ابراز وجود!

فکر می کنم هممون این رو قبول داشته باشیم که کیفیت زندگیمون نتیجه انتخاب هاییه که انجام می دیم…
انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب شغل، انتخاب محل اقامت و زندگی، انتخاب دوست، انتخاب همسر،…
شاید انتخاب هایی که ما همیشه در معرضشون قرار می گیریم برامون راحت نباشن، و حتی شاید در انتخابمون دچار اشتباه هم بشیم، ولی وقتی خودمون آگاهانه و با اراده خودمون انتخاب کرده باشیم، تحمل عواقب اون برامون راحت تر میشه. همونطوریکه در یک انتخاب درست، شیرینی و حلاوت نتیجه برامون لذت بخش تر و غرورآمیزه.
امروز باز هم در معرض یک انتخاب بزرگ قرار گرفتیم.
انتخاب نگرش و دیدگاهی که دلمون می خواد بر کیفیت گذران ۴ سال از عمرمون حاکم باشه.
نگرشی که می تونه زندگی رو برای ما و هموطنامون گواراتر و مطلوبترو یا عرصه رو بر ما تنگ تر کنه…
نگرشی که می تونه ما رو در نظر دوست و دشمن، خوار و خفیف کنه و یا برعکس، عزت و اقتدار رو برامون به ارمغان بیاره…
نگرشی که می تونه مغزهای کشورمون رو فراری بده، یا اون ها رو جذب کنه و از وجودشون برای پیشرفت کشور استفاده کنه…
امروز ما می خوایم با یک تصمیم گروهی درست به دنیا ثابت کنیم که هنوز خون کوروش و داریوش توی رگ هامون جریان داره…
و اینقدر فهیم و تیزبین هستیم که مجذوب جریانات پوپولیستی نشیم…
امروز ما برای ۴ سال از عمرمون تصمیم می گیریم…
و مگه عمر ما از چند تا ۴ سال تشکیل شده؟
پس بیاین صرفنظر از اینکه چه کسی رو انتخاب می کنین، در این انتخاب سهیم باشین…
حتی شده با یک رای سفید (که برای جلوگیری از هرگونه سوءاستفاده، یک ضربدر بزرگ وسطش کشیده شده:wink)
چرا که مطمئن باشید اگه اکثریت شرکت نکنه و تحریم کنه … صددرصد اقلیت پیروز میشه.
اس ام اس مرتبط:
دستور زبان انتخابات
من رای نمیدهم ،تو رای نمی دهی ….او رای می آورد.
پس من رای میدهم، تو رای می دهی، تا او رای نیاورد.

همیشه گفتم و شعارم تو زندگی ه :قبل اینکه برات انتخاب کنند خودت انتخاب کن … دردش کمتره.
در ضمن شمایی که می گی معتاد این صفحه بنفشی و روزت با روزخونونی اینجا آغاز میشه اگه می خوای این صفحه بعد انتخاباتی که تو توش شرکت نکردی بسته و فیل تر نشه، رای بده .رای بده به آزادی بیان حتی با یک برگه سفید ِ ضربدر سیاه خورده.
مرتبط و مهم در مورد اهمیت رای سفید
پ.ن:
دموکراسی یعنی حکومت اکثریت بر اقلیت، و یادمون باشه که عقب نشینی اکثریت، زمینه ترک تازی اقلیت رو فراهم می کنه.
کلیپی زیبا در حمایت از میرحسین موسوی با صدای رضا یزدانی . کاری از ستاد هنرمندان جوان حامی میرحسین موسوی.



