در حاشیه

همه بهتر از من می دونید که دیروز تشییع جنازه خانم مهستی و به خاکسپاری ایشون بود.
به کم و کیف مراسم و اینکه چه جوری برگزار شد و در شان ایشون بود یا نبود هیچکاری ندارم.
چیزی که خیلی برام جالب بود دعوای خاله زنکی بین دو کانال تلویزیون شب خیز و امیرقاسمی بود… به قول امروزی ها end خنده بود … بابا جون طرف مرده و دارن خاکش میکنن اطرافیانش هم به اندازه کافی ناراحت و سوگوار هستند دیگه شما ها چی میگین؟ که واسه سر کچلتون دنبال نمد می گردین!!!
از اون طرف یه بند !!!:eyebrow تلفن شب خیز زنگ می خورد و حرفها میزدن در حمایت ازش و اینکه خاکسپاری رو تحریم کردن!!! و شرکت نکردن چون مهستی حق مسلم اونها بوده !!! ( بابا بخدا واسه یه همچین آدمهای جلبک مغزی رییس جمهور بودن م.ا هم زیاده بخدا) و اینکه یه سری هنرمندی که عقده لیموزین سوار شدن!!! داشتن تو مراسم شرکت کردن…
واقعا متاسفم برای این افراد البته که به نظر من تابلو بود ۹۰% تماس گیرنده ها فک و فامیل خودش بودن درست مثل جنگای وبلاگی که دو نفر دعواشون میشه بعد یه قشون بی نام و نشون سرازیر میشن وبلاگ طرف مقابل و چاک دهن کشیده شروع میکنن به فحاشی … بخدا که قماش این آدما همه لنگه همدیگه است کسانی که سریع در صدد پیوند گو*ز به شقیقه بر میان … امیدوارم خدا یه جو عقل و فهم بهشون اعطا کنه.:praying
چیزی که خیلی دلم رو سوزوند و اشکم رو به صورت های های درآورد … زمانی بود که مشت مشت خاک ایران ریختن رو تابوت … اونجا بود که با وجودی که هیچ وقت تجربه اش رو نداشتم درد غربت اجباری رو با تمام وجودم لمس کردم.:confused
روحش شاد
پیوست:در سال ۱۳۶۸ خمی*نی و هایده فوت کردن در سال ۱۳۸۶ فا*ضل لنکر*انی و مهستی فوت کردن برای سلامتی رفسنجا*نی دعا کنید تا حمیرا زنده بمونه:goon:teeth :whistling



در حاشیه

همه بهتر از من می دونید که دیروز تشییع جنازه خانم مهستی و به خاکسپاری ایشون بود.
به کم و کیف مراسم و اینکه چه جوری برگزار شد و در شان ایشون بود یا نبود هیچکاری ندارم.
چیزی که خیلی برام جالب بود دعوای خاله زنکی بین دو کانال تلویزیون شب خیز و امیرقاسمی بود… به قول امروزی ها end خنده بود … بابا جون طرف مرده و دارن خاکش میکنن اطرافیانش هم به اندازه کافی ناراحت و سوگوار هستند دیگه شما ها چی میگین؟ که واسه سر کچلتون دنبال نمد می گردین!!!
از اون طرف یه بند !!!:eyebrow تلفن شب خیز زنگ می خورد و حرفها میزدن در حمایت ازش و اینکه خاکسپاری رو تحریم کردن!!! و شرکت نکردن چون مهستی حق مسلم اونها بوده !!! ( بابا بخدا واسه یه همچین آدمهای جلبک مغزی رییس جمهور بودن م.ا هم زیاده بخدا) و اینکه یه سری هنرمندی که عقده لیموزین سوار شدن!!! داشتن تو مراسم شرکت کردن…
واقعا متاسفم برای این افراد البته که به نظر من تابلو بود ۹۰% تماس گیرنده ها فک و فامیل خودش بودن درست مثل جنگای وبلاگی که دو نفر دعواشون میشه بعد یه قشون بی نام و نشون سرازیر میشن وبلاگ طرف مقابل و چاک دهن کشیده شروع میکنن به فحاشی … بخدا که قماش این آدما همه لنگه همدیگه است کسانی که سریع در صدد پیوند گو*ز به شقیقه بر میان … امیدوارم خدا یه جو عقل و فهم بهشون اعطا کنه.:praying
چیزی که خیلی دلم رو سوزوند و اشکم رو به صورت های های درآورد … زمانی بود که مشت مشت خاک ایران ریختن رو تابوت … اونجا بود که با وجودی که هیچ وقت تجربه اش رو نداشتم درد غربت اجباری رو با تمام وجودم لمس کردم.:confused
روحش شاد
پیوست:در سال ۱۳۶۸ خمی*نی و هایده فوت کردن در سال ۱۳۸۶ فا*ضل لنکر*انی و مهستی فوت کردن برای سلامتی رفسنجا*نی دعا کنید تا حمیرا زنده بمونه:goon:teeth :whistling



