/۰۶/۱۲ گفت :

    خوب استراحت کنی عزیز.
    و با انرژی برگردی


  17. بهروز در ۹۰/۰۶/۱۲ گفت :

    بیا بریم در انتخابات شرکت کنیم ، رای بدیم تا حالمون خوب شه !


  18. V در ۹۰/۰۷/۱۲ گفت :

    رفتن همیشه علتی داره ..
    نمیشه که فقط اومد و اصن نرفت .. ؟
    اما میشه رفت و دوباره اومد .. برمیگردی .. مگه نه ؟؟ :)
    دل تنگت میشم ، مـیـس ویـولـت
    [ آیکان اشک توی چشم جمع شدن]


  19. mahvash در ۹۰/۰۷/۱۲ گفت :

    zoode zood khoob sho bia azizam.. inja ye nafar motade in safhast,, ke ghabl az baz kardane emeile roozanash in pago baz mikone,,

    booossss :-*


  20. نانسی در ۹۰/۰۷/۱۲ گفت :

    سلامتیت رو از خدا میخوام هر لحظه …………..ابجی گلههههههههههه


  21. پیرمرد در ۹۰/۰۷/۱۲ گفت :

    ویولت عزیز سلام

    هر چند که برنامه‌های رادیوی شما را دوست داریم اما باید اعتراف کنیم که تهیه کنندهٔ اون برنامه‌ها رو بیشتر از برنامه‌های رادیو دوست میداریم. پس لطفا خوب استراحت کن و حسابی مراقب خودت باش.


  22. پریا در ۹۰/۰۷/۱۲ گفت :

    صدات حس بسیار عجیبی رو تو تنم ریخت
    فایل رادیو رو کاملا اتفاقی شنیدم (قاطی چند تا آهنگ که دوستم توی لبتابم ریخته بود)، اصلا نمیدونستم که این تویی و برنامه رادیوی تو هست..
    وقتی فهمیدم تویی، دوباره از اول گذاشتم و تا آخر گوش دادم (برنامه ۱۸)
    و بطرز وحشتناکی مهرت توی دلم افتاد!
    همیشه فکر میکردم آدم خیلی مغروری هستی. البته الان هم فکر میکنم، ولی با این تفاوت که یه چاشنی ِ خوشایندِ مهربانی و چشم و دل سیری و مقاومت هم بهش اضافه شده.
    منو شاید یادت بیاد. مدتها پیش حتی جزو لینکات بودم. اما به دلیلی که واقعاً نمیدونم چی بود و چی شد پام از وبلاگت بُرید. حالا انگار دوباره جادو شدم!
    لهجه قشنگت که میدونم بدلیل بیماری هست رو خیلی دوست داشتم. مخصوصاً اون آخراش که معلومه خسته میشی و مکث میکنی. خیلی دوست دارم ببینمت … >:D<

    violet در تاریخ اسفند ۷م, ۱۳۹۰ ساعت ۱:۳۷ ب.ظ پاسخ داد :

    ممنون از محبتت ببوووس