پراکنده هایی از یک ذهن پراکنده

۱- نمیدونم دیشب فیلم تبلیغاتی آقای احمدی نژاد رو دیدید؟ مگه قرار نبود سفرهای استانی به عنوان حربه انتخاباتی بکار نره؟ پس این فیلم که پر شرح و بسط این سفرها بود….در کل به نظر من فیلم مقبولی نبود.
امشب ساعت ۲۱:۴۵ از شبکه یک سیما فیلم تبلیغاتی اقای موسوی به کارگردانی مجید مجیدی پخش میشه.
۲- فردا به دعوت بچه های پرشین بلاگ قراره تو یک نشست پرسش و پاسخ آن لاین با آقای خاتمی شرکت کنم (چت) . بعدا سئوالم و اگه پاسخی داشت رو میذارم اینجا .
۳- امروز یک ایمیل از کیا دریافت کردم و دنیایی خوشحالم کرد:
سلام
از دیروز صبح پای کامپیوتر نرفته بودم ، امروز صبح که رفتم از خیلی ها ایمیل داشتم ، از اون پسره هندیه ، از *** ، از پسر خالم ، از ***، ولی وقتی پستت رو خوندم ،نمیدونم من خیلی کم پیش میاد برای نوشته ای گریه کنم ولی خب اشکم در اومد و نمیدونم چرا ضربان قلبم رفت بالا و یه حالت منگی بهم دست داد ، الانم که دارم مینویسم شاید یه نیم ساعتی گذشته ولی هنوز ضربان قلبم بالاست . سه یا چهار دفعه پستت رو خوندم و حتی کامنتها رو .انگار نوشتت ضربان قلبم رو میبره بالا . نمیدونم در هر صورت شیمی درمانی رو شروع میکنم……توی این چند روز خیلی ها باهام حرف زدن ولی فقط شاید حرفای محمودرضا یکی از دوستانم و دیگری نوشته ی شما بود که روم اثر کرد . نمیدونم دقیقن همون که شما گفتی چیزی برای از دست دادن ندارم .میدونم که ناراحتت کردم ولی راستش رو بخوای نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و بیرون نریزم .
شاید به قول سیامک باید خوشحال باشم حتی برای همون سه درصد؛ جلسه ی دیروز یه معجزه بود که انگار یکی در انتهای این بن بست صدام کرد و گفت که یه روزنه ای میبینه ،راستش میتونم بگم که حالم بهتر شده بود شاید خیلی بهتر
در هر صورت کفه ی ترازو در سمت شیمی درمانی یه مقدار خیلی کمی پایین تره ، ولی راستش هنوز یه مقدار گیجم و نمیتونم خیلی خوشحال باشم .هنوز سایه ی اون حرف دکتر رو که گفت ما هیچ کاری نمیتونیم بکنیم و بهتره برگردی خونه رو کنارم احساس میکنم. انگار نمیتونم کاری کنم که چشمم به این سایه نیوفته.

کیا زندگی همینه. همین اتفاقات و همین تصمیم گیریهای بزرگ. مهم نیست با تصمیمی که می گیریم ببریم یا ببازیم. مهم اینه که تصمیم گرفتی و این یعنی اینکه ادامه میدم هرچند بدونم آخرش سوخت میشم … راستی یه چیز دیگه، منصفانه بخوایم نگاه کنیم ۳% درصد کمی نیست حتی میشه گفت خوبه و امیدوار کننده
به خودت و دوستیت افتخار می کنم. دوستت دارم:love



