کندوی نگاهت

هروقت این آهنگ رو می شنوم حالم دگرگون میشه. چشمام نمناک میشه از غمی شیرین. دلم می خواد تو خلسه فرو برم و با افکار شیرین ولی گَس و تصویر سازیم تنها باشم. مثل مزه خرمالویی شیرینی که آخرش دهنت رو گُس می کنه.
این آهنگ یه عشق پوشیده در شرم رو برام تداعی می کنه. عشقی که از نوجوونی ریشه گرفته یه چیزی تو مایه های سعید و لیلی ِ دائی جان ناپلئون. ولی هیچوقت وصالی زمینی نداشته و همیشه نرسیدن بوده و حسرت و نگاهها و عاشقی های دزدکی و دورا دور و گذشت زمان و دوری فیزیکی ولی ...
پس از گذشت سالها و فراز و نشیبهای بسیار در یک خلوت بعدازظهر تابستان پشت اُرسی های کشیده شده، تو هوای گرم و نمناک به وصال می انجامه.
نازنین ناسروده ،ای دلیل عاشقانه، با تو ساده میرسم من، از ترانه به ترانه
خواستن تو یه دریچه...............واسه کشف این معماست
خواهش و تمنا تو چشماشون موج میزنه عادت ندارن احساسشون رو با کلمات نتقل کنن . این سالها فقط نگاه بوده و نگاه ... چنگ می اندازه و ...
سهم من از تو نگاهت، سهم تو تمام من شد...
این قسمت شعر به نظرمن لحظه اوج رو تفسیر می کنه. وقتی نگاه ها در هم گره خورده و کاملا طرف رو به دست آوردی و اون لحظه مال خودته مال خود خودت.

با تو رو خاک بهشتم حتی تو هرم جهنم... اگه گیج و گنگ حرفام، پیش چشمای تو لالم ،
عمریه که بیقراره فتح پاسخ سئوالم...

حالا یه سئوال پیش میاد، نرسیدن شیرین تره یا وصال؟

قبلا این آهنگ رو گذاشته بودم

رضا یزدانی- عزیز نانوشته


لینک دانلود

بیربط نیست اگه آقای گلرویی این شعر رو بعد از یک هم آغوشی داغ و هیجان انگیز سروده باشه.