


آروم آروم از کنار ديوار و با کمک دستهاش و واکرم قدم بر ميدارم تا برسم به ماشين. نگاهم مي افته به ليوان پلاستيکي يک بار مصرفي که رو لبه پنجره پارکينگ خونه ايي جا گذاشتن.
- يکي ظرف آزمايش ادرارش رو گذاشته اينجا!!!!
از زير چشم مسير نگاهم رو تعقيب ميکنه و مي خوره به ليوان!
- بچه جون جاي اينکه حواست به دور و برت باشه، زير پات رو نگاه کن سکندري نخوري...
اينم از نعمات آهسته و پيوسته رفتن... همه چي رصد ميشه.
_____________________
شرکت برای عموم آزاد است
خ نجات الهی (ویلا)- نبش ورشو- خانه شهریاران جوان
پنج شنبه 7 آبان-ساعت 16-18
_______________
خیلی خیلی گرفتارم حتی نمی رسم جواب ایمیل یا کامنت بدم.