حرف زدن برات تو این لحظه خاص یه جورایی زر مفت زدنه.
حتی پیشم نیستی که دستات رو تو دستم بگیرم و سعی کنم بهت زندگی تزریق کنم.
میدونم رو لبه تیغی .من جای تو باشم درمان جدید رو انتخاب می کنم،چیزی برای از دست دادن وجود داره؟ فکر نمی کنم وقتی قراره منطقا چندماه دیگه همه چیز تموم شه! درمانی که تو دنیا به یک نفر جواب داده رو انتخاب کن چرا تو دومی نباشی عزیزکم؟
کیا از من به تو نصیحت نذار و نخواه وارد بازی که خدا باهات راه انداخته بشی. اگه خودت بخوای شش ماه که سهله سالها زندگی می کنی دیدی میگن اگه بفهمن ترسیدی حمله می کنن(چه انسان چه حیوون)؟نذار کسی تسلیم شدنت رو ببینه حتی خودت.
فقط زندگی کن بچه جون کاسه چه کنم دستت نگیر که فردا چی میشه.
با بدنت حرف بزن سر عقل بیارش که به درمان جواب بده بهش اطمینان بده که تو هم کمکش می کنی اونم راه بیاد بفهمه تنهاش نذاشتی…برای چی برگردی؟برای خداحافظی؟برنگرد ایران اینجوری یعنی پایان خط رو قبول کردی و باختی.
کیا، من بهت ایمان دارم بجنگ خواهش می کنم نا امیدم نکن یادته چقدر به من امید میدادی؟عزیزکم نمی خوای دوباره سقوط کنم که؟ نذار اشکم دوباره بند نیاد بیا با هم بجنگیم اصن بیا بازی ببینیم کی می تونه پوز مهمون ناخونده اش رو زودتر بزنه .بیا دوتایی ثابت کنیم جایی که علم وا داده و عذر خواسته ما با قدرت روحیمون تونستیم جواب بگیریم و زدیم تو تمام فرمولها و منطقشون…باشه؟تنهام نذار،باشه؟
.بهت گفته بودم اگه زود ازدواج کرده بودم الان پسری تو قد و قامت تو می تونست مال من باشه؟ پس بیا و بخاطر این مادر مجازیت تسلیم نشو …. خواهش می کنم.
تمام روح من با تواه .دوستت دارم :love پسرک دوست داشتنی من.
لطفا هروز شده یه شکلک بفرستی هم من و بی خبر نذار.
عاجزانه ازتون می خوام به هرچیزی که معتقدید برای پسرکم دعا کنید و انرژی بفرستید.
____________________________
جمعه:
تمام دیشب رو بهت فکر کردم و حتی با گریه خوابیدم ولی اگه منی که بیرون گود نشستم نتونم قوی باشم از تو پسرک ۱۶ ساله ام چه انتظاری دارم؟ خیلی زود درگیر این مبارزه و تصمیم بزرگ شدی ولی شدی و کاریش هم نمی شه کرد فعلا شرایط همینه.
بخوام امید واهی بدم نامردی کردم در حقت فقط می تونم خواهش کنم بجنگی بذار مرگ و زندگی رو خودت انتخاب کنی نذار چیزی بهت تحمیل بشه و دست بسته بمونی. میدونم قوی تر و محکم تر از این حرفهایی هیچ وقت نوشته هات رو به چشم یه کوچولو نخوندم همیشه فکر کردم مخاطب اونورخط یه مَرده پخته ست که میدونه زندگی یعنی چی. می فهمه چی از زندگیش می خواد.
خدا بدبازی رو باهات شروع کرده ولی بهش نشون بده از پسش برمیای هرچند سخت تر از این.
دوستت دارم.
پ.ن: از هر کلمه ایی که به متاستاس یا چه میدونم متاستاز …ربط پیدا کنه متنفرم.:sick



با صدایی آهسته و نجوا گونه می گم:
- امروز اسپاسم خیلی زیاده؟
- چی احساست امروز زیاده؟:thinking (بیب…بیب…بیب)
کمی بلندتر – نه بابا، اسپاسمم، اسپاسم پاهام زیاده.
- من اگه شانس داشتم….. جای اینکه احساس خانم زیاد باشه اسپاسمش زیاده.:oh
پ.ن: لطفا ذهن بازیگوش و شوخ چشمتون! رو صدا کنید پیش خودتون. تمام این مکالمه پای تلفن اتفاق افتاده.:teeth:devil
حال میکنید تو تعطیلات هم براتون آپ می کنما …این است قدرت ام اس آمیخته با کورتن.



امروز روز جهانی “ام اس ” ه.
تکلیفم معلوم نیست. باید به خودم و شمایی که درگیری تبریک بگم؟ باید به خودم ببالم که خدا این کوفتی رو گذاشت تو کاسه ام تا منم مثل خیلی های دیگه، مهندسا ، دکترا یا کارمندا… یه روزی داشته باشم مال خودِ خودم و پزش رو بدم که امروز روز جهانی منه؟
شما بگو لطفا .باید چیکار کنم؟تبریک بگم؟
از یه طرف دیگه فکر می کنم اگه تیک نخورده بودم، الان ویولتی وجود داشت که بشینه سر صبر هرچی به ذهن هذیون زده اش میرسه بریزه رو این صفحه بنفش و تو نوعی که جسارت این مدل حرف زدن وحتی فکر کردن بهش رونداری حالش رو ببری؟
الان منم یه زنی بودم مثل خیلی خانم های دیگه که دغدغه ام شام چی درست کردن بود یا فردا امتحان جان نثار چی میشه! ( خودم رو می شناسم و با توجه به حساسیتهام حتما یه همچین چیزایی نگرانیم بود).
ولی الان وقت دارم بشینم فکر کنم به خودم و آینده ام و جامعه. سعی کنم حلاجی کنم و خودم رو سطح نگه دارم و تاثرگذار باشم نه تاثیرپذیر.
مفهوم اعطای زندگی دوباره رو کامل فهمیدم. فهمیدم طلب مرگ کردن از ته ته دل بدون ذره ایی پشیمونی یا ترس یعنی چی؟ بهم فرصت دادی تا دوباره لذت بدست اوردن بدیهیاتی مثل زانو خم کردن،سرفه کردن یا حتی درست حرف زدن رو دوباره و تو سن بزرگسالی و عقل رسی بچشم.
یادم دادی ببخشم و از لحظه ام لذت ببرم و روی ۲ دقیقه بعد سالم بودن سرمایه گذاری نکنم. نشونم دادی که میشه سالم چشم فروبست و نابینا چشم بازکرد و همه چیز این دنیا بند لحظه ست.
این قدرت رو بهم دادی که حسم و فکرم رو منتقل کنم و این احساس دیده شه و حتی تقدیر و تحسین هم بشه.
میدونم، من و برگزیدی. سعی می کنم بین ملیونها اسپر.می که هجوم میارن من یکی گوی سبقت رو ببرم ودرست جذب کنم تا آدم شم…قول میدم.
پس شاید جا داره تبریک بگم….. روزم مبارک.
پ.ن: می خوام برم مسافرت سعی می کنم آن لاین بمونم.