آخرین جوکهای به روز شده از مردم همیشه در صحنه::wink
1- آخرین مهریه تعیین شده : ۱۳۸۶ لیتر بنز*ین سوپر!
۲- آقای م.ا فرمودند : هرکی بنز*ین تعیین شده کفاف ماشینش رو نمیده (دور از جون شما:wink) بره سوار ۱۷ میلیون الاغی بشه که به من رای دادن.:teeth
اینم حقیقته که دارم تعریف می کنم
برادرم می گفت از میدون انقلاب رد میشدم یه عالمه مردم ایستاده بودن واسه تاکسی ولی خیابون خلوت بود و هیچ تاکسی هم وجود نداشت … یهوووو یه پراید از راه رسید و شیشه رو کشید پایین و داد زد: یک کم دیگه صبر کنید احمدی نژا*د میاد سوارتون میکنه.:smug



آخرین جوکهای به روز شده از مردم همیشه در صحنه::wink
1- آخرین مهریه تعیین شده : ۱۳۸۶ لیتر بنز*ین سوپر!
۲- آقای م.ا فرمودند : هرکی بنز*ین تعیین شده کفاف ماشینش رو نمیده (دور از جون شما:wink) بره سوار ۱۷ میلیون الاغی بشه که به من رای دادن.:teeth
اینم حقیقته که دارم تعریف می کنم
برادرم می گفت از میدون انقلاب رد میشدم یه عالمه مردم ایستاده بودن واسه تاکسی ولی خیابون خلوت بود و هیچ تاکسی هم وجود نداشت … یهوووو یه پراید از راه رسید و شیشه رو کشید پایین و داد زد: یک کم دیگه صبر کنید احمدی نژا*د میاد سوارتون میکنه.:smug



داغ ترین خبر امروز سهمیه بندی شدن بنز*ینه ( همینطوری پیش بره وسط تمام کلمات باید * بذاریم :sick) .
دیشب گذری تفسیر خبر ساعت ۱۰:۳۰ کانال دو رو نگاه می کردم مجری می پرسید واقعا با این سهمیه که شما در نظر گرفتید مردم جنوب کشور که حتما و باید کولر ماشین هاشون کار کنه، چیکار می تونن بکنن؟
واقعا واسه گرفتن تصمیمی به این مهمی که تو تمام فعالیتهای مردم تاثیر میذاره کارشناسی دقیق میشه؟ … ایا مشکل فقط مردم تهرانن و بقیه شهرها باید پاسوز اونها بشن؟ کسی که تو شهری زندگی می کنه با دمایی بالای ۵۰ درجه سانتیگراد امکان داره از ماشینی استفاده کنه بدون وسیله خنک کننده؟ آدمی مثل من که واسه ۲۰ متر اونطرف تر رفتن باید سوار ماشین بشه خانواده اش با روزی ۳ لیتر چطوری می تونن بهش سرویس بدن؟ یا خودش چطوری از پس هزینه بالای تاکسی و اژانس بر میاد؟ اینکار یعنی محکوم کردن دوباره یک معلول یا ناتوان برای نشستن اجباری تو خونه و انگل این و اون شدن برای انجام دادن کارهای شخصیش.:oh
دیشب با امید بیرون بودم نگام افتاد به درجه عقربه بنز*ینش دیدم خالی خالیه، گفت فردا پرش می کنم !!!
شنیدم که تو تبریز هیچکی نرفته کارت سو*ختش رو بگیره و حتی بنز*ین هنوز لیتری ۸۰ تومنه اونجا.
شنیدم یه ماشین رو ظرف دیشب تا امروز تو ستارخان آتیش زدن.
شنیدم یه پمپ رو امروز تو حکیمه تهران آتیش زدن.
شاید همش شایعه باشه نمیدونم، شما چی شنیدین؟ صحت خبرهای بالا رو کسی تایید میکنه؟:shades
عکسهایی گویا از ***:teeth :nailbiting