این نوشته ماهها پیش در اوج عصبانیت نوشته شد ولی هیچوقت پابلیش نشد تا دوباره دیدن یه ژانگولر بازی مجازی که طرف قد سوسکه ولی مجازی خودش رو تو قد و قامت آرنولد جا میزنه، همه چیز رو دوباره یادآوری و زنده کرد و دیدم بد نیست اون روی خشن و نتراشیده ام رو دوباره به منصه ظهور بذارم و بگم چقدر با این عشق ورزی ها و خیانتهای مجازی مشکل دارم و هیچ رقمه تو کَتم نمیره که این با اون(مجازی-حقیقی) فرق می کنه و عملی اتفاق نیفتاده که …
بعد این نوشته های پروانه ایی می چسبه:teeth
______________________-
بعضی آدمها ذاتا جل.قی اند.
آدمهایی که ترجیح میدن خودشون رو از رویارویی با یک رابطه واقعی کنار بکشن و خودشون رو پشت یک رابطه کاملا مجازی قایم کنن.
کسانی که اصطلاحا پای ثابت لاس خشکه اند(با عرض معذرت) کسانی که با پیشرفت تکنولوژی جون میدن برای ارتباطاتت چتی،ایمیلی و تازگی هم اس ام اسی.
تمام تصورات رومنسشون رو خالی می کنن تو چند خط تایپ جملات احمقانه داغ!!! و می فرستن تو میل باکس یا تلفن معشوق.
اینجور آدمها نه عرضه و جربزه به واقعیت درآوردن تصورات داغ و نامتعارفشون رو دارند نه می تونن یه گوشه بشینن و جیک نزنن و عین بچه آدم ماستشون رو بخورند. پس چیکار می کنن؟ خودارضایی مجازی یا همون سایبر بهترین کاره.
حرفی رو که میشه با ۲ دقیقه تماس تلفنی زد با رد و بدل کردن ۲۰ تا اس ام اس میزنن. یا بدتر از این ارتباطات معمولی ،خیانتشون به همسر مربوطه رو هم از رختخواب میکشن بیرون و پخش می کنن رو نت یا در قالب اس ام اس به معشوق مجازی!!
تا جاییکه نحوه عملکردشون رو تو رختخواب شرح و بسط میدن مثلا تو ایمیل !!… من نمی فهمم این کلاه شرعی گذاشتن سر خودمونه یا خدا یا همسر مربوطه؟
اگه عرضه اش رو داری بسم الله برو حقیقی مشغول باش… با اینکار چی و می خوای ثابت کنی؟ می خوای وجدان درد نگیری که عمل فیزیکی انجام ندادی پس خیانتکار نیستی؟پس اسم این خودارضایی دقه به ثانیه با فکر یه اجنبی یعنی چی؟ صکس فقط جسمی ه؟پس صکس روحی ول معطله و هیچکاره؟



یه موقع هایی یه بغض کوچولو گره میخوره ته گلوم و نی نی چشمام برق میزنه و سعی می کنم با پلک زدن پرده اشک رو بزنم کنار و آه می کشم ، چرا که …من دیوونه تو رو دوست دارم.


سعید مدرس-برگرد به من

لینک دانلود