۱-یکی از کل کلهای ساده و به نوعی عشقولانه و در ضمن رو کم کنی!!! :tounge
آخرهای صحبت تلفنیمون:
امید: خوب اگه کاری نداری برو!
من: کجا؟
امید: قربون من!!:devil
من: بذار تو برگردی ( منظورم اینه که برگرده از قربون رفتن من!) بعدش من میرم.:smug:teeth
2-حتما دیگه الان اکثراً می دونید که خانم مهستی دیروز در اثر سرطان فوت کردن ( راستی چه سرطانی؟) این موضوع من و برد به سالها قبل که خواهرشون یعنی خانم هایده فوت کرده بودند و اون زمان هنوز اینترنت و ماهوا*ره به این شدت فراگیر و در دسترس نبود و از فیلمهای تازه آمده از اون طرف آب یکیشون فیلم تشیع جنازه هایده بود … ولی حالا خیلی راحت اعلام میشه که تشیع جنازه فلان تاریخ و فلان ساعته و اگه حال و احوالمون جور باشه زیر باد کولر راحت لم میدیم و در زمانش مستقیم برنامه و مراسم رو نگاه می کنیم به قول ننه بزرگها جل الخالق !
اینم بگم که خانم مهستی برای من به شخصه خیلی خاطره انگیز نیستن و چیز زیادی و یا آهنگ خاصی ازشون تو خاطرم نیست و در کل خواننده محبوبم نبودن جز اینکه همیشه متحیر رژلب های عالی و براق و نازی بودم که استفاده میکرد و برای من سمبل یه زن با رژلب عالی بود و یه گزارش از زن روزهای قدیم به یادمه که نوشته بود کلکسیون جواهرات ایشون زبانزده و علاقه شون به جواهر … تو یکی از شوهاشون کلیه بزرگ فیروزه گردنشون عجیب چشمم رو گرفت.:hypnoid
برعکس هایده به شدت برام خاطره انگیزه و آهنگهای زیادی از ایشون رو با خودم زمزمه میکنم مثل : شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم یا وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد …و شاید عزیز ترینشون ::love
سال سال این چند سال ——— همینه حال و احوال ——– هرسال میگم دریغ از پارسال
دوست داشتن یا نداشتن من هیچ چیزی از ارزش و احترام ایشون کم نمیکنه، روحشون شاد:praying
اطلاعات بیشتر در مورد ایشون رو می تونید دراینجا بخونید.



پیش دکتری بودم که باید شرح حال کامل بیماریم را از شروع تا حال براش بازگو می کردم.
من: بله آقای دکتر، دو سال اول شروع بیماریم خوب خوب بودم و هیچ علامت خاصی نداشتم حتی یادمه تو یک عروسی با کفش پاشنه ۱۰ سانتی لزگی رقصیدم .:smug
دکتر::hypnoid
من : ( کلی مشعوف بودم از متحیر کردن دکتر و ادامه دادم) اینقدر حالم خوب بود که حتی به راحتی تست سنگ، کاغذ، قیچی رو هم انجام میدادم .:eyelash
دکتر: ( با نگاهی استفهام آمیز) بله؟:eyebrow
من : ( با خودم گفتم عجب دکتر خنگیه دیگه تستها و آزمایشهای بدیهی این بیماری رو هم نمی شناسه:nottalking) سنگ، کاغذ ،قیچی دیگه تست هماهنگی اعضا و تعادل بدن.
شب موقع خواب داشتم به حرفهای رد و بدل شده بین خودم و دکتر فکر میکردم که یهو عین برق گرفتها از جام پریدم … عجب خنگ بازی درآوردم ها اون تست گردو شکستمه که برای آزمایش تعادل انجام میدن نه سنگ کاغذ قیچی … پس بگو چرا دکتر بیچاره گیج و مستاصل نگام میکرد :o h… حتما با خودش گفته عجب مریض و دکتر مشنگی بودن جای دوا درمون می شستن با هم سنگ کاغذ قیچی بازی می کردن.!!!!:teeth
:rolling